پارچه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پارچه به تاروپودهای درهم تنیده از الیاف
پنبهپنبه: گیاهى معروف است
،
پشمپوشش روی پوست حیواناتی مانند گوسفند و شتر را پشم گویند
و مانند آن گفته می شود. از آن به مناسبت در باب‌های ، ،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
،
شفعهشفعه يکي از حقوقي است که بوسيله آن شریک مي تواند سهم فروخته شده شريک خود را تملک کند
و سخن رفته است.


تکفین میّت در پارچه



واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
در سه تکه پارچه (پیراهن، لنگ و سرتاسری)
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
شود.

انداختن پارچه بر روی جنازه



انداختن پارچه روی
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
پس از
مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
[۲] العروة الوثقی،ج۱، ص۳۷۵.
و گرفتن آن بر روی
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
هنگام
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
میّت
زنزن مقابل مرد است
، است.
[۳] العروة الوثقی،ج۱، ص۴۴۰.

از غائط با هرچه که را برطرف می‌کند، از جمله پارچه است.
بر مستحاضه‌ی متوسطه برای
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
صبح و مستحاضه‌ی کثیره برای نماز صبح، همچنین ظهر و
عصرعصر در سه معنا به کار رفته‌است: فاصله زمانی بین زوال خورشید تا غروب آن؛بخش پایانی روز و فشردن
و مغرب و عشا واجب است پنبه‌ی داخل
فرجفرج آلت تناسلی مادینه را می‌گویند
و پارچه‌ی روی آن را عوض کند.
جنینجنین‌ مرحله ای از رشد در رحم مادر است
شده‌ای که
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
در او دمیده نشده (چهار ماهش کامل نگشته) است کفن نمی‌شود، لیکن واجب است در مثل پارچه‌ای پیچیده و دفن گردد. برخی این عمل را از جهت
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
، واجب دانسته‌اند.
عضوعضو به جزئی از بدن انسان گفته می شود
جدا شده از میّت اگر تنها گوشت یا پوست بدون استخوان باشد- بنابر آنچه از مشهور نقل شده- در پارچه‌ای پیچیده و دفن می‌شود.
[۷] مستمسک العروة،ج۴، ص۱۱۲.

اگر تکه‌ی جدا شده همراه استخوان و از غیر
سینه‌یسینه در دو معنای ‏ بخش بالایى تنه و پستان به کار می‌رود که از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حدود و دیات سخن گفته‏اند
میّت باشد در
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
کفن کردن آن و یا پیچیدن در پارچه اختلاف است.
[۹] مستمسک العروة،ج۴، ص۱۱۲-۱۱۴.


تطهیر پارچه نجس با آب قلیل



برای پارچه‌ی با
آب قلیلبه آّبی که کمتر از مقدار کر باشد آب قلیل گفته می‌شود
، فشردن آن جهت خروج
غسالهغُساله، آب جدا شده از شی‌ء نجس هنگام شستن آن می باشد
لازم است.
[۱۰] مستمسک العروة،ج۶، ص۱۳۸.


سجده بر پارچه



بر پارچه از این جهت که لباس از آن تهیّه می‌شود جایز نیست.
[۱۱] مستمسک العروة،ج۸، ص۴۲۱.


صحّت معامله پارچه



در
صحتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
خرید و فروش پارچه، مشاهده‌ی آن کفایت می‌کند و نیازی به متر کردن آن نیست.
[۱۲] مستمسک العروة،ج۲۲، ص۴۲۹.


بیع سلف در پارچه



بیع سلفبیع سلف به معامله‌ی کالای مدّت‌دار به بهای نقد گفته می شود
در پارچه در صورت معیّن بودن ‌مقدار پارچه با متر و مانند آن جایز است. البتّه نوع، پهنا، نرمی و زبری پارچه و غیر آن از اوصاف برطرف‌کننده
جهالتکلمات کلیدی: قرآن، جهل، جهالت، مذمت جاهل، تأثیرات جهل و زدودن آن
نیز باید معلوم باشد.
[۱۳] مستمسک العروة،ج۲۴، ص۲۹۷.
[۱۴] مستمسک العروة،ج۲۴، ص۲۸۶.


قیمی یا مثلی بودن پارچه



فقهای‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
پیشین پارچه را
قیمیقیمی چیزی است که قیمت اجزاء آن متساوی نباشد مانند حیوان و اراضی و اشجار
می‌دانستند؛ لیکن معاصران، آن را مثلی می‌دانند. علّت آن این است که در گذشته چون پارچه با دست بافته می‌شد، پارچه‌های موجود کمتر به یکدیگر شباهت داشتند؛ ولی امروزه در پرتو ماشینی شدن دستگاه‌های بافندگی، پارچه‌های مشابه یکدیگر از لحاظ مواد اوّلیه و شکل، فراوان است.

شفعه بودن پارچه



در جریان
حقحق در سه معنا استعمال شده است
شفعه در مثل پارچه- که از اموال منقول به شمار می‌رود- اختلاف است.

تقسیم پارچه مشترک



اگر در پارچه‌ی مشترک میان دو نفر- که با بریدن از ارزش آن کاسته نمی‌شود- یکی از آنان خواستار تقسیم آن باشد، دیگری حقّ ندارد، و در صورت امتناع بر آن
اجباراجبار از ماده جبر است و به آن الجاء هم گفته‌اند
می‌شود.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام،ج۴، ص۱۵۸- ۱۵۹.    
۲. العروة الوثقی،ج۱، ص۳۷۵.
۳. العروة الوثقی،ج۱، ص۴۴۰.
۴. جواهر الکلام،ج۲، ص۴۰.    
۵. جواهر الکلام،ج۴، ص۱۱۴-۱۱۵.    
۶. العروة الوثقی (و حواشی)،ج۲، ص۳۲.    
۷. مستمسک العروة،ج۴، ص۱۱۲.
۸. جواهر الکلام،ج۴، ص۱۰۴-۱۰۶.    
۹. مستمسک العروة،ج۴، ص۱۱۲-۱۱۴.
۱۰. مستمسک العروة،ج۶، ص۱۳۸.
۱۱. مستمسک العروة،ج۸، ص۴۲۱.
۱۲. مستمسک العروة،ج۲۲، ص۴۲۹.
۱۳. مستمسک العروة،ج۲۴، ص۲۹۷.
۱۴. مستمسک العروة،ج۲۴، ص۲۸۶.
۱۵. تحریر الوسیلة،ج۱، ص۶۵۳.    
۱۶. منهاج الصالحین (خوئی)،ج۲، ص۱۹.    
۱۷. جواهر الکلام،ج۳۷، ص۲۴۱-۲۴۲.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام،ج‌۲، ص۲۳۹-۲۴۰‌.    




جعبه ابزار