گرایش‌های تفسیری

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جریان‌ تفسیرنویسی مسلمانان‌ در دوره جدید (دوره مواجهه جهان‌ اسلام‌ با جهان‌ غرب‌ ) نه‌ تنها کُند یا متوقف‌ نشده‌، بلکه‌ سرعت‌ بیشتری گرفته‌ و علاوه‌ بر استمرار شیوه‌ها و گرایشهای گذشته‌ و پدید آمدن‌ آثاری با همان‌ الگوها و بعضاً بازنویسی برخی تفاسیر قدیم‌ ، انواع‌ دیگری از تفسیر و دیدگاهها و روشهای جدید در قلمرو پژوهشهای قرآنی پدید آمده‌ است‌.


تجددخواهی

[ویرایش]

تفسیرنویسی جدید، که‌ ریشه‌ در تجددخواهی جهان‌ اسلام‌ دارد، همان‌ اهداف‌ کلی تجددخواهی را دنبال‌ کرده‌ است‌، از قبیل‌ ایجاد وحدت‌ در میان‌ مسلمانان‌ برای مبارزه‌ با غرب‌ استعمارگر ، خرافه‌زدایی از باورهای مسلمانان‌ و بر‌گرداندن‌ آن‌ به‌ راه‌ و رسم‌ سلف‌ و هماهنگ‌ ساختن‌ آموزه‌های دین‌ اسلام‌ با علم‌ و یافته‌های جدید دانش‌ بشری .
[۱] حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۱۱، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
تفسیرنویسی جدید از حیث‌ انگیزه‌ با تفسیرنویسی در روزگار گذشته‌ تفاوت‌ چندانی ندارد اما آنچه‌ آن‌ را از تفسیرنویسی قدیم‌ متمایز می‌سازد اهداف‌ و موضوعات‌ و روشهای آن‌ است‌.
آنچه‌ موجب‌ شد قرآن‌ محور پژوهشهای تجددخواهان‌ در این‌ دوره‌، خاصه‌ در میان‌ اهل ‌سنّت‌ ، قرار گیرد این‌ اعتقاد بود که‌ قرآن‌ بر دیگر منابع‌ اندیشه اسلامی (از قبیل‌ حدیث‌ و قیاس‌ و اجماع‌ ) اولویت‌ دارد.
[۲] حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۲۵، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
در مجموع‌ تفاسیر و پژوهشهای تفسیری جدید، با وجود اختلافات‌ و پراکندگیها، این‌ سه‌ عنصر مشترک‌ دیده‌ می‌شود: تلاش‌ برای ارائه تفسیری معقول‌ از قرآن‌، کوشش‌ در جهت‌ خرافه‌زدایی و افسانه‌زدایی از ساحت‌ قرآن‌، و تلاش‌ برای عقلانی ساختن‌ بنیادهای نظری دین‌ یا اصول‌ و بنیادهایی که‌ به‌ قرآن‌ ارجاع‌ می‌شوند یا به‌ کمک‌ آن‌ توجیه‌ می‌گردند.
[۳] دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۱۴، ص۲۴۲، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
آنچه‌ در این‌ راه‌ به‌ کمک‌ آغازکنندگان‌ این‌ جریان‌ آمد و تا حدی به‌ کار آنان‌ مشروعیت‌ بخشید عبارت‌ بود از استفاده‌ از شیوه مرسوم‌ فقیهان‌ در بررسی دقیق‌ روایات‌ مشکوک‌ یا مجعولی چون‌ اسرائیلیات‌ که‌ به‌ تفاسیر راه‌ یافته‌ بود و نیز به‌ کار گرفتن‌ شیوه جدید تحقیق‌ متون‌ تاریخی و ادبی که‌ بسیاری از گزارشهای مشکوک‌ و مجعول‌ را بی‌اعتبار می‌کرد.
[۴] حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۲۷، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.


شکل پردازش

[ویرایش]

مجموعه‌ نوشته‌های تفسیری معاصر را از حیث‌ شکل‌ پردازش‌ میتوان‌ به‌ دو دسته اصلی تقسیم‌ کرد: کتابهای مفصّلی که‌ به‌ تفسیر تمام‌ یا بخش‌ عمده سوره‌ها و آیات‌ قرآن‌ از دیدگاه‌ جدید می‌پردازند و کتابها یا رساله‌ها و مقالاتی که‌ روش‌ جدیدی در تفسیر پیشنهاد می‌کنند بی آنکه‌ آن‌ را با کل‌ قرآن‌ یا بخش‌ عمده آن‌ تطبیق‌ دهند.
دسته دوم‌ اگر چه‌ از مقبولیت‌ دسته اول‌ برخوردار نیستند، اهمیت‌ آنها از حیث‌ روش‌ پیشنهادی و نتایج‌ حاصل‌ از آن‌ کمتر از دسته اول‌ نیست.
[۵] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۲۷، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
در دسته اولِ آثار تفسیریِ دوران‌ جدید، رویکردهای متمایزی همچون‌ رویکرد سلفی، رویکرد عقلی ـ اصلاحی و رویکردِ تفسیر برای تغییر شایان‌ ذکرند.

رویکرد سلفی

[ویرایش]

رویکرد سلفی در تفسیر، مبتنی بر آرای مفسران‌ کهن‌ و سنّت‌ مأثور و سیرت‌ سلف‌ صالح‌ است‌ و اگر چه‌ به‌ نوعی ادامه سنّت‌ تفسیری قدیم‌ محسوب‌ می‌شود،
[۶] عبدالمجید عبدالسلام‌ محتسب‌، اتجاهات‌ التفسیر فی العصر الرّاهن‌، ج۱، ص‌ ۴۱، عمان‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
نوع‌ تلقی‌ا‌ش‌ از کتاب‌ و سنّت‌ متمایز از شیوه تفسیری مرسوم‌ است‌.
در واقع‌، مفسران‌ سلفی تمسک‌ به‌ سنّت‌ را ضامن‌ وحدت‌ فرهنگی و فکری مسلمانان‌ و سدّی در برابر هجوم‌ بیگانگان‌ می‌دانند.
[۷] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۲۷، دارالبیضاء ۱۹۹۷.


← مفسران‌ سلفی


مهمترین‌ مفسران‌ سلفی عبارت‌اند از: شَنقیطی (متوفی ۱۳۵۲ ش‌)، دانشمند و مفسر موریتانیایی، صاحب‌ تفسیر ناتمامِ اضواءالبیان‌ فی ایضاح‌القرآن‌؛ عبدالرحمان‌بن‌ ناصر آل‌سعدی الناصری (متوفی ۱۳۳۶ش‌)، فقیه‌ اهل‌ عربستان‌ ، صاحب‌ تفسیر تیسیرالکریم‌ الرحمان‌ فی تفسیر کلام‌المنّان‌؛ محمدطاهر بن‌ عاشور (متوفی ۱۳۵۲ش‌)، فقیه‌ و مصلح‌ مشهور تونسی، صاحب‌ تفسیرِ التحریر والتنویر در سی مجلد که‌ مهمترین‌ تفسیر در مغرب‌ عربی محسوب‌ می‌شود؛
[۸] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌۳۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
محمدعلی صابونی نویسنده تفسیر روائع‌البیان‌ فی تفسیر آیات‌الاحکام‌ فی القرآن‌.
در ایران‌ و عالم‌ تشیع‌ نیز دو مفسر با گرایش‌ سلفی شایان‌ ذکرند: محمدحسن‌ شریعت‌ سنگلجی (متوفی۱۳۲۲) با کتاب‌ کلید فهم‌ قرآن‌ و یوسف‌ شعار (متوفی ۱۳۵۲) با کتاب‌ تفسیر آیات‌ مشکله قرآن‌.

رویکرد عقلی ـ اصلاحی

[ویرایش]

رویکرد عقلی ـ اصلاحی ــ که‌ در واقع‌ جزئی از رویکرد سلفی است‌
[۹] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۴۱، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
ــ به‌ سبب‌ توجه‌ به‌ عقل‌ و معتبر دانستن‌ آن‌ در تفسیر، مکتب‌ عقلی در تفسیر نامیده‌ میشود.
[۱۰] فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۲، ص‌ ۷۳۰، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
رویکرد عقلی ـ اصلاحی، عقل‌ را هم‌مرتبه وحی قرار میدهد و در واقع‌، وحی را مکمل‌ عقل‌ می‌داند؛ از همین‌ رو، عقاید اسلامی را بر اساسِ احکام‌ عقلی و کشفیات‌ تمدن‌ غرب‌ تأویل‌ می‌کند و می‌کوشد کاستنِ فاصله بین‌ تمدن‌ اسلامی و تمدن‌ غرب‌ را توجیه‌ نماید.
[۱۱] فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۱، ص‌ ۸۰۹ ـ۸۱۰، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.


← بنیانگذار رویکرد عقلی ـ اصلاحی


نماینده‌ و بنیانگذار این‌ رویکرد محمد عبده‌ (متوفی ۱۳۲۳) بود که‌ خود تحت‌ تأثیر اندیشه‌ها و تعلیماتِ مصلحی چون‌ سیدجمال‌الدین‌ اسدآبادی قرار داشت‌ که‌ معتقد بود مسلمانان‌ به‌ جای کسب‌ هدایت‌ از قرآن‌ تنها به‌ کشف‌ ظواهر آیات‌ (مانند تفسیر باء بسمله‌ و نظایر آن‌ بسنده‌ کرده‌اند).
[۱۲] محمدپاشا مخزومی، خاطرات‌ جمال‌الدین‌ الافغانی الحسینی، ج۱، ص‌ ۱۶۰، بیروت‌ ۱۹۳۱.
عبده‌ تدریس‌ تفسیر قرآن‌ را از آغاز تا آیه ۱۲۵ سوره نساء ادامه‌ داد.
[۱۳] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
وی همچنین‌ جزء آخر قرآن‌ و سوره والعصر را تفسیر و به‌ طور مستقل‌ منتشر کرد.
هدف‌ عبده‌ از تفسیر، تبیین‌ مسائلی بوده‌ که‌ مفسران‌ در باب‌ آنها کوتاهی کرده‌اند
[۱۴] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴ـ ۱۵، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
وی تفاسیر کهن‌ را، که‌ بیشتر معطوف‌ به‌ بیان‌ ابعاد دستورِ زبانی و بلاغی قرآن‌ است‌، با روح‌ قرآن‌ ناسازگار و موجب‌ محروم‌ شدن‌ مردم‌ از فهم‌ درست‌ آیات‌ میداند.
[۱۵] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶ـ۲۷، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
آرای تفسیری عبده‌ مبتنی بر آرا و مواضع‌ اصلاح‌گرانه وی است‌ و چون‌ وی در مقام‌ تعارضِ عقل‌ و نقل‌، اولی را مرجَّح‌ دانسته، ‌
[۱۶] محمد عبده‌، رساله التوحید، ج۱، ص‌ ۴۵، بیروت‌ ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
تفسیر مأثور از دیدگاه‌ او چندان‌ معتبر نیست.
[۱۷] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۹ـ۱۰، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
بر اساس‌ همین‌ دیدگاه‌ عقلی است‌ که‌ وی به‌ کتابهای تفسیری قدما مراجعه‌ نمی‌کرده‌ و کلمات‌ و مفاهیمی چون‌ فرشته‌ و شیطان‌
[۱۸] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۹، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
[۱۹] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۱ـ۲۸۲، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
و سحر
[۲۰] محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌ ۵، ص‌ ۵۶۷، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
[۲۱] عبدالغفار عبدالرحیم‌، الامام‌ محمد عبده‌ و منهجه‌ فی التفسیر، ج۱، ص‌ ۲۵۵ـ ۲۵۸، (قاهره‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰).
و «حجارةٍ مِن‌ سِجّیل‌» و «طیراً اَبابیل‌»
[۲۲] محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌ ۵، ص‌ ۵۲۷ ـ۵۲۹، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
را به‌ گونه‌ای که‌ در نظر او عقل‌پذیر باشد تأویل‌ نموده‌ است‌.
عبده‌ ضمن‌ اعتقاد به‌ وحدت‌ موضوعی آیات‌ قرآن، ‌
[۲۳] محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌۲، ص‌۱۱، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
فهم‌ مراد خداوند را از آیات‌ قرآن‌ مبتنی بر به‌ کار گرفتن‌ دانشهایی چون‌ نحو و معانی می‌داند.
[۲۴] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲، ( تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
وی همچنین‌ توجه‌ به‌ بستر تاریخی واژه‌های قرآن‌ و کاربرد اولیه آن‌ها را اصل‌ مهمی در فرآیند فهم‌ مراد خداوند تلقی می‌کند.
[۲۵] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۱ـ۲۲، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.


← پیروان رویکرد عقلی ـ اصلاحی


از پیروان‌ این‌ رویکرد میتوان‌ به‌ این‌ مفسران‌ اشاره‌ کرد: محمد رشیدرضا،
[۲۶] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ( تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
(متوفی ۱۳۴۵)، مهمترین‌ شاگرد عبده‌ و صاحب‌ تفسیر ناتمام‌ المنار، که‌ در روش‌ و نگرش‌ عقلی به‌ قرآن‌ پیرو استادش‌ عبده‌ بوده‌
[۲۷] محمدحسین‌ ذهبی، التفسیر و المفسرون‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۵۱، قاهره‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
اما چنانکه‌ در مقدمه خود بر المنار
[۲۸] محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
می‌گوید در پاره‌ای موارد (مثلاً در استفاده‌ از روایات‌ صحیح‌ در تفسیر) با عبده‌ اختلاف‌ نظر دارد؛ محمد جمال‌الدین‌ قاسمی (متوفی ۱۳۳۳)، صاحب‌ تفسیر محاسن‌التأویل‌؛ محمد مصطفی المراغی (متوفی ۱۳۶۴)، شاگرد عبده‌؛ محمد عزّه‌ دَرْوَزه‌ (متوفی ۱۳۶۳ ش‌)، صاحب‌ التفسیر الحدیث‌ که‌ آن‌ را بر اساس‌ ترتیب‌ نزول‌ نوشته‌؛ عبدالحمید بن‌ بادیس‌ (متوفی ۱۳۵۹)، از متفکران‌ مصلح‌ الجزایر و رهبر جنبش‌ آزادیبخش‌ الجزایر در برابر استعمار فرانسه‌
[۲۹] عبدالمنعم‌ نمر، علم‌ التفسیر: کیف‌ نشأ و تطور حتی انتهی الی عصرناالحاضر، ج۱، ص‌ ۱۳۷، قاهره‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
که‌ بخشی از مباحث‌ تفسیری‌اش‌ با عنوان‌ مجالس‌التذکیر من‌ کلام‌الحکیم‌الخبیر منتشر شده‌ است‌؛ احمد مصطفی المراغی (متوفی ۱۳۷۲)، صاحب‌ تفسیر المراغی؛ عبدالعزیز جاویش‌، صاحب‌ اسرارالقرآن‌؛ عبدالکریم‌ خطیب‌، مؤلف‌ التفسیرالقرآنی للقرآن‌؛ و عبدالقادر مغربی (متوفی ۱۳۷۵) که‌ تفسیر جزء بیست‌ و نهم‌ قرآن‌ از او باقی مانده‌ است.
[۳۰] فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۱، ص‌۲۰۷، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
در شبه‌قاره هند نیز این‌ ابوالکلام‌ آزاد (متوفی ۱۳۷۹/ ۱۳۳۸ ش‌) دانشمند و محقق‌ و همرزم‌ گاندی در مبارزات‌ استقلال‌خواهانه‌ در برابر بریتانیا ، تفسیر ترجمان‌ القرآن‌ را به‌ اردو، متأثر از مکتب‌ عبده‌ تألیف‌ کرد.

رویکردِ تفسیر برای تغییر

[ویرایش]

همپای فرآیند نوسازی کشورهای اسلامی به‌ شکل‌ غربی، مبارزات‌ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی وسیعی در جهان‌ اسلام‌ پدید آمد که‌ از جمله آن‌ها به‌ مبارزات‌ گسترده گروههای اسلامی می‌توان‌ اشاره‌ کرد.
از ویژگیهای مشترک‌ این‌ گروهها محور قرار دادن‌ قرآن‌ بود و سردادن‌ شعار بازگشت‌ به‌ قرآن‌ و مبارزه‌ به‌ شکلهای مختلف‌ در راه‌ عملی کردن‌ احکام‌ آن‌.
این‌ حرکت‌ را شاید بتوان‌ تفسیر برای تغییر نامید.
حسن‌ البنا، بنیانگذار جمعیت‌ اخوان‌المسلمین‌ ، از جمله‌ این‌ افراد است‌ که‌ چند اثر در زمینه تفسیر با این‌ دیدگاه‌ دارد، از جمله‌: رسالتان‌ فی التفسیر و سوره الفاتحه‌ و مقاصد سوره البقره.
[۳۱] بهاءالدین‌ خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ج۱، ص‌ ۲۹، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌.


← شاخصترین‌ فرد در این‌ رویکرد


شاخصترین‌ فرد در این‌ رویکردِ تفسیری سید قطب‌ (متوفی ۱۳۴۵ ش‌)، از اعضای اخوان‌المسلمین‌، بود.
وی چند اثر قرآنی نوشت‌ که‌ مهمترین‌ آنها تفسیر فی ظلال‌القرآن‌ است‌.
اگر چه‌ او تحت‌تأثیر آموزه‌های رویکرد تفسیریِ عقلی ـ اصلاحیِ المنار بود، در بسیاری موارد با آن‌ مخالفت‌ کرد؛ از جمله‌ در باب‌ مفاهیمی چون‌ شیاطین‌ و ملائکه‌ از تأویلهای عقلی موجود در این‌ رویکرد خودداری ورزید و معتقد بود که‌ به‌ اموری از این‌ قبیل‌ باید بدون‌ چون‌ و چرا ایمان‌ آورد.
[۳۲] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۴، ص‌ ۳۰ـ۳۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
[۳۳] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۸، ص‌ ۶۷۰ـ۶۷۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
سید قطب‌ بر آن‌ است‌ که‌ مفسر باید از دخالت‌ دادن‌ پیشینِ عقل‌ در مواجهه‌ با داده‌های قرآنی امتناع‌ کند.
[۳۴] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۸، ص‌ ۶۷۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.


← رمزگشایی مفسر


از دیدگاه‌ سید قطب‌ همه سوره‌های قرآن‌ واجد موضوعی واحدند که‌ او آن‌ را «محور» نامیده‌ است‌
[۳۵] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج۱، ص‌ ۲۳، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
[۳۶] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۲، ص‌ ۶۲۳، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
[۳۷] سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۵، ص۱۲۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
وی قرآن‌ را چونان‌ متنی ادبی در نظر میگیرد که‌ مفسر وظیفه‌ دارد آن‌ را رمزگشایی کند اما رمزگشایی آن‌ تنها در توان‌ کسانی است‌ که‌ بتوانند قرآن‌ را تجربه‌ کنند و خود را مخاطب‌ آن‌ بدانند، نظیر مسلمانان‌ صدر اسلام‌ ؛ بنابراین‌، کسانی قدرت‌ فهم‌ قرآن‌ را دارند که‌ انگیزه تغییر را در سر داشته‌ باشند.
[۳۸] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۶۴ـ ۶۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
در واقع‌، سید قطب‌ سلفی اندیشی است‌ که‌ به‌ جای الگو قرار دادن‌ میراث‌ فرهنگی سلف‌، جهاد اسلامی مسلمانان‌ صدر اسلام‌ را سرمشق‌ قرار می‌دهد.
[۳۹] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۶۴ـ ۶۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.


← مهمترین مفسر با رویکرد اصلاح‌ برای تغییر در ایران


در ایران‌ و به‌ طور کلی در میان‌ شیعیان‌، مهمترین‌ مبارز و مفسری که‌ با رویکرد اصلاح‌ برای تغییر تفسیر نوشت‌ سید محمود طالقانی (متوفی ۱۳۵۸ ش‌) بود.
تفسیر پرتوی از قرآن‌ وی از آغاز تا آیه ۲۸ سوره نساء و سراسر جزء سیام‌ را در بر می‌گیرد.
هدف‌ طالقانی از نوشتن‌ این‌ تفسیر ــ که‌ حاصل‌ تلاش‌ فکری وی در دوران‌ زندان‌ و تبعید است ــ عبارت‌ بود از احیای تعالیم‌ قرآن‌ و باز گرداندن‌ آن‌ به‌ صحنه اندیشه‌ و عمل.
[۴۰] محمود طالقانی، پرتوی از قرآن‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳، تهران‌ ۱۳۴۵ ش‌.
در پاکستان‌ نیز ابوالاعلی مودودی متفکر و نویسنده شهیر (متوفی ۱۳۵۸ ش‌) تفسیر تفهیم‌ القرآن‌ را به‌ اردو، با همین‌ دیدگاه‌ نگاشت‌.

آثار تفسیری اهل ‌سنّت‌ در عصر حاضر

[ویرایش]

در مجموعِ تفاسیری که‌ در عصر حاضر در جهان‌ اسلام‌ نوشته‌ شده‌، تفسیرهایی وجود دارند که‌ نمی‌شود آن‌ها را به‌ طور مطلق‌ در یکی از رویکردهای یاد شده‌ جای داد، تفاسیری که‌ متأثر از فضا و مقتضیات‌ عصر جدیدند اما ضمن‌ استفاده‌ از دستاوردهای رویکردهای یاد شده‌، مقید به‌ چارچوب‌ هیچ‌کدام‌ از آن‌ها نیستند.
در میان‌ نویسندگان‌ اهل ‌سنّت‌ میتوان‌ به‌ آثار تفسیری محمود شلتوت‌ (متوفی ۱۳۴۲ ش‌/ ۱۹۶۳)، مُفتی اعظم‌ مصر، اشاره‌ کرد، از جمله‌: الی القرآن‌الکریم‌، مِنْ هُدَی القرآن‌ و تفسیرالقرآن‌الکریم‌.

آثار تفسیری شیعیان‌ در عصر حاضر

[ویرایش]

در میان‌ شیعیان‌ در این‌ زمینه‌ می‌توان‌ از تفسیر نوین‌ محمدتقی شریعتی ، برخی آثار مهدی بازرگان‌ ، تفسیر نمونه‌ (زیر نظر ناصر مکارم‌ شیرازی ) و التفسیرالکاشف‌ اثر محمدجواد مغنیه‌ نام‌ برد.
اما مهمترین‌ تفسیر شیعی در این‌ زمینه‌ تفسیر المیزان‌ ، اثر سید محمدحسین‌ طباطبائی ، است‌ که‌ در آن‌ از روش‌ تفسیر قرآن‌ به‌ قرآن‌ استفاده‌ شده‌ و نویسنده‌ ضمن‌ بهره‌گیری از آیات‌ قرآن‌ برای تفسیر آیات‌ دیگر از میراث‌ ادبی و تفسیری و حدیثی و کلامی گذشته‌ و دوران‌ معاصر نیز استفاده‌ کرده‌ و در عین‌ حال‌ که‌ به‌ معضلات‌ فکری و اجتماعی عصر حاضر توجه‌ نشان‌ داده‌ از فرو غلتیدن‌ به‌ قلمرو علم‌گرایی در امان‌ مانده‌ است.
[۴۱] بهاءالدین‌ خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ج۱، ص‌ ۱۱۵ـ۱۳۲، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌.


رویکرد ادبی

[ویرایش]

در دسته دوم‌ آثار تفسیری معاصر، که‌ متضمن‌ ارائه روشی برای تفسیر و بررسی قرآن‌ هستند، می‌توان‌ به‌ دو رویکرد ادبی و تأویلی و رویکردهای مستقل‌ کسانی چون‌ حسن‌ حنفی و محمد شُحرور اشاره‌ کرد.
رویکرد ادبی به‌ تفسیر قرآن‌ ــ که‌ رویکرد بیانی هم‌ نامیده‌ میشود و میکوشد قرآن‌ را از دیدگاه‌ ادبیِ صرف‌ بررسی کند ــ در واقع‌ ریشه‌ در رویکرد تفسیرِ المنار دارد که‌ بر این‌ جنبه قرآن‌ تأکید می‌ورزد.
[۴۲] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۷۹، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
اگر چه‌ توجه‌ به‌ بُعدِ ادبی قرآن‌ در سنّت‌ تفسیری قدیم‌ هم‌ وجود داشت‌، هدف‌ از توجه‌ به‌ آن‌ اثبات‌ اعجاز قرآن‌ بود اما در رویکرد ادبی، جنبه ادبی متن‌ قرآن‌ هدف‌ نهایی است‌
[۴۳] فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۳، ص‌ ۸۸۱ ـ۸۸۲، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
و آیات‌ قرآن‌ بی‌هیچ‌ انگیزه‌ و ملاحظه دیگری فقط‌ از حیث‌ زبانی و بلاغی بررسی و تفسیر می‌شوند.
[۴۴] امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۰، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
صاحبان‌ این‌ رویکرد هم‌ چون‌ اصحاب‌ رویکرد المنار هدف‌ اصلی تفسیر قرآن‌ را نمایان‌ کردن‌ جنبه هدایتی قرآن‌ می‌دانند اما در عین‌ حال‌ معتقدند که‌ پیش‌ از آن‌ مفسر باید عربی بودن‌ متن‌ قرآن‌ را در نظر بگیرد.
[۴۵] امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۲۹، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
[۴۶] شکری محمد عیاد، یوم‌الدین‌ و الحساب‌، ج۱، ص‌ ۶ـ۷، (بی جا ۱۹۸۰).
آنان‌ می‌کوشند مسئله اعجاز قرآن‌ را به‌ موضوعی بیانی و ادبی و درون‌ متنی تقلیل‌ دهند و همچنین‌ بر آن‌اند که‌ کشف‌ معنای قرآن‌، توجه‌ به‌ سیاق‌ و بافت‌ تاریخی و جنبه‌های روان‌شناختی و جامعه‌شناختی آن‌ را در ارتباط‌ با واقعیت‌ بر مفسر الزام‌ می‌کند.

← بنیانگذار این‌ رویکرد


بنیانگذار این‌ رویکرد امین‌ خولی، نویسنده‌ و محقق‌ صاحب‌ نام‌ مصری (متوفی ۱۳۴۵ ش‌)، است‌ که‌ مهمترین‌ آرای خود را در این‌ زمینه‌ در کتاب‌ مناهج‌التجدید فی النحو والبلاغه و التفسیر و الادب‌ (۱۹۵۱) و مقاله‌ای با عنوان‌ «التفسیر» در دائره المعارف‌الاسلامیه
[۴۷] دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۹، ص‌ ۴۱۱ـ ۴۳۸، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
آورده‌ است‌.
تفسیر ادبی مورد نظر خولی شامل‌ دو مرحله‌ است‌: در مرحله نخست‌، آیات‌ قرآن‌ برحسب‌ موضوع‌ کنار هم‌ نهاده‌ می‌شوند تا مقاصد قرآن‌ روشنتر گردد و در مرحله دوم‌، نخست‌ سرشت‌ تاریخی آیات‌ و واژه‌ها و سپس‌ عوامل‌ بیرونیِ ناظر به‌ متن‌ (محل‌ نزول‌ وحی و زندگی و فرهنگ‌ مخاطبان‌ اولیه قرآن‌) بررسی می‌شود
[۴۸] امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۵، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
و سرانجام‌ متن‌ قرآن‌ از حیث‌ واژگان‌ و عوامل‌ مختلف‌ تحول‌ معنایی آن‌ها و ترکیبات‌ و جملات‌ بررسی می‌گردد و در مورد سبک‌ و اسلوب‌ آیات‌ تحقیق‌ می‌شود.
[۴۹] امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۷ـ۲۳۹، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
شاگرد و همسر امین‌ خولی، عایشه‌ عبدالرحمان‌ بنت‌الشاطی (متوفی ۱۳۷۷ ش‌)، بر همین‌ سبک‌ و سیاق‌ آثاری پدید آورد که‌ مهمترین‌ آنها التفسیر البیانی للقرآن‌ الکریم‌ (اعجاز بیانی قرآن) است‌ که‌ در آن‌ شیوه تفسیر ادبی دنبال‌ شده‌ است‌.
محمداحمد خَلَف‌اللّه‌ (۱۳۷۷ ش‌/ ۱۹۹۸)، شاگرد دیگر امین‌ خولی، تحت‌ تأثیر رویکرد تفسیری وی کتاب‌ الفنّ القَصصی فی القرآن‌الکریم‌ را نوشت‌ که‌ در واقع‌ رساله دکتری وی بود.
وی با تطبیق‌ دادن‌ روش‌ تفسیری خولی بر قصه‌پردازی قرآن‌ کوشید تفسیری عقل‌پسند از آن‌ها عرضه‌ کند.
از دیدگاه‌ خلف‌اللّه‌ داستانهای قرآن‌ حکایاتی اخلاقی‌اند که‌ به‌ زبان‌ تمثیل‌ بیان‌ شده‌اند و ازینرو، گزارش‌ تاریخی نیستند؛
[۵۰] محمداحمد خلف‌اللّه‌، الفن‌ القصصی فی القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌ ۲۲، یلیه‌ عرض‌ و تحلیل‌ بقلم‌ خلیل‌ عبدالکریم‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
بنابراین‌، برای رها شدن‌ از مشکل‌ اسرائیلیات‌ و تأویلهایی که‌ برای توجیه‌ آنها ذکر شده‌ و نیز برای رسیدن‌ به‌ هدف‌ حقیقی اینگونه‌ قصص‌ باید آن‌ها را از قلمرو تاریخ‌ خارج‌ ساخت.
[۵۱] محمداحمد خلف‌اللّه‌، الفن‌ القصصی فی القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌ ۷۳، یلیه‌ عرض‌ و تحلیل‌ بقلم‌ خلیل‌ عبدالکریم‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
شکری محمد عیاد (۱۳۰۰ش‌ ـ ۱۹۲۱)، شاگرد دیگر خولی، نیز با نوشتن‌ کتاب‌ یوم‌الدین‌ و الحساب‌ (عنوان‌ دیگر آن‌: مِن‌ وصف‌القرآن لیوم‌الدین‌ و یوم‌الحساب‌) تلاش‌ کرد شیوه استاد خود را بر آیات‌ متعلق‌ به‌ قیامت‌ تطبیق‌ دهد.

رویکرد تأویلی

[ویرایش]

واپسین‌ رویکرد تفسیری در روزگار جدید رویکرد تأویلی نام‌ دارد که‌ در دو دهه آغاز قرن‌ پانزدهم‌ هجری قمری، در نقاط‌ گوناگون‌ جهان‌ اسلام‌ تکوین‌ و رشد یافته‌ است‌.
این‌ رویکرد از یک‌ سو در تلاشهای خولی و شاگردانش‌ و نیز تلاشهای تأویلی قرون‌ گذشته‌ ریشه‌ دارد و از سوی دیگر دستاوردهای اندیشه غربی را مغتنم‌ می‌شمرد.
[۵۲] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص۹۱، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
بر همین‌ اساس‌، تأویل‌ در این‌ رویکرد با تأویل‌ در میراث‌ اسلامی تفاوت‌ عمده‌ دارد.
تأویل‌ در این‌ رویکرد نوعی هم‌کنشی میان‌ متن‌ و خواننده متن‌ است‌
[۵۳] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۲، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
در واقع‌، در این‌ رویکرد قرآن‌ به‌ مثابه‌ پدیده‌ای فرهنگی در معرض‌ تأویلی قرار می‌گیرد که‌ ریشه‌ در دانشهای جدید دارد.
[۵۴] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۲، دارالبیضاء ۱۹۹۷.


← صاحبان‌ این‌ رویکرد


از مهمترین‌ صاحبان‌ این‌ رویکرد این‌ اشخاص‌اند: محمدارکون‌ ( ۱۳۰۷ ش‌ ـ ۱۹۲۸) صاحب‌ کتابهایی چون‌ قراءات‌القرآن‌ و الفکر الاسلامی: قراءه علمیه؛ نصر حامد ابوزید (۱۳۲۲ ش‌ ـ ۱۹۴۳) نویسنده کتابهایی چون‌ الاتجاه‌العقلی فی التفسیر، مفهوم‌النصّ، اشکالیات‌ القراءه و آلیّات‌التأویل‌ و النصّ، السلطه؛ و تا حدی فضل‌ الرحمان‌ (متوفی ۱۳۶۷ ش‌/ ۱۹۸۸) نویسنده آثاری در این‌ زمینه‌ از جمله‌ مضامین‌ اصلی قرآن.
[۵۵] احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۱ـ۱۰۴، دارالبیضاء ۱۹۹۷.

همچنین‌ باید از دو تن‌ دیگر از کسانی یاد کرد که‌ کوشیده‌اند روش‌ جدیدی برای مواجهه‌ با قرآن‌ و تفسیر آن‌ پیشنهاد کنند؛ نخست‌ حسن‌ حنفی که‌ آرای اساسی خود را در این‌ زمینه‌ در رساله دکتریاش‌ با عنوان‌ روشهای تفسیر و نیز در بخشی از کتاب‌ التراث‌ والتجدید آورده‌ است‌.
وی با نقد روش‌ پژوهش‌ شرق‌شناسان‌
[۵۶] حسن‌ حنفی، التراث‌ و التجدید موقفنا من‌ التراث‌ القدیم‌، ج۱، ص‌ ۸۶، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
و نیز نقد شیوه پژوهش‌ محققان‌ مسلمان‌ در مواجهه‌ با میراث‌ اسلامی
[۵۷] حسن‌ حنفی، التراث‌ و التجدید موقفنا من‌ التراث‌ القدیم‌، ج۱، ص‌ ۹۶، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
بر ضرورت‌ بازسازی این‌ روشها تأکید کرده‌ است‌.
او روش‌ جدیدی را در تفسیر پیشنهاد می‌کند که‌ میتوان‌ از آن‌ به‌ روش‌ اجتماعی در تفسیر تعبیر کرد.
[۵۸] حسن‌ حنفی، «التفسیر و مصالح‌ الامه: التفسیر الاجتماعی»، ج۱، ص‌ ۱۷۴، قضایا اسلامیه معاصره، ش۴ (۱۴۱۹/۱۹۹۸).
در این‌ روش‌ تفسیری، بخشهایی از قرآن‌ قرائت‌ و تفسیر میشود که‌ پاسخگوی نیازهای آدمی باشد.
[۵۹] حسن‌ حنفی، «التفسیر و مصالح‌ الامه: التفسیر الاجتماعی»، ج۱، ص‌ ۱۷۵، قضایا اسلامیه معاصره، ش۴ (۱۴۱۹/۱۹۹۸).
دوم‌ محمد شُحرور، مهندس‌ سوری، که‌ با عرضه کتابی با عنوان‌ الکتاب‌ و القرآن‌: قراءه معاصره (بیروت‌ ۲۰۰۰) کوشیده‌ است‌ طرح‌ تازه‌ای برای قرائت‌ و تفسیر قرآن‌ ارائه‌ کند.

ویژگی های تفسیری دوره معاصر

[ویرایش]

در مجموع‌ می‌توان‌ تلاشهای تفسیری مسلمین‌ را در دوره معاصر در هر دو دسته یاد شده‌ واجد سه‌ ویژگی دانست‌: الف‌) گسترش‌ یافتن‌ دامنه شمول‌ آثار تفسیری معاصر بر مخاطبانِ بیشتر، به‌ سبب‌ توسعه نهادهای مدنی جدید و تعلیم‌ و تربیت‌؛ ب‌) تعمیم‌ و انتقال‌ تفسیرنویسی از مراکز اسلامی قدیم‌ به‌ بعضی دیگر از نقاط‌ جهان‌ اسلام‌ (مناطقی چون‌ هند و پاکستان‌ و مغرب‌ و آسیای جنوب‌ شرقی)؛ ج‌) التفات‌ به‌ مسائلی که‌ پیش‌ از این‌ کمتر مورد توجه‌ مفسران‌ بود، نظیر مسائل‌ اخلاقی و اجتماعی و اقتصادی مبتلابهِ جامعه‌.
[۶۰] دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۴، ص‌ ۱۷۴، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
[۶۱] الیاس‌ کلانتری، دلیل‌ المیزان‌ فی تفسیر القران‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌.
[۶۲] احمد علی بابائی و رضا محمدی، فهرست‌ موضوعی تفسیر نمونه‌، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
[۶۳] اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما: روشی نو در ارائه مفاهیم‌ و موضوعات‌ قرآن‌، قم‌ ۱۳۷۱ ش‌.


فهرست منابع‌

[ویرایش]

(۱) حسن‌ حنفی، التراث‌ و التجدید موقفنا من‌ التراث‌ القدیم‌، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۲) حسن‌ حنفی، «التفسیر و مصالح‌ الامه: التفسیر الاجتماعی»، قضایا اسلامیه معاصره، ش۴ (۱۴۱۹/۱۹۹۸).
(۳) بهاءالدین‌ خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌.
(۴) امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
(۵) دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
(۶) محمدحسین‌ ذهبی، التفسیر و المفسرون‌، قاهره‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۷) محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
(۸) فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
(۹) شکری محمد عیاد، یوم‌الدین‌ و الحساب‌، (بی جا ۱۹۸۰).
(۱۰) محمود طالقانی، پرتوی از قرآن‌، ج‌ ۱، تهران‌ ۱۳۴۵ ش‌.
(۱۱) عبدالغفار عبدالرحیم‌، الامام‌ محمد عبده‌ و منهجه‌ فی التفسیر، ( قاهره‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰).
(۱۲) عبدالمنعم‌ نمر، علم‌ التفسیر: کیف‌ نشأ و تطور حتی انتهی الی عصرناالحاضر، قاهره‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۳) محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
(۱۴) محمد عبده‌، رساله التوحید، بیروت‌ ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
(۱۵) احمد علی بابائی و رضا محمدی، فهرست‌ موضوعی تفسیر نمونه‌، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
(۱۶) حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
(۱۷) سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
(۱۸) الیاس‌ کلانتری، دلیل‌ المیزان‌ فی تفسیر القران‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌.
(۱۹) عبدالمجید عبدالسلام‌ محتسب‌، اتجاهات‌ التفسیر فی العصر الرّاهن‌، عمان‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
(۲۰) محمداحمد خلف‌اللّه‌، الفن‌ القصصی فی القرآن‌ الکریم‌، یلیه‌ عرض‌ و تحلیل‌ بقلم‌ خلیل‌ عبدالکریم‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
(۲۱) محمدپاشا مخزومی، خاطرات‌ جمال‌الدین‌ الافغانی الحسینی، بیروت‌ ۱۹۳۱.
(۲۲) احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
(۲۳) اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما: روشی نو در ارائه مفاهیم‌ و موضوعات‌ قرآن‌، قم‌ ۱۳۷۱ ش‌.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۱۱، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
۲. حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۲۵، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
۳. دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۱۴، ص۲۴۲، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
۴. حمید عنایت‌، شش‌ گفتار در باره دین‌ و جامعه‌: «تجدد فکر دینی نزد اهل‌ سنت‌»، ج۱، ص‌۲۷، تهران‌ ۱۳۵۲ ش‌.
۵. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۲۷، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۶. عبدالمجید عبدالسلام‌ محتسب‌، اتجاهات‌ التفسیر فی العصر الرّاهن‌، ج۱، ص‌ ۴۱، عمان‌ ۱۴۰۲/۱۹۸۲.
۷. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۲۷، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۸. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌۳۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۹. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۴۱، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۱۰. فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۲، ص‌ ۷۳۰، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۱. فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۱، ص‌ ۸۰۹ ـ۸۱۰، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۱۲. محمدپاشا مخزومی، خاطرات‌ جمال‌الدین‌ الافغانی الحسینی، ج۱، ص‌ ۱۶۰، بیروت‌ ۱۹۳۱.
۱۳. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۱۴. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۴ـ ۱۵، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۱۵. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶ـ۲۷، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۱۶. محمد عبده‌، رساله التوحید، ج۱، ص‌ ۴۵، بیروت‌ ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
۱۷. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۹ـ۱۰، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۱۸. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۶۹، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۱۹. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۸۱ـ۲۸۲، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۲۰. محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌ ۵، ص‌ ۵۶۷، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
۲۱. عبدالغفار عبدالرحیم‌، الامام‌ محمد عبده‌ و منهجه‌ فی التفسیر، ج۱، ص‌ ۲۵۵ـ ۲۵۸، (قاهره‌ ۱۴۰۰/۱۹۸۰).
۲۲. محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌ ۵، ص‌ ۵۲۷ ـ۵۲۹، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
۲۳. محمد عبده‌، الاعمال‌ الکامله للامام‌ محمد عبده‌، ج‌۲، ص‌۱۱، چاپ‌ محمد عماره‌، ج۵‌ : فی تفسیرالقرآن‌، بیروت‌ ۱۹۷۳.
۲۴. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۲، ( تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۲۵. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۲۱ـ۲۲، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۲۶. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ( تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۲۷. محمدحسین‌ ذهبی، التفسیر و المفسرون‌، ج‌ ۲، ص‌ ۵۵۱، قاهره‌ ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۲۸. محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیرالمنار، ج‌ ۱، ص‌ ۱۶، (تقریرات‌ درس شیخ‌محمد عبده‌)، مصر، ج‌ ۱، ۱۳۷۳/۱۹۵۴، ج‌ ۲، ۱۳۷۶.
۲۹. عبدالمنعم‌ نمر، علم‌ التفسیر: کیف‌ نشأ و تطور حتی انتهی الی عصرناالحاضر، ج۱، ص‌ ۱۳۷، قاهره‌ ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۳۰. فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۱، ص‌۲۰۷، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۳۱. بهاءالدین‌ خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ج۱، ص‌ ۲۹، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌.
۳۲. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۴، ص‌ ۳۰ـ۳۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۳. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۸، ص‌ ۶۷۰ـ۶۷۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۴. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۸، ص‌ ۶۷۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۵. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج۱، ص‌ ۲۳، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۶. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۲، ص‌ ۶۲۳، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۷. سید قطب‌، فی ظلال‌ القرآن‌، ج‌ ۵، ص۱۲۱، بیروت‌ ۱۳۸۶/ ۱۹۷۶.
۳۸. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۶۴ـ ۶۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۳۹. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۶۴ـ ۶۵، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۴۰. محمود طالقانی، پرتوی از قرآن‌، ج‌ ۱، ص‌ ۱۳، تهران‌ ۱۳۴۵ ش‌.
۴۱. بهاءالدین‌ خرمشاهی، تفسیر و تفاسیر جدید، ج۱، ص‌ ۱۱۵ـ۱۳۲، تهران‌ ۱۳۶۴ ش‌.
۴۲. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۷۹، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۴۳. فهد بن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسیر فی القرن‌ الرابع‌ عشر، ج‌ ۳، ص‌ ۸۸۱ ـ۸۸۲، ریاض‌ ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
۴۴. امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۰، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
۴۵. امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۲۹، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
۴۶. شکری محمد عیاد، یوم‌الدین‌ و الحساب‌، ج۱، ص‌ ۶ـ۷، (بی جا ۱۹۸۰).
۴۷. دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۹، ص‌ ۴۱۱ـ ۴۳۸، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
۴۸. امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۵، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
۴۹. امین‌ خولی، الاعمال‌ الکامله، ج۱، ص‌ ۲۳۷ـ۲۳۹، ج‌۱۰: مناهج‌ تجدید فی النحو و البلاغه و التفسیر و الادب‌، (قاهره‌ ۱۹۹۵).
۵۰. محمداحمد خلف‌اللّه‌، الفن‌ القصصی فی القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌ ۲۲، یلیه‌ عرض‌ و تحلیل‌ بقلم‌ خلیل‌ عبدالکریم‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
۵۱. محمداحمد خلف‌اللّه‌، الفن‌ القصصی فی القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌ ۷۳، یلیه‌ عرض‌ و تحلیل‌ بقلم‌ خلیل‌ عبدالکریم‌، بیروت‌ ۱۹۹۹.
۵۲. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص۹۱، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۵۳. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۲، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۵۴. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۲، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۵۵. احمیده نیفر، الانسان‌ و القرآن‌ وجهاً لوجه‌، ج۱، ص‌ ۹۱ـ۱۰۴، دارالبیضاء ۱۹۹۷.
۵۶. حسن‌ حنفی، التراث‌ و التجدید موقفنا من‌ التراث‌ القدیم‌، ج۱، ص‌ ۸۶، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۷. حسن‌ حنفی، التراث‌ و التجدید موقفنا من‌ التراث‌ القدیم‌، ج۱، ص‌ ۹۶، بیروت‌ ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۸. حسن‌ حنفی، «التفسیر و مصالح‌ الامه: التفسیر الاجتماعی»، ج۱، ص‌ ۱۷۴، قضایا اسلامیه معاصره، ش۴ (۱۴۱۹/۱۹۹۸).
۵۹. حسن‌ حنفی، «التفسیر و مصالح‌ الامه: التفسیر الاجتماعی»، ج۱، ص‌ ۱۷۵، قضایا اسلامیه معاصره، ش۴ (۱۴۱۹/۱۹۹۸).
۶۰. دائره المعارف‌ الاسلامیه، قاهره‌: دارالشعب‌، ج‌ ۴، ص‌ ۱۷۴، (۱۹۶۹)، ذیل‌ «التفسیر تکمله‌» (از امین‌ خولی).
۶۱. الیاس‌ کلانتری، دلیل‌ المیزان‌ فی تفسیر القران‌، تهران‌ ۱۳۶۲ ش‌.
۶۲. احمد علی بابائی و رضا محمدی، فهرست‌ موضوعی تفسیر نمونه‌، قم‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۶۳. اکبر هاشمی رفسنجانی، تفسیر راهنما: روشی نو در ارائه مفاهیم‌ و موضوعات‌ قرآن‌، قم‌ ۱۳۷۱ ش‌.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «گرایش‌های تفسیری»، شماره۵۰۱۳.    



جعبه ابزار