• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

بررسی اهداف جهاد از دیدگاه قرآن (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف







بررسی اهداف جهاد از دیدگاه قرآن مبین دفاع از حق در برابر ظلم و تجاوز است و آن را وسیله‌ای مشروع و انسان‌دوستانه برای مقابله با تبهکاری می‌داند.
قرآن گروه‌های متجاوز، پیمان‌شکنان، مفسدان، سلطه‌جویان و تهدیدکنندگان امنیت مسلمانان را مشمول جهاد تدافعی دانسته و هدف آن را بازداشتن آنان از ستم و پایمال‌کردن حقوق می‌شمارد.
قرآن همچنین در کنار فرمان‌های سخت‌گیرانه علیه متجاوزان، امکان بازگشت، صلح و رعایت عدالت را یادآور می‌شود تا بر ماهیت انسان‌دوستانه و بازدارنده جهاد تأکید گردد.
یکی از مباحث مطرح شده در فقه سیاسی است.
قرآن در تبیین جهاد ابتدایی، آن را اقدامى هدفمند برای رفع موانع آزادی اندیشه و پایان‌دادن به سلطه‌گری و فتنه معرفی می‌کند.
این آموزه‌ها بر ضرورت رهایی ملت‌های ستمدیده و مقابله با نظام‌های استضعاف‌گر تأکید دارند.
جهاد همچنین به‌ عنوان پشتیبانی از نهضت‌های آزادی‌بخش و دفاع از مستضعفان در برابر ستم جهانی تبیین می‌شود.



بررسى اهداف جهاد از ديدگاه قرآن مبين شرايط مشروعیت و نيز بيانگر ماهيت انسان‌دوستانه آن مى‌باشد.
اين بررسى را مى‌توان در دو بخش دنبال نمود:

۱.۱ - اهداف جهاد دفاعى

الف - در زمينه اهداف جهاد دفاعی كه در موارد زير و تحت عناوين خاص در قرآن آمده و به خاطر دلالت ضمنى اين اهداف به موارد مشروعيت، بايد به دقت مورد بررسى قرار گيرد.

۱.۱.۱ - مشروعیت دفاع در برابر ظلم و تجاوز

قرآن دفاع را حق مشروع در برابر ظلم و تجاوز و تبهكارى مى‌داند و جنگ را به عنوان يک وسيله دفاع تجويز مى‌كند.
(اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ اِنَّ اَللّٰهَ عَلی نَصْرِهِمْ لَقَدیرٌ• اَلَّذینَ اُخْرِجُوا مِنْ دیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ اِلاّ اَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللّٰهُ‌.)
«رخصت به جنگجویان اسلام داده شد.
زیرا آن‌ها از دشمن ستم کشیده‌اند و خدا بر یاری آن‌ها قادر است.
آن مؤمنانی که به ناحق از خانه‌هایشان آواره شده جز آن‌که می‌گفتند پروردگار ما خدای یکتا است.»
ولی با وجود توصیه و تاکید در استفاده از حق مشروع دفاع، اسلام از زیاده‌روی و تجاوز از حدود این حق منع می‌کند.
(وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللّٰهِ الَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا اِنَّ اَللّٰهَ لا یُحِبُّ اَلْمُعْتَدینَ‌.)
«در راه خدا با آنان‌ که به جنگ و دشمنی شما برخیزند، جهاد کنید، لکن ستمکار نباشید که خدا ستمگر را دوست ندارد.»

۱.۱.۲ - مقابله با متجاوزان

گروه‌هایی را که نه منطق و نه پیمان، مانع از شیوه خصمانه‌شان نمی‌شود، متجاوز تلقی می‌کند و درباره این‌گونه متجاوزان، جنگ تدافعی را چنین دستور می‌دهد:
(فَاِذا انْسَلَخَ الْاَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ اُحْصُرُوهُمْ وَ اُقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ.)
«در برابر مشرکانی که نه به منطق و نه به پیمان تن در می‌دهند، هنگامی‌که ماه‌های حرام به اتمام رسید، جنگ را آغاز کنید و هر کجا آن‌ها را یافتید به سزای تجاوزگریشان برسانید و آن‌ها را دستگیر کنید و در محاصره بیندازید و در سنگرها و کمینگاه‌ها به‌شدت مراقبت کنید و زیر نظرشان بگیرید.»
سپس در پایان چنین فرمان به‌ ظاهر تندی، برای نشان دادن ماهیت انسانی دفاع، توصیه می‌کند:
(فَاِنْ تابُوا وَ اقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبیلَهُمْ اِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحیمٌ‌.)
مفاد آیه آن است که:
«اگر دشمنان به تجاوز و پیمان‌شکنی پایان دادند و بازگشتند، به حال خودشان بگذارید.»

۱.۱.۳ - مجازات محاربان و مفسدان

در برابر آن‌ها که به جنگ با خدا و راه خدا برخاسته‌اند و فساد در زمین و تبهکاری را شیوه خود قرار داده‌اند، چنین توصیه می‌فرماید:
(اِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یُحارِبُونَ اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَسْعَوْنَ فِی الْاَرْضِ فَساداً اَنْ یُقَتَّلُوا اَوْ یُصَلَّبُوا اَوْ تُقَطَّعَ اَیْدیهِمْ وَ اَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ اَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْاَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیا وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیمٌ‌.)
«تنها سزای شایسته برای آن‌ها که با خدا و پیامبر خدا به محاربه بر می‌خیزند و می‌کوشند در زمین فساد بپا کنند، این است که کشته شوند و یا به دار آویخته شوند و یا حد شرعی درباره آن‌ها اجرا شود (پاها و دست‌هایشان بریده شود) و یا تبعید گردند.
اینان در دنیا و در آخرت عذابی دردناک عایدشان خواهد شد.»

۱.۱.۴ - برخورد با پیمان‌شکنان متجاوز

در مورد پیمان‌شکنی و پیمان‌شکنان که آن‌ها را متجاوزی ماجراجو و شایسته سرکوب می‌شمارد، می‌فرماید:
(اَ لا تُقاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ وَ هَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّةٍ اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ‌.)
«آیا با گروهی که پیمانشان را شکسته‌اند، نمی‌جنگید؟
همان‌هایی هستند که بر خلاف تعهدی که کرده بودند به اخراج پیامبر همت گماردند.
این‌ها آن‌هایند که جنگ را آغاز کرده‌اند.
آیا از آن‌ها می‌ترسید؟
خدا شایسته‌تر است که از سزایی که می‌دهد بترسید، اگر شما مؤمن هستید.»

۱.۱.۵ - جهاد با یاران شیطان

سران و سردمداران تجاوز به حریم آزادی تفکر انسانی و همکاران شیطان را به جنگ فرامی‌خواند.
(فَقاتِلُوا اَوْلِیاءَ الشَّیْطانِ اِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً.)
«پس با دوستان شیطان نبرد کنید که مکر شیطان ضعیف است.»

۱.۱.۶ - مقابله با پیشوایان کفر و استکبار

پیشوایان کفر و استکبار، قدرت‌های سلطه‌جو و ابرقدرت‌ها که جز به ظلم و فساد و منافع خود نمی‌اندیشند و به هیچ پیمانی و تعهدی احترام نمی‌گذارند و بدان پایبند نیستند را به مبارزه می‌طلبد:
(فَقاتِلُوا اَئِمَّةَ الْکُفْرِ اِنَّهُمْ لا اَیْمانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَنْتَهُونَ‌.)
«و با پیشوایان و رهبران کفر مبارزه کنید.
زیرا که دیگر پیمانی برای آن‌ها نیست، که آن‌ها از اعمالشان دست بردارند.»
قرآن در پیکار، ابراز خوشبختی می‌کند که هرگاه نیروهای مؤمن، صادقانه بر علیه اینان، به جنگ تدافعی دست بزنند.
آن‌ها را مجبور خواهند کرد که از سلطه جویی و خودکامگی و زیرپا گذاشتن تعهدهای خود و پایمال کردن حقوق انسان‌ها و سوءاستفاده از نیروها و امکانات مردمی در مسیر اهداف شوم خود دست بردارند.

۱.۱.۷ - مواجهه با مدعیان پیرو کتاب‌های آسمانی

مدعیان پیروی از کتاب‌های آسمانی (یهودیان، مسیحیان، زردشتیان) که نه حاضر به تسلیم در برابر منطق و عقل هستند.
نه حدود و قانون خدا را مراعات می‌کنند و با وجود ادعایشان، خدا و دین حق را گردن نمی‌نهند و زندگی و همزیستی توام با تفاهم با مسلمانان را هم رد می‌کنند.
متجاوزانی هستند که اسلام در برابر آن‌ها به جنگ تدافعی متوسل می‌شود، تا حداقل پیمان‌های دو جانبه شرافتمندانه‌ای را بپذیرند.
(قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ اُوتُوا الْکِتابَ حَتّٰی یُعْطُوا الْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ‌.)
«بجنگید با آن‌ها که نه به خداوند و نه به‌ روز جزا ایمان می‌آورند و نه حرمات و قوانین خدا و پیامبرش را محترم می‌شمارند و نه دین حق را می‌پذیرند، از آن‌ها که صاحبان کتاب آسمانی هستند، تا آن‌که حاضر به قرارداد شوند و با توانایی که دارند جزیه بپردازند و به حکومت اسلام گردن نهند.»

۱.۱.۸ - دفاع در برابر تهدیدهای جدی

در مواردی که مسلمانان در معرض خطر حمله و تهدیدهای جدی قرارگرفته باشند که اگر جلوگیری نکنند، غافلگیر خواهند شد.
(یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذینَ یَلُونَکُمْ مِنَ الْکُفّٰارِ وَ لْیَجِدُوا فیکُمْ غِلْظَةً وَ اعْلَمُوا اَنَّ اللّٰهَ مَعَ الْمُتَّقینَ‌.)
«ای مردم مؤمن با کسانی که در پشت سرتان قرار گرفته و در همسایگی و نزدیکی‌هایتان قدرت تهاجمی را آماده کرده‌اند و هر لحظه احتمال حمله، شما را تهدید می‌کند، بجنگید و آن‌ها باید از شما در برابر تهدیدی که می‌کنند، خشونت و عمل جدی ببینند و بدانید خدا همراه متقیان است.»

۱.۱.۹ - مقابله با متجاوزان زورگو

گروه و جبهه‌های درگیر جنگ با دیگران که مرتکب تجاوز و ظلم می‌شوند و جنگ افروزان و زورگویانی که به اتکای قدرت بر علیه ملت‌ها و گروه‌های دیگر می‌تازند.
اسلام با اعلان جنگ به متجاوزان زورگو از حق کشورها و ملت‌ها و گروه‌هایی که مورد تهاجم و تجاوز قرارگرفته‌اند دفاع می‌کند.
(وَ اِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُما فَاِنْ بَغَتْ اِحْداهُما عَلَی الْاُخْری فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغِی حَتّٰی تَفیءَ اِلی اَمْرِ اَللّٰهِ فَاِنْ فاءَتْ فَاَصْلِحُوا بَیْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ اَقْسِطُوا اِنَّ اللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطینَ‌.)
«اگر دو گروه از مؤمنان درگیر شدند و به جنگ پرداختند، شما بین یکی از آن‌ها صلح برقرار کنید و اگر یکی بر دیگری تجاوز و ستم نمود.
با متجاوز ستمکار، وارد جنگ شوید تا به فرمان خدا گردن نهند و اگر چنین کردند، پس بین آن دو بر اساس عدالت اصلاح کنید و قسط را برقرار کنید که خداوند برقرار کنندگان قسط را دوست می‌دارد.»
در آغاز آیه، گرچه اعلان جنگ در مورد دو کشور و یا دو ملت و یا دو گروه مسلمانی که یکی متجاوز است، بیان‌شده.
ولی کلیت (فَقاتِلُوا الَّتی تَبْغی حَتّٰی تَفیءَ اِلی اَمْرِ اَللّٰهِ‌
نشانگر عمومیت قانون، نسبت به هر گروهی است که در صحنه جنگ به دیگری ستم و تجاوز روا می‌دارد.)

۱.۱.۱۰ - مقابله با جنگ نرم و فتنه دشمن

در مورد تحریکات و توطئه‌ها و زمینه‌سازی آشوب‌های داخلی و اغتشاش‌ها و ایجاد تفرقه و فتنه که عاملان آن متجاوز و دشمن در حال جنگ تلقی شده‌اند و جهاد تدافعی در مقابل آنان اجتناب‌ناپذیر می‌شود.
(یَسْئَلُونَکَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قُلْ قِتالٌ فیهِ کَبیرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبیلِ اللّٰهِ وَ کُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اِخْراجُ اَهْلِهِ مِنْهُ اَکْبَرُ عِنْدَ اللّٰهِ وَ الْفِتْنَةُ اَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا یَزالُونَ یُقاتِلُونَکُمْ حَتّٰی یَرُدُّوکُمْ عَنْ دِینِکُمْ اِنِ اسْتَطاعُوا.)
«از تو در مورد ماه حرام می‌پرسند که جنگ در آن چگونه است‌؟
بگو اقدام به جنگ در ماه حرام گناه بزرگی است و سد راه خدا و کفر به خدا و به مسجد الحرام است.
اما بیرون کردن مردم وابسته به مسجد الحرام، پیش خدا گناهی بزرگ‌تر است و فتنه از کشتار بزرگ‌تر و این دشمنان دست از جنگ با شما برنمی‌دارند تا شما را از دینتان برگردانند؛ اگر توانایی آن را پیدا کنند.»

۱.۱.۱۱ - جهاد تهاجمی و رهایی‌بخش در قرآن

به جز مواردی که در زمینه جهاد تدافعی بیان شد، اسلام انگیزه‌های دیگری را نیز به عنوان مجوز منطقی برای اعلان جهاد معرفی می‌کند که به نام جهاد تهاجمی و رهایی‌بخش، از دیدگاه قرآن بررسی می‌شود.
اما در آغاز باید به این نکته توجه کافی مبذول داشت که قرآن - در همان حال که جنگ ابتدایی را در مواردی تجویز می‌کند شیوه مسلمانان مجاهد و رزمنده و پرهیزکارانی را که پرچم پیکار رهایی‌بخش را به دوش می‌کشند، مورد ستایش قرار می‌دهد.

۱.۲ - اهداف جهاد ابتدایی

ب - با وجود اين در زمينه جهاد ابتدايى رزمندگان و فرماندهان را به تأمل و بررسی‌هاى همه‌جانبه فرا مى‌خواند.

۱.۲.۱ - آزادی اندیشه در برابر سلطه قدرت‌ها

آزاد کردن ملت‌ها و توده‌های مردمی که از شرایط آزاد‌ اندیشیدن و آزاد قضاوت کردن و بالاخره انتخاب آزاد، محرومند و موانع، سدها و دشواری‌هایی بر اثر سلطه قدرتمندان و دولت‌مردان در راه درک حقایق و رسیدن به واقعیات بر سر راهشان قرارگرفته است.
نیز به منظور هموار کردن راه حقیقت یابی و نفی تحمیل‌ها و استضعاف‌های فکری و آماده کردن زمینه رشد آگاهی‌ها و شکوفایی‌ اندیشه‌ها.
(وَ قاتِلُوهُمْ حَتّٰی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدّینُ لِلّٰهِ فَاِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ اِلاّٰ عَلَی الظّٰالِمینَ‌.)
«بجنگید با دشمنان تا فتنه‌ها ریشه‌کن شود و عقیده آزاد و برای خدا گردد.
هرگاه دست از فعالیت‌های خصمانه در این راه کشیدند، دیگر تجاوزی بر آن‌ها روا نیست، مگر بر ستمگران.»
(وَ قاتِلُوهُمْ حَتّٰی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدّینُ کُلُّهُ لِلّٰهِ فَاِنِ انْتَهَوْا فَاِنَّ اَللّٰهَ بِما یَعْمَلُونَ بَصیرٌ.)
«بجنگید با دشمنان تا فتنه‌ها ریشه‌کن شود و عقیده آزاد و برای خدا گردد.
پس هرگاه دست از فعالیت‌های خصمانه در این راه کشیدند، پس خداوند به آن‌چه که انجام می‌دهند، بینا است.»

۱.۲.۲ - ضرورت رهایی ملت‌های ستمدیده

برای رهایی بخشیدن به ملت‌ها و گروه‌های تحت ستم که خود یارای گرفتن حق خویش را ندارند و به گونه‌ای به استعمار و استثمار کشانده شده و از حقوق خود محروم گردیده و مستضعف شده‌اند.
همانطورکه موسی و‌ هارون برای مبارزه با فرعون که ملتش را به استضعاف کشانده بود، فرستاده شدند.
(اِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فی الْاَرْضِ وَ جَعَلَ اَهْلَها شِیَعاً یَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ یُذَبِّحُ اَبْناءَهُمْ وَ یَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ اِنَّهُ کانَ مِنَ اَلْمُفْسِدینَ‌.)
«این حقیقت است که فرعون در زمین با سلطه‌جویی و قدرت‌طلبی به اوج رسیده و ملتش را گروه‌گروه نموده و گروهی از آن‌ها را به استضعاف کشانید و فرزندانشان را می‌کشد و زنانشان را زنده می‌دارد او از مفسدان شده است.»
(وَ نُریدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اُسْتُضْعِفُوا فی الْاَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارثِینَ‌.)
«ما اراده کردیم که بر مستضعفین زمین منت گذارده و آن‌ها را پیشوایان و وارثین زمین قرار دهیم.»

۱.۲.۳ - پشتیبانی از نهضت‌های آزادی‌بخش

کمک و یاری دادن و همراهی با نهضت‌های آزادی‌بخش و مستضعفانی که در سراسر جهان برای نجات خود در برابر استکبار و ستم جهانی می‌جنگند:
(وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللّٰهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ اَلَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا اَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّٰالِمِ اَهْلُها.)
«شما را چه می‌شود که در راه خدا نمی‌جنگید و آن مستضعفانی که از مردان و زنان و فرزندان (جوانان) که می‌گویند خدایا، ما را از این سرزمین که مردمش جنایتکارند نجات بده.»


۱. حج/سوره۲۲، آیه۳۹-۴۰.    
۲. بقره/سوره۲، آیه۱۹۰.    
۳. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۴. توبه/سوره۹، آیه۵.    
۵. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۶. توبه/سوره۹، آیه۱۳.    
۷. نساء/سوره۴، آیه۷۶.    
۸. توبه/سوره۹، آیه۱۲.    
۹. توبه/سوره۹، آیه۲۹.    
۱۰. توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.    
۱۱. حجرات/سوره۴۹، آیه۹.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۱۹۳.    
۱۴. انفال/سوره۸، آیه۳۹.    
۱۵. قصص/سوره۲۸، آیه۴-۵.    
۱۶. قصص/سوره۲۸، آیه۴-۵.    
۱۷. نساء/سوره۴، آیه۷۵.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۵۶-۲۶۲.    






جعبه ابزار