• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تهدیدکننده بودن اصل آمادگی رزمی (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تهدیدکننده بودن اصل آمادگی رزمی، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
این اصل در فقه اسلامی توان دفاعی را ابزاری برای حفظ صلح و بازداشتن قدرت‌ها از تجاوز می‌داند.
برداشت‌های نادرست آیه مربوطه، مسابقه تسلیحات جهانی و تهدید صلح را به اسلام نسبت می‌دهند.
آیه به صورت مکمل، فلسفه افزایش توان نظامی را در راستای تضمین صلح و پیشگیری از رعب و تجاوز بیان می‌کند.
صلح بدون توان دفاعی، ممکن است به صلح سلطه‌گرپرور یا سلطه‌پذیرپرور تبدیل شود و ضد صلح واقعی باشد.
اصل افزايش توان دفاعی در این دیدگاه، بخشی از نظریه صلح اسلامی و استراتژی دفاع مشروع محسوب می‌شود.



برخى ندانسته يا مغرضانه از اين آيه: (و أَعِدُّواْ لَهُم مّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَ مِن رِّباطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَ عَدُوَّكُمْ) برداشت تهديد صلح و امنیت جهانی دارند و چنين تصور مى‌كنند كه اسلام با اين فرمان بر مسابقه تسليحاتى در سطح جهانى شدت بخشيده و مسلمانان را به كسب برترى نظامى در سطح جهانى تشويق نموده و از اين طريق زمينه برخورد نظامى را فراهم نموده و بر عوامل تهديد كننده صلح افزوده و جو شكننده صلح را آسيب‌پذيرتر ساخته است.

۱.۱ - دو جنبه آیه در فلسفه نظامی

اين برداشت هنگامى قابل قبول بود كه ما فقط بخش اول آيه را ببينيم اما دو بخش آيه مذكور مكمل يكديگرند و نمى‌توان بخش دوم آن را كه جنبه تعليلى و بيان فلسفه سیاسی بخش اول نظامى آيه مى‌باشد، ناديده گرفت.

۱.۲ - فلسفه صلح‌آفرين توان نظامى

قرآن در بخش دوم همين آيه كه دستور بالا بردن توان نظامى را صادر مى‌كند فلسفه آن را منحصراً در حفظ صلح و بازداشتن قدرت‌ها از دست يازيدن به تجاوز و شكستن جو رعب و وحشت ناشى از سیاست‌های تجاوزكارانه معرفى مى‌كند.


چگونه ممكن است سياستى كه در راستاى پاسداراى از صلح و جلوگيرى از تجاوز باشد خود عامل تهديد كننده صلح و زمينه‌ساز تجاوز گردد.

۲.۱ - ناسازگاری صلح سلطه‌گرپرور و سلطه‌پذيرپرور

نكته مهم در اين بحث آن است كه تبيين چنين اصلى به عنوان يك خط‌مشى استراتژيكى در اسلام در كنار استراتژى صلح به معنى آن است كه صلح پيشنهادى اسلامى، تسليم در برابر قدرت‌ها و عاملان رعب و وحشت و بالاخره جاده صاف‌كن متجاوزان نيست و هرنوع طرح صلحى را كه از يك سو وسيله پيشبرد اهداف متجاوزان باشد (صلح سلطه‌گرپرور) و از سوى ديگر ملت‌های ضعيف را در برابر قدرت‌ها رام و مطيع سازد (صلح سلطه‌پذيرپرور) خط‌مشى آرمان‌های اسلام به حساب نمى‌آيد.
صلحى كه بين مردگان در گورستان‌ها حاکم است و يا صلحى كه بين گرگ و ميش در محيط جنگ حكم‌فرماست نه تنها در ديدگاه كلى اسلام معقول و مقبول نيست، بلكه خود سياستى ضد صلح و آرمانى در راستاى خط شوم تجاوز است.

۲.۲ - اصل توان دفاعی و نظریه صلح اسلامی

از اين رو است كه اصل لزوم افزايش مداوم توان دفاعى نه تنها خود سياستى را در راستاى نفى تجاوز تضمين صلح به شمار مى‌رود اصولاً اين اصل مكملى، تئورى صلح از ديدگاه اسلام محسوب مى‌شود كه آرمان صلح بدون اين اصل چيزى جز سياست «سلطه‌گر پرور» و يا «سلطه‌پذير پرور» نخواهد بود.


عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۱۷-۱۱۸.    


رده‌های این صفحه : دفاع مشروع | فقه اسلامی | فقه سیاسی




جعبه ابزار