• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جنت‌شهر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



شهری‌ در بخش‌ مرکزی‌ شهرستان‌ داراب‌ در استان‌ فارس می‌باشد‌.



این‌ شهر در دهستان‌ قریه‌الخیر، از نواحی‌ قدیمی‌ فارس ‌، در هجده‌ کیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ شهر داراب‌، در ارتفاع‌ ۱۵۰، ۱ متری‌ و در کوهپایه‌ قرار دارد. کوههای‌ مروارید در یک‌ کیلومتری‌ شمال‌، ته‌ سرن‌ در یک‌ کیلومتری‌ جنوب‌ (هر دو از رشته‌کوه‌ زاگرس‌ جنوبی‌)، دره‌ خرچنگ‌ در دو کیلومتری‌ و غار آب‌ در شش‌ کیلومتری‌ شمال‌ آن‌ واقع‌اند.
[۱] فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.
[۲] عباس‌ جعفری‌، گیتاشناسی‌ ایران‌، ج‌ ۱، ص‌۵۱۰.
چند مزرعه‌ موقت‌ به‌ آن‌ وابسته‌ است‌، از جمله‌ ابراهیم‌آباد در سه‌ کیلومتری‌ شمال‌غربی‌ و اسلام‌آباد در دو کیلومتری‌ جنوب‌شرقی‌ آن‌.


آب‌ مصرفی‌ شهر از چشمه‌ و چاه‌ تأمین‌ می‌شود. اهالی‌ علاوه‌ بر کشت‌ محصولاتی‌ مانند گندم‌، جو، بنشن‌ و پنبه‌، به‌ باغداری‌ نیز اشتغال‌ دارند. فراورده‌های‌ باغی‌ آنجا پرتقال‌، لیمو، نارنگی‌، انگور، انار و خرماست‌. فرش‌بافی‌، با طرح‌ کاشان ‌، نیز در آن‌جا رواج‌ دارد.
[۳] فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.



فاصله‌ جنّت‌شهر با شیراز از شمال‌غربی‌ حدود ۲۷۸ کیلومتر است‌. این‌ شهر در مسیر شهرهای‌ داراب‌ ـ حاجی‌آباد (مرکز شهرستان‌ حاجی‌آباد در شمال‌ استان‌ هرمزگان‌ ) قرار دارد و با آبادی‌ ده‌ خیر سفلا، در فاصله‌ حدود چهار کیلومتری‌ مغرب‌، نیز در ارتباط‌ است‌.


جنّت‌شهر پیش‌ از ۱۳۷۲ ش‌، ده‌خیر نام‌ داشت‌ و در ۳ اسفند ۱۳۷۲، به‌ موجب‌ مصوبه‌ هیئت‌ وزیران‌ آبادی‌ ده‌خیر به‌ شهر بدل‌ شد و جنّت‌شهر نام‌ گرفت‌.
[۴] ایران‌ قوانین‌ و احکام‌، ج۱، ص‌ ۷۲۲.
در سرشماری‌ عمومی‌ ۱۳۷۵ ش‌، جمعیت‌ آن‌ ۸۱۲، ۹ تن‌ ذکر شده‌ است‌.
[۵] مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی‌ نفوس‌ و مسکن، ج۱، ص‌ ۸۰، ‌ ۱۳۷۶ ش‌.
بیشتر اهالی‌ آن‌ شیعه‌ دوازده‌ امامی‌اند و به‌ فارسی‌ سخن‌ می‌گویند. همچنین‌ عده‌ای‌ از اهل‌ تسنن‌ ، که‌ به‌ بلوچی‌ گفتگو می‌کنند، در آن‌جا به‌سر می‌برند.
[۶] فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.



ناحیه‌ای‌ که‌ جنّت‌شهر در آن‌ واقع‌ شده‌، کمابیش‌ منطبق‌ بر کوره‌ دارابگرد است‌. اصطخری‌ در سده‌ چهارم‌، در ذکر مسافت‌ شیراز ـ جزومِ کرمان‌ (جزوم‌: رموم‌/ زموم‌ = زم‌) از رَمّ مهدی‌، میان‌ دارابگرد و رستاق‌الرستاق‌، در فاصله‌ پنج‌ فرسخی‌ از هریک‌، نام‌ برده‌ که‌ تقریباً مطابق‌ با جنّت‌شهر کنونی‌ است‌. به‌ نوشته‌ شوارتس‌، محقق‌ معاصر آلمانی‌، باتوجه‌ به‌ جزء اول‌ رمّ مهدی‌، به‌ نظر می‌رسد که‌ آبادی‌ کردنشین‌ بوده‌ است‌
[۱۰] شوارتس، ج‌ ۲، ص‌ ۱۰۹.
ویرانه‌های‌ شهر جنّت‌ قدیمی‌ نزدیک‌ جنّت‌شهر است‌.
[۱۱] محمدتقی‌ مصطفوی‌، اقلیم‌ پارس‌، ج۱، ص‌ ۴۲۲.
[۱۲] فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.



ابن‌بلخی‌
[۱۳] ابن‌بلخی‌، ج۱، ص‌ ۱۳۱.
[۱۴] ابن‌بلخی‌، ج۱، ص‌ ۱۵۹.
در قرن‌ ششم‌ قلعه‌ای‌ به‌ نام‌ رُنْبه‌ در نزدیکی‌ تنگی‌ به‌ همین‌ نام‌ را معرفی‌ کرده‌ است‌، مکان‌ قلعه‌ مزبور مطابق‌ با اطراف‌ جنّت‌شهر است‌.
[۱۵] حسین‌ آزما، شهر من‌ داراب، ج۱، ص‌ ۱۴۰.
[۱۶] سیف‌اللّه‌ نحوی‌، سیمای‌ داراب‌، ج۱، ص‌ ۲۱.
این‌ قلعه‌ دست‌ کم‌ تا سده‌ نهم‌ از قلاع‌ مهم‌ فارس‌ شمرده‌ می‌شد. به‌ گفته‌ ابن‌بلخی‌، حاکم‌ دارابگرد کسی‌ بود که‌ این قلعه‌ را در اختیار بگیرد. حافظ‌ ابرو (متوفی‌ ۸۳۳) نیز از تنگ‌ رنبه‌ در کوره‌ دارابجرد/ دارابگرد نام‌ برده‌ است‌.
[۱۷] عبداللّه‌بن‌ لطف‌اللّه‌ حافظ ‌ابرو، جغرافیای‌ حافظ‌ ابرو، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۷.



در سده‌ سیزدهم‌، خورموجی‌
[۱۸] محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ خورموجی‌، نزهت‌الاخبار: تاریخ‌ و جغرافیای‌ فارس‌، ج۱، ص‌ ۴۸۹ـ۴۹۰.
از ده‌ خیر یاد کرده‌ و در اواخر سده‌ سیزدهم‌، فسائی‌
[۱۹] حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامه‌ ناصری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۳۱۷.
[۲۰] حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامه‌ ناصری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶۲۸.
قلعه‌ رنبه‌ را در چهار فرسخی‌ و ده‌ خیر را در سه‌ فرسخی‌ مشرق‌ شهر داراب ‌، در بلوکی‌ به‌ همین‌ نام‌، ضبط‌ کرده‌ است‌. در ۱۳۲۹/۱۹۱۱ گوستاو دومورنیی‌ ،
[۲۱] گوستاو دومورنیی‌، عشایر فارس‌، ج۱، ص‌۱۰۰ ـ ۱۰۳.
آبادی‌ ده‌ خیر علیا را در بلوک‌ دارابگرد جزو ولایت‌ خمسه‌ ذکر کرده‌ است‌. در ۱۳۲۳ ش‌، این‌ آبادی‌ مرکز دهستان‌ قریه‌الخیر بود و ۹۱۷، ۲ تن‌ جمعیت‌ داشت‌. در حدود ۱۳۳۰ ش‌ نیز قصبه‌ ده‌خیر علیا همین‌ دهستان‌ بود، ساکنان‌ آن‌ کشاورز بودند و از صنایع‌دستی‌، قالی‌بافی‌ در آن‌جا رواج‌ داشت‌.
[۲۲] ایران‌ وزارت‌ کشور معاونت‌ سیاسی‌ دفتر تقسیمات‌ کشوری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۱.
[۲۳] رزم‌آرا، ج‌ ۷، ص‌ ۱۰۷.
امروزه‌ طوایفی‌ از ایل‌ خمسه‌ در پیرامون‌ این‌ شهرِ رو به‌ رشد، ییلاق‌ و قشلاق‌ می‌کنند.
[۲۴] مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ عشایر کوچنده‌ ۱۳۷۸ ش‌، ج۱، ص‌ ۱۰۸.



(۱) حسین‌ آزما، شهر من‌ داراب،شیراز۱۳۷۰ ش‌.
(۲) ابن‌بلخی‌.
(۳) اصطخری‌.
(۴) همان‌، ترجمه فارسی‌.
(۵) اطلس‌ گیتاشناسی‌ استانهای‌ ایران‌ ، تهران‌: گیتاشناسی‌، ۱۳۸۳ ش‌.
(۶) ایران‌. قوانین‌ و احكام‌، مجموعه‌ قوانین‌ سال‌ ۱۳۷۲ ، تهران‌: روزنامه‌ رسمی‌ كشور، ۱۳۷۳ ش‌.
(۷) ایران‌. وزارت‌ كشور. معاونت‌ سیاسی‌. دفتر تقسیمات‌ كشوری‌، نشریه‌ عناصر و واحدهای‌ تقسیمات‌ كشوری‌ تا پایان‌ آبان‌ ۱۳۸۴، تهران‌ ۱۳۸۴ ش‌.
(۸) عباس‌ جعفری‌، گیتاشناسی‌ ایران‌، تهران‌ ۱۳۶۸ـ۱۳۷۹ ش‌.
(۹) عبداللّه‌بن‌ لطف‌اللّه‌ حافظ ‌ابرو، جغرافیای‌ حافظ‌ ابرو ، چاپ‌ صادق‌ سجادی‌، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌.
(۱۰) محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ خورموجی‌، نزهت‌الاخبار: تاریخ‌ و جغرافیای‌ فارس‌ ، چاپ‌ سیدعلی‌ آل‌داود، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌.
(۱۱) گوستاو دومورنیی‌، عشایر فارس‌: اصلاحات‌ اداری‌ ، ترجمه‌ جلال‌الدین‌ رفیع‌فر، تهران‌ ۱۳۷۵ ش‌.
(۱۲) رزم‌آرا.
(۱۳) فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ كشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ ، ج‌ ۱۳: داراب‌ ، تهران‌: اداره‌ جغرافیائی‌ ارتش‌، ۱۳۶۷ ش‌.
(۱۴) حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامه‌ ناصری‌ ، چاپ‌ منصور رستگار فسائی‌، تهران‌ ۱۳۶۷ ش‌.
(۱۵) مركز آمار ایران‌، سرشماری‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ عشایر كوچنده‌ ۱۳۷۷: جمعیت‌ عشایری‌ دهستانها، كل‌ كشور ، تهران‌ ۱۳۷۸ ش‌.
(۱۶) همو، سرشماری‌ عمومی‌ نفوس‌ و مسكن‌ ۱۳۷۵: نتایج‌ تفصیلی‌ كل‌ كشور ، تهران‌ ۱۳۷۶ ش‌.
(۱۷) محمدتقی‌ مصطفوی‌، اقلیم‌ پارس‌ ، تهران‌ ۱۳۴۳ ش‌.
(۱۸) سیف‌اللّه‌ نحوی‌، سیمای‌ داراب‌ ، قم‌ ۱۳۷۳ ش‌.
(۱۹) یاقوت‌ حموی‌.
(۲۰) Paul Schwarz, Iran im Mittelalter nach den arabischen Geographen , Leipzig ۱۸۹۶-۱۹۳۵.


۱. فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.
۲. عباس‌ جعفری‌، گیتاشناسی‌ ایران‌، ج‌ ۱، ص‌۵۱۰.
۳. فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.
۴. ایران‌ قوانین‌ و احکام‌، ج۱، ص‌ ۷۲۲.
۵. مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ عمومی‌ نفوس‌ و مسکن، ج۱، ص‌ ۸۰، ‌ ۱۳۷۶ ش‌.
۶. فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.
۷. اصطخری‌، ص‌ ۱۳۲.    
۸. اصطخری‌، ص‌ ۹۶.    
۹. یاقوت‌ حموی‌، ج۴، ص۲۲۶.    
۱۰. شوارتس، ج‌ ۲، ص‌ ۱۰۹.
۱۱. محمدتقی‌ مصطفوی‌، اقلیم‌ پارس‌، ج۱، ص‌ ۴۲۲.
۱۲. فرهنگ‌ جغرافیائی‌ آبادیهای‌ کشور جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، ج‌ ۱۳: داراب‌، ج‌ ۱۱۳، ص‌ ۳۴.
۱۳. ابن‌بلخی‌، ج۱، ص‌ ۱۳۱.
۱۴. ابن‌بلخی‌، ج۱، ص‌ ۱۵۹.
۱۵. حسین‌ آزما، شهر من‌ داراب، ج۱، ص‌ ۱۴۰.
۱۶. سیف‌اللّه‌ نحوی‌، سیمای‌ داراب‌، ج۱، ص‌ ۲۱.
۱۷. عبداللّه‌بن‌ لطف‌اللّه‌ حافظ ‌ابرو، جغرافیای‌ حافظ‌ ابرو، ج‌ ۲، ص‌ ۱۱۷.
۱۸. محمدجعفربن‌ محمدعلی‌ خورموجی‌، نزهت‌الاخبار: تاریخ‌ و جغرافیای‌ فارس‌، ج۱، ص‌ ۴۸۹ـ۴۹۰.
۱۹. حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامه‌ ناصری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۳۱۷.
۲۰. حسن‌بن‌ حسن‌ فسائی‌، فارسنامه‌ ناصری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۱۶۲۸.
۲۱. گوستاو دومورنیی‌، عشایر فارس‌، ج۱، ص‌۱۰۰ ـ ۱۰۳.
۲۲. ایران‌ وزارت‌ کشور معاونت‌ سیاسی‌ دفتر تقسیمات‌ کشوری‌، ج‌ ۲، ص‌ ۲۹۱.
۲۳. رزم‌آرا، ج‌ ۷، ص‌ ۱۰۷.
۲۴. مرکز آمار ایران‌، سرشماری‌ اجتماعی‌ ـ اقتصادی‌ عشایر کوچنده‌ ۱۳۷۸ ش‌، ج۱، ص‌ ۱۰۸.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جنت‌شهر»، شماره ۵۰۷۷.    



جعبه ابزار