• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حکیم الهی قمشه‌ای (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




آیت‌الله محی‌الدین الهی قمشه‌ای از برجسته‌ترین حکیمان و ادیبان معاصر بود که عمر خود را در پیوند میان فلسفه، عرفان، ادب و تفسیر قرآن گذراند. او با گستره‌ وسیع دانش و آثار ماندگارش، جایگاهی کم‌نظیر در سنت فکری و ادبی ایران به‌جا گذاشت.



حكيم، اديب، عارف، شاعر و مترجم نامور حضرت آية اللّه محى الدّين ميرزا مهدى الهى قمشه‌اى در سال ۱۲۸۳ ه‌. ش. در «قُمشه» از توابع اصفهان متولد شد. پدرانش از سادات بحرین بودند كه در زمان نادر شاه به ايران آمده و در قمشه سكونت گزيدند.


وی، دروس مقدماتى را در زادگاه خود فرا گرفت و سپس راهى اصفهان و بعد مشهد گرديد و به تحصيل و تكميل دانش پرداخت و پس از سپرى كردن دوران تحصيل به تهران آمد و به عنوان استاد دانشگاه الهيات به تدريس فلسفه و ديگر علوم اسلامی پرداخت.


الهى قمشه‌اى در كنار تدريس و تهذیب نفوس و تربيت شاگردان به تدوين آثار ارزشمند علمى پرداخت.


آثار علمى و ادبى حكيم الهى قمشه‌اى را مى‌توان به سه دسته تقسيم كرد:
۱ - آثار فلسفى و عرفانى شامل «حکمت الهی»، كه متضمن شرح فصوص الحکمة منسوب به فارابی است. «توحيد هوشمندان»، «رساله در سير و سلوك عارفان».
۲ - آثار دينى و مذهبى شامل ترجمه‌ى قرآن کریم كه به علت اشتمال بر نكات مهم تفسير به «خلاصة التفاسير» شهرت يافته است. ترجمه و شرح صحیفه‌ سجادیه (علیه‌السّلام)، ترجمه ادعيه مفاتیح الجنان، تصحيح و تحشيه (پاورقى) تفسير ابو الفتوح رازی.
۳ - آثار شعرى و ادبى شامل «نغمه‌هاى الهى» مشتمل بر متن خطبه‌ى همّام از نهج البلاغه بر وزن خسرو و شيرين. «نغمه‌ى حسينى» در شرح زندگانى و شهادت حسین بن علی (علیه‌السّلام) كه بر وزن مخزن الاسرار نظامی نوشته شده و قطعه مناجات آن حضرت با شاهد يكتاى عالم از قطعات برجسته كتاب است. «نغمه عشاق» مجموعه غزلیات، قصاید، رباعیات و ترجیعات الهى است كه نقطه‌ى كمال شعرى اوست.
[۱] غیاثی کرمانی، سید محمّد رضا، کوچه‌ی مهر، قم، انتشارات امیر العلم، چاپ باران، ۱۳۸۱ شمسی، صص۱۰-۹.



و سرانجام در ۲۵ ارديبهشت سال ۱۳۵۲ شمسى مطابق با ۱۲ ربيع الثانى ۱۳۹۳ قمرى در حالى كه به كار علمى و تحقيق مشغول بود از دنيا رحلت فرمود.
شهادت هانی:
هانى زندانى عشق و وفا • • • • • چون شد و ز آن شوم چه ديد از جفا؟
گفت كشندش سر بازار زار • • • • • تا بكشند از دم تيغ شرار
گشت شهید آن شه مهمان‌نواز • • • • • درگه رضوان به رُخش گشت باز
كشته‌ى حق زنده‌ى جاويد گشت • • • • • ذرّه‌ى او غيرت خورشيد گشت
كشته‌ى حق يافت ز سرّ حيات • • • • • هستى مطلق كه ندارد ممات
كشته‌ى حق يار هم آغوش اوست • • • • • ملك و ملك جمله فراموش اوست
كشته‌ى حق برگ گلشن پژمرد • • • • • لطف ازل باغ گلشن پرورد
كشته‌ى حق جامه‌ى تن بردريد • • • • • جانش به گلزار ابد برپريد
كشته‌ى حق هستى مطلق شود • • • • • نيست فنا باقى بالحق شود
[۲] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۳۷.

كربلا كجاست:
هركه زند جرعه‌ى جام بلا • • • • • بارگشايد به صف کربلا
كربُ بلا درس وفا مى‌دهد • • • • • تربت عشق است و شفا مى‌دهد
كربُ بلا قبله‌ى اهل صفاست • • • • • بارگه عزّ شهيد وفاست
كربُ بلا عرش الهی بود • • • • • بر شرفش عرش گواهى بود
كربُ بلا مدفن اهل ولاست • • • • • بزم الست و عرفات بلاست
كربُ بلا وادى سيناستى • • • • • بارقه‌ى طور تجلاّستى
مهبط جبریل امین كربلاست • • • • • كعبه‌ى ارباب یقین كربلاست
خاك وى آميخته با خون حق • • • • • خون دل عاشق مفتون حق
رونق دير و حرم از كربلاست • • • • • جلوه‌ى باغ ارم از كربلاست
هر كه سر انداخت در اين آستان • • • • • گشت سرافراز به هر دو جهان
[۳] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۷۶.

مدح امام حسین (علیه‌السّلام)
خيمه زد آن شاه چو در كربلا • • • • • با همه اصحاب و سپاه ولا
نامه فرستاد حُرّ آنگاه زود • • • • • تا به بر ابن زياد عنود
ابن زياد از سر بيداد و كين • • • • • با عمر آن زاده‌ى سعد لعين
گفت: كه گر ملك رى‌ات آرزوست • • • • • خيز كه اينت ز جهاد عدو است
خيز و سوى كربُ بلا كن سفر • • • • • در طلب زاده‌ى خير البشر
خطبه‌اى آغاز نمود آن شرير • • • • • كرد بر اسپاه، عمر را امير
گفت: كه يا بيعت از آن شاه گير • • • • • يا كه شود طعمه‌ى شمشير و تير
گفت: عمر زين عملم كن معاف • • • • • نيست مرا با شه ايمان مصاف
سبط رسول است حسين اى امير • • • • • كشتن او هست جهان را خطير
كشتن او كشتن ایمان بود • • • • • ريختن حرمت قرآن بود
ور تو برآنى كه كنى كارزار • • • • • غير مرا بر سر اين كار دار
گفت: دگر بار كه يا حكم رى • • • • • باز بده يا كه كن اين كار طى
عذر تو بپذيرم اگر مايلى • • • • • ملك ری و قتل حسين على
گفت: عمر مهلتى امشب كه باز • • • • • فكر كنم نيست شبى بس دراز
شب همه شب زيست به فكر و حساب • • • • • صبح سيه تافت بر او آفتاب
بعد سخن‌ها و بسى فكر و شور • • • • • نفس كشيدش به ره ظلم و جور
[۴] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۷۷.

شب عاشورا:
اى فلك امشب شب عاشور ماست • • • • • خواب مكن گر به دلت شور ماست
شب نه، كه آرايش روز الست • • • • • ساقى محفل ز مى عشق مست
شب نه، كه معراج گه مصطفی • • • • • ليله‌ى اسراى سپاه وفا
شب نه، كه در دهر بهين روز عشق • • • • • روز ازل را ز ابد سوزِ عشق
شب نه، كه آرايش صبح وصال • • • • • معركه‌ى عشق سپاه جلال
شب نه، كه آشوب دو عالم در او • • • • • جلوه‌گه آدم و خاتم در او
شب نه، كه صبح ازل از اهتراز • • • • • مشترى و زهره‌ى او دلنواز
شب عجبا روز قيامت ز شور • • • • • انجم او مظهر اللّه و نور
چرخ به حيرت كه چو غوغاستى • • • • • شام و يا محشر كبراستى
مهر ز بى‌مهرى اگر خواب كرد • • • • • چرخ نكو طالع مهتاب كرد
زهره به وجد است و نشاط و سرور • • • • • خنده زند خوش به جهان غرور
مشترى امشب طلب دل كند • • • • • منطقه‌ى لعل حمايل كند
چشم عطارد نگران است و باز • • • • • تا نگرد بر رخ ماه حجاز
ديده‌ى مرّيخ و زحل زهره‌وار • • • • • شد متحيّر به رخ آن نگار
جلوه آن شاهد ملك ابد • • • • • رعشه در افكنده به قلب الاسد
عشق فكند از سر اكليل تاج • • • • • شوق گرفت از دل جوزا خراج
رونق صد جبهه و كفّ الخضيب • • • • • مى‌برد از پرتوى آن دلفريب
حسن رُخش جلوه‌ى پروين برد • • • • • بلكه ز مه رونق و تمكين برد
ديده‌ى شعرا به تماشاى او • • • • • چشم سها بر رخ زيباى او
اين شب عشق است و نداى وثاق • • • • • نغمه‌ى وصل است و نواى فراق
نيست روا كانجم شبگرد و ماه • • • • • خواب و بر او ديده‌ى شاه و سپاه
برشدى از ناله ز شب تا سحر • • • • • نغمه‌ى عشّاق به عَيوق بر
[۵] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۸۵-۸۴.

نماز ظهر عاشورا:
خاست حسین بن علی در صلوة • • • • • با خطر و خوف سپاه عصاة
وه چه نمازى به سر كوى عشق • • • • • با صف عشّاق و هياهوى عشق
وه چه نمازى همه سوز و گداز • • • • • ناز و نيازى به شه بى‌نياز
پيش چنين ذكر و نماز احد • • • • • باد فدا طاعت ما تا ابد
دشمن دون خواست به تير خدنگ • • • • • وقت دوگانه كند از جور تنگ
در جلو تير سپاه جفا • • • • • سينه سپر كرد دو تن با وفا
پيش رخ شاه ستاده دلير • • • • • تا نرسد بر تن آن ماه تير
چون شه دین داد سلام نماز • • • • • گشت سعید بن وفا سرفراز
پاك روانش ز جهان روى تافت • • • • • وز الم تير به جنّت شتافت
[۶] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۱۰.

مناجات حضرت حسين (ع) در قتلگاه:
از بر زين چون شه عشق آفرين • • • • • كرد زمين مفخر عرش برين
با تن صد چاك و دل سوزناك • • • • • ناله همى كرد به یزدان پاك
گفت الها! ملكا! داورا! • • • • • پادشها! ذو الكرما! ياورا!
در رهت اى شاهد زيباى من • • • • • شمع صفت سوخت سراپاى من
عشق تو شد جان و تنم فى هواك • • • • • نيست بود در نظرم ماسواك
جز تو جهان را عدم انگاشتم • • • • • غير تو چشم از همه برداشتم
كرد ز دل عشق تو هر نقش پاك • • • • • ساخت غمت جامه‌ى تن چاك‌چاك
رفت سرم بر سر پيمان تو • • • • • محو توام واله و حيران تو
گر اَرِنى گوى به طور آمدم • • • • • خواستيَم تا به حضور آمدم
باللّه اگر تشنه‌ام آبم تويى • • • • • بحر من و موج و حبابم تويى
عشق تو شد عقل من و هوش من • • • • • گشته همه خلق فراموش من
مهر تو اى شاهد زيباى جان • • • • • آمده در پيكر من جاى جان
وادى سيناى تو شد سينه‌ام • • • • • پرتو عكس تو شد آيينه‌ام
اى سر من در هوس روى تو • • • • • بر سر نى ره سپر كوى تو
ديد رُخت ديده‌ى دل بى‌حجاب • • • • • لاجرم آمد به رهت با شتاب
عشق تو گنجى است به ويرانه‌ام • • • • • غير تو كس نيست به كاشانه‌ام
مى‌زنم از ناله‌ى «هَلْ مِنْ مُغيث» • • • • • من چو نِيَم وز لب توست اين حديث
هست كنون در رگ و شريان من • • • • • خون تو و شوق تو اى جان من
سرّ غم عشق تو شد رهبرم • • • • • گو برود در ره وصلت سرم
اى دل و دلدار و دل آراى من • • • • • اى به رخت چشم تماشاى من
نيست ميان من و رويت حجاب • • • • • تافت به صحراى من آن آفتاب
تشنه لبم تشنه‌ى درياى تو • • • • • لايم و آيينه‌ى الاّى تو
تشنه به معراج شهود آمدم • • • • • بر لب درياى وجود آمدم
چون تو تن آغشته به خون خواهيم • • • • • حكم تو را از دل و جان راضيم
راه تو پويند يتيمان من • • • • • كوى تو جويد سر و سامان من
چون نيم از خود ز توام سربه سر • • • • • سر برود بر سر نى دربه‌در
نقش همه جلوه‌ى نقّاش شد • • • • • سرّ هو اللّه ز من فاش شد
آيينه بشكست و رخ يار ماند • • • • • اى عجب اين دل شد و دلدار ماند
منزل معشوق شد اين دار من • • • • • نيست در اين دار به جز يار من
هرچه ز من رفت تويى جاى آن • • • • • دل به تو پرداخت ز سوداى آن
آنچه به جا ماند ز جان و تنم • • • • • آنِ تو اى خار غمت گلشنم
گر سر من رفت به نوك سنان • • • • • هست سنان سايه‌ى سرو جنان
من گل بستان رضاى توام • • • • • بلبل دستان قضاى توام
رويدى از داغ تو در باغ من • • • • • شاخ گل و سنبل و سرو و سمن
هرچه كه خوشنودى توست اى حبيب • • • • • با همه خوشنودم و دارم شكيب
تا مگر از لطف شفيعم كنى • • • • • با رقم قرب رفيعم كنى
نوح شوم قوم به كشتى كنم • • • • • وز كرمت خلق بهشتى كنم
كفر و گنه را خط باطل كشم • • • • • كشتى اسلام به ساحل كشم
تا دهم از غصّه به محشر نجات • • • • • امّت پيغمبر ختمى صفات
[۷] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۰-۱۲۹.
چون كه در افتاد شه بى‌معين • • • • • از زبر اسب به روى زمين
خواهر غمديده‌ى زار و فگار • • • • • زینب محزون ز حرم اشكبار
رو به عمر كرد كه اى بى‌حيا • • • • • مى‌نگرى قتل امام هدى
مى‌نگرى زار چنين مى‌كشند • • • • • سبط نبى را و ندارى گزند
واى بر آيين تو اى سنگدل • • • • • اى ز تو ذرّات جهان تنگدل
ناله‌ى زينب دل او كرد زار • • • • • گشت ز غم چشم عمر اشكبار
روى ولى جانب ديگر فكند • • • • • سنگدلى كرد لعين تا به چند
گشت عمر زار و ندادش جواب • • • • • بار دگر كرد به لشكر خطاب
گفت كه اى قوم تبه روزگار • • • • • اى گُرُه سنگدل نابكار
زين همه خلق اى سپه كج نهاد • • • • • نيست يكى مسلم نيك اعتقاد
مسلمى اى واى ميان شما • • • • • نيست يكى تا نگرد حال ما
آه كه آهش دل گردون فروخت • • • • • وز سپه شوم يكى دل بسوخت
آن گُرُه سنگدل دوزخى • • • • • وه كه ندادند به وى پاسخى
[۸] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۲.
خيل ستم سوى حرم تاختند • • • • • غارتيان ولوله انداختند
در حرم عزّت پيغمبرى • • • • • دست گشودند به غارتگرى
شاه كه از ضعف حياتى نداشت • • • • • بر قدم خويش ثباتى نداشت
مظهر غیرت كه نبودش توان • • • • • از الم ضربت تيغ و سنان
از صف لشكر كه چنين جور ديد • • • • • چند قدم خويش به زانو كشيد
سخت برآشفت از آن قوم دون • • • • • گفت كه اى مردم زشت و زبون
دین و فتوّت نه، حمّیت كجاست‌؟ • • • • • غيرت و شرم عربيّت كجاست‌؟
آخر اگر اهل هدى نيستيد • • • • • پيرو آيين خدا نيستيد
هيچ نترسيد ز روز جزا؟ • • • • • هيچ ندانيد بدى را سزا؟
از عربيد آخر اگر بتگريد • • • • • بر حسب خويش همى بنگريد
با من اگر هست شما را مصاف • • • • • نيست زنان را سر جنگ و خلاف
شمر كه دل سنگ‌تر از سنگ بود • • • • • وز ستمش قلب جهان تنگ بود
سوخت تو گويى دل بى‌باك او • • • • • گشت غمين گوهر ناپاك او
گفت حسين است على النسب • • • • • راست سخن گفت كريم الحسب
نا به تن وى رمق جان بود • • • • • آينه‌ى غيرت يزدان بود
باز شويد از حرم عزّتش • • • • • دست كشيد از سلب و غارتش
باز شدند آن سپه پرگناه • • • • • از حرم شاه سوى قتلگاه
حرمله و خولى و شمر و سنان • • • • • جمله پى قتل شه انس و جان
با سپر و تيغ و سنان تاختند • • • • • هيئت شه ديده و دل باختند
عاقبت آن شمر شقاوت نژاد • • • • • برد سر از پيكر شاه رشاد
بود در آن حال شه تشنه‌لب • • • • • بر لب او العطش و ذكر رب
فوج ملك محو تماشاى او • • • • • چشم فلك بر رخ زيباى او
كرد خدا فخر كه اى قدسيان • • • • • آنچه نهان بود كنون شد عيان
سرّ بشر بر ملك اظهار كرد • • • • • حادثه‌ى عشق نمودار كرد
اى قلم از عشق مكن گفت‌وگو • • • • • نيست خرد را ره اين هاى و هو
طبع الهى و دم آتشين • • • • • نقش برآب است سخن بعد از اين
دهر يكى داشت چو آن عشق باز • • • • • گشت به او هر دو جهان سرفراز
[۹] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۴-۱۳۳.
اهل حرم با دل پر انتظار • • • • • تا كه شه آيد ز صف كارزار
شيهه‌زنان اسب بيامد ز راه • • • • • چشم حرم بود به اميّد شاه
ناله برآمد چو رسيد آن كميت • • • • • از دل هشتاد و دو تن اهل بيت
زين فرس چون كه نگون يافتند • • • • • يال و تنش غرقه به خون يافتند
اهل حرم گرد فرس ريختند • • • • • ز آه و فغان شورشى انگيختند
گفت يكى كاى فرس با وفا • • • • • كرد چه با شاه سپاه جفا؟
اى فرس آخر چه شد آن شهسوار؟ • • • • • شاه چه شد؟ كو پدر تاجدار؟
گفت يكى كودك شيرين زبان • • • • • ناله‌ى او سوخت دل انس و جان
كى فرس آيا ز سپاه عرب • • • • • داد يكى آب بدان تشنه‌لب‌؟
يا كه بدان حال كه لب‌تشنه بود • • • • • شمر دغا دست به خنجر نمود؟
يك طرف اطفال ز مرگ پدر • • • • • اشك فشان ديده و خونين جگر
وز طرفى لشكر كفر و عنود • • • • • سوى حرم دست به غارت نمود
يك طرف اطفال و زنان از خيام • • • • • رفت برون سر به بيابان تمام
تا چه ستم كرده سپاه پليد • • • • • بر حرم عزّت شاه شهيد
شرح چنين حال بر اهل حرم • • • • • سوخت قلم را كه نگردد رقم
گر قلم اين سوى عنان كش زند • • • • • بر دو جهان نقش وى آتش زند
[۱۰] حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۴.

خطبه‌ی امام سجّاد (علیه‌السّلام):
حضرت سجّاد (علیه‌السّلام) در خطبه‌اى مفصّل و مشروح در مسجد شام، مقامات عاليه‌ى آل على (ع) را بيان فرمود و خلق را از جلالت خويش آگاه كرد:
چون كه رسيدند اسيران عشق • • • • • تا به بر تخت امير دمشق
ابن اثیر اين سخن آرد پيام • • • • • شاد شد و داد يزيد اذن عام
گفت على: شاد دلت زين جفاست • • • • • تا چه گمانت به رسول خداست
گر نِگَرد عترت مظلوم خويش • • • • • در غل و زنجير تو، زار و پريش
شرم ندارى ز رسول خدا • • • • • اى به ضلالت همه را مقتدا
گوش بدان شاه نكرد آن شرير • • • • • بود ز بس غَرّه به تاج و سرير
گفت پس از حمد و ثناى خدا • • • • • كى گُرُه شامى دور از هدى
گر نشناسيد شما گمرهان • • • • • كيستم اين لحظه نمايم بيان
من كه در اين سلسله در آتشم • • • • • زاده‌ى وحيم ملك دانشم
سبط رسولم، شرف عالمم • • • • • نسل على فخر بنى آدمم
گر نشناسيد اَنَا بْنُ الصَّفا • • • • • قبله‌ى دین كعبه‌ى اهل وفا
قبله منم كعبه منم حج منم • • • • • خسرو دين شاه متوّج منم
عمره منم طوف منم حق منم • • • • • در دو جهان والى مطلق منم
زمزم عشق آبروى روى من • • • • • سعی صفا سرّ منی سوى من
زاده‌ى طاها شهِ اِسراستم • • • • • راهرو مسجد اقصا ستم
زمزم عشقم به صفا محفلم • • • • • سرّ منايم، عرفات دلم
گر نشناسيد شناسا شويد • • • • • جهد كنيد از پى عیسی شويد
نوح منم آدم اوّل منم • • • • • شش صحف وحى مأؤّل منم
موسی و عيساى ملك فرّ منم • • • • • روح قدس بنده و قيصر منم
در فلك عشق مسيحا ستم • • • • • طور تجلّى گه موسا ستم
محرم و احرام و حرم خانه‌ام • • • • • شاهد و شمع و شه كاشانه‌ام
نور خدا شمس هدایت منم • • • • • حجّت حق هادى امت منم
روح القدس محرم اجلال من • • • • • بوسه زنان بر حجر خال من
گر نشناسيد بدانيد هان • • • • • خسرو اسلام منم در جهان
ميوه‌ى عصمت منم از باغ وحى • • • • • نور دل و ديده‌ى ما راغ وحى
بلبل عرشم دم رحمان منم • • • • • شاخه‌ى طوبی گل رضوان منم
روى من است آيت صبح ولا • • • • • موى من است آفت شام بلا
صبح ازل چشم جهان بين من • • • • • شام ابد طره‌ى مشكين من
مير منم ليله‌ى اسرا منم • • • • • صور منم محشر كبرى منم
جنّت فردوسم و رضوان رخم • • • • • خلد برين بزمِ ملك پاسخم
مهر من است آيت مهر خدا • • • • • قهر من است آتش قهر خدا
گر نشناسيد كه من كيستم • • • • • زين گُرُه خاك‌نشين نيستم
عرش خدايم قلم قدرتم • • • • • لوح قضايم رقم دولتم
سدره منم طوبى و کوثر منم • • • • • بر سر شاهان حق افسر منم
معنى تورات و زبور حقّم • • • • • مظهر قرآن و ظهور حقّم
قاب دو قوسم فَتَدَلاّسْتَم • • • • • اين همه لايند من اِلاّسْتَم
خضر منم رهبر آب حيات • • • • • معطى جان هادى راه نجات
طائر قدسم ملك رحمتم • • • • • هر دو جهان زير پر همّتم
گر نشناسيد نژاد مرا • • • • • پاك نياكان ز نهاد مرا
هاشمى‌ام مصطفوى دولتم • • • • • فاطمى‌ام مرتضوى صولتم
در حسبم شاهد اهل وفا • • • • • در نسبم نور دل مصطفی
شعشعه‌ى زهره‌ى زهرا ستم • • • • • بارقه‌ى محشر كبرا ستم
من گهر و نُه صدفم آسمان • • • • • من عَلَم و حجت اهل زمان
مِنطقه‌ى چرخ مقرنس منم • • • • • گوهر نُه قلزم اطلس منم
من كى‌ام اى مردم بى‌عقل و دين • • • • • قائمه عزّت عرش برين
خارجى‌ام خواند يزيد از عناد • • • • • دین منم اى مردم بى‌دين و داد
گر نشناسيد منم در نسب • • • • • سبط نبى نجل على وجه رب
زاده‌ى آن خشك لبم كز جفا • • • • • تشنه بريدند سرش از قفا
جسم شريفش هدف تير گشت • • • • • پاك سرش بر نى تقدير گشت
از غم او قلب ملائك شكست • • • • • نظم جهان رشته‌ى ایمان گسست
گر نشناسيد اَنَا ابْنُ الْشَهيد • • • • • آن كه چو او كشته به عالم كه ديد
آن كه سرش رفت به شهر و ديار • • • • • بر سر نى در كف قوم شرار
گر نشناسيد اَنَا ابْنُ الْغَريب • • • • • آن كه جهان شد ز غمش بى‌شكيب
آن كه به مظلومى او آسمان • • • • • در همه آفاق ندارد نشان
آن كه غمش شعله بر افلاك زد • • • • • داغ ابد بر جگر خاك زد
گر نشناسيد اَنَا ابْنُ الْحُسَيْن • • • • • زاده‌ى حيدر شه بدر و حُنَين
آن كه سزد كز دل چرخ برين • • • • • خون چكد از غصه‌ى او بر زمين
گشت شهيد آن شه قدسى صفات • • • • • تشنه‌لب اندر لب شطّ فرات
گر نشناسيد منم در جهان • • • • • شير خدا صيد شما روبهان
ما كه اسيران عراقيم و شام • • • • • آل رسوليم و بر امّت امام
قلب جهانيم و خدا مظهريم • • • • • سرّ وجوديم و شه كشوريم
حالى اگر عترت ختم رسل • • • • • زار بود بسته به زنجير و غل
بسته‌ى زنجير قضاييم ما • • • • • خسرو اقليم رضاييم ما
گر نشناسيد منم كز نفاق • • • • • شد پدرم كشته‌ى دين در عراق
خيمه‌ى آن شاه به تاراج رفت • • • • • وز بدنش سر ز سرش تاج رفت
ما ز كجاييم بدانيد باز • • • • • قافله‌ى حق ز ديار حجاز
قافله‌ى غم سپه اشتياق • • • • • آمده مهمان به ديار عراق
مردم کوفه به فسون یزید • • • • • وز ستم ابن زیاد پليد
بر سر ما تيغ جفا آختند • • • • • آل رسوليم كه نشناختند
[۱۱] غیاثی کرمانی، سید محمّد رضا، کوچه‌ی مهر، قم، انتشارات امیر العلم، چاپ باران، ۱۳۸۱ شمسی، صص۷۴-۶۹.

معانی اصطلاحات:
اِسراستم: منظور شب اسراء است.
منطقه: كمربند.
چرخ مقرنس: گنبدى شكل.
قلزم: دريا.


۱. غیاثی کرمانی، سید محمّد رضا، کوچه‌ی مهر، قم، انتشارات امیر العلم، چاپ باران، ۱۳۸۱ شمسی، صص۱۰-۹.
۲. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۳۷.
۳. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۷۶.
۴. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۷۷.
۵. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۸۵-۸۴.
۶. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۱۰.
۷. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۰-۱۲۹.
۸. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۲.
۹. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۴-۱۳۳.
۱۰. حکیم الهی قمشه‌ای، مهدی، نغمه حسینی، تهران، انتشارات روزنه، ۱۳۷۹ شمسی، ص۱۳۴.
۱۱. غیاثی کرمانی، سید محمّد رضا، کوچه‌ی مهر، قم، انتشارات امیر العلم، چاپ باران، ۱۳۸۱ شمسی، صص۷۴-۶۹.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۱۰۰-۱۰۹۱.    






جعبه ابزار