مکلفین به جهاد (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
مکلفین به جهاد جهاد در اسلام به عنوان یک فریضه مهم شناخته میشود و بر اساس
آیات قرآن و
روایات اسلامی، دارای شرایط خاصی است که بر اساس آن، برخی از افراد از انجام این فریضه معاف هستند.
برخی از استثنائات در انجام فریضه جهاد عبارتند از:
- افراد ضعیف و بیمار؛
- کودکان؛
- زنان (به دلیل شرایط خاص و وظایف آنها)؛
- مجانین و افرادی که توانایی مالی ندارند.
از سوی دیگر، فقها در اینباره نظرات متفاوتی دارند. برخی از فقها مانند
سعیدبن مصیب،
جهاد را واجب تعیینی میدانند، به این معنی که بر همه افراد واجب است.
اما بیشتر فقها جهاد را
واجب کفایی میدانند، به این معنی که اگر تعدادی از افراد به جهاد بروند، بقیه افراد از این مسئولیت معاف هستند.
آیات
قرآن مانند
(فَاِذَا اِنْسَلَخَ اَلْاَشْهُرُ اَلْحُرُمُ، قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لَئِنْ اَصابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اَللّٰهِ.) نشان میدهد که جهاد یک فریضه مهم است و در شرایط خاصی باید انجام شود.
در نهایت، میتوان گفت که جهاد در
اسلام یک فریضه مهم است که بر اساس شرایط و توانایی افراد، باید انجام شود.
برخى از فقها گفتهاند:
بر افراد ضعيف، بيماران و كسانیكه فاقد توانايىهاى مالى لازم جهت شركت در جبههها باشند، جهاد واجب نيست.
به علاوه تكليف جهاد از كودكان، زنان فقرا و مجانين هم ساقط شده است و برخى از فقها مستمندان را نيز از جهاد معاف دانستهاند.
وليكن در اين مورد دليل قابل قبولى ارائه نشده است، چون فقر نمىتواند دليل قانع كنندهاى براى عدم شركت در صحنههاى
جنگ و اداى فريضه جهاد باشد.
امّا در مورد عدم شركت زنان مسألهاى اجماعى است.
به علاوه
اسبقبن نباته از
حضرت امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) روایت كرده كه:
جهاد هم بر مردان واجب است و هم بر زنان.
امّا در مورد مردان جهاد به شكل بذل جان و مال در راه
خدا است و جهاد زنان به صورت تحمل مسائل و مشكلاتى است كه به شكل علّت جهاد شوهران به همسران آنها وارد مىشود.
بدين لحاظ معناى جهاد زنان اين است كه زن نبايد در صحنههاى رزم و نبرد شركت كند.
برداشتهاى ظاهرى از ادله هم نشان مىدهد كه برداشتن تكليف جهاد از زنان از باب است.
فقها همچنين وجوب جهاد بر افراد سالخورده را نيز نفى كردهاند و اين امر به جهت عدم توانايى جسمى و هم به لحاظ قاعده نفى حرج مىباشد.
ظاهراً در اين مورد نظر فقها نفى تكليف است نه عدم ترخيص.
زيرا كه
عمار یاسر در سن نود سالگى و
مسلمبن عوسجه در سنى متجاوز از هشتاد سالگى در صحنه نبرد و در
کربلا حاضر شده بودند.
موارد استثنايى فوق خواهناخواه در عدم
آیات جهاد وارد خواهد بود.
ظاهر آیات جهاد
حکایت از آن دارد که وجوب جهاد، وجوب کفایی است و این مسئله از ضروریات
دین محسوب میشود. (واجب کفایی در جهاد به معنای آن است که اگر تعداد کافی از افراد برای انجام فریضه جهاد قیام کردند، تکلیف از بقیه ساقط خواهد شد.)
بخشی از آیات جهاد به شرح زیر است:
(فَاِذَا اِنْسَلَخَ اَلْاَشْهُرُ اَلْحُرُمُ فَاقْتُلُوا اَلْمُشْرِکینَ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ اُحْصُرُوهُمْ وَ اُقْعُدُوا لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ فَاِنْ تابُوا وَ اَقامُوا اَلصَّلاةَ وَ آتَوُا اَلزَّکاةَ فَخَلُّوا سَبِیلَهُمْ اِنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحیمٌ.) «پس از آنکه
ماههای حرام (
ذیقعده،
ذیحجه،
محرم و
رجب) گذشت، آنگاه مشرکان را هرجا بیابید به
قتل رسانید و آنها را دستگیر کنید و از هر سو در کمین آنها باشید، چنانچه از
شرک توبه کرده،
نماز بپا داشتند و
زکات دادند، پس توبه را بپذیرید که خدا آمرزنده و مهربان است.»
(قاتِلُوا الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِاللّٰهِ وَ لا بِالْیَوْمِ الْآخِرِ وَ لا یُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اَللّٰهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا یَدینُونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ اَلَّذینَ اُوتُوا اَلْکِتابَ حَتّٰی یُعْطُوا اَلْجِزْیَةَ عَنْ یَدٍ وَ هُمْ صاغِرُونَ.) «ای
اهل ایمان با هرکه از
اهل کتاب که
ایمان به خدا و روز
قیامت نیاورده است و آنچه خدا و رسولش
حرام کرده، حرام نمیدانند و به دین
حق نمیگروند کارزار کنید، تا آنگاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند.»
(یا اَیُّهَا النَّبیُّ جاهِدِ الْکُفّٰارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اُغْلُظْ عَلَیْهِمْ وَ مَاْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ اَلْمَصیرُ.) «ای پیامبر با کافران و منافقان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر، مسکن آنها در دوزخ است که بسیار بد منزلگاهی است.»
(وَ لَئِنْ اَصابَکُمْ فَضْلٌ مِنَ اَللّٰهِ! لَیَقُولَنَّ کَاَنْ لَمْ تَکُنْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّةٌ یا لَیْتَنی کُنْتُ مَعَهُمْ فَاَفُوزَ فَوْزاً عَظیماً • فَلْیُقاتِلْ فی سَبیلِ اَللّٰهِ الَّذینَ یَشْرُونَ اَلْحَیاةَ اَلدُّنْیا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ یُقاتِلْ فی سَبیلِ اَللّٰهِ فَیُقْتَلْ اَوْ یَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِیهِ اَجْراً عَظیماً.) «و اگر فضل خدا شامل حال شما گردد، گویی میان شما و آنان ابدا دوستی نیست، گویند ما نیز با آنها به جهاد رفته بودیم، تا به نعمت فتح و غنیمت بسیاری که نصیب آنان گردیده، برسیم.
مؤمنان باید در راه خدا با آنان که حیات مادی دنیا را بر
آخرت گزیدند، جهاد کنند و هرکس در جهاد راه خدا کشته شد یا فاتح گردید، زود باشد که او را اجری عظیم دهیم.»
(الَّذینَ آمَنُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ اَللّٰهِ وَ الَّذینَ کَفَرُوا یُقاتِلُونَ فی سَبیلِ الطّٰاغُوتِ فَقاتِلُوا اَوْلیاءَ الشَّیْطانِ اِنَّ کَیْدَ الشَّیْطانِ کانَ ضَعیفاً.) «اهل ایمان در راه خدا و کافران در راه
شیطان جهاد میکنند، پس شما مؤمنان با دوستان شیطان نبرد کنید که مکر و سیاست شیطان بسیار سست و ضعیف است.»
(یا اَیُّهَا اَلنَّبِیُّ حَرِّضِ اَلْمُؤْمِنینَ عَلَی اَلْقِتالِ اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ اِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَةٌ یَغْلِبُوا اَلْفاً مِنَ اَلَّذینَ کَفَرُوا بِاَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ.)«ای
رسول، مؤمنان را به جنگ ترغیب کن، اگر بیست نفر از شما صبور و پایدار باشد، بر دویست نفر از دشمنان پیروز خواهید شد و اگر صد نفر بودید، با هزار نفر از کافران برابری توانید کرد و پیروزی به دست خواهید آورد، زیرا آنها گروهی بیدانش هستند.»
این
آیات نشان میدهد که جهاد امری کفایی است، البته اصل در اوامر شرعیه
واجب تعیینی است.
اما اگر
جهاد در همه موارد واجب تعیینی باشد، حرج لازم آمده و به ناچار همه مردم جامعه باید کارهای خود را رها کرده لباس رزم بپوشند و این امر به صلاح جامعه نیست.
از ميان فقهايى كه جهاد را واجب تعيّنى دانستهاند مىتوان از
سعيدبن مصيب ياد كرد، او به استناد اين
آیه:
(اِنْفِرُوا خِفٰافاً وَ ثِقٰالاً وَ جٰاهِدُوا بِأَمْوٰالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ الله ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ.))
«براى
جنگ با كافران سبکبار و مخبر بيرون شويد و در راه
خدا به جان و مال جهاد كنيد.
اين كار براى شما بسيار بهتر خواهد بود اگر مردمى با فكر و دانش باشيد.»
يا
(إِلاّٰ تَنْفِرُوا يُعَذِّبْكُمْ عَذٰاباً أَلِيماً وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لاٰ تَضُرُّوهُ شَيْئاً وَ الله عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.) «بدانيد اگر در راه
دین خدا براى جهاد بيرون نشويد، خدا شما را به عذابى دردناک معذب خواهد كرد و قوم ديگرى را بجاى شما براى جهاد مىگمارد و شما به خدا زيانى نرساندهايد و خدا بر همه چيز توانا است.»
استدلال مىكند كه جهاد واجب تعيين است،
سعيدبن مصيب به بعضى
روایات هم استناد كرده است، از جمله اين
حدیث نبوی كه:
«من مات و لم يغزوا و لم يحدث نفسه بالغزوات مات على شعبه من النفاق.»«كسیكه از دنيا برود، در حالتى كه نجنگيده و خيالى هم براى شركت در جنگ نداشته است، چنين فردى در دلش بخشى از نفاق را داشته است.»
سعيدبن مصيب بر اساس اين روايات استدلال مىنمايد كه جهاد
واجب عینی است و لذا براى همه افراد واجب تعينى است و نمىتوان آن را كفايى تلقى كرد.
فقها در پاسخ به اين نظريه گفتهاند، كه آيه ۱۲۳ از
سوره بقره و آيه ۴۱ از
سوره توبه دلالت بر كفايى بودن جهاد دارد.
واضح است كه حكم الهى آن نيست كه همه مؤلفان به طور كامل به يکباره بايد براى جنگيدن براه افتاده و امور روزمرّه و زندگانى اجتماعى در
جامعه اسلامی را به فراموشى سپارند اين نكته در
حدیثی از
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) هم تصريح شده كه:
«در عين آنكه جهاد بر همه مؤمنين واجب است امّا اگر مسلمانان به قدر كافى آمادگى حضور در صحنههاى نبرد را يافتند، تكليفى بر بقيه نبوده و
کفایت خواهد كرد.»
در کتاب
مستدرک آمده است که این امر (شرکت همه مؤمنان در جهاد) اختصاص به زمان رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) دارد.
زیرا اگر تعدادی در جهاد شرکت نمیکردند، با توجه به کمبود نفرات مسلمان و ازدیاد نیروهای کفر، مشکلاتی به وجود میآمد، از این رو بر همه مؤمنان واجب بود در صحنههای نبرد حاضر شوند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۱-۲۴۴.