• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نسیم شمال (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




سید اشرف‌الدین حسینی «نسیم شمال» از شاعران و روزنامه‌نگاران سرشناس مشروطه بود که با زبان ساده و عامه‌فهم، صدای مردم محروم را در شعر و مطبوعات آن دوران بازتاب داد.



اشرف الدّين حسينى فرزند سيّد احمد قزوينى، از شاعران و روزنامه‌نويسان صدر مشروطيّت است. وى به سال ۱۲۸۸ق. در شهر رشت تولد يافت.


حسینی پس از تحصيلات مقدماتى به سال ۱۳۰۰ق براى ادامه‌ى تحصيل روانه‌ى بین النهرین شد و پس از پنج سال اقامت در آن سامان به رشت بازگشت و در آنجا به سال ۱۳۰۵ق مطابق با ۱۹۰۷ م روزنامه‌ى نسيم شمال را منتشر ساخت و تا سال ۱۹۱۱ ميلادى گاهى مرتّب و گاهى نامرتّب به چاپ مى‌رسيد.
این روزنامه‌ در تهران با مقالات و اشعارى انتقادى و در خور فهم عوام منتشر شد و قبول عام يافت و خود اشرف الدّين حسينى نيز به مناسبت نام روزنامه‌اش به «نسيم شمال» معروف گشت.


سيّد اشرف الدّين در زمره‌ى نخستين شاعرانى است كه به عهد مشروطه به زبان مردم و از زبان توده‌ى محروم مردم شعر سرود و مقاله نوشت.
اشعار او اغلب در نسخه‌هاى نسيم شمال چاپ و جداگانه نيز به صورت مجموعه‌اى منتشر شده است.


وى در اواخر عمر به فقر و جنون مبتلا گشت و سرانجام در سال ۱۳۱۳ق. در نهايت تنگدستى و پريشانى درگذشت.
[۱] دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه دهخدا، واژه نسيم شمال.



آل عباء:
تعالى اللّه كه هردم طبعم از الطاف ربّانى • • • • • روان‌تر مى‌شود بالعكس در اين بحر طوفانى
بلى بايد روان گردد زبان، آخرش لالم • • • • • به ذكر احمد ثالث به مدح حيدر ثانى
بلى بايد كه از كِلكم شكر ريزد چو نيشكَر • • • • • به مولود شفيع محشر، آن محبوب سبحانى
خديو ملك مظلوميّت و اقليم صبارى • • • • • جليل القدر، بى‌همتا، عظيم الشأن روحانى
امير ملكت زجر و الم، عين جوانمردى • • • • • دلير فسحت عشق حقيقت مالى و جانى
شفيع امّت احمد، عزيز عزّت داور • • • • • دليل راه ایمان، وارث ملك سليمانى
ورا يزدان به زيتونش لقب فرموده در قرآن • • • • • بخوان (وَ اَلتِّينِ وَ اَلزَّيْتُونِ‌) تو در آيات قرانى
خلیل ار گوسفندى را به راه دوست سر برزد • • • • • ولى او كرد از اقوام، هفتاد و دو قربانى
به قرآن (ك ه‌ ى ع ص) ار خواندى اى مؤمن • • • • • كنون ظاهر نمايم مر تو را آن راز پنهانى
كه حينى زکّریا خواست نام پاك او از حق • • • • • يكايك شرح دادش جبرئیل آن پيك يزدانى
چو گفتى زكّريا تا چهار از نام ايشان را • • • • • شدى خوشوقت و خرّم همچو استخلاص زندانى
ولى چون پنجمين نامش بشد اندر زبان جارى • • • • • شدى محزون و غمگين چون غريبان بيابانى
سبب را مسئلت بنمود و وى را اين خطاب آمد • • • • • ز يزدان (کهيعص) از لفظ برهانى
كه «ك» از کربلا، «ه‌» از هلاكت، «ى» یزید دون • • • • • همى «ع» از عطش، «ص» از صبورى مى‌شود بانى
چنان ظلمى كه بروى شد نديده هيچ مظلومى • • • • • نه از كردار ترسايان نه از رفتار نصرانى
كجا باشد روا گردد به تير كين هدف چشمش • • • • • تنش روى زمين و بر سر نى رأس نورانى
معمايى است بس مشكل صفات بى‌مثال وى • • • • • كجا بتوان كه حل كرد اين معّمه را به آسانى
مرا تا جان به تن باشد نپيچم سر از اين درگه • • • • • كه تا روشن نمايم قلب خود را زين مسلمانى
نگيرم دامن اجلال، بهر منصب و شوكت • • • • • بر اين درگه گدايى مى‌كنم برتر ز سلطانى
شها در صنف مدّاحى ز پيرامون درگانت • • • • • رها كى مى‌كنم كف را كرم خوانى ورم رانى
روا فرما مرا دائم اگر لايق به درگاهم • • • • • قلم دركش عباراتم گرش لايق نمى‌دانى
[۲] حسينى، اشرف الدّين، ديوان كامل نسيم شمال؛ ج ۲، ص ۲۳۷.

معانی کلمات:
فسحت: گشادگى، فراخى مكان، گنجايش، وسعت.
وَ اَلتِّينِ وَ اَلزَّيْتُونِ: اشاره به آیه ۱ سوره تین.
حينى: زمانى كه.


۱. دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه دهخدا، واژه نسيم شمال.
۲. حسينى، اشرف الدّين، ديوان كامل نسيم شمال؛ ج ۲، ص ۲۳۷.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۹۷۱-۹۷۰.    






جعبه ابزار