وجوب جهاد با اشخاص (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
وجوب جهاد با اشخاص جهاد در اسلام به چند دسته تقسیم میشود:
•
جهاد با بغاة: شامل افرادی که علیه امام یا مسلمانان خروج کردهاند، مانند شورشگران مسلمانی که از پرداخت
زکات خودداری میکنند.
•
جهاد با کفار و مشرکین: شامل
یهود، نصاری،
مجوس و دیگر کفار و مشرکینی که شرایط ذمه را نادیده گرفته و زیر پا بگذارند.
•
جهاد با مهاجمین: شامل افرادی که به
سرزمینهای اسلامی، نفوس مسلمین، اموال مسلمین یا کیان اسلامی حمله میکنند.
•
شرایط واجب شدن جهاد: اگر سه طایفه ذکر شده جنگ را شروع کنند،
جهاد به دفاع واجب میشود و اذن امام لازم نیست.
اما اگر این سه طایفه ابتدا قتال نکنند، بر مسلمانان واجب نیست ابتدا جهاد کنند.
•
ملاکهای تعیین زمان جهاد: جهاد میتواند بیش از یک بار در سال انجام شود، بسته به صلاحدید امام مسلمین و شرایط موجود.
فقیه بزرگ،
صاحب جواهر سه دسته را مورد توجه قراردادهاند.
۱. آنهايی كه جهاد با آنان واجب است:
گروهى از اينها شامل بغاة هستند، آنان افرادى هستند كه بر عليه امام يا مسلمين خروج كردهاند، اين شورشيان مسلمان هستند با مهاجمين كافر تفاوت دارند.
صاحب جواهر آنهايی كه كه از پرداخت زكات خوددارى نمايند را نيز جزء بغاة مىدانند، البته اين گروه اگر اصل زكات را قبول نداشته باشند، مرتد هستند، ولى اگر زكات را قبول داشته ولى از پرداخت آن خوددارى نمايند،
باغی به حساب مىآيند نه مرتدّ و اهل رَدّه.
۲. دسته دوم از كسانى كه جهاد با آنان واجب است، يهود، نصارى و مجوسى هستند كه شرايط ذمه را ناديده گرفته و زير پا بگذارند.
۳. دسته سوم از كفار و مشركين مىباشند كه جهاد با آنان واجب است.
•
در مورد گروه اول هدف از جهاد در واقع اعمال نوعى سياست بازدارندگى است؛
•
در مورد دسته دوم (يهود، نصارى و مجوس) هدف آن است كه اين فرقه يا
اسلام آورده و مسلمان شوند يا جزيه داده و
حاکمیت قوانین اسلامی را بپذيرند؛
•
در مورد دسته سوم مصداق،
آیه (حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ) است.
البته در اينجا به اقسام سهگانه جهاد كه ذكر شد، بايد قسم چهارمى را اضافه كرد، اين گروه مهاجمين هستند.
مهاجمى كه به سرزمينهاى اسلامى، نفوس مسلمين، اموال مسلمين و يا اينكه حتى كيان اسلامى را مورد حمله قراردهد.
فقيه بزرگ، صاحب جواهر در مورد جهاد مىگويد، اگر آن سه طايفه جنگ را شروع كردند در اين صورت جهاد به دفاع و واجب تبديل مىشود و اذن امام هم نمىخواهد، ايشان ادعاى ضرورت نموده و معتقد است ضرورت در اين مسأله، مورد اتفاق تمام مسلمين است. (اجماع و اتفاق فقها است)
اما اگر اين سه طايفه ابتدا قتال نكردند، بر مسلمانها واجب است ابتدا جهاد نكنند (اگر بغاة و اصل كتاب قرارداد
اهل ذمه را زيرپاگذارند) البته اكثر فقها وجوب جهاد را به تمكن داشتن امكانات مالى و مادى از سوى مسلمانان مشروط كردهاند.
به اين ترتيب اگر مسلمانان امكان جهاد داشتند، حتى اگر چند بار در سال باشد، مىتوانند انجام دهند.
مرحوم
محقق کرکی و صاحب جواهر معتقدند جهاد يکبار در سال واجب است، صاحب جواهر اضافه مىكند:
«امّا اگر در شرايطى باشيم كه به سالى يکبار اكتفا كنيم، كفر خود را تقويت مىكند و احتمال آن خواهد بود كه مسلمانان غافلگير شوند.»
در اين صورت بنابه صلاحديد امام مسلمين مىتوان جهاد را بيش از يکبار در سال انجام داد.
جمعى از فقها سه سال يکبار و بعضى حداكثر ده سال يکبار را گفتهاند.
منشأ اختلاف به اصل به
عقد مهادنه (متاركه
جنگ) مربوط است.
به علاوه اين مسأله كه آيا امام مسلمين به هر دليل، چه ميزان امكانات، نيرو و تجهيزات يا مصالح ديگر در اختيار داشته مىتواند بر اساس آن
آتشبس را بپذيرد؟
با توجه به اين مسائل بعضى گفتهاند يک سال، عدهاى سه سال و جمعى ده سال باشد.
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) در
صلح حدیبیه تا ده سال متاركه جنگ را پذيرفتند.
مرحوم صاحبجواهر در اين بحث ملاک مدّت را به مصلحت ديد امام مىدانند، امام مسلمين مىتواند.
مهادنه كوتاه يا بلند مدت نمايد.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۲۴۴-۲۴۶.