• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

‌هادویه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در پی تنش‌های سیاسی پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و حوادث پس از آن، مسلمانان به دو گروه عمده سیاسی با نگرش‌های متفاوت حکومتی تبدیل شدند. روند این حوادث در تحولات بعدی به درون فرقه شیعه نیز راه پیدا نمود و پس از شهادت مظلومانه امام حسین (علیه‌السّلام) در عاشورای سال شصت و یک هجری، شیعیان در باب خلافت و شرایط آن به گروه‌های مختلفی تجزیه شدند. زید بن علی بن حسین (علیه‌السّلام) با قیام علیه حکومت هشام بن عبدالملک، پایه گذار مکتب زیدیه در جهان اسلام شد. ائمه بعدی زیدیه با تمسک به دیدگاه‌های زید بن علی و با قیام‌های گسترده، مشکلات فراوانی برای حکومت‌های امویان و پس از آن عباسیان ایجاد نمودند. در پی این تلاش‌ها، حکومت‌های مختلفی از سوی زیدیان در مغرب، طبرستان و یمن تاسیس شد. با توجه به باز بودن باب اجتهاد در فرقه زیدیه و پیدایش آراء و نظرات گوناگون و نیازهای سیاسی و حکومتی، زیدیه نیز از این انشعابات به دور نماند و مکتب‌های جدیدی در درون فرقه زیدیه ایجاد شد.



زیدیه در لفظ به گروهی که منسوب به زید بن علی بن حسین ابن علی بن ابی طالب(علیه‌السّلام)هستند، اطلاق می‌شود.
[۱] ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۱، ص۲۴۸، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸هـ. ق/۱۹۸۸م.
در اصطلاح دانش فرقه شناسی، زیدیه به شاخه‌ای از مذهب تشیع گفته می‌شود که پیروان آن معتقد به امامت زید بن علی بن حسین(علیه‌السّلام) هستند.
[۲] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ص۲۰۸، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة ۱۴۰۹م، چ دوم.
[۳] بغدادی، ابی منصور عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق و بیان فرقه ناجیـه منهم، ص۲۵.
نوبختی زیدیه را اینگونه تعریف کرده است: «.... فرقة قالت ان الامامة صارت بعد مضی الحسین فی ولد الحسن و الحسین. فهی فیهم خاصة دون سائر ولد علی بن ابی طالب و هم کلهم فیها شرع سواء من قام منهم و دعا الی نفسه فهو الامام المفروض الطاعة».
[۴] نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴۸_ ۴۹، استانبول، ۱۹۳۱ م.
... گروهی پس از درگذشت حسین(علیه‌السّلام) گفتند امامت فقط در فرزندان حسن(علیه‌السّلام) و حسین علیه‌السّلام می‌باشد و سایر فرزندان علی(علیه‌السّلام) را شامل نمی‌شود، همه در امامت مساویند، هرکس از ایشان قیام و دعوت به خود نماید، امام و اطاعت از او واجب است.
گاه زیدیه، حسینیه هم خوانده شده‌اند. اینان قائلند هرکس از خاندان محمد مردمان را به خدا دعوت کند و امر خویش را اظهار کند، امام واجب الاطاعة است
[۵] نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۵۱.
و هرکس از امام فوق سرپیچی کند و در قیام او را یاری نکند و مردمان را به خویشتن بخواند کافر است.
[۶] نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴۸.
اندیشه «منصوص بودن امامت» و اعتقاد به وجود نص بر امامت اهل بیت(علیه‌السّلام) نقطه پیوندی است که زیدیه و امامیه را تحت عنوان عام «تشیع» قرار می‌دهد. اما تلقی این دو فرقه شیعی از نص بر امامت متفاوت است. از نظر امامیه، پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) صریحا دوازده نفر از عترتش را به عنوان ائمه بعد از خود معرفی نموده است؛ اما از دیدگاه زیدیه، رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به صورت عام به امامت عترتش دستور فرموده که منظور از عترت نیز همه فرزندان فاطمه(سلام‌الله‌علیهم) (حسنی و حسینی) هستند. بنابراین، اولین شرط امامت از دیدگاه زیدیه این است که امام باید فاطمی باشد. علاوه براین، منتخب مردم بودن، اقدام به جهاد و قیام مسلحانه، امر به معروف و نهی از منکر، شجاعت، تقوا و عالم بودن، از دیگر شروط امامت نزد زیدیه به شمار می‌رود.
[۷] شفق خواتی، محمد، امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه، ص۲۳، مجله طلوع، بهار ۱۳۸۶، شماره۲۱.
به طور خلاصه این گروه از جمله فرقه‌های مهم شیعی هستند که صاحب فلسفه سیاسی و کلامی نسبتا متمایزی شدند و به پشتوانه قیام‌های متعدد، حکومت‌های مستقل شیعی در مغرب و طبرستان و یمن ایجاد کردند.


زید بن علی بن حسین(علیه‌السّلام) تنها قیام شیعه در دوران هشام بن عبد الملک (۷۱-۱۲۵ هـ ق) را هدایت و رهبری کرد.
[۸] ابن طقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، ص۱۷۷، تحقیق عبد القادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، ط الاولی، ۱۴۱۸ هـ ق/۱۹۹۷ م.
در این قیام او کشته شد (۱۲۲ هـ. ق) و یارانش شکست خوردند. مبانی فکری زید، سبب قیام‌های گسترده زیدیان در قرن دوم هجری شد. پس از سرکوبی شدید این قیام‌ها، به زودی بر همگان فاش شد که نقاط مرکزی جهان اسلام، نقاط مناسبی برای مخالفت با دولت مرکزی نمی‌باشد. برخلاف عباسیان که از روی آگاهی و با طرح و نقشه به مناطق دور از شهرهای مرکزی چشم طمع دوختند
[۹] ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۱۲۵.
[۱۰] دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۳۳۳، تحقیق عبد المنعم عامر، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
و داعیان خود را برای تبلیغ و جمع آوری نیرو علیه حکومت اموی به آن نقاط فرستادند. زیدیان به حسب یک اتفاق که در جریان قیام حسین بن علی بن حسن (شهید فخ) اتفاق افتاد به اهمیت این مسئله پی بردند. ادریس بن عبدالله از امامان زیدیه با شماری اندکی از یارانش به مصر رفتند و از آن جا عازم دیار اندلس (مغرب) شدند.
[۱۱] ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۴، ص۱۰_ ۱۱.
آنان توانستند دور از مرکز خلافت عباسی، اولین حکومت زیدیه را در مغرب و به نام ادریسیان در سال ۱۷۲ هـ ق تاسیس نمایند. پس از آن و به علت شرایط خاص جغرافیایی شمال ایران و وجود زمینه‌های مناسب اجتماعی برای دعوت مردم و جلب حمایت آنان، جمعی از سادات مانند یحیی بن عبدالله بن حسن بن ثالث برادر مؤسس ادریسان
[۱۲] بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۶، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ هـ ق/۱۹۹۶م.
به بلاد دیلم و گیلان روی آوردند. در سال ۲۵۰ هجری، حسن بن زید بن محمد بن اسماعیل بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب(علیه‌السّلام) که معروف به داعی کبیر بود، دومین حکومت زیدیان را تشکیل داد. سی سال پس از تشکیل دومین حکومت زیدی، در سال ۲۸۴ هـ ق، یحیی بن حسین بن قاسم رسی معروف به الهادی الی الحق، حکومت زیدیه یمن را تشکیل داد. پس از او سایر ائمه زیدیه طی دوره‌ها مختلف در یمن به قدرت رسیدند. اینان توانستند به زیدیان یمن و دیدگاه‌هایشان ثبات بخشیده و فعالترین جنبش زیدی را که تا عصر حاضر در یمن وجود دارد، پدید آورند.


جدای از تفکرات عمده کلامی که در جریانات و قیام‌های نخستین زیدیان مانند جارودیه، صالحیه و سلیمانیه شکل گرفتند؛ در برخی منابع دیگر همچون مروج الذهب و مسائل الجارودیه، فرقه‌های دیگری مانند مرثدیه، ابرقیه، عقبیه، یمانیه و یعقوبیه – یاران یعقوب بن علی کوفی– در زمره فرقه‌های زیدیه ذکر شده‌اند. اما این گروه‌ها در اصول و تعریف امامت با سه فرقه فوق متحد بوده‌اند و برخی مسائل جدید را به مسائل قبلی اضافه می‌کردند. این شعبه‌ها به یک یا چند نفر ختم می‌شدند. تنها علت ذکر این گروه‌ها در برخی کتب، در پیروی از حدیث افتراق قابل تبیین است.
[۱۴] مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۱۱.
پس از این دوران و در جریان تشکیلات حکومتی زیدیان و نیازهای جدید؛ مکاتب فکری، کلامی و فقهی دیگری همچون ناصریه، (پیروان مکتب فقهی حسن بن علی بن عمر بن علی بن الحسین(علیه‌السّلام) را می‌گویند.) قاسمیه، (قاسم بن ابراهیم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی(علیه‌السّلام) متولد سال ۱۶۹ق/ ۷۸۵م را موسس این مکتب فقهی و کلامی در جزیرة العرب می‌دانند.) و هادویه مطرح شدند.


این مکتب فقهی کلامی، نامش با نام امام هادی الی الحق، یحیی بن حسین بن قاسم رسی پیوند خورده است. در نیمه قرن سوم هجری هنگامی که سرزمین‌های اسلامی دست خوش حوادث شده بودند و حکومت عباسیان رو به ضعف نهاده بود،
[۱۶] یزدانی احمدآبادی، علی، تحول و تطور دولت زیدیه یمن، ص۸۲_ ۹۰، دانشگاه معارف اسلامی، قم.
یکی از نوادگان قاسم رسی، به نام یحیی بن حسین بن قاسم بن اسماعیل بن ابراهیم بن حسن بن حسن بن علی بن ابیطالب(علیه‌السّلام) ملقب به الهادی الی الحق المبین
[۱۷] هادی الی الحق، یحیی بن حسین، الاحکام فی الحلال والحرام، ج۱، ص۳۱، مکتبة یعسوب الدین علیه‌السّلام الالکترونیة، الطبعة الاولی ۱۴۱۰ هـ ق - ۱۹۹۰ م.
[۱۸] زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۱۴۱، بیروت، دارالملایین، ۱۹۸۰ هـ ق.
[۱۹] یحیی بن حسین بن قاسم بن محمد، انباء الزمن، ص۷، تصحیح محمد عبدالله ماضی، مکتبة الثقافیة الدینیة.
که از برجسته‌ترین شخصیت‌های علوی در زمان خود شد، در شبه جزیره عرب و در شهر مدینه به سال ۲۴۵ هـ ق/ ۸۵۹ م به دنیا آمد.
[۲۰] هادی الی الحق، یحیی بن حسین، الاحکام فی الحلال والحرام، ج۲، ص۹.
او در سال ۲۸۰ پس از ورود به یمن به عنوان امام زیدیه دعوت به خویش کرد و از مردم بیعت گرفت،
[۲۱] هارونی، یحیی بن حسین، الافادة فی تاریخ ائمة الزیدیة، ص۱۳۶، تحقیق محمد یحیی سالم عزان، یمن: دار الحکمة الیمانیه، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷هـ ق/۱۹۹۶ م.
ولی اندکی بعد به دلیل عدم استقبال مردم به حجاز بازگشت. هادی الی الحق مجددا در سال ۲۸۴ هـق برای دعوت مردم به یمن بازگشت و سلسله امامان زیدی یمن را پایه گذاری کرد.
[۲۲] یزدانی احمدآبادی، علی، تحول و تطور دولت زیدیه یمن، ص۷۷_ ۱۱۷.
این سلسله تا بیش از ده قرن با فراز و نشیب‌هایی دوام یافت و حدود پنجاه امام در راس آن قرار گرفتند. هادی الی الحق یحیی بن حسین، صعده را مرکز فعالیت خود قرار داد. شهری که تا به امروز مرکز زیدیه با گرایش هادویه است. البته تذکر این نکته ضروری است که امام هادی و جانشینان او تا قرن‌ها موفق نشدند بر تمام یمن تسلط پیدا نمایند. دوران امامت آنان معمولا با کشمکش‌ها و درگیری با سایر حکومت‌ها و رقیبان اعم از داخلی و خارجی همراه بود.
[۲۳] موسوی نژاد، علی، آشنایی با زیدیه، ص۹۲، فصل نامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
که در ادامه به طور گذرا به آن اشاره خواهد شد.


یحیی بن حسین با ارتقا بخشیدن به عقیده امامت در زیدیه، این دیدگاه را در حد یکی از اصول دین ارتقاء داد و آن را به جای اصل «المنزلة بین المنزلتین» در مکتب اعتزال نشاند و اصول پنج گانه مذهب زیدی را توحید، عدل، وعد و وعید، امامت و امر به معروف و نهی از منکر دانست و برای احراز مقام امامت شروطی تکمیلی قائل شد که تنها بر خود او منطبق بود، مانند دعوت علنی به خود، خروج با شمشیر، عمل به کتاب و سنت، اعلم مردم زمان خود بودن، از فرزندان حسن و حسین بودن، آمر به معروف و ناهی از منکر بودن، شجاعت، سخاوت، تقوی، تواضع و عدالت. او برای بیعت مردم در امر امامت نقشی قائل نبود و اجماع را شرط می‌دانست، چه این که در نظر هادی الی الحق امامت منصبی است که از جانب خداوند اعطا می‌شود و خواست مردم در آن دخالت ندارد، هرچند تبعیت مردم شرط قیام امام است. از طرف دیگر، مردم می‌توانند در صورت ارتکاب کبیره امام را از مقام خود عزل کنند. اما در صورت عدم تبعیت مردم از امام جامع الشرایط، امامت امام به قوت خود باقی است و او باید هجرت کند و کنار بنشیند. نظریه اخیر او توجیهی برای صلح امام حسن(علیه‌السّلام) و کنار نشستن امام قاسم رسی از امامان زیدیه و جد هادی الی الحق، نیز هست. با توجه به نظریه هادی الی الحق، در رد اجماع و شورا در مسئله امامت از دیدگاه او و همین طور اعتقاد به افضلیت علی(علیه‌السّلام) و وجود نص پیامبر بر احقیت آن حضرت و حتی تصریح رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر احقیت حسن (علیه‌السّلام) و حسین (علیه‌السّلام)، برای یحیی بن حسین بن قاسم رسی، خلافت شیخین امری ناپذیرفتنی است. هادی الی الحق کتابی به نام «تثبیت الامامة» دارد که در آن به بررسی مسئله خلافت و جانشینی پس از رحلت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پرداخته و بر رد خلافت شیخین و رد ادله مورد ادعای آنان استدلال کرده است. امام هادی الی الحق در فقه نیز تابع اجتهاد خود بود و به روایات اهل سنت توجه و نظری نداشت. وی دو کتابی که اهل سنت آنها را صحیح می‌نامند (صحیح بخاری و صحیح مسلم)، از صحت بی بهره می‌دانست. این نگرش در طی قرون متمادی تاکنون در مذهب هادوی وجود داشته و بی اعتنایی به حدیث و فقه اهل سنت کاملا روشن است. امام هادی همچنین اعتقاد به نص بر امامت علی(علیه‌السّلام) و حسن(علیه‌السّلام) و حسین(علیه‌السّلام) را مورد تاکید قرار داد. او تقیه را جایز شمرد
[۲۴] شوقی ابراهیم العمرجی، احمد، الحیاة السیاسیه و الفکریه للزیدیه فی المشرق الاسلامی، ص۹۴، قاهره: مکتبه مدبولی، ۲۰۰۰ م، الطبعة الاولی.
و در مجموع بیش از گذشته، زیدیه را به امامیه نزدیک کرد.
[۲۵] موسوی نژاد، علی، آشنایی با زیدیه، ص۹۳.
مسیری که یحیی بن حسین بن قاسم رسی ترسیم کرده بود با نوساناتی در عرصه سیاسی و مذهبی یمن ادامه یافت و پس از او دو فرزندش مرتضی (۲۹۹- ۳۱۰) و ناصر (۳۱۰- ۳۲۲) و دیگر امامان زیدیه ادامه‌دهندگان مکتب هادویه شدند، هرچند پیروان هادی الی الحق خود به شاخه‌هایی تقسیم شدند که مهم‌ترین آنها «حسینیه»، «مطرفیه» و «مخترعه» است. پس از این دوران و طی تحولات بعدی جزیرة العرب و جهان اسلام، سایر ائمه زیدی در دوران‌های مختلف، هدایت زیدیان یمن را همچنان در دست خود حفظ کردند. به طور خلاصه می‌توان دوران‌های تاریخ سیاسی زیدیان یمن را به سه بخش تقسیم نمود، که عبارتند از:
۱. دوره تشکیل حکومت تا سقوط توسط اسماعیلیان (از سال ۲۸۴ هـ ق تا ۴۴۴ هـ. ق).
[۲۶] زبارة الحسنی، محمد بن محمد بن یحیی، تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۷۷_ ۷۶، تصحیح محمد زینهم، قاهرة، مکتبه الثقافیة الدینیة.

۲. دوره احیاء زیدیه (از سال ۵۳۲ هـ ق تا ۹۶۵ هـ ق).
۳. دوره مبارزه با عثمانی تا حضور جمهوری در یمن (از سال ۹۶۵ هـ. ق تا ۱۳۸۲ هـ. ق).
[۲۷] زبارة الحسنی، محمد بن محمد بن یحیی، تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۱_ ۱۳.




۱. ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۱، ص۲۴۸، تحقیق خلیل شحادة، بیروت، دار الفکر، ط الثانیة، ۱۴۰۸هـ. ق/۱۹۸۸م.
۲. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ص۲۰۸، تحقیق اسعد داغر، قم، دار الهجرة ۱۴۰۹م، چ دوم.
۳. بغدادی، ابی منصور عبدالقاهر بن طاهر، الفرق بین الفرق و بیان فرقه ناجیـه منهم، ص۲۵.
۴. نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴۸_ ۴۹، استانبول، ۱۹۳۱ م.
۵. نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۵۱.
۶. نوبختی، ابی محمد حسن بن موسی، فرق الشیعه، ص۴۸.
۷. شفق خواتی، محمد، امامت از دیدگاه زیدیه و امامیه، ص۲۳، مجله طلوع، بهار ۱۳۸۶، شماره۲۱.
۸. ابن طقطقی، الفخری فی الآداب السلطانیة و الدول الاسلامیة، ص۱۷۷، تحقیق عبد القادر محمد مایو، بیروت، دارالقلم العربی، ط الاولی، ۱۴۱۸ هـ ق/۱۹۹۷ م.
۹. ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۳، ص۱۲۵.
۱۰. دینوری، احمد بن داود، الاخبار الطوال، ص۳۳۳، تحقیق عبد المنعم عامر، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ش.
۱۱. ابن خلدون، عبد الرحمن، دیوان المبتدا و الخبر فی تاریخ العرب و البربر و من عاصرهم من ذوی الشان الاکبر، ج۴، ص۱۰_ ۱۱.
۱۲. بلاذری، احمد بن یحیی بن جابر، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۱۳۶، تحقیق سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۷ هـ ق/۱۹۹۶م.
۱۳. ابن اثیر، عز الدین ابو الحسن علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۱۳۰، بیروت، دار صادر - دار بیروت، ه۱۳۸۵/۱۹۶۵م.    
۱۴. مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۲، ص۲۱۱.
۱۵. مفید، محمد بن نعمان، المسائل الجارودیه، ص۱۳ ۱۴، تحقیق محمد کاظم مدیر شانجی، بیروت، دار المفید، ۱۴۱۴ ه ق/۱۹۹۳ م.    
۱۶. یزدانی احمدآبادی، علی، تحول و تطور دولت زیدیه یمن، ص۸۲_ ۹۰، دانشگاه معارف اسلامی، قم.
۱۷. هادی الی الحق، یحیی بن حسین، الاحکام فی الحلال والحرام، ج۱، ص۳۱، مکتبة یعسوب الدین علیه‌السّلام الالکترونیة، الطبعة الاولی ۱۴۱۰ هـ ق - ۱۹۹۰ م.
۱۸. زرکلی، خیرالدین، الاعلام، ج۷، ص۱۴۱، بیروت، دارالملایین، ۱۹۸۰ هـ ق.
۱۹. یحیی بن حسین بن قاسم بن محمد، انباء الزمن، ص۷، تصحیح محمد عبدالله ماضی، مکتبة الثقافیة الدینیة.
۲۰. هادی الی الحق، یحیی بن حسین، الاحکام فی الحلال والحرام، ج۲، ص۹.
۲۱. هارونی، یحیی بن حسین، الافادة فی تاریخ ائمة الزیدیة، ص۱۳۶، تحقیق محمد یحیی سالم عزان، یمن: دار الحکمة الیمانیه، الطبعة الاولی، ۱۴۱۷هـ ق/۱۹۹۶ م.
۲۲. یزدانی احمدآبادی، علی، تحول و تطور دولت زیدیه یمن، ص۷۷_ ۱۱۷.
۲۳. موسوی نژاد، علی، آشنایی با زیدیه، ص۹۲، فصل نامه هفت آسمان، شماره ۱۱.
۲۴. شوقی ابراهیم العمرجی، احمد، الحیاة السیاسیه و الفکریه للزیدیه فی المشرق الاسلامی، ص۹۴، قاهره: مکتبه مدبولی، ۲۰۰۰ م، الطبعة الاولی.
۲۵. موسوی نژاد، علی، آشنایی با زیدیه، ص۹۳.
۲۶. زبارة الحسنی، محمد بن محمد بن یحیی، تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۷۷_ ۷۶، تصحیح محمد زینهم، قاهرة، مکتبه الثقافیة الدینیة.
۲۷. زبارة الحسنی، محمد بن محمد بن یحیی، تاریخ الائمة الزیدیة فی الیمن حتی العصر الحدیث، ص۱۱_ ۱۳.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله«هادویه».    



جعبه ابزار