احکام بسمله

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در کتب فقهی احکام مختلفی درباره قرآن بیان شده است.


احکام عام آیات قرآن

[ویرایش]

از جمله می‌توان به حرمت مسّ قرآن بدون وضو، حرمت مسّ آن برای جنب و حرمت نوشتن قرآن با مرکب نجس و... اشاره کرد. این احکام همگی عام و شامل تمامی آیات قرآن از جمله «بسم اللّه الرحمن الرحیم» است، افزون بر این، آیه شریفه بسمله به تنهایی موضوع احکام اختصاصی و متنوع در فقه است که با مراجعه به منابع فقهی و تفسیری احکام ذیل را می‌توان برشمرد:

وجوب تسمیه

[ویرایش]

آیات شریفه «فَاذکُرُوا اسمَ اللّهِ عَلَیها»، «فَکُلُوا مِمّا ذُکِرَ اسمُ اللّهِ عَلَیهِ» و «ولا تَأکُلوا مِمّا لَم یُذکَرِ اسمُ اللّهِ عَلَیهِ» بر وجوب تسمیه هنگام ذبح و حرمت خوردن از ذبیحه‌ای که هنگام ذبح آن عمداً بسم‌اللّه گفته نشده باشد دلالت دارد؛
[۸] مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۱۴۸‌-۱۴۹.
[۹] التفسیرالکبیر، ج‌۱، ص‌۱۸۷۳.


← شرط حلیت


همچنین از این آیات وجوب تسمیه در هنگام تیراندازی برای شکار و فرستادن سگ شکاری برای صید استفاده می‌شود. امامیه ، ابوحنیفه و ثوری افزون بر اتفاق بر این آرا، ترک تسمیه را در صورت فراموشی موجب حرمت ذبیحه نمی‌دانند؛ امّا شعبی، داود و ابوثور تسمیه را شرط حلیت ذبیحه و ترک آن را از روی عمد یا فراموشی سبب حرمت ذبیحه می‌دانند؛ ولی شافعی چون نظر به استحباب تسمیه دارد ترک آن را سبب حرمت ذبیحه نمی‌شمرد.

نظر آلوسی

[ویرایش]

آلوسی ذکر بسمله را در ابتدای کارهای حرام و مکروه ، به ترتیب دارای حرمت و کراهت و با قصد استخفاف هر دو صورت را حرام و موجب کفر می‌داند.
[۱۱] روح المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۶۷‌.


قرائت بسمله در نماز

[ویرایش]

قرائت بسمله در نماز نیز دارای احکامی متفاوت در بین مذاهب اسلامی است.

← دیدگاه امامیه


امامیه ترک بسمله را در نماز جایز نمی‌دانند و جهر (بلند‌خواندن) به آن را در نمازهای جهری واجب و در نمازهای اخفاتی مستحب می‌دانند.

← دیدگاه شافعی


شافعی نیز ترک بسمله را جایز نمی‌داند و به وجوب جهر به آن در نمازهای جهری قائل است؛ ولی جهر به آن را در نمازهای اخفاتی مستحب نمی‌داند.

← نظر احمد‌ بن حنبل


احمد‌ بن حنبل نیز بسمله را در نمازْ واجب می‌داند؛ ولی جهر به آن را جایز نمی‌داند.

← دیدگاه ابوحنیفه


ابوحنیفه ترک آن را در نماز جایز می‌داند و در صورت قرائت قائل به اخفات (آهسته خواندن) است و به نظر مالک قرائت بسمله در نماز مکروه است، جز در ماه رمضان که می‌توان آن را تبرکاً بین دو سوره قرائت کرد، بدون این‌که در ابتدای سوره فاتحه آورده شود.

گزارش ابن‌منذر

[ویرایش]

ابن‌منذر از برخی تابعان و مفسران نخستین چون عطاء ، طاووس ، مجاهد و سعید‌ بن جبیر قول به جهر بسمله را گزارش کرده و برای ابن‌عمر نیز این نظر روایت شده است؛ امّا از فقهای نخستین سفیان ثوری، اوزاعی و ابوعبیده به اخفات بسمله‌ در نماز معتقد بوده‌اند.
[۱۳] الفقة علی المذاهب الخمسه، ص‌۱۰۹‌-۱۱۰.
[۱۴] آیات الاحکام، ج‌۱، ص‌۸‌۹.


روایت اهل سنت

[ویرایش]

از اهل سنّت در این رابطه روایاتی وارد شده است که بخشی از آن بر قرائت نکردن بسمله در نماز نیز دلالت دارد؛
[۱۵] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۸‌-۳۴۹.
از جمله روایاتی که مشخصاً بر اخفات بسمله دلالت دارد روایت انس‌ بن مالک است که می‌گوید: پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، ابوبکر و عمر ، بسمله را در قرائت به جهر نمی‌خواندند
[۱۶] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۵۱.
که البته نقلهای این روایت مختلف است؛ در برخی نقلها آمده است آنان اصلا بسمله را نمی‌خواندند و‌ در برخی دیگر آمده است که انس می‌گوید: من بسمله را از آنان نشنیدم.
[۱۷] عون المعبود، ج‌۲، ص‌۳۴۵‌-۳۴۷.


جهر بسمله

[ویرایش]

برای اثبات جهر به بسمله در نماز، نیز به روایات بسیاری از طریق شیعه و سنی می‌توان تمسک کرد. در روایات امامیه به دلالت اخبار مستفیضه جهر به بسمله یکی از ۵ علامت مؤمن است. فقهای امامیه تنها در نماز احتیاط و در رکعات سوم و چهارم نماز که نمازگزار به جای تسبیحات حمد قرائت می‌کند به اخفات بسمله فتوا داده‌اند.
[۱۹] تحریر الوسیله، ج‌۱، ص‌۱۵۲.


← نمونه


در روایات اهل سنّت، بیهقی از ابوهریره روایت کرده است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بسم الله را در نماز بلند می‌خواند.
[۲۰] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۴.
سیوطی از حکم‌ بن عمیر این‌گونه روایت می‌کند: پشت سر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) نماز گزاردم و پیامبر در نمازهای صبح، شب‌هنگام و نماز جمعه «بسم اللّه الرحمن الرحیم» را به جهر می‌خواندند.

خواندن بسمله به اخفات

[ویرایش]

بیهقی بلند خواندن آن را از ابن‌عباس،
[۲۲] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۴.
عمر، ابن‌عمر
[۲۳] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۵.
و ابن‌زبیر
[۲۴] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۶.
روایت کرده است. بر اساس روایتی عمرو‌ بن سعید‌ بن عاص را در مدینه ، اولین کسی می‌داند که بسمله را به اخفات خوانده است.
[۲۵] السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۸.


سنّت قرائت بسم‌الله به جهر

[ویرایش]

فخر رازی جهر به بسم‌الله را سنّت می‌داند و در ضمن ادلّه شش‌گانه‌اش بر این مطلب می‌گوید: «بلند خواندن بسم الله مذهب علی (علیه‌السلام) است» و این قوی‌ترین دلیلی است که هیچ‌یک از سخنان مخالفان آن، نمی‌تواند دل انسان را نگران کند.

← اقتدا به علی علیه‌السلام


همو در ادامه سخنانش می‌نویسد: به تواتر ثابت شده است که علی بسم‌الله را بلند می‌خواند و هیچ اختلافی در آن نیست و هرکس در دینش به علی اقتدا کند هدایت شده است، زیرا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: بار خدایا به هر سو علی گردید حق را با او بگردان. وی در پاسخ دو روایت که از انس‌ بن مالک و ابن‌مغفل بر خلاف این نظر نقل شده است می‌گوید: روایت انس در نقلهای مختلف مضطرب و متناقض است، افزون بر این در دَوَران بین قول و روش علی با نظر انس و ابن‌مغفل قطعاً پیروی از نظر و روش علی (علیه‌السلام) اولی است، زیرا هرکس در دینش علی را امام خود قرار دهد یقیناً به دستگیره‌ محکم الهی چنگ زده است.
[۲۶] التفسیر الکبیر، ج‌۱، ص‌۲۰۴ - ۲۰۸.


پیامدها و آثار نظریه جزئیت بسمله

[ویرایش]

چنان‌که گذشت نظریه جزئیت بسمله برای سوره‌ها متضمن پیامدها و آثاری در مباحث گوناگون فقهی است که برخی از آن‌ها در فقه شیعه عبارت است از:۱. بنابر مشهور هنگام قرائت هر سوره‌ای باید قصد بسمله همان سوره را کرد
[۲۷] مستند العروه، ج‌۳، ص‌۳۶۷.
و در نماز بعد از قصد بسمله سوره‌ای خاص قرائت سوره‌ای دیگر جایز نیست.
۲. در سوره‌های جحد و توحید پس از قرائت بسمله
[۲۹] مستمک العروه، ج‌۶‌، ص‌۱۸۹.
و در سوره‌های دیگر اگر با احتساب بسمله نصف سوره قرائت شده باشد عدول از آن‌ها جایز نیست.
[۳۰] تفسیر سید مصطفی خمینی، ج‌۱، ص‌۵۳‌.

۳. در نماز آیات ، بسمله یک آیه به شمار می‌آید و رکوع بعد از آن جایز است.
[۳۱] توضیح المسائل، ج‌۱، ص‌۸۴۸‌.

۴. جزو ۷ آیه‌ای که قرائت بیش‌تر از آن برای جنب مکروه است محسوب می‌گردد
[۳۲] تفسیر سید مصطفی خمینی، ج‌۱، ص‌۵۳‌.
و به قصد سوره‌های عزائم قرائت آن بر جنب و حائض حرام است.
[۳۳] العروة الوثقی، ج‌۲، ص‌۵۰۳‌.


فهرست منابع

[ویرایش]

آشنائی با قرآن؛ الاتقان فی علوم القرآن؛ اسباب النزول، واحدی؛ بحارالانوار؛ البیان فی تفسیر القرآن؛ البیان فی عدّ آی القرآن؛ بیان المعانی؛ تاج‌العروس من جواهر القاموس؛ تاریخ ترجمه از عربی به فارسی؛ تاریخ الامم و‌الملوک، طبری؛ تاریخ قرآن؛ التبیان فی تفسیرالقرآن؛ تحریرالوسیله؛ تفسیر آیات الاحکام؛ تفسیر سوره حمد؛ تفسیر‌العیاشی؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ تفسیر القرآن الکریم، سیدمصطفی خمینی؛ تفسیر القمی؛ التفسیر الکاشف؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر المراغی؛ تفسیر المنار؛ التفسیر‌المنسوب الی الامام العسکری (علیه‌السلام)؛ تفسیر منهج‌الصادقین؛ تفسیر نورالثقلین؛ توضیح المسائل مراجع؛ تهذیب الاحکام؛ جامع احادیث‌الشیعة فی احکام الشریعه؛ جامع‌البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم؛ سنن ابی داود؛ السنن الکبری؛ سیرة النبویه، ابن‌هشام؛ العروة‌الوثقی؛ علوم‌الحدیث (مجله)؛ عون المعبود شرح سنن ابی داود؛ عیون اخبار الرضا (علیه‌السلام)؛ الفتوحات المکیه؛ فرهنگ‌فارسی؛ الفقه علی المذاهب الخمسه؛ الفواتح‌الالهیه؛ الکافی؛ کتاب الخلاف؛ الکشاف؛ کشف‌الاسرار و عدة الابرار؛ الکشف عن وجوه القراءات السبع عللها و حجج‌ها؛ لسان‌العرب؛ لطائف الاشارات؛ لغت‌نامه؛ المبسوط؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ المزهر‌فی علوم اللغة و انواعها؛ المستدرک علی الصحیحین؛ مستمسک‌العروة الوثقی؛ مستند‌العروة الوثقی؛ مسند احمد‌ بن حنبل؛ المغنی و‌الشرح الکبیر؛ المنجد فی اللغه؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ النشر فی القراءات العشر؛ النکت و‌العیون، ماوردی؛ وسائل‌الشیعه.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. مستمسک العروه، ج‌۲، ص‌۲۷۲.    
۲. مستمسک العروه، ج‌۳، ص‌۴۲.    
۳. مستمسک العروه، ج‌۱، ص‌۵۱۷‌.    
۴. حج/سوره۲۲، آیه۳۶.    
۵. انعام/سوره۶، آیه۱۱۸.    
۶. انعام/سوره۶، آیه۱۱۲.    
۷. الکشاف، ج‌۲، ص‌۶۱‌.    
۸. مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۱۴۸‌-۱۴۹.
۹. التفسیرالکبیر، ج‌۱، ص‌۱۸۷۳.
۱۰. الخلاف، ج‌۶‌، ص‌۱۰‌-۱۱.    
۱۱. روح المعانی، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۶۷‌.
۱۲. الخلاف، ج‌۱، ص‌۳۲۹‌-۳۳۲.    
۱۳. الفقة علی المذاهب الخمسه، ص‌۱۰۹‌-۱۱۰.
۱۴. آیات الاحکام، ج‌۱، ص‌۸‌۹.
۱۵. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۸‌-۳۴۹.
۱۶. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۵۱.
۱۷. عون المعبود، ج‌۲، ص‌۳۴۵‌-۳۴۷.
۱۸. جواهر الکلام، ج‌۹، ص‌۳۸۶.    
۱۹. تحریر الوسیله، ج‌۱، ص‌۱۵۲.
۲۰. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۴.
۲۱. الدر المنثور، ج‌۱، ص‌۲۱‌-۲۳.    
۲۲. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۴.
۲۳. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۵.
۲۴. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۶.
۲۵. السنن الکبری، ج‌۲، ص‌۳۴۸.
۲۶. التفسیر الکبیر، ج‌۱، ص‌۲۰۴ - ۲۰۸.
۲۷. مستند العروه، ج‌۳، ص‌۳۶۷.
۲۸. العروة الوثقی، ج‌۲، ص‌۵۰۳‌.    
۲۹. مستمک العروه، ج‌۶‌، ص‌۱۸۹.
۳۰. تفسیر سید مصطفی خمینی، ج‌۱، ص‌۵۳‌.
۳۱. توضیح المسائل، ج‌۱، ص‌۸۴۸‌.
۳۲. تفسیر سید مصطفی خمینی، ج‌۱، ص‌۵۳‌.
۳۳. العروة الوثقی، ج‌۲، ص‌۵۰۳‌.


منبع

[ویرایش]

دائرة‌المعارف قرآن کریم، مقاله بسمله.    



جعبه ابزار