• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اندیشه سیاسی در بنیادگرایی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اندیشه سیاسی بنیادگرایی در گفتمان معاصر غرب بر پایبندی سخت‌گیرانه به اصول اسلامی، جزمیت دینی و غرب‌ستیزی اطلاق می‌شود و در برابر آن، تکثرگرایی دینی، تساهل و تسامح مذهبی برجسته می‌گردد. این تقابل در چارچوب جنگ سرد ایدئولوژیک و برای مهار تشکل‌های نوین اسلامی تفسیر می‌شود. با این‌حال، از منظر اندیشه‌شناسی، بنیادگرایی بر اصولی چون اعتقاد به حقانیت انحصاری دین، ثبات عقاید، تولی و تبری، مبارزه با عوامل تهدیدکننده و تعصب دینی استوار است و مستندات قرآنی متعددی برای آن ذکر می‌شود.
در مقابل، جریان تکثرگرایی با استناد به آیات نفی اکراه در دین، دعوت به مدارا، همزیستی، صلح، قراردادگرایی و سیره پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، بر تساهل مذهبی و پلورالیسم تأکید دارد. با این‌همه، نتیجه‌گیری نهایی آن است که تساهل و تقیه، به‌عنوان راهبردهای مقطعی و روشی، در تعارض با اصول بنیادگرایی و غرب‌ستیزی فهم نمی‌شوند، بلکه در چهارچوب همان بنیان‌ها، به‌مثابه شیوه‌های عقلانی مدیریت رابطه با مخالف و دشمن تعبیر می‌گردند.



بنیادگرایی یا «فندامانتانیزم» نامی است که امروز آمریکا و به تبع آن کشورهای اروپایی در مورد گروههایی که پایبندی به اصول اسلامی، آنان را به غرب ستیزی واداشته است بکار می‌برند و در مقابل آن از تکثرگرایی دینی (پلورالیسم) و تساهل و تسامح مذهبی تمجید و حمایت می‌نمایند.
این موج خود جزئی از فرایند جنگ سردی است که غرب برای پیشگیری تشکل جدید اسلامی در سطح بین المللی در آینده افول اقتدار غرب به راه‌انداخته است. لکن از نقطه نظر‌ اندیشه‌شناسی جای تامل و گفتگو است که چنین‌ اندیشه‌ای صرفنظر از واقعیت‌داشتن و یا تخیلی بودن آن در اسلام معاصر می‌تواند از بعد نظری قابل طرح و احیاناً قابل دفاع باشد.
غرب عموماً به بنیادگرایی به چشم منفی نگاه می‌کند و بعد برائت از دیگران و یک سونگری و جز خود را بر باطل دانستن می‌نگرد و تعصب‌آمیز بودن آن را بیشتر مدنظر دارد لکن در یک بحث آزاد جا دارد، بنیادگرایی با همه ابعاد آن مورد بحث و بررسی قرار گیرد.


بنیاد گرایی به مفهوم متداول برچند اصل استوار می‌باشد که مهمترین آنها عبارتند از:
اعتقاد به حقانیت، ثبات، حمایت اصولی تولی، پایبندی عملی و وفاداری، نفی جز آن تبری، مبارزه با عوامل تهدید کننده، داشتن نوعی تعصب هرچند منطقی، انطباق با اصول و موازین در همه عرصه‌ها و بالاخره اصولی ماندن و نوعی جزمیت.
در حالی که تکثرگرایی و‌ اندیشه تساهل و تسامح با این اصول ناسازگار و نافی حداکثر آنها می‌باشد و اگر تضاد کامل بین بنیادگرایی و این دو مقوله وجود نداشته باشد، حداقل اثبات یکی مستلزم نفی طرف مقابل می‌باشد. بویژه در مرحله عمل یکدیگر را دفع می‌نمایند.


تردیدی نیست که همه اصولی که به عنوان پایه‌های اصلی بنیادگرایی آوردیم بدون استثنا در اسلام دیده می‌شود و آیات قرآن آکنده از این اصول می‌باشد:
آیاتی متعددی اصل حقانیت اسلام و جزمیت دینی اثبات آن را بیان می‌دارد. مثل:
(اِنَّ اَلدِّینَ عِنْدَ اَللّهِ اَلْاِسْلاٰمُ‌)
(و مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اَلْاِسْلاٰمِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ‌)
(و مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ اَلْاِسْلاٰمِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ‌)
(فَمٰا ذٰا بَعْدَ اَلْحَقِّ اِلاَّ اَلضَّلاٰلُ)
بعضی از آیات، پایبندی و التزام عملی و لزوم وفاداری به اسلام را در عمل به روشنی بیان می‌کن مثل:
(یٰا اَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا آمِنُوا)
(وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اَللّٰهِ)
(وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اَللّٰهِ)
(تِلْکَ حُدُودُ اَللّٰهِ فَلاٰ تَعْتَدُوهٰا)
و آیاتی که برائت از دگر‌اندیشان و مخالفان را تبیین می‌کند. مثل
(وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَاِنَّهُ مِنْهُمْ‌)
(و یُوٰادُّونَ مَنْ حَادَّ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ)
و آیاتی دیگری که مبارزه با عوامل تهدید کننده را شرح می‌دهد و آیات امر به معروف و نهی از منکر حکایت از درگیری مستمر با آنان که اصول را رعایت نمی‌کنند دارد. مثل
(فَقٰاتِلُوا اَئِمَّةَ اَلْکُفْرِ)
(وَ اُقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ)
و آیاتی که نشانه‌هایی از نوعی تعصب دینی را در بردارد. مثل:
(وَ لْیَجِدُوا فِیکُمْ غِلْظَةً‌)
از مجموع این آیات که تفصیل هر کدام از اصول و موازین آن را در احادیث و نیز در احکام فقهی می‌توان یافت چنین نتیجه‌گیری می‌شود که‌ اندیشه سیاسی در اسلام مبتنی بر اصول‌گرایی و نفی دیگران می‌باشد.


در میان آثار متفکران و فرق اسلامی، شاید هیچ گروهی چون سلفیه به این‌اندیشه پایبند نبوده‌اند و سلفی‌گری در واقع نماینده بی‌چون و چرای بنیادگرایی در تاریخ اسلام می‌باشد که همه اصول مثبت و منفی آن را در حد کامل بکار گرفته و سخت بر آنها پایبند بوده است. آثار ابن تیمیه، گواه روشنی بر پایبندی وی به‌اندیشه بنیادگرایی به مفهوم تعصب‌آمیز آن است.
چنانکه در میان مذاهب اسلامی، شیعه به لحاظ اعتقاد به «تقیه» کمترین گرایش را به بنیادگرایی داشته و تاریخ پر فراز و نشیب تشیع، حکایت از انعطاف پذیریها و تساهل و تسامحهای فراوان عملی با مخالفان دارد.


اکثر مذاهب فقهی اهل سنت به لحاظ پایبندی به عنصر مصلحت و استحسان و استصلاح، همواره در برخورد نظری با موانع انعطاف پذیر بوده است. رعایت روشهای گوناگون تساهل مذهبی به صورتهای عملی و نظری توسط فرق اسلامی موجب گردیده که برخی در مقابل نظریه بنیادگرایی، اصل تساهل و تسامح مذهبی و تکثرگرایی را در اسلام مطرح سازند و برای اثبات آن به جمع‌آوری ادله بپردازند.
توفیق این دسته در گردآوری ادله قرآنی و شواهد روایی و مستندات فقهی برای تکثرگرایی و تساهل و تسامح دینی کمتر از دسته اول و بنیادگرایان نبوده است.


در اینجا به برخی از مستندات قرآن در مورد تکثرگرایان اشاره می‌کنیم:
۱. آیاتی که روش اصولی دعوت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و اسلام را در تبشیر و ارائه منطقی آن می‌داند مانند آیه:
(اِنّٰا اَرْسَلْنٰاکَ شٰاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِیراً • وَ دٰاعِیاً اِلَی اَللّٰهِ بِاِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِیراً)
(اُدْعُ اِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ اَلْمَوْعِظَةِ اَلْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ)
۲. آیاتی که اکراه را در دین نفی می‌کند مانند:
(لاٰ اِکْرٰاهَ فِی اَلدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ اَلرُّشْدُ مِنَ‌ اَلْغَیِّ‌)
(لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ)
(اَ فَاَنْتَ تُکْرِهُ اَلنّاسَ حَتّٰی یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ‌)
۳. آیاتی که مدارا با مخالفان و حتی دشمنان را توصیه می‌کند مانند:
(لاٰ یَنْهٰاکُمُ اَللّٰهُ عَنِ اَلَّذِینَ لَمْ یُقٰاتِلُوکُمْ فِی اَلدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیٰارِکُمْ اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا اِلَیْهِمْ اِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلْمُقْسِطِینَ‌)
بی‌گمان مفهوم این آیه شامل روش‌های مختلف تساهل و تمساح نیز می‌گردد.
۴. آیاتی که شامل موافق و مخالف می باشد و مخالفان را به همکاری و همفکری دعوت می‌کند. مانند:
(قُلْ یٰا اَهْلَ اَلْکِتٰابِ تَعٰالَوْا اِلیٰ کَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَیْنَنٰا وَ بَیْنَکُمْ)
و (تَعٰاوَنُوا عَلَی اَلْبِرِّ وَ اَلتَّقْویٰ)
۵. آیاتی که به نوعی دیدگاه‌های مخالفان را ارج می‌نهد: مانند
(کُلُّ حِزْبٍ بِمٰا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ‌)
و (لَکُمْ دِینُکُمْ وَ لِیَ دِینِ)
در این دیدگاه به عقاید حق و باطل یکسان نگریسته می‌شود که صاحبان هر نوع معتقدات نسبت به عقاید خود خرسند می‌باشند.
۶. آیاتی که به نوعی راههای خداگرایی و خداپرستی را توسعه می‌دهد و بدین ترتیب انحصارطلبی در خداجویی و تعصب‌ورزی در یک نوع را محکوم می‌کند. مثل
(وَ لِکُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّیهٰا)
و (فَاَیْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اَللّٰهِ)
۷. آیاتی که قراردادها را راه‌حل نهایی اختلافات فکری و یا عملی می‌داند و معنی آن نوعی پذیرش مخالفان و شناسایی هر نوع نظر و عمل مخالف در چارچوب قراردادهای دو یا چند جانبه می‌باشد. مانند:
(یٰا اَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اَوْفُوا بِالْعُقُودِ)
و (فَاَتِمُّوا اِلَیْهِمْ عَهْدَهُمْ اِلیٰ مُدَّتِهِمْ‌)
و (فَمَا اِسْتَقٰامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ‌)
۸. آیاتی که به طور اصولی، همزیستی و صلح و امنیت را اصل و راه‌حل عمومی مطرح می‌سازد مانند:
(وَ اِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا)
(اَلصُّلْحُ خَیْرٌ)
۹. آیاتی که به نرم‌خویی و مدارا و نفی خشونت با دیگران دعوت می‌کند مانند
(وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ اَلْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک)
در این آیه نرم‌خویی و تساهل و برخورد توام با تسامح به عنوان استراتژی دعوت بیان شده است.
۱۰. آیاتی که پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را به خاطر داشتن خُلق عظیم، بویژه در برخورد با دشمن می‌ستاید مانند:
(وَ اِنَّکَ لَعَلیٰ خُلُقٍ عَظِیمٍ)
بی‌گمان یکی از ابعاد برجسته خلق عظیم پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) شیوه برخورد او با دشمنان بوده است.


افزون بر این آیات، سیره عملی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بویژه در مواردی چون صلح حدیبیه که از ثبت عنوان «رسول الله» در متن سند صلح‌نامه چشم پوشید و نحوه مذاکرات با اهل کتاب و مخالفان که طبق روش معمول پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) همواره جای خود را به رؤسای وفود می‌داد و خود بر خاک می‌نشست و از احترام به آنان فروگذار نبود می‌توان اصل تساهل در برابر مخالفان و رعایت تسامح درباره آنان را به عنوان روش فرضی اسلام استنباط نمود.


لکن به نظر می‌رسد طرح مساله تسامح و تساهل در برخورد با مخالفان برای تحلیل موضوع بنیادگرایی و غرب‌ستیزی از دیدگاه اسلام در واقع خلط دو مساله بی‌ارتباط به یکدیگر است. اگر انعطاف پذیری در برابر مخالفان و حتی دشمنان در مواردی چون تقیه هم مجاز باشد. این روش خود یکی از اصول بنیادین شرع است که رعایت آن موجب عدول از بنیادگرایی نمی‌باشد.
همچنین انعطاف پذیری و تساهل در برابر دشمن به مفهوم استفاده از روشهای سودمند در برخوردها نه تنها با دشمن‌ستیزی به عنوان روش مقابله به مثل منافات ندارد بلکه خود نوعی روش در ستیز با دشمن به شمار می‌آید.


۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۲. آل عمران/سوره۳، آیه۸۵.    
۳. آل عمران/سوره۳، آیه۸۵.    
۴. یونس/سوره۱۰، آیه۳۲.    
۵. نساء/سوره۴، آیه۱۳۶.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۲۹۹.    
۷. بقره/سوره۲، آیه۲۹۹.    
۸. بقره/سوره۲، آیه۲۲۹.    
۹. مائده/سوره۵، آیه۵۱.    
۱۰. مجادله/سوره۵۸، آیه۲۲.    
۱۱. توبه/سوره۹، آیه۱۲.    
۱۲. نساء/سوره۴، آیه۸۹.    
۱۳. توبه/سوره۹، آیه۱۲۳.    
۱۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۴۵-۴۶.    
۱۵. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۵.    
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۲۵۶.    
۱۷. غاشیه/سوره۸۸، آیه۲۲.    
۱۸. یونس/سوره۱۰، آیه۹۹.    
۱۹. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۸.    
۲۰. آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۲۱. مائده/سوره۵، آیه۲.    
۲۲. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۵۳.    
۲۳. کافرون/سوره۱۰۹، آیه۶.    
۲۴. بقره/سوره۲، آیه۱۴۸.    
۲۵. بقره/سوره۲، آیه۱۱۵.    
۲۶. مائده/سوره۵، آیه۱.    
۲۷. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۲۸. توبه/سوره۹، آیه۷.    
۲۹. انفال/سوره۸، آیه۶۱.    
۳۰. نساء/سوره۴، آیه۱۲۸.    
۳۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۵۹.    
۳۲. قلم/سوره۶۸، آیه۴.    



عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱۰، ۲۲۳-۲۱۹.    



جعبه ابزار