سر (بخش فوقانی بدن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سَر، به فتح سین و سکون یاء، همان بخش فوقانی یا بالاترین و یا جلو آمده‏ترین بخش بدن است. فقها در بابهای مختلف فقهی نظیر ، ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
،
کفالتکفالت نوعی از ضمان است و آن ضمانت بدنی می‌باشد
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
،
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
،
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
،
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
و
دیاتدیات اموال ثابت بر ذمه انسان به سبب جنایت بر انسان آزاد می‌باشد
از احکام مرتبط با آن سخن گفته‏اند.


معنی سر



به بخش فوقانی بدن انسان، شامل
جمجمهاستخوان سر که وظیفه محافظت از مغز را دارد جمجمه نامیده می شود
و مغز و نیز به بالاترین یا جلو آمده‏ترین بخش از بدن مهره داران که مغز، چشمها، گوشها،
بینیبينى عضو داراى حسّ بويايى است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، قصاص و دیات سخن رفته است
،
دهاندهان:از اعضاى بدن است
و آرواره‏ها در آن قرار دارند، سر اطلاق می‏شود.

احکام سر در باب طهارت



پوشاندن سر هنگام
تخلّیتخلّى به معنی ادرار یا غائط کردن انسان یکی از عناوین فقهی است که در باب طهارت آمده است
مستحب است.
از واجبات
وضو وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود
مسح قسمت جلو سر است. در غسل ترتیبی، سر قبل از دیگر اعضای بدن شسته می‏شود و باید آب به پوست سر برسد و خیس کردن موها کفایت نمی‏کند.
در غسل شب اول ماه رمضان، مستحب است ـ قبل یا بعد از
غسلغسل از مطهرات است
ـ سی کف
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
روی سر ریخته شود.
مستحب است در آغاز ورود به
حمامحمام ،عنوان مکانی است که از آن برای شستشو ونظافت بدن استفاده می‌شود،حمام به معنای گرمابه می‌باشد
مقداری آب گرم بر جلو سر ریخته شود؛ چنان که گذاردن
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
بر سر هنگام خروج از حمام مستحب است
[۸] کشف الغطاء ج۲، ص۴۱۲.
.

← احکام سر میّت


مستحب است سر میّت با کف سدر شسته شود. برخی گفته‏اند: این کار قبل از غسل انجام می‏شود. چنان که بلندتر بودن مکان سر میّت از محل پاهای او هنگام غسل و نیز بستن عمامه بر سر میّت مرد و روسری یا مقنعه بر سر میّت زن هنگام تکفین مستحب می‏باشد.
هنگام نماز گزاردن بر
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
، سر او باید در سمت راست نماز گزار باشد.
مستحب است کسی که میّت را در
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
می‏گذارد سر برهنه باشد.
مستحب است این کارها از سمت سر میّت آغاز گردد: داخل کردن میّت مرد در قبر؛ باز کردن بندهای کفن و ریختن آب روی قبر پس از دفن میّت.
مستحب است پس از
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
میّت، نزد سر او، دست با انگشتان باز، با فشار روی قبر قرار داده شود.
میّتی که سرش از بدن جدا شده، در هر یک از سه غسل، نخست سر و سپس بدن او غسل داده می‏شود و هنگام
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
کردن، مقداری
پنبهپنبه: گیاهى معروف است
روی گردن نهاده و سر را بدان متصل می‏کنند.

استحباب زیارت در بالا سر



هنگام
زیارتزیارت حضور نزد کسی به قصد دیدار او از روی تکریم است
امامان علیهم السّلام در مشاهد مشرفه رو به
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
، نزد سر
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام ایستادن و خواندن
دعادعا در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند
و نماز زیارت، مستحب است.

احکام سر در نماز



نهادن «
بُرطلّهبرطلّه نوعى کلاه است
» (نوعی کلاه) بر سر در حال نماز و طواف، بلکه به تصریح برخی، همه حالات، مکروه است.
پوشاندن سر در نماز بر
کنیزکَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده‌ است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می‌شود، در مورد کنیزان و توجیه حضور آنان در جامعه اسلامی باید گفت کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست و در همه موارد از فلسفه اسارت یا خرید و فروش گرفته تا راهکارهای برخورد با این زنان تفاوتی بین زن و مرد اسیر وجود ندارد؛ چنان که در مورد مردان برده همین گونه بود
و نیز
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
نابالغ واجب نیست.
نماز گزار ناتوان از انجام دادن رکوع و سجود، باید با
اشارهحرکت سر و دست و مانند آن برای نشان دادن یا فهماندن مطلبی را اشاره گویند
سر، آن دو را به جا آورد .

حکم فروبردن عمدی سر در آب برای روزه دار



بنابر قول مشهور، فروبردن عمدی سر در آب بر روزه دار، در روزه واجب معیّن، همچون روزه ماه رمضان و نیز بعد از ظهر در قضای روزه ماه رمضان، حرام است؛ لیکن در بطلان روزه به سبب آن اختلاف می‏باشد.

احکام سر در حج



گذاشتن عمامه بر سر، بویژه برای خطیب
جمعههفتمین و آخرین روز از ایام هفته روز جمعه می‌باشد که آداب و احکام خاصی دارد و از احکام و اعمال آن در باب‌هایى نظیر طهارت، صلات، نکاح، اطعمه و اشربه و قضاء سخن گفته‌اند
، و هنگام سفر
[۳۲] کشف الغطاء ج۴، ص۴۳۹.
مستحب است؛ چنان که بر سر نهادن
عمامهعِمامه، پارچه به نسبت درازی که به دور سر می‌پیچند
سفید در نماز عید استحباب دارد .
پوشاندن سر بر مرد محرم حرام و موجب ثبوت کفّاره است و کفّاره آن یک گوسفند است.
فروبردن سر در آب بر محرم حرام است؛ لیکن در اینکه حرام مستقلی است یا حرمت آن به جهت پوشاندن سر است، اختلاف می‏باشد. بنابر قول نخست، حرمت شامل زن و مرد می‏شود؛ بر خلاف قول دوم که اختصاص به مرد دارد.
[۳۶] المعتمد فی شرح المناسک ج۴، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.

استظلال در حال
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
بر مرد حرام است. در اینکه حرمت به سایه بالای سر اختصاص دارد یا شامل زیر سایه رفتن از هر سمت نیز می‏شود، اختلاف است.
[۳۷] مناسک حج (مراجع) ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.
مستحب است کسی که هنگام
زوالزوال‏ هم به معنی متمایل شدن وهم به معنی زایل شدن است
طواف می‏کند، سر برهنه باشد.
[۳۹] سداد العباد ص۳۱۶.

مستحب است حاجی پیش از
سعیسَعی از مناسک حج و عمره است
مقداری
آب زمزمآب زمزم‌ به آبی که از چاهی معروف به نام چاه زمزم در نزدیکی کعبه معظمه می‌جوشد اطلاق می‌شود و احکام آب زمزم در باب‌هاى طهارت و حج آمده است
بر سر و بدنش بریزد.
از اعمال حج،
تراشیدنتراشیدن یا همان حَلق ستردن مو و جز آن است
سر است. کسی که سرش مو ندارد، به جای تراشیدن موی سر، تیغ بر سر خود می‏کشد؛ لیکن در اینکه این عمل واجب است یا مستحب اختلاف می‏باشد. اکثر قائل به استحباب آن‏اند؛ بلکه بر این قول ادعای اجماع شده است. برخی در مسئله تفصیل داده و گفته‏اند: چنانچه در
عمرهعمره نوعی زیارت خانه خدا با کیفیتی خاص می باشد
سر خود را تراشیده باشد، واجب است در حج بر سر خود تیغ بکشد و در صورت کچل بودن، تیغ کشیدن مستحب است. بنابر قول به وجوب، در اینکه کشیدن تیغ بر سر از
تقصیرتقصیر به معانی کوتاه کردن ناخن یا موی سر، کوتاه کردن عمل عبادی، کوتاهی در عمل است
کفایت می‏کند یا نه، اختلاف است.
[۴۸] براهین الحج ج۴، ص۱۶.
البته در صورتی که حاجی جهت تقصیر، ناخن یا مویی در سر و صورت خود نداشته باشد یا تنها تراشیدن سر بر او واجب باشد، کشیدن تیغ بر او واجب خواهد بود.
[۴۹] سداد العباد ص۳۶۵.
[۵۲] شرح تبصرة المتعلمین ج۴، ص۲۵۱ ـ ۲۵۲.


کراهت گرداندن سر کافر کشته شده در شهرها



خارج کردن سر کافرِ کشته شده از میدان جنگ و گرداندن و به نمایش گذاشتن آن در شهرها مکروه است.

احکام سر در کفالت



اگر کفیل هنگام
کفالتکفالت نوعی از ضمان است و آن ضمانت بدنی می‌باشد
، به جای آنکه بگوید: فلانی را کفالت کردم، بگوید: سر فلانی را کفالت کردم، صحیح است؛ هرچند برخی، در صحّت آن، در فرض عدم وجود شاهدی بر مقصود گوینده، اشکال کرده‏اند.

کراهت مالیدن خون عقیقه بر سر کودک



مالیدن خون
عقیقهعَقیقه به حیوانی اطلاق می شود که برای نوزاد قربانی کنند
بر سر کودک کراهت دارد.

حکم جدا کردن سر ذبیحه قبل از جان دادن



جدا کردن سر قبل از جان دادن، به قولی حرام و به قولی دیگر مکروه است. بنابر قول به حرمت، در حرام شدن گوشت ذبیحه اختلاف است.

حکم ذو الرأسین در باب ارث



کسی که دارای دو سر است ()، برای تشخیص یک یا دو نفر بودن وی، ملاکهایی ذکر شده است که ارث بر مبنای آن محاسبه می‏شود.

جایز نبودن تازیانه زدن بر سر



در کیفر
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
، هنگام اجرای
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
، به مواضع خطرناک بدن، همچون سر، تازیانه زده نمی‏ شود.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۲، ص۵۵.    
۲. جواهر الکلام ج۲، ص۱۷۰.    
۳. جواهر الکلام ج۲، ص۱۷۸.    
۴. جواهر الکلام ج۳، ص۸۵.    
۵. جواهر الکلام ج۳، ص۸۰.    
۶. جواهر الکلام ج۵، ص۲۴.    
۷. العروة الوثقی ج۲، ص۱۴۹.    
۸. کشف الغطاء ج۲، ص۴۱۲.
۹. جواهر الکلام ج۴، ص۱۵۰ ۱۵۱.    
۱۰. شرائع الإسلام ج۱، ص۳۱.    
۱۱. العروة الوثقی ج۲، ص۵۸.    
۱۲. جواهرالکلام ج۴، ص۲۰۷.    
۱۳. جواهرالکلام ج۴، ص۲۱۶.    
۱۴. جواهرالکلام ج۱۲، ص۵۶.    
۱۵. جواهرالکلام ج۴، ص۲۸۴.    
۱۶. جواهرالکلام ج۴، ص۲۸۳.    
۱۷. جواهرالکلام ج۴، ص۳۰۳.    
۱۸. جواهرالکلام ج۴، ص۳۱۶.    
۱۹. جواهرالکلام ج۴، ص۳۱۸.    
۲۰. المبسوط ج۱، ص۱۸۳.    
۲۱. تذکرة الفقهاء ج۲، ص۱۱۶.    
۲۲. الحدائق الناضرة ج۷، ص۲۱۹.    
۲۳. الحدائق الناضرة ج۷، ص۱۶۱ ۱۶۲.    
۲۴. جواهر الکلام ۱۹، ص۴۰۰.    
۲۵. جواهر الکلام ج۸، ص۲۲۲.    
۲۶. جواهر الکلام ج۹، ص۲۶۶.    
۲۷. جواهر الکلام ج۱۰، ص۷۹ ۸۰.    
۲۸. جواهر الکلام ج۱۰، ص۱۶۵.    
۲۹. جواهر الکلام ج۱۶، ص۲۲۷ ۲۲۸.    
۳۰. وسائل الشیعة ج۵، ص۵۵.    
۳۱. ذکری الشیعة ج۴، ص۱۳۹.    
۳۲. کشف الغطاء ج۴، ص۴۳۹.
۳۳. العروة الوثقی ج۳، ص۳۹۸.    
۳۴. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۲.    
۳۵. جواهر الکلام ج۲۰، ص۴۱۸.    
۳۶. المعتمد فی شرح المناسک ج۴، ص۲۲۰ ـ ۲۲۱.
۳۷. مناسک حج (مراجع) ص۱۸۹ ـ ۱۹۰.
۳۸. وسائل الشیعة ج۱۳، ص۳۰۶.    
۳۹. سداد العباد ص۳۱۶.
۴۰. مستند الشیعة ج۱۲، ص۱۶۰.    
۴۱. مدارک الأحکام ج۸، ص۹۸.    
۴۲. ریاض المسائل ج۶، ص۵۰۳ ۵۰۴.    
۴۳. مستند الشیعة ج۱۲، ص۳۷۹.    
۴۴. الخلاف ج۲، ص۳۳۱.    
۴۵. مسالک الأفهام ج۲، ص۳۲۳.    
۴۶. مسالک الأفهام ج۲، ص۳۲۳.    
۴۷. ذخیرة المعاد ج۳، ص۶۸۲.    
۴۸. براهین الحج ج۴، ص۱۶.
۴۹. سداد العباد ص۳۶۵.
۵۰. ریاض المسائل ج۶، ص۵۰۳.    
۵۱. مستند الشیعة ج۱۲، ص۳۷۹.    
۵۲. شرح تبصرة المتعلمین ج۴، ص۲۵۱ ـ ۲۵۲.
۵۳. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۸.    
۵۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۳۲.    
۵۵. جواهر الکلام ج۲۶، ص۲۰۷.    
۵۶. مسالک الأفهام ج۴، ص۲۵۴.    
۵۷. المبسوط ج۱، ص۳۹۵.    
۵۸. جواهر الکلام ج۳۶، ص۱۲۰ ۱۲۳.    
۵۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۶۱.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۴ ص۴۲۰-۴۲۴    



جعبه ابزار