غنا(توانگری)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



غِنا یعنی توانگری و در مقابل فقر است.


تعریف غنا

[ویرایش]

غنا به کسر «غ» و «الف» مقصور در لغت به معنای بی نیازی و ثروت آمده است.
[۱] لسان العرب، واژه «غنو».
معنای اصطلاحی آن به قول مشهور، عبارت است از توانایی مالی در تأمین هزینه زندگی خود و اعضای خانواده در طول سال. بنابر این، از نظر شرع بر فاقد چنین توانایی‌ای «غنی» صادق نیست؛ بلکه فقیر محسوب می‌گردد. البته توانایی مالی اعم است از اینکه شخص، مقدار هزینه یک سال را یکجا داشته باشد یا آنکه دارای شغل و کسبی درخور شأن خود باشد که بتواند با آن زندگی خود و خانواده‌اش رادر طول سال تأمین نماید.

احکام مرتبط

[ویرایش]

از احکام عنوان یاد شده در بابهای زکات، خمس ، حج ، جهاد ، صدقات ، نکاح ، کفارات و دیات سخن گفته‌اند.

در زکات

[ویرایش]

از شرایط مستحق زکات جز موارد استثنا شده فقر است؛ از این رو، برای غنی، گرفتن زکات جایز نیست.
[۵] جمل العلم و العمل، ص۱۲۵.

دادن زکات به فقیر تا حدی که از فقر خارج و غنی گردد، جایز است. همچنین به قول مشهور، دادن زکات به وی بیش از مقدار غنا (هزینه سال) نیز به صورت دفعی و نه تدریجی جایز می‌باشد.
چنانچه به کسی به گمان اینکه فقیر است زکات بدهد و سپس معلوم شود که غنی بوده است، در صورت بقای عین آن نزد گیرنده، باید برگردانده شود و در صورت تلف، مثل یا قیمت آن از وی گرفته می‌شود، به شرط آنکه گیرنده به زکات بودن مال دریافتی عالم باشد؛ اما اگر جاهل به آن بوده است، به قول برخی، ضمانی متوجه وی نیست.از برخی نقل شده که در صورت جهل گیرنده به زکات بودن آن، گرفتن مال از او حتی در صورت بقای عین جایز نیست.
برخی در فرض جهل تفصیل داده و گفته‌اند: چنانچه زکات دهنده، مال را به عنوان هدیه داده باشد، ضمانی متوجه گیرنده نیست. در غیر این صورت، او ضامن است؛ خواه زکات دهنده به زکات بودن آن تصریح کرده، اما گیرنده بدان توجه نکرده باشد یا آنکه به اجمال گذاشته باشد.
[۱۱] مصباح الهدی، ج۱۰، ص۱۸۳.
در صورت تلف عین و عدم امکان گرفتن مثل یا قیمت آن از گیرنده، آیا پرداخت کننده ضامن است و باید یک بار دیگر زکات بدهد یا ضامن نیست، مگر آنکه در بررسی و تفحص لازم از حال گیرنده کوتاهی کرده باشد؟ مسئله اختلافی است.
[۱۴] مستمسک العروة، ج۹، ص۲۳۶-۲۳۸.
برخی گفته‌اند: اگر پرداخت کننده مالک باشد، در صورت کوتاهی در بررسی و فحص لازم از حال گیرنده، ضامن است؛ اما اگر امام یا نایب او باشد، ضمانی متوجه او نیست.
[۱۶] منتهی المطلب، ج۸، ص۳۸۷-۳۸۹.

پرداخت زکات فطره بر غنی واجب است.

در خمس

[ویرایش]

پرداخت خمس سود کسب بر غنی واجب است.

در حج

[ویرایش]

واجب است قسمتی از قربانی حج به فقرا داده شود. اگر قربانی به کسی که بر حسب ظاهر فقیر می‌نمود، داده شود و بعد معلوم گردد غنی بوده است، کفایت می‌کند

در جهاد

[ویرایش]

از شرایط وجوب جهاد ابتدایی بر مکلف ، غنا است. بنابر این، جهاد ابتدایی بر فقیر واجب نیست

در صدقات

[ویرایش]

دادن صدقه مستحب به غنی جایز، بلکه همچون فقیر مستحب است
[۱۸] تذکرة الفقهاء، ج۲۰ ، ص۱۱۰.
اما اگر دادن صدقه بر اساس نذر باشد، به گفته برخی، دادن آن به غنی جایز نیست. البته اگر نذر کند صدقه را به غنی بدهد، نذرش درست است و صدقه به غنی داده می‌شود.
[۲۰] تذکرة الفقهاء، ج۲۰، ص۱۱۱.


در نکاح

[ویرایش]

تأمین نفقه زوجه بر زوج واجب است؛ هرچند زوجه غنی و به قدر کفایت خود داشته باشد؛ لیکن نفقه دیگر بستگان، همچون فرزندان، تنها در صورت فقر آنان بر پدر واجب است. چنان که وجوب آن بر پدر نیز مشروط به غنای وی و بر خورداری از تمکّن مالی بیش از مقدار کفایت خود و همسرش می‌باشد. بنابر این، اگر پدر فقیر باشد، نفقه آنان بر او واجب نیست.

در کفارات

[ویرایش]

کفاره به غنی داده نمی‌شود. چنانچه به کسی به گمان فقیر بودن، کفاره بدهد و بعد معلوم شود غنی بوده است، درصورتی که در بررسی و تفحص از حال وی کوتاهی کرده باشد، آنچه داده، کفایت از کفّاره نمی‌کند؛اما اگر این کار را کرده باشد، کفایت می‌کند، به شرط آنکه عین تلف شده باشد؛ زیرا با بقای عین در هر حال باید عین باز گردانده و به مستحق داده شود برخی در صورت تلف شدن عین، دهنده آن را مطلقا ضامن ندانسته‌اند
[۲۳] کشف الغطاء، ج۴، ص۸۵.


در دیات

[ویرایش]

در وجوب دیه بر عاقله غنی بودن وی شرط است؛ از این رو، بر عاقله فقیر دیه واجب نمی‌شود.
[۲۵] المهذب، ج۲، ص۵۰۴.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. لسان العرب، واژه «غنو».
۲. العروة الوثقی، ج۴، ص۹۹.    
۳. مستمسک العروة، ج۹، ص۲۱۲-۲۱۳.    
۴. مستمسک العروة، ج ۲۱۸-۲۱۹.    
۵. جمل العلم و العمل، ص۱۲۵.
۶. المبسوط، ج۱، ص۲۵۵.    
۷. مستمسک العروة، ج۹، ص۲۲۱-۲۲۳.    
۸. العروة الوثقی، ج۴، ص۱۰۷.    
۹. جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۲۸.    
۱۰. جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۲۸.    
۱۱. مصباح الهدی، ج۱۰، ص۱۸۳.
۱۲. جواهر الکلام، ج۱۵، ص۳۲۹-۳۳۱.    
۱۳. العروة الوثقی، ج۴، ص۱۰۸.    
۱۴. مستمسک العروة، ج۹، ص۲۳۶-۲۳۸.
۱۵. تحریر الاحکام، ج۱، ص۴۱۳.    
۱۶. منتهی المطلب، ج۸، ص۳۸۷-۳۸۹.
۱۷. تذکرة الفقهاء، ج۸، ص۲۹۸.    
۱۸. تذکرة الفقهاء، ج۲۰ ، ص۱۱۰.
۱۹. وسائل الشیعة، ج۹، ص۳۷۹.    
۲۰. تذکرة الفقهاء، ج۲۰، ص۱۱۱.
۲۱. تحریر الاحکام، ج۴، ص۴۰-۴۱.    
۲۲. مسالک الافهام، ج۱۱، ص۲۹۷-۲۹۸.    
۲۳. کشف الغطاء، ج۴، ص۸۵.
۲۴. المبسوط، ج۷، ص۱۷۷.    
۲۵. المهذب، ج۲، ص۵۰۴.
۲۶. کتاب السرائر، ج۳، ص۳۳۳.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۵، ص۶۰۱، برگرفته از مقاله«غنا».    



جعبه ابزار