• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ارتداد در قرآن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ارتداد و مشتقات آن در قرآن کریم بیشتر در معنای لغوی به کار رفته و تنها در چند آیه در مفهوم فقهی آن (برگشت از دین)، با تعابیر و ترکیبات مختلفی از قبیل "ردّ"، "کفر"، "یرجعون" و... استعمال شده است.





۱.۱ - عدم ولایت­پذیری


ولایت­پذیری و تسلیم در برابر انسانهای کامل و معصومین، شرط درستی و تمامیت اعتقاد توحید ی انسان و رسیدن او به کمال ایمان است؛ از این رو انسان، با سرپیچی از فرامین و دستورهای امام به عنوان ولی کامل خداوند، نه تنها ایمان خود را از دست می­دهد، بلکه خذلان و بدبختی­هایی که در زندگی او ظهور می‌یابد، ناشی از همین عدم ولایت­پذیری اوست. برای نمونه در این مسئله، می­توان به قوم بنی‌ اسرائیل اشاره نمود:
[۳] سبحانی، جعفر؛ ‌منشور جاوید ج۴، ص۴۲۶.

«وَ إِذْ وَاعَدْنَا مُوسىَ أَرْبَعِینَ لَیلَةً ثُمَّ اتخََّذْتمُ‏ُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَ أَنتُمْ ظَالِمُون‏»
«و (به یاد آورید) هنگامى را که با موسى چهل شب وعده گذاردیم (و او، براى گرفتن فرمانهاى الهى، به میعادگاه آمد)؛ سپس شما گوساله را بعد از او (معبود خود) انتخاب نمودید، درحالى­که ستمکار بودید.»
پس از هلاکت فرعون و قومش به وسیله‌ی عذاب الهی و نجات بنی‌ اسرائیل،قوم موسی از پیامبرشان درخواست کتاب نمودند؛ در پی این درخواست، خداوند از موسی خواست تا به کوه طور برود و به عبادت او بپردازد.
[۷] روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن ج۱، ص۲۸۵.
وی به دنبال این دستور، برادر خود هارون را جانشین خود برای رهبری قوم قرار داد و خود به اجراء امر خداوند شتافت. در غیاب حضرت موسی(علیه السلام) فردی به نام "سامری" نزد بنی‌ اسرائیل رفت و با استفاده از علم کیمیاگری، گوساله­ ای از طلا درست کرده و مردم را به پرستش آن دعوت نمود؛ قوم موسی نیز علی­رغم هشدارهای هارون که از ناحیه‌ی موسی ولایت داشت و وصی ایشان بود، به گوساله ­پرستی پرداختند.
[۸] التبیان فی تفسیر القرآن ج۴، ص۵۵۱.
[۹] تفسیر جوامع الجامع ج‏۱، ص۲۳۳.

نمونه‌ی دیگر تمرد از فرمان ولایت و سقوط در وادی ارتداد، مربوط به اصحاب پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است؛ هنگامی که در جنگ احد، خبر قتل و کشته شدن پیامبر اسلام شایع گردید، گروهی از منافقان که اسلام خود را در گرو بهره بردن از منافع دنیایی آن می­دیدند، با شنیدن شایعه ­ی قتل پیامبر، تصمیم به بهره ­گیری از این اتفاق گرفته و با روی آوردن به آیین بت­ پرستی، به طور کلی مرتد شده و از اسلام روی برگرداندند؛ از سویی دیگر با تبلیغات سوء خود، به اعتقادات مسلمانان سست ایمان، هجوم برده و با تهدید به شکست، آنان را از صحنه‌ی مبارزه با طاغوت دور کردند؛ چنان‌که خدای متعال در توبیخ مسلمانان بر پذیرش شکست می­فرماید:
[۱۰] تفسیر تسنیم ج۱۵،ص۶۵۷.

«وَ مَا محَُمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْخَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِین مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلىَ أَعْقَابِكُمْ وَ مَن ینقَلِبْ عَلىَ‏ عَقِبَیهِ فَلَن یضرَُّاللَّهَ شَیاً...»
«محمد(ص) فقط فرستاده­ی خداست و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمى‏ گردید؟ (و اسلام را رها کرده، به دوران جاهلیت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب بازگردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏ زند...»
مبارزه با کفار و دفاع از حریم اسلامی، جزء واجبات دین به شمار می‌آید که به دستور خداوند و ولی امر مسلمین صورت می­پذیرد؛

لذا سرپیچی از اذن ولی فقیه و عقب‌ نشینی از صحنه ­ی مبارزه، به دلیل پیروی از نصایح منافقین، تمرد از امر عظیم ولایت محسوب گردیده و ارتداد مسلمین از دین مبین اسلام را در پی دارد؛ چراکه اصل کلی در مکتب اسلام پیروی از مقام والای رسالت و نبوت است و این در تمام صحنه‌های تاریخ برای بقاء دین مبین اسلام جریان دارد و با مرگ انبیا و اولیای الهی، دین خدا زوال نمی­پذیرد؛ با اینکه شخصیت جسمانی رهبران دینی، همانند دیگر افراد جامعه محکوم به فنا و نابودی است.
[۱۷] تفسیر تسنیم ج۱۵، ص۶۵۷.



۱.۲ - دنیا طلبی


خداوند در مجید     از افرادی سخن می‌گوید که در ابتدا به پیامبر اسلام ایمان آوردند، اما وقتی در پی آن منافع دنیایی خود را از دست دادند؛ بدین ترتیب بر ایمان خود پایبند نمانده و به سوی کفر بازگشتند:
«مَن كَفَرَ بِاللَّهِ مِن بَعْدِ إِیمَانِهِ... لَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَیوةَ الدُّنْیا عَلىَ الاَْخِرَةِ...»
«کسانى که بعد از ایمان کافر شوند... عذاب عظیمى در انتظارشان است!این به خاطر آن است که زندگى دنیا (و پست را) بر آخرت ترجیح دادند...»
دنیاپرستی و حب به دنیا، در هر صورتی که باشد، (عشق به مال، مقام، شهوت و...) مانند طوفانی است که به جان انسان می­وزد و تعادل و ترازوی عقل را برهم می­زند؛ بنابراین اجازه‌ی تفکر سالم و قضاوت صحیح از عقل گرفته شده و موجب می­شود که درهای معرفت به روی انسان بسته شود و در غفلت کامل فرو ­رود؛ در نتیجه، بدون اینکه انسان چیزی بر خلاف حق ببیند، زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داده و از اسلام کناره می­گیرد.
[۲۰] پیام قرآن ج۱، ص۳۲۲.






۲.۱ - کافران


قرآن کریم ضمن هشدار مسلمانان نسبت به خطر ارتجاع و ارتداد، آنان را از نیرنگ­های کفار آگاه نموده و از همنشینی با بیگانگان بر حذر می­دارد:
«یأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِن تُطِیعُواْ الَّذِینَ كَفَرُواْ یَرُدُّوكُمْ عَلىَ أَعْقَابِكُمْ فَتَنقَلِبُواْ خَاسرِِین‏»
«اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! اگر از کسانى که کافر شده ‏اند، اطاعت کنید، شما را به گذشته‏ هایتان بازمى ‏گردانند و سرانجام، زیانکار خواهید شد.»
از آنجا که اعتقادات مستحکم دینی مانعی بزرگ برای گمراهی و فریب انسانها در مقابل دشمنان اسلام به شمار می‌آید؛ لذا کفار و بیگانگان، برای رسیدن به بزرگترین هدف خود و متزلزل کردن ایمان مسلمانان، ابتدا با تبلیغات سوء خود، به فرهنگ اصیل اسلامی تجاوز نموده و آنگاه با نشان دادن اعتقادات و کژراهه­ های خود به عنوان فرهنگ برتر، انسانها را از دین مبین اسلام خارج می­نمایند.
[۲۲] تفسیر تسنیم ج۱۵، ص۷۱۵.

همچنان­که در سوره عنکبوت می­خوانیم:
«وَ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُواْ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ اتَّبِعُواْ سَبِیلَنَا وَ لْنَحْمِلْ خَطَایاكُمْ وَ مَا هُم بحَِامِلِینَ مِنْ خَطَایاهُم مِّن شىَ‏ْءٍ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ»
«و کافران به مؤمنان گفتند: شما از راه ما پیروى کنید، (و اگر گناهى دارد) ما گناهانتان را بر عهده خواهیم گرفت! آنان هرگز چیزى از گناهان اینها را بر دوش نخواهند گرفت؛ آنان به یقین دروغگو هستند!»
وقتی کافران مکه از آزار و اذیت کردن مسلمانان و برگرداندن آنها از دین اسلام ناامید شدند، دست به اقدام جدیدی زده و به دلجویی مؤمنین پرداختند. آنها به مسلمانان وعده دادند که بازگشت از اسلام ضرری برای آنها ندارد و حتی اگر گناهی را برای مسلمانان در پی داشته باشد، خودشان گناه آنها را برعهده می­گیرند.
[۲۴] صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم‏، فرهنگ اسلامى‏، ۱۳۶۵ش، چاپ دوم‏، ج‏۲۳، ص۲۹۲.
سخت‌کوشی کفار در این هدف به حدی بود که به گمراه کردن مسلمانان بسنده نکردند؛ بلکه سعی داشتند به آزار و اذیت پیامبران پرداخته و با منحرف کردن آْنها از دین الهی، به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی به اغفال مؤمنین بپردازند. گواه این مطلب آیه‌ی دیگری از قرآن است:
[۲۵] مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول، ج۱۲، ص۲۳۳.

«وَ قَالَ الَّذِینَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُم مِّنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فىِ مِلَّتِنَا»

«و کافران به پیامبرانشان گفتند: یا شما را از سرزمین خود مى ‏رانیم یا به کیش ما بازگردید.»

۲.۲ - اهل کتاب


دوستی و همنشینی با اهل کتاب از عوامل بازگشت از دین مبین اسلام به شمار می­رود که قرآن مجید در این‌باره می­فرماید:
«یأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَاتَتَّخِذُواْ الْیهَُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَن یتَوَلهَُّم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنهُْمْ...»
«اى کسانى که ایمان آورده ‏اید! یهود و نصارى را ولّى (و دوست و تکیه‏ گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یکدیگرند و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند...»
اهل کتاب به خاطر دشمنی که با اسلام داشتند، در تمام حالات علیه مسلمانان با یکدیگر متحد بوده و از هیچ کوششی برای منحرف کردن و برگرداندن مسلمین از دینشان دریغ نمی­کنند؛ لذا دین مبین اسلام، برای جلوگیری از این مصیبت بزرگ، مسلمانان را از دوستی و مراوده با اهل کتاب نهی نموده و هرگونه مشارکت با آنها را در حکم هم­کیشی با آنان می­شمارد.
[۲۸] فضل الله، سیدمحمدحسین؛ تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق، چاپ دوم، ج۸، ص۲۱۴.
اهمیت این موضوع به حدی است که قرآن در چندین آیه به این نکته­ی مهم تأکید کرده است.

۲.۳ - منافقان


از اهداف و خواسته ­های بزرگ منافقین دور کردن مسلمانان از اسلام است:
«وَدُّواْ لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُواْ فَتَكُونُونَ سَوَاءً فَلَاتَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ أَوْلِیاءَ حَتىَ‏ یهَُاجِرُواْ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ... وَ لَاتَتَّخِذُواْ مِنهُْمْ وَلِیّاً وَ لَانَصِیرًا»
«آنان آرزو مى ‏کنند که شما هم مانند ایشان کافر شوید، و مساوى یکدیگر باشید؛ بنابراین، از آنها دوستانى انتخاب نکنید، مگر اینکه (توبه کنند، و) در راه خدا هجرت نمایند... و از میان آنها، دوست و یار و یاورى اختیار نکنید!»
منافقان در ظاهر خود را به صورت افراد با ایمان جلوه داده و کفر و نفاق خود را در باطن، پنهان می­کنند؛
لذا مسلمانان آنها را در اقوال و کردار صادق دانسته و فریب ظاهر آنها را می­خورند؛
[۳۶] فخرالدین رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر؛ مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ‏۱۴۲۰ق، چاپ سوم، ج‏۸، ص۳۳۹.
درحالی‌که بزرگترین هدف منافقان، سرنگونی دین مبین اسلام بوده و در تحقق این هدف و ارتداد مسلمین تمام تلاش خود را به کار می­گیرند؛ بنابراین قرآن کریم مسلمانان را از دوستی و یاری خواستن از آنان به‌طور کلی منع کرده است.
[۳۷] تفسیر روشن، ج۶، ص۱۲۰.



۲.۴ - شیطان


در قرآن کریم، از شیطان به عنوان عامل فریب دهنده و گمراه کننده‌ی انسانها نام برده شده
که از نتایج بزرگ این ضلالت و گمراهی، پشت کردن انسان به اسلام و حقیقت است:
«إِنَّ الَّذِینَ ارْتَدُّواْ عَلىَ أَدْبَارِهِم مِّن بَعْدِ مَا تَبَینَ‏َ لَهُمُ الْهُدَى الشَّیطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلىَ‏ لَهُمْ»
«کسانى که بعد از روشن شدن هدایت براى آنها، پشت به حق کردند، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فریفته است.»

واژه "املاء" به معنی طولانی کردن و مهلت دادن است. یعنی شیطان با وسوسه کردن و ایجاد آمال و آرزوهای بزرگ در نفس انسان، –کسانی که راه حق را یافته‌اند- موجب مشغول شدن آنان به خود می­شود و با زیبا جلوه نمودن باطل در نظر آنها، موجب فاصله گرفتن آنان از حق و حقیقت و سقوط در وادی ارتداد می­شود.
[۴۴] پیام قرآن ج۱، ص۴۲۰.





خدای متعال در قرآن مجید، ضمن هشدار به بازگشت ­کنندگان از ایمان، از عقوبات و جزاهای متعدد دنیوی و اخروی برای مرتدین سخن به میان ­آورده که اهم آنها بدین قرار است:

۳.۱ - حبط اعمال در دنیا و آخرت


از بین رفتن عبادات و ثواب های انجام شده توسط انسان، یکی از نتایج برگشت انسان به سوی کفر است:
«...وَ مَن یرْتَدِدْ مِنكُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ كَافِرٌ فَأُوْلَئكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فىِ الدُّنْیا وَالاَْخِرَةِ...»
«...کسى که از آیینش برگردد، و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک (گذشته­ی) او، در دنیا و آخرت بر باد مى‏ رود...»

از آنجا که شرط صحت عبادات، اسلام و ایمان واقعی فرد است، بقاء بر اسلام نیز از لوازم اصلی آن است؛ بنابراین کسی که پس از مسلمان شدن، دوباره کافر شود، مانند این است که از اول ایمان نداشته و عبادات او باطل است؛ لذا اگر در حال کفر بمیرد، تمام اعمالی را که در زمان مسلمانی انجام داده، از بین می­رود.
[۴۶] طیب، سیدعبدالحسین؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم، ج۲، ص۴۲۰.



۳.۲ - عدم درک حقیقت


بازگشت به کفر و نفاق پس از شناخت اسلام، از بین رفتن حس تشخیص انسان و محروم ماندن از درک حقیقت را برای او درپی دارد:
[۴۷] مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش، چاپ اول، ج۱۱، ص۴۲۰.

«ذَلِكَ بِأَنهَُّمْ ءَامَنُواْ ثُمَّ كَفَرُواْ فَطُبِعَ عَلىَ‏ قُلُوبهِِمْ فَهُمْ لَایفْقَهُون»
«این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند، سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهاى آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمى ‏کنند!»
مرتدین، به خاطر اینکه یک‌ باره به آخرت و طریق هدایت پشت کرده و درگیر زندگی دنیایی شدند، عقل و شعورشان در مادیات خلاصه شده و از تمامی آنچه به امور معنوی خلاصه می­شود، از قبیل پند و اندرز و حجت­های مربوط به زندگی اخروی، غافل می­گردند؛ و این عمل دلیل مهر خوردن دل و بسته شدن چشمها و گوشهای آنان است.


۳.۳ - خسران مادی و معنوی


در آیات فراوانی، ضرر و زیان ناشی از بازگشت به شرک، به مسلمانان هشدار داده شده و در صورت ارتداد، مشمول خسران دنیوی و اخروی می­شوند:
«...فَإِنْ أَصَابَهُ خَیرٌْ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلىَ‏ وَجْهِهِ خَسِرَالدُّنْیا وَالاَْخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الخُْسْرَانُ الْمُبِین‏» «... همین­که (دنیا به آنها رو کند و نفع و) خیرى به آنان برسد، حالت اطمینان پیدا مى ‏کنند؛ اما اگر مصیبتى براى امتحان به آنها برسد، دگرگون مى‏شوند (و به کفر رومى ‏آورند)! (به این ترتیب) هم دنیا را از دست داده ‏اند، و هم آخرت را و این همان خسران و زیان آشکار است!»

شخصی که در امتحانات الهی و مشکلات زندگی، در ایمان خود ثابت قدم نمانده و از دین الهی مرتد ­شود، با دور شدن از خدا و افتادن در خط شیطان، گرفتار انواع مشکلات شده و بدون داشتن منجی و یاور، در حوادث غوطه­ور می‌شود و در آخرت نیز به سوی عذاب الهی رهسپار می­گردد.
[۵۶] تفسیر من وحی القرآن، ج۱۶، ص۲۸.





ارتداد و بازگشت به سوی کفر و شرک، نتایج متعددی را برای صاحب آن به ارمغان می­آورد که با عنایت به آیات قرآن، مواردی از آن به صورت چکیده در این مقاله خلاصه می­گردد:

۴.۱ - شقاوت در دنیا


برگشتن از دین مبین اسلام و پذیرش ارتداد، موجب خسارت دنیوی و اخروی انسان می­گردد و بارزترین این خسران، دچار ذلت و زبونی در دنیا ست:
[۵۷] تفسیر تسنیم، ج۱۵، ص۷۱۴.

«إِنَّ الَّذِینَ اتخََّذُواْ الْعِجْلَ سَینَالهُُمْ غَضَبٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَ ذِلَّةٌ فىِ الحَْیوةِ الدُّنْیا وَ كَذَلِكَ نجَْزِى الْمُفْترَِین‏»
«کسانى که گوساله را (معبود خود) قرار دادند، بزودى خشم پروردگارشان، و ذلّت در زندگى دنیا به آنها مى ‏رسد و اینچنین، کسانى را که (بر خدا) افترا مى ‏بندند، کیفر مى دهیم!»

هنگامی که موسی(علیه السلام) برای عبادت به کوه طور رفته بود، بنی‌اسرائیل بر اثر دعوت فردی به نام سامری از دین خود مرتد شده و به گوساله ­پرستی روی آوردند؛ پروردگار متعال به خاطر این روی­گردانی، حوادثی را برای آنها به وجود آورد که موجب خواری و ذلیل شدن آنان گردید؛ بطوری­که مردم، ابتدا به آنها اهانت کرده و پس از گرفتن جزیه، آنان را سنگسار نموده و از شهر بیرون کردند.
[۵۹] طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج اول، ص۴۷۳



۴.۲ - رد توبه


از سیاق برخی آیات قرآن استفاده می­شود: کسانی که پس از ارتداد و گرایش به کفر، پشیمان گردند و جبران نمایند، توبه آنها مورد قبول درگاه الهی قرار می­گیرد لکن در آیه‌ی دیگری به طور واضح بیان شده که از برخی مرتدین این توبه پذیرفته نمی­شود:
«إِنَّ الَّذِینَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُواْ كُفْرًا لَّن تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ...» «کسانى که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچ گاه توبه آنان، (که از روى ناچارى یا در آستانه­ ی مرگ صورت مى‏گیرد،) قبول نمى ‏شود...!»
دلیل مقبول نبودن انابه و توبه در این گونه افراد، کیفیت و نحوه‌ی توبه آنان است؛ چون انابه و بازگشت آنان به سوی خداوند، ناخالص و فاقد روح توبه‌ی واقعی است و اگر این عمل واقعی انجام می­پذیرفت، قطعاً مورد عفو و مغفرت الهی قرار می­گرفتند؛ همچنان‌که ادامه‌ی آیه‌ی فوق با عبارت «وَ أُوْلَئكَ هُمُ الضَّالُّون» گواه این مطلب است که این توبه فضای روح آنان را شستشو نداده و آنان در گمراهی و سرگردانی به سر می­برند.
[۶۲] منشور جاوید ج۸، ص۲۳۱.



۴.۳ - محرومیت از امداد


نتیجه‌ی دیگر بازگشت از اسلام، دور شدن از یاری و حمایت خداوند است:
«...لَقَدْ قَالُواْ کلَِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُواْ بَعْدَ إِسْلَامِهِمْ... مَا لهَُمْ فىِ الْأَرْضِ مِن وَلىِّ‏ٍّ وَ لَانَصِیرٍ»
«...قطعاً سخنان کفرآمیز گفته ‏اند و پس از اسلام ‏آوردنشان، کافر شده‏اند... در سراسر زمین، نه ولىّ و حامى دارند، و نه یاورى!»

از آنجاکه همه ­ی مرتدین به سبب کفر شان محکوم به عذاب الهی هستند، لذا نه در دنیا کسی را دارند که سرپرستی آنها را بر عهده بگیرد و آنان را از غضب الهی نجات دهد و نه در آخرت کسی می­تواند آنان را از عذاب الهی برهاند.
[۶۴] المیزان فی تفسیر القرآن، ‌ج۹، ص۳۴۰.



۴.۴ - محرومیت از هدایت خدا


خدای متعال در قرآن کریم، صریحا مرتدین را انسانهایی ظالم به شمار آورده و از هدایت خود به دور می­دارد:
«كَیفَ یهْدِى اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُواْ بَعْدَ إِیمَانهِِمْ... وَاللَّهُ لَایهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِین»
«چگونه خداوند جمعیتى را هدایت مى‏کند که بعد از ایمان و گواهى به حقّانیت رسول و آمدن نشانه‏هاى روشن براى آنها، کافر شدند؟!... و خدا، جمعیت ستمکاران را هدایت نخواهد کرد!»
کسانی که بعد از مسلمان شدن دوباره کافر شوند، به خاطر عدول از اسلام در حکم ظالم شمرده می‌شوند؛ چون بعد از مشاهده‌ی معجزات پیامبر(صلی الله علیه و آله) و ایمان به آن و بعد از شهادت به حقانیت رسالت، با آگاهی و از روی اراده ظلم کردند، در نتیجه از هدایت الهی محروم شدند.
[۶۶] تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۶۸.




 
۱. محمد/سوره۴۷، آیه۲۵.    
۲. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۳. سبحانی، جعفر؛ ‌منشور جاوید ج۴، ص۴۲۶.
۴. بقره/سوره۲، آیه۵۱.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۹۲.    
۶. بقره/سوره۲، آیه۴۹-۵۰.    
۷. روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن ج۱، ص۲۸۵.
۸. التبیان فی تفسیر القرآن ج۴، ص۵۵۱.
۹. تفسیر جوامع الجامع ج‏۱، ص۲۳۳.
۱۰. تفسیر تسنیم ج۱۵،ص۶۵۷.
۱۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۴.    
۱۲. تحریم/سوره۶۶، آیه۹.    
۱۳. توبه/سوره۹، آیه۷۳.    
۱۴. توبه/سوره۹، آیه۴۴.    
۱۵. توبه/سوره۹، آیه۴۵.    
۱۶. توبه/سوره۹، آیه۸۱.    
۱۷. تفسیر تسنیم ج۱۵، ص۶۵۷.
۱۸. تفسیر نمونه ج۱۱، ص۴۲۰.    
۱۹. نحل/سوره۱۶، آیه۱۰۶-۱۰۷.    
۲۰. پیام قرآن ج۱، ص۳۲۲.
۲۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۴۹.    
۲۲. تفسیر تسنیم ج۱۵، ص۷۱۵.
۲۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۱۲.    
۲۴. صادقى تهرانى، محمد؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن، قم‏، فرهنگ اسلامى‏، ۱۳۶۵ش، چاپ دوم‏، ج‏۲۳، ص۲۹۲.
۲۵. مصطفوی، حسن؛ تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول، ج۱۲، ص۲۳۳.
۲۶. ابراهیم/سوره۱۴، آیه۱۳.    
۲۷. مائده/سوره۵، آیه۵۱.    
۲۸. فضل الله، سیدمحمدحسین؛ تفسیر من وحی القرآن، بیروت، دارالملاک، ۱۴۱۹ق، چاپ دوم، ج۸، ص۲۱۴.
۲۹. بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.    
۳۰. آل عمران/سوره۳، آیه۶۹.    
۳۱. آل عمران/سوره۳، آیه۷۲.    
۳۲. آل عمران/یوره۳، آیه۱۰۰.    
۳۳. نساء/سوره۴، آیه۸۹.    
۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۴.    
۳۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۹.    
۳۶. فخرالدین رازى، ابوعبدالله محمد بن عمر؛ مفاتیح الغیب، بیروت، داراحیاء التراث العربى، ‏۱۴۲۰ق، چاپ سوم، ج‏۸، ص۳۳۹.
۳۷. تفسیر روشن، ج۶، ص۱۲۰.
۳۸. محمد/سوره۴۷، آیه۲۵.    
۳۹. سوره ناس، آیه۵.    
۴۰. بقره/سوره۲، آیه۱۶۹.    
۴۱. انفال/سوره۸، آیه۴۸.    
۴۲. نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
۴۳. محمد/سوره۴۷، آیه۲۵.    
۴۴. پیام قرآن ج۱، ص۴۲۰.
۴۵. بقره/سوره۲، آیه۲۱۷.    
۴۶. طیب، سیدعبدالحسین؛ اطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم، ج۲، ص۴۲۰.
۴۷. مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیة، ۱۳۷۴ش، چاپ اول، ج۱۱، ص۴۲۰.
۴۸. منافقون/سوره۶۳، آیه۳.    
۴۹. نحل،سوره۱۶، آیات۱۰۷-۱۰۸.    
۵۰. المیزان فی تفسیر القرآن ج۱۲، ص۳۵۵.    
۵۱. زمر/سوره۳۹، آیه۶۵.    
۵۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۸.    
۵۳. اعراف/سوره۸، آیه۱۴۹.    
۵۴. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۵۵. حج/سوره۲۲، آیه۱۱.    
۵۶. تفسیر من وحی القرآن، ج۱۶، ص۲۸.
۵۷. تفسیر تسنیم، ج۱۵، ص۷۱۴.
۵۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۲.    
۵۹. طوسی، محمد بن حسن؛ التبیان فی تفسیر القرآن، ج اول، ص۴۷۳
۶۰. آل عمران/سوره۳، آیه۸۶.    
۶۱. آل عمران/سوره۳، آیه۹۰.    
۶۲. منشور جاوید ج۸، ص۲۳۱.
۶۳. توبه/سوره۹، آیه۷۴.    
۶۴. المیزان فی تفسیر القرآن، ‌ج۹، ص۳۴۰.
۶۵. آل عمران/سوره۳، آیه۸۶.    
۶۶. تفسیر نمونه، ج۲، ص۴۶۸.




سایت پژوهه    



جعبه ابزار