• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

رفعت سمنانی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




شیخ اسماعیل تبریزیِ مسأله‌گو، شاعر و نویسنده‌ای دانا و فروتن بود که عمر خود را در پیوند میان دانش‌های دینی، عرفانی و ادبیات تعلیمی سپری کرد. زندگی ساده، پایبندی معنوی و میراث گسترده شعری او ـ به‌ویژه در مدایح علوی ـ جایگاهش را در میان شاعران روزگار مشروطه استوار ساخته است.



شیخ اسماعیل تبریزی مشهور به «مسأله‌گو» از شاعران و نویسندگان ایرانی بود که با آثار اخلاقی، دینی و اجتماعی خود سهمی در گسترش ادبیات تعلیمی در دوره معاصر داشت.
او به زبان عربى مسلّط و در علوم هیأت، جفر، رمل، فلسفه و حکمت نيز وارد بوده است. جوانى خود را در سمنان گذراند و سپس به سفر حج رفته و بقيّه‌ى عمر خود را در سلك درويشان و بسيار بى‌تكلّف زيسته است. او تا آخر عمر مجرّد باقى ماند و سالهاى آخر عمر را در تهران به سر برد.


محمد صادق سمنانى متخلّص به «رفعت»، از شاعران دوران مشروطیّت است كه با عارف قزوينى ارتباط نزديكى داشته است.


ديوان شیخ اسماعیل تبریزی در حدود هفت هزار بيت دارد و كتاب سرّ الاسرار (تفسير سوره يوسف) او نيز داراى ۶ هزار بيت مى‌باشد. از باقى آثارش اطلاّعى در دست نيست. خود در مقدّمه‌ى كتاب سرّ الاسرار ادبيات خود را پنجاه هزار بيت ذكر مى‌كند. ديوانش شامل غزليّات، قصايد و مسمّطات است.
رفعت به علی بن ابی طالب (علیه‌السّلام) و خاندان او ارادتى خاص مى‌ورزيد و از اين روى قسمتى بزرگ از ديوان او حاوى اشعار و على الخصوص مسمّطهاى شيوايى در مدح آن بزرگواران است.


رفعت تبریزی به سال ۱۳۵۰ ه‌. ق. (۱۳۱۰ ش) وفات يافته است.
[۱] رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، مقدمه دیوان.



مسمط:
ماه افلاك بنى هاشم يعنى عبّاس • • • • • از ابو الفضل از اين فضل بجو نام و نشان
ساقى باقى دین، هستى و سقاى حسین • • • • • نشئه بخش مى، از خُمِّ تَولاّى حسين
قالب و قلب، دل و روح دلاراى حسين • • • • • سرو بستان على، لاله سيماى حسين
سرّ اِلاّ الَّهى و آيت كبراى حسين • • • • • يكّه تاز صف ميدان وفا، شير ژيان
اولين معنى سردفتر ديوان وفا • • • • • دومين آينه صورت تصوير عطا
آيت اعظم و سالار و سپهدار حيا • • • • • پرچم رايت اقبال و علمدار رجا
پشت و پشتيبانى و قلب دل شاه شهدا • • • • • پيشتاز سپه عشق، شه تشنه لبان
گرچه آن دشت، كران تا به كران دشمن بود • • • • • تا بُد عبّاس، حريم شه دين ايمن بود
خوف را، در دل آن خيل سپه مسكن بود • • • • • بزم زينب ز گلستان رخش گلشن بود
كودكان را همگى دست، بدان دامن بود • • • • • پاسبان بود شب و روز حسين را دربان
شاه جمشيد حشم، خسرو خورشيد غلام • • • • • ديد چون ساقى شد بى‌سر و دست و بى‌جام
گفت اين نشئه ترا تا بايد هست مدام • • • • • نك تو آغاز بقائى و طراز انجام
غرّه‌ات را نبود سلخ ايا بدر تمام • • • • • شمس وحدت را افلاكى و مه را كيوان
[۲] رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۱۰۰.

قصيده:
چون حسين بن على بايد كه جان خويش را • • • • • در زمين کربلا بذل ره جانان كند
ز اکبر و اصغر بپوشد چشم و چون عباس را • • • • • در مناى عشقبازى تشنه لب قربان كند
سيّد سجّاد بايد تا تمام حال خويش • • • • • وقف روز و شب به راه طاعت يزدان كند
يادم آمد شرح حالى زان امام حق‌پرست • • • • • ترسم ار گويم جهان را سر به سر ويران كند
بعد قتل خامس آل عبا چون ابن سعد • • • • • خواست تا غارت خيام مظهر سبحان كند
اهل بيت مصطفى حيران كه آيا آن لعين • • • • • بعد قتل شه چه حكمى از پى ايشان كند
ناگهان در خيمه‌گه لشكر به غارت تاختند • • • • • كى زبان را قوه تا تقرير اين عنوان كند
نه به جا چادر، نه معجر ماند از خيل زنان • • • • • نه كسى تا منع ظلم قوم بى‌ايمان كند
يك طرف بر دور زینب جمع اطفال صغير • • • • • بر چه دردى دختر شير خدا درمان كند
از غم بيمار نالد يا غم اطفال شاه • • • • • گريه از بهر اسيرى يا غم هجران كند
بعد غارت آتش اندر خيمه‌گاه دين زدند • • • • • از كجا كافر چنين بيداد در دوران كند
آتش کفر و نفاق كوفيان چون شد بلند • • • • • خواست زينب چاره‌ى آن آتش سوزان كند
گفت با بيمار كاى ز اسرار يزدان با خبر • • • • • چيست فرمان‌؟! گو كه زينب طاعت فرمان كند
سيد سجاد فرمود اين نه شرط عهد ماست • • • • • گو كه هركس حفظ خود زين شعله نيران كند
عمه جان گو بى‌كسان را سر سوى صحرا نهند • • • • • هركه با خود كودكى را برده و پنهان كند
آن زنان و كودكان رفتند و زينب بازماند • • • • • تا كه از بيمار رفع شعله‌ى عدوان كند
عابدين فرمود كاى زينب به صحرا كن فرار • • • • • تا مبادا آتش داغ منت بريان كند
گفت زينب كاى به گيتى از حسينم يادگار • • • • • گر شود دور از تو زينب به كه ترك جان كند
من ندانم بر عيال اللّه آن شب چون گذشت • • • • • آه بايد شيعه دامن ز اشك پر مرجان كند
[۳] رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۱۸۹.

مثنوى:
چون علی اکبر شبيه مصطفی • • • • • نور چشم انبیاء و اولیاء
ديد كان سلطان اقليم وجود • • • • • خالق جان، مالك غیب و شهود
ماند تنها همچو ذات پاك خويش • • • • • از غم احباب حال او پريش
قد علم بنمود با سوز و الم • • • • • اذن ميدان خواست از مير امم
شه ز بحر غيب آمد در شهود • • • • • ديد اكبر گشته لاهوتى وجود
چهره از انوار عشق افروخته • • • • • ماسوا را ز آتش دل سوخته
داد رخصت چونكه ديدش دست و بار • • • • • سوى بزم خاص و قرب كردگار
يافت پس رخصت ز سبط بو تراب • • • • • پاى غيرت را نهاد اندر ركاب
برج زين شد منزل شمس الشرف • • • • • آفتاب از تاب رويش منخسف
سو به سوى آسمان برداشت شاه • • • • • بركشيد از سينه‌ى پر سوز آه
كاى خدا بنگر كه سوى اين سپاه • • • • • نوجوانى را فرستادم به راه
كه شبيه حضرت پيغمبر است • • • • • نور چشم مصطفى و حيدر است
[۴] رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۲۸۱.

•••
هست مروى كه پس از قتل شه تشنه‌لبان • • • • • اين خبر گوشزد آمد به همه جهان
آن كه اول به سوى قبر حسین روى نمود • • • • • شيعيان! جابر عبد اللّه انصاری بود
زد به سر، خون ز بصر ريخت پس آن پيرِ گرام • • • • • با ادب گفت: «اى شاه به خون خفته سلام»
تا سه نوبت چو از آن قبر جوابى نشنيد • • • • • كرد از زندگى خود به جهان قطع اميد
بعد از آن گفت: كه اى غرقه به خون، حق دارى • • • • • كه ندادى تو جوابى به من از غمخوارى
ز آنكه در شام بود رأس تو در بزم یزید • • • • • هست در كربُ بلا جسم تو اى شاه شهيد
[۵] رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۲۸۴.

معانی کلمات
غره و سلخ: شب اول و روز آخر هر ماه قمرى.


۱. رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، مقدمه دیوان.
۲. رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۱۰۰.
۳. رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۱۸۹.
۴. رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۲۸۱.
۵. رفعت سمنانی، دیوان رفعت سمنانی، با مقدمه دکتر ذبیح‌اللّه صفا، به تصحیح و کوشش نصرت‌اللّه نوح، تهران، سازمان نشر کتاب، ۱۳۶۳ شمسی، ص۲۸۴.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۰۵۷-۱۰۵۵.    






جعبه ابزار