• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سعید بن عمرو حرشی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سعیدبن عمروبن اَسْوَد، معروف به حَرَشی
[۱] ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۵۵ـ۳۵۷.
از سرداران مشهور اموی است.



سعید، به قبیله بنیحریشبن کعببن ربیعه منتسب است. بیشتر افراد این قبیله در بصره ساکن بودند و سپس در شهرهای دیگر پراکنده شدند.
[۲] سمعانی، ج۲، ص۲۰۲.
تاریخ تولد حرشی معلوم نیست. او اهل شام بود.


گفته شده است که سعید نخست بر در خانه‌ها گدایی می‌کرد، سپس به سقّایی پرداخت و بعد در زمره سپاه اموی درآمد.


سعید حرشی در سال ۸۳، همراه حجّاج‌بن یوسف ثقفی، در جنگ دَیرالجَماجم بر ضد عبدالرحمان‌بن اشعث شرکت کرد. در سال ۱۰۱، شورش شَوْذَبِ خارجی را سرکوب کرد. حرشی در جنگ عَقْر (سال ۱۰۲) مَسْلَمة بن عبدالملک والی عراق را در نبرد با یزیدبن مهلّب و سرکوب وی یاری نمود.


وی افزون بر حضور و فرماندهی در جنگ ها حک [[]] ومت و امارت نقاطی از نیز به عهده داشته است.

۴.۱ - حکومت بصره

چون یزیدبن عبدالملک در سال ۱۰۳، عمربن هُبَیرَه را والی عراق کرد، ابن‌هبیره نیز حرشی را به حکومت بصره گمارد.

۴.۲ - حکومت خراسان

در همین سال یزیدبن عبدالملک به ابن‌هبیره دستور داد که حرشی را به حکومت خراسان منصوب کند.
[۱۱] عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی ص۲۵۵.
[۱۲] یعقوبی، البلدان، ص۳۰۱.
سعید حرشی در ابتدای ورود به خراسان، سپاه مسلمانان را ساماندهی کرده و در سال ۱۰۴ به جنگ با سُغدیان رفت، زیرا آنان ترکان را بر ضد مسلمانان یاری کرده بودند. حرشی شهر خجند را محاصره کرد. چون سغدیان ۱۵۰ اسیر مسلمان را کشتند، حرشی دستور داد سغدیان بی‌دفاع را قتل‌عام و اموال آنان را تصاحب و زنان و کودکانشان را اسیر کنند. تعداد کشته‌شدگان سغدی را سه تا هفت هزار نفر نوشته‌اند حرشی دژهای ناحیه سغد را گشود و شهر کَش را بدون جنگ فتح کرد. وی، برخلاف اخلاق و قوانین جنگی اسلامی، سُبُغری (سبقری)، شاه خُزار (ناحیه‌ای در ماوراءالنهر، نزدیک نَسَف) را که تسلیم حرشی شد و از وی امان‌نامه گرفت، در مرو به دار آویخت.
در سال ۱۰۴، ابن‌هبیره او را از حکومت خراسان عزل کرد زیرا وی بعد از غلبه بر سغدیان، خبر پیروزی خود را مستقیماً به یزیدبن عبدالملک نوشت و به ابن‌هبیره اعتنایی نکرد. به ‌علاوه، حرشی برای ابن‌هبیره احترام قائل نبود و به‌جای عنوان امیر، او را با کنیه‌اش، ابوالمُثَنّی، یاد می‌کرد. ابن‌هبیره پس از عزل حرشی، وی را زندانی و شکنجه کرد و حتی تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولی بعد منصرف شد.ابن اعثم نوشته است یزیدبن عبدالملک، حرشی را از امارت خراسان عزل کرد. چون خالدبن عبدالله قَسْری در ۱۰۵ والی خراسان شد، حرشی را از زندان آزاد کرد و حرشی به شام نزد هشام‌بن عبدالملک، خلیفه وقت، رفت.

۴.۳ - مقدمه سپاه مسلمه

به نوشته یعقوبی، در سال ۱۰۷ هشام‌بن عبدالملک حرشی را به عنوان مقدمه سپاه مسلمةبن عبدالملک به نبرد با خزرها فرستاد. و حرشی بعد از چندین بار پیروزی بر خزرها، بدون مشورت با مسلمه، سرِ پسر پادشاه خزرها را برای هشام فرستاد. به همین دلیل، مسلمه بر او خشم گرفت و او را عزل و زندانی کرد، اما بعدا حرشی به دستور هشام آزاد و روانه دمشق شد.

۴.۴ - والی ارمنستان

در سال ۱۱۲، هشام‌بن عبدالملک، سعید حرشی را که در شام اقامت داشت، والی ارمنستان کرد و در رأس سپاهی به جنگ خزرها فرستاد که بر آذربایجان غلبه یافته و تا نزدیک موصل پیش رفته بودند
[۲۳] خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۲۱.
[۲۴] خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۳۴.
حرشی به شهر اَرْزَن رفت و سپس شهر خِلاط و دیگر شهرها را یکی پس از دیگری گشود تا به بَرْدَعه رسید. آنگاه شهر وَرْثان را از محاصره خزرها آزاد ساخت و سپس به دنبال خزرها به سوی اردبیل حرکت کرد. خزرها آنجا را ترک کردند و حرشی در باجَروان مستقر شد و در چند مرحله و با شیوه‌های مختلف آنها را شکست داد و اسرای مسلمان را آزاد کرد. سخت‌ترین جنگ حرشی با خزرها در سرزمین بَرْزَند بود که به شکست آنان انجامید. نبرد بعدی در کنار رود بَیلَقان در ارمینیه اتفاق افتاد که بار دیگر خزرها شکست خوردند.
پس از پیروزی‌ها و فتوحات سعید و برقراری آرامش نسبی در ناحیه آذربایجان، هشام بن عبدالملک در سال ۱۱۳ (ه. ق) سعید را از حکومت آن‌جا برداشته و به نزد خود فرا خواند و به جای وی برادرش مسلمه را به امارت آن‌جا برگزید. وی از سعید خواست تا امور آن‌جا را به مسلمه واگذارد. مسلمه پس از رسیدن به آذربایجان به خاطر حسادت به پیروزی‌های سعید بر وی خشم گرفت و ضمن بدرفتاری و اهانت به وی، او را زندانی نمود.
[۲۸] بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴.، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.

اما هشام پس از وصول این خبر، مسلمه را به خاطر سوء رفتارش با سعید مورد بازخواست و توبیخ قرار داده و دستور آزادی سعید را صادر نمود. مسلمه نیز سعید را آزاد و مورد احترام و اکرام قرار داد و اقطاعات و صله‌های فراوانی به وی عطا نمود.
[۳۰] بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴۴، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
[۳۲] خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۲۲۲، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.
حرشی در ۱۱۳ از حکومت ارمنستان برکنار شد،
[۳۴] خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۳۴.
اما برخی فرزندانش در ارمنستان اقامت گزیدند.
[۳۵] ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۵۸.
هشام به حرشی خلعت و پاداش و به وی و خاندانش اِقطاع داد.
[۳۶] ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۴۵.


۴.۵ - والی شام

سعید پس از آن با معزول شدن مروان بن محمد از حکومت شام توسط هشام به جای وی به امارت آن‌جا گماشته و مامور گسترش فتوحات در این ناحیه گردید. وی نیز پس از وصول به شام رفت و بیشتر وقتش را صرف فتوحات دراین ناحیه نمود تا این که بینایی خود را از دست داد. به همین سبب باز هم از حکومت آن‌جا برداشته شد و دوباره مروان بن محمد جای وی را گرفت.
[۳۷] بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴۴، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.

سعید بن عمرو یکی از عوامل اصلی سرکوب فتنه خوارج در زمان بنی امیه بود، چنان که وقتی فتنه شؤذب خارجی اوج گرفت، مسلمه بن عبدالملک وی را مامور سرکوبی او کرد، سعید نیز موفق به قتل شؤذب و پراکندن خوارج شد.
[۳۸] طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۵۷۷، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.



گزارش‌هایی در دست است که حرشی در روزگار عباسیان نیز عهده‌دار برخی مشاغل حکومتی و لشکری بوده و در ۱۸۹ هنوز می‌زیسته است،
[۴۱] یعقوبی، البلدان، ص۳۰۴.
[۴۶] عمربن محمد نسفی، القند فی ذکر علماء سمرقند ص۱۸۶ـ۱۸۷.
اما به نظر می‌رسد گزارشهای دوره عباسیان راجع به سعید حرشیِ دیگری است، زیرا بعید است که وی تا این زمان در قید حیات بوده باشد.


ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینه دمشق، چاپ علی شیری، بیروت ۱۴۱۵ـ۱۴۲۱/ ۱۹۹۵ـ۲۰۰۱.
ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ج۱، چاپ ناجی حسن، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۶.
خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط، چاپ مصطفی نجیب فوّاز و حکمت کشلی فوّاز، بیروت ۱۴۱۵/۱۹۹۵.
طبری، تاریخ (بیروت).
عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ۱۳۶۳ش.
مسعودی، تنبیه.
عمربن محمد نسفی، القند فی ذکر علماء سمرقند، چاپ یوسف الهادی، تهران ۱۳۷۸ش.
یعقوبی، البلدان.
• یعقوبی، تاریخ.



۱. ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۵۵ـ۳۵۷.
۲. سمعانی، ج۲، ص۲۰۲.
۳. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۲۱، ص۲۴۵.    
۴. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۶، ص۳۶۱۳۶۳.    
۵. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۶، ص۵۷۷.    
۶. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۶، ص۵۹۰-۵۹۱.    
۷. أبو الحسن، علی بن الحسین، مسعودی، التنبیه و الشراف، ص۲۷۸.    
۸. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۶۰.    
۹. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۶۰.    
۱۰. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۶، ص۶۱۹-۶۲۱.    
۱۱. عبدالحی‌بن ضحاک گردیزی، تاریخ گردیزی ص۲۵۵.
۱۲. یعقوبی، البلدان، ص۳۰۱.
۱۳. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۶، ص۶۲۰۶۲۲.    
۱۴. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۷۱۰.    
۱۵. ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۳۳.    
۱۶. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۱۱.    
۱۷. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۱۱-۱۲.    
۱۸. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۱۰.    
۱۹. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۱۵-۱۶.    
۲۰. ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۳۴.    
۲۱. ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق ج۲۱، ص۲۴۵.    
۲۲. یعقوبی، تاریخ ج۲، ص۳۱۷.    
۲۳. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۲۱.
۲۴. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۳۴.
۲۵. ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۴۳۲۴۴.    
۲۶. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۷، ص۷۰.    
۲۷. ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۴۵۲۵۲.    
۲۸. بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴.، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
۲۹. یعقوبی، تاریخ یعقوبی ج۲، ص۳۱۷، بیروت، دار صادر، بی تا.    
۳۰. بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴۴، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
۳۱. یعقوبی، تاریخ یعقوبی ج۲، ص۳۱۷، بیروت، دار صادر، بی تا.    
۳۲. خلیفه بن خیاط، تاریخ خلیفه، ص۲۲۲، تحقیق فواز، بیروت، دارالکتب العلمیه، چاپ اول، ۱۴۱۵.
۳۳. ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق ج۲۱، ص۲۴۷.    
۳۴. خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ص۲۳۴.
۳۵. ابن‌کلبی، جمهرة النسب، ج۱، ص۳۵۸.
۳۶. ابن‌اعثم کوفی، کتاب الفتوح ج۸، ص۲۴۵.
۳۷. بلعمی، تاریخنامه طبری، ج۴، ص۹۴۴، تحقیق محمد روشن، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
۳۸. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۱، ص۵۷۷، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.
۳۹. ابن مسکویه، تجارب الامم، ج۲، ص۴۷۰، تحقیق ابوالقاسم امامی، تهران، سروش، چاپ دوم، ۱۳۷۹ش.    
۴۰. احمد ابن اسحاق، یعقوبی، تاریخ، ج۲، ص۳۹۹.    
۴۱. یعقوبی، البلدان، ص۳۰۴.
۴۲. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۸، ص۱۳۵.    
۴۳. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۸، ص۱۴۴.    
۴۴. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۸، ص۱۶۷.    
۴۵. طبری، أبو جعفر، تاریخ طبری، ج۸، ص۳۱۶.    
۴۶. عمربن محمد نسفی، القند فی ذکر علماء سمرقند ص۱۸۶ـ۱۸۷.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله حرشی، ص۶۰۲۱.    
سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله « سعید بن عمرو حرشی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۲/۱۸    



جعبه ابزار