• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عثمان‌ بن‌ طلحه‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عثمان پسر طلحه بن ابی‌طلحه القرشی العبدری می‌باشد. نسب وی از قریش است و به قصی می‌رسد. مادر عثمان بن طلحه، سلافه صغری دختر سعد بن شهید از انصار است. همسر وی نسیبه دختر سماک بن نعمان می‌باشد.



عثمان پسر طلحه بن ابی‌طلحه القرشی العبدری می‌باشد.

۱.۱ - نسب

نسب وی از قریش است و به قصی می‌رسد. سلسله نسب ابی‌طلحه پدر وی بدین ترتیب می‌باشد: عبدالله بن عبدالعزی بن عثمان بن عبدالدار بن قصی.

۱.۲ - نام مادر

مادر عثمان بن طلحه، سلافه صغری دختر سعد بن شهید از انصار است.

۱.۳ - نام همسر

همسر وی نسیبه دختر سماک بن نعمان می‌باشد.

۱.۴ - اسلام آوردن عثمان

گفته شده اسلامش بین حدیبیه و خیبر بوده یا سال پنجم بعد از فراغت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) از بنی‌قریظه بوده، ولی آن‌چه اکثر منابع متقن در موردش اظهار نظر کرده‌اند و آن را صحیح گفته‌اند این نظر است که اسلامش در ماه صفر سال هشتم شش ماه قبل از فتح مکه همراهِ عمرو بن عاص بوده است.

۱.۵ - خویشاوندان

از خویشاوندان عثمان بن طلحه، ابوطلحه و عمویش عثمان بن ابی‌طلحه در روز بدر بر حال کفر کشته شدند. حمزه، عثمان را کشت و علی، طلحه را به قتل رساند. پرچم قریش که همیشه در دست بنی‌عبدالدار بود، در این جنگ پرچم مشرکین در دست طلحه بن ابی‌طلحه بود و در روز احد هم پرچم به دست طلحه بن ابی‌طلحه قرار گرفت که به دست علی (علیه‌السلام) کشته شد. پس از او پرچم به دست برادرش ابوسعد بن ابی‌طلحه رسید که سعد بن ابی‌وقاص او را کشت؛ سپس به دست عثم بن ابی‌طلحه، برادر شیبة بن عثمان رسید و حمزه او را کشت؛ پس از آن پرچم به دست مسافع بن طلحه رسید و او به دست عاصم بن ثابت بن ابی‌الاقلم انصاری کشته شد. بار دیگر پرچم به دست جلاس بن طلحه بن ابی‌طلحه رسید و او را عاصم بن ثابت الاوسی کشت. پس از آن به دست برادرش کلاب بن طلحه بن ابی‌طلحه و سپس حارث بن طلحه بن ابی‌طلحه قرار گرفت که قزمان حلیف بنی‌ظفر از انصار هر دو را کشت.


عثمان بن طلحه در جنگی که یهودیان همراه با مشرکان قریش علیه مسلمانان ترتیب داده بودند، به عنوان صاحب پرچم حضور داشت. فرمان‌دهی این جنگ را ابوسفیان با سپاه چهار هزار نفری به عهده داشت که پرچم خود را در دارالندوه بست و آن را به عثمان بن طلحه بن ابی‌طلحه سپرد.


در جریان هجرت مسلمانان به مدینه، ‌ام سلمه همراه با فرزندش به سوی مدینه حرکت کرد تا نزد همسرش ابوسلمه برود. در بین راه عثمان بن طلحه را مشاهده کرد. عثمان بن طلحه زمانی که اطلاع یافت ‌ام سلمه با فرزندش در این سفر تنهاست، او را تا مدینه همراهی کرد. ‌ام سلمه درباره عثمان بن طلحه می‌گوید: به خدا تا به آن روز با مردی جوان‌مردتر و کریم‌تر از او مسافرت نکرده بودم.


از عثمان بن طلحه نقل شده است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) را در مکه قبل از هجرت ملاقات کردم، در حالی که کلیددار کعبه بودم. او مرا به اسلام فرا خواند و من با سخنان تند و درشت با او برخورد کردم و به او گفتم: ‌ای محمد! از تو تعجب می‌کنم که طمع داری از تو اطاعت کنم و با تو بیعت نمایم؛ در حالی که مخالف دین قومت هستی و دین جدیدی آوردی و بین آن‌ها جدایی انداختی؛ ولی پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) با حلم و بردباری با من برخورد کرد. سپس گفت: ‌ای عثمان شاید این کلید را روزی در دست من ببینی.


مصعب بن عمیر از فضلا و بهترین صحابه رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و از سابقین در اسلام در خانه ارقم اسلام آورد. وی به جهت ترس، اسلامش را از مادر و قومش پنهان می‌داشت. سپس عثمان بن طلحه او را در حال نماز دید و این ماجرا را به مادر و اهلش اطلاع داد. پس مادر و قومش او را حبس کردند. وی حبس بود تا این‌که به حبشه هجرت کرد و از حبشه به مکه برگشت و پس از بیعت عقبه اول به مدینه هجرت کرد تا قرآن و نماز را به آن‌ها یاد دهد.


در روز فتح مکه، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) پس از ورود به مکه، بلال را برای گرفتن کلید نزد عثمان بن طلحه فرستاد. زمانی که عثمان، کلید را به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) تحویل داد، عباس بن عبدالمطلب از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) درخواست کرد تا منصب کلیدداری و سقایت را به آن‌ها بدهد. پس از این‌که در خانه کعبه گشوده شد، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) همراه با بلال بن ریاح، اسامة بن زید و عثمان بن طلحه داخل کعبه شد. در آن زمان داخل کعبه شش ستون بود. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) دو ستون را در طرف راست خود و یک ستون طرف چپ و سه ستون را پشت سر قرار داد. دو رکعت نماز خواند و سپس در حالی که کلید کعبه در دستش بود، بیرون آمد و در گوشه‌ای از مسجد نشست. سپس فرمود: عثمان بن طلحه را نزد من بیاورید. عثمان به حضور پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) رسید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) قبلاً روزی ضمن دعوت عثمان بن طلحه به اسلام، در حالی که کلید کعبه در دست عثمان بود، فرموده بود، شاید به این زودی این کلید را در دست من ببینی که به هرکس بخواهم بدهم. عثمان هم گفته بود، در آن صورت قریش خوار و زبون خواهد شد. از عثمان بن طلحه نقل شده است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) پس از گرفتن کلید، زمانی که مرا فرا خواندند، آن گفتارش را به خاطر آوردم و با روی گشاده به طرف آن حضرت رفتم. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) هم با روی خوش با من برخورد کرد و فرمود: ‌ای فرزندان ابی‌طلحه! این کلید را برای همیشه و به طور دائمی بگیرید. هیچ‌کس آن را از شما نمی‌گیرد؛ مگر این‌که ستمگر باشد. ‌ای عثمان! خداوند شما را امین خانه خود قرار داده است؛ پس به روش پسندیده‌ای از آن بهره‌ور شوید.
[۲۸] جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۲۹۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.

حجابت، دارالندوه، لواء، رفاده و سقایت مختص عبدالدار بود. پس دارالندوه برای او و فرزندانش باقی بود تا این‌که عکرمه پسر عامر بن هاشم بن عبدمناف بن عبدالدار از معاویة بن ابی‌سفیان خرید و آن را دارالاماره خود در مکه قرار داد؛ اما حجابت در دست او بود که پس از او به عثمان بن عبدالدار رسید. سپس به عبدالعزی پسر عثمان و بعد به پسرش ابی‌طلحه و بعد به طلحة بن ابی‌طلحه رسید. پس هنگامی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) مکه را فتح کرد، کلید را از عثمان بن طلحه گرفت و براساس آیه قرآن که «ان الله یامرکم ان تؤدوا الامانات الی اهلها»؛ کلید را به او برگرداند.
پس از عثمان مقام کلیدداری به برادرش شیبه رسید و از آن روز مقام حجابت خانه به فرزندان شیبه بن طلحه رسید.


از دوران زندگی عثمان بن طلحه پس از پیامبر اطلاع چندانی نیست به جز این‌که در منابع اشاره کرده‌اند که تا زمان رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) در مدینه اقامت کرد؛ پس از رحلت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) به مکه رفت و تا زمان وفاتش سال ۴۲ هجری در آن‌جا بود و برخی منابع آورده‌اند که در روز اجنادین شهید شده است. هم‌چنین گفته‌اند در مدینه در ایام خلافت معاویه در سال ۴۲ (ه. ق) وفات یافت.


۱. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۰۳۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۲. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۸۵، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.    
۳. واقدی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۶، ص۶، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.    
۴. الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۲، ص۶۶۱ ۷۴۵، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۰۹ق، چاپ سوم.    
۵. ابن هشام، السیرة النبویة، ج۲، ص۱۲۷، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.    
۶. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۸۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.    
۷. واقدی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۸، ص۲۶۱، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.    
۸. واقدی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۷، ص۲۷۷، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.    
۹. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۱، ص۵۸۶، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۱۰. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۱۸۵، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۱۱. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۷۴۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۱۲. الواقدی، محمد بن عمر، المغازی، ج۱، ص۲۲۸، بیروت، مؤسسة الاعلمی، ۱۴۰۹ق، چاپ سوم.    
۱۳. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۰۳۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۱۴. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۴۷۴، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۱۵. واقدی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۵۰، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.    
۱۶. ابن الجوزی، عبدالرحمن، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ج۳، ص۲۲۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.    
۱۷. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۴۷۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۱۸. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۶، ص۳۴۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۱۹. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابة، ج۸، ص۴۰۵، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۵ق.    
۲۰. ابن الجوزی، عبدالرحمن، المنتظم فی تاریخ الملوک والامم، ج۱۳، ص۱۸۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.    
۲۱. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۶، ص۳۴۱ ۳۴۲، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۲۲. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۱۰، ص۶۵، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.    
۲۳. صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۵، ص۲۴۴، بیروت، دارالکتب العلمیة، ۱۴۱۴ق.    
۲۴. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۶، ص۹۸، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.    
۲۵. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۴، ص۴۰۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۲۶. واقدی، محمد بن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۱۰۴، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق.    
۲۷. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۰۳۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۲۸. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۲۹۹، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.
۲۹. نساء/سوره۴، آیه۴.    
۳۰. نساء/سوره۴، آیه۵۸.    
۳۱. دمشقی، ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج۳، ص۱۷۰، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۷ق.    
۳۲. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۵۳، مصر، دارالمعارف، ۱۹۵۹م.    
۳۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۲۹۹، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.    
۳۴. ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۵۵۱، بیروت، دارالکتاب العربی، ۱۴۱۳ق، چاپ دوم.    
۳۵. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۰۳۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۳۶. جزری، ابن اثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۳، ص۴۷۵، بیروت، دارالفکر، ۱۴۰۹ق.    
۳۷. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، ج۹، ص۴۰۴، مصر، دارالمعارف، ۱۹۵۹م.    
۳۸. ابن عبدالبر، عمر یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۳، ص۱۰۳۴، بیروت، دارالجیل، ۱۴۱۲ق.    
۳۹. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۴، ص۳۷۳، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۵ق.    



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «عثمان بن طلحه»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۲/۲۴.    



جعبه ابزار