چرایی اذان و فریاد در برائت (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اذان و اعلان برائت, از مباحث
فقه سیاسی است که به بررسی شیوههای اعلان برائت از
مشرکان در
اسلام میپردازد.
در
قرآن، اذان در این زمینه نشانگر ضرورت اعلان صریح، تظاهر و نمایش
قدرت مسلمانان است.
اعلان برائت نه تنها بعد
سیاسی بلکه بعد دفاعی و تبلیغی دارد و نوعی هشدار عمومی و آمادهسازی برای
دفاع مقدس تلقی میشود.
نمونههای عملی شامل فریاد در نماز، رجزخوانی در جهاد، مراسم قربانی،
رمی جمرات و برخورد علنی با متجاوزان است.
علامه طباطبایی در
تفسیر المیزان اعلان برائت را جدا از جهاد؛ ولی همراه با آن میداند و آن را مقدمهای برای مقابله با پیمانشکنان معرفی میکند.
پس از اعلان برائت، امکان بازگشت دشمن از طریق
توبه یا درخواست امان فراهم است تا راه تعامل مسالمتآمیز نیز حفظ شود.
هدف نهایی این اقدامات، حفظ
امنیت جامعه اسلامی و تقویت روحیه دفاعی مسلمانان در برابر تجاوز و توطئه دشمنان است.
به کارگیری واژه «اذان» در اعلان برائت در قرآن به معنی آن است که برائت از مشرکان به شکل عادی و به صورت متعارف آرام و معمولی کافی نیست.
اعلان برائت باید همراه با فریاد، تظاهر و نمایش قدرتی باشد که نشانگر صلابت، قدرت و اعتماد به نفس مسلمانان و تهدید مشرکان توطئهگر، متجاوز و بالاخره امیدبخش رهایی محرومان و
مستضعفان جهان گردد.
شیوه فریاد و تظاهر به عنوان وسیلهای هشداردهنده برای خودی و دشمن از آن جمله تکنیکهای
تبلیغی است که اسلام در دعوت، بیان مقاصد و اهداف خود بارها از آن استفاده کرده است.
به کارگیری این شیوه در حالی است که اسلام بر اخلاص، نفی خودنمایی و اتخاذ روشهای منطقی و مؤثر تاکید فراوان دارد؛ اما در برخی از موارد هشدارهای سنگین و فریادهای تکان دهنده را ضروری میداند و بر آن اصرار میورزد.
در اینجا به عنوان نمونه به چند مورد اشاره میشود.
۱. شعار اذان توام با صدای بلند در اوقات متعدد
نماز در شبانهروز.
۲. شعار و رجزخوانی در
میدان نبرد و
جهاد.
۳. انجام مراسم قربانی در منی (میعادگاه عشاق).
۴. رمی جمرات.
۵. تحریم ربا بالحن تند
(فأْذَنُواْ بِحَرْبٍ مِّن اللّهِ وَ رَسُولِ.
۶. انجام خالصترین عبادتها یعنی نماز به جماعت.
۷. دادخواهی مظلومان با فریاد و
خشونت.
۸. برخورد با مجرمان عادی و جنایتکاران
محارب با مجازاتهای علنی در مجامع عمومی.
۹.
بتشکنی در ملأ عام و احترام ننهادن به اعتقاد
بتپرستی و مقدسات پوشالی.
۱۰. برخورد علنی و همراه با خشونت با متخلفان و فاسدان در
امر به معروف و نهی از منکر.
)
علامه طباطبایی (رحمةاللهعلیه) در تفسیر المیزان تحلیل مفهومی آیات مربوط به اعلان برائت ارائه میکند.
اذان به معنی اعلام و اعلان است و
آیه سوم:
(و أَذَانٌ مِّن اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّاسِ) تکرار آیه اول:
(بَراءةٌ مِّن اللّهِ وَ رَسُولِهِ) نیست، گرچه هر دو آیه معنی برائت از مشرکان را دربر دارند؛ لکن آیه اول اعلان برائت و ابلاغ آن به مشرکانی است که با عهدشکنی هر گونه اعتماد را نسبت به خود از میان بردهاند اما در آیه سوم خطاب متوجه عامه مردم است که بدین طریق از تصمیم نهایی آگاه گردند و خود را برای تنفیذ امر الهی و انجام وظیفه اسلامی در مورد مشرکان پس از انقضای ماههای حرام آماده سازند.
بر اساس این تحلیل و تفسیر در واقع اعلان برائت نوعی اعلام
جنگ دفاعی بر علیه دشمنان متجاوز میباشد که نمیتواند امری پنهانی و عادی تلقی گردد و اعلان برائت مقدمه آغاز دفاع مقدس در برابر پیمان شکنان متجاوز است که باید پس از پایان یافتن ماههای حرام آغاز میگردد.
بدینترتیب فریاد برائت نوعی آمادهباش و بسیج عمومی است که در دفاع مقدس و جهاد، امری شناخته شده میباشد؛ لکن به نظر میرسد که اعلان جنگ صریحاً در آیه پنجم به صورت:
(فإِذا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فاقْتُلُواْ الْمُشْرِكينَ ) آمده است و اعلان برائت در واقع نوعی جنگ سردی است که برای تقویت نیروهای خودی و تهدید و تضعیف روحیه دشمن به کار گرفته میشود و در هر صورت
جنگ روانی و یا جنگ سرد خود با استفاده از رسانهها و وسایل اعلام جمعی و سر و صدا و آنچه که در عرف به فریاد تعبیر میشود، همراه میباشد.
بنابر این تفسیر در واقع اعلان برائت و جهاد دو مقوله جداگانه ولی توام با یکدیگر تلقی میشوند در صورتی که در تعبیر و توجیه علامه طباطبایی: آیه
(فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِكِينَ) در حقیقت شیوه اجرایی و تحقق عینی همان برائت لفظی تلقی میگردد.
به اعتقاد علامه طباطبایی فلسفه اعلان برائت در اهداف جهاد نهفته است و تنها بعد سیاسی ندارد و از آنجا که در قرآن به مشرکان چهار ماه مهلت داده شده
(فإِذا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ) تا هر کجا میخواهند بروند
(فَسيحُواْ في الأَرْضِ أَرْبَعَة أَشْهُرٍ) و به هر نحو که میخواهند زندگی کنند، اما باید بدانند که با پایان گرفتن مهلت چهارماهه مقرر، جنگی فراگیر آغاز خواهد شد:
(فاقْتُلُواْ الْمُشْرِكينَ حَيْثُ وَ جَدتُّمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ و احْصُرُوهُمْ و اقْعُدُواْ لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ) «مشرکان را نابود و هر کجا که یافتید نابودشان کنید و آنها را برای ممانعت از فرارشان در محاصره داشته باشید و همواره در کمینشان بنشینید که از چنگتان رها نشوند» و این جنگ دفاعی فراگیر به منظور سرکوب متجاوزان و توطئهگران با اعلان برائت آغاز و با پاکسازی پایان میگیرد.
ولی در این جنگ دفاعی و پاکسازی کلیه راههای منطقی به روی دشمن متجاوز و توطئهگر بسته نمیشود، آنها میتوانند از فرصت دیگری که به آنها داده میشود استفاده کننده و از راه تجاوز و توطئه باز گردند.
راه بازگشت اول با
(فإِن تابُواْ و أَقَامُواْ الصَّلاَةَ و آتَوُاْ الزَّكاةَ) بیان شده که همان راه اسلام است و با دو عمل معنوی (نماز) و مشارکت جمعی (
زکات) معرفی میگردد.
راه دوم با
(و إِنْ أَحَدٌ مِّن الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فأَجِرْهُ) باز شده که بدین وسیله درهای
سرزمین اسلامی و آغوش گرم مسلمانان به روی دشمنی که میخواهد از زندگی مسالمتآمیز بهرهمند گردد گشوده شده است.
در پایان این بحث فشرده تذکر این نکته ضروری است که گرچه اینگونه برخورد با دشمن هر چند متجاوز و توطئهگر خشن به نظر میرسد اما در دنباله این آیات به فلسفه نهایی این برخورد خشونتآمیز اشاره شده است:
(كَيْفَ و إِن يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لاَ يَرْقُبُواْ فيكُمْ إِلاًّ وَ لاَ ذِمَّةً) یعنی چگونه در انجام اعلان برائت و دفاع تردید به خود راه دهید در حالی که اگر همین دشمنان متجاوز و توطئهگر بر شما پیروز و مسلط شوند خشنتر از این با شما عمل میکنند و هیچگونه اصول انسانی و قرابت خویشاوندگی،
تعهد و
قرارداد را رعایت نمیکنند.
شما نباید فریب چربزبانی و زبان نرم فریبکارانه آنها را بخورید که بظاهر میخواهند شما را به نحوی آرام و راضی کنند تا مقاصد شومشان را درباره شما به انجام رسانند.
(يُرْضُونَكُم بِأَفْواهِهِمْ وَ تأْبَى قُلُوبُهُمْ و أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ)
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۸۵-۸۸.