بلوغ (فقه)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بُلوغ‌، اصطلاحی‌ در
فقه‌‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و حقوق‌، به‌ معنای‌ رسیدن‌
انسان‌انسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
به‌ مرحله‌ای‌ از رشد که‌ ملزم‌ به‌ رعایت‌ قوانین‌ شرعی‌ یا عرفی‌ باشد. بلوغ‌ یکی‌ از شرایط عمومی‌ الزام‌ به‌ تکالیف‌، و برخورداری‌ از برخی‌ حقوق‌ است‌ که‌ «اهلیت‌» خوانده‌ می‌شوند.


بلوغ در قرآن و سنت



این‌ موضوع‌ با تعابیر مختلف‌ در مورد اشاره‌ قرار گرفته‌ و با مترتب‌ شدن‌ آثاری‌ بر آن‌، در
سنت‌دومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
نبوی‌ بسط یافته‌ است‌.
[۷] سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۹۵، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
در عهد
صحابه‌بحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و
تابعین‌تابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از صحابه ملاقات یا مصاحبت کرده‌اند
، گسترش‌ بحث‌ از اشتراط بلوغ‌ را می‌توان‌ در پیرامون‌ پاره‌ای‌ احکام‌ فقهی‌ مربوط به‌ نفوذ
بیع‌بِیْع، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به گونه‌ای از معامله که در آن کالایی با عوضی معلوم، اعم از کالا یا وجه نقد مبادله می‌شود
،
طلاق‌در لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
و
وصیت‌وصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
، پذیرش‌
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
و و حتی‌ برخی‌ احکام‌ جزایی‌ همچون‌ اقامه حد پی‌گیری‌ کرد.
[۸] صنعانی‌، عبدالرزاق‌، المصنف‌، ج۴، ص۱۵۳-۱۵۴، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۹] سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۱۵۱، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۱۰] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۱، ص۳۰۵، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۱۱] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۷۴، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۱۲] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۳۳۹، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۱۳] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۳۶۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۱۴] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۵، ص۴۸۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۱۵] ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۶۴.


تعریف بلوغ



بلوغ عبارت است از پایان دوران کودکى فرد و رسیدن وى به سنّى که
اهلیتاهلیّت همان شایستگى و استحقاق است
توجّه
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
، پیدا کرده و ملزم به رعایت قوانین شرعى مى‌گردد.

کاربرد فقهی



از این عنوان در باب
حجرحجر بازداشتن شخص از تصرف در اموالش می‌باشد
، از جهات مختلف و در بسیارى از ابواب دیگر، به عنوان شرط تکلیف، منصب یا برخى ، به نحو خاص سخن رفته است.

نشانه‌هاى بلوغ



بلوغ به عنوان یکى از شرایط تکلیف، در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
جایگاه ویژه‌اى دارد؛ بدین جهت، سنّ بلوغ، سن تکلیف نامیده شده است. در مقدّس براى بلوغ نشانه‌هایى تعیین شده که وجود هریک از آنها دلیل بر شدن فرد است. برخى از این نشانه‌ها مشترک میان
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
و
پسربه فرزند ذکور پسر گفته می‌شود و از آن به مناسبت در بابهای صلاة، صوم، نکاح و ارث سخن رفته است
و برخى خاصّ دختر است.

← نشانه‌هاى مشترک


برخی‌ گزارش‌های‌ رسیده‌ از سده نخست‌ هجری‌ نشان‌ می‌دهند که‌ صرفاً ظاهر شدن‌ نشانه‌های‌ جسمی‌، به‌ عنوان‌ تحقق‌ بلوغ‌ و مبدأ زمانی‌ تکلیف‌ تلقی‌ شده‌اند.
[۱۷] صنعانی‌، عبدالرزاق‌،المصنف‌، ج۴، ص۱۵۴، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
[۱۸] سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۱۵۲، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
[۱۹] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۶، ص۲۲۱، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
[۲۱] ابن‌ قاسم‌، عبدالرحمان‌، المدونه الکبری‌، ج۱۶، ص۲۱۷، قاهره‌، ۱۳۲۳ق‌.
[۲۲] بخاری‌، محمد، صحیح‌ بخاری‌، ج۳، ص۱۵۸، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.
از اواخر سده اول‌ و طی‌ سده دوم‌ ق‌، در کنار تأکید برخی‌ فقیهان‌ بر نشانه‌های‌ جسمی‌
[۲۴] ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۵، ص۴۸۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
از سوی‌ برخی‌ دیگر، رسیدن‌ به‌ مقطع‌ سنی‌ خاص‌ نیز نشانه بلوغ‌ تلقی‌ شده‌ است‌.
[۲۵] سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۳۸۲، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
غالب‌ فقیهان‌ اصحاب‌ حدیث‌، برخی‌ از فقیهان‌ مالکی‌ و حنفی‌ و عموم‌ فقیهان‌ شافعی‌ و زیدی‌، ۱۵ سالگی‌ را به‌ عنوان‌ سن‌ بلوغ‌ در دختر و پسر پذیرفتند.
[۲۷] شافعی‌، محمد، الام‌، ج۳، ص۲۲۰، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
[۲۹] جصاص‌، احمد، مختصر اختلاف‌ العلماء، ج۳، ص۶۲۵، به‌ کوشش‌ نذیر احمد، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/ ۱۹۹۶م‌.
[۳۱] محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۱۶، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
[۳۵] نووی‌، یحیی‌، ج۱۳، ص۲۱، المجموع‌، جده‌، مکتبه الارشاد.
[۳۶] ابن‌ مرتضی‌، احمد، البحر الزخار، ج۱، ص۱۵۰، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ جرافی‌، بیروت‌، ۱۳۹۵ق‌/۱۹۷۵م‌.
[۳۷] مرداوی‌، علی‌، الانصاف‌، ج۱، ص۳۲۰، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۶ق‌/ ۱۹۵۶م‌.
[۳۸] غنیمی‌، عبدالغنی‌، اللباب‌، ج۲، ص۷۱، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌ الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.


←← روییدن مو بر شرمگاه


روییدن موى درشت بر شرمگاه (موى
زهارزهار جاهایی از بدن که مو در آن می روید
) نشانه‌ی بلوغ به شمار مى‌رود. در اینکه روییدن موى صورت (ریش) و برآمدن
شارب‏موی پشت لب بالا که به لب زیرین برسد را در اصطلاح شارب می‌گویند
(سبیل) نشانه‌ی بلوغ است یا نه اختلاف مى‌باشد.
نیز در اینکه روییدن مو
سببسبب، وصف وجودی که حکم دائر مدار آن است، مقابل مباشر و مقابل نسب
بلوغ است یا
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
و کاشف از تحقّق بلوغ پیش از آن، کلمات فقها مختلف است. نظر دوم (دلیل و کاشف از تحقّق بلوغ) به مشهور نسبت داده شده است.

←← احتلام


-
احتلاماحتلام در دو معنای خروج منی و خروج منی در خواب به کار رفته است
یعنى بیرون آمدن منی. مراد، توانایى جسمانى فرد براى خروج منى است؛ بدین معنا که اگر بخواهد، مى‌تواند از راه
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
یا از خود، منى خارج نماید هرچند بالفعل منى از او خارج نشده باشد.
- البتّه احتلام تنها در زمانى نشانه‌ی بلوغ به شمار مى‌رود که بلوغ در شخص محتمل باشد. در غیر این صورت- بنابر تصریح برخى- اعتبارى به خروج مایعى با ویژگی‌هاى منى نیست. زمان محتمل، بنا به گفته‌ی بعضى در دختر از نه سالگى و در پسر از ده سالگى آغاز مى‌شود.

←← سن


- سنّ بلوغ بنابر مشهور، در پسر پانزده و در دختر نه
سالسال به سال قمری و شمسی تقسیم می‌شود وسال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می‌باشد
تمام قمرى است.
- چنانچه تا آن زمان هیچ یک از دو نشانه‌ی پیشین تحقّق نیافته باشد با رسیدن به سنّ یاد شده
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به بلوغ فرد مى‌شود.
- برخى سنّ بلوغ پسر را آغاز پانزده سالگى و برخى دیگر ابتداى چهارده سالگى و بعضى سنّ بلوغ دختر را اتمام ده سال دانسته‌اند.

← نشانه‌هاى ویژه‌ی دختران


این نشانه‌ها که در حقیقت کاشف از بلوغ است نه علّت آن عبارت است از.

←← حیض


نخستین دختر، نشانه‌ی تحقّق بلوغ پیش از آن است .

←← باردارى


از آن جهت نشانه‌ی بلوغ به شمار رفته که کاشف از خروج منى است.

حکم شک در بلوغ



در موارد
شکشک مقابل یقین یکی از عناوین مهمی است که درفقه و اصول در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب فقه جاری است
در تحقّق بلوغ، اصل،
عدمعدم در لغت به معنای نیستی و نقطه مقابل وجود است
آن است.

راه‌هاى اثبات بلوغ



براى اثبات بلوغ، سه راه ذکر شده است.

← ادّعاى بلوغ


نوجوانى که ادعاى بلوغ مى‌کند اگر منشأ آن احتلام باشد چنانچه خروج منى در حقّ او محتمل باشد، از او پذیرفته مى‌شود. برخى بر ثبوت بلوغ در این صورت به صرف ادّعاى فرد، اشکال کرده‌اند. بعضى ادعاى بلوغ به سبب
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
از جانب دختر را- همچون ادعاى بلوغ به سبب احتلام- در صورتى که حیض در حق وى محتمل باشد، قابل پذیرش دانسته‌اند.

← مشاهده


ادعاى بلوغ به سبب روییدن موى درشت بر شرمگاه، پذیرفته نمى‌شود بلکه صحت ادعا با مشاهده‌ی زهار ، بررسى مى‌گردد، چنانچه مشاهده، ادعا را تصدیق کند، پذیرفته مى‌شود.

← بیّنه


از بلوغ به سبب سنّ،
بینهبیّنه به معانی: ۱
، مطالبه مى‌شود. با اقامه آن، بلوغ اثبات مى‌گردد.

آثار بلوغ



۱) با تحقّق بلوغ، انسان، مشمول تکالیف الهى و مخاطب
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
و دستورهاى دینى اعم از حقوقى، کیفرى، اقتصادى، اجتماعى و سیاسى قرار مى‌گیرد.
۲) همچنین براى انجام دادن
معاملات«معاملات» عبارت از احکام شرعی متعلق به امور دنیاست به اعتبار بقای شخص؛ مانند بیع، رهن، اجاره، نکاح و جز آن‏ها
، قراردادها و پذیرش مسئولیت‌هاى گوناگون، اهلیت پیدا مى‌کند.
[۵۴] مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین، ج۲، ص۶۶۰.

۳) از دیگر آثار بلوغ در شرع مقدّس،
شرطیتشرطیّت مانند جزئیت از احکام وضعی می‌باشد
بلوغ، در موارد زیر است: ثبوت
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
و
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
، امامت جمعه،
قضاوت«قضاوت» که عبارت از داوری کردن برای رفع نزاع و کشمکش در میان مردم است، یکی از منصب‏های بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و از جانب آنان برای فقیه جامع‌الشرایط تعیین شده است
، مرجعیت
تقلیدتقلید مصدر «قلّد» به معناى انداختن گردنبند و یا قلاده به گردن کسى است و «تقلید بَدَنه» به معناى آن است که قلاده و یا نشانه اى به گردن شتر قربانى بیندازند، به نشانه آن که قربانی حج است
، و
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
.
در خصوص‌ آثار بلوغ‌، باید توجه‌ داشت‌ که‌ تکالیف‌ الزامی‌ مشروط به‌ بلوغ‌ است‌. علاوه‌ بر آن‌، به‌ استناد قرآن‌ کریم‌، کودک‌ از تصرف‌ در اموال‌ و حقوق‌ مالی‌ خود است‌ و بلوغ‌ به‌ همراه‌ «رشد» - که‌ برخی‌ از علما در تبیین‌ ماهیت‌ آن‌، دو عنصر «صلاح‌ دینی‌» و «حفظ مالی‌» را دخیل‌ دانسته‌اند. - مبدأ زوال‌
حجرحجر بازداشتن شخص از تصرف در اموالش می‌باشد
به‌ شمار می‌رود.
[۶۱] قانون‌ مدنی‌، ماده ۲۰۷.
باید افزود احکامی‌ چون‌ مواریث‌،
دیات‌دیات اموال ثابت بر ذمه انسان به سبب جنایت بر انسان آزاد می‌باشد
و ضمان‌ مشروط به‌ بلوغ‌ نیست‌.
[۶۲] مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۶۰، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.
(برای‌ نمونه‌هایی‌ از قوانین‌ مدون‌، رجوع کنید به قانون‌ مدنی‌ و قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌.
[۶۳] قانون‌ مدنی‌، ماده ۱۱۸۳.
[۶۴] قانون‌ مدنی‌، ماده ۱۲۱۶.
[۶۵] قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌، ماده۵۰.
) در برخی‌ مسائل‌ خاص‌، از جمله‌ صحت‌
اسلام‌اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
آوردن‌ کودک‌، صحیح‌ بودن‌ و نفوذ تصرفات‌ او نیز اختلاف‌ است‌.
[۶۶] محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۹۷، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
[۷۳] محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۱۶، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
[۷۴] سرخسی‌، محمد، الاصول‌، ج۲، ص۳۴۰-۳۵۲، به‌ کوشش‌ ابوالوفا افغانی‌، حیدرآباددکن‌، ۱۳۷۲ق‌.


بلوغ و عبادات



بلوغ، شرط
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
عباداتى همچون
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
است؛ لیکن در اینکه
مشروعیتمشروعیت یعنی کیفیت ارزیابی شدن مثبت، اعتبار قانونی یافتن و مورد قبول قرار گرفتن از جانب یکایک حکمرانان، نهادها و نهضت‌های سیاسی و از طریق نظام‌های مرجعیت به واسطه انطباق این‌گونه نهادها و نظام‌های مرجعیت با قانون، اصل یا منبع ایجاد مرجعیت و اقتدار است
نیز مشروط به ‌آن است، اختلاف مى‌باشد.
بنا بر
شرطیتشرطیّت مانند جزئیت از احکام وضعی می‌باشد
، بر عبادات غیر بالغ ممیز، اجر و پاداشى مترتّب نمى‌گردد.
ولى بنابر عدم شرطیت، عبادت وى و بر آن اجر و پاداش اخروى مترتّب مى‌گردد. قول دوم به مشهور نسبت داده شده است.

بلوغ و رفع محجوریت



غیر بالغ از تصرف در اموالش ممنوع است (حجر). براى تصرف در اموال و انجام دادن معاملات و رفع محجوریت فرد، علاوه بر بلوغ، باید توانایى (رشد و عدم
سفاهتناتوانی در حفظ مال بر اثر سبک‌عقلی را سفاهت گویند
) وى نسبت به انجام دادن معاملات، محرز شود.

بلوغ و احکام وضعى



دوگونه است. منشأ آن، دوگونه بودن افعال صادر از انسان است که موضوع احکام وضعى قرار مى‌گیرد.
۱. افعالى که قصد و اراده‌ی
فاعلکلمه‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است
، در موضوع قرار گرفتن آنها براى
احکام شرعیبه مجموعه قوانين و مقرّرات اسلام، احكام شرعى می‌گویند
دخیل است، مانند
عقودعقود اموری دو طرفه هستند که بین دو طرف ایجاد می شوند
و .
۲. افعالى که بدون قصد و اراده‌ی فاعل، موضوع احکام شرعى‌اند، مانند
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
، و تلف کردن مال دیگرى که به ترتیب، موضوع ، و
ضمانضمان از اصطلاحات بکار رفته در علم حقوق بوده و به معنای تعهد بودن شیء برعهده دیگری و برعهده گرفتن آن است
هستند.
بلوغ در افعال نوع دوم،
شرطشرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند
نیست، لیکن در نوع نخست، مشهور، قائل به
شرطیتشرطیّت مانند جزئیت از احکام وضعی می‌باشد
بلوغ در صحت عقود و ایقاعات- جز در موارد استثنایى- شده‌اند.
[۷۸] انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، ج۳، ص۲۷۸.
[۸۱] سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج ۱۶، ص ۲۶۱.


علائم بلوغ در نظر امامیه



الف ـ احتلام یا خروج منی از دستگاه تناسلی (در مرد و
زنزن مقابل مرد است
).
ب ـ انبات، روییدن موی درشت بر زهار (در مرد و زن).
ج ـ اتمام ۱۵ سال (در مرد) و ۹ سال (در زن) بنابر مشهور.
و مرحوم در کتاب «حیض» را نیز از علائم بلوغ زن دانسته است.
غالب‌ فقیهان‌ امامی‌ با استناد به‌ روایات‌ رسیده‌ از ، رسیدن‌ به‌ سن‌ ۱۵ در پسران‌ و ۹ سالگی‌ در دختران‌ را شرط بلوغ‌ دانسته‌اند.
[۹۱] قانون‌ مدنی‌، اصلاحی‌ دی‌ ۱۳۶۱.
[۹۲] بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۹، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
اختلاف‌ منقول‌ از اهل‌ بیت‌ (علیهم‌السّلام) در باب‌ تعیین‌ دقیق‌ سن‌ بلوغ‌ سبب‌ گردیده‌ است‌ که‌ برخی‌ فقیهان‌ متأخر درصدد جمع‌ بین‌ این‌ اخبار برآیند. از جمله‌،
فیض‌ کاشانی‌محمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ ق
با گرایش‌ معتدل‌ اخباری‌، بلوغ‌ را به‌ اعتبار انواع‌ تکالیف‌ دارای‌ مراتبی‌ دانسته‌ است‌. ( برای‌ نقد آن‌، نک.
[۹۵] بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۸، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
) (د ۱۱۸۶ق‌/۱۷۷۲م‌)، فقیهی‌ با همان‌ گرایش‌، با عنایت‌ به‌ قراینی‌، این‌ احتمال‌ را مطرح‌ کرده‌ که‌ ممکن‌ است‌ اختلاف‌ در اخبار، بر حسب‌ اختلاف‌ اشخاص‌ در قدرت‌ عقلی‌ و جسمی‌ باشد.
[۹۷] بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۸، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
[۹۸] آبی‌، حسن‌، کشف‌ الرموز، ج۱، ص۵۵۲ -۵۵۳، به‌ کوشش‌ علی‌ پناه‌ اشتهاردی‌ و حسین‌ یزدی‌، قم‌، ۱۴۰۸ق‌.
[۹۹] کاشف‌ الغطاء، جعفر، کشف‌ الغطاء، ج۱، ص۷۹، چ‌ سنگی‌، ۱۳۱۷ق‌.

از تک‌نگاری‌های‌ مربوط به‌ بلوغ‌ در فقه‌ امامیه‌، کتاب‌ مسألة فی‌ البلوغ‌، از
شیخ‌ مفیدمحمد بن محمد بن نعمان، ملقب به شیخ مفید، متکلم و فقیه برجسته و از مراجع بزرگ شیعه در عصر خویش بود که در سال ۳۳۶ هجری در حوالی بغداد دیده به جهان گشود
(د۴۱۳ق‌/۱۰۲۲م‌) و رسالة فی‌ البلوغ‌ و حده‌، از عبدالعالی‌ بن‌ علی‌ کرکی‌ (د ۹۹۳ق‌/۱۵۸۵م‌)
[۱۰۲] بلوغ‌ دختران‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مهریزی‌، ج۱، ص۲۲-۲۳، قم‌، ۱۳۷۶ش‌.
قابل‌ ذکرند. در عصر حاضر نیز مسئله نشانه‌های‌ بلوغ‌، به‌ ویژه‌ سن‌ بلوغ‌ در دختران‌، مورد توجه‌ محافل‌ فقهی‌ و حقوقی‌ قرار گرفته‌، و مقالاتی‌ در نقد دیدگاه‌ مشهور نوشته‌ شده‌ است‌.
[۱۰۳] بلوغ‌ دختران‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مهریزی‌، ج۱، ص۲۲-۲۳، سراسر کتاب‌، قم‌، ۱۳۷۶ش‌.
هدف‌ اصلی‌ از این‌ مقالات‌ را باید روی‌ آوردن‌ به‌ نشانه‌های‌ طبیعی‌ و عَرَضی‌ بلوغ‌ و تطبیق‌ سن‌ با آن‌ - و نه‌ موضوعیت‌ بخشیدن‌ به‌ سن‌ مذکور در روایات‌ - دانست‌. (برای‌ نمونه‌ای‌ از نقد این‌ دیدگاه‌ها، نک به البلوغ
جعفر سبحانیاستاد معظم حضرت آیت الله سبحانی در ۲۸ شوال المکرم۱۳۴۷ق(۲۰ فروردین ۱۳۰۸ش) در تبریز در خانواده علم و تقوا و فضیلت دیده به جهان گشود
. )

علائم بلوغ در نظر شافعیه



الف ـ
انزالخروج منیّ از انسان را اِنزال می‌گویند که از آن در بابهای طهارت، صوم، حج، نکاح و دیات سخن رفته است
، خروج منی (در مرد و زن).
ب ـ انبات، نبات عانه (در مرد و زن).
بنابر قول اصح فقط در
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
علامت بلوغ است نه در مسلم.
ج ـ سن یعنی اتمام ۱۵ سال (در مرد و زن).
د ـ
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
(عادت ماهانه) (در زن).
هـ ـ حبل (آبستن شدن) (در زن).

علائم بلوغ در نظر حنابله و مالکیه



الف ـ انزال منی (در مرد و زن).
ب ـ انبات، نبات شعر خشن بر عانه (در مرد و زن).
ج ـ
سنمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
یعنی رسیدن به ۱۵ سال (در مرد و زن).
د ـ حیض (در زن).
هـ ـ حمل (در زن).
[۱۰۹] شعرانی، عبدالوهاب‌ بن‌ احمد، میزان الکبری، ج۲، ص۷۸.


علائم بلوغ در نظر ابوحنیفه



الف ـ احتلام (در مرد و زن).
ب ـ سن یعنی رسیدن به ۱۸ سال در پسر و ۱۷ سال در دختر.
رأی‌
ابوحنیفه‌ابوحًنیفه، نعمان بن ثابت بن زوطی بن ماه بن هرمز (۸۰-۱۵۰ق/۶۹۹-۷۶۷م)، امام، فقیه و متکلم نام‌دار کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه اهل سنت
شایان‌ تأمل‌ است‌ که‌ بلوغ‌ پسر را در ۱۸ سالگی‌ (روایت‌ ابویوسف‌ و
حسن‌ بن‌ زیادحسن بن زیاد، از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) و از محدثان عصر آن حضرت (قرن دوم هجری قمری) بود
) یا ۱۹ سالگی‌ (روایت‌ محمد بن‌ حسن‌) و بلوغ‌ دختر را در ۱۷ سالگی‌ می‌دانست‌.
[۱۱۰] جصاص‌، احمد، مختصر اختلاف‌ العلماء، ج۳، ص۶۲۵، به‌ کوشش‌ نذیر احمد، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/ ۱۹۹۶م‌.
در سده ۳ق‌/۹م‌، داوود اصفهانی‌، بنیان‌گذار مکتب‌ ظاهری‌ ملاک‌ قرار دادن‌ سن‌ برای‌ تحقق‌ بلوغ‌ را مخالف‌ مضمون‌ روایات‌ «رفع‌ قلم‌ از صبی‌» شمرد. به‌ نظر وی‌، مادام‌ که‌ نشانه‌های‌ جسمی‌ بلوغ‌ در فرد ظاهر نشوند، هر چند سال‌ که‌ بر او بگذرد، بالغ‌ نشده‌ است‌.
ج ـ احبال در پسر و حبل در دختر.
د ـ انزال (در پسر).
هـ ـ حیض (در دختر).

فهرست منابع



(۱) آبی‌، حسن‌، کشف‌ الرموز، به‌ کوشش‌ علی‌ پناه‌ اشتهاردی‌ و حسین‌ یزدی‌، قم‌، ۱۴۰۸ق‌.
(۲) ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
(۳) ابن‌ ادریس‌، محمد، السرائر، قم‌، ۱۴۱۰ق‌.
(۴) محمد بن‌ عربی‌، احکام‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ علی‌ محمد بجاوی‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌/۱۹۸۸م‌.
(۵) محمد بن‌ عربی‌، عارضه الاحوذی‌، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
(۶) ابن‌ قاسم‌، عبدالرحمان‌، المدونه الکبری‌، قاهره‌، ۱۳۲۳ق‌.
(۷) ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، بیروت‌، دارالکتاب‌ العربی‌.
(۸) ابن‌ مرتضی‌، احمد، البحر الزخار، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ جرافی‌، بیروت‌، ۱۳۹۵ق‌/۱۹۷۵م‌.
(۹) ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌.
(۱۰) ابواسحاق‌ شیرازی‌، ابراهیم‌، المهذب‌، بیروت‌، دارالفکر.
(۱۱) بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
(۱۲) بخاری‌، محمد، صحیح‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.
(۱۳) بلوغ‌ دختران‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مهریزی‌، قم‌، ۱۳۷۶ش‌.
(۱۴) جصاص‌، احمد، مختصر اختلاف‌ العلماء، به‌ کوشش‌ نذیر احمد، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/ ۱۹۹۶م‌.
(۱۵) حرعاملی‌، محمد، وسائل‌ الشیعه، قم‌، ۱۴۱۲ق‌.
(۱۶) راوندی‌، سعید، فقه‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۵ق‌.
(۱۷) زرکشی‌، محمد، المنثور، به‌ کوشش‌ محمد حسن‌ اسماعیل‌، بیروت‌، ۱۴۲۱ق‌/۱۰۰۰م‌.
(۱۸) سبحانی‌، جعفر، البلوغ‌، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.
(۱۹) سرخسی‌، محمد، الاصول‌، به‌ کوشش‌ ابوالوفا افغانی‌، حیدرآباددکن‌، ۱۳۷۲ق‌.
(۲۰) سعید بن‌ منصور، السنن‌، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
(۲۱) سیوطی‌، الاکلیل‌، به‌ کوشش‌ سیف‌ الدین‌ عبدالقادر کاتب‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.
(۲۲) شافعی‌، محمد، الام‌، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۲۳) صاحب‌ جواهر، محمد حسن‌، جواهر الکلام‌، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.
(۲۴) صنعانی‌، عبدالرزاق‌، المصنف‌، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
(۲۵) طحاوی‌، احمد، شرح‌ معانی‌ الا¸ثار، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.
(۲۶) غنیمی‌، عبدالغنی‌، اللباب‌، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌ الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.
(۲۷) فیض‌ کاشانی‌، محمد محسن‌، مفاتیح‌ الشرائع‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ رجایی‌، قم‌، ۱۴۰۱ق‌.
(۲۸) قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌.
(۲۹) قانون‌ مدنی‌.
(۳۰) قرآن‌ کریم‌.
(۳۱) کاشف‌ الغطاء، جعفر، کشف‌ الغطاء، چ‌ سنگی‌، ۱۳۱۷ق‌.
(۳۲) مدرسی‌ طباطبایی‌، حسین‌، مقدمه‌ای‌ بر فقه‌ شیعه‌، ترجمه محمد آصف‌ فکرت‌، مشهد، ۱۳۶۸ش‌.
(۳۳) مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.
(۳۴) مرداوی‌، علی‌، الانصاف‌، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۶ق‌/ ۱۹۵۶م‌.
(۳۵) نجاشی‌، احمد، الرجال‌، به‌ کوشش‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌.
(۳۶) نراقی‌، احمد، عوائد الایام‌، قم‌، ۱۴۰۸ق‌.
(۳۷) نووی‌، یحیی‌، المجموع‌، جده‌، مکتبه الارشاد.

پانویس


 
۱. نور/سوره۲۴، آیه۲۴.    
۲. نور/سوره۲۴، آیه۵۸ -۵۹.    
۳. نساء/سوره۴، آیه۴.    
۴. نساء/سوره۴، آیه۶.    
۵. انعام‌/سوره۶، آیه۶.    
۶. انعام‌/سوره۶، آیه۱۵۲.    
۷. سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۹۵، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
۸. صنعانی‌، عبدالرزاق‌، المصنف‌، ج۴، ص۱۵۳-۱۵۴، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۹. سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۱۵۱، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
۱۰. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۱، ص۳۰۵، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۱۱. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۷۴، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۱۲. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۳۳۹، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۱۳. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۴، ص۳۶۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۱۴. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۵، ص۴۸۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۱۵. ابن‌ ندیم‌، الفهرست‌، ج۱، ص۲۶۴.
۱۶. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴.    
۱۷. صنعانی‌، عبدالرزاق‌،المصنف‌، ج۴، ص۱۵۴، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۳م‌.
۱۸. سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۱۵۲، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
۱۹. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۶، ص۲۲۱، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۲۰. حرعاملی‌، محمد، وسائل‌ الشیعه، ج۱۱، ص۴۵، قم‌، ۱۴۱۲ق‌.    
۲۱. ابن‌ قاسم‌، عبدالرحمان‌، المدونه الکبری‌، ج۱۶، ص۲۱۷، قاهره‌، ۱۳۲۳ق‌.
۲۲. بخاری‌، محمد، صحیح‌ بخاری‌، ج۳، ص۱۵۸، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/ ۱۹۸۱م‌.
۲۳. طحاوی‌، احمد، شرح‌ معانی‌ الاثار، ج۳، ص۲۱۷، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.    
۲۴. ابن‌ ابی‌ شیبه‌، عبدالله‌، المصنف‌، ج۵، ص۴۸۰، به‌ کوشش‌ کمال‌ یوسف‌ حوت‌، ریاض‌، ۱۴۰۹ق‌.
۲۵. سعید بن‌ منصور، السنن‌، ج۳، ص۳۸۲، به‌ کوشش‌ حبیب‌ الرحمان‌ اعظمی‌، بمبئی‌، ۱۴۰۳ق‌/۱۹۸۲م‌.
۲۶. بخاری‌، محمد، صحیح‌ بخاری‌، ج۵، ص۱۰۷.    
۲۷. شافعی‌، محمد، الام‌، ج۳، ص۲۲۰، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
۲۸. طحاوی‌، احمد، شرح‌ معانی‌ الاثار، ج۳، ص۲۱۷، به‌ کوشش‌ محمد زهری‌ نجار، بیروت‌، ۱۴۰۷ق‌/۱۹۸۷م‌.    
۲۹. جصاص‌، احمد، مختصر اختلاف‌ العلماء، ج۳، ص۶۲۵، به‌ کوشش‌ نذیر احمد، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/ ۱۹۹۶م‌.
۳۰. ابواسحاق‌ شیرازی‌، ابراهیم‌، المهذب‌، ج۲، ص۱۳۰.    
۳۱. محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۱۶، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
۳۲. محمد بن‌ عربی‌، احکام‌ القرآن‌، ج۲، ص۴۱۱.    
۳۳. ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج۴، ص۳۴۶.    
۳۴. نووی‌، یحیی‌، المجموع‌، ج۱۳، ص۳۵۹.    
۳۵. نووی‌، یحیی‌، ج۱۳، ص۲۱، المجموع‌، جده‌، مکتبه الارشاد.
۳۶. ابن‌ مرتضی‌، احمد، البحر الزخار، ج۱، ص۱۵۰، به‌ کوشش‌ عبدالله‌ جرافی‌، بیروت‌، ۱۳۹۵ق‌/۱۹۷۵م‌.
۳۷. مرداوی‌، علی‌، الانصاف‌، ج۱، ص۳۲۰، به‌ کوشش‌ محمد حامد فقی‌، قاهره‌، ۱۳۷۶ق‌/ ۱۹۵۶م‌.
۳۸. غنیمی‌، عبدالغنی‌، اللباب‌، ج۲، ص۷۱، به‌ کوشش‌ محمد محیی‌ الدین‌ عبدالحمید، بیروت‌، ۱۳۹۹ق‌/۱۹۷۹م‌.
۳۹. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۵ - ۱۰.    
۴۰. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۱۰ -۱۱.    
۴۱. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۱۳.    
۴۲. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۱۶.    
۴۳. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۲۸.    
۴۴. مقدس اردبیلی، احمد بن محمد، مجمع الفائده، ج۹، ص۱۹۰-۱۹۱    
۴۵. بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق الناضره، ج۲۰، ص۳۴۸- ۳۵۰.    
۴۶. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۲۸ - ۳۵.    
۴۷. قمی، میرزا ابوالقاسم، غنائم الایّام فی مسائل الحلال والحرام، ج ۱، ص ۶۵.    
۴۸. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۳۸.    
۴۹. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴۲- ۴۶.    
۵۰. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین، ج۲، ص۷۳۲.    
۵۱. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۳۵، ص۱۱۷.    
۵۲. خمینی، روح‌الله، تحریر الوسیله، ج۲، ص۵۲.    
۵۳. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۳۵، ص۱۱۷- ۱۱۹.    
۵۴. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین، ج۲، ص۶۶۰.
۵۵. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین،ج ۲، ص ۶۷۶    
۵۶. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۲۶۰.    
۵۷. نساء/سوره۴، آیه۴.    
۵۸. نساء/سوره۴، آیه۶.    
۵۹. راوندی‌، سعید، فقه‌ القرآن‌، ج۲، ص۷۳، به‌ کوشش‌ احمد حسینی‌، قم‌، ۱۴۰۵ق‌.    
۶۰. سیوطی‌، الاکلیل‌، ج۱، ص۷۸، به‌ کوشش‌ سیف‌ الدین‌ عبدالقادر کاتب‌، بیروت‌، ۱۴۰۱ق‌/۱۹۸۱م‌.    
۶۱. قانون‌ مدنی‌، ماده ۲۰۷.
۶۲. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۶۰، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.
۶۳. قانون‌ مدنی‌، ماده ۱۱۸۳.
۶۴. قانون‌ مدنی‌، ماده ۱۲۱۶.
۶۵. قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌، ماده۵۰.
۶۶. محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۹۷، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
۶۷. زرکشی‌، محمد، المنثور، ج۲، ص۲۹۵، به‌ کوشش‌ محمد حسن‌ اسماعیل‌، بیروت‌، ۱۴۲۱ق‌/۱۰۰۰م‌.    
۶۸. نراقی‌، احمد، عوائد الایام‌، ج۱، ص۷۹۱، قم‌، ۱۴۰۸ق‌.    
۶۹. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۶۴، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۷۰. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۷۲، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۷۱. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۷۴، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۷۲. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۶۷۸، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۷۳. محمد بن‌ عربی‌، عارضة الاحوذی‌، ج۶، ص۱۱۶، بیروت‌، ۱۴۱۵ق‌/۱۹۹۵م‌.
۷۴. سرخسی‌، محمد، الاصول‌، ج۲، ص۳۴۰-۳۵۲، به‌ کوشش‌ ابوالوفا افغانی‌، حیدرآباددکن‌، ۱۳۷۲ق‌.
۷۵. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین، ج ۲، ص ۶۶۴- ۶۶۶.    
۷۶. بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق الناضرة، ج ۱۳، ص ۵۳.    
۷۷. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج۲۶، ص۴.    
۷۸. انصاری، مرتضی، فرائد الاصول، ج۳، ص۲۷۸.
۷۹. خوئی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه، ج۳، ص۲۳۴.    
۸۰. خوئی، ابوالقاسم، مصباح الفقاهه، ج۳، ص۲۶۰- ۲۶۴.    
۸۱. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج ۱۶، ص ۲۶۱.
۸۲. سبزواری، عبدالاعلی، مهذب الاحکام، ج۱۶، ص۲۷۱.    
۸۳. طباطبایی، علی، ریاض المسائل، ج۸، ص۵۵۲، کتاب «حجر».    
۸۴. شهید ثانی، محمد بن مکی، الروضة البهیه، ج۱، ص۱۵۵.    
۸۵. علامه حلی، تبصرة المتعلمین، ج۱، ص۱۵۱، چاپ اسلامیه، تهران، ۱۳۴۸.    
۸۶. شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۲، ص۲۸۲.    
۸۷. ابن‌ ادریس‌، محمد، السرائر، ج۲، ص۱۹۹، قم‌، ۱۴۱۰ق‌.    
۸۸. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام‌، ج۲۶، ص۱۷، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۸۹. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام‌، ج۲۶، ص۳۸، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۹۰. مراغی‌، عبدالفتاح‌، العناوین‌، ج۲، ص۷۳۲، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۹۱. قانون‌ مدنی‌، اصلاحی‌ دی‌ ۱۳۶۱.
۹۲. بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۹، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
۹۳. حرعاملی‌، محمد، وسائل‌ الشیعه، ج۱، ص۴۲- ۴۶، قم‌، ۱۴۱۲ق‌.    
۹۴. فیض‌ کاشانی‌، محمد محسن‌، مفاتیح‌ الشرائع‌، ج۱، ص۱۳-۱۴، به‌ کوشش‌ مهدی‌ رجایی‌، قم‌، ۱۴۰۱ق‌.    
۹۵. بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۸، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
۹۶. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام‌، ج۲۶، ص۴۱، به‌ کوشش‌ محمود قوچانی‌، تهران‌، ۱۳۹۴ق‌.    
۹۷. بحرانی‌، یوسف‌، الحدائق‌ الناضره، ج۱۳، ص۱۶۸، به‌ کوشش‌ محمد تقی‌ ایروانی‌، نجف‌، ۱۳۸۴ق‌.
۹۸. آبی‌، حسن‌، کشف‌ الرموز، ج۱، ص۵۵۲ -۵۵۳، به‌ کوشش‌ علی‌ پناه‌ اشتهاردی‌ و حسین‌ یزدی‌، قم‌، ۱۴۰۸ق‌.
۹۹. کاشف‌ الغطاء، جعفر، کشف‌ الغطاء، ج۱، ص۷۹، چ‌ سنگی‌، ۱۳۱۷ق‌.
۱۰۰. نجاشی‌، احمد، الرجال‌، ج۱، ص۴۰۱، به‌ کوشش‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌، ۱۴۰۷ق‌.    
۱۰۱. مدرسی‌ طباطبایی‌، حسین‌، مقدمه‌ای‌ بر فقه‌ شیعه‌، ج۱، ص۲۰۳، ترجمه محمد آصف‌ فکرت‌، مشهد، ۱۳۶۸ش‌.    
۱۰۲. بلوغ‌ دختران‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مهریزی‌، ج۱، ص۲۲-۲۳، قم‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۰۳. بلوغ‌ دختران‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مهریزی‌، ج۱، ص۲۲-۲۳، سراسر کتاب‌، قم‌، ۱۳۷۶ش‌.
۱۰۴. سبحانی‌، جعفر، البلوغ‌، ج۱، ص۵۷ - ۶۳، قم‌، ۱۴۱۸ق‌.    
۱۰۵. ابو اسحاق شیرازی، المهذب، ج۲، ص۱۳۱.    
۱۰۶. خطیب شربینی، مغنی المحتاج، ج۳، ص۱۳۴.    
۱۰۷. مقدسی، المغنی لابن قدامه، ج۴، ص۳۴۶.    
۱۰۸. حجاوی، الاقناع فی فقه الامام احمد بن حنبل، ج۲، ص۲۲۲.    
۱۰۹. شعرانی، عبدالوهاب‌ بن‌ احمد، میزان الکبری، ج۲، ص۷۸.
۱۱۰. جصاص‌، احمد، مختصر اختلاف‌ العلماء، ج۳، ص۶۲۵، به‌ کوشش‌ نذیر احمد، بیروت‌، ۱۴۱۷ق‌/ ۱۹۹۶م‌.
۱۱۱. ابن‌ قدامه‌، عبدالله‌، المغنی‌، ج۴، ص۳۴۶.    
۱۱۲. نووی‌، یحیی‌، المجموع‌، ج۱۳، ص۳۶۳.    
۱۱۳. رشیدانی مرغینانی، الهدایه، ج۳، ص۲۸۱.    
۱۱۴. موصلی، ابن مودود، الاختیار لتعلیل المختار، ج۲، ص۹۵.    


منابع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (علیهم‌السلام)، ج‌۲، ص۱۳۵‌- ۱۳۷    
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «بلوغ‌»، شماره۵۰۶۴.    
جابری عرب‌لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۶۱-۶۲.



جعبه ابزار