حیض

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حیض، به خونى معروف،از
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
زنزن مقابل مرد است
بیرون می آید،گفته می شود.


تعریف حیض



حیض در كلمات بسیارى از به خونى كه پس از ، به صورت ، در ایامى خاص از
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
زنزن مقابل مرد است
بیرون مى‏آید، تعریف شده است. تعریف یاد شده بنابر تصریح برخى، معنای لغوی و شرعی حیض است. بنابر این، حیض، اسم براى
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
یاد شده است. لیكن برخى، آن را اسم معنا (مصدر) دانسته و به جریان
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
مخصوص یا گرد آمدن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
در
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
و یا خروج آن از
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
تعریف كرده‏اند. در كلمات بسیارى از لغویان نیز
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
به سیلان و جارى شدن معنا شده است.
صحّت اضافه
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
به حیض و اطلاق
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض نیز مؤید اسم معنا بودن آن است.
[۵] التنقیح (الطهارة) ج۶، ص ۸۴- ۸۵.
[۶] مصطلحات الفقه، ص ۲۲۲.
[۷] لسان العرب ، ص واژه «حیض».
[۸] مجمع البحرین، ص واژه «حیض».
البته ثمره‏اى بر این اختلاف مفهومى مترتّب نیست.

نامهای دیگر حیض



از حیض به طَمث، و محیض نیز تعبیر مى‏شود
[۹] مفتاح‏الكرامة ج۲، ص ۵۶۵.
و به زنى كه در حالت حیض است مى‏گویند.

کاربردعنوان حیض درفقه



جایگاه اصلى این عنوان باب است؛ لیكن به مناسبت در برخى ابواب دیگر، نظیر ، ،
اعتکاف‌اعتکاف، به توقف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و عبادت با شرایط خاص را گویند
،
حجحج یکی از فروع دین است
،
حجرحجر بازداشتن شخص از تصرف در اموالش می‌باشد
و
کفاراتدر اسلام برای کسانی که قانون شکنی می‏کنند، جریمه‏هایی در نظر گرفته شده تا از یک سو کیفری برای فرد متخلف باشد و از سوی دیگر منافعی عاید جامعه گردد
نیز از آن سخن گفته‏اند.


ویژگیهای خون حیض



خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض غالب اوقات، تیره رنگ و غلیظ است و با حرارت و سوزش بیرون مى‏آید. افزودن قید «غالب» بدین جهت است كه خونى كه
زنزن مقابل مرد است
در ایام عادت مى‏بیند محكوم به حیض است، هرچند فاقد ویژگیهاى یاد شده باشد.
براى تشخیص
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض از
بکارتبکارت (دوشیزگى) به معنی پرده‌ی دخترى داشتن است و از آن در باب‌هاى طهارت، نکاح، شهادات، حدود و دیات سخن رفته است
در صورت اشتباه، پنبه‏اى درون شرمگاه
نهاده مى‏شود، اگر
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دایره وار در
پنبهپنبه: گیاهى معروف است
شكل بگیرد،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
بکارتبکارت (دوشیزگى) به معنی پرده‌ی دخترى داشتن است و از آن در باب‌هاى طهارت، نکاح، شهادات، حدود و دیات سخن رفته است
و اگر در آن نفوذ كند،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض است. این آزمایش بر
زنزن مقابل مرد است
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
[۱۳] العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۳۲- ۵۳۳.
براى تشخیص
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض از
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ناشى از زخمِ درون
رحمرحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب نکاح و نیز در بخش مسائل مستحدثه سخن گفته‏اند
بنابر قول مشهور
زنزن مقابل مرد است
به پشت مى‏خوابد و انگشت میانى را داخل شرمگاه مى‏كند، اگر
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
از سمت راست انگشت خارج شود،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
زخم و اگر از سمت چپ بیرون آید،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض است. جمعى از بر این ملاک اشكال كرده
[۱۷] مدارک الاحكام ج۱، ص ۳۱۸.
و برخى، در تشخیص آن دو از یكدیگر، قائل به عكس ملاک فوق شده‏اند.
[۱۸] ذكرى الشیعة ج۱، ص ۲۲۹.


شرایط خون حیض به لحاظ سن



علاوه بر ویژگیهاى یاد شده، در
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض شرایطى معتبر است. به لحاظ
سنمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
زنزن مقابل مرد است
، خونى که
زنزن مقابل مرد است
قبل از نه سالگى () و نیز بعد از
یائسگییائسگی، یکی از موضوعات ویژه بانوان است
مى‏بیند حیض نیست، هرچند داراى صفات حیض باشد.
سنمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
یائسگییائسگی، یکی از موضوعات ویژه بانوان است
بنابر مشهور در غیر قرشی و نبطی پنجاه و در آن دو، شصت سال قمری است.
[۲۱] روض الجنان ج ۱، ص ۱۷۱.
به لحاظ زمان، کمترین مدت حیض سه روز و بیشترین آن ده روز است. بنابر این،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
کمتر از سه روز و بیشتر از ده روز حیض نیست. اقلّ ( از حیض) ده روز است. در نتیجه فاصله بین دو حیض کمتر از ده روز نخواهد بود، امّا در ناحیه زیادى محدودیتى ندارد.
بنابر قول مشهور، سه روزى که
زنزن مقابل مرد است
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
مى‏بیند باید پى در پى باشد، از این رو، اگر این سه روز در ضمن ده روز باشد، لیکن پى در پى نباشد- مانند آنکه روزهاى اوّل، چهارم و هفتم
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند-
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به حیض بودن آن نمى‏شود.
بنابر قول مشهور، جمع بین حیض و ممکن است، لیکن در اینکه جمع بین آن دو مطلقا امکان پذیر است یا تنها در صورت آشکار نشدن ، اختلاف است. بنابر قول به امکان جمع (نظر مشهور)، خونى که
زنزن مقابل مرد است
در ایام عادت مى‏بیند و ویژگیهاى حیض را دارد، محکوم به حیض است، لیکن در اینکه وجود هردو ویژگى (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) شرط است، یا وجود یکى از آن دو کافى است، یا تنها صفات حیض را داشتن یا تنها در ایام حیض بودن شرط است، یا هیچ کدام شرط نیست، احتمالاتى مطرح است.
برخى خون ایام عادت یا همراه با کمى قبل از آن را حیض دانسته و
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
پس از آن را در صورتى که پس از بیست روز از ایام عادت ببیند، حیض نمى‏دانند.
برخى
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دوران پس از
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
و قبل از سپرى شدن بیست روز را نیز مطلقا حیض دانسته‏اند. برخى،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به حیض بودن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
یاد شده را منوط به وجود صفات حیض در آن کرده‏اند. برخى دیگر، اوصاف حیض را مطلقا ملاک دانسته و گفته‏اند:
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
واجد صفات حیض محکوم به حیض است، چه در ایام عادت با شد یا در غیر ایام عادت. برخى نیز وجود یکى از دو امر یاد شده (در ایام عادت بودن و صفات حیض داشتن) را در حکم به حیض بودن کافى دانسته‏اند.
[۲۹] التنقیح (الطهارة)ج ۶، ص ۱۰۲- ۱۱۳.

خونى که
زنزن مقابل مرد است
در حدّ فاصل بین سه و ده روز مى‏بیند و امکان حیض بودن آن مى‏رود، بنابر مشهور، بلکه بنابر
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
ادعا شده، حیض محسوب مى‏شود، خواه در صفت متّحد باشند یا مختلف. در فقه از این مسئله به قاعده امکان تعبیر شده است حیض شدن
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
و
کاشفكاشِف‏(اصطلاح فقهى و اصولى) است
تحقق قبل از آن است.
بنابر قول مشهور، حیض نشدن
کنیزکَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده‌ است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می‌شود، در مورد کنیزان و توجیه حضور آنان در جامعه اسلامی باید گفت کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست و در همه موارد از فلسفه اسارت یا خرید و فروش گرفته تا راهکارهای برخورد با این زنان تفاوتی بین زن و مرد اسیر وجود ندارد؛ چنان که در مورد مردان برده همین گونه بود
در مدت شش ماه عیب به شمار مى‏رود


اقسام حائض



زنزن مقابل مرد است
حائض یا
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
است یا غیر
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
.
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
به عادت وقتیه و عددیه،
عادت عددیهعادت عددیه از اقسام عادت ماهانه زنان می باشد
و عادت وقتیه و غیر
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
به مبتدئه، مضطربه و ناسیه تقسیم مى‏شود.

← تعریف زن صاحب عادت


زنى که دوبار به صورت یکسان
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند.

← تعریف زن صاحب عادت وقتیه و عددیه


زنى که دو بار در وقت معین
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند و شمار روزهاى آن نیز یکى باشد، مثلا هر دو بار، اوّل تا هفتم ماه.

← تعریف زن صاحب عادت عددیه


زنى که شمار روزهایى که
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
مى‏بیند یکسان است، امّا زمان آنها متفاوت مى‏باشد، مثلا هر دوماه هفت روز خون مى‏بیند، لیکن یکى در اوّل و دیگرى در وسط ماه.

← تعریف زن صاحب عادت وقتیه


زنى که زمان
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دیدنش یکسان، امّا روزهاى آن متفاوت است،مثلا در اوّل هر دو ماه
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
مى‏بیند،لیکن در یک ماه پنج روز و در ماه دیگر هفت روز.

← تعریف زن غیر صاحب عادت


زنى که در مسئله
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دیدن عادتى ندارد.

← تعریف زن مبتدئه


براى مبتدئه دو تعریف ذکر شده است: یکى زنى که نخستین بار
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
مى‏بیند و دیگرى زنى که داراى
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
نیست. خواه منشأ آن، نخستین بار
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دیدن وى باشد یا عدم استقرار
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
.
تعریف دوم، اعم از تعریف اوّل و منسوب به مشهور است .

← تعریف زن مضطربه


زنى که چند بار
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دیده ولى متفاوت، و
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
مستقر و ثابت نداشته است. مضطربه به ناسیه نیز تعریف شده است .

← تعریف زن ناسیه


زنى که عادتش را فراموش کرده است. از آن به متحیره نیز تعبیر شده است
[۳۵] مسالک الافهام ۱، ص ۶۷.
[۳۶] العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۴۰- ۵۴۱.


تحقق عادت



عادت با دوبار
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
دیدن
زنزن مقابل مرد است
به صورت یکسان محقق مى‏شود. چنان که تبدیل
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
قبلى به
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
بعدى با دو بار تغییر یکسان تحقق مى‏یابد. اگر
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
، دو بار متفاوت
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند بنابر قول برخى،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
اوّل باقى است.، لیکن اگر چند بار متفاوت
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند، عادتش
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
و به مضطربه ملحق مى‏گردد.
[۳۸] العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۴۱.


← احکام خون صاحب عادت وقتیه


صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
وقتیه- چه عددیه هم باشد یا نباشد- به محض دیدن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
در ایام عادت- و یا یکى دو روز قبل و بعد از آن، به مقدارى که پس و پیشِ
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
به شمار رود- آن را حیض قرار مى‏دهد و تمامى احکام حیض را مترتّب مى‏کند،هرچند فاقد صفات حیض باشد.
پس از آن اگر معلوم شود حیض نبوده- مثلا
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
قبل از سه روز قطع شده- عبادتهاى انجام نداده را مى‏کند.

← احکام خون غیر صاحب عادت وقتیه


غیر
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
وقتیه، اعم از
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
عددیه، مبتدئه، مضطربه و ناسیه، در اینکه به صرف دیدن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
، حائض محسوب مى‏شود و وظیفه‏اش‏ عمل به
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
حائض است یا سه روز صبر مى‏کند، در صورت دیدن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
در آن مدت یا بیشتر، آن را حیض قرار مى‏دهد و یا تنها در صورت واجد صفات حیض بودن، آن را حیض قرار مى‏دهد و یا اینکه تا سه روز بین تروک حائض و اعمال مستحاضه جمع مى‏کند، اختلاف است.
اگر
زنزن مقابل مرد است
- در هر وضعیتى- پس از گذشتن
اقل طهراقلّ طُهر کمترین مدّت پاکی از حیض است
(ده روز) از حیض قبلى سه روز پى در پى خون ببیند و سپس قطع شود، باید آن را حیض قرار دهد و چنانچه پس از آن تا ده روز به صورت غیر متوالى
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند، همه روزها تا سقف ده روز حیض به شمار مى‏رود، به شرط آنکه جریان
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
از ده روز تجاوز نکند.

← احکام خون صاحب عادت عددیه و وقتیه


صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
عددیه و وقتیه، در صورتى که به مقدار همان عدد، قبل از ایام عادت یا بعد از آن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند، حکم به حیض بودن آن مى‏شود، هرچند داراى صفات حیض نباشد،چون در این گونه مواقع که
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
، پس و پیش مى‏شود، عدد بر وقت مقدم مى‏گردد.
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
در صورتى که قبل از ایام عادت
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند و در ایام عادت نیز استمرار داشته باشد، یا در وقت
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
و پس از آن و یا قبل از
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
و زمان
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
و پس از آن،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
ببیند و مجموع آن از ده روز بیشتر نباشد، همه آن روزها حیض خواهد بود.
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
خونى که زن بیش از ده روز مى‏بیند متفاوت است.
صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
، ایام عادت را حیض و بقیه را
استحاضهاستحاضه: خون بیرون آمده از رحم زن، که غیر از خون‌هاى حیض ونفاس است
قرار مى‏دهد. هرچند برخى نسبت به ایام
استظهاراستظهار در معانی تحقیق و تفحّص برای ظهور حال، احتیاط و تحفّظ، چیرگی و طلب ظهور کلام آمده است
توقف و یا
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به حیض بودن آن کرده‏اند.مبتدئه و مضطربه بنابر مشهور،
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
واجد صفات حیض را- در صورت کمتر نبودن آن از سه و بیشتر نبودن آن از ده روز- حیض و
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
واجد صفات
استحاضهاستحاضه: خون بیرون آمده از رحم زن، که غیر از خون‌هاى حیض ونفاس است
را
استحاضهاستحاضه: خون بیرون آمده از رحم زن، که غیر از خون‌هاى حیض ونفاس است
قرار مى‏دهند.
در صورت یکسان بودن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
و عدم امکان تمیز آن و یا فقدان دو شرط یاد شده (کمتر از سه و بیشتر از ده روز نبودن) در عدد ایام حیض به
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
خویشاوند رجوع مى‏کند. در صورت عدم امکان و یا مختلف بودن آنان بنابر مشهور به همسالان خود رجوع مى‏کند و در صورت عدم امکان و یا اختلاف ایشان، در اینکه در هر ماه چه روزهایى را حیض قرار دهد، اقوال مختلف است. هفت روز در هر ماه، ده روز در یک ماه و سه روز از ماه دیگر، ده روز در هر ماه و سه روز در هر ماه از جمله این اقوال است.
[۵۳] مفتاح الکرامة ج۲، ص ۵۸۵- ۵۹۹.


← حکم خون ناسیه


حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
ناسیه در رجوع به صفات همچون
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
مبتدئه است، لیکن در فرض فقدان صفات به خویشان و همسالان خود رجوع نمى‏کند، بلکه به عدد- بر حسب اختلاف اقوال- عمل مى‏کند.

استبراى حائض



بنابر قول مشهور بر حائضى که خونش قبل از ده روز قطع شده و احتمال وجود
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
در داخل
فرجفرج آلت تناسلی مادینه را می‌گویند
مى‏دهد،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است قبل از
غسلغسل از مطهرات است
کند
[۵۸] العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۵۶- ۵۵۷.


استظهار حائض



صاحب عادتصاحب عادت (ذات العاده) به زنی می‌گویند كه دو بار يكسان خون حیض ببيند
، که زمان
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
او کمتر از ده روز است، اگر پس از زمان عادتش نیز خون ببیند و نداند تا ده روز ادامه مى‏یابد یا نه،
استظهاراستظهار در معانی تحقیق و تفحّص برای ظهور حال، احتیاط و تحفّظ، چیرگی و طلب ظهور کلام آمده است
مى‏کند. . یعنى تا ده روز از آغاز حیض منتظر مى‏ماند و به
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
عمل مى‏کند تا تکلیفش روشن شود.

احکام حائض



به جا آوردن مشروط به همچون
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
،
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
، و
اعتکاف‌اعتکاف، به توقف سه روز یا بیشتر در مسجد به قصد قربت و عبادت با شرایط خاص را گویند
بر
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است و پیدایى قاعدگی در اثناى آنها موجب
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
عمل مى‏گردد.
[۶۰] العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۷۰- ۵۷۲.
هرچند در بنابر قول مشهور اگر قاعدگی بعد از دور چهارم عارض شود،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
به
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
نمى‏شود و باقى مانده دورها پس از پاک شدن انجام مى‏شود. قضاى نمازهای یومیه بر
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست.لیکن قضاى
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
ماه
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
بر او
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
در
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
قضاى
نماز آیاتمقصود از آیات، خورشید گرفتگی، ماه گرفتگی، زلزله و سایر حوادث هولناک طبیعی است که باعث ترس و وحشت اکثر مردم شود
بر اختلاف است. قول به عدم
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
به مشهور نسبت داده شده است.
تماس گرفتن با آنچه
تماسبرخورد و ملاقات جسمی با جسمی دیگر را تماس گویند و از آن در بابهای طهارت، نکاح، طلاق و ظهار سخن گفته شده است
با آن مشروط به است، مانند نوشته
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و نیز بنابر قول مشهور، اسامی ،
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
و علیهم السّلام بر
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است. خواندن حتّى بخشى از سوره‏هایى که
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
دارند بر
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.لیکن بنابر مشهور سجده کردن در صورت
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
و یا گوش دادن به آن (
استماعگوش فرادادن از روی اراده و اختیار را استماع گویند
) و یا شنیدن آن (
سماعسماع، به معنای شنیدن است
) بنابر قول به
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
هنگام
سماعسماع، به معنای شنیدن است
، بر
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است
[۶۷] التنقیح (الطهارة) ۶، ص ۴۳۲.
.همچنین
توقفتوقف به ترک فتوا یا ترک عمل به دلیل فقهی اطلاق می‌شود
در
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
و گذاشتن چیزى در آن، و مکث و عبور از
مسجد الحراممسجد الحرام و دوره‌های تاریخی توسعه آن پیروزی اسلام در مکه سبب شد تا خانه خدا و اطراف آن، از لوث وجود بتها پاک شود و فضای مکه را اذان بلال، که شعار توحید بود، دربر گیرد
و
مسجد النبیشریف‌ ترین و والاترین مسجد، پس از مسجد الحرام، مسجد پیامبر خدا در مدینه منوّره است که جامع مدینه نیز گویند
بر
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است مشاهد مشرفه نیز
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
را دارد. هرچند برخى در این
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
توقفتوقف به ترک فتوا یا ترک عمل به دلیل فقهی اطلاق می‌شود
کرده و بنابر
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
، حکمِ
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
را بر آن جارى دانسته‏اند.
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
با از قُبُل
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و
استمتاعلذّت جنسی بردن را استمتاع گویند و از این عنوان در باب نکاح و به مناسبت در باب‌های طهارت، صوم، اعتکاف، حج، تجارت و حدود نیز سخن رفته است
از وى در حد فاصل ناف تا
زانوزانو قسمتی از بدن است که بین ران وساق پا قرار دارد
بنابر مشهور به گونه
تماسبرخورد و ملاقات جسمی با جسمی دیگر را تماس گویند و از آن در بابهای طهارت، نکاح، طلاق و ظهار سخن گفته شده است
با
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
بدون لباس و نیز
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
در دُبُر بنابر مشهور،
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است. سایر استمتاعات مى‏باشد.
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
با موجب ثبوت
تعزیردر اسلام به‏ منظور جلوگیری از جرایمی غیر از زنا و لواحق آن، سرقت، شرابخواری و
است. بنابر قول منسوب به مشهور
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
نیز ثابت است. قول مقابل مشهور
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
است.
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
بنابر قول مشهور، بلکه ادعاى
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
شده، یک
دیناردینار: سکه ی طلا، مقابل درهم است
(هیجده نخود) در صورت تحقق آن در یک سوم اوّل ایام حیض و نصف
دیناردینار: سکه ی طلا، مقابل درهم است
در صورت تحقق آن در یک سوم میانى و ربع
دیناردینار: سکه ی طلا، مقابل درهم است
در یک سوم آخر آن است.
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
تنها بر عهده است و بر حتّى در فرض
رضایترضایت به معنای خشنودی و خرسندی است که در باب بیع، نکاح و
وى بر
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
چیزى نیست.
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
با پس از قطع شدن
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
و پیش از
غسلغسل از مطهرات است
است، هر چند
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
مى‏باشد. لیکن در اینکه
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
مشروط به موضع است یا نه، اختلاف است.

← احکام مستحب و مکروه حائض


بنابر قول مشهور، است در اوقات نمازهاى پنج گانه، خود را پاکیزه کند و در مکانى که
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
مى‏گزارده یا هر مکان پاکیزه دیگرى روبه
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
بنشیند و به مقدار زمان نمازگزاردن به
تسبیحبه گفتن (سبحان اللّه) و مانند آن از اذکار دلالت‏ کننده بر تنزیه خداوند و دانه‏هاى به نخ کشیده شده جهت گفتن ذکر خداوند تسبیح گفته می شود
،
تهلیلتهلیل، گفتن لااله الاّ اللّه، و مهمترین شعار توحیدی اسلام است
،
تحمیدگفتن «الحَمدُ لِلّه» یا «الحَمدُ لِلـّهِ رَبِّ العالَمین» را تحمید می‌گویند که از آن به مناسبت در باب‌های طهارت، صلات و اطعمه و اشربه سخن رفته است
، صلوات و
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
مشغول باشد. هرچند در غیر این اوقات،
تلاوتتلاوت، یک اصطلاح قرآنی است که به خواندن قرآن و اندیشیدن در معانی آن تِلاوت گفته می‌شود
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
براى او
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
دارد.
[۸۴] العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۸۷.
برخى، عمل یاد شده را
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
دانسته‏اند.
خضابخِضاب، رنگ کردن موی سر و صورت و نیز دست و پا با موادی نظیر حَنا می‌باشد
کردن با
حناحنا، برگ گیاهی که با آن خضاب می کنند ==تعریف حنا== حنا،عنوان برگ گياه معروف كه بدان خضاب می كنند
و مانند آن، خواندن و همراه داشتن
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و نیز
تماسبرخورد و ملاقات جسمی با جسمی دیگر را تماس گویند و از آن در بابهای طهارت، نکاح، طلاق و ظهار سخن گفته شده است
با قسمتهاى نانوشته آن از قبیل
حاشیهیکی از عناوینی است به مناسبت در بابهايى نظير طهارت و ارث مطرح می شود
و بین سطرها بر
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
[۸۷] العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۸۷.


← احکام حائض درباب حج


زنى که به
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
عمرهعمره نوعی زیارت خانه خدا با کیفیتی خاص می باشد
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
شده و به جهت حیض نمى‏تواند کند و وقت براى ادراک وقوف به
عرفهاحترام گذاشتن به زمان هاو مكانهاي خاصی که به نوعی از قداست ویژه ای برخوردارند، به جهت اهميت وقايع و حوادثي است كه در آن رخ داده است و به نسبت آن حادثه مهم، ارجمندوارزشمند است
تنگ باشد، بنابر مشهور، با همان
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
نیت«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
حجحج یکی از فروع دین است
مى‏کند و پس از اعمال
حجحج یکی از فروع دین است
،
عمره مفردهعمره مُفرده از اقسام عمره می باشد
انجام مى‏دهد. مقابل مشهور، برخى قدما گفته‏اند: بر همان
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
باقى مى‏ماند و جز و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
، اعمال
عمرهعمره نوعی زیارت خانه خدا با کیفیتی خاص می باشد
را انجام مى‏دهد و سپس براى
حجحج یکی از فروع دین است
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
مى‏شود و بعد از پاک شدن، و
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
فوت شده را مى‏کند.
شرط
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
، از
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
حیض نیست، بنابر این همچون دیگران مى‏تواند از
میقاتراه‌هایی که خدواند برای ورود به بیت الله الحرام بیان فرموده و رسول گرامی اسلام جایگاه و زمان آن را معین فرموده است را میقات گویند
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
شود و بنابر قول به
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
از
مسجد شجرهجدای از مسجد شجره معروف، که میقات است، مسجد دیگری با همین نام در شهر مکه وجود دارد که در شمار کهن ترین مساجد این شهر است
، در حال عبور از
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
، بدون
توقفتوقف به ترک فتوا یا ترک عمل به دلیل فقهی اطلاق می‌شود
در آن
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
مى‏شود و در صورت عدم امکان عبور،
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
از بیرون
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
اشکالى ندارد. چند دسته از جمله زنى که خوف قاعدگی دارد مى‏توانند اعمال بعد از منی‌ را قبل از رفتن به
عرفاتعرفه منطقه ای در مکه است
انجام دهند.
[۹۲] مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۲ م ۱۱۷۶.


← احکام حائض درباب طلاق و ظهار


از شرایط صحت
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
زنزن مقابل مرد است
از حیض است.بنابر این،
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
دادن
زنزن مقابل مرد است
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
است. مگر آنکه غیر مدخوله یا باشد یا شوهرش پس از
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
با وى در حال پاکى به
سفرسفر عبارت است از خارج شدن از محل زندگى به قصد پیمودن مسافتى خاص که موجب قصر نماز و افطار روزه گردد
رود و پس از گذشت مدتى که به طور
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
زنزن مقابل مرد است
در آن مدت از پیشین به دیگر انتقال مى‏یابد، او را طلاق دهد. در سه مورد یاد شده
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
صحیح است هرچند در ایام حیض واقع شده باشد.
شرط صحّت
ظهار"ظِهار" از ماده­ی "ظَهر" بوده که در لغت به معنی "پشت" است
نیز پاک بودن
زنزن مقابل مرد است
از حیض هنگام
ظهار"ظِهار" از ماده­ی "ظَهر" بوده که در لغت به معنی "پشت" است
است، به شرط آنکه شوهرش حاضر باشد، و در آن پاکى با
زنزن مقابل مرد است
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
نکرده باشد.

تذکر



برای مطالعه بیشتر به مقاله
خون حیض"حیض" خون سیاه و غلیظی است که هنگام بلوغ زن، غالباً همراه با سوزش و حرارت، از رحم وی خارج میشود که به تناسب طبیعت وی در زمانهای بعد، به صورت عادت (ماهانه) درمی‌آید
مراجعه شود.


پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۳۵.    
۲. تذکرة الفقهاء ۱، ص ۲۵۱.    
۳. ذخیرة المعاد، ص ۶۱.    
۴. ۲ فقه الصادق ج۲، ص۹    
۵. التنقیح (الطهارة) ج۶، ص ۸۴- ۸۵.
۶. مصطلحات الفقه، ص ۲۲۲.
۷. لسان العرب ، ص واژه «حیض».
۸. مجمع البحرین، ص واژه «حیض».
۹. مفتاح‏الكرامة ج۲، ص ۵۶۵.
۱۰. مسالک الافهام ج۹، ص ۲۱۷    
۱۱. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۳۷- ۱۳۹.    
۱۲. جواهر الکلام ج۳، ۱۴۰- ۱۴۲.    
۱۳. العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۳۲- ۵۳۳.
۱۴. جواهر الکلام ج۳، ص۱۴۴.    
۱۵. المعتبر ج۱، ص ۱۹۹.    
۱۶. منتهی المطلب ج۲، ص ۲۶۹.    
۱۷. مدارک الاحكام ج۱، ص ۳۱۸.
۱۸. ذكرى الشیعة ج۱، ص ۲۲۹.
۱۹. الدروس الشرعیة ج۱، ص ۹۷    
۲۰. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۶۰- ۱۶۳.    
۲۱. روض الجنان ج ۱، ص ۱۷۱.
۲۲. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۴۷.    
۲۳. مستندالشیعة ج۲، ص ۳۸۸.    
۲۴. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۴۷- ۱۴۹.    
۲۵. مستند الشیعة ج۲، ص ۳۹۶.    
۲۶. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۴۹- ۱۵۳.    
۲۷. مستند الشیعة ج۲، ص ۴۰۰- ۴۰۶.    
۲۸. جواهر الکلام ۳ج، ص ۲۶۱- ۲۶۵.    
۲۹. التنقیح (الطهارة)ج ۶، ص ۱۰۲- ۱۱۳.
۳۰. مستند الشیعة ج۲، ص ۴۰۸.    
۳۱. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۶۳-۱۶۴.    
۳۲. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۳۰- ۲۳۲.    
۳۳. جواهرالکلام ج۲۶، ص۴۲- ۴۴.    
۳۴. جواهرالکلام ج۲۳، ص۲۸۱.    
۳۵. مسالک الافهام ۱، ص ۶۷.
۳۶. العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۴۰- ۵۴۱.
۳۷. جواهر الکلام ج۳، ص ۲۶۷.    
۳۸. العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۴۱.
۳۹. تحریر الوسیلة ج۱، ص ۴۷.    
۴۰. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۷۸- ۱۸۱.    
۴۱. مستند الشیعة ۲، ص ۴۳۳- ۴۳۶.    
۴۲. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۱۹- ۲۲۲.    
۴۳. مستمسک العروة ۳، ص ۲۲۲- ۲۲۹.    
۴۴. جواهر الکلام ۳، ص ۱۸۱- ۱۸۶.    
۴۵. جواهر الکلام ج۳، ص ۱۸۷- ۱۸۸    
۴۶. جواهر الکلام ج۳، ص ۲۹۶- ۲۹۷.    
۴۷. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۴۲.    
۴۸. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۴۲- ۲۴۴.    
۴۹. جواهر الکلام ۳، ص ۲۹۸.    
۵۰. جواهر الکلام ج۳، ص ۲۶۷- ۲۹۴.    
۵۱. مستمسک العروة ۳، ص ۲۷۷- ۲۹۰.    
۵۲. مستمسک العروة ج۳، ص ۳۰۴.    
۵۳. مفتاح الکرامة ج۲، ص ۵۸۵- ۵۹۹.
۵۴. جواهر الکلام ج۳، ص ۳۰۸- ۳۰۹.    
۵۵. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۹۱- ۲۹۲    
۵۶. العروة الوثقی‌ ج۱، ص ۵۶۴.    
۵۷. مستمسک العروة ج۳، ص ۲۵۶- ۲۶۱.    
۵۸. العروة الوثقى‏ ج۱، ص ۵۵۶- ۵۵۷.
۵۹. مستمسک العروة ۳، ص ۲۶۲- ۲۷۱.    
۶۰. العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۷۰- ۵۷۲.
۶۱. تحریر الوسیلة ۱، ص ۲۹۳    
۶۲. جواهر الکلام ۱۷، ص ۱۸۴.    
۶۳. جواهر الکلام ۱۸، ص ۳۹- ۴۲.    
۶۴. جواهر الکلام ج۳، ص ۲۵۱- ۲۵۲.    
۶۵. مستمسک العروة ج۳، ص ۳۵۵- ۳۵۶    
۶۶. جواهر الکلام ۳، ص ۲۱۶- ۲۱۷.    
۶۷. التنقیح (الطهارة) ۶، ص ۴۳۲.
۶۸. مستمسک العروة ۳، ص ۳۱۵.    
۶۹. جواهر الکلام ۳، ص ۲۲۳- ۲۲۵.    
۷۰. مستمسک العروة ۳، ص ۳۱۳.    
۷۱. تحریر الوسیلة ۱، ص ۵۲.    
۷۲. مستمسک‌العروة ۳، ص ۳۱۳.    
۷۳. مستمسک‌العروة ۳، ص۴۸- ۴۹.    
۷۴. مستمسک‌العروة ج۳، ص۳۲۰.    
۷۵. جواهر الکلام ۳، ص ۲۲۵- ۲۳۰.    
۷۶. جواهر الکلام ۳، ص ۲۲۵.    
۷۷. جواهر الکلام ۳، ص ۲۳۰- ۲۳۳.    
۷۸. جواهر الکلام ۳، ص۲۳۴.    
۷۹. مستمسک العروة ۳، ص ۳۲۳- ۳۲۶.    
۸۰. جواهر الکلام ۳، ص ۲۳۰.    
۸۱. مستمسک العروة ۳، ص ۳۲۷.    
۸۲. جواهر الکلام ۳، ص ۲۰۵- ۲۰۸.    
۸۳. جواهر الکلام ۳، ص ۲۵۲- ۲۵۴.    
۸۴. العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۸۷.
۸۵. الحدائق الناضرة ۳، ص ۲۷۳- ۲۷۴.    
۸۶. جواهر الکلام ۳، ص ۲۵۶- ۲۵۷.    
۸۷. العروة الوثقى‏ ۱، ص ۵۸۷.
۸۸. جواهر الکلام ۱۸، ص ۲۹- ۳۶.    
۸۹. جواهر الکلام ۱۸، ص ۳۷.    
۹۰. جواهر الکلام ۱۸، ص ۱۰۹.    
۹۱. جواهر الکلام ج۱۹، ص ۳۹۱- ۳۹۲.    
۹۲. مناسک حج (مراجع)، ص ۴۴۲ م ۱۱۷۶.
۹۳. جواهر الکلام ۳۲، ص ۲۹- ۳۰.    
۹۴. جواهر الکلام ۳۳، ص ۱۲۳.    




منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۳،ص ۴۰۰.    



جعبه ابزار