رحم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رحم به فتح راء وکسر حاء دو معنا دارد واز معنای نخست آن در باب
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
و نیز در بخش
مسائل مستحدثهدر دهه‌های اخیر، در پی تحولات شگرف پدید آمده در تمام ابعاد زندگی به ویژه در زمینه اختراع ابزارهای کسب اطلاعات و انتقال سریع آن‌ها، روش‌ها، دیدگاه‌ها و شکل زندگی و نوع روابط اجتماعی انسان‌ها دگرگون شده است و همراه با گسترش دامنه این تحولات طرح مسائل نوظهور نیز به طور چشم گیری رو به فزونی گذارده است
سخن گفته‏اند.


رَحِم به معنای نخست



رَحِم محلّ تکوّن و رشد جنین در جنس ‏مؤنّث می باشد.

← احکام رحم به معنای نخست


خونى که از رحم خارج مى‏شود یا
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
است یا
استحاضهاستحاضه: خون بیرون آمده از رحم زن، که غیر از خون‌هاى حیض ونفاس است
و یا نفاس و هریک داراى
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
خاصى است؛ هرچند
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
و نفاس در بسیارى از احکام مشترک‏اند.
از عیبهاى
زنزن مقابل مرد است
که در صورت جهل مرد به آن قبل از عقد نکاح، موجب ثبوت حق فسخ براى او مى‏شود
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
است که عبارت است از روییدن گوشت اضافى و یا به قولى، روییدن استخوانى بسان دندان در دهانه رحم که در هردو صورت مانع
آمیزشنزدیکی کردن را آمیزش می گویند که در فقه احکام بسیار زیادی دارد
مى‏گردد.
رحم با روش گرفتن نطفه شوهر و
تزریقبه وارد کردن مایعى مانند دارو به بدن با سوزن مخصوص تزریق گفته می شود
آن به رحم
زنزن مقابل مرد است
یا ترکیب آن در بیرون از رحم و انتقال آن به رحم همسر است؛ لیکن اگر صاحب نطفه
اجنبیاجنبی به نامحرم و بیگانه گفته می شود
باشد، بنابر قول معروف میان معاصران
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است. بنابر قول به
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
، بر
زنزن مقابل مرد است
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است رحم خود را براى این کار
اجارهاجاره در لغت از ریشه اجر به معنای رهانیدن، به فریاد رسیدن، چیزی را به فرد دادن می‌باشد
دهد.
قرار دادن منی مرد در رحم مصنوعى بنابر تصریح برخى است و بنابر قول معروف میان معاصران، بچه به صاحب نطفه ملحق مى‏شود، لیکن چنین بچه‏اى بدون مادر خواهد بود.
[۵] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۸۶۶.
[۶] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۰۰.
[۷] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۱۸.
[۸] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۴۸.
[۹] کلمات سدیدة ص۹۲-۹۳.
[۱۰] ماوراء الفقه ج۶، ص۱۶.

بنابر تصریح برخى، بستن لوله‏هاى رحم در صورتى که اخلالى به قابلیت باردارى و بچه دار شدن
زنزن مقابل مرد است
نرساند و زیان در خور توجهى نیز براى زن نداشته باشد، است.
[۱۱] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۴۴.
[۱۲] توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۱۳.
[۱۳] مجمع المسائل ج۲، ص۱۷۴.

آیا بر زنى که رحمش را در آورده و
خونخون‏ از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد
نمى‏بیند، عدّه- در موارد
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن-
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است؟ مسئله محل بحث است.
[۱۴] کلمات سدیدة ص۲۸۱-۳۱۳.
بنابر قول مشهور، خوردن رحم
حیوانحیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد
حلال گوشت
تذکیهتذکیه‏ به شرایطی که برای پاک و حلال کردن گوشت حیوانات در اسلام قرار داده شده می گویند ==معنای اصطلاحی تذکیه== تذکیه در حیوان حلال گوشت عبارت است از پاک گردانیدن اجزاى حیوان و حلال کردن خوردن گوشت آن، و در حیوان حرام گوشت، پاک گردانیدن اجزاى آن
شده
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.

رَحِم به معنای دوم



به معنای خویشاوند نسبی است.
از احکام رحم به معناى دوم در بابهاى ،
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
،
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
،
هبههبه یکی از اقسام عقود می باشد
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
،
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
و شهادات سخن گفته‏اند.

← احکام رحم به معنای دوم


صله رحمیکی از سفارشات موکد دین اسلام، صله ارحام است
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است و قطع آن
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
، بلکه از
گناهان کبیرهعالمان دینی گناهان را به دو قسم کبیره(بزرگ) و صغیره(کوچک) تقسیم کرده اند و برای هر کدام احکام خلصی قرار داده اند
است.
ریختن
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
بر
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
پس از دفن میت در آن بر خویشان نسبی او
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
ترک زینت (
حدادحِداد، به کسر حاء، از احكام خاص زنان به معناى خوددارى از كاربرد هرگونه زینت در مدت عِدّه وفات همسر است
) بر نزدیکان نسبىِ
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
- مانند فرزند،
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر،
برادربرادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است
و
خواهرخواهر دختر همسان با شخص در پدر و مادر یا یکی از آن دو می‌باشد
- به مدّت سه روز است.
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
، مادر، پدر بزرگ، ، فرزند و نوه در صورتى که برده باشند، به
ملکملک، به فتح میم و لام به معنای فرشته می‌باشد
فرد در نمى‏آیند، همچنین
خواهرخواهر دختر همسان با شخص در پدر و مادر یا یکی از آن دو می‌باشد
،
عمهعمّه به خواهر پدر گفته می‌شود
،
خالهبه خواهر مادر ، خاله گفته می شود
، دختر برادر و دختر خواهر به
ملکملک، به فتح میم و لام به معنای فرشته می‌باشد
مرد در نمى‏آیند. به بردگى گرفتن غیر افراد یاد شده از خویشان
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
کشتن باغى از خویشاوندان هنگام با باغیان، بنابر تصریح برخى
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
در پرداخت
زکات فطرهزکات فطره یکی از زکاتهای واجب می باشد که به زکات بدن نیز معروف می باشد
و نیز صدقات به مستحقان، است خویشان مستحق بر دیگران مقدم داشته شوند.
[۲۶] العروة الوثقى‏ تکملة ج۲، ص۲۷۵.
هبههبه یکی از اقسام عقود می باشد
کردن به است،
[۲۷] العروة الوثقى‏ تکملة ج۲، ص۱۶۸.
لیکن نسبت به
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر، پس از
هبههبه یکی از اقسام عقود می باشد
، فرزند نمى‏تواند از
هبههبه یکی از اقسام عقود می باشد
خود برگردد و در جواز انصراف نسبت به سایر خویشان اختلاف است. مشهور، قائل به عدم جواز آن‏اند.
نفقهنفقه در لغت، به معنای هزینه و خرجی است و در اصطلاح، عبارت است از مالی که برای ادامه زندگی، صرف مخارج ضروری همسر و فرزندان، خویشاوندان و مانند آنها می‏شود؛ اعم از خوراک، پوشاک، مسکن و غیره
دادن به خویشان، جز
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر و فرزند است و در آنان با وجود شرایط
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
خواهد بود.
[۲۹] الکافى فى الفقه ص۱۷۷.

حضانتبه حفظ و نگهداری و تربیت طفل حضانت گفته می شود
کودکدر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
بر عهده
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر و با فقدان آن دو، بر عهده دیگر است/
خویشاوندان در
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
بردن از
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
به ترتیب زیر به سه طبقه تقسیم مى‏شوند.
۱. فرزند،
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر میت.
۲. پدر بزرگ، ،
برادربرادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است
و
خواهرخواهر دختر همسان با شخص در پدر و مادر یا یکی از آن دو می‌باشد
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
و فرزندان آنان.
۳.
عموعمو، برادر پدر را گویند
،
عمهعمّه به خواهر پدر گفته می‌شود
،
داییدایى به برادر مادر گفته می شود
و
خالهبه خواهر مادر ، خاله گفته می شود
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
و فرزندان ایشان.
با وجود طبقه پیشین، طبقه بعدى
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
نمى‏برد. چنان که در یک طبقه نیز با وجود نزدیک‏تر به میت، دورتر
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
نمى‏برد؛ از این رو، با وجود
برادربرادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است
و
خواهرخواهر دختر همسان با شخص در پدر و مادر یا یکی از آن دو می‌باشد
میت فرزندانشان
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
نخواهند برد.
گواهى دادن به نفع یا زیان یکدیگر با وجود شرایط آن پذیرفته است، جز فرزند علیه
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
که بنابر مشهور پذیرفته نیست، بلکه بر این قول ادعاى
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
شده است.

پانویس


 
۱. کشف اللثام ج۶، ص۳۶۷.    
۲. جواهر الکلام ج۳۰، ص۳۳۲-۳۳۴.    
۳. تحریر الوسیلة ج۲، ص۶۲۱-۶۲۳.    
۴. منهاج الصالحین (خویی) ج۱، ص۴۲۷-۴۲۸.    
۵. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۸۶۶.
۶. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۰۰.
۷. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۱۸.
۸. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۴۸.
۹. کلمات سدیدة ص۹۲-۹۳.
۱۰. ماوراء الفقه ج۶، ص۱۶.
۱۱. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۴۴.
۱۲. توضیح المسائل مراجع ج۲، ص۹۱۳.
۱۳. مجمع المسائل ج۲، ص۱۷۴.
۱۴. کلمات سدیدة ص۲۸۱-۳۱۳.
۱۵. جواهر الکلام ج۳۶، ص۳۴۲-۳۴۶.    
۱۶. نضد القواعد الفقهیة ج۱، ص۲۸۳-۲۸۴.    
۱۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۵۸.    
۱۸. جواهر الکلام ج۴، ص۳۳۴.    
۱۹. جواهر الکلام ج۳۲، ص۲۸۴-۲۸۵.    
۲۰. تکملة العروة الوثقی ج۱، ص۶۷.    
۲۱. جواهر الکلام ج۲۴، ص۱۴۱.    
۲۲. جواهر الکلام ج۲۴، ص۱۴۵-۱۴۷.    
۲۳. منهاج الصالحین (خویی) ج۲، ص۶۷.    
۲۴. منتهی المطلب ج۲، ص۹۹۰.    
۲۵. العروة الوثقی ج۴، ص۱۳۴.    
۲۶. العروة الوثقى‏ تکملة ج۲، ص۲۷۵.
۲۷. العروة الوثقى‏ تکملة ج۲، ص۱۶۸.
۲۸. جواهر الکلام ج۲۸، ص۱۸۳-۱۸۴.    
۲۹. الکافى فى الفقه ص۱۷۷.
۳۰. جواهر الکلام ج۳۱، ص۳۶۶-۳۷۱.    
۳۱. جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۹۵-۲۹۷.    
۳۲. جواهر الکلام ج۳۹، ص۷-۱۰.    
۳۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۷۴.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۷۶-۷۸.    






جعبه ابزار