شیخ صدوق

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



محمد بن على بن بابويه معروف به شيخ صدوق در حدود سال ۳۰۶ ق . در شهر قم متولد شد.


نسب و نژاد

[ویرایش]

يکى از معروف ترين خاندانهاى بزرگ که بيش از سيصد سال در مرکز ایران دانشمندان نامور از آن برخاسته اند خاندان بابویه است که صدوق بزرگترين شخصيت اين خاندان به شمار مى رود .
بابويه جد اعلاى صدوق است . اولين کسى که از اين خاندان لقب ابن بابويه گرفت پدر صدوق يعنى علی بن حسین بن موسی بن بابویه است .
ابن بابويه خود از دانشمندان بنام شیعه بوده و بيش از يکصد کتاب در موضوعات مختلف نگاشته است . وى پيشواى شیعه در قم و اطراف آن در زمان خود بوده و در عصر امام حسن عکسری عليه السلام و غیبت صغرا ى حضرت ولی عصر ( عج ) و در عهد نيابت خاصه حسین بن روح مى ريسته است .
ابن عالم بزرگ وارسته و پارسا در قم مغازه اى داشت که در کنار کارهاى علمى بخشى از وقت خود را به کسب و کار مى پرداخت و با درآمد آن مخارج زندگى خويش را تاءمين مى کرد. اما در حقيقت او دانشمندى سترگ بود که نه تنها در مجامع علمى آن روز از مقام و منزلت علمى بالايى برخوردار بود هم اکنون نيز مورد احترام دانش پژوهان و اساتيد بزرگ علوى اسلامى است .

ميلاد محمد

[ویرایش]

ساليانى آنچه روح پدر را آزرده مى ساخت نداشتن فرزند بود، گر چه پناجه بهار از عمر او مى گذشت و رو به پيرى مى رفت هرگز از رحمت الهى نا اميد نبود و بارها از خداى خويش درخواست کرده بود تا فرزندى به او عطا کند، اما از گره کار مطلع نبود.
روزى بر آن شد تا نامه اى به امام و پيشواى خود حضرت مهدی ( عج ) بنويسد و از ايشان بخواهد تا برايش دعا کند. به دنبال فرصتى مناسب و فردى مطئن بود تا به واسطه او نامه ارسال کند تا آنکه زمانى کاروانى از قم به عراق مى رفت . در بين آن کاروان يکى از دوستانش به نام ابوجعفر محمد بن على الاسود را يافت که مى توانست نامه وى را به مقصد برساند.
او نامه اى به محضر پيشواى خود ولی عصر ( عج ) نوشت و به وى سپرد تا در عراق به حسین بن روح بدهد و از او بخواهد که اين نامه را به حضرت برساند.
ابوجعفر مى گويد من نامه او را به نماينده مهدی موعود (عج ) رساندم و پس از سه روز به من خبر داد که حضرت براى اين بابويه دعا کرد و در آينده نزديک خداوند به او فرزندى خواهد داد که منشاء برکات زيادى خواهد شد.
[۱] تنقيح المقال ج۳، ص۱۵۴.
شیخ طوسی در کتاب غيبت ، درباره تولد صدوق چنين نگاشته است :
بسيار از بزرگان قم نقل کرده اند که علی بن حسین بن بابویه با دختر عموى خود ازدواج کرد ولى از وى صاحب فرزند نشد. نامه اى به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوشت که از حضرت ولی عصر (عج ) بخواهد تا براى او دعا کند که خداوند به او فرزند عطا فرمايد از حضرت جواب آمد که از اين همسر صاحب فرزند نمى شوى ولى بزودى با کنيزى ديلمى ازدواج خواهى کرد که خداوند از او دو فرزند فقیه به تو خواهد داد.
[۲] الغيبه، شیخ طوسی، ص۱۸۸.

شيخ صدوق خود نيز ماجراى دعاى حضرت ولی عصر ( عج ) و ولادت خود را در کتاب اکمال الدین آورده است و در ادامه نوشته است که هر گاهابو جعفر محمد بن على اسود مرا مى ديد که براى آموختن حدیث و علوم اهل بیت عليهم السلام با اشتياق تمام به درس اساتيد مى رفتم ، مى فرمود: اين ميل و اشتياق به علم آموزى که تو دارى جاى تعجب نيست ، زيرا تو به دعاى امام زمان متولد شده اى .
به هر تقدير اين بشارت به ابن بابويه رسيد و پس از مدتى در پى ازدواج با کنيزى ديلمى خداوند محمد را به او عطا فرمود که در آن سنين مايه اميد و چشم روشنى پدر گشت و سپس پسر ديگرى به او داد و نامش را حسين نهاد.
حسين بن على بن بابويه نيز از دانشمندان و پس از پدر و برادرش محمد بزرگترين و معروف ترين شخصيت خاندان بابويه است .

دوران کودکى و نوجوانى

[ویرایش]

زمانى که خداوند محمد را به على داد پدر دوران جوانى خود را پشت سر گذاشته و مسائل دينى و آداب اسلامی را در مکتب عالمان و محدثان آن روزگار فرا گرفته بود و در آن زمان او يکى از شخصيتهاى بزرگ عالم اسلامی و رئيس طايفه شیعه در قم به شمار مى رفت و شايد حکمت و خواست الهى بر اين بود که محمد در آن هنگام به خانواده پدر پاى نهد تا تجربه و انتظار بستر پرورش صحيح اين کودک را بگستراند و اين نهال نو پا در مرزعه ادب و دانش دينى بارور شود، و بدين سبب بود که مادر او را به خوبى رشد داد و پدر به نيکى آن را شکوفاند.

دوران تحصيل

[ویرایش]

محمد در سنين کودکى فراگيرى دانش دينى را نزد پدر آغاز کرد و تحصيلات ابتدايى و رشد اوليه او در علوم ، در شهر قم ، که آن روز، محضر دانشمندان و محدثان بود، به انجام رسيد.
با جديت تمام و سعى پيگير به فراگيرى علم و معرفت همت گماشت . روزى نمى گذشت که بر اندوخته هاى علمى او افزوده نگردد. عمده مطالب را از پدر خود علی بن بابویه آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسى بزرگان علم و ادب حاضر مى شد. پس از آنکه به مرتبه بالايى از تحصيل رسيد براى درک محضر اساتيد بزرگ و حديث شناسان آن دوران سفرهاى علمى خود را آغاز کرد و شايد بتوان گفت :يکى از عوامل موثر در موفقيت وى اساتيد بسيار زيادى است که ديده و از خرمن علوم آنها خوشه ها برگرفته است . از همين رو نمى توان به طور کامل اساتيد او را شمارش کرد. دانشمند محقق شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی رحمه الله در پيشگفتار کتاب شريف معانی الاخبار که شرح زندگانى وى را نگاشته ، ۲۵۲ تن از اساتيد صدوق را نام برده است .
[۳] معانى الاخبار، ص۳۷.


اقامت در رى

[ویرایش]

يکى از حوادث مهم دوران زندگى شيخ صدوق روى کار آمدن سلسله ايرانى نژاد و شيعى مذهب آل بويه بود که ميان سالهاى ۳۲۲ ـ ۴۴۸ هجرى قمرى بر بخش بزرگى از ایران و عراق و جزيره تا مرزهاى شمالى شام فرمان راندند .
هجرت شيخ صدوق از قم به ری و اقامت در آنجا نيز به خواست يکى از حاکمان اين سلسله ، لکن الدوله ديلمى بوده است .
علامه شوشتری ماجراى هجرت شيخ صدوق از قم به ری را اين گونه نگاشته است :
رکن الدوله
[۴] ركن الدوله ،لقب حسن فرزند ابو شجاع ديلمى است .
به منظور ترويج مذهب حق ، التماس قدوم شيخ به دار الخلافه نموده ، خدمت شيخ اجازت فرموده ، سلطان در مجلس اول سوالى چند که در تحقيق مذهب حق به خاطر داشت بر شيخ عرض نمود و جواب صواب استفاده فرموده ، شيخ را تعظيم و تکريم تمام نمود و جوايز و اقطاع مقرر فرمود.
[۵] مجالس المومنين ، قاضى نور الله شوشترى ج۲، ص۳۲۵.

به نظر مى رسد علت اصلى اين دعوت و عزمت ، خلاءيى بوده که از هجرت شیخ کلینی از ری به بغداد و سپس رحلت او پيش آمده بوده است . در حقيقت وجود شيخ صدوق در ری مى توانست منشاء برکات فراوان باشد، و آن بزرگوار نيز با توجه به اهميت موضوع دعوت رکن الدوله را پذيرفت و زادگاه خويش را رها کرد و عازم رى گشت .
بحثهاى بسيارى که صدوق در مدت اقامت خود در ری در موضوعات مختلف اسلامى به ويژه در دو موضوع مهم امامت و غیبت حضرت ولی عصر (عج ) با رهبران مذاهبى مختلف انجام داد شاهد خوبى بر اين مدعاست . حاصل آن گفتگوها که برخى نيز در حضور رکن الدوله بود کتابهاى ارزشمندى است که از آن فقيه نامى باقى مانده است .

عصر حديث

[ویرایش]

عصر صدوق را بايد عصر حديث ناميد. دوره اى که با حرکت علمى کلینی آغاز شد و با تلاشهاى پيگير و بى وقفه صدوق ادامه يافت . شیخ کلینی که او نيز از کلین به ری هجرت کرد و در آنجا کتاب کافی اولى کتاب از مجموعه چهارگانه روائى شيعه ـ را نگاشت ، با اين حرکت علمى جديد، مکتب حديث نگارى اهل بیت عليهم السلام را پى نهاد که ديگران از جمله شيخ صدوق ، بناى مستحکم ضبط و نشر حدیث را بر آن بنياد نهادند.
صدوق براى ادامه راهى که کلینی در آن قدم نهاده بود سفرهاى علمى خود را آغاز کرد، که اين بخش زندگى او را مى توان فصل جديدى ناميد.

سفرهاى علمى

[ویرایش]

با مطالعه و دقت در اين بخش از زندگانى صدوق در مى يابيم که عشق به جمع آورى احادیث در وجود او موج مى زده و حفظ و حراست از سخنان پيشوايان دينى و نشر و توزيع آنها را سر لوحه کار خود قرار داده بود و براى رسيدن به اين هدف ، از بلخ و بخارا تا کوفه و بغداد و از آنجا تا مکه و مدینه سفر کرده و به تمام مراکز اسلامى آن زمان ـ اعم از شیعه و سنی ـ سر زده است و چه بسيار که در اين سفرها با مشکلات فراوانى مواجه گشته ولى همه را به جان خريد و غم غربت را تحمل کرده و با کوله بارى از احادیث پیامبر و اهل بیت عليهم السلام از سفر باز گشته است .
او به هر شهرى وارد مى شد به دنبال نخبگان مى گشت و از دانش آنان بهره مى گرفت و نيز علاقه مندان علوم دینی را از منبع سرشار اندوخته هاى خود سيراب مى کرد.
در ماه رجب سال ۳۵۲ ق . به قصد زیارت امام رضا عليه السلام به مشهد رفت و سپس به ری بازگشت .
در ماه شعبان همان سال سفرى به نیشابور کرد که از مهمترين شهرهاى خطه خراسان در آن روزگار بوده است . در آن شهر اهالى آنجا گرداگرد او را گرفتند و وى با بحثهاى روشنگرانه خود تشتت فکرى عجيبى که نسبت به غیبت مهدی موعود ( عج ) در ميان آنها رواج داشت ، از بين برد.
او خود شرح اين واقعه را در کتاب اکمال الدین آورده است . علاوه بر آن از عده اى از بزرگان آن ديار حدیث شنيده و نقل کرده است از جمله : حسين بن احمد بيهقى، ابوالطيب حسين بن احمد و عبدالله بن محمد بن عبدالوهاب .
در مرو نيز از گروهى ديگر از محدثان حدیث شنيده و نقل کرده است . از جمله : محمد بن على شاه فقيه و ابو يوسف ، رافع بن عبدالله بن عبدالوهاب بن عبدالملک .
او سپس به بغداد مسافرت کرد و در همان سال از عده اى ديگر از بزرگان بغداد نيز حدیث شنيد از جمله :حسين بن يحيى علوى، ابراهيم بن هارون و على بن ثابت واليبى .
در سال ۳۵۴ وارد کوفه شد و از مشايخ آنجا استماع حدیث کرد. از جمله : محمد بن بکران نقاش ، احمد بن ابراهيم بن هارون ، حسن بن محمد بن سعيد هاشمى ، على بن عيسى ، حسن بن محمد بن محمد مسکونى و يحيى بن زيد بن عباس بن وليد . در آن سال براى زیارت بیت الله الحرام و انجام مناسک حج عازم حجاز شد و در بين راه در همدان از قاسم بن محمد بن احمدى عبدويه و فضل بن فضل بن عباس کندى و محمد بن فضل بن زيديده جلاب حدیث شنيده و نقل کرده است .
پس از اعمال حج در راه بازگشت از سفر، بين راه مکه در منطقه فيد از احمد بن ابى جعفر بيهقى روایت دريافت کرد .
بار ديگر در سال ۳۵۵ به بغداد وارد شد و شايد اين امر پس از بازگشت از زیارت خانه خدا بوده است .
از کتاب المجالس صدوق بر مى آيد که دوبار ديگر به زیارت مشهد رفته است ، يک بار در سال ۳۶۷ که در آنجا بر سيد ابى البرکات على بن حسين حسينى و ابى بکر محمد بن على حدیث خواند و قبل از محرم سال ۳۶۸ به رى بازگشت . بار ديگر آنگاه که قصد سفر به ماوراءالنهر داشت در بين راه از مشهد به بلخ مسافرت کرد و از بزرگان آن ديار بهره گرفت . از جمله : حسين بن محمد اشنانى رازى ، حسين بن احمد استرآبادى ، حسن بن على بن محمد بن على بن عمر و العطار ، حاکم ابو حامد احمد بن حسين و عبيدالله بن احمد فقيه .
و در ايلاق نيز نزد محمد بن عمرو بن على بن عبدالله بصرى و محمد بن حسن بن ابراهيم کرخى و غير اينها حدیث شنيد و در همين روستا بود که شريف الدين ابو عبدالله محمد بن حسين (۱۲) معروف بن نعمت از او خواست تا کتاب من لا یحضره الفقیه را بنگارد که شرح آن را در بخش تاءليفات او خواهيم آورد. از آنجا عازم سرخس شد و آنگاه به سمرقند و فراعنه رفت . در پى سفر به گرگان نيز از ابى الحسن محمد بن قاسم استرآبادى استماع حدیث کرده است .

مقام علمى

[ویرایش]

رفته رفته به مبارکى دعاى حضرت ولی عصر ( عج ) برکت وجود شيخ صدوق فراگير و شهرتش عالمگير شد و تمام دانشوران ، زبان به مدح و ثناى او گشودند و در برابر عظمت و گستردگى دانش او خضوع کردند. پس از سفر به بغداد هشرت علمى او آنچنان دانشمندان آن ديار را تحت تاءثير قرار داده بود که تمام آنها را مجذوب خود کرد و از شعاع وجودى خود بهره مند ساخت .
شيخ صدوق را نمى توان ، تنها يک محدث يا فقیه يا اصولى ناميد بلکه با نظر به گوناگونى تاءليفات او و سخنان عالمان دينى در حق وى ، پى به دامنه دانش بيکران او خواهيم برد.
عمر رضا کحاله از عالمان اهل سنت در حق او نوشته است :
محمد بن على بن الحسين ... شيعى ( ابوجعفر ) مفسر، فقیه ، اصولی ، محدث ، حافظ، آشناى به رجال ،... ( بوده است ) .
[۶] معجم المولفين ج۱۱، ص۳.

بيشترين فرصت و زحمت وى صرف جمع ، آورى و تدوين و تبويب و نشر احادیث و نگارش کتب مختلف شد. و اين امر جز با تسلط او بر آن رشته هاى علمى تحقق نخواهد يافت .
تبويب و تدوين حدیث با توجه به موقعيت زمانى صدوق و نبود يا کمبود امکانات نگارشى و تحقيقى در آن عصر، حاکى از تلاش طاقت فرساى او است . امروزه انجام چنين امر بزرگ با وجود امکانات زياد حتى از توان يک گروه علمى هم خارج است .
صدوق با کار ابتکارى خود در تنظيم آثار معصومین ( علهيم السلام ) چشمه سارى را جارى ساخت که نسلهاى آينده توانستند از جويبار روان و زلال آن نيازهاى علمى و دينى بشريت را مرتفع سازند.

فقيه اماميه

[ویرایش]

برخى از کسانى که زندگانى فقيهان را نگاشته اند صدوق را از قلم انداخته ، و او را در زمره فقهاى نامدار شیعه نياورده اند ! حال آنکه صدوق در بسيار از کتابهاى خود از جمه کتاب معروف من لایحضره الفقیه ( يکى از کتابهاى چهارگانه اصلى شیعه ) روایات را بر اساس مبانى فقهى خود تنظيم کرده و در مقدمه آن نيز نوشته است : آنچه در اين کتاب آوده ام به آن فتوا مى دهم . يعنى مطابق نظريات وى در احکام است . همچنين کتاب معروف المقنع وى در شمار کتب اوليه فقهى عالم تشیع قرار دارد و کاملا جنبه فتوايى دارد و ساير فقها در قرون و اصعار پس از وى به همين کتاب به مثابه نظريه هاى فقهى وى استناد کرده اند، بعلاوه بسيارى از رجال نويسان او را در زمره فقيهان آورده اند.

استادان

[ویرایش]

پدرش علی بن بابویه قمی
محمد بن حسن بن احمد بن ولید
احمد بن علی بن ابراهیم بن هاشم قمی
احمد بن محمد بن یحیی عطار اشعری
محمد بن احمد بن علی اسدی معروف به ابن جراده بروعی
احمد بن محمد بن صقر صائغ العدل
احمد بن محمد بن حسن قطان
حسین بن احمد بیهقی
احمد بن ابراهیم بن بکر خوزی
علی بن ثابت دوالیبی
محمد بن بکران نقاش
حسن بن محمد بن عمرو بصری

شاگردان

[ویرایش]

۱.شیخ مفید
۲.حسین بن علی بن موسی
۳.حسن بن حسین بن علی
۴.علی بن احمد پدر نجاشی
۵.ابوالقاسم علی بن محمد بن خزازی
۶.حسین بن عبیدالله غضائری
۷.هارون بن موسی تلعکبری
۸.محمد بن طلحه نعالی بغدادی
۹.ابوبکر محمد بن احمد بن علی

تألیفات

[ویرایش]

۱.من لایحضره الفقیه
۲.عیون الاخبار
۳.اوصاف النبی
۴.معانی الاخبار
۵.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال
۶.علل الشرائع
۷.اثبات الوصیه
۸.اثبات الخلافه
۹.صفات الشیعه
۱۰.فضل الشیعه
۱۱.ذکر المجالس
۱۲.خصال
۱۳.توحید
۱۴.اعتقادات
۱۵.الاوائل و الاواخر
۱۶.الهدایه
۱۷.مقنع
۱۸.مصابیح
۱۹.مصباح
۲۰.معراج
۲۱.ابطال
۲۲.اختیار
۲۳. کتاب طهارت
۲۴.کتاب صلات
۲۵. کتاب صوم
و....

وفات

[ویرایش]

وی پس از گذشت هفتاد و پنج سال از عمرش، در سال ۳۸۱ دعوت حق را لبیک گفت و در شهر ری دیده از جهان فرو بست و در نزدیکی مرقد عبدالعظیم حسنی مدفون گردید.
امروزه آرامگاهش به نام ابن بابویه در شهر ری مشهور و آرامگاهش زیارتگاه مسلمانان و محل استجابت دعای مؤمنان است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. تنقيح المقال ج۳، ص۱۵۴.
۲. الغيبه، شیخ طوسی، ص۱۸۸.
۳. معانى الاخبار، ص۳۷.
۴. ركن الدوله ،لقب حسن فرزند ابو شجاع ديلمى است .
۵. مجالس المومنين ، قاضى نور الله شوشترى ج۲، ص۳۲۵.
۶. معجم المولفين ج۱۱، ص۳.
۷. من لا یحضره الفقیه ج۱، ص۳.    


منبع

[ویرایش]

شبکه شارح    










جعبه ابزار