عرفان اسلامی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در میان
علوم اسلامیپس از گذشت حدود دو قرن از ظهور اسلام، این دین توانست بخش زیادی از جهان آن روز را با تعالیم خود نورافشانی کند
، دانشی به نام عرفان وجود دارد که به دلیل دوری از دسترس عامه مردم و بلکه بسیاری از اهل علم همیشه در هاله‌ای از ابهام، پیچیده است. و شاید مهمترین عامل در این عدم وضوح، به جز غامض بودن مفاهیم و
اصطلاحات عرفانی(قطب، اوتاد، ابدال، نجباء و صلحاء) از اصطلاحاتی است که در برخی کتاب‌های عرفانی آمده است و اشاره به مقاماتی دارد که اهل عرفان در مورد اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بر می‌شمارند
، وجود فرقه‌های فراوانی به نام صوفی باشد که به تعبیری وجهه فرهنگی و اجتماعی عرفان
[۱] . مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، (کلام، احکام، عرفان، حکمت عملی)، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۶، چ ۱۹، ص ۸۳.
می‌باشند. بزرگان
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
و اندیشه تصوف، در میان دو گونه برداشت متضاد زیسته و بالیده‌اند، چنان که از یک سو برای ایشان کراماتی در حد افسانه‌ها و اساطیر نقل شده و از سوی دیگر، تیغ‌های ملامت و تیرهای طعنه و
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
، ‌هیچ گاه اینان را رها نکرده‌ است.
همت ما در این نوشتار کوتاه شناخت بیشتر عرفان نظری است که جنبه علمی و مکتوب بیشتری دارد و البته در ادامه اشاره‌ای نیز به عرفان عملی خواهد رفت، قبل از ورود به بحث تذکر این نکته لازم است که هر چند در نوشته‌ها و مکتوبات اهل عرفان، عرفان و تصوف مترادف با هم آمده‌اند ولی باید حساب کسانی را که آگاهانه در مسیر تصوف به سود جویی پرداخته و یا ناآگاهانه عقاید باطل، و خلاف را رواج داده‌اند از حساب اهل عرفان حقیقی جدا کرد. چنان که خود نیز کتابی جداگانه در ردّ این گونه مدعیان تصوف و
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
نمایان نوشته است.
[۲] . ر.ک: یثربی، سید یحیی، فلسفه عرفان، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۷، چ چهارم، ص ۱۹۸ ـ ۱۹۹.



تاریخچه



تصوف جزو ابداعات نیست و در میان اقوام پیشین، مثل نصارا و وثنیه و برهمایی‌ها و
بوداییبودایی به پیرو مکتب بودا می گویند
‌ها نیز وجود داشته و دارد. و این ریشه‌داری در تاریخ نیز ناشی از تأثیری است که دین فطری بر
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
دارد و آدمی را به سوی
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و از آن جا به معرفت نفس رهنمون می‌شود، در میان نیز عرفان و تصوف، در عهد خلفا، به لباس زهد حضور دارد. و لذا می‌توان گفت که تصوف اسلامی ریشه در خود
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
دارد.
[۵] . ر.ک: زرین کوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۳، چ ۷، ص ۱۳.

مشهور است که به دلیل پوشیدن لباسهای پشمینه، عده‌ای را صوفی می‌خواندند، چنان که در قرن دوم هجری عده‌ای از زهاد و عباد زمان، لباس پشمینه می‌پوشیدند و به این لباس معروف بودند. به همین جهت است که تا نیمه قرن دوم کلمه صوفی رواجی ندارد. و اولین کسی که به این اسم نامیده شده است ابو هاشم کوفی (م ۱۶۰) است. در زمان مأمون عباسی نیز کسانی مشهور به صوفی بوده‌اند. تا این زمان، تصوف،
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
به همراه خوف و خشیت است، ولی با ظهور رابعه عدویه،
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و محبت نیز به این مجموعه افزوده می‌شود. در این دوران، در
خراسانخراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند
، به دلیل خاموشی کانون ابومسلم و شکست جاه طلبی‌های ارضاء نشده خراسانیان و نیز مجاورت با حوزه فعالیت سیاحان و زائران
بوداییبودایی به پیرو مکتب بودا می گویند
،
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
خراسانخراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند
شکل می‌گیرد.
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
در مناطق مختلف بلاد اسلامی با زیاده، روی در
ریاضتریاضت در لغت به معنای تربیت کردن و در اصطلاح علم اخلاق به معنای وادار کردن نفس بر ادای واجبات و اجتناب از محرمات است
و رجوع به باطن و ترک ظاهر
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
و نیز سخن از محبت گفتن، متشرعه را علیه خود برانگیختند و به تدریج با ظهور صحبت از
وحدت==معنای لغوی اتحاد==اتحاد به معنای یکتایی و یگانگی است خلیل بن احمد فراهیدی، ترتیب العین، ج۱، ص۱۴۲، تصحیح موسسه نشر اسلامی انتشارات نشر اسلامی، سال چاپ ۱۴۱۴هـق، نوبت چاپ: اول، ص ۱۴۲
و
اتحاداتّحاد به معنی یکی بودن دو چیز یا بیشتر به لحاظ جنس، مکان، زمان و مانند آن را گویند
وجود، این مخالفت‌ها بیشتر شد، و لذا مجبور به تأویل سخنان خود و نیز و شدند. در
بغدادبغداد: پایتخت فعلى كشور عراق است
، به جهت رونق
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
و ، تصوف مبادی خود را تنقیح کرده و با فلسفه نو افلاطونیان آشنا شد و عقاید جدیدی در میان ایشان رایج گردید.
اولین صوفی که اثری از او باقی مانده است،‌ حارث بن اسد محاسبی (۱۶۵ ـ ۲۴۳) است با دو کتاب به نام‌های الرعایة لحقوق الله، و الوصایا. در سال ۳۰۹
حسین بن منصور حلاجحَلّاج، حسین بن منصور، صوفی مشهور سده سوم و چهارم است
به دلیل عقاید و گفتارش محکوم به مرگ شد. پس از او عده‌ای از
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
از روی احتیاط دم درکشیدند. در یک دسته بندی می‌توان گفت تصوف در تحول تاریخی خود پنج دوره را پشت سرنهاده است.

← الف: مرحله زمینه‌ها


در قرن اول هجری، نوعی زهد افراطی و اعراض از دنیا در میان برخی از افراد ظهور کرد. علت این امر، یکی زندگانی اختصاصی پیامبر و برخی از صحابه اوست، همانند اصحاب صفه، و دیگری دنیاطلبی و لذت جویی فراوان امویان و عباسیان و بالاخره برداشت خاص این افراد از آموزه‌هایی هم چون مبارزه با نفس، اخلاص و توجه به آخرت و... است که در قرآن و سنّت آمده است.

← ب: مرحله جوانه‌ها


در این سوره برخی از اصول و فروع تصوف مطرح شده است، این دوران از نیمه اول قرن دوم آغاز می‌شود. رابعه عدویه (م ۱۳۵)
شقیق بن ابراهیم بلخیابوعلی شقیق بن ابراهیم بلخی معروف به شقیق بلخی (متوفی ۱۹۴ ه‌ ق) از عرفای بنام بود
(م ۱۹۴) و عطیه بن عبدالرحمان دارانی (م ۲۱۵) و ذو النون مصری (م ۲۴۵) از عرفای این روزگار هستند.

← ج. مرحله رشد و رواج


از اواخر قرن سوم آغاز می‌شود، و هر چند تصوف در این دوران مکتب کاملی نیست، ولی بیشتر محتوای عرفان ، تقریبا به صورت کامل، رایج است.
بایزید بسطامیبایزید بسطامی، همان طیفور بن عیسی بن سروشان است، او صوفی و زاهد و عارف ایرانی است
(م بین ۲۰۲ تا ۲۶۴)، با قول به حلول و اتحاد وجود معروف است، و
جنید بغدادیجنید بغدادی‌، ابوالقاسم‌، صوفی‌ نامدار قرن ‌سوم‌ می باشد
(م ۲۹۷ یا ۲۹۸) که او را شیخ الطائفه و شیخ المشایخ می‌خوانند در این دوره حضور دارد. وی در بیان آراء و مبادی تصوف اهتمام بسیاری به کار برد.
سهل بن عبدالله تستریسهل تستری، سهل‌ بن عبداللّه تستری، از مشایخ صوفیۀ خوزستان و عراق عجم در قرن سوم بود
(م ۲۸۳) و صاج (م ۳۰۹) و شبلی (م ۳۳۴) از مشاهیر این دوره‌اند.

← د. مرحله نظم و کمال


در این دوره عرفان از هر دو جهت عملی و نظری، تکمیل شده و به صورت یک نظام فکری کامل در آمد. در
خراسانخراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند
،
ابوسعید ابوالخیراَبوسَعیدِ اَبوالخِیر، فضل الله بن احمد بن محمد بن ابراهیم میهنی (اول محرم ۳۵۷ ـ ۴ شعبان ۴۴۰ق/ ۷ دسامبر ۹۶۷ ـ۱۲ژانویه ۱۰۴۹م)، عارف بنام خراسانی، منسوب به میهنه، از قرای مشهور خاوران در میانه سرخس و ابیورد است
(م ۴۴۰) و امام ابوالقاسم قشیری (م ۴۴۵) و
خواجه عبدالله انصاریخواجه عبدالله انصاری در روز جمعه وقت غروب خورشید، دوم شعبان سال ۳۹۶ هجری قمری در هرات به دنیا آمد
(م ۴۸۱) هستند که انصاری
عرفان عملیعرفان عملی، بخشی از عرفان است که روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند
را تدوینی نو کرد. در فارس ابوعبدالله محمد بن خفیف شیرازی (م ۳۷۱) و پس از او شیخ ابواسحاق کازرونی (م ۴۲۶) حضور دارند. ابو حامد محمد غزالی (م ۵۰۵) صدای رسایی بود که در این دوران به دفاع از
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
برآمد. و دو کتاب معروف او، المنقذ من الضلال و
احیاء علوم الدینكتاب احياء علوم الدين در سال ۶۲۰ هجرى در شهر دهلى به فارسى ترجمه و در قرن اخير- به روايت مصحح مصرى كتاب المنقذ من الضلال - به زبانهاى انگليسى و فرانسه و اسپانيايى و چند زبان زنده ديگر نيز برگردانيده شده است
، تأثیر فراوانی در ترویج تصوف داشتند. عرفان او با وجود رنگ نو افلاطونی، هم چنان اسلامی و زاهدانه است، برادر او احمد غزالی (م ۵۲۰) در کار تصوف عملی است و شاگردش عین القضاة همدانی (۴۹۲ ـ ۵۲۵) است. (صاحب کتابهای تمهیدات و زبدة الحقایق) نوشته‌های او سرانجامی هم چون منصور حلاج بر بالای دار و در درون آتش برای او رقم زد.
در دو قرن چهارم و پنجم، و اخوان الصفا سعی در نزدیکی عقل و
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
داشتند و ابن سینا نیز حکمت شرقی خود را در کتاب الاشارات و التنبیهات مبنای تلفیق
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
و عرفان قرار داد. اهل تصوف نیز از این همه بهره بردند. در قرن ۶ ابن فارض مصری (۵۴۶ ـ ۶۳۲) و پس از او
محیی الدین ابن عربیاِبْن‌ِ عَرَبی‌، ابوعبدالله‌ محیی‌الدین‌ محمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد بن‌ العربی‌ الحاتمی‌ (۵۶۰-۶۳۸ق‌/۱۱۶۵-۱۲۴۰م‌)، معروف‌ به‌ شیخ‌ اکبر، اندیشمند، عارف‌ و صوفی‌ بزرگ‌ جهان‌ اسلام‌
(م ۶۳۸) می‌درخشند که
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
، در این نظام خود را مدیون اوست. او در آثارش همانند الفتوحات المکیه و فصوص الحکم و... عرفان را به نوعی فلسفه تبدیل می‌کند و
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
را به خوبی تقریر و تبیین می‌نماید و تصوف را تتبه، خالق و تخلق به اخلاق الله معرفی می‌کند.

← هـ . مرحله شرح و تعلیم


در این مرحله آثار گذشتگان به طور مبسوط شرح و تفسیر شده است. از آغاز قرن هفتم این موج فراگیر می‌شود، صدر الدین قونوی (م ۶۷۷)، جلال الدین موسوی (۶۰۴ ـ ۶۷۲)،
فخر الدین عراقیشیخ فخرالدین ابراهیم بن بزرجمهر بن عبدالغفار همدانی فراهانی و مشهور به عراقی از بزرگان تصوف و شاعران بلند پایهی ایران در قرن هفتم هجری است
(۶۸۸) ، سعید الدین فرغانی (م حدود ۷۰۰) با اثر بزرگ خود به نام مشارق الدراری،
عبدالرزاق کاشانیکمال‌الدّین ابوالفضل عبدالرزاق بن جمال‌الدّین ابی‌الغنائم کاشانی، (قاشانی یا کاشی) عارف مشهور که علاوه بر علوم باطنی در علوم ظاهری و عقلی مانند شرعیات (فقه و حدیث و تفسیر و علوم مرتبط)، اصول فقه، کلام، معقولات (منطق و علوم طبیعی) و علوم الهی (فلسفه) تبحر زیاد داشته است
(م ۷۳۶) و داود بن محمود بن محمد رومی قیصری (م ۷۵۱) شارح بزرگ فصوص الحکمه
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
در ترویج
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
نقش اساسی دارند.
سید حیدر آملیسید حیدر آملى از عرفاى بزرگ شیعه و از شاگردان فخر المحققین، فرزند علامه حلی، است
(م ۷۸۷) عارف نامدار شیعی نیز از بزرگان این عصر می‌باشد، بسیاری از آثار بزرگ تصوف و
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
و
عرفان عملیعرفان عملی، بخشی از عرفان است که روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند
در این دوره نگاشته شده است. از صائن الدین علی ابن محمد الترکه اصفهانی (م ۸۳۵)، نفحات الانس از عبدالرحمان جامی (۸۱۲ ـ ۸۹۸) گلشن راز شیخ محمود شبستری (م حدود ۷۲۰)، الانسان الکامل از عزیز الدین نسفی و... .
از قرن دهم هجری، به بعد عرفان به شکل دیگری در می‌آید. بزرگان
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
، برجستگی گذشتگان را ندارندو نیز عرفایی یافت می‌شوند که داخل در سلسله‌های رسمی تصوف نیستند، صدر المتالهین شیرازی (م ۱۰۵۰)،
فیض کاشانیمحمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ ق
(۱۰۹۱)، قاضی سعید قمی (۱۱۰۳) و نیز افرادی از میان فقهای
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
که اهل سیر و سلوک عملی بوده و به مقامات عرفانی رسیده‌اند ولی به طور رسمی وارد عرفان و تصوف نشده‌اند. همانند سید مهدی بحر العلوم (م ۱۲۱۲)
میرزا جواد آقا ملکی تبریزیخورشید قرن سیزدهم هجری رو به افول بود که تبریز لبریز از شادی و سرور شد، «لطف» الهی پسری زیبا به خاندان «حاج میرزا شفیع» داد که «جواد»ش نام نهادند
(۱۳۳۳ ش) و علامه سید محمد حسین طباطبایی (م ۱۳۶۰ ش).
[۶] . ر.ک: زرین كوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، از ص ۳۵ ـ ۱۱۴؛ و نیز یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۴، چ ۲، صص ۱۱۳ ـ ۱۹۴.

مرحوم
استاد شهید مطهریعلامه و استاد شهید آیت‌الله مرتضی مطهری از عالمان کم نظیر عصر حاضر است که در علوم مختلف، متبحر و صاحب نظر بود
، طبقه بندی عرفا را بر اساس دوران زندگی آنها تا قرن ۹ ذکرکرده‌اند،
[۷] . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۰۸ ـ ۱۴۱.
که می‌توان مراجعه کرد.

موضوع عرفان



نویسنده لازم می‌داند که موضوع این علم به لحاظ مفهومی عام‌تر از تمام موضوعات باشد و از جهت حیطه و گستره. اتم از دیگر موضوعات و علوم باشد و نیز آشکارترین معنا برای انسان و ابتدایی‌ترین تصور و تعقل باشد. و تمامی این صفات را در کلمه وجود مطلق گرد آمده می‌بیند.
[۸] . ر.ک: صائن الدین علی الترکه: تمهید القواعد، به تصحیح حسن حسن زاده آملی، انتشارات الف لام میم، قم، ۱۳۸۱، ص ۱۳ ـ ۲۵.
قیصری نیز موضوع علم را ذات احدیث و نصرت ازلی و صفات سرمدی او می‌داند.
[۹] . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۷؛ و برنجکار، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۴۲.
شاید بتوان گفت از آن جا که در بینش عرفا، وجود و موجود حقیقی همان ذات احدی و صفات و نعوت اوست و به جز او، در دیار هستی، حقیقتی نیست، پس بحث از ذات حضرت حق بحث از تمام عالم هستی است و لذا هرچند تعبیر قیصری با تعبیر ابن ترکه تفاوت دارد ولی مراد هر دو یکی است.
[۱۰] . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۷ و ۲۱۸.


مشخصات عرفان



قیصری می‌گوید مسائل عرفان عبارتند از چگونگی صدور کثرت از حضرت حق و چگونگی بازگشت این کثرت‌ها به او و بیان مظاهر اسماء الهی و نعوت ربانی و کیفیت بازگشت اهل الله به سوی او و نحوه سلوک و مجاهدات و ریاضات
اهل اللهاهل مکه را اهل الله می‌گویند
و بیان نتایج دنیوی و اخروی یکایک اعمال و افعال و اذکار به گونه‌ای که در عالم حقیقت و واقع‌، ثابت است.
[۱۱] . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۸.

همین مطلب را ابن ترکه در با عبارتی موجز بیان کرده است.
[۱۲] . ر.ک: صائن الدین ابن ترکه: تمهید القواعد، به تصحیح حسن حسن زاده آملی، ص ۲۶.

در عرفان علم تنها کافی نیست. و عمل اساس کار است و علم محصول عمل محسوب می‌شود و لذا عرفان به
عرفان عملیعرفان عملی، بخشی از عرفان است که روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند
و
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
تقسیم می‌شود. عرفان جهان خارج را واقعی دانسته و برای آن وحدتی حقیقی قائل است که هم دارای ظاهر است و هم باطن و باطن آن حقیقت محض است. عرفا در عین پذیرش
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
و
علم حصولیعلم حصولی شامل: لزوم بررسی علم حصولی، تصور و تصدیق اجزاء قضیه ، اقسام تصور، تصورات کلی، تحقیق درباره مفهوم کلی، پاسخ یک شبهه، بررسی نظریات دیگر می باشد
، اصالت را به ارتباط حضوری و شهودی بین انسان و حقیقت می‌دهند. هدف
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
رسیدن به حقیقت واحد عینی و اتحاد با آن و فناء در آن است. و بقای انسان را در همین وصول و اتحاد می‌بیند. و البته در این راه
ریاضتریاضت در لغت به معنای تربیت کردن و در اصطلاح علم اخلاق به معنای وادار کردن نفس بر ادای واجبات و اجتناب از محرمات است
و مجاهده است که انسان را به هدف می‌رساند. عشق جزو مسائل اساسی عرفان است.
[۱۳] . ر.ک: یثربی، سید یحیی، فلسفه عرفان، دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۷، چ چهارم، ص ۳۳ ـ ۶۲.
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
از تمام مخلوقات سریان می‌کند، در ذات حق نیز
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
است که تجلی می‌کند و عالم خلق می‌شود. محور
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
است و خلق جهان نیز با تجلی واحد صورت می‌گیرد. عالم به بهترین وجه ممکن خلق شده است (
نظام احسنمقصود از «نظام احسن» این است که نظامآفرینش خداوند به بهترین وجه ممکنخلق شده است
). انسان جزو مهمترین مباحث عرفان است. انسان مظهر تام و تمام خداست. عالم کبیر است و در مقابل جهان، انسان صغیر است. آدمی پیش از جهان موطنی دارد که اصل اوست و به آن جا بازگشت خواهد کرد و لذا دراین جهان به شدت احساس غربت می‌کند.
[۱۴] . ر.ک: مطهری، مرتضی، عرفان حافظ، ص ۸۳ ـ ۱۳۱.

عرفا برای بیان اغراض خود از اصطلاحات خاصی استفاده می‌کنند که بیشتر حالت رازگونه دارند و تلاش می‌کنند معارف آنها در میان عامه رواج نیابد، همانند وقت، حال، مقام، قبض و بسط، جمع و فرق، غیبت و حضور، ذوق، شرب، سکر، محو و محق و محو، خواطر،
[۱۵] . ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۶۱ ـ ۱۷۳؛ و عرفان حافظ، ص ۱۲.
هویه و حقیقه الحقایق، احدیث و عماء، محبوبین و محبین، وجد و شهود و عیان و مکاشفه و تلوین و تمکین.
[۱۶] . ر.ک: یثربی، سید یحیی،‌عرفان نظری، ص ۲۳۹ ـ ۲۶۶.


تفاوت عرفان و فلسفه



فیلسوف در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تکیه می‌کند. و ابزار کار او
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و
منطقمنطق از دو نظر جزء علوم اسلامی محسوب می‎شود: اولاً به دلیل این که مانند ادبیات عرب نسبت به بسیاری از علوم اسلامی جنبه مقدمی دارد
و
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
است ولی عارف مبادی و اصول کشفی و شهودی را مایه
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
قرار می‌دهد و آن را به زبان عقل توضیح می‌دهد. ولذا ابزار کار او، دل، و مجاهده و تصفیه و تهذیب و حرکت در باطن است. فیلسوف می‌خواهد جهان را به صورت کامل بفهمد ‌و همین را کمال انسان می‌داند و عارف تلاش می‌کند به کنه و حقیقت هستی که خداست برسد، در نظر فیلسوف غیر خدا هم اصالت دارد و تفاوت ماسوا با خدا در
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
و
امکانامکان ، در یکی از کاربردهایش از مواد ثلاث، قسیم وجوب و امتناع ذاتی و به معنای سلب ضرورت وجود و عدم از ماهیت من حیث هی می‌باشد
است ولی در نظر
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
غیر خدا هیچ نیست و هر چه هست اسماء و صفات و تجلیات خداست نه اموری در برابر او.
[۱۷] . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۸۹ ـ ۹۱.

موضوع
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
موجود است ولی موضوع ‌عرفان موجود حقیقی است که آن را منحصر در خدا می‌داند، و شاید نکته اصلی تفاوت هم این باشد که فیلسوف از پیش نتیجه کار
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
ورزی خود را نمی‌داند ولی
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
درصدد است آن چه را یافته و شهود کرده است با مبادی عقلی توجیه و تفسیر کند.
[۱۸] . ر.ک: برنجکار، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۳.


جایگاه عرفان در قرآن و سنت



چنان که گفته شد مراحل آغازین عرفان، برگرفته از آموزه‌های دینی هم چون
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
،
توکلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
،
‌اخلاصاخلاص پاک کردن نیّت از غیر خدا و انجام دادن عمل تنها برای خدا می باشد
و... می‌باشد و نیز چنان که در تاریخچه آمد عرفا ی فراوانی سعی در نزدیکی عرفان با
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
داشتند و هر چند درباره توفیق یا عدم توفیق ایشان بحث کرد ولی آن چه قطعی است این است که بسیاری از مسائل و مباحث عرفانی دقیقاً از متن برداشت شده‌اند. بلند درباره
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
، برداشت‌های ابتدایی و ساده از
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
را به کناری می‌نهد و ما را به فهم عرفا از توحید نزدیک می‌کند. همانند: «أینما تولّوا فثم وجه الله» به هر طرف رو کنید چهره
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
آن جاست. «نحن اقرب الیه منکم» از شما به او (میت) نزدیک‌تریم، «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» و دیگر. در مورد و طی مراحل قرب حق تا آخرین منازل، کافی است به درباره «
لقاء اللهامام خمینی (ره) در ضمن شرح حدیث ۲۸ از کتاب ارزشمند چهل حدیث ، با بیانی زیبا و شیوا، اما به اجمال و اختصار به شرح این مهم پرداخته‌اند
» و «رضوان الله» و یا مربوط به
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
و
الهامالقای یک معنا، معرفت یا انجام دادن کاری در دل انسان از سوی خدا یا فرشته را الهام گویند
و مکالمه ملائکه با غیر
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
و داستان رجوع کنیم. در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
سخن از علم لدنی و افاضی آمده است. و از
تسبیحبه گفتن (سبحان اللّه) و مانند آن از اذکار دلالت‏ کننده بر تنزیه خداوند و دانه‏هاى به نخ کشیده شده جهت گفتن ذکر خداوند تسبیح گفته می شود
ذرات جهان سخن رفته است. و این همه به جز و خطبه ادعیه است. دعای کبیر، دعای ابوحمزه، مناجات شعبانیه، دعاهای
صحیفه سجادیهصحیفه سجادیه كه از آن به زبور آل محمد (علیهم‌السلام) و انجیل اهل بیت یاد می شود، از مهمترین و معتبرترین متون اسلامی بعد از قرآن کریم است
و بالاخره دعای عرفه امام حسین ـ علیه السّلام ـ . در حدیث قرب نوافل نیز آمده است که بنده در اثر
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
به مقامی می‌رسد که خداوند گوش و چشم و لسان و دست آن بنده می‌شود. که با آنها می‌بیند و می‌شنود و سخن می‌گوید. آیاتی که از محبت خدا و بندگان سخن به میان می‌آورند نیز از ریشه‌های مباحث عرفانی است.
[۲۴] . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۸.

و نیز می‌توان به فراوانی که درباره معرفت نفس و ارتباط آن با
شناخت خداشناخت خدا از خواسته‏ های فطری انسان است
آمده است اشاره نمود.
[۲۵] . ر.ک: ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مؤسسه دار الحدیث، بیروت لبنان، ۱۴۱۹، ج ۵، ص ۱۸۷۶، ۱۸۸۳.



عرفان اسلامی در مقایسه با سایر مکاتب عرفانی



از آن جا که
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
جزو منابع عرفان اسلامی هستند، ‌بدیهی است که عرفان اسلامی برتری خاصّی نسبت به سایر مکاتب داشته باشد که این نکته با نظری اجمالی، به برخی از مکاتب عرفانی روشنی بیشتری خواهد یافت. هر چند عرفای مسلمان از تمامی این مکاتب بهره‌ برده‌اند ولی آن چه باعث مزیت و رجحان ایشان است، آموزه‌های دین
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
می‌باشد.
صوفیان و عرفای مسلمان برخلاف راهبان مسیحی،
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
کرده و صاحب زن و فرزند بوده‌اند و به تعبیر دیگر در جامعه حضور داشته‌اند و نیز پیروان سایر مذاهب و ادیان را به آسانی تحمل می‌کردند،
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
در عرفان مسیحی منحصر به اقنوم دوم از اقانیم ثلاثه است که می‌باشد ولی
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
طریق و وسیله‌ای است که
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
را به اتحاد و فنا و ذات حق می‌رساند.
در قیاس با تعالیم هندیان، نیز می‌بینیم که موضوع خدا و بقای
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
و زندگی اخروی در آن مکاتب مورد تأکید نیست. بودائی‌‌ها فقط تربیت اخلاقی و تصفیه باطن را در نظردارند و در واقع صرفاً خویشتن‌سازی است ولی
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
در پی رسیدن به خداست. هدف
ریاضتریاضت در لغت به معنای تربیت کردن و در اصطلاح علم اخلاق به معنای وادار کردن نفس بر ادای واجبات و اجتناب از محرمات است
‌های هندی رهایی از بدبختی‌های زندگی است چرا که زندگی را شوم می‌دانند، ولی در تصوف اسلامی، زندگی را مقدمه اهداف والای خود می‌دانند و بهره‌وری از غرایز را پس از طی مراحلی، مخالفت تعالیم روحی نمی‌دانند و در تعالیم هندی فنا آخرین هدف است در حالی که در عرفان اسلامی فناء پایه‌ای برای «بقاء بالله» است و در تصوف اسلامی به جز مواردی اندک سخن از فنای صفت است، در حالی که در بودایی نفی ذات مراد است و بالاخره در آموزه‌هایی هندیان بر سر
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و عواطف، پا نهاده‌اند و به انهدام کامل وجود روانی و ذهنی رسیده‌اند.
در مقایسه با افلاطونیان نیز علیرغم شباهت‌های فراوان به امید اعتقاد آنها به خدایان متعدد و عقیده به
تناسخیکی از مسائل اعتقادی که محل بحث های فراوانی در مورد ان مطرح شده است تناسخ است
اختلاف در تفسیر
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
و مخالفت آنان با مذهب، برتری عرفان اسلامی مشهود است.
برخی از تفاوت‌هایی که در بالا ذکر شد در مقایسه میان عرفان اسلامی با باورهای گنوسی، آیین‌های چینی، و ادیان و مکاتب ایران باستان نیز به چشم می‌آیند.
[۲۷] . ر.ک: یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، ص ۷۹ ـ ۱۱۱.


نتیجه



با نظر به آن چه آمد، مشخص می‌شود که اولاً عرفان ریشه در
فطرتفطرت نوعی خاص از آفرینش‌ و راهنمای انسان به سوی خدا است
و دین فطری دارد، و در میان اقوام و ادیان ‌دیگر نیز وجود دارد. ولی عرفای مسلمان با بهره‌گیری از آموزه‌های اسلام و همراه کردن اندیشه‌های خود با
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
،
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
و
عرفان عملیعرفان عملی، بخشی از عرفان است که روابط و وظایف انسان را با خود، جهان و خدا بیان می‌کند
را اغنای خاصی بخشیدند. و از قرن هفتم و با ظهور
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
عرفان نظریعرفان نظری، در واقع جهان بینی عرفانی است یعنی نظری که عارف درباره جهان و هستی دارد
تبدیل به یک علم منسجم شده است، ‌که در مقایسه با سایر مکاتب عرفانی از امتیازات ویژه‌ای برخوردار است. آخرین کلام این که دانش عرفان از آن جا که موضوعش به ذات و اسماء خداست و هدفش رسیدن به
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
می‌باشد، برترین علم شمرده شده است. و به گفته قیصری هر چند مقام و حکمت نیز از خداوند بحث می‌کنند ولی در آن دو علم از کیفیت وصول بنده به خدا بحث نمی‌شود. در حالی که هدف از تحصیل همه علوم و انجام طاعات همین یک نکته است.
[۲۸] . ر.ک: یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، ص ۲۲۱.


پانویس


 
۱. . مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، (کلام، احکام، عرفان، حکمت عملی)، انتشارات صدرا، تهران، ۱۳۷۶، چ ۱۹، ص ۸۳.
۲. . ر.ک: یثربی، سید یحیی، فلسفه عرفان، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۷، چ چهارم، ص ۱۹۸ ـ ۱۹۹.
۳. ر.ک:طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، انتشارات اسماعیلیان، قم، ۱۳۷۱، چ پنجم، ج ۶، ص ۱۹۳.    
۴. ر.ک:طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج ۵، ص ۲۸۱.    
۵. . ر.ک: زرین کوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۳، چ ۷، ص ۱۳.
۶. . ر.ک: زرین كوب، عبدالحسین، ارزش میراث صوفیه، از ص ۳۵ ـ ۱۱۴؛ و نیز یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۴، چ ۲، صص ۱۱۳ ـ ۱۹۴.
۷. . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۰۸ ـ ۱۴۱.
۸. . ر.ک: صائن الدین علی الترکه: تمهید القواعد، به تصحیح حسن حسن زاده آملی، انتشارات الف لام میم، قم، ۱۳۸۱، ص ۱۳ ـ ۲۵.
۹. . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۷؛ و برنجکار، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۴۲.
۱۰. . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۷ و ۲۱۸.
۱۱. . یثربی، عرفان نظری، ص ۲۱۸.
۱۲. . ر.ک: صائن الدین ابن ترکه: تمهید القواعد، به تصحیح حسن حسن زاده آملی، ص ۲۶.
۱۳. . ر.ک: یثربی، سید یحیی، فلسفه عرفان، دفتر تبلیغات اسلامی قم، ۱۳۷۷، چ چهارم، ص ۳۳ ـ ۶۲.
۱۴. . ر.ک: مطهری، مرتضی، عرفان حافظ، ص ۸۳ ـ ۱۳۱.
۱۵. . ر.ک: مطهری، مرتضی، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۶۱ ـ ۱۷۳؛ و عرفان حافظ، ص ۱۲.
۱۶. . ر.ک: یثربی، سید یحیی،‌عرفان نظری، ص ۲۳۹ ـ ۲۶۶.
۱۷. . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۸۹ ـ ۹۱.
۱۸. . ر.ک: برنجکار، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۴۲ ـ ۱۴۳.
۱۹. سوره بقره،آیه۱۱۵.    
۲۰. سوره واقعه،آیه۸۵.    
۲۱. سوره حدید،آیه۳.    
۲۲. ر.ک:کلینی، محمد بن یعقوب، الاصول من الکافی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵، چ چهارم، ج ۲، ص ۳۵۲، حدیث ۷ و ۸.    
۲۳. . مانند سوره آل عمران،آیه۳۱.    ، سوره مائده،آیه۵۴.    ، سوره بقره،آیه۱۶۵.    
۲۴. . ر.ک: مطهری، آشنایی با علوم اسلامی، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۸.
۲۵. . ر.ک: ری شهری، محمد، میزان الحکمه، مؤسسه دار الحدیث، بیروت لبنان، ۱۴۱۹، ج ۵، ص ۱۸۷۶، ۱۸۸۳.
۲۶. برای مطالعه بیشتر درباره این روایات و تفسیر آنها ر.ک:طباطبایی، سید محمد حسین (علامه)، طباطبایی، المیزان، مؤسسه اسماعیلیان قم، ۱۳۷۱، ج ۶، ص ۱۶۲ ۱۹۴ که تفسیر آیه ۱۰۵ از سوره مائده می‌باشد.    
۲۷. . ر.ک: یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، ص ۷۹ ـ ۱۱۱.
۲۸. . ر.ک: یثربی، سید یحیی، عرفان نظری، ص ۲۲۱.


منبع



سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار