لزوم اجازه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



برای ورود به خانه دیگران اجازه لازم است.


ممنوع بودن تصرّف بدون اذن در حقّ دیگران

[ویرایش]

انسان در محیط جامعه ، به رعایت قوانین و قیودی ملزم است.
حال اگر این قیود، همیشگی و همه جایی باشند، آزاردهنده می‌شوند.
برای آسایش افراد، محیط آرام خانواده در نظر گرفته شده تا انسان با پناه بردن به آن، به‌طور موقّت از جامعه جدا شده، مدّت زمانی به دور از تقیّدهای خاصِ اجتماع، به استراحت بپردازد.
لازمه چنین امری به‌طور طبیعی، محفوظ بودن حریم خانواده است.
به این منظور و برای رعایت چنین حقّی، مقرّرات ویژه‌ای از سوی قانون‌گذاران نهاده شده‌است.
اتّفاق همه ادیان ، بلکه ضرورت غیر قابل انکار تمام ادیان، ممنوع بودن تصرّف بدون اذن در حقّ دیگران است.

منع از ورود بدون اجازه به منازل پیامبر

[ویرایش]

آیه‌۵۳ سوره احزاب مؤمنان را از ورود بدون اجازه به منازل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) منع کرده‌است:
«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لاتَدخُلوا بُیوتَ النَّبیِّ اِلاّ اَن یُؤذَنَ لَکُم اِلی طَعام غَیرَ نظِرینَ اِنهُ».
در این آیه، ورود به منازل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بر اذن متوقّف، و در‌صورت دعوت جهت صرف طعام ، برای ورود هنگام صرف طعام، رخصت داده شده‌است. کلمه «إناه» از أنی یأنی به‌معنای فرا رسیدن وقت چیزی و «ناظرین إناه» به‌معنای منتظر آن وقت ماندن است.
[۵] مجمع‌البیان، ج‌۸، ص۵۷۶.

فخررازی گفته‌است: تصریح به اذن لازم نیست؛ بلکه علم به رضایت ، کفایت می‌کند و اذن، در حقیقت راهی برای پی بردن به رضایت است که امری باطنی شمرده می‌شود و به همین جهت «اِلاّ اَن یُؤذَنَ» به صیغه مجهول آمده تا مشخّص شود که فرق ندارد اذن‌دهنده خدا یا پیامبر یا عقل باشد.
[۷] التفسیر الکبیر، ج‌۱۳، ص‌۲۲۴.


واجب بودن استیذان هنگام ورود به منازل

[ویرایش]

در جاهلیّت ، رسم بر آن بود که هنگام ورود به منازل، به گفتن صبح به خیر و عصر به خیر بسنده می‌کردند و بدون کسب اجازه وارد می‌شدند که گاه به خلوت همسران بر می‌خوردند.
خداوند، این رسم جاهلی را مردود و استیذان را هنگام ورود به منازل مسکونی، واجب دانسته‌است :
«یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لاتَدخُلوا بُیوتًا غَیرَ بُیوتِکُم حَتّی تَستَأنِسوا و تُسَلِّموا عَلی اَهلِها... فَاِن لَم‌تَجِدوا فیها اَحَدًا فَلاتَدخُلوها حَتّی یُؤذَنَ لَکُم‌...»
برخی، جمله «حَتّی تَستَأنِسوا» را به «تستأذنوا» تفسیر کرده‌اند.
[۱۱] جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۶.

در روایات ، برای آن، مصادیقی مانند سرفه کردن، سخن گفتن، کوبیدن پاشنه کفش بر زمین هنگام ورود جهت اعلام به اهل منزل، آمده‌است.
[۱۲] جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۶.
[۱۳] جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۷‌-۱۴۸.

زمخشری، احتمال داده‌است که استیناس از ماده اِنس (به‌معنای انسان ) گرفته شده و مقصود آن است که پیش از ورود باید تحقیق کرد شخصی در منزل هست یا خیر.
برخی دیگر، واژه مذکور را از ماده اُنس به‌معنای اُلفت و محبّت گرفته و گفته‌اند:به‌کارگیری این واژه به جای استیذان، می‌فهماند که اجازه گرفتن باید با محبّت و لطف همراه بوده، از هر گونه خشونت و بی‌ادبی به دور باشد.
در هر صورت، آیه، استیذان را لازم شمرده که مقتضای ظاهر، کفایت اذن است؛ گرچه اذن‌دهنده، بچّه ، زن ، برده یا کافر ذمّی باشد.
[۱۶] التفسیرالکبیر، ج‌۲۳، ص‌۱۹۹.


اهلیّت صغیر برای اذن ورود به منازل

[ویرایش]

در فقه ، بحث اهلیّت داشتن برای هر گونه عملی، از‌جمله اذن، مطرح است
[۱۷] المکاسب، ص‌۱۱۵.
که برخی از فقیهان امامیّه مواردی از‌جمله اذن در ورود به منازل مسکونی را از عدم اهلیّت صغیر استثنا کرده‌اند؛
[۱۸] الحدائق، ج‌۲۰، ص‌۳۴۳.
البتّه برخی در این استثنا مناقشه کرده‌اند.

ورود به منازل غیر مسکونی

[ویرایش]

ورود به منازل غیر مسکونی، به استیذان نیازمند نیست:«لَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ اَن تَدخُلوا بُیوتًا غَیرَ مَسکونَة فیها مَتعٌ لَکُم‌...».
این بیوت، برابر روایتی از امام‌صادق (علیه‌السلام) به‌کاروان‌سراها، حمّام‌ها و‌... تفسیر شده‌است.
[۲۱] تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۰۲.

این تفسیر را محمّد بن‌ حنفیّه و قتاده و مجاهد نیز نقل‌کرده‌اند.
[۲۲] جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۵۱.


فهرست منابع

[ویرایش]

البیان فی تفسیر القرآن؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تذکرة الفقهاء؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌ کثیر؛ تفسیر القمی؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر نمونه؛ جامع‌البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لأحکام القرآن، قرطبی؛ جامع المدارک؛ جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ حاشیة المکاسب؛ الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره؛ الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه؛ الفرقان فی تفسیر القرآن؛ فقه القرآن، راوندی؛ قواعد الاحکام؛ کتاب البیع خمینی (قدس سره)؛ الکشاف؛ لسان العرب؛ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ مستمسک العروة الوثقی؛ مصباح الفقاهه؛ معجم الفروق اللغویه؛ المکاسب؛ المیزان فی تفسیر القرآن.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۲۹‌-۴۳۳.    
۲. مستمسک‌العروه، ج۲، ص۴۳۱.    
۳. جواهرالکلام، ج۲۷، ص۱۵۶‌-۱۵۷.    
۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۵۳.    
۵. مجمع‌البیان، ج‌۸، ص۵۷۶.
۶. نمونه، ج۱۷، ص‌۳۹۹.    
۷. التفسیر الکبیر، ج‌۱۳، ص‌۲۲۴.
۸. الکشاف، ج‌۳، ص‌۲۲۷.    
۹. سوره نور، آیه۲۷و۲۸    
۱۰. تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۰۱.    
۱۱. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۶.
۱۲. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۶.
۱۳. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۴۷‌-۱۴۸.
۱۴. الکشاف، ج‌۳، ص‌۲۲۶.    
۱۵. نمونه، ج‌۱۴، ص‌۴۲۷.    
۱۶. التفسیرالکبیر، ج‌۲۳، ص‌۱۹۹.
۱۷. المکاسب، ص‌۱۱۵.
۱۸. الحدائق، ج‌۲۰، ص‌۳۴۳.
۱۹. مصباح الفقاهه، ج‌۳، ص‌۲۶۷.    
۲۰. نور/سوره۲۴، آیه۲۹.    
۲۱. تفسیر قمی، ج‌۲، ص‌۱۰۲.
۲۲. جامع‌البیان، مج‌۱۰، ج‌۱۸، ص‌۱۵۱.


منبع

[ویرایش]

دائرة المعارف قرآن کریم، برگرفته از مقاله «اذن».    



جعبه ابزار