برائت از مشرکان (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
برائت از مشرکان، از مباحث بنیادین در
فقه سیاسی اسلام است.
این اصل بر مبنای
آیات قرآن، بهویژه
سوره توبه، به معنای اعلام بیزاری و قطع رابطه سیاسی با مشرکان و دشمنان خدا است.
برائت دارای دو بُعد اعتقادی و عملی است که هم به
توحید و هم به
شریعت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مربوط میشود.
در
سیره نبوی، اجرای این اصل توسط
امام علی (علیهالسّلام) در
حج اکبر سال نهم هجری صورت گرفت و منجر به پاکسازی
حجاز از نفوذ مشرکان شد.
این مفهوم به عنوان یک خطمشی سیاسی جاودانه، نفی هرگونه
ولایت و تکیه به
کفار و
استکبار را در
روابط بینالملل جهان اسلام بیان میکند.
اصل برائت مانند همه
اصول و
احکام مستند به
نص قرآن یک اصل اسلامی و قرآنی است و نخستین آیه
سوره بقره بر آن دلالت صریح دارد.
(بَرَاءةٌ مِّنَ اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذينَ عاهَدتُّم مِّن الْمُشْرِكينَ)برائت خدا و رسولش به کسانی باد که از مشرکان با شما عهد بستند (سپس آن را شکستند).
اهمیت و اصالت شعار برائت تا حدی است که در میان اصول و احکام مختلف و متعددی که در این
سوره آمده، یکی از دو عنوانی که برای این سوره انتخاب گردیده «برائت» است.
برائت در این آیه با تأکید نوعی استدلال همراه میباشد و برای مستدل ارائه شدن این اصل اعتقادی و فقهی نیز اشاره شده است که نشان دهنده این حقیقت انکارناپذیر است که با مشرکان به دلیل عهدشکنی آنان رفتاری جز برائت نمیتوان داشت.
برائت از مشرکان در این آیه شریفه هم به خدا و نیز به رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نسبت داده شده و معنی این انتساب آن است که اصل برائت هم جنبه اعتقادی دارد و به خدا مربوط میباشد و هم با پیروی عملی از پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در ارتباط است و از سوی دیگر دو بُعد اعتقادی و عملی (فقهی) برائت از اطلاق نسبت به خدا و رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) قابل استنباط میباشد؛ زیرا هر آنچه که به آن دو منسوب باشد ریشه در اعتقاد
توحیدی و
شریعت الهی دارد.
در این آیه اشاره به این نکته نیز دیده میشود که اگر امروز به مشرکان برائت اعلام میشود، لکن دیروز با آنان رفتاری انسانی انجام گرفته و پیمانی شرافتمندانه فیمابین منعقد گردیده است و این خود نوعی استدلال و توجیه منطقی برائت را به همراه دارد.
(و أَذانٌ مِّن اللّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النّاسِ يَوْم الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّن الْمُشْرِكينَ) این اعلانی است از خدا و رسولش به همه مردم در روز حج اکبر که خداوند از مشرکان برائت میطلبد.
در این آیه نیز بیان اصل برائت با یک سلسله مفاهیم عمیق و مستدل همراه میباشد که اشاره به برخی از آنها مفید تواند بود.
واژه «
اذان» بیان کننده اعلام رسمی و علنی توام با فریاد میباشد همانگونه که شعارهای اصیل توحیدی (فصول اذان) با عنوان «اذان» نامیده شده است.
این خود نشاندهنده اهمیت و جایگاه برائت در
دین مقدس اسلام میباشد که با شعار برائت با دیدی مشابه دیدگاهش در زمینه شعائر توحید مینگرد.
از انتساب اذان به خدا و رسولش چنین استنباط میشود که اذان برائت یک
حکم اعتقادی حرف و یا یک فرمان اجرایی رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نیست، این اصلی است دو بُعدی که هم به عنوان یک اصل ثابت اعتقادی به خدا منسوب میباشد و هم به عنوان یک
حکم شریعت و یک شعار اجرایی که به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مربوط میگردد و جنبه توحیدی و بُعد شریعتی آن قابل تفکیک نیستند.
در آیه اول
سوره برائت مخاطبین برائت کسانی بودند که مشرک و عهدشکن بودند ولی در این آیه مخاطب اذان برائت همه مردمند که باید از این اصل اسلامی آگاه باشند که این یک خطمشی اصولی اسلام و یک استراتژی درازمدت میباشد.
گویی دو نوع برائت لازم است.
نخست برائتی که به خود مشرکان باید اعلام شود و برائت دیگری که بهطور فراتر همه جهانیان باید از آن آگاه باشند.
اذان برائت از آن چنان اهمیتی برخوردار میباشد که باید در روز حج و در لابهلای مراسم آن انجام گیرد و به مناسک حج روح برائت از مشرکان بدمد و بُعد تبرّایی توحید را کامل سازد.
رابطه اعلان برائت با حج خود نکتهای عمیق و تفسیری بس موسّع لازم دارد که از حوصله این مختصر بیرون میباشد.
اگر برجستهترین شعار اعتقادی و عملی حج، توحید است و نشانه از توحید ابراهیمی دارد پس اذان برائت نیز که باید در دل حج انجام گیرد و صیغهای از این مقوله دارد با این تفاوت که برائت به بعد منفی توحیدی و بخش نخستین آن یعنی «لا اله» مربوط میباشد.
توصیف حج به صفت اکبر معانی مختلفی میتواند داشته باشد
ولی نکته قابل توجه در رابطه با برائت ارتباط اعلان برائت با حج اکبر میباشد، که بیان کننده نوعی تکریم و اهمیت این عمل توحیدی میباشد.
گویی که عظمت حج اکبر با اذان برائت تکمیل و تعمیق مییابد.
مضمون اذان برائت با توجه به تعبیر
(اَنَّ اللَّهَ بَرِیءٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ) اشاره به آن دارد که اصل توحیدی برائت از مشرکان را نباید یک عمل مقابله بهمثل یا انتقامجویانه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در برابر رفتار ظالمانه
قریش و مشرکان تفسیر نمود بلکه این یک اصل جاودانه اسلامی است که خدا خود آن را مقرر فرموده و برائت از مشرکان قبل از هر کس به خدا مربوط میشود، یعنی این خداست که خود از مشرکان برائت میجوید تا راه و رسم و شیوه سیاسی اسلام و
مسلمانان را روشن سازد.
این آیه مانند آیه اول سوره برائت به وضوح بیان کننده
فلسفه سیاسی اسلام در رابطه با دشمنان و بیانگر خطمشی کلی سیاست خارجی جهان اسلام با جهان کفر میباشد.
فلسفه، خطمشی و رکنی که در تبیین نظریه و
دیدگاه اسلام در
اندیشه سیاسی خلاصه نمیشود بلکه باید سیاستگذاری و برنامه عملی نیز به دنبال داشته باشد.
سیاست و برنامهای که با تعبیر رسای
(اَذَانٌ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ) شباهت و متناسبی نیز داشته باشد.
به جز دو آیه اول و سوم سوره برائت آیات دیگری از قرآن که بیانگر رابطه عمومی
جامعه اسلامی و جامعه کفر و نیز روابط سیاسی
دارالاسلام و
دارالکفر را بیان میکند و «
ولایت»،
(وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیًّا وَ لاٰ نَصیراً)«رکون»،
(وَ لاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ) «
تولی»
(و من یتولهم منکم فهو منهم)«سبیل»،
(وَ لَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلًا) «
حب»
(ها أَنتُمْ أُوْلاء تُحِبُّونَهُمْ وَ لاَ يُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّهِ) را نسبت به کفار نفی مینماید که هر کدام به نوبه خود با توجه به آیات متعدد مربوط به هر یک از این امور بعدی را در زمینه برائت روشن میسازد.
سیره عملی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در رابطه با عمل اعلان برائت و شیوه اجرای آیات اول و سوم سوره برائت خود بدون هیچگونه ابهامی اصل برائت را به عنوان یک فریضه عبادی و
رویه سیاسی بیان میکند.
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در سال نهم هجری ابتدا مأموریت ابلاغ برائت و اجرای فرمان الهی اذان برائت را بر عهده
ابوبکر نهاد ولی هنوز وی به انجام مأموریت خود توفیق نیافته بود که
علی (علیهالسّلام) برای انجام این مأموریت خطیر از جانب پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) منصوب گردید.
قطعنامه برائت از مشرکان در مراسم حج سال نهم هجری توسط امیرمؤمنان علی (علیهالسّلام) بر بام هر
کعبه قرائت شد و پس از اذان برائت به مشرکان هشدار داده شد تا ظرف چهار ماه وضعیت خود را یکسره نمایید.
به دنبال این هشدار، مشرکان که تا آن روز رویه دوگانه با مسلمانان و
حکومت مدینه داشتند ناگزیر شدند با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) منطقیتر عمل کنند.
ابنسعد در طبقات نام و خصوصیات اعضاء بیش از هفتاد هیأت نمایندگی که توسط قبایل اطراف مکه برای مذاکره با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) راهی مدینه شده بودند را ثبت کرده و کلیه مورخان که حوادث سال نهم هجرت را نوشتهاند به انبوه وفود (هیاتهای نمایندگی قبایل) که روزانه مدینه با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) ملاقات و مذاکره مینمودند اشاره کردهاند و تا آنجا که سال نهم هجرت را به دلیل هجوم هیأتهای نمایندگی قبایل و مشرکان،
عامالفود نامیدهاند.
بازتاب اعلان برائت توسط پیامبر اسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) چنان سریع بود که هنوز مهلت چهار ماه که توسط علی (علیهالسّلام) به مشرکان داده شد به سر نیامده بود که حجاز زیر لوای اسلام درآمد و دشمنان راهی به جز دشمنی، عناد و توطئه در پیش گرفتند و
حاکمیت اسلام در سراسر حجاز استقرار یافت.
عمل پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) فلسفه برائت را کاملاً روشن نمود که اعلان برائت میتواند به عنوان رویه اصولی و خطمشی اساسی در کنار رویههایی چون جهاد و دعوت نقش آخرین سیاست کلی گسترش اسلام و دفاع در برابر خصومتها، تجاوزها، تهاجمها و توطئههای دشمنان اسلام مورد استفاده قرار گیرد.
همان گونه که در عصر نبوی توسط علی (علیهالسّلام) بر بام کعبه و در
منی انجام گرفت.
شیوههای اعلام برائت میتواند به گونههای مختلف و در قالب رعایت اصول دیگر اسلام انجام گیرد اما آنچه که به عنوان رکن در اجرای آن باید ملحوظ گردد اصل معنی و مفهوم سیاسی طرد کردن مشرکان و دست رد زدن بر سینه دشمنان و محکوم کردن سیاستهای خصمانه و توطئهگرانه آنان و اعلام انزجار از شیوههای استعماری، استثماری و هر گونه رفتار تجاوزکارانه آنها است.
در بعد اعتقادی اعلان برائت و یا به تعبیر قرآنی اذان برائت باید بگونهای انجام گیرد که بیانگر بُعد منفی توحید و تحقق عینی «لا اله» باشد و در بُعد سیاسی در قالبی تحقق پذیرد که اهدافی مشابه آنچه که پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در اعلان برائت سال نهم هجری بهدست آورد به دنبال داشته باشد.
آن روز مسأله مهم پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) انتخاب ابوبکر و سپس تفویض مأموریت به علی (علیهالسّلام) سیاست برخورد قاطعانهتر و جسورانهتر و نیاز به شهامت و شجاعت بیشتر را در اعلام برائت نشان میدهد. و میتوان از این تغییر سیاست چنین استنباط کرد که چه بسا اتخاذ رویه ملایم و سیاستمدارانه توام با مداهنه و احتیاط در اجرای این اصل اسلامی کارساز نیست و نمیتواند فلسفه واقعی برائت را تحقق بخشد.
معنی و مفهوم اعتقادی و سیاسی برائت:
برائت در ترجمههای فارسی به واژه بیزاری تعبیر شده است و شاید این واژه به خاطر بُعد احساسی و عاطفی آن برای بیان معنی و مفهوم اصل برائت رسا و کافی نباشد.
برائت به معنی دوری جستن و کنارهگیری کردن و نوعی منزوی کردن (بایکوت) دشمن است که در شرایط صلح به منظور باز داشتن دشمن از سوء استفاده از روابط صلحآمیز بر علیه اسلام و امت اسلامی به شیوهای مناسب با مقتضای زمان انجام میگیرد.
از نظر تکمیل دعوت و مشکل سیاسی مدینه از نظر پایان دادن به توطئههای دشمنان عنود و لجوج تنها پاکسازی حجاز از خصومتهای مشرکان بود که سرانجام با اعلام برائت برای اسلام و پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) حاصل گشت.
امروز مسأله مسلمانان جهان و کشورهای اسلامی و بهطور کلی جهان اسلام و امت اسلامی چیست و اسلام چه هدفهایی را میطلبد؟
امروز امالفساد مشکلات عدیده جهان اسلام چیست و کیست؟ کدام مسأله است که اگر حل شود مشکلات دیگر یکی پس از دیگری حل میگردد؟
آن کدام راه بستهای است که اگر باز شود راههای بسته شده دیگر اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، ملتهای مسلمان یکی پس از دیگری باز میگردند؟
بالاخره امروز جهان اسلام در کجا قرار دارد و باید در کجا قرار گیرد؟
آیا قدرتهای سلطهگر عملکرد و رفتارشان در روابط با کشورها و ملتهای مسلمان و بهطور کلی اسلام و مسلمانان جهان روشی بهتر از رفتار مشرکان با پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و سیاست مدینه دارند؟
آیا امروز جهان اسلام به کدام نوع پاکسازی نیاز دارند که پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با اذان برائت به نوع ویژهای از آن دست یافت و ما هنوز به هیچکدام از آنها دست نیافتهایم؟
چرا
امت اسلام که با یکپارچگی خود باید به عنوان یک قدرت ممتاز در صحنه بینالمللی نقش آفرین باشد به قطعههای ضعیف و احیاناً ذلیل و وابسته تجزیه شده؟
چرا این همه اختلاف در عمل، شوکت و عزت خدادادی را از آنها برگرفته است؟ علتش چیست و عواملش کدام است؟
ثروتهای بیکران و منابع اقتصادی سرشار در کشورهای اسلامی به کجا میرود و کجا انباشته و مصرف میشود؟
سمتگیری سیاسی جهان اسلام به نفع کیست و چهکسانی از موضعگیریها و ستمگریهای سیاسی دولتهای وابسته جهان اسلام سود میبرند؟
پاسخ این سؤالات و دهها سؤال مشابه آن در معنی و مفهوم برائت نهفته است و فلسفه سیاسی اذان برائت را در بررسی و تحلیل این مسائل باید جستجو نمود.
هیچگونه تفسیر نظری برای برائت نمیتواند بهطور جامع و مانع مفهوم و محتوای اسلامی شعار برائت را تعریف نماید.
مفهوم فقهی و سیاسی برائت را باید در رابطه با انبوه سؤالات مربوط به استکبار جهانی و عوامل بسته شدن راههای دعوت به سوی خدا و استضعاف ملتها و کشورهای اسلامی جستجو نمود.
در واقع پاسخ منطقی به این سؤالات و مشکلات همان معنی و مفهوم صحیح قرآنی و اسلامی برائت میباشد.
در تعبیری از امام راحل(قدس سره) برائت یعنی توطئههای جهانخواران راست و چپ به ویژه آمریکای چپاولگر، متجاوز و
اسرائیل جنایتکار را به گوش جهانیان رساندن و یا برشماری
جنایات این جانیان از جهانیان استمداد جستن و برای قطع ایادی آنان و اصلاح حال مسلمانان به خدا ملتجی شدن.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۱۲۸-۱۳۵.