• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تقسیم‌بندی ملت‌ها (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: ملت (فقه سیاسی).


تقسيم‌بندى ملت‌ها، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
فقها با طرح انواع قراردادها (صلح، ذمه، امان) ملت‌ها را به گروه‌های مختلفی تقسیم می‌کنند که مبنای تعریف «دار» (بلوک‌های سیاسی) در فقه است.
این گروه‌ها شامل امت اسلامی، اهل کتاب، مستأمنان، اهل حرب و باغیان می‌شوند.
مبنای این تقسیم‌بندی گاه اعتقادی، گاه حقوقی (نوع قرارداد) و گاه صرفاً سیاسی است.
این دسته‌بندی فقهی، عملاً نوعی گروه‌بندی سیاسی را در قالب مسائل حقوقی تحلیل می‌کند.
هدف نهایی آن، تبیین احکام و حقوق مرتبط با هر گروه در چارچوب شریعت است.

فهرست مندرجات

۱ - تقسیم‌بندی ملت‌ها از دیدگاه فقه سیاسی
       ۱.۱ - براساس مبنای اعتقادی
              ۱.۱.۱ - امت اسلامی
              ۱.۱.۲ - اهل کتاب
       ۱.۲ - براساس مبنای حقوقی
              ۱.۲.۱ - اهل ذمه
              ۱.۲.۲ - اهل صلح
              ۱.۲.۳ - مستأمنین
              ۱.۲.۴ - اهل هدنه
              ۱.۲.۵ - اهل موادعه
              ۱.۲.۶ - اهل عهد
       ۱.۳ - براساس مبنای سیاسی (نوع رابطه و موضعگیری)
              ۱.۳.۱ - مهاجرین
              ۱.۳.۲ - مستضعفین
              ۱.۳.۳ - اهل حیاء
              ۱.۳.۴ - اهل اعتزال
              ۱.۳.۵ - اهل حرب
       ۱.۴ - براساس مبنای نظم و امنیت داخلی
              ۱.۴.۱ - اهل فساد
              ۱.۴.۲ - یاغی
              ۱.۴.۳ - اهل رده
۲ - پانویس
۳ - منبع


فقها با طرح انواع قراردادهایى كه با ملت‌ها و گروه‌هاى مختلف قابل امضاء مى‌باشد، به‌طور ضمنى نوعى گروه‌بندى سياسى را در قالب يک مسئله حقوقى مورد بررسى قرار داده‌اند؛ زيرا هر كدام از اين قراردادها كه در فقه عنوان خاصى دارد، چون صلح، مهادنه، محائده، ذمه، استیمان و موادعه در مورد گروه خاصى پيش‌بينى شده است.
به اين ترتيب ملت‌هایى كه طرف اين قراردادها واقع مى‌شوند به لحاظ عقيدتى و سياسى به چند گروه تقسيم مى‌شوند و پيرو اين تقسيم‌بندى، سرزمين‌ها و كشورهایى كه اقامتگاه اين گروه‌هاست از نقطه‌نظر جغرافياى سياسى به چند بلوک، اردوگاه يا قطب تقسيم مى‌شود كه در اصطلاح فقهى به هر كدام از آن‌ها دار گفته مى‌شود.
در تقسيم‌بندى ملت‌ها از ديدگاه فقه سياسى، بايد به اين نكته توجه داشت كه اين تقسيم‌بندى در مورد برخى از اقسام، به لحاظ عقيدتى است، مانند تقسيم‌هایى كه بر مبناى ايمان به اسلام يا اعتقاد به يكى از اديان رسمى (یهودیان، مسیحیان و مجوسیان) انجام مى‌گيرد.
در مورد برخى ديگر، از نقطه‌نظر حقوقى است، مانند مواردى كه به لحاظ قرارداد ذمه، صلح و استيمان تقسيم‌بندى مى‌شود یا در مواردى نيز صرفاً سياسى است، مانند گروه‌هایى كه به لحاظ حالت‌هایى چون هدنه، حياء و اعتزال متمايز مى‌شوند.

۱.۱ - براساس مبنای اعتقادی

این دسته‌بندی ناظر به باور دینی گروه‌هاست و پایدارترین نوع تقسیم‌بندی محسوب می‌شود.

۱.۱.۱ - امت اسلامی

جمعيت و مليتى كه از رابطه اخوت اسلامی برخوردارند و در صلح كامل به‌سر مى‌برند و تفرقه در ميانشان نامشروع بوده و همگى معتقد به آیين اسلام مى‌باشند.
به اين نوع جمعيت و ملت امت اسلامى گفته مى‌شود:
(إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ‌)
(رَبَّنٰا وَ اِجْعَلْنٰا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنٰا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ)
امت میانه (وسط) نيز اطلاق شده است:
(وَ كَذٰلِكَ جَعَلْنٰاكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَدٰاءَ عَلَى اَلنّٰاسِ وَ يَكُونَ اَلرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيداً)

۱.۱.۲ - اهل کتاب

متدينين به اديان آسمانى كه از آنها به يهوديان، مسيحيان و مجوسيان ياد شده است، قرآن آنها را «اهل كتاب» مى‌نامد.
(قُلْ يٰا أَهْلَ اَلْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ)

۱.۲ - براساس مبنای حقوقی

این دسته‌بندی ناظر به تعهدات حقوقی و قراردادی گروه‌ها با جامعه اسلامی است.

۱.۲.۱ - اهل ذمه

اهل كتاب، آن‌گاه كه با مسلمين قرارداد ذمه را منعقد مى‌كنند، اهل ذمه و يا اهل جزیه ناميده مى‌شوند.
(قٰاتِلُوا اَلَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالله وَ لاٰ بِالْيَوْمِ اَلْآخِرِ وَ لاٰ يُحَرِّمُونَ مٰا حَرَّمَ الله وَ رَسُولُهُ وَ لاٰ يَدِينُونَ دِينَ اَلْحَقِّ مِنَ اَلَّذِينَ أُوتُوا اَلْكِتٰابَ حَتّٰى يُعْطُوا اَلْجِزْيَةَ عَنْ يَدٍ وَ هُمْ صٰاغِرُونَ)

۱.۲.۲ - اهل صلح

ملت‌هایى كه با مسلمين قرارداد صلح بسته‌اند و به آنها اهل صلح گفته مى‌شود:
(فَإِنِ اِعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ وَ أَلْقَوْا إِلَيْكُمُ اَلسَّلَمَ فَمٰا جَعَلَ الله لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلاً)
(اگر از شما عزلت گزيدند و به جنگ برنخاستند و پيشنهاد صلح دادند ديگر شما را بر آنان سلطه‌اى نيست).
قسمت اول آيه گرچه در مورد اهل اعتزال است، ولى بخش دوم آن گروه ديگرى را مشخص مى‌كند كه در حقيقت بخشى از اهل اعتزال هستند و به قرارداد صلح تن در مى‌دهند.

۱.۲.۳ - مستأمنین

جمعيت و گروهى كه از عقد امان استفاده مى‌كنند و به آنها «مستأمن» گفته مى‌شود.
فقها باب گسترده‌اى را به بحث از عقد امان، شرايط و حقوق مستأمنين اختصاص داده‌اند.
[۱۷] شوکانی، محمد بن علی، فتح القدير، ج۴، ص۳۵۳.

گاه مستأمن در سرزمين‌هاى اسلامى و در ميان امت مسلمان زندگى مى‌كند و گاه در محلى خارج از حكومت اسلامى و در قلمرو حاكميت كفار به‌سر مى‌برد.
نوع دوم را مى‌توان در مورد فراريان مکه صادق دانست كه پس از مسلمان شدن از ترس آزار قریش به مناطق بين مكه و مدینه فرار مى‌كردند و طبق قرارداد صلح حدیبیه هيچ‌كدام از طرفين حق تعرض به اين مناطق را نداشتند و خواه ناخواه چنين افرادى مستأمن محسوب مى‌شدند.
[۱۸] طبری، محمد بن جرير، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۴.


۱.۲.۴ - اهل هدنه

گروه‌ها و ملت‌هایى كه بين آنها و دولت اسلامى آتش‌بس برقرار شده و به‌طور موقت در متاركه جنگ به‌سر مى‌برند به اين گروه‌ها «اهل هدنه» گفته مى‌شود.

۱.۲.۵ - اهل موادعه

گروه‌ها و ملت‌هایى كه مسلمانان به‌دليل عدم توانایى كافى براى جهاد آنها را به حال خود رها كرده‌اند، در چنين مواردى معمولا در فقه، از عنوان «موادعه» استفاده شده و به اين جمعيت «اهل الموادعه» گفته مى‌شود.
[۲۳] سرخسى، محمد بن احمد، شرح السير شيبانى، ج۵، ص۱۶۸۹.


۱.۲.۶ - اهل عهد

جمعيت و ملتى كه بين آنها و مسلمين نوعى قرارداد وجود دارد و آنها را «اهل عهد» مى‌نامند.
(فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلَىٰ مُدَّتِهِمْ)
(تا آخرين لحظه عهدى كه با آنان داريد، به عهد آنان وفادار باشيد.)

۱.۳ - براساس مبنای سیاسی (نوع رابطه و موضعگیری)

این دسته‌بندی ناظر به رفتار و موضع عملی گروه‌ها در برابر جامعه اسلامی است.

۱.۳.۱ - مهاجرین

جمعيتى كه پس از اسلام آوردن به جمعيت مسلمین و امت اسلامى مى‌پيوندند و در سرزمین‌های اسلامى سكونت اختيار مى‌كنند اينان مهاجرین ناميده مى‌شوند.
(لِلْفُقَرٰاءِ اَلْمُهٰاجِرِينَ اَلَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيٰارِهِمْ وَ أَمْوٰالِهِمْ‌)

۱.۳.۲ - مستضعفین

گروه‌هایى كه پس از اسلام آوردن همچنان در ميان کفار به زندگى خود ادامه مى‌دهند و از سرزمين‌هاى آنان بيرون نمى‌آيند، قرآن از اين گروه به مستضعفین تعبير مى‌كند:
(قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قٰالُوا كُنّٰا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلْأَرْضِ قٰالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله وٰاسِعَةً فَتُهٰاجِرُوا فِيهٰا)

۱.۳.۳ - اهل حیاء

جمعيت و ملتى كه كافر به اسلام هستند، ولى هيچ‌گونه اعمال خصمانه‌اى بر عليه اسلام و مسلمين انجام نمى‌دهند و از عقد قرارداد با مسلمين نيز شانه خالى مى‌كنند، به اين گروه «اهل حياء» مى‌گويند.
[۲۸] زحيلی دمشقی، وهبة بن مصطفی، آثار الحرب في الفقه الإسلامي، ص۱۹۶-۴۰۰.
گرچه كلمه صياد كه در فارسی به بى‌طرفى ترجمه مى‌شود واژه جديدى در حقوق بین‌الملل عرفى است، ولى قابل انطباق با موازين است.

۱.۳.۴ - اهل اعتزال

ملت‌هایى كه با متاركه جنگ با مسلمين به رفتار خصمانه خود پايان مى‌دهند، ولى از عقد قرارداد سرباز مى‌زنند به آنها «اهل اعتزال» گفته مى‌شوند.
(لاٰ يَنْهٰاكُمُ الله عَنِ اَلَّذِينَ لَمْ يُقٰاتِلُوكُمْ فِي اَلدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيٰارِكُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ )
(خداوند شما را بازنمى‌دارد كه درباره آنها كه با شما از در جنگ وارد نمى‌شوند و شما را بى‌خانمان نمى‌كنند احسان و عدالت روا بداريد.)

۱.۳.۵ - اهل حرب

گروه‌ها و ملت‌هایى كه مسلمين در حال جنگ با آنان هستند، «اهل حرب» ناميده مى‌شوند.
(إِنَّمٰا جَزٰاءُ اَلَّذِينَ يُحٰارِبُونَ الله وَ رَسُولَهُ‌)
(آنها كه با خدا و رسول به محاربه برمى‌خيزند اين چنين مجازات مى‌شوند كه...)

۱.۴ - براساس مبنای نظم و امنیت داخلی

این دسته‌بندی ناظر به گروه‌های معارض داخلی و مخل نظم عمومی است.

۱.۴.۱ - اهل فساد

گروه يا افرادى كه مخل نظم، موجب ناامنى و مفسد مى‌باشند به آنها «مفسد» و «اهل فساد» گفته مى‌شود.
(وَ يَسْعَوْنَ فِي اَلْأَرْضِ فَسٰاداً)
(و آنها كه در زمين فساد مى‌كنند.)

۱.۴.۲ - یاغی

افراد يا گروهى از مسلمين كه عليه امام و حکومت اسلامی شورش مى‌كنند و در صدد برانداختن نظام اسلامى برمى‌آيند، اين‌گونه افراد يا گروه‌ها را «ياغى» مى‌نامند.

۱.۴.۳ - اهل رده

گروهى كه از اجراى احكام اسلام تمرد مى‌كنند و از دين برمى‌گردند، آنها را «اهل رده» مى‌نامند.
[۳۴] علامه حلی، حسن بن یوسف، تذكرة الفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.



۱. عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۳۶۷.    
۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۹۲.    
۳. بقره/سوره۲، آیه۱۲۸.    
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۴۳.    
۵. آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۲۲۷.    
۷. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۳۸.    
۸. شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط فی فقه الإمامیة، ج۲، ص۴۳.    
۹. عتکی بزاز، احمد بن عمرو، البحر الزخار، ج۱۰، ص۲۷۵.    
۱۰. شوکانی، محمد بن علی، نیل الاوطار،ج۷، ص۲۷۳.    
۱۱. ابن حزم، علی بن احمد، المحلی بالآثار، ج۷، ص۳۰۶.    
۱۲. توبه/سوره۹، آیه۲۹.    
۱۳. نساء/سوره۴، آیه۹۰.    
۱۴. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۱۹.    
۱۵. علام حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۱۳.    
۱۶. ابن حزم، علی بن احمد، المحلی بالآثار، ج۷، ص۳۰۶.    
۱۷. شوکانی، محمد بن علی، فتح القدير، ج۴، ص۳۵۳.
۱۸. طبری، محمد بن جرير، تاریخ طبری، ج۲، ص۲۸۴.
۱۹. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۱۱۳.    
۲۰. شیخ طوسی، محمد بن حسن، المبسوط، ج۲، ص۵۰.    
۲۱. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۴۴۷.    
۲۲. عتکی بزاز، احمد بن عمرو، البحر الزخار، ج۱۸، ص۱۷۰.    
۲۳. سرخسى، محمد بن احمد، شرح السير شيبانى، ج۵، ص۱۶۸۹.
۲۴. توبه/سوره۹، آیه۴.    
۲۵. حشر/سوره۵۹، آیه۸.    
۲۶. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۴.    
۲۷. نساء/سوره۴، آیه۹۷.    
۲۸. زحيلی دمشقی، وهبة بن مصطفی، آثار الحرب في الفقه الإسلامي، ص۱۹۶-۴۰۰.
۲۹. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۸.    
۳۰. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۳۱. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۳۲. نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۱، ص۳۲۸.    
۳۳. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذکرة الفقهاء، ج۹، ص۴۱۴.    
۳۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، تذكرة الفقهاء، ج۱، ص۴۵۷.



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص۲۱۸.    






جعبه ابزار