تابعین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
ملاقات یا مصاحبت کرده‌اند. و چنانچه کسی هیچ یک از
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
را (در حال
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
) ندیده ولی با تابعین ملاقات کرده، وی را تبع تابعین (جمع: اتباع تابعین) نامند.
واژه‌ی تابعین جمع تابع یا تابعی است.
[۱] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۷۹.
[۲] یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.



دیدگاه علما درباره تابعین



به نظر اغلب ، صرف ملاقات با یک یا چند تن از صحابه برای اطلاق تابعی بر فرد کافی است.
[۳] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۳.
[۴] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۴۱۰.

به عقیده‌ی
[۵] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۳۸.
مصاحبت و مجالست با صحابه نیز
ضرورتواژه ضرورت در لغت ،منطق و فلسفه کاربرد دارد
دارد، برخلاف صحابه که برای آنها صرف دیدار با صلی اللّه علیه وآله وسلم در کسب عنوان صحابی کفایت می کند.
ابن حِبّان معتقد بود که تابعی باید در
سِنّیمدت عمر انسان یا موجود زنده دیگر را سن می‌گویند
باشد که قادر به حفظ کردن از صحابه باشد؛ از این‌رو خَلَف بن خلیفه از اتباع تابعین (طبقه‌ی پس از تابعین ) شمرده شده، اگرچه در کودکی عَمروبن حُرَیث را دیده بوده است.
[۶] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۴.


عمل تابعین از نظر امامیه



در کلمات
فقهافقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
گاه در مقام نشان دادن
اجماعی«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
و قطعى بودن حکمى، به
اتفاقاصطلاح «اتّفاق» با توجه به کاربرد های مختلف، معانی مختلفی نیز دارد که عبارتند از: ۱ - با یکدیگر موافقت کردن (توافق)
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و تابعین بر آن در مقام عمل در دوران مختلف، اشاره شده است؛ گرچه قول و عمل
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و تابعین از نظر‌ ،
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
و به شمار نمى‌رود.

شرایط تابعین



۱.
سماعسماع، به معنای شنیدن است
از صحابه.
۲. طول ملازمت با صحابه و برخورداری از قوه‌ی تمیز.
[۱۲] عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایة ج۳، ص۳۱۱.
[۱۳] زین الدین بن علی شهیدثانی، الرعایة فی علم الدرایة ص۳۴۶.

۳. مهمترین
شرطشرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند
در مورد تابعی دیدار او با
صحابیصَحابی مصاحب رسول خدا صلّی‌اللّه‌علیه‌و‌آله می‌باشد
است. ابن صلاح
[۱۴] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۷۹.
شرط دیدار را دانسته و ابن حَجَر
[۱۵] ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر: شرح نخبة الفکر ص۹۰.
همین
رأینظریه ای که حاصل تلاش ذهن یک شخص هست و بر اساس آن حکم می شود را رأی گویند
را اختیار کرده است.

دلالت روایت پیامبر بر شرط دیدار



برخی، چند تن از تابعین را که سماع آنها از صحابه به اثبات نرسیده، معرفی کرده‌اند.
[۱۶] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۳ـ۱۲۴.
[۱۷] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۳۸.
به عقیده‌ی اینان شرط دیدار، از از به دست می‌آید که فرمود: «طوبی ' لِمَن رَآنی و آمن بی، و طوبی ' لمن رأی مَن رآنی » (خوشا به حال کسی که مرا دیده و به من آورده است و خوشا به حال آن کس که کسی را که مرا دیده، دیده باشد؛
[۱۸] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵.
[۱۹] سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۰۷.
).

برداشت اصطلاح تابعین از قرآن



اصطلاح تابعین از آیه‌ی «وَالسّابِقونَ الْاَ‌وَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الاْ َنْصارِ وَالَّذینَ اتَّبَعُوهُم بِاِحْسانٍ رَضِیَ اللّهُ عَنهُم وَ رَضُوا عَنْهُ...» گرفته شده است. البته در این آیه، «الّذین اتَّبَعوهُم » در معنای اصطلاحی تابعین به کار نرفته است، زیرا در بین پیروان ِ پیشگامانِ اولیه (السابقون الاوّلون )، گروهی از صحابه هم قرار داشته اند.
[۲۱] محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیرالمنار، ج۱۱، ص۱۵.

همچنین در
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
آیه‌ی دهم
سوره‌ی حشرسوره حشر از سوره های قرآن کریم می‌باشد
(«وَالَّذینَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرلَنا و لاِ ِخوانِنا الَّذینَ سَبَقونا بالایمان...»)، که تعبیر «التابعون باحسان » و «التابعین » به کار رفته است،
[۲۳] زمخشری، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
[۲۴] طبری، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
[۲۵] فخر رازی، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
[۲۶] ابن ک، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
مسلّماً معنای اصطلاحی تابعین موردنظر نبوده است.

برداشت اصطلاح تابعین از کلام پیامبر



ممکن است که این اصطلاح از کلام رسول اکرم گرفته شده باشد که دربارة
اویس قَرَنیاُوِیْس‌ِ قَرَنی‌، ابوعمرو (نیمه نخست‌ سده ۱ق‌/۷م‌)، تابعی‌ نام‌آور و از اصحاب‌ امیرالمؤمنین‌ علی‌ (ع‌) که‌ نزد صوفیه‌ به‌ زهد و پارسایی‌ شناخته‌ می‌شود
فرمود: «اِنَّ خیرَ التابعینَ رَجلٌ یُقالُ لَهُ اویس » (بهترینِ تابعین مردی به نام اویس است؛
[۲۸] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۸.
). بتدریج تابعین به همه‌ی کسانی گفته شد که رسول اکرم را ندیده بودند و در نتیجه
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
و مسائل را از صحابه فراگرفته و
راوینقل کننده احادیث معصومان علیهم‏ السّلام را راوی می گویند
روایاتِ آنان شده بودند.

تعداد تابعین



تعداد تابعین بسیار و شمارش ناپذیر است، زیرا در زمان رحلت رسول خدا در حدود یکصدوچهارده هزار صحابی وجود داشته
[۲۹] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۲۸ به نقل از ابوزُرْعه رازی.
و چون شرط تابعی بودن دیدار با یکی از
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
است و صحابه نیز در بلاد مختلف پراکنده بوده‌اند، تعداد تابعین خارج از محاسبه می‌گردد،
[۳۰] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۴۱۱.
به ویژه آنکه برخی از صحابه تا پایان
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
نخست بوده‌اند
[۳۱] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۲۸ـ۱۳۱.
و آخرین فرد تابعین نیز در ۱۸۰ هجری از
دنیادنیا: جهان محسوس و مادّی، مقابل آخرت است
رفته ‌است.
[۳۲] عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایه ج۳، ص۳۱۳.


اساس طبقه بندی تابعین




← بر اساس ملاقات تابعین با صحابه


تابعین طبقاتی دارند. برخی مانند ابن حبّان همه‌ی تابعین را به اعتبار آنکه در ملاقات با صحابه مشترک‌اند، یک
طبقهطبقه در اصطلاح جماعتی را گویند كه معمولاً همسال و در ملاقات مشایخ با یكدیگر، هم عصر و شریك باشند
دانسته‌اند.
[۳۳] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۲.
مسلم، تابعین را در سه طبقه و محمدبن سعد آنها را در چهار طبقه گروه بندی کرده ‌است.
[۳۴] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵.
[۳۵] سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۰۷.
[۳۶] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۲.

تابعین را پانزده طبقه و نخستین طبقه را کسانی دانسته که برخی از صحابه را ــ که در مورد آنان
بشارتبشارت از ماده‌ی "بشر" بوده که در لغت معانی مختلفی برای آن ذکر کرده‌اند؛ جمال و زیبائی ، فراهیدی، خلیل بن احمد، ج۶، ص۲۶۰، کتاب العین‌، قم‌، هجرت‌، ۱۴۱۰ق، ‌ چاپ دوم
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
داده‌است ــ ملاقات کرده‌اند، از جمله‌ی این تابعین می توان به سعیدبن مُسَیّب، قَیس بن ابی حازم، ابوعثمان نَهدی، قَیس بن عُباد و حُصَین بن مُنذر اشاره کرد.
[۳۷] محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۲.
اکثر علمای
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، سخن حاکم نیشابوری را
رددر حال ویرایش رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است
کرده‌اند، به این
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
که در بین نامبردگان کسی جز قیس بن ابی حازم از همه‌ی اصحاب ده گانه روایت نکرده‌ است؛
[۳۸] یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.
[۳۹] حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۷.
[۴۰] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص ۱۳۲ـ۱۳۳.
[۴۱] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵ـ۱۲۶.
چنانکه سعیدبن مسیّب که در زمان
خلافتخلافت، نظام حکومتی مسلمانان پس از وفات پیامبر اسلام و در جایگاه جانشینی آن حضرت، که در طول سیزده قرن اشخاص و خاندانهای متعددی در گستره جهان اسلام خود را مصداق آن معرفی کرده‌اند
عمرعمربه طول زندگی و یا دوران حیات را می‌گویند
به دنیا آمد، ظاهراً فقط از سعدبن ابی وقاص روایت کرده است.
[۴۲] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۰.
[۴۳] یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.
[۴۴] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۳.

حاکم نیشابوری از طبقات دوم و سوم تابعین نیز عده‌ای را معرفی کرده‌ است، اما بدون ذکر طبقات دیگر می‌گوید که آخرین طبقه‌ی تابعین کسانی هستند که امثال
اَنَس بن مالکاز شخصیت‌های نامی دوران صدر اسلام که هم افتخار مصاحبت رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را داشته و هم تا دوران اموی در قید حیات بوده است، شخصیتی نامی به نام انس بن مالک است
، عبداللّه بن أبی أوفی ، [[|سائب بن یزید]]، عبدالله بن حارث بن جَزء و
ابوامامه باهلیاَبواُمامه باهِلی، صُدَیّ بن عجلان بن وهب از قبیله قیس عیلان (د ۸۶ق/ ۷۰۵م)، از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم) است
را ملاقات کرده‌اند،
[۴۵] محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۳.
[۴۶] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
و این عده اصحاب رسول خدا بوده‌اند.

← بر اساس روایت تابعین


به عقیده‌ی برخی از محققان، تابعین را به «کبار و متوسطین و صغار» نیز می توان طبقه بندی کرد. طبقه‌ی کبار از بزرگان صحابه روایت نقل کرده‌اند، متوسطین علاوه بر درک صحابه، راوی برخی از بزرگان تابعین نیز بوده‌اند و صغار، راویان صحابه‌ی خردسال بوده‌اند که معمولاً تاریخ وفاتشان متأخر از دیگر اصحاب است.
[۴۷] نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ص۱۴۸.


← بر اساس موطن تابعین


آخرین طبقه بندی تابعین، برحسب شهر و موطن آنهاست، مانند تابعین بصری و تابعین مدنی و تابعین کوفی؛ این طبقه بندی را محمدبن سعد در کتاب طبقات انجام داده است.
[۴۸] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.


← خلاصه‌ای از مراتب تابعین و اتباع تابعین


مراتب تابعین و اتباع نیز مختلف است و می توان طبقات آنان را چنین خلاصه کرد
[۴۹] ابن حجر عسقلانی تقریب التهذیب ص ۶.
:
۱. کبار تابعین چون
سعید بن مسیبابومحمد سعید بن مسیب بن حزن بن ابی وهب یکی از فقهای معروف و از بزرگان تابعین در مدینه بود
.
۲. طبقه وسطی چون و
ابن سیرینمحمد بن سیرین ابوبکر ابی عمر الانصاری (۳۱ یا ۳۳- شوال ۱۱۰ق‌)، معروف به ابن سیرین با کنیه ابوبکر، برده و آزاد کرده، انس بن مالک است وی محدث‌ و فقیه‌ تابعی‌ بصری‌ که‌ چند سده‌ پس‌ از مرگش‌ به‌ عنوان‌ خواب‌گزاری‌ چیره‌دست‌ معروف شد
.
۳. کسانی که بیشتر روایاتشان از طبقه اول است؛ مانند زهری و قتاده.
۴. کسانی که بیش از یک یا دو تن صحابی را درک نکرده‌اند؛ مانند
اعمشکسی که از چشمانش چرک و اشک می‏آید را اَعمَش می‌گویند و از آن به مناسبت در باب قصاص و دیات سخن گفته شده است
.
۵. طبقه آنان که همزمان دسته اخیر بوده، ولی به ملاقات
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
نایل نشده‌اند؛ مانند ابن جریج.
۶. بزرگان اتباع تابعین؛ مانند
مالک بن انسمالک بن انس در سال ۹۳ هجری در مدینه به دنیا آمد و در سال ۱۷۹ هجری در همین شهر چشم از جهان فرو بستتاریخ الاسلام، ج ۱۱، ص ۳۱۸
و
سفیان ثوریابوعبدالله سفیان بن سعید ثوری کوفی (۹۷-۱۶۱ هـ)، از تابعین و اصحاب امام صادق (علیه‌السّلام) و از محدثان برجسته اهل‌سنت و صوفی مشهور در عصر امام صادق و امام کظم (علیهماالسّلام) بود
.
۷. طبقه‌ی وسطی از اتباع؛ مانند ابن عیینه و ابن علیه.
۸. طبقه‌ی صغری مانند و ابو داوود طیالسی.
۹. طبقه‌ی کسانی که تابعین را ندیده و از اتباع نقل
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
کرده‌اند مانند ابن حنبل.
از مجموع طبقه‌ها، طبقه‌ی اول پیش از قرن اول درگذشته‌اند و بقیه تابعین پس از قرن یکم.

← یک نکته


در بحث از تابعین، گاه طبقه ای از راویان در ردیف تابعین قلمداد شده‌اند بی آنکه سماع آنان از صحابه ثابت شده باشد، مانند ابراهیم بن سُوَید نَخَعی. گاه نیز طبقه‌ای که در شمار تابعین‌اند، به اشتباه در طبقه‌ی اتباعِ تابعین ذکر شده‌اند، مانند ابوالزَّناد عبدالله بن ذکوان.
[۵۰] محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۷.
[۵۱] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۲.
[۵۲] یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۱.
[۵۳] محمدبن محمد فصیح هروی، جواهرالاصول فی علم احادیث الرسول ص۱۰۷.


برتری مقام تابعین



تابعین حامل
علوممنظور از علوم در این نوشته، دانش‌های بشری است که همواره مورد توجه اکید دین اسلام نیز بوده است
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و مبلّغ پس از ایشان و به عقیده‌ی
اهل سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
، افضل امت به شمار می روند.
[۵۴] محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۷.
استناداستناد یعنی تکیه دادن و استدلال کردن و از آن به مفهوم نخست در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه و حدود و به مفهوم دوم در سراسر فقه، هم برای اثبات احکام شرعی، هم برای اثبات دعاوی در دادگاه و هم برای اثبات موضوعات احکام سخن رفته است
ایشان به آیة ۱۰۰
سوره توبهسوره توبه، نهمین سورۀ قرآن کریم، دارای ۱۶ واحد موضوعی (رکوع)، ۱۲۹ (یا ۱۳۰) آیه، ۴۹۷‘۲ کلمه و ۷۸۷‘۱۰ حرف می‌باشد
و به این
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
رسول خدا است: «خَیْرُالناسِ قَرْنی ثُمَّ الذینَ یَلُونَهُم ثُمَّالذینَ یَلُونَهُم » (بهترین مردم معاصران من‌اند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند و سپس مردمان پس از آنان
[۵۵] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۲ـ۱۹۶۳.
).

افضل تابعین



در مورد افضل تابعین، بین علمای اهل سنّت اختلاف نظر وجود دارد؛ قول مشهور آن است که سعیدبن مسیّب افضل تابعین و مرسَلاتِ او صحیح‌ترین است.
[۵۶] محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۳۲.
[۵۷] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۳۵.
[۵۸] احمدعمر هاشم، قواعد اصول الحدیث ص۲۷۴.
[۵۹] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایه ص۴۴۳.
[۶۰] ظفراحمد عثمانی تهانوی، قواعد فی علوم الحدیث ص۱۵۰.
برخی همچون احمدبن حنبل، علی بن مدینی و
ابوحاتم رازیاَبوحاتمِ رازی، محمد بن ادریس بن مُنذر بن داوود بن مهران حنظلی (۱۹۵-۲۷۷ق/۸۱۱-۸۹۰م)، محدّث و رجال‌شناس نامی ری
بر این عقیده بوده‌اند.
[۶۱] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۶.
عده‌ای دیگر افضل تابعین را اویس قَرَنی می‌دانند و به حدیث رسول خدا استناد می‌کنند.
[۶۲] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۹.
[۶۳] سیوطی، الفیة السیوطی فی علم الحدیث، ص۲۳۴.
[۶۴] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
برخی، مانند
بُلْقینیبُلْقینی، نسبت خاندانی از علما و قاضیان شافعی مصر در قرن هشتم و نهم است؛ که در ذیل بعضی از آن‌ها آورده می‌شود
،
افضلاز عنوان افضل، در بسیارى از باب‌ هاى فقهى- اعم از عبادات، معاملات و احکام- یاد شده است
تابعین را از جهت
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و وَرَع اویس قرنی و از جهت حفظِ اثر و حدیث، سعیدبن مسیّب دانسته‌اند.
[۶۵] سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۳.
[۶۶] سیوطی، الفیة السیوطی فی علم الحدیث، ص۲۳۵.
[۶۷] محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.

بنا به گزارش ابوعبداللّه محمدبن خفیف شیرازی، اهل
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
سعیدبن مسیّب، اهل ، و اهل کوفه اویس قرنی را افضل دانسته‌اند.
[۶۸] یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۱.
[۶۹] حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۸.
[۷۰] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۶.
البته برخی از کوفیان افضل تابعین را
عَلقَمَة بن قیسعلقمة بن قیس، فرزند «قیس بن عبداللَّه نخعی»، کنیه‌اش «ابوشبل» از اهالی کوفه و از تابعین بزرگ و از از یاران باوفا و شیعیان مخلص امیرمؤمنان (علیه‌السّلام) می‌باشد که در جنگ جمل و صفین شرکت کرد و در رکاب حضرت جنگیدند
و اَسودبن یزید نخعی دانسته و اهل
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
نیز معتقد به افضلیت عطاءبن ابی رَباح بوده‌اند.
[۷۱] احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایه ص۴۱۲.
ظاهراً اهل هر منطقه، بزرگ خود را افضل تابعین می‌دانسته‌اند.
[۷۲] نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ص۱۴۹.


افضل تابعات



به نظر ابوبکربن ابی داوود، حَفْصه دختر سیرین و
عَمرَهعمره نوعی زیارت خانه خدا با کیفیتی خاص می باشد
دختر عبدالرحمان، افضل تابعات بوده‌اند و پس از آنان أم درداء قرار دارد.
[۷۳] حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۸.
[۷۴] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۲.
[۷۵] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۸.


فقهای سبعه



هفت تن از تابعین که منزلت بیشتری دارند به فقهای سبعه
شهرتشهرت به شيوع نقل روايت و يا استناد حکم به روایت يا فتوايى گفته مي شود
یافته‌اند.

بیشترین فتوا دهنده در بین تابعین



در بین تابعین از نظر کثرت
فتوا فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر
کسی به حد حسن بصری و عطاءبن ابی رباح نرسیده است.
[۷۶] سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۳.


اولین و آخرین درگذشتگان تابعین



نخستین کسی که از تابعین درگذشت، ابوزید معمربن زید بود که در سال ۳۰ کشته شد و آخرین کس، خَلَف بن خلیفه (متوفی ۱۸۰) بود.
[۷۷] سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۴.
[۷۸] محمد محفوظ بن عبداللّه ترمسی، منهج ذوی النظر ص۲۸۴.


مراد از صفت مخضرمون در تابعین



برخی از تابعین با صفت «مُخَضْرمون » ذکر شده‌اند، از آنرو که آنان دوره‌ی
جاهلیتروزگار عرب پیش از اسلام را زمان جاهلیت می گویند و از آن به مناسبت در برخى ابواب فقه سخن رفته است
و
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
را درک کرده و در زمان رسول خدا اسلام آورده بودند، اما دیدار نصیب آنان نگردیده بود، از جمله ابوعمرو شیبانی، سُوَیدبن غَفلَة کندی، عمرو بن میمون اَوْدی، عبدخیر بن خیوانی، ابوعثمان نهدی، و ربیعة بن زراره.
[۷۹] محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۵.
[۸۰] ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۰.
[۸۱] ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۳۴.
[۸۲] ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر ص۹۰.
برخی، اینان را از صحابه و برخی، از بزرگان تابعین دانسته‌اند و تعداد آنان را به اختلاف ۲۰ یا ۴۲ تن ذکر کرده‌اند.
[۸۳] سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۱۰ـ۲۱۱.
[۸۴] محمد محفوظ بن عبداللّه ترمسی، منهج ذوی النظر ص۲۸۲.
[۸۵] ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر ص۹۰.
[۸۶] محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۳۴.
[۸۷] عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایه ج۳، ص۳۱۵ـ۳۱۶.
[۸۸] محمدبن محمد فصیح هروی، جواهرالاصول فی علم احادیث الرسول ص۱۰۸.


نقش تابعین در شکل گیری علوم



از دیدگاه تاریخی نیز نقش تابعین را در شکل گیری جریانهای متفاوت و متعدد فکری و ادبی نمی‌توان نادیده گرفت. اینان گذشته از سهم برجسته‌ای که در پیدایی علوم حدیثی داشته‌اند، در
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
،
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
، سیره نویسی، مغازی و
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
هم مؤسس به شمار می‌آیند. این امر مورد توجه خاورشناسان بوده و آنان در باب نقش تابعین و صحابه و شکل گیری ساختار اِسنادها که تمامی روایات را به اکرم می‌رساند آرای گوناگونی ابراز کرده‌اند.
[۸۹] برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به د.اسلام، چاپ دوم، ذیل «تابعون ».


کتابنامه



قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
.
ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر: شرح نخبة الفکر، چاپ صلاح محمد محمد عویضه،
بیروتبِیْروت، پایتخت، مهم‌ترین بندر و نام کوچک‌ترین استان لبنان، شهر بیروت با ۶۷کم‌ ۲ وسعت Encarta refernce Library, ۲۰۰۳
۱۴۰۹/۱۹۸۹.
ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث، چاپ مصطفی دیب البغا،
دمشقدمشق پایتخت کشور سوریه می‌باشد و طبق نقل‌ها دمشق محل فرود آدم و همسرش بوده است
۱۴۰۴/۱۹۸۴.
ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، بتعلیق و شرح صلاح محمد محمد عویضه، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
• ابن کثیر،
تفسیر القرآن العظیمتفسیر قرآن العظیم تألیف ابوالفداء عمادالدین اسماعیل بن عمرو بن کثیر دمشقی (متوفای ۷۷۴) فقیه، مورخ و مفسر مشهور اهل سنت بود
، چاپ علی شیری، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث، قاهره ?( ۱۴۰۳/ ۱۹۸۲ ).
محمد محفوظ بن عبداللّه ترمسی، منهج ذوی النظر، مصر ۱۴۰۶/ ۱۹۸۵.
، معرفة علوم الحدیث، مصر ۱۳۵۶/۱۹۳۷.
محمد عجاج خطیب، اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۷.
احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایه، چاپ احمد عمرهاشم، بیروت.
محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر
بتفسیرالمنارتفسیر المنار از اول قرآن تا سوره نساء آیه ۱۲۶[http://lib
، ج۱۱، مصر ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث، چاپ صلاح محمد محمد عویضه، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، الفیة السیوطی فی علم الحدیث، بتصحیح و شرح احمد محمد شاکر، بیروت، دارالمعرفه.
• عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
زین الدین بن علی شهیدثانی، الرعایة فی علم الدرایه، چاپ عبدالحسین محمدعلی بقّال، ۱۴۰۸.
حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث،
عراقعراق یکی از کشورهای مهم و اسلامی خاور میانه و دارای ذخایر مهم نفتی و پیشینه تاریخی غنی است
۱۳۹۱/۱۹۷۱.
نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث،
دمشقدمشق پایتخت کشور سوریه می‌باشد و طبق نقل‌ها دمشق محل فرود آدم و همسرش بوده است
۱۴۱۲/۱۹۹۲.
ظفراحمد عثمانی تهانوی، قواعد فی علوم الحدیث، بیروت ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
محمدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر، قاهره، چاپ افست .
محمدبن محمد فصیح هروی، جواهرالاصول فی علم احادیث الرسول، چاپ اطهر مبارکفوری،
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
۱۳۷۳.
عبداللّه مامقانیوی یکی از برجسته ترین دانشمندان شیعه در علوم متعدد خصوصاً در علم رجال بوده است
، مقباس الهدایة فی علم الدرایه، چاپ محمدرضا مامقانی، قم ۱۴۱۱ـ۱۴۱۴؛
مسلم بن حجاج، ، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق، بیروت ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
احمدعمر هاشم، قواعد اصول الحدیث، بیروت ۱۴۰۴/ ۱۹۸۴.

پانویس


 
۱. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۷۹.
۲. یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.
۳. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۳.
۴. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۴۱۰.
۵. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۳۸.
۶. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۴.
۷. . کتاب السرائر،ج ۲، ص ۵۷۶    
۸. . جواهر الکلام،ج ۹، ص ۳۱    
۹. . جواهر الکلام،ج ۹، ص ۳۶۱    
۱۰. . فقه الصادق،ج ۱۸، ص ۱۱۴    
۱۱. . وضوء النّبی،ج ۲، ص ۵۲۵    
۱۲. عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایة ج۳، ص۳۱۱.
۱۳. زین الدین بن علی شهیدثانی، الرعایة فی علم الدرایة ص۳۴۶.
۱۴. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۷۹.
۱۵. ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر: شرح نخبة الفکر ص۹۰.
۱۶. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۳ـ۱۲۴.
۱۷. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۳۸.
۱۸. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵.
۱۹. سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۰۷.
۲۰. توبه/سوره۹، آیه۱۰۰.    
۲۱. محمد رشیدرضا، تفسیر القرآن الحکیم الشهیر بتفسیرالمنار، ج۱۱، ص۱۵.
۲۲. حشر/سوره۵۹، آیه۱۰.    
۲۳. زمخشری، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
۲۴. طبری، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
۲۵. فخر رازی، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
۲۶. ابن ک، ذیل آیه ۱۰۰سوره توبه.
۲۷. تفسیر ابن کثیر ج۴، ص۳۶۳، ذیل آیه ۱۰سوره حشر.    
۲۸. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۸.
۲۹. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۲۸ به نقل از ابوزُرْعه رازی.
۳۰. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایة ص۴۱۱.
۳۱. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۲۸ـ۱۳۱.
۳۲. عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایه ج۳، ص۳۱۳.
۳۳. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۲.
۳۴. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵.
۳۵. سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۰۷.
۳۶. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۲.
۳۷. محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۲.
۳۸. یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.
۳۹. حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۷.
۴۰. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص ۱۳۲ـ۱۳۳.
۴۱. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۵ـ۱۲۶.
۴۲. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۰.
۴۳. یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۰.
۴۴. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۳.
۴۵. محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۳.
۴۶. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
۴۷. نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ص۱۴۸.
۴۸. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
۴۹. ابن حجر عسقلانی تقریب التهذیب ص ۶.
۵۰. محمدبن عبدالله حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۷.
۵۱. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۲.
۵۲. یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۱.
۵۳. محمدبن محمد فصیح هروی، جواهرالاصول فی علم احادیث الرسول ص۱۰۷.
۵۴. محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۷.
۵۵. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۲ـ۱۹۶۳.
۵۶. محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۳۲.
۵۷. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۳۵.
۵۸. احمدعمر هاشم، قواعد اصول الحدیث ص۲۷۴.
۵۹. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایه ص۴۴۳.
۶۰. ظفراحمد عثمانی تهانوی، قواعد فی علوم الحدیث ص۱۵۰.
۶۱. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۶.
۶۲. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۹۶۹.
۶۳. سیوطی، الفیة السیوطی فی علم الحدیث، ص۲۳۴.
۶۴. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
۶۵. سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۳.
۶۶. سیوطی، الفیة السیوطی فی علم الحدیث، ص۲۳۵.
۶۷. محمد ابوشهبه، الوسیط فی علوم و مصطلح الحدیث ص۵۴۷.
۶۸. یحیی بن شرف نووی، ارشاد طلاب الحقایق الی معرفة سنن خیر الخلائق ص۲۰۱.
۶۹. حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۸.
۷۰. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۶.
۷۱. احمدبن علی خطیب بغدادی، الکفایة فی علم الروایه ص۴۱۲.
۷۲. نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث ص۱۴۹.
۷۳. حسین بن عبداللّه طیبی، الخلاصة فی اصول الحدیث ص۱۲۸.
۷۴. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۲.
۷۵. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۲۸.
۷۶. سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۳.
۷۷. سیوطی، تدریب الراوی بشرح تقریب النواوی ج۲، ص۲۱۴.
۷۸. محمد محفوظ بن عبداللّه ترمسی، منهج ذوی النظر ص۲۸۴.
۷۹. محمدبن عبداللّه حاکم نیشابوری، معرفة علوم الحدیث ص۵۵.
۸۰. ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علوم الحدیث ص۱۸۰.
۸۱. ابن کثیر، اختصار علوم الحدیث، ص۱۳۴.
۸۲. ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر ص۹۰.
۸۳. سیوطی، تدریب الراوی، ج۲، ص۲۱۰ـ۲۱۱.
۸۴. محمد محفوظ بن عبداللّه ترمسی، منهج ذوی النظر ص۲۸۲.
۸۵. ابن حجر عسقلانی، نزهة النظر ص۹۰.
۸۶. محمدبن عبدالرحمان سخاوی، فتح المغیث شرح الفیة الحدیث ج۳، ص۱۳۴.
۸۷. عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایه ج۳، ص۳۱۵ـ۳۱۶.
۸۸. محمدبن محمد فصیح هروی، جواهرالاصول فی علم احادیث الرسول ص۱۰۸.
۸۹. برای آگاهی بیشتر رجوع کنید به د.اسلام، چاپ دوم، ذیل «تابعون ».


منابع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله تابعین    
۲. فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج‌۲، ص۳۰۹و۳۱۰‌.    
۳. سایت اندیشه قم    
۴. کاظم مدیر شانچى - علم الحدیث، ص۲۰۶.



جعبه ابزار