تصوف در شبه قاره هند

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تصوف در شبه قاره هند در
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
دوم و سوم ظهور یافت.

فهرست مندرجات

۱ - سفر متصوفه به هند
۲ - ورود سلاسل صوفیه به هند
       ۲.۱ - حشتیه و سهروردیه
       ۲.۲ - نقشبندیه و قادریه و شطاریه
۳ - نظام‌الدین اولیا
۴ - سلسله چشتیه
       ۴.۱ - شاخه‌های چشتیه
       ۴.۲ - شاخه صابریه
       ۴.۳ - هدایای حکام و مردم
       ۴.۴ - داشتن شغل
       ۴.۵ - میزان نفوذ چشتیه
۵ - سلسله سهروردیه
       ۵.۱ - مروج سهروردیه
       ۵.۲ - خلفای بهاءالدین
۶ - سلسله کبرویه
       ۶.۱ - شاخه‌های کبرویه
       ۶.۲ - شاخه همدانیه
              ۶.۲.۱ - میرسیدعلی همدانی
              ۶.۲.۲ - سیدمحمد همدانی
              ۶.۲.۳ - جهانگیر سمنانی
       ۶.۳ - شاخه فردوسیه
۷ - سلسله قلندریه
       ۷.۱ - ارتباط سهروردیه و قلندریه
       ۷.۲ - نعمتی قلندری
       ۷.۳ - محمدسعید سرمد
       ۷.۴ - معنای امروزی قلندر
       ۷.۵ - شاخه حیدری‌ها
۸ - سلسله مداریه
۹ - سلسله شطاریه
۱۰ - سلسله نعمت‌اللهی
۱۱ - سلسله قادریه
۱۲ - سلسله نقشبندیه
       ۱۲.۱ - احمد سرهندی
       ۱۲.۲ - شاه ولی‌الله دهلوی
       ۱۲.۳ - دوری کردن از آئین هندو
       ۱۲.۴ - شاخه‌های نقشبندیه
۱۳ - سلسله عَیْدروسیه
۱۴ - اولیای غازی
       ۱۴.۱ - غازی میان
       ۱۴.۲ - شیخ جلال سیلْهِتی
       ۱۴.۳ - پیر بدر
۱۵ - گسترس سلاسل به خارج هند
۱۶ - اجتماعات صوفیه در هند
۱۷ - زیارت‌گاه‌های صوفیه در هند
       ۱۷.۱ - زیارت قبور توسط مردم و امرا
       ۱۷.۲ - مزارهای مشهور
       ۱۷.۳ - مراسم عُرس
       ۱۷.۴ - اهمیت مراسم عُرس
۱۸ - تصوف و سیاست در هند
       ۱۸.۱ - رابطه صوفیه و سلاطین
       ۱۸.۲ - اختلافات صوفیه و حکام
       ۱۸.۳ - پیوند چشتیه با مغولان
       ۱۸.۴ - نفوذ در حاکمان محلی
       ۱۸.۵ - رابطه سهروردیه با حکام
       ۱۸.۶ - قادریه و نقشبندیه
       ۱۸.۷ - رابطه قلندریه با دربار
       ۱۸.۸ - نقش مشایخ در تحولات
۱۹ - نقد تصوف در شبه قاره هند
       ۱۹.۱ - علل و عوامل نقد
       ۱۹.۲ - نقد حاجی شریعت‌الله
       ۱۹.۳ - قیام فرائضی‌ها
       ۱۹.۴ - نقد احمد شهید بریلوی
       ۱۹.۵ - نقد ابوالاعلی مودودی
       ۱۹.۶ - نقد اقبال لاهوری
۲۰ - فهرست منابع
۲۱ - پانویس
۲۲ - منبع

سفر متصوفه به هند



در باره دیدار ابوعلی سِندی با
بایزید بسطامیبایزید بسطامی، همان طیفور بن عیسی بن سروشان است، او صوفی و زاهد و عارف ایرانی است
(متوفی ۲۶۱ یا ۲۶۴)،
[۱] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
سفر تبلیغی حلاّج (متوفی ۳۰۹) به هند ، احتمالاً اقامت اولین صوفی یعنی شیخ صفی‌الدین کازرونی (متوفی ۳۹۸) به دستور مرشدش شیخ ابواسحاق کازرونی ( ابراهیم بن شهریار ) در منطقه سِند در ناحیه اُچ ،
[۲] محمد اکرم، آب کوثر، ج۱، ص۷۲، لاهور ۱۹۹۰.
سفر شیخ حسین زنجانی (متوفی ح۴۲۰) به
پنجابپَنْجاب، سرزمینی باستانی در شمال غربی شبه‌ قاره هند می‌باشد
و اقامت وی در آن‌جا برای ترویج تصوف و تربیت اهل سلوک ، و سفر علی بن عثمان هجویری به پنجاب به دستور مرشدش ابوالفضل خَتْلی گزارش‌هایی وجود دارد.
[۳] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۵۹، لکهنو ۱۹۱۴.

هجویری در لاهور
خانقاهمحل تجمع و نیایش صوفیان خانقاه گفته می شود که از برخى احکام آن در پاسخ به استفتائات سخن رفته است
ساخت و به
تعلیمتعلیم و تعلم از مهمترین امور سعادت آفرین برای بشر است
و
ارشادارشاد به معنی راهنمایی و هدایت کردن است
مشغول شد و در همان‌جا نیز درگذشت.
[۴] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۵۹، لکهنو ۱۹۱۴.


ورود سلاسل صوفیه به هند



ورود سلسله‌های صوفیه به شبه قاره هند تقریباً معاصر با فتوحات
غوریانغور ناحیه‌ای کوهستانی و وسیع بین هرات و غزنه با مرکزیت شهر فیروزکوه بوده است
(حک: ۵۴۳ ـ۶۱۲) بود.
در
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
ششم برخی از صوفیان آسیای مرکزی به هند کردند.

← حشتیه و سهروردیه


اولین سلسله‌ها در این دوره و سهروردیه بودند.
چشتیه بیش‌تر در اَجْمیر و برخی نقاط پنجاب و دهلی و اوتارپرادش و بهار / بیهار ، و سهروردیه در سند و ملتان / مولتان و پنجاب
تبلیغتبلیغ، رساندن مجموعه اطلاعاتی به مخاطب به منظور اقناع و برانگیختن احساسات او به سود یا بر ضد یک موضوع است
می‌کردند.

← نقشبندیه و قادریه و شطاریه


سلسله‌های مهم بعدی ، قادریه و شطاریه بودند.
ابتدا خواجه معین‌الدین حسن سجزی چشتی (متوفی ۶۳۳)، از سلسله چشتیه، در ۵۶۱ در اجمیر ساکن شد.
جانشین وی (متوفی ۶۳۴) و جانشین کاکی، فریدالدین گنج شکر (متوفی ۶۶۴) مشهور به بابافرید، این سلسله را در دهلی و پنجاب گسترش دادند.

نظام‌الدین اولیا



مهم‌ترین خلیفه بابافرید در هند، شیخ نظام‌الدین اولیا (متوفی ۷۲۵) بود و سلطان‌المشایخ خوانده می‌شد.
دو شاعر پارسی گوی، امیرخسرو دهلوی و امیرحسن سجزی ، که از مریدان نظام‌الدین بودند، سبب اشتهار نظام‌الدین اولیا در تصوف ایران شدند.
[۵] غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۲۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۶] غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۳۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
[۷] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۸، تهران ۱۳۶۲ ش ب.

مهم‌ترین خلیفه نظام‌الدین اولیا، شیخ نصیرالدین محمود معروف به چراغ دهلی (متوفی ۷۵۷) بود.
[۸] غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۳۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.

وی در دورانی می‌زیست که شاگردان
ابن تیمیهاز جمله کسانی که در طول چند قرن اخیر، مورد توجه وهابیون قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی قائل شده‌اند؛ احمد بن عبدالحلیم معروف به «ابن تیمیه» است
فشارهای مذهبی و سلطان محمد بن تغلق فشارهای سیاسی بر
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
وارد می‌آوردند.
او مریدان خود را به رعایت مبادی
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
ملزم کرد و توانست سلسله خویش را از تعرض مصون بدارد و به همین منظور بعضی رسوم صوفیه، نظیر زمین‌بوسی ، را منسوخ کرد.
[۹] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۲۰، تهران ۱۳۶۲ ش ب.


سلسله چشتیه



سلسله چشتیه در زمان دو شیخ بزرگ، یعنی نظام‌الدین اولیا و نصیرالدین چراغ دهلی، از طریق شیخ سراج‌الدین (متوفی ۷۵۸) تا بنگال و از طریق سیدمحمد گیسودراز (متوفی ۸۲۵) تا گلبرگه (از شهرهای قدیمی
شیعیپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
در هند) گسترش یافت.
دیگر عرفای چشتی در مالوِه و گجرات مقیم شدند.
[۱۰] دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.


← شاخه‌های چشتیه


سلسله چشتیه در هند دارای چند شاخه مهم، نظیر نظامیه منسوب به نظام‌الدین اولیا و صابریه منسوب به شیخ علی صابر (متوفی ۶۹۰)، است و هر کدام از آن‌ها نیز زیرشاخه‌هایی دارند.
[۱۱] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۱، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.


← شاخه صابریه


نماینده برجسته شاخه صابریه، شیخ عبدالقدّوسِ گُنگوهی (متوفی ۹۴۵) بود که این شاخه را در
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
نهم در هند ترویج نمود.
[۱۲] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

اساس تعلیمات این شاخه، ذکر جلی ، رابطه قلبی با
شیخشيخ‏ به معناي پير و بزرگ است و در فقه در ابواب مختلف داراي احکام خاصي مي باشد
،
چله‌نشینیچله/ چله‌نشینی، اصطلاحی عرفانی و معادل اربعین یا اربعینیه ، به معنای خلوت‌نشینی سالک به مدت چهل روز یا در چند دوره چهل روزه است
همراه با
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
، قلّت و و منام (
خوابخواب مقابل بیداری است
) و مواظبت بر
وضو وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود
بوده است.
[۱۳] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.


← هدایای حکام و مردم


مشایخ چشتیه از پذیرفتن هدایای سلاطین خودداری می‌کردند و فقط « فتوح » (هدایای مردم) را می‌پذیرفتند.
بعضی از صوفیان چشتیه به آباد کردن زمین‌های
بایربایر زمین خراب و غیر آباد را گویند
می‌پرداختند و گاه نظیر راهبان بودایی و هندو با زنبیل خانه به خانه گدایی می‌کردند، اما پس از گسترش چشتیه در ولایات، کمتر به
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
روی آوردند و دیگر از قبول هدایای حکام ابایی نداشتند.

← داشتن شغل


بعلاوه، داشتن شغل یا کسب
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
از طریق خدمت دیوانی را برای مریدانی که در مراتب پایین بودند، می‌دانستند.
[۱۴] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
[۱۵] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← میزان نفوذ چشتیه


چشتیه در طول قرون متمادی بانفوذترین طریقت شبه قاره هند بوده است.

سلسله سهروردیه



سهروردیه، منسوب به ابونجیب عبدالقاهر بن عبداللّه سهروردی یا منسوب به برادرزاده وی، شهاب الدین عمر بن محمد سهروردی ، دومین سلسله مشهور صوفیه در شبه قاره هند است.

← مروج سهروردیه


مروج آن در هند بهاءالدین زکریا (متوفی ۶۶۱)، معاصر معین‌الدین چشتی ، بود.
تلاش‌های وی برای گسترش
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
در پنجاب بسیار مثر بود.
وی در ملتان اقامت داشت و خانقاهش مرکز نشر معارف صوفیه بود و در پنجاب و سند مریدان فراوانی پیدا کرد (بهاءالدین زکریا).

← خلفای بهاءالدین


پس از او، پسرش صدرالدین محمدعارف (متوفی ۶۸۴) و پس از صدرالدین، پسر او رکن‌الدین عالم (متوفی ۷۳۵) خلیفه شدند و حفظ و نشر سهروردیه را بر عهده گرفتند.
پس از رکن‌الدین، خلافت سهروردیه بین خویشان و منسوبان وی دوام یافت.
[۱۶] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۵ـ۲۱۷، تهران ۱۳۶۲ ش ب.

سیدجلال‌الدین سرخپوش بخاری و نوه او جلال‌الدین مخدوم جهانیان ، سلسله سهروردیه را در اچ توسعه دادند.
جلال‌الدین مخدوم جهانیان شاخه جلالیه را به نام پدربزرگش رواج داد.
[۱۷] دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.

جلال‌الدین تبریزیجلال‌الدین‌ تبریزی‌، از مشایخ‌ سلسله‌ سهروردیه‌ در قرن‌ هفتم‌ است
(متوفی ۶۴۲)، یکی از مشایخ سهروردیه و شاگرد ابوحفص عمر سهروردی ، در قرن هفتم به بنگال رفت و به ترویج این طریقت پرداخت و در همان‌جا درگذشت.
سلسله سهروردیه هنوز در بنگال وجود دارد.
میرسید عثمان ، مشهور به لعل شهباز قلندر (متوفی ۶۵۰)، نیز یکی دیگر از خلفای بهاءالدین زکریاست.
وی دارای تمایلات وحدت وجودی بود و سلسله سهروردیه را با مشرب قلندری در آمیخت.
[۱۸] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش ب.


سلسله کبرویه



یکی دیگر از سلاسل صوفی شبه قاره هند،
سلسله کبرویهاز سلسله‌های مهم تصوف که زمانی در ایران رایج بود کبرویه است
می‌باشد.

← شاخه‌های کبرویه


سلسله کبرویه منسوب به
نجم‌الدین کبریمولانا ابو عبداللّه احمد بن عمر بن محمد بن عبداللّه خیوقی خوارزمی کنیه ابوالجناب و ملقب به نجم‌الدین و طامةالکبری و مشهور به شیخ ولی‌تراش از صوفیان ایرانی و از درخشان‌ترین چهره‌های عرفان اسلامی شیعی سده‌های دوازدهم و سیزدهم میلادی و ششم و هفتم هجری قمری است
، در هند دارای دو شاخه مهم است: یکی همدانیه و دیگری فردوسیه.

← شاخه همدانیه


همدانیه، شاخه کشمیری از رکنیه (شاخه خراسانی سلسله کبرویه) و منسوب به میرسیدعلی بن شهاب همدانی (متوفی ۷۸۵) است.

←← میرسیدعلی همدانی


میرسیدعلی همدانی طی چند سفر به کشمیر، سبب رواج کبرویه در آن‌جا شد.
او همچنین زمینه ساز رواج زبان فارسی و هنر ایرانی در کشمیر بود.
وی شاگردانش را برای تبلیغ به جاهای گوناگون کشمیر می‌فرستاد و نوشته‌اند که او در کشمیر ۰۰۰، ۳۷ تن را
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
کرد و در دوره او و خانقاه‌های بسیاری در آن‌جا به نام « » ساخته شد.
[۱۹] علی اصغر حکمت، «از همدان تا کشمیر»، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۲، یغما، سال ۴، ش ۸ (آبان ۱۳۳۰).
[۲۰] محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۴۸ـ۵۰، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
[۲۱] محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۵۸، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
[۲۲] محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۶۰، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.

میرسیدعلی در کشمیر کتاب‌خانه‌ای تأسیس کرد و کتاب‌های فراوانی به عربی و فارسی به آن‌جا برد.
[۲۳] محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۵۹، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.


←← سیدمحمد همدانی


فرزند وی سیدمحمد همدانی نیز برای تبلیغ اسلام به کشمیر رفت.

←← جهانگیر سمنانی

 
مرید دیگر میرسیدعلی همدانی، اشرف جهانگیر سمنانی (متوفی ۸۰۸)، نیز شاخه اشرفیه از سلسله کبرویه را تأسیس کرد.
[۲۴] محمدسلیم مظهر، «بررسی احوال و آثار پارسی گویان ایرانی در شبه قاره از دوره غزنوی تا آغاز سده دهم هجری قمری»، ج۱، ص۳۵، پایان نامه دکتری ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.


← شاخه فردوسیه


نام شاخه فردوسیه از رکن‌الدین فردوسی ، از مشایخ کبرویه، گرفته شده است.
این شاخه در بهار هند گسترش یافت.
[۲۵] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲ـ۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

از بزرگان این شاخه، شرف‌الدین احمد بن یحیی مِنْیَری (متوفی ۷۸۲) بود که نزد سلاطین تغلق محترم بود و سهم مهمی در رواج نثر صوفیانه در شبه قاره و هم‌چنین شناساندن مشایخ
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
به هند داشت.
[۲۶] سید مطیع الامام، شیخ شرف الدین احمد بن یحیی منیری و سهم او در نثر متصوفانه فارسی، اسلام آباد ۱۳۷۲ ش.


سلسله قلندریه



قلندریه سلسله دیگری بود که در قرن هفتم در هند رواج یافت.
حکومت مغول در آسیای مرکزی و ایران زمینه حرکت قلندرها را از
ترکیهتُرکیه (به ترکی استانبولی: Türkiye) با نام رسمی جمهوری ترکیه (به ترکی استانبولی: Türkiye Cumhuriyeti)، کشوری اوراسیایی است که بخش بزرگ کشور یعنی آناتولی یا آسیای کوچک در جنوب غرب آسیا و خاورمیانه واقع است و بخش کوچکی نیز به نام تراکیه در منطقهٔ بالکان (منطقه‌ای در جنوب شرق اروپا) قرار دارد
به هند فراهم کرد.

← ارتباط سهروردیه و قلندریه


اغلب مشایخ قلندری با چشتیه یا سهروردیه ارتباط داشتند، مثلاً لعل شهباز قلندر ابتدا از سهروردیه بود و بعد به قلندریه پیوست.
گروهی از مریدان صدرالدین راجو قتال ،
برادربرادر، فرد مذکری است که از طرف پدر و مادر یا یکی از والدین با شخص مشترک باشد که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح،اطعمه و اشربه،ارث و شهادات آمده است
جلال‌الدین حسین بخاریجلال‌الدین‌ حسین‌ بخاری‌، ملقب‌ به‌ مخدوم‌ جهانیان‌، از عرفای‌ سلسله‌ سهروردیه‌ شبه‌ قاره‌ هند است
(از مشایخ سلسله بخاری، متوفی ۷۸۵)، نیز به قلندری ـ سهروردی مشهور شدند.
برخی قلندران نیز نسب معنوی خود را به شاه نعمت اللّه ولی (۷۳۰ یا ۷۳۱ـ۸۳۴) می رساندند.

← نعمتی قلندری


تعدادی از قلندران این سلسله، معروف به نعمتی ـ قلندری، از
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
نهم تا یازدهم در هند اهمیت داشتند.
[۲۷] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← محمدسعید سرمد


از جمله اشخاص مهم قلندری، شاعری به نام محمدسعید سرمد کاشانی بود که داراشکوه از او حمایت می‌کرد.
سرمد در حال وجد برهنه می‌شد و اورنگ زیب (حک: ۱۰۶۸ـ ۱۱۱۸) وی را به
جرمجُرم‌، به ضم جيم، در لغت به معناي گناه و خطا و اصطلاحی فقهی‌ و حقوقی‌ به‌ معنای‌ هر فعل ‌ یا ترک ‌ فعلی‌ است که‌ در قانون ‌ برای‌ آن‌ مجازات ‌ تعیین‌ شده‌ است‌
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
اعدام کرد.
[۲۸] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← معنای امروزی قلندر


واژه قلندر امروزه در شمال هند تنزل معنا پیدا کرده و به معنای گدا یا شخص آواره‌ای است که هزینه زندگی خود را از طریق نمایش دادن با
اسباسب چارپایی معروف است که در کار کشاورزی و مسابقات اسب‌دوانی و غیره کاربرد دارد
یا
الاغبه درازگوش الاغ می‌گویند و از آن در بابهای طهارت، حج، تجارت، سبق و رمایه و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
تأمین می‌کند.
[۲۹] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← شاخه حیدری‌ها


حیدری‌ها شاخه‌ای از قلندریه‌اند.
مشهورترین حیدری هند، شیخ ابوبکر توسی حیدری بود که در قرن هفتم در دهلی می‌زیست.
پس از وی، شاخه حیدری به سبب فقدان مشایخ و اقطاب زوال یافت، اما افرادی منسوب به این سلسله تا چند قرن فعالیت داشتند.
میان آداب و اعمال رایج در این شاخه با شاخه رفاعیه شباهت‌هایی وجود داشت.

سلسله مداریه



مداریه سلسله دیگری است که ، مشهور به ، آن را بنیان نهاد.
وی اهل سوریه بود و در قرن نهم به هند رفت.
پیروان این سلسله مدعی ارتباط با چشتیه بودند، اما آداب و عقاید آنان تلفیقی از و آیین هندو بود.
پیروان این طریقت لباسی مانند لباس مرتاضان هندی می‌پوشیدند و به تن خود خاکستر می‌مالیدند.
گفته می‌شود که آنان حشیش می‌کشیدند و نسبت به
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
خواندن و
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
گرفتن بی‌اعتنا بودند.
[۳۰] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

به اعضای این سلسله به سبب حمل طبلی کوچک، « دَفْلی » می‌گفتند.
این سلسله تا قرن سیزدهم وجود داشت.
[۳۱] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


سلسله شطاریه



شطاریه ، سلسله منسوب به عبداللّه شطاری است.
وی این سلسله را در قرن هشتم در جونپور و مالْوه شناساند.
برجسته‌ترین صوفی شطاریه، سیدمحمد غوث گُوالْیاری (متوفی ۹۷۰) بود که شطاریه را در گجرات گسترش داد و توجه و همایون و اکبرشاه (حک: ۹۶۳ـ۱۰۱۴)، فرمان‌روایان مغول ، را جلب کرد.
[۳۲] دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.
[۳۳] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

با توجه به مراسم و ریاضت‌های رایج در آن، احتمالاً این سلسله بیش از سلسله‌های دیگر از آیین هندو تأثیر پذیرفته است.
[۳۴] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


سلسله نعمت‌اللهی



صوفیان نعمت‌اللهیه از زمان حیات مؤسس آن، شاه نعمت‌اللّه ولی، در هند فعالیت داشتند.
شاه خلیل‌اللّه (پسر شاه نعمت‌اللّه ولی) و میرنوراللّه (نوه شاه نعمت‌اللّه) به دعوت سلطان شهاب‌الدین احمد اول (از بهمنیان دکن) به دکن سفر کردند.
در آن‌جا بین سلطان و میرنوراللّه پیوند خانوادگی پدید آمد و آنان مقیم دکن شدند و به این ترتیب سلطان از این سلسله حمایت کرد.
حضور پیروان نعمت‌اللهیه در دکن سبب کاهش تأثیر پیروان گیسودراز بر مردم شد و زمینه را برای تغییر مذهب سلاطین دکن فراهم نمود.
از اوایل ظهور
صفویهسلسلۀ سلاطین صفوی در اوایل قرن دهم هجری با اتکاء به مذهب شیعۀ اثنی‌عشری و طریقت صوفیه در قالب حکومت مذهبی بر ایران حکم راندند
(حک: ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵)، نعمت‌اللهیه در هند دارای پای‌گاه محکمی شد و شاخه هاشم‌شاهیه آن، منسوب به میرهاشم جهانگیر ، در دهلی به وجود آمد و دوام یافت.
[۳۵] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۵، تهران ۱۳۶۲ ش ب.


سلسله قادریه



قادریه را یکی از اعقاب عبدالقادر گیلانی به نام محمد بن شاه میر (متوفی ۹۲۳)، مشهور به میان میر ، به هند برد.
جانشین وی، ملاشاه / شاه محمد بدخشی (متوفی ۱۰۷۲)، مرشد داراشکوه بود.
میان میر در اچ
خانقاهمحل تجمع و نیایش صوفیان خانقاه گفته می شود که از برخى احکام آن در پاسخ به استفتائات سخن رفته است
قادریه را بنا نهاد.
[۳۶] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۳۷] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱ـ۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

برخی اشخاص مهم این سلسله عبارت بودند از: بهاءالدین جنیدی (متوفی ۹۲۱)، شیخ قمیص (متوفی ۹۹۲) از اعقاب عبدالقادر گیلانی،
[۳۸] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
ملاشاه و علامه محب اللّه اللّه آبادی (متوفی ۱۰۵۸)، که هر چهار تن تحت تأثیر
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
بودند.
[۳۹] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

این سلسله در روزگار اورنگ زیب موقتاً از رونق افتاد، اما در مجموع، از دیگر سلسله‌ها محبوب‌تر است.
[۴۰] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


سلسله نقشبندیه



خاست‌گاه آسیای مرکزی بود.
احتمالاً استقرار این طریقت در هند از طریق
باقی باللّهباقی بالله، ابوالمؤید رضی الدین محمدباقی (یا عبدالباقی) بن عبدالسلام، از مشایخ بزرگ نقشبندیه و از مروّجان این طریقه در هندوستان که در آن سرزمین به «خواجه بیرنگ» نیز شهرت دارد
(متوفی ۹۷۱) و در زمان اکبرشاه بوده است.
[۴۱] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۹، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

بابُر (حک: ۸۹۹ ـ۹۳۷) از این سلسله حمایت می‌کرد.

← احمد سرهندی


مشهورترین صوفی نقشبندی، احمد سِرهِندی (متوفی ۱۰۳۵) معروف به مُجَدِّد اَلْفِ ثانی بود.
او مرید باقی باللّه و سخت پیرو
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
بود و تصوف و علوم کشفی را فقط در صورتی می‌پذیرفت که مطابق
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
و سنّت باشد.
سرهندی پیروان خود را نیز به تبعیت کامل از سنّت و مخالفت با
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
دعوت می‌کرد.
[۴۲] محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۳۹۹ـ۴۰۰، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
[۴۳] محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۴۰۵، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
[۴۴] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

وی از مخالفان نظریه
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
ابن عربی بود و عقیده برخی مشایخ را مبنی بر برتری
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
بر
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
، خلاف
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
می‌دانست.
[۴۵] محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۴۰۹، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
[۴۶] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

البته گفته‌اند که وی در آخر عمر با نظریه ابن عربی موافقت کرد.
[۴۷] عبدالقادر مهربان فخری میلاپوری، اصل الاصول فی بیان مطابقة الکشف بالمعقول و المنقول، ج۱، ص۲۲۱ـ۲۲۲، چاپ محمدیوسف کوکن عمری، مدراس ۱۹۵۹.

او نامه‌های بسیاری برای شخصیت‌های سیاسی زمان خود نوشت و توانست بسیاری از اشراف و درباریان را در مخالفت با روش دربار تیموریان هند (نزدیک کردن آیین هندو به ) با خود هم‌عقیده کند.
[۴۸] دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۹.
[۴۹] محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۳۹۹، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.

در این دوره، مشایخ نقشبندیه برای جدا کردن عقاید هندو از عقاید اسلامی، در مقابل وحدت وجود ــ که به آیین هندو نزدیک بود ــ
وحدت شهودوحدتِ‌ شهود که در مقابل وحدت وجود عنوان شده، و علاء الدّوله سمنانی در رونق دادن آن فکر کوشیده؛ توحید الهی است از راه کشف و شهود عرفانی و این معنا منافى و مبطل وحدت وجود نیست
را مطرح می‌کردند.
[۵۰] ممتازبیگم چودهری، «تأثیر صوفیان ایران در تصوف شبه قاره پاکستان و هند»، ج۱، ص۲۳، در تأثیر معنوی ایران در پاکستان، تألیف جعفر قاسمی، لاهور: اداره اوقاف پنجاب، ۱۳۵۰ ش.


← شاه ولی‌الله دهلوی


یکی دیگر از اشخاص مهم نقشبندی،
شاه ولی‌اللّه دهلویقطب الدين احمد ابن عبد الرحيم معروف به شاه ولى‌اللّه دهلوى ( ۱۱۱۴- ۱۱۷۶ ق) دانشمند مسلمان، قرآن‌شناس، محدث، فقیه و متكلم و از پرآوازه‌ترين شخصيت‌هاى فكرى و فرهنگى قرن دوازدهم در شبه قارّه هند بود
(متوفی ۱۱۷۶) بود.
وی در صدد بود که میان شریعت و تصوف سازگاری ایجاد کند.
او در نامه‌هایش، مقامات حکومتی را به اصلاحات مالی و سیاسی سفارش می‌کرد.
مدرسه‌ای که او تأسیس نمود، مرکز نهضت احیای تفکر دینی شناخته می‌شد و محققان از جاهای گوناگون هند به آن‌جا می‌رفتند.

← دوری کردن از آئین هندو


به طور کلی نقشبندیه در هند می‌کوشیدند که را از تأثیرات آیین هندو دور نگه دارند،
[۵۱] دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، ج۸، ص۵۷۸، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
هر چند مظهر جان جانان ( محمدشمس‌الدین حبیب‌اللّه جان جانان ، صوفی و شاعر نقشبندی، متوفی ۱۱۹۵) تحت تأثیر آیین هندو قرار گرفت و از آن اقتباس‌هایی کرد.
[۵۲] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

مظهر جان جانان و خلیفه‌اش، شاه عبداللّه غلامعلی دهلوی ، در خارج از هند هم طرفدارانی یافتند، به طوری که بتدریج این سلسله در آناطولی نیز رایج شد.
[۵۳] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

مولانا خالد نقشبندی نیز این سلسله را در میان کُردها و
عرب‌هالفظ اعراب در موارد متعددی در قرآن بیان شده است و معارفی را در ذیل آن آمده است
گسترش داد.
[۵۴] خالد نقشبندی، نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، ج۱، ص۳۶، تحقیق و تصحیح و ترجمه مهیندخت معتمدی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۵۵] خالد نقشبندی، نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، ج۱، ص۴۰ـ۴۱، تحقیق و تصحیح و ترجمه مهیندخت معتمدی، تهران ۱۳۶۸ ش.


← شاخه‌های نقشبندیه


نقشبندیه دارای شاخه‌هایی است، از جمله: باقیه منسوب به باقی باللّه، مجدِّدیه منسوب به احمد سرهندی، مظهریه منسوب به مظهر جان جانان، اَحسنیه منسوب به آدم بن اسماعیل بنوری ، علائیه منسوب به ابی العلاء بن ابی الوفا حسینی اکبرآبادی که طریقت نقشبندیه را با
چشتیهچِشتیه، سلسله‌ای‌ معروف‌ از صوفیان‌ مسلمان‌ شبه‌قاره‌، منسوب‌ به‌ چِشت‌
در آمیخت.
علائیه دارای شاخه‌هایی چون
محمدیهفرقه محمدیه پس از وفات ابوجعفر محمد بن علی الهادی (برادر امام حسن عسکری (علیه‌السلام)) به مهدویت و امامت وی قائل شدند؛ با این‌که وی در حیات پدر بزرگوارش وفات کرده است
و منعمیه و افضلیه است.
[۵۶] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۲ـ۱۸۳، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.


سلسله عَیْدروسیه



یکی دیگر از سلاسل صوفیه شبه قاره هند سلسله عَیْدروسیه می باشد.
تعالیم عَیْدروسیه، منسوب به سیدعفیف‌الدین عبداللّه عیدروس کبیر ، بر اساس احیاء علوم‌الدین غزالی است.
از مشاهیر این سلسله، عبدالقادر عیدروسی (متوفی ۱۰۳۸)، نوه عفیف‌الدین، بود که از علما و عرفای گجرات به شمار می‌آمد.
این سلسله از طریق نوادگان عبداللّه عیدروس در گجرات و اغلب شهرهای دکن گسترش یافت.
[۵۷] عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۶ـ۱۸۷، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۵۸] رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۱۲۹، لکهنو ۱۹۱۴.


اولیای غازی



بخشی از تاریخ تصوف در هند متعلق به اولیای غازی ( عارفان جنگ‌جو ) است.
از اوایل
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
هشتم داستان‌هایی در باره آنان به وجود آمد.

← غازی میان


نخستین فرد از این دسته، سالار مسعود غازی مشهور به غازی میان (متوفی ۵۵۵) بود.
گفته‌اند که او از غازیان (جنگ‌جویان) پادشاهان
پنجابپَنْجاب، سرزمینی باستانی در شمال غربی شبه‌ قاره هند می‌باشد
یا از لشکریان غزنوی بود و در جنگی با هندوها به رسید.
مزار وی در شرق اوتارپرادش ، زیارت‌گاه است.
شهادت غازی‌ میان سبب پیدایی داستان‌هایی در باره سوانح زندگی او بخصوص در دوره سلطان محمد تغلق شد.
در این داستان‌ها، او به قهرمانی
اسطوره‌ایاسطوره واژه‌ای عربی معادل Myth در انگلیسی است که وارد زبان فارسی شده است
یا یکی از اولیای بزرگ بدل شده است.
وی از اولیای منطقه شرق هند به شمار می‌آید و هنوز هم هدایایی به مزار او تقدیم می‌کنند.
عُرس (مراسم سالگرد وفات) او از دوازدهم تا چهاردهم رجب است.
مقبره‌هایی به نام او از اوتارپرادش غربی تا بنگال وجود دارد و کسانی که قادر نیستند به
زیارتزیارت حضور نزد کسی به قصد دیدار او از روی تکریم است
مزار اصلی او بروند، این مکان‌ها را زیارت می‌کنند.

← شیخ جلال سیلْهِتی


شیخ جلال سیلْهِتی (متوفی ۷۴۸) از اولیای غازی بنگال بود.
گفته‌اند که او از سلسله خواجگان بود و در جنگی علیه هندوها در سلهت / سیلْهِت شرکت کرد.
سیلهتی در پی حمله مغولان به مولتان و سپس به اچ رفت و احتمالاً در آن‌جا به سهروردیه پیوست و سپس به بنگال بازگشت و در همان‌جا درگذشت.
مزار وی در بنگال است.
گویا وی همان کسی است که
ابن بطوطهابو عبدالله محمد بن عبدالله بن محمد بن ابراهیم لواتی طنجی و یا به صورت کامل تر، ابو عبدالله محمد بن عبدالله بن ابراهیم بن محمد بن ابراهیم بن یوسف، جهانگرد معروف مغربی (۷۰۳- ۷۷۹ ق/ ۱۳۰۴- ۱۳۷۷ م)
او را شیخ جلال‌الدین نامیده و در بنگال وی را ملاقات کرده و تحت تأثیر
کراماتکرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است
بسیار او قرار گرفته است.
[۵۹] ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۲، ص۶۲۴ـ ۶۲۵، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.


← پیر بدر


شیخ بدرالدین بدر عالَم یا
پیر بدربَدْر (پیر)، شیخ بدرالدین بدرِ عالَم، از اولیای سلسله جُنیدیّه که مردم بیهار و بنگال احترام عمیقی برای او قایل‌اند
(متوفی ۸۴۴)، از اولیای غازی در بنگال شرقی ساکن بود.
سلطان محمد بن تغلق، پدربزرگ او، شیخ شهاب‌الدین حق‌گو را به جرم این‌که با
سلطانسلطان‏ به معنای تسلط‌دارنده و در اصطلاح به حاکم و سرپرست یک جامعه گفته می‌شود
درشتی کرده بود، اعدام کرد.
پیر بدر به دعوت یحیی مِنیَری به بهار رفت و در آن‌جا اقامت گزید و در همان‌جا وفات یافت.
آرام‌گاه او را «درگاه کوچک» می‌نامند.
در باره زندگی و نحوه سلوک او افسانه‌هایی ساخته شده، از جمله این‌که وی بر رودخانه فرمان می‌رانده است.
او را حافظ ملاحان نیز می‌دانستند.
قایق‌رانان اشعاری می‌خوانند که متضمن استمداد از
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
وی است.
آرام‌گاه‌هایی نیز‌ به‌طور نمادین در کنار رودخانه بنگال شرقی برای پیر بدر بنا کرده‌اند.
محل
چله‌نشینیچله/ چله‌نشینی، اصطلاحی عرفانی و معادل اربعین یا اربعینیه ، به معنای خلوت‌نشینی سالک به مدت چهل روز یا در چند دوره چهل روزه است
او در بنگال شرقی، زیارت‌گاه است.
هندوها و
بودایی‌هابودا، لقب بنیانگذار آیین بودای در سانسکریت به معنای کسی است که به روشن بینی و اشراق رسیده است
نیز به او
احتراماحترام به معنی حرمت نگه داشتن و ارج نهادن می باشد
می‌گذارند.
[۶۰] ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۱، ص۳۱۷، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.


گسترس سلاسل به خارج هند



برخی سلسله‌های صوفیه هند ، بخصوص چشتیه و نقشبندیه، از مرزهای هند فراتر رفتند.
این امر از دو طریق صورت گرفت: یکی از طریق اروپاییانی که به دیدن صوفیان می‌رفتند و به تعالیم آنان علاقه‌مند می‌شدند، از جمله تعالیم عنایت‌خان (از مشایخ طریقت چشتیه، متوفی ۱۳۰۶ ش/ ۱۹۲۷) از طریق پیروانی چون ربیعه مارتین و مارتین ساموئل لوئیس به
اروپا«اروپا» از قاره‌های جهان ؛ سکونتگاه شماری از حج گزاران است
و
امریکاامریکا دومین قاره پهناور جهان و دارای اقلیت مسلمان و حج گزار می‌باشد
راه یافت و دوم از طریق دانشجویانی که از جنوب
آسیاآسیا، وسیع‌ترین و پرجمعیّت‌ترین قارّه زمین ، با وسعتی قریب ۴۴ میلیون کمـ ۲، یعنی ـ از کل سطح زمین و بیش از۷۲۲‘۲ میلیون نفر جمعیت (۱۹۸۲م)، واقع در نیمکره شمالی، از نزدیکی خط استوا تا نزدیکی قطب شمال؛ شمالی‌ترین حد این قاره، شبه‌جزیره تایمیر با ْ۷۷ و َ۴۰ عرض در اقیانوس منجمد شمالی و جنوبی‌ترین نقطه آن، رأس شبه‌جزیرة مالاکا با ْ۱ و َ۱۶ عرض شمالی در نزدیکی خط استوا واقع است
به اروپا و امریکا می‌رفتند و این امر موجب تأسیس شاخه‌هایی از چشتیه و نقشبندیه در آن‌جاها شد.
[۶۱] د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶ـ۳۳۷.

برخی از اروپاییان و امریکایی‌هایی که
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
شده بودند، به این شاخه‌ها پیوستند؛ مثلاً، خلیفه ذوقی شاه در پاکستان ، شخصی انگلیسی به نام شهیداللّه فریدی (متوفی ۱۳۵۷ ش/ ۱۹۷۸) بود.
آثار فریدی به زبان اردو در کراچی چاپ شده است.
[۶۲] د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶ـ۳۳۷.


اجتماعات صوفیه در هند



زندگی صوفیه در هند در
خانقاه‌هامحل تجمع و نیایش صوفیان خانقاه گفته می شود که از برخى احکام آن در پاسخ به استفتائات سخن رفته است
و جماعت‌خانه‌ها و
زاویه‌هازاویه همان گوشه است که کنج نامیده می شود
سپری می‌شد.
پیروان سلسله چشتیه جماعت‌خانه‌ها را ساختند که اساساً محل زندگی مشایخ و محل آموزش و انجام دادن مراسم بود.
مشایخ اولیه چشتیه، از جمله گنج شکر، با این‌گونه تشکیلات موافقت نداشتند و پس از گنج شکر، نظام‌الدین به ساده بودن جماعت‌خانه‌ها توصیه می‌کرد، ولی سهروردیه خانقاه را پدید آوردند و مردم بتدریج جماعت‌خانه را نیز خانقاه نامیدند.
ابن بطوطه
[۶۳] ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۲، ص۵۷۵، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
در قرن هشتم از وجود خانقاه در هند خبر داده است.
وی در کالیکات/ کالیکوت خانقاه بزرگی را دیده بوده که شیخ شهاب‌الدین کازرونی آن را اداره می‌کرد، و
نذری‌هایینذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد
از هند و چین به آن‌جا می‌رسید.

زیارت‌گاه‌های صوفیه در هند



زیارت‌گاه‌های صوفیه در هند همواره اهمیت داشته است.

← زیارت قبور توسط مردم و امرا


علاوه بر مردم عادی، امرا نیز به زیارت قبور مشایخ می‌رفتند تا از روح مشایخ برای توسعه قدرتشان مدد جویند.

← مزارهای مشهور


مزار معین‌الدین چشتی در اَجمیر ، مزارات
بلبل شاه کشمیریبلبل شاه کشمیری، سید شرف الدین عبدالرحمان سهروردی حنفی ترکستانی، عارف و صوفی قرن هشتم بود
و حمزه مخدوم (متوفی ۹۸۴) در سَرینگر ،
[۶۴] آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۴۳۵، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
[۶۵] صابر آفاقی، «صوفیان کشمیر و نقش آنان در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، ج۱، ص۶۹، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۲ و ۱۱۳ (بهمن و اسفند ۱۳۵۰).
[۶۶] صابر آفاقی، «صوفیان کشمیر و نقش آنان در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، ج۱، ص۷۳، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۲ و ۱۱۳ (بهمن و اسفند ۱۳۵۰).
آرام‌گاه احمد سرهندی در شرق پنجاب، مزار غازی میان در شرق اوتارپرادش، مزار در کانپور ، مزارات احمد بن یحیی مِنیَری
[۶۷] زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
و بدرالدین در بهار، از جمله زیارت‌گاه‌های مردم‌اند.

← مراسم عُرس


در این مزارات، مراسم عُرس برگزار می‌شود که از مهم‌ترین مراسم صوفیه در شبه قاره است.
در هند و پاکستان، روزهای عرس اولیا در برخی تقویم‌ها ثبت شده است و نزد بسیاری از مردم، زیارت مزار اولیا تقریباً هم‌ارز سفر به
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
است.
[۶۸] آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۱۹۹، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
[۶۹] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۸، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← اهمیت مراسم عُرس


برخی از این روزها، مانند روز عرس عبدالقادر گیلانی و شاه مدار و گیسودراز، آن‌چنان اهمیت دارد که انگلیسی‌ها هم در دوره حاکمیت بر هند، این روزها را به سپاهیان مسلمان ارتش هند مرخصی می‌دادند.
[۷۰] آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.

در این روزها
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
، بخصوص صوفیه چشتی، مراسم سماع برگزار می‌کنند.
[۷۱] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۸، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


تصوف و سیاست در هند



صوفیه در شبه قاره هند از سال‌های اولیه حکومت در آن‌جا، نفوذ داشتند.
در برخی دوره‌ها، نظیر عصر مغول، بر اثر نفوذ فقها تا حدی از تأثیر آنان کاسته شد.
[۷۲] دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۸.


← رابطه صوفیه و سلاطین


به سبب محبوبیت مشایخ نزد مردم، عموماً سلاطین در جلب نظر آنان می‌کوشیدند، اما بسیاری از صوفیه نظیر مشایخ چشتیه از نزدیک شدن به دربار سلاطین اجتناب می‌کردند.
صوفیه خود را مسئول سعادت معنوی مردم می‌دانستند و به موازات حکومت سیاسی سلاطین برای خود حکومت معنوی قائل بودند؛ مثلاً، معین‌الدین چشتی حکومت معنویِ ناحیه دهلی را به مریدش، بختیار کاکی، اختصاص داد.
[۷۳] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.

هم‌چنین برخی سلسله‌های صوفیه، اولیای خود را حامی حاکمان مسلمان می‌دانستند.
عبدالرحمان چشتی معتقد بود که چشتیه، محافظان حیات شاه و مسئول حفظ و بقای
حکومتحکومت چهار معنی دارد: ۱
او هستند.
سلاطین نیز به صوفیه احترام می‌گذاشتند.
قطب‌الدین آیبَک (الْتُتْمِش) ضمن استقبال گرم از ، به او مقام شیخ‌الاسلامی داد، اما او نپذیرفت.
[۷۴] آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۵، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
[۷۵] آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۸، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).


← اختلافات صوفیه و حکام


البته گاهی میان صوفیه و حکام اختلافاتی هم به وجود می‌آمده است؛ مثلاً، در عصر خلجی‌ها بسیار گسترش یافت و در عین حال نسبت به آن
سوءظنسوء ظنّ‌ خطور گمان بد نسبت به خداوند و یا مؤمن است که در روایات از آن نهی شده است
وجود داشت.
محمد بن تغلق به همان اندازه که به صوفیه
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
می‌نهاد و به زیارت قبور معین‌الدین چشتی و سالار مسعود می‌رفت، از نفوذ روزافزون صوفیان ، بخصوص چشتیه، بیم‌ناک بود.
[۷۶] آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۷۰، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
[۷۷] آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۷۲، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).


← پیوند چشتیه با مغولان


از دوره بابر به چشتیه توجه شد.
چشتیه نیز با فرمان‌روایان مغول پیوند نزدیکی برقرار کردند و این مشی با بی‌اعتنایی آن‌ها نسبت به حاکمان ناسازگار بود.

← نفوذ در حاکمان محلی


در زمان اورنگ زیب برخی مشایخ صوفیه در قدرت‌مندان محلی نفوذ کردند؛ از جمله، خواجه نورمحمد (شیخ طریقه چشتی نظامی) تأثیر بسیاری بر بهاءالحق، حاکم بهاولپور، نهاد و همچنین با سیک‌ها مبارزه کرد.
[۷۸] دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۹.


← رابطه سهروردیه با حکام


سهروردیه ، بر خلاف وضع و مشی اولیه چشتیه، در امور سیاسی دخالت و با حکم‌رانان مناسبات دوستانه‌ای برقرار می‌کردند.
سیدنورالدین مبارک غزنوی مقام شیخ‌الاسلامی را از شهاب‌الدین غوری پذیرفت.
در سِند بهاءالدین زکریا ملتانی ، شیخ‌الاسلام بود.
وظیفه شیخ‌الاسلام مراقبت از امور معنوی حکومت بود.
[۷۹] عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۵۵، حیدرآباددکن، ج ۱، ۱۳۸۲/۱۹۶۲، ج ۸، ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
[۸۰] آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۸، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).

بهاءالدین زکریا در آزاد کردن ملتان از محاصره مغولان تأثیری بسزا داشت.
اعضای سلسله سهروردیه، به سبب مناسبات خوبشان با حکام ، در قرن هشتم به عنوان
سفیرشخص پیام آور را سفیر می گویند
در دربارهای خارجی حضور می‌یافتند.
سهروردیه در کشمیر نیز در حکم‌رانان نفوذ داشتند، تا حدی که رِنْچَن شاه تحت تأثیر بلبل شاه کشمیری، از آیین هندو به
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
گروید و پس از او، صدها تن از مردم کشمیر مسلمان شدند (بلبل شاه کشمیری).

← قادریه و نقشبندیه


قادریه از دخالت در امور حکومتی اجتناب می‌کردند، اما بیشترین اعتبار خود را به سبب فعالیت‌های سیاسی کسب نمودند.
[۸۱] دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۸.

نقشبندیه برای مصلحت
خلقخُلُق به ضم خاء یا خُلْق، جمع اخلاق به‌معنای صورت باطنی انسان است که سیرت نیز نامیده می‌شود
، ارتباط با حاکمان را جایز می‌دانستند و به همین دلیل تأثیر آنان، از جمله تأثیر احمد سرهندی و
شاه ولی‌اللّه دهلویقطب الدين احمد ابن عبد الرحيم معروف به شاه ولى‌اللّه دهلوى ( ۱۱۱۴- ۱۱۷۶ ق) دانشمند مسلمان، قرآن‌شناس، محدث، فقیه و متكلم و از پرآوازه‌ترين شخصيت‌هاى فكرى و فرهنگى قرن دوازدهم در شبه قارّه هند بود
، در احوال و اعمال حاکمان هند بسیار بود.
[۸۲] عبدالحسین زرین کوب، ارزش میراث صوفیه، ج۱، ص۱۷۴، تهران ۱۳۶۲ ش الف.


← رابطه قلندریه با دربار


قلندریه نیز با دربار لودی‌ها (حک: ۸۵۵ ـ۹۳۲) مناسبات بسیار داشتند.

← نقش مشایخ در تحولات


مشایخ صوفیه در تحولات دوران معاصر نیز مثر بوده‌اند؛ از جمله، امداداللّه فاروقی تهانوی (متوفی ۱۳۱۷)، از طریقت چشتیه صابریه ، در مبارزه با انگلیس بسیار فعال بود
[۸۳] عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج۸، ص۷۰ـ۷۲، حیدرآباددکن، ج ۱، ۱۳۸۲/۱۹۶۲، ج ۸، ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
و شاه عبدالعزیز (متوفی ۱۲۳۹)، فرزند شاه ولی‌اللّه دهلوی، با
فتوایی  فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر
علیه انگلیسی‌ها، هند را «دارالحرب» نامید.
هم‌چنین برخی صوفیه، مانند صوفیان مکتب بریلوی (بریلْوی، احمدرضا)، حامیان جدّی و قاطع نهضت ملی‌گرایی پاکستان بوده‌اند.
[۸۴] د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۵.


نقد تصوف در شبه قاره هند



از تصوف هند در گذشته و حال انتقادهایی کرده‌اند.

← علل و عوامل نقد


ظهور قلندرهای بی‌مبالات نسبت به عبادات شرعی ، رواج نوشیدن مسکرات و
سماعسماع، به معنای شنیدن است
، شیوع اعتقادات خرافی و توسل به
تربتبه خاک قبرتربت می گویند
برای شفا ، برخی از زمینه‌های انتقاد از صوفیه بوده است.
[۸۵] عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶ـ۷۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.


← نقد حاجی شریعت‌الله


از جمله مخالفان تصوف،
حاجی شریعت‌اللّهحاجی شریعت‌الله از علمای بزرگ و مجاهد شبه قاره هند و بنیانگذار نهضت فرائضی در قرن سیزدهم هجری/ هیجدهم و نوزدهم میلادی بوده است
[۸۶] دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
بود.
او از تعالیم شاه ولی‌اللّه دهلوی و وهابیان تأثیر پذیرفته بود.

← قیام فرائضی‌ها


فرائضی‌ها در بنگال علیه برخی اعمال صوفیان ــ که آن‌ها را
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
می‌شمردند ــ قیام کردند.

← نقد احمد شهید بریلوی


از دیگر مخالفان تصوف، سیداحمد شهید بریلوی (از علمای «نهضت مجاهدین»، متوفی ۱۲۴۶) بود که در پنجاب با برخی آداب صوفیه و هم‌چنین با سیک‌ها مبارزه کرد.

← نقد ابوالاعلی مودودی


ابوالاعلی مودودی (متوفی ۱۳۵۸ ش/ ۱۹۷۹)، مؤسس جماعت الاسلامی که در خانواده‌ای از پیروان طریقت چشتیه به دنیا آمده بود،
[۸۷] د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶.
تصوف را یکی از عوامل انحطاط مسلمانان می‌دانست.

← نقد اقبال لاهوری


اقبال لاهوریاِقْبال‌ِ لاهوری‌، محمد (۱۲۹۴-۱۳۵۷ق‌/۱۸۷۷- ۱۹۳۸م‌)، شاعر و متفکر مسلمان‌ شبه‌ قاره هند و پاکستان‌ بود
نیز در کتاب احیای فکر دینی در اسلام
[۸۸] محمد اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، ترجمه احمد آرام، (تهران ۱۳۴۶ ش).
آخرت‌گرایی صوفیه را سبب از وجوه اجتماعی اسلام دانسته است.

فهرست منابع



(۳۲) صابر آفاقی، «صوفیان کشمیر و نقش آنان در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۲ و ۱۱۳ (بهمن و اسفند ۱۳۵۰).
(۳۳) ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۳۴) محمد اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ترجمه احمد آرام، (تهران ۱۳۴۶ ش).
(۳۵) محمد اکرم، آب کوثر، لاهور ۱۹۹۰.
(۳۶) ممتازبیگم چودهری، «تأثیر صوفیان ایران در تصوف شبه قاره پاکستان و هند»، در تأثیر معنوی ایران در پاکستان، تألیف جعفر قاسمی، لاهور: اداره اوقاف پنجاب، ۱۳۵۰ ش.
(۳۷) عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۸) عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، حیدرآباددکن، ج ۱، ۱۳۸۲/۱۹۶۲، ج ۸، ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
(۳۹) علی اصغر حکمت، «از همدان تا کشمیر»، یغما، سال ۴، ش ۸ (آبان ۱۳۳۰).
(۴۰) دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
(۴۱) رحمان علی، تذکره علمای هند، لکهنو ۱۹۱۴.
(۴۲) محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
(۴۳) عبدالحسین زرین کوب، ارزش میراث صوفیه، تهران ۱۳۶۲ ش الف.
(۴۴) عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
(۴۵) آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
(۴۶) آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
(۴۷) عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
(۴۸) غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
(۴۹) عبدالقادر مهربان فخری میلاپوری، اصل الاصول فی بیان مطابقة الکشف بالمعقول و المنقول، چاپ محمدیوسف کوکن عمری، مدراس ۱۹۵۹.
(۵۰) محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
(۵۱) سید مطیع الامام، شیخ شرف الدین احمد بن یحیی منیری و سهم او در نثر متصوفانه فارسی، اسلام آباد ۱۳۷۲ ش.
(۵۲) محمدسلیم مظهر، «بررسی احوال و آثار پارسی گویان ایرانی در شبه قاره از دوره غزنوی تا آغاز سده دهم هجری قمری»، پایان نامه دکتری ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.
(۵۳) خالد نقشبندی، نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، تحقیق و تصحیح و ترجمه مهیندخت معتمدی، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۵۴) دایرة المعارف دین.
(۵۵) دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد.
(۵۶) د اسلام، چاپ دوم؛

پانویس


 
۱. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۲. محمد اکرم، آب کوثر، ج۱، ص۷۲، لاهور ۱۹۹۰.
۳. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۵۹، لکهنو ۱۹۱۴.
۴. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۵۹، لکهنو ۱۹۱۴.
۵. غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۲۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۶. غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۳۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۷. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۸، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
۸. غلام سرور لاهوری، خزینة الاصفیا، ج۱، ص۳۳۸، کانپور ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
۹. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۲۰، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
۱۰. دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.
۱۱. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۱، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۱۳. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۴. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۱۵. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۱۶. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۵ـ۲۱۷، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
۱۷. دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.
۱۸. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۶، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
۱۹. علی اصغر حکمت، «از همدان تا کشمیر»، ج۱، ص۳۴۱ـ۳۴۲، یغما، سال ۴، ش ۸ (آبان ۱۳۳۰).
۲۰. محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۴۸ـ۵۰، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
۲۱. محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۵۸، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
۲۲. محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۶۰، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
۲۳. محمد ریاض، احوال و آثار و اشعار میرسیّدعلی همدانی، ج۱، ص۵۹، اسلام آباد ۱۳۷۰ ش.
۲۴. محمدسلیم مظهر، «بررسی احوال و آثار پارسی گویان ایرانی در شبه قاره از دوره غزنوی تا آغاز سده دهم هجری قمری»، ج۱، ص۳۵، پایان نامه دکتری ادبیات فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، ۱۳۷۶ ش.
۲۵. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲ـ۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۲۶. سید مطیع الامام، شیخ شرف الدین احمد بن یحیی منیری و سهم او در نثر متصوفانه فارسی، اسلام آباد ۱۳۷۲ ش.
۲۷. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۲۸. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۲۹. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۰. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۱. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۷، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۲. دایرة المعارف دین، ج۷، ص۳۹۴.
۳۳. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۴. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۳، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۵. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۱۵، تهران ۱۳۶۲ ش ب.
۳۶. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۷. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱ـ۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۳۸. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۰، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳۹. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۰. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۱. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۹، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۲. محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۳۹۹ـ۴۰۰، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
۴۳. محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۴۰۵، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
۴۴. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۵. محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۴۰۹، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
۴۶. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۴۷. عبدالقادر مهربان فخری میلاپوری، اصل الاصول فی بیان مطابقة الکشف بالمعقول و المنقول، ج۱، ص۲۲۱ـ۲۲۲، چاپ محمدیوسف کوکن عمری، مدراس ۱۹۵۹.
۴۸. دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۹.
۴۹. محمد فرمان، «شیخ احمد سرهندی»، ج۱، ص۳۹۹، ترجمه نصراللّه پورجوادی، در تاریخ فلسفه در اسلام، به کوشش میان محمدشریف، ج ۲، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵ ش.
۵۰. ممتازبیگم چودهری، «تأثیر صوفیان ایران در تصوف شبه قاره پاکستان و هند»، ج۱، ص۲۳، در تأثیر معنوی ایران در پاکستان، تألیف جعفر قاسمی، لاهور: اداره اوقاف پنجاب، ۱۳۵۰ ش.
۵۱. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، ج۸، ص۵۷۸، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
۵۲. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۵۳. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۱، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۵۴. خالد نقشبندی، نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، ج۱، ص۳۶، تحقیق و تصحیح و ترجمه مهیندخت معتمدی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۵۵. خالد نقشبندی، نقشی از مولانا خالد نقشبندی و پیروان طریقت او، ج۱، ص۴۰ـ۴۱، تحقیق و تصحیح و ترجمه مهیندخت معتمدی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۵۶. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۲ـ۱۸۳، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۷. عبدالحی حسنی، الثقافة الاسلامیة فی الهند، ج۱، ص۱۸۶ـ۱۸۷، چاپ ابوالحسن علی حسنی ندوی، دمشق ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۵۸. رحمان علی، تذکره علمای هند، ج۱، ص۱۲۹، لکهنو ۱۹۱۴.
۵۹. ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۲، ص۶۲۴ـ ۶۲۵، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۰. ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۱، ص۳۱۷، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۱. د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶ـ۳۳۷.
۶۲. د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶ـ۳۳۷.
۶۳. ابن بطوطه، رحله ابن بطوطi، ج۲، ص۵۷۵، چاپ محمدعبدالمنعم عریان، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
۶۴. آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۴۳۵، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
۶۵. صابر آفاقی، «صوفیان کشمیر و نقش آنان در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، ج۱، ص۶۹، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۲ و ۱۱۳ (بهمن و اسفند ۱۳۵۰).
۶۶. صابر آفاقی، «صوفیان کشمیر و نقش آنان در نشر فرهنگ و ادب فارسی»، ج۱، ص۷۳، هنر و مردم، دوره جدید، ش ۱۱۲ و ۱۱۳ (بهمن و اسفند ۱۳۵۰).
۶۷. زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
۶۸. آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۱۹۹، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
۶۹. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۸، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۷۰. آنه ماری شیمل، تبیین آیات خداوند: نگاهی پدیدارشناسانه به اسلام، ج۱، ص۲۰۰، ترجمه عبدالرحیم گواهی، تهران ۱۳۷۶ ش.
۷۱. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۸، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۷۲. دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۸.
۷۳. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۵۲، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۷۴. آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۵، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
۷۵. آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۸، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
۷۶. آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۷۰، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
۷۷. آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۷۲، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
۷۸. دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۹.
۷۹. عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج۱، ص۱۵۵، حیدرآباددکن، ج ۱، ۱۳۸۲/۱۹۶۲، ج ۸، ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
۸۰. آنه ماری شیمل، «ظهور و دوام اسلام در هند»، ج۱، ص۶۸، ترجمه حسن لاهوتی، کیهان اندیشه، ش ۲۳ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۶۸).
۸۱. دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ج۴، ص۱۲۸.
۸۲. عبدالحسین زرین کوب، ارزش میراث صوفیه، ج۱، ص۱۷۴، تهران ۱۳۶۲ ش الف.
۸۳. عبدالحی حسنی، نزهة الخواطر و بهجة المسامع و النواظر، ج۸، ص۷۰ـ۷۲، حیدرآباددکن، ج ۱، ۱۳۸۲/۱۹۶۲، ج ۸، ۱۴۰۲/۱۹۸۱.
۸۴. د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۵.
۸۵. عزیزاحمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ج۱، ص۶۶ـ۷۰، ترجمه نقی لطفی و محمدجعفر یاحقی، تهران ۱۳۶۷ ش.
۸۶. دائرة المعارف بزرگ اسلامی، زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی، تهران ۱۳۶۷ ش ـ، ذیل «اسلام اسلام در شبه قاره هند و پاکستان» (از فتح اللّه مجتبائی).
۸۷. د اسلام، چاپ دوم، ج۱۰، ص۳۳۶.
۸۸. محمد اقبال لاهوری، احیای فکر دینی در اسلام، ج۱، ص۱۷۲ـ۱۷۳، ترجمه احمد آرام، (تهران ۱۳۴۶ ش).


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تصوف در شبه قاره هند»، شماره۳۵۸۷.    
 



جعبه ابزار