تصوف و اهل سنت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تقریبا تا اواخر
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
سوم و اوایل قرن چهارم صوفیان از علمای دین شمرده می‌شدند و اختلاف چندانی بین متصوفه با و محدثان وجود نداشت اما بتدریج از قرن سوم، با تشکیل حلقه‌های درس صوفیان بغداد و سخنان صوفیانی مانند سَری سَقَطی (متوفی ۲۵۳)، یحیی بن مُعاذ (متوفی ۲۸۵)، ابوحمزه بغدادی ،
جنیدجُنَید، چهارمین‌ مرشد طریقت ‌صفوی‌ بود
، ابوالحسین نوری (متوفی ۲۸۶) و ابوسعید خَرّاز (متوفی ۲۸۶) در باره
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
،
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و
سِرّسَر(به فتح سین و سکون راء)، به بخش فوقانی بدن گفته می‌شود
، بر سر این مسائل بحث‌هایی در گرفت.

فهرست مندرجات

۱ - دوره اتحاد متصوفه و علمای دین
       ۱.۱ - عالم دین متصوفه
       ۱.۲ - بحث و گفتگوی علمی
       ۱.۳ - عدم تکفیر متصوفه
       ۱.۴ - گروه مستقل نبودن متصوفه
۲ - شروع مخالفت با تصوف
       ۲.۱ - عقاید مورد نقد
       ۲.۲ - مورد آزار قرار گرفتن صوفیان
       ۲.۳ - حملات مذهب حنبلی
۳ - اولین کتاب بر ضد صوفیه
۴ - نقد عبدالرحمان بن جوزی
       ۴.۱ - کتاب تلبیس ابلیس
       ۴.۲ - کتاب صیدالخاطر
       ۴.۳ - کتاب صفو‌ة الصفوة
۵ - نقد ابن تیمیه
       ۵.۱ - اقسام صوفیان
       ۵.۲ - نظر وی درباره بایزید
       ۵.۳ - مشایخ اولیه تصوف
       ۵.۴ - شدیدترین حملات ابن تیمیه
       ۵.۵ - نظر وی درباره ابن عربی
       ۵.۶ - مخالفت‌های ابن تیمیه
              ۵.۶.۱ - آمیختن فلسفه با دین
              ۵.۶.۲ - تفضیل ولایت بر نبوت
              ۵.۶.۳ - وحدت ادیان
       ۵.۷ - مخالفت با برخی طریقه‌ها
۶ - ابن قیم جوزیه
۷ - استفاده علما از آرای متصوفه
۸ - اقسام علما در برخورد با تصوف
       ۸.۱ - بزرگ‌ترین صوفیان
       ۸.۲ - برخی مخالفان تصوف
       ۸.۳ - برخی موافقان تصوف
۹ - جریانات در برابر تصوف
       ۹.۱ - مخالفان تصوف باطنی
       ۹.۲ - جنبش وهابیت و سلفیه
۱۰ - تعدیل تصوف
۱۱ - فهرست منابع
۱۲ - پانویس
۱۳ - منبع

دوره اتحاد متصوفه و علمای دین




← عالم دین متصوفه


تقریباً تا اواخر
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
سوم و اوایل قرن چهارم صوفیان نیز مانند و محدّثان از علمای دین محسوب می‌شدند و اغلب
مشایخمشایخ حدیث ، محل انتشار و اخذ روایات بودند
بزرگ مانند
سفیان ثوریابوعبدالله سفیان بن سعید ثوری کوفی (۹۷-۱۶۱ هـ)، از تابعین و اصحاب امام صادق (علیه‌السّلام) و از محدثان برجسته اهل‌سنت و صوفی مشهور در عصر امام صادق و امام کظم (علیهماالسّلام) بود
(متوفی ۱۶۱)، حَمدون قَصّار (متوفی ۲۷۱)، (متوفی ۲۷۹)، ابوحمزه بغدادی (متوفی ۲۸۹)، عمر بن عثمان مکی (متوفی ۲۹۶)،
جُنید بغدادیجنید بغدادی‌، ابوالقاسم‌، صوفی‌ نامدار قرن ‌سوم‌ می باشد
(متوفی ۲۹۷) و ابوالقاسم ابراهیم نصرآبادی (احتمالاً متوفی ۳۷۲)
فقاهتدر عصر غيبت ولى زمان (عجل‏الله تعالى فرجه الشريف) كه مسلمانان و جامعه اسلامى از ادراك بركات خاص ظهور ايشان محرومند، جاودانگى اسلام اقتضا دارد كه همان دو شان تعليم دين و اجراى احكام اسلام، تداوم يابد كه اين دو وظيفه، بر عهده نائبان ولى‏عصر (عج) مى‏باشد و فقيهان عادل و اسلام‏شناس، از سويى با سعى بليغ و اجتهاد مستمر، احكام كلى شريعت را سبت‏به همه موضوعات و از جمله مسائل جديد و بى‏سابقه تبيين مى‏نمايند و از سويى ديگر، با اجراى همان احكام استنباط شده، ولايت اجتماعى و اداره جامعه مسلمين را تداوم مى‏بخشند
و تصوف را باهم جمع کرده بودند.
[۱] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۷، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۲] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۳] پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۲۳، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۴] عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۵۲، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.

ابن ابی یَعْلی در طبقات الحنابلة
[۵] ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۵۷، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
[۶] ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۴۳، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
[۷] ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۴۷، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
[۸] ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۵۲، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
نام بسیاری از صوفیان را در شمار فقیهان درج کرده است.

← بحث و گفتگوی علمی


تا قرن چهارم صوفیان و فقیهان در مجالس یکدیگر حاضر می‌شدند و باهم به
بحثگفتگو و آوردن دلیل برای اثبات موضوع مورد نظر را بحث می‌گویند
و گفتگو درباره مسائل فقهی می‌پرداختند و حتی صوفیان به علت وجاهت نزد عامه، در مجالسشان از برخی به علت اهتمام در امور دنیا
انتقادنقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ ها را رو کردن است
می‌کردند.
[۹] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۱۰] پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۸، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۱۱] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۳۷ـ۴۰، مصر ۱۹۸۴.
[۱۲] عبدالکریم بن هوازن قشیری، الرسالة القشیریة، ج۲، ص۷۳۲ـ ۷۳۳، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، قاهره ۱۹۷۲ـ۱۹۷۴.


← عدم تکفیر متصوفه


پیشوایان مذاهب فقهی نیز مانند (متوفی ۲۰۴) و
احمد بن حنبلابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی (۱۶۴-۲۴۱ هـ)، از فقها و محدثان بزرگ اهل‌سنت و از شاگردان امام شافعی و از ائمه چهارگانه اهل‌سنت و پیشوای حنبلیان می‌باشد و بنابر گفته شیخ طوسی از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) نیز بوده است
(متوفی ۲۴۱) از برخی صوفیان به نیکی یاد کرده‌اند.
[۱۳] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۱۴] پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۸، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۱۵] ابن جوزی، صفة الصفوة، ج۲، ص۳۳۲، چاپ محمد فاخوری و محمد روّاس قلعه جی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.

هر چند در برخی موارد، مطالبی از قول پیشوایان مذاهب فقهی، علیه صوفیان نقل شده، ولی در آن‌ها ذکری از نسبت
ارتدادکافر شدن پس از مسلمانی را ارتداد گویند
و
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
صوفیان نیست.
[۱۶] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳۶۹، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
[۱۷] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳۸۴، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
[۱۸] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۴۱۹، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).


← گروه مستقل نبودن متصوفه


به هر حال به علت همین ارتباط نزدیک صوفیان و فقیهان و این‌که کلمه صوفی مرادف با زاهد و عابد بود و صوفیان از جمله
اهل سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
و جماعت شمرده می‌شدند، در کتاب‌های ملل و نحل، حتی تا اوایل قرن پنجم از آنان به عنوان گروهی مستقل یاد نشده است.
[۱۹] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۱۰، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۲۰] ابن حزم، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج۲، ص۱۱۴، مصر ۱۳۱۷ـ۱۳۲۰، چاپ افست بیروت (بی تا).
[۲۱] عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۱۷، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).


شروع مخالفت با تصوف




← عقاید مورد نقد


بتدریج از قرن سوم، با تشکیل حلقه‌های درس صوفیان بغداد و سخنان صوفیانی مانند سَری سَقَطی (متوفی ۲۵۳)، یحیی بن مُعاذ (متوفی ۲۸۵)، ابوحمزه بغدادی ،
جنیدجُنَید، چهارمین‌ مرشد طریقت ‌صفوی‌ بود
، ابوالحسین نوری (متوفی ۲۸۶) و ابوسعید خَرّاز  (متوفی ۲۸۶) در باره
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
،
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و
سِرّسَر(به فتح سین و سکون راء)، به بخش فوقانی بدن گفته می‌شود
، بر سر این مسائل بحث‌هایی در گرفت.
هم‌چنین عقاید صوفیان درباره
عزوبتعزوبت به معنای عزب بودن و تجرد می‌باشد
،
عزلتعزلت، به گوشه‌گیری و دوری از معاشرت با دیگران می‌گویند
از
خلقخُلُق به ضم خاء یا خُلْق، جمع اخلاق به‌معنای صورت باطنی انسان است که سیرت نیز نامیده می‌شود
،
تفویضتفویض، اصطلاحی در حدیث و کلام و عرفان است و معانی اصطلاحی متعدد و متفاوتی دارد
امر به و عدم کسب و ایجاد
زاویه‌هازاویه همان گوشه است که کنج نامیده می شود
حساسیت برخی فقیهان را بر انگیخت.
بخصوص موضوع ارتباط و نسبت
خالقخالق (الخالق)، از اسماء حسنی می‌باشد
و مخلوق ، فقیهان را نسبت به صوفیان بدبین کرد و سخنان آن‌ها را در این باره، به
تشبیهمانند کردن خدا به مخلوقات را تشبیه گویند
، حلول  و
اتحاداتّحاد به معنی یکی بودن دو چیز یا بیشتر به لحاظ جنس، مکان، زمان و مانند آن را گویند
تعبیر می‌کردند.

← مورد آزار قرار گرفتن صوفیان


بدین ترتیب بتدریج صوفیانی مانند ابوسعید خرّاز، ذوالنّون مصری (متوفی ۲۴۵)، محمد بن عیسی (متوفی ۲۷۹)،
سهل بن عبداللّه تستریسهل تستری، سهل‌ بن عبداللّه تستری، از مشایخ صوفیۀ خوزستان و عراق عجم در قرن سوم بود
(متوفی ۲۸۳) و احمد بن عطا (مقتول ۳۰۹) مورد
آزاراز عنوان آزار در منابع فقهی به معنای اذیت استفاده شده است و از آن در بابهای صلات، صوم، حج و صید و ذباحه به مناسبت سخن رفته است
و
تهمتتهمت، گمان بد بردن به كسى، كسى را به بدى متهم كردن، بهتان را گویند
قرار گرفتند.
[۲۲] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۱۲ـ۲۱، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۲۳] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۴۲۰، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).

شدیدترین برخورد با برخی صوفیان، محاکمه حلاج در اوایل قرن چهارم بود.
[۲۴] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۲۳، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


← حملات مذهب حنبلی


گفته شده که اولین انتقاد از صوفیان را احمد بن حنبل کرده و بیشترین حملات از جانب نسبت به برخی صوفیان صورت گرفته است.
[۲۵] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۳۷ـ ۳۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


اولین کتاب بر ضد صوفیه



ظاهراً اولین کتابی که بر ضد
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
در قرن چهارم نوشته شده، کتاب التنّبیهُ والرّدّ علی الاهواء و البِدَع اثر ابوالحسین ملطی (متوفی ۳۷۷) است.
وی در این کتاب نام صوفیان را نیاورده ولی از گروهی از اباحیان به نام روحانیه یاد کرده که می‌پندارند ارواحشان در ملکوت سیر می‌کند و
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
را می‌بینند.
[۲۶] محمد بن احمد ملطی، التنبیه والرد علی اهل الاهواء و البدع، ج۱، ص۹۲ـ۹۵، چاپ محمد زاهد کوثری، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
[۲۷] عبدالرحمان بدوی، تاریخ تصوف اسلامی: از آغاز تا پایان سده دوم هجری، ج۱، ص۹۳ـ۹۵، ترجمة محمودرضا افتخارزاده، قم ۱۳۷۵ ش.

ویژگی‌هایی که وی برای این گروه یاد می‌کند تقریباً مشابه با کسانی است که صوفی معروف معاصر وی، ابونصر سَرّاج (متوفی ۳۷۸)، آنها را در اللمع
[۲۸] ابونصر سراج، کتاب اللُّمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۹، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴، چاپ افست تهران (بی تا).
[۲۹] ابونصر سراج، کتاب اللُّمع فی التصوف، ج۱، ص۴۲۸ـ۴۲۹، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴، چاپ افست تهران (بی تا).
«مترسّمین به تصوف» (غافلان از حقیقت تصوف) دانسته است.
[۳۰] عبدالرحمان بدوی، تاریخ تصوف اسلامی: از آغاز تا پایان سده دوم هجری، ج۱، ص۹۴ـ ۹۵، ترجمة محمودرضا افتخارزاده، قم ۱۳۷۵ ش.


نقد عبدالرحمان بن جوزی



از منتقدان مهم اهل سنّت در قرن ششم، ابوالفرج عبدالرحمان ابن جوزی (متوفی ۵۹۷) است.

← کتاب تلبیس ابلیس


وی قسمت اعظم کتاب معروف خود تلبیس ابلیس
[۳۱] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۱۸۱ـ۴۲۷، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
را به نقد آرا و آداب سلوک و رفتار صوفیان اختصاص داده است.
به نظر او از جمله خدعه‌های شیطان با صوفیان ترک کسب و کار و
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
، عزلت‌گزینی، پوشیدن
خرقهخرقه، لباس پیراهن‌مانند و جلوبسته‌ای که سالکان به نشانه ورود به طریقت از دست پیر می‌پوشیده‌اند و آداب و ادبیات خاص خود را داشته است
ــ که حکم
لباس شهرتلباس شهرت به لباسي گفته مي شود که باعث انگشت نماشدن انسان مي شود و پوشيدن اين نوع لباس در اسلام حرام است
را دارد ــ رواج
سماعسماع، به معنای شنیدن است
،
غناعنوان غنا یا موسیقی در قرآن به چشم نمی‌خورد چنانکه عنوان غنا در احادیث و روایات، فراوان به چشم می‌خورد
،
رقصرقص عبارت از مجموعه ای از حرکات موزن و هماهنگ بدنی که معمولا با موسیقی نیز همراه است
، نظر بر اَحداث (بُرنایان)، اعتقاد به حلول و اتحاد و ادعای عشق الاهی است.

← کتاب صیدالخاطر


وی در کتاب دیگری به نام صید الخاطر
[۳۲] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۵۴ـ۶۰، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۳۳] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۱۰۶، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۳۴] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۱۰۸، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۳۵] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۲۰۲ـ۲۰۵، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۳۶] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۲۹۸، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
[۳۷] ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۳۵۲، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
به صوفیه پرداخته، اما از کتاب تلبیس ابلیس او مخالفان صوفیه بیش‌تر استقبال کرده‌اند.
[۳۸] ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).

با این‌حال وی مشایخ اولیه صوفیه را «سلف صالح» می‌داند و از جملة بدعت‌گذاران محسوب نمی‌دارد.
[۳۹] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، مصر ۱۹۸۴.


← کتاب صفو‌ة الصفوة


وی در صفة الصفوة نیز از بسیاری از صوفیان به نیکی یاد کرده است.
[۴۰] ابن جوزی، صفة الصفوة، ج۲، ص۳۳۴ به بعد، چاپ محمد فاخوری و محمد روّاس قلعه جی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.


نقد ابن تیمیه



از دیگر منتقدان بزرگ صوفیه در
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
ششم و هفتم
ابن تَیْمیّهاز جمله کسانی که در طول چند قرن اخیر، مورد توجه وهابیون قرار گرفته و برای او ارزش فراوانی قائل شده‌اند؛ احمد بن عبدالحلیم معروف به «ابن تیمیه» است
(متوفی ۷۲۸)، از عالمان اهل سنّت، است.

← اقسام صوفیان


وی صوفیان را به سه دسته تقسیم می‌کند: صوفیة الحقایق ، صوفیة الارزاق و صوفیة الرسم.
به نظر او تنها گروه اول اهل
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
و از صدیقین‌اند.
او زهّاد را از این جمله می‌داند.
صوفیان ارزاق ساکنان خانقاه‌اند و صوفیان رسوم نیز به لباس و آداب ظاهری و انتساب به صوفیان اکتفا کرده‌اند.
[۴۱] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۴۹، مصر ۱۹۸۴.

بدین ترتیب، ابن تیمیّه با همه صوفیه سر
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
و مخالفت ندارد.

← نظر وی درباره بایزید


او حتی برخی اهل سکر (سکر و صحو) مانند
بایزید بسطامیبایزید بسطامی، همان طیفور بن عیسی بن سروشان است، او صوفی و زاهد و عارف ایرانی است
را چنان‌چه اعمالشان مخالف شرع نباشد، معذور می‌داند و آن‌ها را از پیروان
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
، مانند
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
و حلاج ، جدا می‌کند.
[۴۲] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۶ـ ۱۷۸، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۴۳] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۷۳، مصر ۱۹۸۴.


← مشایخ اولیه تصوف


وی هم‌چنین در آثارش از مشایخ اولیه تصوف دفاع کرده و حتی کتابی در مقامات و احوال صوفیه به نام التُحفة العراقیة فی الاعمال القلبیة نوشته است.
[۴۴] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۸۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۴۵] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۹۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۴۶] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۶، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۴۷] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۱، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۴۸] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۵ ـ۷، مصر ۱۹۸۴.


← شدیدترین حملات ابن تیمیه


شدیدترین حملات ابن تیمیّه بر صوفیان بخصوص بر ابن عربی در رساله‌ای است که به شیخ نصر مَنْبِجی نوشته و در آن از معتقدان به اتحاد و حلول و وحدت وجود انتقاد کرده و سخنان آنان را شبیه
غالیانغالیان گروههایی بودند که پس از درگذشت پیامبر گرامی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) درباره آن حضرت و پیشوایان معصوم، از مرز حق تجاوز کرده و مقاماتی را برای آنان قائل شدند که از آن خداست
و نصارا دانسته است.
[۴۹] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۶۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۵۰] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


← نظر وی درباره ابن عربی


با این حال، او عقیده ابن عربی را درباره وحدت وجود به
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
نزدیک‌تر می‌شمرد، اما پیروان و شارحان اندیشه‌های او را هم‌چون صدرالدین قونیوی و
عفیف‌الدین تِلِمْسانیتِلِمْسانی، عفیف الدین سلیمان بن علی بن عبداللّه عابدی، عارف و شاعر قرن هفتم است
به بدترین نوع
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
متهم می‌کند.
[۵۱] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۶، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


← مخالفت‌های ابن تیمیه



←← آمیختن فلسفه با دین


به طور کلی ابن تیمیّه با صوفیانی که تصوف را به زعم او به
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
و افکار بیگانه با اسلام درآمیختند، مخالفت کرده است.
[۵۲] طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۵ـ۶، مصر ۱۹۸۴.
[۵۳] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۵۴] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


←← تفضیل ولایت بر نبوت


ابن تیمیّه به مسائلی مانند تفضیل
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
بر
نبوتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
، و
معصومیتعصمت ملکه دوری از گناه و خطا است
اولیا ، که برخی عرفا بدان اعتقاد دارند،
اعتراضاظهار نارضایتی و مخالفت کردن را اعتراض گویند
می‌کند و این امر را محجوب داشتن می‌داند.

←← وحدت ادیان


او اعتقاد به
وحدت ادیاندین خدا (یعنی مجموعه اصول اساسی دین، توحید، رسالت، معاد و
را نیز سبب الغای مفهوم دیانت و تعطیل رسالت می‌شمرد
[۵۵] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۴۳ـ۴۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۵۶] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۵۷] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
و با این عقیده که کشف و
الهامالقای یک معنا، معرفت یا انجام دادن کاری در دل انسان از سوی خدا یا فرشته را الهام گویند
راهی برای اخذ
احکام شرعیبه مجموعه قوانين و مقرّرات اسلام، احكام شرعى می‌گویند
باشد، مخالفت می‌کند.
[۵۸] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۲، ص۱۶۹ـ۱۷۲، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


← مخالفت با برخی طریقه‌ها


ابن تیمیّه بر سر برخی از این موضوعات با طریقه‌هایی مانند
شاذلیهشاذلیه از فرق صوفیه و پیروان ابوالحسن علی بن عبدالله شاذلی المغربی (۶۵۶-۵۹۱ هـ ق) هستند
و رفاعیه ، قلندریه و ملامتیه ( ملامیه ) مخالفت‌های شدیدی کرد.
البته و افکار بزرگان این طریقه‌ها را نیز بر انگیخت.
[۵۹] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۴۸ـ۵۰، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۶۰] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۶۴ـ ۶۵، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۶۱] ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۴۲ـ ۱۴۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.


ابن قیم جوزیه



شاگرد ابن تیمیه، ابن قَیّمِ جوزیه (متوفی ۷۵۱)، فقیه حنبلی، با برخی از نظریات ابن تیمیّه درباره صوفیان موافق بود ولی خود او از طرفداران تصوف به شمار می‌رفت و سعی در نزدیک کردن عقاید صوفیه با دیدگاه‌های اهل سنّت داشت.
وی در کتاب مدارج السالکین برخی انتقادات استادش را به
خواجه عبداللّه انصاریخواجه عبدالله انصاری در روز جمعه وقت غروب خورشید، دوم شعبان سال ۳۹۶ هجری قمری در هرات به دنیا آمد
رد کرده است.
[۶۲] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۱ـ۵۲، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


استفاده علما از آرای متصوفه



تقریباً تا قرن هشتم علمای دین کم و بیش از میراث صوفیه بهره می‌بردند و از اقوال و احوال مشایخ صوفی در کتاب‌های خود ذکر می‌کردند.

اقسام علما در برخورد با تصوف




← بزرگ‌ترین صوفیان


بعلاوه بزرگ‌ترین صوفیان تا قرن هفتم و هشتم از میان اهل سنّت برخاستند
[۶۳] عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
و بیشترین حملات نیز از سوی عالمان دینی به برخی از صوفیان یعنی حلاج، ابن فارض ، ابن عربی، ابن سَبْعین ، و غالباً به آرایی چون وحدت وجود و
تأویل قرآنتاویل قرآن، واقع و حقیقت معانی آیات، در قالب علت غایی یا نتیجه یا وقوع خارجی عمل یا خبر است
بوده است.
[۶۴] ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۶۶، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
[۶۵] ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۷۶، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
[۶۶] ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۱۵۰ به بعد، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
[۶۷] ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۲۱۳ـ۲۱۷، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.


← برخی مخالفان تصوف


از جمله این مخالفان زین‌الدین عمر بن ابی الحرام کتانی (متوفی ۷۳۸)، ابوحیان محمد بن یوسف اندلسی ( ابوحَیان غَرناطیشمس‌الدین محمد بن احمد ذهبی (متوفی ۷۴۸)، تقی‌الدین علی بن عبدالکافی سُبْکی (متوفی ۷۵۶)، ابن هشام (متوفی ۷۶۱)،
ابن خطیبِابْن‌ِ خَطیب‌ِ الدَّهْشه‌، نورالدین‌ ابوالثّناء محمود بن‌ احمد بن‌ محمد حَمَوی‌ (۷۵۰-۸۳۴ق‌/۱۳۴۹-۱۴۳۱م‌)، محدّث‌، فقیه‌، قاضی‌ و ادیب‌ شافعی‌ بود
(متوفی ۷۶۶)،
ابن خلدونابوزید عبدالرحمن بن محمد بن محمد بن محمد بن الحسن بن محمد بن جابر الخضرمی (حَضرَمی) الاشبیلی المالکی، معروف به ابن خلدون می‌باشد
(متوفی ۸۰۸)، شمس‌الدین اسماعیل بن ابی بکر مقروی (متوفی ۸۷۵)، برهان‌الدین بقاعی (متوفی ۸۸۵) ابن حجر عَسقَلانی (متوفی ۸۵۲) هستند.
[۶۸] ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۱۵۰ـ ۱۷۸، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.


← برخی موافقان تصوف


البته برخی علمای اهل سنّت نیز مانند جلال‌الدین سیوطی (متوفی ۹۱۱) و احمد بن حَجَر هَیتَمی (متوفی ۹۷۳) به دفاع از این صوفیان برخاسته و در رد مخالفان کتاب‌هایی تألیف کرده‌اند.
[۶۹] محمد مصطفی حلمی، ابن الفارض و الحب الالهی، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۱، قاهره ۱۹۷۱.
[۷۰] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


جریانات در برابر تصوف



به طور کلی در میان علمای اهل سنّت تا به امروز تقریباً دو جریان عمده در برابر تصوف وجود داشته است:

← مخالفان تصوف باطنی


گروهی که با جنبه‌هایی از تصوف موافق ولی با برخی آرا و آداب صوفیان مخالف بوده و تصوف سنّی (تصوف مشایخ اولیه تصوف، تقریباً تا قرن چهارم) را از تصوف باطنی ( اهل غلو ) یا تصوف فلسفی ــ که نمایندگانش حلاج، ابن عربی و پیروانشان هستند ــ جدا می‌کنند.
این گروه، از نمایندگان چنین تصوفی شدیداً
انتقادنقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ ها را رو کردن است
می‌کنند و آن را متأثر از عرفان هند ،
مسیحیتآیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است
و فلاسفه یونان می‌دانند.
[۷۱] محمدعلی ابورَیّان، تاریخ الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۶۵ـ۶۷، ج ۲: الحرکة الصوفیة فی الاسلام، اسکندریه ۱۹۹۴.
[۷۲] محمدعلی ابورَیّان، تاریخ الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۱۸۰، ج ۲: الحرکة الصوفیة فی الاسلام، اسکندریه ۱۹۹۴.
[۷۳] عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۳۱، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
[۷۴] عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۷۸، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
[۷۵] عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۸۵ـ۱۸۹، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.


← جنبش وهابیت و سلفیه


گروه دیگر از مخالفان تصوف، طرفداران جنبش
وهابیتیکی از فرقه‌های افراطی اسلامی‌ که در قرون اخیر به وجود آمده که با نظرات خلاف کتاب و سنت موجب مشکلات فراوانی در جوامع اسلامی شده، فرقه وهابیت است، از نامهای دیگری که وهابیان بر روی خود می‌گذارند و در دوره جدید تقریبا ابا دارند که نام وهابیت بر آنها گذارده شود و دوست دارند که از نامهای دیگر بر آنها استفاده شود سلفی می‌باشد و می‌گویند ما تابع یک شخص (محمدبن عبدالوهاب) نیستیم بلکه تابع یک مسلک فکری به نام سلفی گری هستیم
(پیروان ، متوفی ۱۲۰۶) و
سلفیهاز آغاز قرن چهاردهم، مکتب “سلفیه” بر سر زبان‌ها افتاد و گروهی آن را به عنوان “دین” و “مذهب”، برگزیدند و خود را “سلفی” نامیدند و برخی، آن را “روش فکری” برای رسیدن به حقیقت اسلام دانستند
(پیروان
محمد عبدهمحمد عبده (۱۲۶۶ ه
، متوفی ۱۳۲۳) اند که تصوف را انحراف از اسلام، مخرب و تماماً
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
می‌دانند.
البته در میان سلفیه کسانی هم هستند که برخی از صوفیان سده‌های اولیه را از حکم
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
مستثنا می‌دانند.
[۷۶] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
[۷۷] ۱۶۱، عمر عبداللّه کامل، ج۱، ص۳۱، التصوف بین الافراط و التفریط، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.


تعدیل تصوف



از قرن دوازدهم به بعد، برخی تحولات اجتماعی از جمله فشار سلفیه و وهابیت سبب شده است تا مشایخ برخی طرق صوفیه، مانند و
شاذلیهشاذلیه از فرق صوفیه و پیروان ابوالحسن علی بن عبدالله شاذلی المغربی (۶۵۶-۵۹۱ هـ ق) هستند
و قادریه ، بخصوص در افریقا و هند سعی کنند به تصوف اولیه نزدیک شوند، به همین دلیل برخی عقایدشان را تعدیل و بعضی اعمال را که حساسیت عالمان
اهل سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
را برمی‌انگیزد، ممنوع کرده‌اند.
[۷۸] توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۳۰ـ۳۷، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


فهرست منابع



(۱۰۳) ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
(۱۰۴) ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۰۵) ابن جوزی، تلبیس ابلیس، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
(۱۰۶) ابن جوزی، صفة الصفوة، چاپ محمد فاخوری و محمد روّاس قلعه جی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۱۰۷) ابن جوزی، صیدالخاطر، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
(۱۰۸) ابن حزم، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، مصر ۱۳۱۷ـ۱۳۲۰، چاپ افست بیروت (بی تا).
(۱۰۹) محمدعلی ابورَیّان، تاریخ الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج ۲: الحرکة الصوفیة فی الاسلام، اسکندریه ۱۹۹۴.
(۱۱۰) ابونصر سراج، کتاب اللُّمع فی التصوف، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴، چاپ افست تهران (بی تا).
(۱۱۱) عبدالرحمان بدوی، تاریخ تصوف اسلامی: از آغاز تا پایان سده دوم هجری، ترجمة محمودرضا افتخارزاده، قم ۱۳۷۵ ش.
(۱۱۲) عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).
(۱۱۳) ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
(۱۱۴) توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
(۱۱۵) محمد مصطفی حلمی، ابن الفارض و الحب الالهی، قاهره ۱۹۷۱.
(۱۱۶) طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، مصر ۱۹۸۴.
(۱۱۷) عبدالکریم بن هوازن قشیری، الرسالة القشیریة، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، قاهره ۱۹۷۲ـ۱۹۷۴.
(۱۱۸) عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
(۱۱۹) احمد کسروی، صوفیگری، تهران ۱۳۴۴ ش.
(۱۲۰) محمد بن احمد ملطی، التنبیه والرد علی اهل الاهواء و البدع، چاپ محمد زاهد کوثری، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۷.

پانویس


 
۱. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۷، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۲. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۳. پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۲۳، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۴. عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۵۲، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۵. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۵۷، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۶. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۴۳، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۷. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۴۷، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۸. ابن ابی یعلی، طبقات الحنابلة، ج۲، ص۲۵۲، بیروت: دارالمعرفة، (بی تا).
۹. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۱۰. پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۸، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۱۱. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۳۷ـ۴۰، مصر ۱۹۸۴.
۱۲. عبدالکریم بن هوازن قشیری، الرسالة القشیریة، ج۲، ص۷۳۲ـ ۷۳۳، چاپ عبدالحلیم محمود و محمود بن شریف، قاهره ۱۹۷۲ـ۱۹۷۴.
۱۳. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۱۴. پانویس ۳، توفیق بن عامر، ج۱، ص۸، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۱۵. ابن جوزی، صفة الصفوة، ج۲، ص۳۳۲، چاپ محمد فاخوری و محمد روّاس قلعه جی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۱۶. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳۶۹، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۱۷. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳۸۴، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۱۸. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۴۱۹، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۱۹. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۱۰، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۲۰. ابن حزم، کتاب الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، ج۲، ص۱۱۴، مصر ۱۳۱۷ـ۱۳۲۰، چاپ افست بیروت (بی تا).
۲۱. عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۱۷، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).
۲۲. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۱۲ـ۲۱، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۲۳. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۴۲۰، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۲۴. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۲۳، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۲۵. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۳۷ـ ۳۸، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۲۶. محمد بن احمد ملطی، التنبیه والرد علی اهل الاهواء و البدع، ج۱، ص۹۲ـ۹۵، چاپ محمد زاهد کوثری، قاهره ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۲۷. عبدالرحمان بدوی، تاریخ تصوف اسلامی: از آغاز تا پایان سده دوم هجری، ج۱، ص۹۳ـ۹۵، ترجمة محمودرضا افتخارزاده، قم ۱۳۷۵ ش.
۲۸. ابونصر سراج، کتاب اللُّمع فی التصوف، ج۱، ص۴۰۹، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴، چاپ افست تهران (بی تا).
۲۹. ابونصر سراج، کتاب اللُّمع فی التصوف، ج۱، ص۴۲۸ـ۴۲۹، چاپ رینولد آلن نیکلسون، لیدن ۱۹۱۴، چاپ افست تهران (بی تا).
۳۰. عبدالرحمان بدوی، تاریخ تصوف اسلامی: از آغاز تا پایان سده دوم هجری، ج۱، ص۹۴ـ ۹۵، ترجمة محمودرضا افتخارزاده، قم ۱۳۷۵ ش.
۳۱. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۱۸۱ـ۴۲۷، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۳۲. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۵۴ـ۶۰، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۳. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۱۰۶، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۴. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۱۰۸، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۵. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۲۰۲ـ۲۰۵، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۶. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۲۹۸، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۷. ابن جوزی، صیدالخاطر، ج۱، ص۳۵۲، چاپ ناجی طنطاوی، دمشق ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۳۸. ابن جوزی، تلبیس ابلیس، ج۱، ص۳، چاپ خیرالدین علی، بیروت (بی تا).
۳۹. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۴۱ـ۴۲، مصر ۱۹۸۴.
۴۰. ابن جوزی، صفة الصفوة، ج۲، ص۳۳۴ به بعد، چاپ محمد فاخوری و محمد روّاس قلعه جی، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۴۱. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۴۹، مصر ۱۹۸۴.
۴۲. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۶ـ ۱۷۸، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۴۳. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۷۳، مصر ۱۹۸۴.
۴۴. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۸۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۴۵. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۹۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۴۶. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۶، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۴۷. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۱، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۴۸. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۵ ـ۷، مصر ۱۹۸۴.
۴۹. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۶۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۰. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۱. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۶، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۲. طبلاوی محمود سعد، التصوف فی تراث ابن تیمیه، ج۱، ص۵ـ۶، مصر ۱۹۸۴.
۵۳. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۷۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۴. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۵. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۴۳ـ۴۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۵۶. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۹، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۷. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۶۳ـ۶۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۸. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۲، ص۱۶۹ـ۱۷۲، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵۹. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۴۸ـ۵۰، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۶۰. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۶۴ـ ۶۵، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۶۱. ابن تیمیـّـه، مجموعة الرسائل و المسائل، ج۱، ص۱۴۲ـ ۱۴۴، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۶۲. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۱ـ۵۲، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۶۳. عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۶۰ـ۶۱، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۶۴. ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۶۶، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۶۵. ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۷۶، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۶۶. ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۱۵۰ به بعد، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۶۷. ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۲۱۳ـ۲۱۷، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۶۸. ابراهیم بن عمر بقاعی، مصرع التصوف، ج۱، ص۱۵۰ـ ۱۷۸، او، تنبیه الغبی الی تکفیر ابن عربی، و تحذیر العباد من اهل العناد، چاپ عبدالرحمان وکیل، قاهره ۱۳۷۲/۱۹۵۳.
۶۹. محمد مصطفی حلمی، ابن الفارض و الحب الالهی، ج۱، ص۱۳۰ـ۱۳۱، قاهره ۱۹۷۱.
۷۰. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۷۱. محمدعلی ابورَیّان، تاریخ الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۶۵ـ۶۷، ج ۲: الحرکة الصوفیة فی الاسلام، اسکندریه ۱۹۹۴.
۷۲. محمدعلی ابورَیّان، تاریخ الفکر الفلسفی فی الاسلام، ج۲، ص۱۸۰، ج ۲: الحرکة الصوفیة فی الاسلام، اسکندریه ۱۹۹۴.
۷۳. عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۳۱، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۷۴. عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۷۸، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۷۵. عمر عبداللّه کامل، التصوف بین الافراط و التفریط، ج۱، ص۱۸۵ـ۱۸۹، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۷۶. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۵۴ ـ ۵۵، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).
۷۷. ۱۶۱، عمر عبداللّه کامل، ج۱، ص۳۱، التصوف بین الافراط و التفریط، بیروت ۱۴۲۲/ ۲۰۰۱.
۷۸. توفیق بن عامر، «مواقف الفقهاء من الصوفیة فی الفکر الاسلامی»، ج۱، ص۳۰ـ۳۷، حولیات الجامعة التونسیة، ش ۳۹ (۱۹۹۵).


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «نقد تصوف اهل سنت»، شماره۳۵۸۹.    



جعبه ابزار