عروسی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عروسی، به بردن
عروسعروس، همسر پسر را گویند
به
خانهبه محل سکونت خانه می‌گویند و از احکام مرتبط با عنوان خانه در باب‌هاى طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، جهاد، تجارت، دین، صلح، اجاره، نکاح، اطعمه و اشربه و دیات سخن گفته‌اند
داماد و یا
شب زفافشب زفاف شب اول عروسی یا اوّلین شبی است که یک دختر و پسر، تغییر کیفیتی و کمّیتی در زندگی خود می‌دهند و با انجام آداب عروسی و زناشویی، نام شوهر و همسر ـ عروس و داماد ـ را بر خود می‌نهند، و زندگی جدید را با همتای خود آغاز می‌کنند
را می‌گویند.


تعریف عروسی



علاوه بر شناسه، به جشن و مراسمی که برای بردن
عروسعروس، همسر پسر را گویند
به
خانهبه محل سکونت خانه می‌گویند و از احکام مرتبط با عنوان خانه در باب‌هاى طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، جهاد، تجارت، دین، صلح، اجاره، نکاح، اطعمه و اشربه و دیات سخن گفته‌اند
داماد ویا هنگام
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
برپا می‌کنند نیز عروسی گفته می‌شود.
[۱] لغت نامه دهخدا.


کاربرد فقهی



از احکام آن در باب
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
و به مناسبت در باب
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
و شهادات سخن گفته‌اند.

آداب عروسی



است عروس شبانه به خانه داماد برده شود. مستحب است
شب زفافشب زفاف شب اول عروسی یا اوّلین شبی است که یک دختر و پسر، تغییر کیفیتی و کمّیتی در زندگی خود می‌دهند و با انجام آداب عروسی و زناشویی، نام شوهر و همسر ـ عروس و داماد ـ را بر خود می‌نهند، و زندگی جدید را با همتای خود آغاز می‌کنند
، داماد از همسر خود بخواهد قبل از همبستر شدن دو
رکعتمجموع قیام، رکوع و سجود را رکعت گویند
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بخواند؛ چنان که بر عروس مستحب است با
وضو وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود
بر شوهرش وارد شود. خواندن دو رکعت نماز و با وضو بودن برای داماد نیز استحباب دارد.
مستحب است داماد پس از نماز یاد شده
دعادعا در لغت به معناى خواندن و درخواست كردن است و در اصطلاح عبارت است از درخواست توأم با خضوع و تضرع بنده از خداوند
کند و از بخواهد
محبتعشق و محبت، گاهی صادق و حقیقی است و گاهی کاذب و بی‏معنا
، و خشنودی همسرش را
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
او کند. چنان که بر او است هنگام ورود عروس به خانه اش کفش را از پای او در آورد و پس از نشستن
زنزن مقابل مرد است
پایش را بشوید و آب را از اول در خانه تا آخر بریزد، سپس
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
بر
پیشانیپیشانی به قسمت فوقانی چهره، حدّ فاصل رستنگاه مو و ابرو گفته می شوداز آن در بابهای طهارت، صلات و حج سخن رفته است
او بگذارد و این دعا را بخواند:«اللَّهُمَّ عَلَی کِتَابِکَ تَزَوَّجْتُهَا وَ فِی أَمَانَتِکَ أَخَذْتُهَا وَ بِکَلِمَاتِکَ اسْتَحْلَلْتُ فَرْجَهَا فَإِنْ قَضَیْتَ لِی فِی رَحِمِهَا شَیْئاً فَاجْعَلْهُ مُسْلِماً سَوِیّاً وَ لاتَجْعَلْهُ شِرْکَ شَیْطَانٍ».
[۳] الوسیلة، ص۳۱۲.
[۴] إصباح الشیعة، ص۴۳۰.

تکبیربه گفتن اللّهُ‌اکبر تکبیر گویند و از آن در باب‌های طهارت، صلات، حج و تجارت سخن رفته است
گفتن هنگام بردن عروس به خانه داماد و نیز سواره بردن او، استحباب دارد. ولیمه دادن هنگام عروسی تا دو روز و بیش از آن
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است؛ چنان که مستحب است ولیمه در
روزروز در معنای زمان بین طلوع فجر صادق و غروبآفتاب و نیز در معنای مقابل شب به کار رفته است
داده شود. در مراسم ولیمه مستحب است مؤمنان، خویشان، همسایگان و همکاران ولیمه دهنده دعوت شوند، بر آنان نیز اجابت کردن مستحب است.
[۸] العروة الوثقی، ج۵، ص۴۸۵.
[۹] تحریر الاحکام، ج۳، ص۴۲۳.


غنا در عروسی



جمعی از فقها از
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
غناعنوان غنا یا موسیقی در قرآن به چشم نمی‌خورد چنانکه عنوان غنا در احادیث و روایات، فراوان به چشم می‌خورد
، غنای زن خواننده را در مراسم عروسی و
زفافبردن عروس به خانه داماد را زَفاف گویند
، به
شرطشرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند
تکلّم نکردن به باطل، حضور نداشتن مردان، نشنیدن نامحرمان و به کار نگرفتن
آلات لهوبه ابزارى كه كاربرد آن‌ها در سرگرمى‌هاى نامشروع است، آلات‌ لهو گفته مى‌شود و بحث مربوط به آن در باب تجارت آمده است
، کرده و آن را دانسته‌اند، بنابر این، اجرتی را که زن خواننده بابت خوانندگی در این مراسم دریافت می‌کند
حلالحلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
است. این قول به مشهور نسبت داده شده است.
گروهی از فقها از حرمت دف نوازی، نواختن دف در مراسم عروسی را استثنا کرده و آن را جایز، لیکن مکروه دانسته‌اند. برخی از قائلان به جواز تصریح کرده‌اند که دف نباید زنگوله دار باشد.

پانویس


 
۱. لغت نامه دهخدا.
۲. النهایة، ص۴۸۱.    
۳. الوسیلة، ص۳۱۲.
۴. إصباح الشیعة، ص۴۳۰.
۵. وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۱۱۳.    
۶. الکافی (کلینی)، ج۵، ص۵۰۱.    
۷. وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۹۱.    
۸. العروة الوثقی، ج۵، ص۴۸۵.
۹. تحریر الاحکام، ج۳، ص۴۲۳.
۱۰. مختلف الشیعة، ج۵، ص۱۸-۲۱.    
۱۱. جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸.    
۱۲. الحدائق الناضرة، ج۱۸، ص۱۱۵ - ۱۱۶.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم‌السلام، ج۵، ص۳۷۳، برگرفته از مقاله«عروسی».    



جعبه ابزار