• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

منصور عبّاسی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



"ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی" مشهور به "منصور"، دومین خلیفه عباسی بود.



"ابوجعفر عبدالله بن محمد بن علی" مشهور به "منصور"، دومین خلیفه عباسی و به اعتقاد بسیاری پایه‌گذار و تثبیت کننده اصلی خلافت عباسیان است. وی چند سالی پیش از شروع دعوت عباسی در "حمیمه" متولد شد و با وجود آنکه از "سفاح" بزرگتر بود "ابراهیم امام" برادرش ابوالعباس سفاح را به جهت اینکه مادر منصور کنیز بود بر او مقدم کرد. منصور به هنگام درگذشت سفاح در سفر حج بود و هنگامی که خبر درگذشت برادرش را شنید خود را به عراق رسانید و چون از مدتی پیش به ولیعهدی معین شده بود زمام امور را بدست گرفت و از مردم برای خود و ولیعهد خود "عیسی بن موسی" بیعت گرفت. منصور در زمان حیات برادرش سفاح نیز استاندار جزیره (شمال عراق)، ارمنستان و آذربایجان بود.


همزمان با روی کار آمدن منصور، "عبدالله بن علی" عموی خلیفه در صدد رسیدن به خلافت بود. وی که نقش به سزایی در استواری یاپه‌های قدرت آل عباس ایفا کرده بود، انتظار داشت که پس از سفاح به خلافت برسد. وی در هنگام فوت سفاح در شام بود و با لشکری بزرگ به فرمان سفاح آماده جنگ با مردم این منطقه بود. عبدالله پس از شنیدن خبر فوت سفاح بی‌درنگ گروهی از نزدیکان و فرماندهان سپاه خویش را مجبور کرد که گواهی دهند که سفاح وی را به ولیعهدی برگزیده است؛ لذا مردم شام با او بیعت کردند. منصور در برابر این خطر جدی، "ابومسلم خراسانی" را با وجود کینه‌ای که از او داشت به جنگ عبدالله فرستاد تا به این وسیله از هر دو دشمن (عبدالله بن علی و ابو مسلم) یا حداقل یکی از این دو نجات یابد. منصور با این کار خود نشان داد که دارای نوعی مهارت سیاسی است و قادر است دشمنانش را بوسیله یکدیگر سرکوب کند.
[۳] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۴۱.



ابومسلم با زیرکی سیاسی و نظامی بر عبدالله پیروز شد و عبدالله به سمت بصره فرار کرد و بعدها در زندان منصور کشته شد.
ابو ملسم از دیگر رقیبان منصور بود که از زمان سفاح بین آن دو به خاطر مسائلی کدورت ایجاد شده بود و از جمله این موارد سپردن مقام «امیر الحاج» از طرف سفاح به منصور بود و از طرفی قدرت فراوان ابومسلم مایه نگرانی دستگاه خلافت شده بود. منصور پس از شکست عبدالله بن علی پیشنهاد امارت مصر و شام را به ابومسلم داد تا بتواند او را از خراسانیان که طرفداران اصلی او محسوب می‌شدند دور کند.


منصور همچنین گروهی را فرستاد تا اموال و غنایم جنگ با عبدالله بن علی را از ابومسلم بگیرند و این دو امر موجبات ناراحتی ابومسلم را فراهم کرد چرا که وی می‌دانست هدف منصور از فرستادن او به مصر و شام دور کردن او از بین خراسانیان و ضعیف کردن سلطه نفوذی اوست بعلاوه ابومسلم در پاسخ به نمایندگان منصور که برای تحویل گرفتن غنایم جنگ آمده بودند ‌برآشفت و با عصبانیت گفت: «آیا در خون مسلمانان امینم و در مال آنها امین نیستم؟»
آنگاه به منصور و فرستادگانش ناسزا گفت و فرمان امارت را رد کرد و با خشم و ناراحتی راه خراسان را در پیش گرفت. خلیفه سپس با فرستادن پیک و ارسال پیغام سعی در جلب اعتماد ابومسلم کرد
[۵] ابن اثیر، ‌ عزالدین، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت تهران، انتشارات علمی، ج۵، ص۴۷۱.
و هنگامی که ابومسلم فریب وعده‌های دروغین خلیفه و یارانش را خورد با توطئه منصور در سال ۱۳۷ ه. ق به قتل رسید.


قتل ابومسلم برای منصور بسیار گران تمام شد چرا که وی رهبر سیاسی نظامی و حتی پیشوای دینی خراسانیان محسوب می‌شد و در زمان منصور و بعدها قیام‌های بسیاری در خونخواهی او صورت گرفت که پیامدها و مشکلات بسیاری برای عباسیان بوجود آورد.
[۸] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۴۶.


۵.۱ - قیام سنباد

قیام "سنباد" از جمله اولین حرکت‌هایی بود که در پی قتل ابومسلم شکل گرفت. البته خونخواهی ابومسلم برای سنباد بهانه‌ای بیش نبود. وی در پی آن بود که با استفاده از شور و احساسات ملی و مذهبی گروه‌های مختلف، سیادت عرب و اسلام را از میان بردارد و خلافت عباسی را به انتقام خون ابومسلم نابود کند. که به هدفش نرسید. وی در جنگ با عاملان خلیفه شکست خورد و سرش را برای خلیفه به هدیه بردند.

۵.۲ - قیام اسحاق ترک

"اسحاق ترک" از دیگر مدعیان خونخواهی ابومسلم است که در خصوص اصل و نسب او تردید وجود دارد. به نظر می‌رسد او نیز مانند سنباد طرفدار گرایش‌های مانوی و زرتشتی و اهل تناسخ بود نهضت اسحاق ترک دوام نداشت ولی زمینه مناسبی برای قیام "سپید جامگان" که بزرگترین مدعیان خون ابومسلم بودند فراهم کرد.

۵.۳ - قیام راوندیه

جنبش "راوندیه" از مهمترین جنبش‌هایی است که در انتقام از ابومسلم شکل گرفت. راوندیان دارای اعتقادات مذهبی التقاطی عجیبی بودند. آنان در حالی که ظاهراً از علاقه به منصور عباسی دم می‌زدند در صدد هلاک کردن او بودند. آنان بیشتر از اهالی خراسان بودند و می‌خواستند همانطور که منصور ابومسلم را غافلگیر و فریب داد، آنان نیز با ادعای علاقه به منصور او را به قتل برسانند.

۵.۴ - قیام نفس زکیه

در دوران خلافت منصور، قیام "نفس زکیه" محمد بن عبدالله در مدینه به سال ۱۴۵ق، و او مدتی بر مکه و مدینه چیره شد و حسن بن معاویه را به کارگزاری مکه برگزید. حسن بن معاویه با سپاهی وارد مکه شد و حکمران عباسی مکه، سری بن عبدالله، را از آن شهر راند و در مسجدالحرام به نفع محمد نفس زکیه خطبه خواند و نیروهایی را از آن شهر برای کمک به نفس زکیه گرد آورد. اولین قیام علویان در روزگار عباسیان، شورش استاذیس از مجوسان خراسان که خود را موعود زرتشت می‌دانست و ادعای پیامبری داشت و شورش‌های خوارج از جمله "ملبر بن حرمله الشیبانی" از جمله دیگر قیام‌های دوران منصور است که با سرکوبی توسط سپاه خلیفه پایان یافت.


جنگ‌های میان مسلمانان و رومی‌ها در دوران منصور با آتش‌بس همراه بود. در این دوران منصور با استفاده از آرامش نسبی ایجاد شده به ترمیم خرابی مرزها و بازسازی ویرانه‌ها و سازماندهی وسایل دفاع پرداخت.
[۱۰] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۵۶.



منصور به سال ۱۳۷ق. وسعت مسجد را به دو برابر افزایش داد و بخش‌هایی فراوان از دار الندوه را درون مسجد کرد.وی نخستین کسی است که بر چاه زمزم شبکه نهاد و زمینش را با سنگ مرمر فرش کرد.وی این کار را در دوران خلافت خویش آغاز کرد و پس مهدی عباسی آن را به پایان برد.
[۱۴] قاضی عسگر، سید علی، حج در اندیشه اسلامی، ص۱۷۹.
کوشش‌های منصور در سال ۱۴۰ق. به پایان رسید.


از دیگر خدمات عمرانی وی، می‌توان تعمیر مسجدالبیعه در عَقبه منا
[۱۶] صالح کمال سلیمان، امارة الحج فی العصر العباسی، ج۱، ص۱۲۲.
[۱۷] ابن الضیاء، محمد، تاریخ مکة المشرفه، ج۲، ص۷۷.
[۱۸] صالح کمال سلیمان، امارة الحج فی العصر العباسی، ص۳۲۳.
[۱۹] ابن احمد الصباغ، محمد، تحصیل المرام، ج۱، ص۵۲۵.
و دستور ساخت مسجد خیف در منا را برشمرد.


ساختن شهر "بغداد" از مهم‌ترین کارهای منصور بود. عباسیان قبل از آن و به مدت سیزده سال یعنی از زمان به حکومت رسیدن خود بدون پایتخت بودند تا اینکه بغداد را بنا نهادند منصور در ساختن این شهر انگیزه‌های سیاسی، نظامی، انتقادی و‌ آب و هوایی داشت.
[۲۱] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۵۷.

منصور ساختن پایتخت را در سال ۱۴۵ ه. ق آغاز کرد و هزاران کارگر، صنعتگر، نجار و آهنگر از شهرهای مختلف را استخدام کرد کار ساختن بغداد چهار سال به طول کشید و در ۱۴۹ ه. ق پایان یافت.
[۲۲] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۲.
منصور پس از پایان بنای شهر بغداد به سال ۱۴۹ق. به حج رفت و در آن جا خطبه‌ای خواند و خود را از بندگان صالح دانست که با وعده قرآن وارث زمین شده‌اند.


منصور ۱۵۱ ه. ق شهر "رصافه" یا بغداد شرقی را برای فرزندش "مهدی" در کنار شرقی دجله ساخت که به نام «عسکر مهدی» معروف شد. ساختن رصافه در سال ۱۵۹ در دوران خلیفه مهدی پایان یافت.
[۲۴] طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۳.



از نکات قابل توجه در دوران خلافت منصور موضع "امام صادق (علیه‌السّلام)" در قبال خلافت عباسی و مشروعیت آن است. امام صادق (علیه‌السّلام) با اتخاذ یک سیاست فرهنگی در جهت پرورش فقهی و کلامی پیروان خود برآمد و به اعلام نارضایتی از حکومت موجود عدم مشروعیت آن و ادعای امامت و رهبری اسلام در خانواده رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرداخت. از نظر امام صادق (علیه‌السّلام) مقابله نظامی بر ضد حاکمیت بدون فراهم آوردن مقدمات فرهنگی و پس از آن نظامی لازم جز شکست و نابودی نتیجه‌ای ندارد.


چنانکه در جریان حرکتی که "زید بن علی" و "یحیی بن زید" در خراسان به آن دست زدند بنی عباس بیشترین بهره را بردند و شیعیان را به قتل رساندند. در نتیجه حرکت فرهنگی امام صادق (علیه‌السّلام) بعدها فقه جعفری روز به روز گسترده‌تر و نیرومندتر شد اما "زیدیه" و "خوارج" که در صدد قیام مسلحانه بودند دچار ضعف فرهنگی و نظامی شدند و رو به افول گذاشتند.


سال‌های پایانی حیات امام صادق (علیه‌السّلام) با دوران حکومت منصور مقارن بود. امام صادق در میان اهل سنت قرار داشت و طبیعی بود که منصور با توجه به کینه شدیدی که به علویان داشت آن حضرت را به شدت زیر نظر داشت و اجازه زندگی آزادانه را به ایشان نمی‌داد. امام صادق (علیه‌السّلام) نیز مانند پدران بزرگوارشان اعتقاد خود را مبنی بر اینکه امامت حق منحصر به‌فرد ایشان است و عباسیان آن را غصب کرده‌اند پنهان نمی‌داشت.


فعالیت‌های امام صادق (علیه‌السّلام) در زمان منصور بیشتر پنهانی انجام می‌شد و آن حضرت اصحاب خود را به حفظ اسرار اهل بیت دستور می‌داد. امام صادق معمولاً از رفت و آمد به دربار منصور جز در مواردی سرباز می‌زد و به همین جهت از طرف منصور مورد اعتراض قرار می‌گرفت. روزی منصور به آن حضرت گفت:
«چرا مانند دیگران به دیدار ما نمی‌آئی؟ امام در جواب فرمود: ما کاری نکرده‌ایم که به جهت آن از تو بترسیم، از امر آخرت هم پیش تو چیزی نیست که به آن امیدوار باشیم و این مقام تو در واقع نعمتی نیست که آن را به تو تبریک بگوئیم و تو آن را مصیبتی برای خود نمی‌دانی که تو را دلداری بدهیم پس پیش تو چه کار داریم؟»


امام صادق (علیه‌السّلام) عالمانی را که به دربار شاهان رفت و آمد داشتند از این کار بیم می‌داد و فرمود: «فقیهان امنای پیامبرانند، اگر فقیهی را دیدید که پیش سلاطین رفت و آمد دارد او را متهم کنید.»
از موارد فوق می‌توان نتیجه گرفت که، روش سیاسی که بعدها مبنای فقه سیاسی شیعه، بر اساس آن شکل گرفت این بود که در عین تقیه و سکوت مشروعیت دولت عباسی را نپذیرفت و با فعالیت علمی و فرهنگی ارتباط و پیوند شیعیان را با اهل بیت در بدترین شرایط حفظ کرد.
[۲۵] جعفریان، رسول، دولت عباسیان، محمد سهیل طقوش، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۴-۷۱.



منصور برادرزاده‌اش عیسی بن موسی را از ولایت‌عهدی خلع کرد و برای فرزندش مهدی بیعت گرفت. بزرگان حکومت منصور در دوران خلافت سفاح بر بیعت با عیسی بن موسی سوگند خورده بودند و برای آنان شکستن این بیعت آسان نبود و منصور عیسی بن موسی را وادار به عقب‌نشینی داوطلبانه کرد و در این راه از ابزار تشویق و تنبیه استفاده کرد و عیسی بن موسی علیرغم میل باطنی در سال ۱۴۷ ه. ق خود را خلع و با مهدی بیعت کرد و عیسی در جایگاه ولیعهد دوم قرار گرفت.
[۲۶] جعفریان، رسول، دولت عباسیان، محمد سهیل طقوش، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۳.



منصور قبل از مرگ در وصیت نامه‌ی زیرکانه و معروفی به مهدی توصیه کرد که به امور جتماعی و سیاسی مردم توجهات لازم را داشته باشد.
منصور در سال ۱۵۸ ه. ق بر اثر بیماری سوء‌هاضمه که مدتها بدان مبتلا بود درگذشت و دوران خلافت ۲۲ ساله وی که پر از حوادث گوناگون بود پایان یافت. وی در هنگام مرگ ۶۸ سال داشت و در قبرستان "معلاة" در مکه دفن شد.
[۲۸] خضری، احمدرضا، تایخ خلافت عباسی، تهران، سمت، ۱۳۷۹، ص۳۴.
[۲۹] تونه‌ای، مجتبی، فرهنگنامه حج، ص۷۱.



۱. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، تهران، اساطیر. ج۲، ص۳۵۸.    
۲. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تهران، اساطیر، ج۷، ص۴۷۱.    
۳. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۴۱.
۴. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، تهران، اساطیر. ج۲، ص۳۶۶.    
۵. ابن اثیر، ‌ عزالدین، الکامل فی التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت تهران، انتشارات علمی، ج۵، ص۴۷۱.
۶. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، تهران، اساطیر. ج۲، ص۳۶۸.    
۷. یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، تهران، اساطیر. ج۲، ص۳۶۷.    
۸. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۴۶.
۹. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۵۷۴-۵۷۵.    
۱۰. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۵۶.
۱۱. ازرقی، محمد بن عبد الله، اخبار مکه، ج۲، ص۷۲.    
۱۲. فاکهی، محمد بن إسحاق، اخبار مکه، ج۲، ص۱۵۲.    
۱۳. فاکهی، محمد بن إسحاق، اخبار مکه، ج۲، ص۶۹.    
۱۴. قاضی عسگر، سید علی، حج در اندیشه اسلامی، ص۱۷۹.
۱۵. تاریخ مکة المشرفه، محمد ابن الضیاء، ج۱، ص۱۸۱.    
۱۶. صالح کمال سلیمان، امارة الحج فی العصر العباسی، ج۱، ص۱۲۲.
۱۷. ابن الضیاء، محمد، تاریخ مکة المشرفه، ج۲، ص۷۷.
۱۸. صالح کمال سلیمان، امارة الحج فی العصر العباسی، ص۳۲۳.
۱۹. ابن احمد الصباغ، محمد، تحصیل المرام، ج۱، ص۵۲۵.
۲۰. یعقوبی، احمد بن اسحاق، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۶۹.    
۲۱. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۵۷.
۲۲. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۲.
۲۳. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۲۸.    
۲۴. طقوش، محمد سهیل، دولت عباسیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۳.
۲۵. جعفریان، رسول، دولت عباسیان، محمد سهیل طقوش، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۴-۷۱.
۲۶. جعفریان، رسول، دولت عباسیان، محمد سهیل طقوش، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۸۳، ص۶۳.
۲۷. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، تهران، اساطیر، ج۸، ص۱۰۲-۱۰۷.    
۲۸. خضری، احمدرضا، تایخ خلافت عباسی، تهران، سمت، ۱۳۷۹، ص۳۴.
۲۹. تونه‌ای، مجتبی، فرهنگنامه حج، ص۷۱.



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «منصور عباسی»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۰۹/۱۹.    
حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله «بنی‌ عباس» تاریخ بازیابی ۱۳۹۵/۴/۲۶.    






جعبه ابزار