تصریه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



به ندوشیدن
حیوانحیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد
به انگیزه پر
شیرشیر، مايعى است که از غدد پستانى انسان يا حيوان ماده ترشح مى‏کند
نشان دادن
پستانپستان، عضو معروف در انسان و حیوان است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح، قصاص و دیات سخن رفته است
آن هنگام تصریه گفته می شود.
تصریه عبارت است از اینکه صاحب حیوان شیرده، آن را چند روزى ندوشد تا پستانش پر از شیر گردد، سپس آن را براى فروش عرضه و به مشتری بى‏اطّلاع از واقعیت چنین وانمود کند که حیوان، بسیار شیرده است و در نتیجه آن را گران‏تر از قیمت واقعى خود بفروشد.
[۱] مجمع البحرین/ واژه (صرى)

به چنین حیوانى (مصراة) گویند. از این عنوان در باب
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
سخن رفته است.


حکم تصریه



عمل تصریه از بعد تکلیفى مصداق
تدلیستَدلیس یعنی نیرنگ زدن در عقد و از این عنوان در باب تجارت و نکاح سخن رفته است
و
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و از بعد وضعی، موجب
ثبوتثبوت، اصطلاحی در فلسفه و حکمت اسلامی است
خیارخیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد
است؛ ازاین‏رو خریدار در صورت
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
به آن، مى‏تواند معامله را
فسخ فسخ در لغت به معنای نقض، زایل گردانیدن، تباه كردن و شكستن آمده است
کند.
با
دوشیدنبرآوردن شیر از پستان را دوشیدن گویند
شیر حیوان جهت
آزمایشآزمایش‏ یا آزمودن، از راه‏هاى شناخت موضوعات است که فقهاء از آن در ابوابى مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، تجارت، حجر، قضاء و دیات به مناسبت سخن گفته‏اند
،
حقحق در سه معنا استعمال شده است
خیارخیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد
ساقط نمى‏شود
اگر تصریه قبل از سه روز مشخّص شود، حقّ خیار تا سه روز باقى است؛ ولى اگر پس از گذشت سه روز معلوم شود در فورى بودن اعمال حقّ خیار یا
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
تأخیربه عقب انداختن عمل از اوّل وقت امکان آن را تأخیر می‌گویند که از عنوان تأخیر در بیشتر ابواب فقه ـ اعم از عبادات و معاملات ـ به مناسبت سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب شده است
آن به مقدارى که به فروشنده نرسد
اختلافاختلاف ضد اتفاق است
است و نیز در اینکه خیار تصریه همان
خیار حیوانخیار حیوان اختیار فسخ معامله برای خریدار حیوان می باشد
است یا خیارى مستقل، اختلاف مى‏باشد.

اثبات تصریه



تصریه با صاحب حیوان یا قیام
بینهبیّنه به معانی: ۱
بر آن و نیز با
آزمایشآزمایش‏ یا آزمودن، از راه‏هاى شناخت موضوعات است که فقهاء از آن در ابوابى مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، تجارت، حجر، قضاء و دیات به مناسبت سخن گفته‏اند
ثابتثابِت، اصطلاحی است در کلام معتزله که بحث‌های مختلفی را در فلسفه و کلام به همراه داشته، و در شکل‌گیری نظریات عرفانی مؤثر بوده است
مى‏گردد. در آزمایش، شیر حیوان سه روز دوشیده مى‏شود، چنانچه شیر دوشیده شده در هر روز، کمتر از مقدار آن هنگام معامله باشد، تصریه ثابت مى‏گردد.

احکام رد



خریدارى که تصمیم به برگرداندن حیوان و
فسخ فسخ در لغت به معنای نقض، زایل گردانیدن، تباه كردن و شكستن آمده است
معامله گرفته‏ است، باید شیر موجود در پستان حیوان هنگام معامله را- در صورت وجود آن هنگام
رددر حال ویرایش رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است
- همراه با حیوان برگرداند.
برخى قدما گفته‏اند: خریدار مى‏تواند عوض شیر، یک
صاعصاع، واحد اندازه‌گیری وزن است
(حدود سه کیلو)
خرماخرما میوه درخت نخل را گويند و از آن در بابهاى طهارت، صلات، زکات، صوم، حج، تجارت، مزارعه، نکاح و اطعمه و اشربه سخن گفته‌اند
یا
گندماَصحاب اَعراف، کاملان مشرف بر خلایق، یا انسانهای متوسط در ایمان است
و در صورت عدم امکان، قیمت آن را به صاحب حیوان بدهد، هرچند شیر موجود باشد و فروشنده بر
قبولقبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها،مغنی المحتاج، ج۲، ص۳
شیر اجبار نمى‏شود.
اگر شیر موجود در حال
تلفاز بین رفتن عین یا منافع مال، خودبه‌خود یا به سبب حادثه‌ای را تلف گویند
شود، بنابر مشهور میان متأخران، خریدار باید مثل، و در صورت تعذر، قیمت آن را به فروشنده بپردازد.
در اینکه شیر فراهم آمده در
پستانپستان، عضو معروف در انسان و حیوان است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، نکاح، قصاص و دیات سخن رفته است
پس از عقد،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
شیر موجود در حال عقد را دارد یا آنکه از آن خریدار است، اختلاف مى‏باشد.

موضوع تصریه



موضوعموضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می‌شود و قضایای مربوط به او حل می‌شود
احکام تصریه گوسفند است و بنابر مشهور و
شترشتر حیوانی معروف است و از آن در ابواب مختلف فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اطعمه و اشربه و دیات نام برده‏اند
نیز ملحق به گوسفند مى‏باشند.
قول به ثبوت احکام تصریه براى
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
(
کنیزکَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده‌ است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می‌شود، در مورد کنیزان و توجیه حضور آنان در جامعه اسلامی باید گفت کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست و در همه موارد از فلسفه اسارت یا خرید و فروش گرفته تا راهکارهای برخورد با این زنان تفاوتی بین زن و مرد اسیر وجود ندارد؛ چنان که در مورد مردان برده همین گونه بود
) و انواع حیوان، از نقل شده است. البتّه تصریه اگر در کنیز داراى شیر یا حیوان شیردهى که معامله به علّت شیرده بودن آن انجام گرفته، تحقّق یابد، براى خریدار، به سبب
تدلیستَدلیس یعنی نیرنگ زدن در عقد و از این عنوان در باب تجارت و نکاح سخن رفته است
،
خیارخیار از الفاظی است که در بیع کاربرد زیادی دارد
ثابت مى‏شود؛ هرچند احکام تصریه (عدم خیار با
تصرفبه هر کار ارادی در یک مال که داراى اثر شرعی است تصرف در آن مال گفته میشود
جهت
آزمایشآزمایش‏ یا آزمودن، از راه‏هاى شناخت موضوعات است که فقهاء از آن در ابوابى مانند اجتهاد و تقلید، طهارت، تجارت، حجر، قضاء و دیات به مناسبت سخن گفته‏اند
و نیز سه روز آزمایش کردن براى ثبوت خیار) جارى نمى‏گردد.

پانویس


 
۱. مجمع البحرین/ واژه (صرى)
۲. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۲-۲۶۳.    
۳. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۲.    
۴. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۴.    
۵. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۱.    
۶. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۰.    
۷. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۲.    
۸. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۷.    
۹. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۴.    
۱۰. المهذب ج۱، ص۳۹۱-۳۹۲.    
۱۱. غنیة النزوع، ص۲۲۳.    
۱۲. الجامع للشرائع، ص۲۶۷.    
۱۳. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۵.    
۱۴. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۶۶.    
۱۵. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۳.    
۱۶. مختلف الشیعة ج۵، ص۱۷۷.    
۱۷. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۲.    
۱۸. جواهر الکلام ج۲۳، ص۲۷۴.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۵۰۴.    

رده‌های این صفحه : تجارت | فقه




جعبه ابزار