پوشش‌

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حالت پوشیده بودن را پوشش گویند. از آن به مناسبت در بابهای ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
و
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
سخن رفته است.

فهرست مندرجات

۱ - احکام مرتبط با پوشش
۲ - احکام پوشیدن
۳ - احکام مشترک میان زن و مرد
       ۳.۱ - وجوب پوشاندن عورت حتی از محارم
       ۳.۲ - مراد از عورت
       ۳.۳ - واجب در پوشش عورت
       ۳.۴ - جنس ساتر عورت
۴ - احکام اختصاصی زن
       ۴.۱ - احکام ناظر به ارتباط با نامحرم
              ۴.۱.۱ - مقدار واجب در پوشاندن بدن
              ۴.۱.۲ - مراد از نامحرم
              ۴.۱.۳ - پوشش از غیر اولی الإربه
              ۴.۱.۴ - پوشش موی اصلی و مصنوعی
              ۴.۱.۵ - حجاب پیرزنان ناامید از ازدواج
       ۴.۲ - احکام پوشش زن در ارتباط با عبادات
              ۴.۲.۱ - مقدار واجب پوشش در نماز
              ۴.۲.۲ - مقدار پوشش در حال احرام حج
۵ - احکام اختصاصی مرد
       ۵.۱ - مقدار پوشش واجب مرد در نماز
       ۵.۲ - حرمت پوشاندن سر و روی پا در احرام
۶ - ویژگیهای پوشش در نماز
       ۶.۱ - وجوب پوشش در نماز مطلقا
       ۶.۲ - وجوب پوشش در نماز با نوع لباس
۷ - آداب پوشیدن
۸ - احکام پوشیدنی
       ۸.۱ - واجبات پوشیدنی
       ۸.۲ - مستحبات پوشیدنی
       ۸.۳ - محرّمات پوشیدنی
       ۸.۴ - مکروهات پوشیدنی
۹ - پانویس
۱۰ - منبع

احکام مرتبط با پوشش



پوشش به لحاظ عمل پوشیدن و نیز پوشیدنی دارای احکامی است که بدان اشاره می‌شود.

احکام پوشیدن



احکام پوشیدن یا مشترک میان
زنزن مقابل مرد است
و مرد مکلّف است و یا مختصّ به یکی از آن دو.

احکام مشترک میان زن و مرد



احکامی که بر پوشش از جهت اشتراک بین زن و مرد بار می‌شود:

← وجوب پوشاندن عورت حتی از محارم


بر هر مکلّفی- جز
زنزن مقابل مرد است
و شوهر و نیز
کنیزکَنیز یا کَنیزَک در گذشته به معنای پیشخدمت مؤنث بوده‌ است ولی بیشتر به معنای برده مؤنث از این واژه سود برده می‌شود، در مورد کنیزان و توجیه حضور آنان در جامعه اسلامی باید گفت کنیز چیزی جدای از سایر بردگان نیست و در همه موارد از فلسفه اسارت یا خرید و فروش گرفته تا راهکارهای برخورد با این زنان تفاوتی بین زن و مرد اسیر وجود ندارد؛ چنان که در مورد مردان برده همین گونه بود
و مولا نسبت به یکدیگر- پوشاندن
عورتعورت، قُبُل و دُبُر است
از دیگران حتّی
محارممحارم، جمع مَحْرَم، یعنی کسانی که به‏دلیل خویشاوندی، هرگز نمی‏توانند با یکدیگر ازدواج کنند
بلکه و (برخوردار از قدرت
تمییزجدا کردن خون حیض از استحاضه از راه اوصاف هریک و همچنین به قوّه تشخیص نیکی از بدی و زیبایی از زشتی را تَمییز گویند و از معنای اول تمییز، در باب طهارت سخن رفته است
و‌ زشتی و زیبایی)
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
در وجوب ستر عورت از ممیّزی که هنوز غریزۀ شهوت و میل جنسی در او به هیجان نیامده اختلاف است.

← مراد از عورت


مراد از عورت بنابر نظر مشهور- بلکه ادّعای اجماع شده- در مرد عبارت است از
آلت تناسلیآلت تناسلى یا قُبُل به شرمگاه پیش نرینه و مادینه اطلاق می شود
،
بیضه‌هاتخم حیوانات را بیضه گویند و به مناسبت به قسمت زیرین دستگاه تناسلی نر، که از دو جزء همسان تشکیل شده است، بیضه نامیده می‌شود
و حلقۀ دبر و در زن، قبل و
دبردبر به ضم دال و باء بهمقعد یا مخرج غائط و مدفوع گفته می شود
. برخی عورت را- اعم از مرد و زن- به مابین ناف و
زانوزانو قسمتی از بدن است که بین ران وساق پا قرار دارد
تعریف کرده و پوشاندن آن مقدار را
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
دانسته‌اند؛ لیکن بنابر نظر مشهور، پوشاندن مابین ناف و زانو است.

← واجب در پوشش عورت


واجب در پوشش عورت، ستر خود عورت است نه حجم آن؛ البتّه نباید ساتر به قدری نازک باشد که
شبحآنچه به صورت سیاهی و بدون تشخیص خصوصیات آن از شکل، رنگ و غیر آن به نظر آید را شبح می‌گویند
و نمای عورت از روی آن پیدا باشد.

← جنس ساتر عورت


در جنس ساتر، نوع خاصّی شرط نیست؛ بلکه پوشش با هر چیزی تحقّق پیدا کند حتّی با
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
کفایت می‌کند.

احکام اختصاصی زن



احکام پوشش مربوط به زن یا ناظر به وظیفۀ وی در ارتباط با است و یا ناظر به وظیفۀ او در ارتباط با .

← احکام ناظر به ارتباط با نامحرم


احکامی که در پوشش مختص به زنان، ناظر به ارتباط زن با نامحرم می‌باشد:

←← مقدار واجب در پوشاندن بدن


بر زن واجب است تمامی بدن خود- جز
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
و دست از سر انگشتان تا مچ و نیز
پاپا عضوی از بدن است که از بیخ ران تا سر پنجه‌ی پا- یعنی ران، زانو، ساق و قدم- را در بر می‌گیرد و گاه به قسمت زیرین یعنی قدم -که از مفصل ساق (مچ پا) تا سر پنجه‌ی انگشتان است- اطلاق می‌شود
از سر انگشتان تا مچ- را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دستها از سرانگشت تا مچ و نیز قدمها اختلاف است.

←← مراد از نامحرم


مراد از نامحرم هر بینندۀ و نیز نابالغ ممیّز بجز شوهر و
محارممحارم، جمع مَحْرَم، یعنی کسانی که به‏دلیل خویشاوندی، هرگز نمی‏توانند با یکدیگر ازدواج کنند
است.

←← پوشش از غیر اولی الإربه


به نصّ بر زن واجب نیست خود را از مردان «غیر اولی الإربه» بپوشاند. در مراد از «غیر اولی الإربه» اختلاف است. برخی آن را به پیرمردانی تفسیر کرده‌اند که بر اثر پیری زیاد رغبتی به
زناشویینظر به جایگاه والای انسان در صحنه آفرینش، شریعت مقدّس اسلام، برای تکوین و مراحل رشد آدمی، اهتمام ویژه ورزیده تا این موجود برگزیده، به‏شکلی نیکو و سالم به حیات خویش ادامه دهد
ندارند.

←← پوشش موی اصلی و مصنوعی


پوشاندن موی اصلی از نامحرم واجب است؛ لیکن در وجوب ستر موی مصنوعی، موی‌بند و زیور آلات متّصل به مو- با پوشیده بودن موی اصلی- اختلاف است.

←← حجاب پیرزنان ناامید از ازدواج


پیرزنانی که بر اثر پیری امیدی به ازدواج ندارند به نصّ قرآن کریم
از حکم یاد شده مستثنا هستند و نمایاندن آن مقدار از مو که نپوشاندن آن برای پیرزنان، متعارف‌ می‌باشد- مانند بعض مو و
ذراعذراع دو تعریف دارد و در ابواب مختلف فقهی مانند طهارت ،صلات از آن بحث می شود
- برای آنان است، مشروط بر آنکه از این کار قصد نداشته باشند؛ هرچند پوشاندن آن مقدار نیز برای آنان افضل است.

← احکام پوشش زن در ارتباط با عبادات


احکامی که در پوشش مختص زنان، ناظر به ارتباط پوشش در عبادات می‌باشد:

←← مقدار واجب پوشش در نماز


واجب است
زنزن مقابل مرد است
بالغ تمام بدن خود را در نماز بپوشاند خواه بیننده‌ای باشد یا نباشد؛ لیکن پوشاندن صورت، دست از سرانگشتان تا مچ و بنابر مشهور قدم (از سر انگشتان پا تا مچ) لازم نیست.
البتّه بنابر قول وجوب پوشیدن آنها از نامحرم، در صورت وجود بینندۀ نامحرم، پوشیدن آنها نیز واجب خواهد بود.
برخی نسبت به وجوب مقدار اضافی موها که بر صورت یا
پشتحدّ فاصل میان استخوان لگن و کتف انسان را پشت گویند
افشانده شده و نیز گردن، تأمّل و کرده‌اند؛ بلکه عدم وجوب ستر مقدار اضافی موها به ظاهر عبارات اکثر فقها نسبت داده شده است.
از بعض قدما نیز قول به عدم وجوب پوشاندن
سرسَر(به فتح سین و سکون راء)، به بخش فوقانی بدن گفته می‌شود
نقل شده است.
پوشاندن سر در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بر کنیز بالغ و دختر نابالغ واجب نیست.

←← مقدار پوشش در حال احرام حج


پوشاندن صورت با
روبندروبند پارچه مستطیل شکلی است که پوشاننده چهره زن می باشد
یا غیر آن‌که متّصل به صورت باشد در حال
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
حرام است.
در اینکه پوشاندن روی پا نیز
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است یا نه، اختلاف می‌باشد.

احکام اختصاصی مرد



احکامی که مربوط به پوشش اختصاصی مردان می‌باشد:

← مقدار پوشش واجب مرد در نماز


پوشاندن عورت در نماز
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است، خواه بیننده- اعم از
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
و - وجود داشته باشد یا نباشد.
عریان نماز گزاردن در صورتی که عورت پوشیده باشد جایز است، هرچند
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
دارد.

← حرمت پوشاندن سر و روی پا در احرام


پوشاندن سر و نیز- بنابر مشهور- روی پا در حال احرام، حرام است.

ویژگیهای پوشش در نماز



پوشش در نماز از جهاتی با غیر نماز تفاوت دارد، از جمله:

← وجوب پوشش در نماز مطلقا


پوشش در نماز واجب است؛ هرچند بیننده‌ای نباشد ولی در غیر نماز تنها با وجود بینندۀ نامحرم واجب خواهد بود.

← وجوب پوشش در نماز با نوع لباس


پوشش در غیر نماز با هر ساتر مانع از نگاه دیگران تحقّق می‌یابد؛ لیکن در نماز- در غیر حال ضرورت- باید از نوع لباس باشد. در کفایت پوشش به گیاهان‌ و برگ درختان در غیر حال ضرورت و نیز در اینکه پوشش به مثل گل در حال اختیار کافی است یا تنها در حال ضرورت؛ و یا حتّی در حال ضرورت نیز کفایت نمی‌کند- و در نتیجه چنین کسی فاقد ساتر محسوب می‌شود- اختلاف است.

آداب پوشیدن



آغاز کردن از طرف راست
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
در پوشیدن لباس؛ و خواندن دعاهای وارد شده هنگام پوشیدن لباس نو مستحب است. نشسته پوشیدن
شلوارشلوار به لباس پاچه دار پوشاننده بدن از کمرتا قوزک پامي گويند
مستحب و ایستاده پوشیدن آن و نیز کفش مکروه است.
[۳۱] مهذب الاحکام ج۵، ص۳۷۱-۳۷۲.


احکام پوشیدنی



پوشش به لحاظ جنس یا صفت پوشیدنی دارای احکامی است که در برخی از آنها
زنزن مقابل مرد است
با مرد تفاوت دارد.
برخی احکام نیز اختصاص به پاره‌ای احوال، همچون نماز و احرام دارد.

← واجبات پوشیدنی


از واجبات احرام پوشیدن دو جامۀ احرام برای مرد است.

← مستحبات پوشیدنی


پوشیدن لباس نظیف،
سفیدسفید یکی از رنگ‌ها می‌باشد که در به مناسبت در ابواب مختلف فقه از آن سخن گفته شده است
و از جنس
پنبهپنبه: گیاهى معروف است
یا کتان، است.
[۳۳] مهذب الاحکام ج۵، ص۳۶۸-۳۶۹.


← محرّمات پوشیدنی


پوشیدن لباس ابریشم خالص یا لباسی که آستر آن ابریشم خالص باشد
[۳۵] توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۴.
[۳۶] توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۵
و نیز لباس زرباف، بر مرد حرام و نماز خواندن با آن
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
است.
در
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
یا
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
پوشیدن
لباس شهرتلباس شهرت به لباسي گفته مي شود که باعث انگشت نماشدن انسان مي شود و پوشيدن اين نوع لباس در اسلام حرام است
و بنابر قول به حرمت، در
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
نماز با آن، اختلاف است.
پوشیدن لباس اختصاصی زن بر مرد و مرد بر زن در صورتی که عنوان
تشبّهتشبّه یعنی شبیه و همسان دیگرى شدن در نحوه رفتار یا پوشش
بر آن صادق باشد حرام است؛ لیکن در بطلان نماز با آن اختلاف می‌باشد.
[۴۰] العروة الوثقی (و حواشی) ج۱، ص۵۶۸.

پوشیدن لباس
دوختهشیء خیاطی شده را دوخته گویند
بر مرد و قفّازین (نوعی
دستکشدستكش، پوششى از جنس چرم، پارچه و مانند آن براى دست است
) بر زن در حال احرام حرام است. پوشیدن لباس زینتی برای زن در حال عدّۀ وفات حرام است.

← مکروهات پوشیدنی


پوشیدن لباس سیاه، لباس شهرت- بنابر قول به عدم حرمت آن- لباس کفّار و دشمنان دین، و نیز در نماز پوشیدن لباس نازک و بدن‌نما، چرکین و لباسی که دارای نقش موجود دارای‌
روحروح آفريده‌ای از عالم غیب است که از آن در بابهايی نظير طهارت، صلات، تجارت، صید و ذباحه و دیات سخن گفته‌اند
همچون
حیوانحیوان، واژه ای عربی که بر هرگونه ذی روح اطلاق می شود و انسان را نیز، که او را حیوان ناطق می‌خوانند، در بر می گیرد
و
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
است
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
می‌باشد.
[۴۴] مهذب الاحکام ج۵، ص۳۴۷.
[۴۵] مهذب الاحکام ج۵، ص۳۴۹.
[۴۶] مهذب الاحکام ج۵، ص۳۵۶-۳۵۸.


پانویس


 
۱. مستمسک العروة ج۲، ص۱۸۵-۱۸۶.    
۲. مستمسک العروة ج۲، ص۱۸۹.    
۳. جواهر الکلام ج۲۹، ص۸۲.    
۴. مستمسک العروة ج۲، ص۱۸۷.    
۵. مستمسک العروة ج۲، ص۱۹۰.    
۶. التنقیح (الطهارة) ج۳، ص۳۵۷.    
۷. جواهر الکلام ج۲، ص۲.    
۸. مستمسک العروة ج۲، ص۱۹۰-۱۹۱.    
۹. جواهر الکلام ج۲، ص۴.    
۱۰. جواهر الکلام ج۲۹، ص۷۵-۸۰.    
۱۱. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۱۲. جواهر الکلام ج۲۹، ص۹۴-۹۶.    
۱۳. مستمسک العروة ج۵، ص۲۴۸-۲۴۹.    
۱۴. کتاب الصلاة (محقق داماد)، ص۸۷-۹۰.    
۱۵. نور/سوره۲۴، آیه۶۰.    
۱۶. جواهر الکلام ج۲۹، ص۸۵.    
۱۷. جواهر الکلام ج۸، ص۱۶۲-۱۷۵.    
۱۸. کفایة الاحکام، ص۱۶.    
۱۹. مستند الشیعة ج۴، ص۲۴۶-۲۴۷.    
۲۰. مدارک الاحکام ج۳، ص۱۸۹-۱۹۰.    
۲۱. مختلف الشیعة ج۲، ص۹۶.    
۲۲. جواهر الکلام ج۸، ص۲۲۱.    
۲۳. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۹.    
۲۴. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۵۱.    
۲۵. مستمسک العروة ج۵، ص۲۵۲.    
۲۶. جواهر الکلام ج۸، ص۱۷۵.    
۲۷. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۲.    
۲۸. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۴۹-۳۵۰.    
۲۹. جواهر الکلام ج۸، ص۱۸۶-۱۹۲.    
۳۰. مستمسک العروة ج۵، ص۲۷۴-۲۷۷.    
۳۱. مهذب الاحکام ج۵، ص۳۷۱-۳۷۲.
۳۲. جواهر الکلام ج۱۸، ص۲۳۲.    
۳۳. مهذب الاحکام ج۵، ص۳۶۸-۳۶۹.
۳۴. جواهر الکلام ج۸، ص۱۱۴.    
۳۵. توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۴.
۳۶. توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۴۸۵-۴۸۶ م۸۳۵
۳۷. جواهر الکلام ج۸، ص۱۰۹-۱۱۰.    
۳۸. جواهر الکلام ج۸، ص۱۴۷.    
۳۹. وسائل الشیعة ج۵، ص۲۴.    
۴۰. العروة الوثقی (و حواشی) ج۱، ص۵۶۸.
۴۱. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۳۵.    
۴۲. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۴۱.    
۴۳. جواهر الکلام ج۳۲، ص۲۷۶-۲۸۰.    
۴۴. مهذب الاحکام ج۵، ص۳۴۷.
۴۵. مهذب الاحکام ج۵، ص۳۴۹.
۴۶. مهذب الاحکام ج۵، ص۳۵۶-۳۵۸.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۲۸۲-۲۸۶.    




جعبه ابزار