• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

مراقبه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مراقبه یکی از مراحل تهذیب و محاسبه نفس است.




مراقبه از واژه‌ی «رَقَبَ» به معنای حفظ کردن و در نظر گرفتن مراقِب و توجه دادن فکر به سوی اوست و هر کس از کاری به سبب رعایت دیگری دوری جوید گفته می‏شود: فلانی را مراقبت کرد.
[۲] راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۱۹۳.




در متون اخلاق اسلامی، پیشینه‌ مراقبه به «مرابطه» باز می‌گردد که عبارت است از نگاهبانی و مواظبت عقل از نفس.
[۳] علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۴.
‏ در هر حال، مشارطه، پیش‌نیاز مراقبه و معاقبه و مقامات پس از آن، تکمیل کننده‌ی محاسبه است.



سید بحرالعلوم رحمه الله در تعریف مراقبه می‌فرماید: «مراقبه عبارت است از متوجه و ملتفت خود بودن در جمیع احوال، تا از آنچه بدان عازم شده و عهد کرده تخلف نکند.»
[۴] رساله سیر و سلوک (تحفة الملوک)، سید محمدمهدی بحرالعلوم، ص۱۵۰.‏




خدای متعال در قرآن می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‏اید از (مخالفت) خدا بپرهیزید و هر کس باید بنگرد تا برای فردایش چه چیز از پیش فرستاده و از خدا بپرهیزید که خداوند از آنچه انجام می‏دهید آگاه است!»
علامه طباطبایی می‌گوید: این آیه مؤمنین را وادار می‏کند که به یاد خدای سبحان باشند و او را فراموش نکنند و مراقب اعمال خود باشند، که چه می‏کنند، صالح آن‌ها کدام و ناصالحش کدام است و صالح را هم خالص برای رضای خدا به جای آورند و این مراقبت را استمرار دهند؛ همواره از نفس خود حساب بکشند و هر عمل نیکی که در کرده‏های خود یافتند خدا را شکر گزارند و هر عمل زشتی دیدند خود را توبیخ نموده، نفس را مورد مؤاخذه قرار دهند و از خدای تعالی طلب مغفرت کنند. خدای متعال که خود دیده‏بان و مراقب انسان و رفتار اوست ، انسان را توبیخ می‌کند که مگر نمی‏داند که خدا می‏‌بیند!



در روایت است که رسول خدا صلوات الله علیه فرمود: «احسان، آن است که خدا را چنان پرستش کنی که گویی او را می‏بینی و اگر نتوانی او را ببینی بدان که او تو را می‏بیند».
امام علی علیه السلام انسان‌ها را بر ترک مراقبت الهی سرزنش نموده و می‌فرماید: خود را به مراقبت از نفست بگمار.
[۱۱] غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.
ایشان مومن را به دوام مراقبت قلبی توصیه می‌کنند -تعبیر امام علیه‌السلام این است که:‌«مراقباً قلبه» و اسم فاعل در ادبیات عرب دلالت بر استمرار دارد-
[۱۲] غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.
و مؤمن عاقل را کسی می‌داند که با مراقبت خود در امروز به فکر فردایش باشد
[۱۳] نهج البلاغة، سید رضی، ص۱۱.
و می‌فرماید: خدا رحمت کند بنده‌ای که مراقبت الهی را به جای بیاورد.



مراقبه، مورد توصیه‌ همه‌ بزرگان علم اخلاق از خواجه نصیر الدین طوسی
[۱۵] أوصاف الأشراف، خواجه نصیر طوسی، ص۳۹.
تا علامه بحر العلوم و مرحوم نراقی تا قلّه‌های تهذیب در عصر حاضر، مرحوم میرزا جواد آقا تبریزی
[۱۶] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۵۱.
، امام خمینی
[۱۷] چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۹.
و علامه‌ طباطبایی است. مربیان اخلاق و سلوک، ششمین امر از ضروریات مورد توجه سالک را، مراقبه می‌دانند
[۱۸] رساله سیر و سلوک (تحفة الملوک)، سید محمدمهدی بحرالعلوم، ص۱۱۴.‏
و آن را به منزله سنگ اساسی سیر و سلوک، ذکر، فکر و... می‌دانند و می‌گویند: تا مراقبه صورت نگیرد ذکر و فکر بدون اثر خواهد بود؛ زیرا مراقبه حکم پرهیز از غذای نامناسب برای مریض را دارد و تا وقتی که مریض، مزاج خود را پاک ننماید و از آنچه مناسب او نیست پرهیز نکند دارو بی‏اثر خواهد بود و چه بسا گاهی اثر معکوس می‏دهد.
[۱۹] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۱۴.




مشارطه نخستین مقام و قبل از مراقبه است.
[۲۰] علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۷.
در زمان انجام مشارطه، بهتر است که این عمل بعد از نماز صبح باشد
[۲۱] علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۴-۱۲۵.
و روش انجام مشارطه آن است که با خود شرط کند که بر خلاف فرموده خداوند رفتار نکند
[۲۲] چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۹.
و سزاوار است که نفس را به ملاحظه و تدبر در عاقبت هر کاری که در آن شبانه روز می‏خواهد بکند سفارش نماید و این عمده سفارش‌ها و بالاترین آن‌هاست.



مراقبت را باید در دو بُعد انجام داد:
الف)مراقبه قبل از شروع در عمل‏: عبارت از آن است که پیش از عمل بنگرد آنچه را تصمیم به انجامش گرفته است، به خاطر خداوند است یا برای هوای نفس و پیروی از شیطان و باید در اینجا تأمل کند تا به مدد انوار حق، مطلب بر او روشن گردد. اگر عمل برای خداست آن را انجام دهد و اگر برای غیر اوست از آن دست باز دارد.
[۲۳] راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، ترجمه سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۱۹۵.
همانطور که امام صادق علیه السلام می‌فرماید: از شدیدترین کارها بر مردم یاد خدا در نزد حلال و حرام اوست که اگر طاعتی پیش آمد به آن عمل کند و اگر در معرض گناهی افتاد از آن بپرهیزد.
[۲۴] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن حسن بن علی حرّ عاملی، ج۱۵، ص۲۵۲.

ب)مراقبه به هنگام عمل‏: عبارت از بررسی چگونگی عمل است تا حقی را که خداوند در آن داراست ادا شود و باید نیت خود را برای اتمام آن نیکو کند و صورت عمل را کامل گرداند و آن را به کامل‌ترین وجهی که برای او ممکن است انجام دهد؛ زیرا در هر صورت بنده یا در حال طاعت و یا در معصیت و یا در کاری مباح است.
[۲۵] راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۲۰۱.




مراقبه معنای عامّی است و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالک تفاوت می‏‌کند. در ابتدای امر سلوک، مراقبه‏ عبارتست از آنکه از آنچه به درد دین و دنیای او نمی‏خورد اجتناب کند و از امور بیهوده و غیر ضروری دوری گزیند و سعی کند تا خلاف رضای خدا در گفتار و کردار از او صادر نگردد، ولی کم‏کم این مراقبه شدّت یافته و درجه به درجه بالا می‏رود. گاهی مراقبه عبارت است از توجّه به سکوت خود و گاهی به نفس خود و گاهی به بالاتر از آن مثل حقیقت اسماء و صفات کلّیّه الهیّه.
[۲۶] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۱۱۳-۱۱۴.

هر چه سالک رو به کمال می‌رود و طیّ منازل و مراحل می‌کند، مراقبه او دقیق‏تر و عمیق‏تر خواهد شد و در این‏حالات بسیاری از مباحات در منازل اوّلیّه بر او حرام و ممنوع می‏گردد.
[۲۷] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۳۰-۳۱.
مثلا مقربان الهی هیچ التفاتی به غیر نکنند و فقط یک همّت و اندیشه دارند.
[۲۸] علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۸.
پارسایان نیز کسانی‏اند که به یقین دانند که خدا بر ظاهر و باطن ایشان مطّلع است و لیکن در جلال و عظمت او مدهوش و مستغرق نشده‏اند و بیشتر به احوال و اعمال و مراقبت در آن‌ها التفات دارند.
[۲۹] علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۸.

از منظر اخلاق عملی، درجات مراقبه دارای چهار مرتبه است:
[۳۰] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۴.

۱. پرهیز از محرمات و انجام همه‌ی واجبات بدون کمترین سهل‌انگاری.
۲. انجام همه‌ کارها برای رضای خدا و دوری از اموری که لهو و لعب نامیده می‏شود.
۳. پیوسته ناظر خود دیدن پروردگار جهان، که در اثر آن سالک کم‏کم اذعان و اعتراف می‏نماید که خدای متعال در همه جا حاضر و ناظر و نگران همه مخلوقات است.
۴. حاضر و ناظر دیدن خداو مشاهده‌ی جمال الهی به طور اجمال.



در اینجا به اختصار آثاری برای مراقبه معرفی می‌شود:

۱۰.۱ - حفاظت الهی


امام علی علیه السلام می‌فرماید: هر کس از خود محافظت کند، خداوند هم از او محافظت می‌کند.
[۳۱] غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.


۱۰.۲ - رسیدن به معرفت نفس


یکی از امور اهم در وصول به معرفت نفس، استقامت در مراقبت کامل است که همواره انسان به یاد خدا و در حضور او باشد و ظاهر و باطن انسان در جمیع شئون زندگی او مطابق دستورالعمل مسیر تکاملی او باشد.
[۳۲] انه الحق، حسن حسن زاده آملی، ص۱۶۲.
چون سالک در امر مراقبه مواظبت نمود، حق تعالی از باب مهر و عطوفت انواری را بر او به عنوان طلایع ظاهر می‏گرداند. این مرحله ابتدای تجرد نفسی است.
[۳۳] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۳۲.


۱۰.۳ - صفای مشاهدات روحی و قلبی


هر چه مراقبت کامل‌تر باشد دریافت‌های قلبی و روحی که هدایای الهیه‌اند زلال‌تر و صاف‌ترند.
[۳۴] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۳۲.
و علاوه بر وسعت رزق معنوی، انطباق آن‌ها با واقعیّت هم بیشتر است.
[۳۵] عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون، حسن حسن زاده آملی، ص۶۴۹.
زیرا مراقبه‏، کشیک کشیدن نفس است.
[۳۶] انسان و قرآن، ص۷۲.


۱۰.۴ - مصاحبت ربوبی و رنگ الهی گرفتن


از آنجا که همنشین مؤثّر است و نفس انسانی نیز خوپذیر، بنا براین کسانی ‏که در مصاحبت با ملکوت عالم به سر می‏برند کم‏کم ملکوتی می‏شوند.
[۳۷] نامه‏ها برنامه‏ها، حسن حسن زاده آملی، ص۲۴۰.
همانطور که روایت است که خدای متعال می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.

۱۰.۵ - کشف عوالم توحیدی


دوام در حضور و مراقبت‏ موجب انصراف از ماسوی‌ الله به سوی حقیقة الحقائق می‌گردد.
[۳۹] نصوص الحکم بر فصوص الحکم، حسن حسن زاده آملی، ص۲۷۱.
در اثر مراقبه تامّ و اهتمام شدید به آن و در اثر توجّه به نفس، به تدریج چهار عالم بر سالک منکشف خواهد شد:
۱. توحید افعال: ‌یعنی ادراک می‏کند تمام افعال در جهان خارج استناد به ذات مقدس او دارد.
۲. توحید صفات: در این مرحله، سالک هر گونه علم و قدرت و حیات و... را که در موجودات خارجیّه مشاهده می‏کند مستند به خدای تعالی می‏یابد.
۳. توحید اسماء: در این مرحله، صفات را قائم به ذات ادراک می‏کند. مثلا ‏یابد عالمیّت خود را عالمیّت خدا ادراک می‏کند و قادریت و سمیعیت و بصیریت خود را همه از خدا می‏داند و بس.
۴. توحید ذات: در این مرحله، سالک ادراک می‏کند که آن ذاتی که تمام افعال و صفات و اسماء بدان مستند است، آن ذات واحد است، یک حقیقت است که تمام این‏ها قائم به اوست. در اینجا دیگر سالک توجّهی به صفت و اسم ندارد بلکه مشهودش فقط ذات است و بس. در این هنگام تجلّی ذاتی خواهد شد.
[۴۰] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۵۱-۱۵۴.

۵. حل مشکلات سلوکی.
[۴۱] انه الحق، حسن حسن زاده آملی، ص۱۶۲.

۶. نفی خواطر: نفی خواطر عبارت است از تسخیر قلب و حکومت بر آن، تا سخنی نگوید و عملی انجام ندهد و تصور و خطره‏ای بر او وارد نشود مگر به اذن و اختیار صاحب آن. و تحصیل این حال بسی صعب و دشوار است و لهذا گفته‏‌اند که نفی خواطر از اعظم مطهّرات سرّ است.
[۴۲] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۰.
[۴۳] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۴.
که به دنبال نفی خواطر، معرفت الهی و رسیدن به مقصود رخ می‌دهد
[۴۴] رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۱۵۰.
و صد البته باید زیر نظر استادی اسلام‌شناس و مربی انجام گیرد.



بزرگان اخلاق و تربیت، از مبانی اسلامی و دعاهای معصومین علیهم السلام چنین برداشت نموده‌اند که انسان اخلاق‌جو باید در لحظاتی که بر او می‌گذرد، مراقبت کند به این معنی که عبادت و توجه خاص آن زمان را به جای آورد و در این زمینه کتبی ویژه مثل «المراقبات» نوشته آیت‌الله ملکی تبریزی رحمه الله و کتاب «الاقبال بالأعمال الحسنة» وجود دارد. بخشی از این مراقبات عبارتند از:
ایام موالید، مثل روز تولد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام،
[۴۵] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۴۸.
روز بعثت پیامبر صلوات الله علیه، روز عید غدیر خم، روز دحو الارض، روز مباهله،
[۴۶] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۴۶.
اول ماه،
[۴۷] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۵.
آخر ماه و پنجشنبه آخر ماه،
[۴۸] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۶.
روز جمعه و ساعت آخر آن،
[۴۹] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۹.
مراقبت از وقت نمازها.
[۵۰] أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۶۰.



 
۱. لسان العرب، بن منظور، ج۱، ص۴۲۵.    
۲. راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۱۹۳.
۳. علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۴.
۴. رساله سیر و سلوک (تحفة الملوک)، سید محمدمهدی بحرالعلوم، ص۱۵۰.‏
۵. حشر/سوره۵۹، آیه۱۸.    
۶. تفسیرالمیزان، سید محمد حسین طباطبایی، ج‌۱۹، ص۳۷۳-۳۷۴.    
۷. نساء/سوره۴، آیه۱.    
۸. علق/سوره۹۶، آیه۱۴.    
۹. بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی، ج۶۷، ص۱۹۶.    
۱۰. الکافی، شیخ کلینی، ج۸، ص۲۵۶.    
۱۱. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.
۱۲. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.
۱۳. نهج البلاغة، سید رضی، ص۱۱.
۱۴. الکافی، شیخ کلینی، ج۸، ص۱۷۲.    
۱۵. أوصاف الأشراف، خواجه نصیر طوسی، ص۳۹.
۱۶. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۵۱.
۱۷. چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۹.
۱۸. رساله سیر و سلوک (تحفة الملوک)، سید محمدمهدی بحرالعلوم، ص۱۱۴.‏
۱۹. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۱۴.
۲۰. علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۷.
۲۱. علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۴-۱۲۵.
۲۲. چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۹.
۲۳. راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، ترجمه سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۱۹۵.
۲۴. تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، محمد بن حسن بن علی حرّ عاملی، ج۱۵، ص۲۵۲.
۲۵. راه روشن(ترجمه المحجة البیضاء)، فیض کاشانی، سید محمد صادق عارف، ج۸، ص۲۰۱.
۲۶. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۱۱۳-۱۱۴.
۲۷. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۳۰-۳۱.
۲۸. علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۸.
۲۹. علم اخلاق اسلامی (ترجمه جامع السعادات)، ملامحمدمهدی نراقی، سیدجلال الدین مجتبوی، ج۳، ص۱۲۸.
۳۰. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۴.
۳۱. غرر الحکم و درر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، ص۲۳۵.
۳۲. انه الحق، حسن حسن زاده آملی، ص۱۶۲.
۳۳. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۳۲.
۳۴. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۳۲.
۳۵. عیون مسائل النفس و سرح العیون فی شرح العیون، حسن حسن زاده آملی، ص۶۴۹.
۳۶. انسان و قرآن، ص۷۲.
۳۷. نامه‏ها برنامه‏ها، حسن حسن زاده آملی، ص۲۴۰.
۳۸. الکافی، شیخ کلینی، ج۲، ص۴۹۶.    
۳۹. نصوص الحکم بر فصوص الحکم، حسن حسن زاده آملی، ص۲۷۱.
۴۰. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۵۱-۱۵۴.
۴۱. انه الحق، حسن حسن زاده آملی، ص۱۶۲.
۴۲. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۰.
۴۳. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص۱۴۴.
۴۴. رسالة لُبّ اللباب فی سیر و سلوک أولی الألباب، سیدمحمّدحسین حسینی طهرانی، ص ۱۵۰.
۴۵. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۴۸.
۴۶. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۴۶.
۴۷. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۵.
۴۸. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۶.
۴۹. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۵۹.
۵۰. أسرار الصلاة، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، ص۱۶۰.




سایت پژوهه    



جعبه ابزار