تصوف و شیعه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تصوف در بین
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
مخصوصا
شیعه امامیه به پیروان حضرت علی (علیه السلام)در اصطلاح شیعه گفته میشود
با تصوف در
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
تفاوت داشته است؛ تصوف در میان شیعه با فراز و نشیب‌های بسیاری مواجه بوده است و مخالفان و موافقان بسیاری وجود داشته‌اند.
برخی تصوف را به این علت که غیراسلامی یا غیرشیعی است
رددر حال ویرایش رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است
کرده‌اند ولی برخی نیز تصوف را به تصوف صحیح و غیرصحیح تقسیم کرده‌اند.

فهرست مندرجات

۱ - رابطه شیعه و تصوف
       ۱.۱ - طعن و رد برخی صوفیه
       ۱.۲ - روایات رد و طعن
۲ - آثار علمای شعیه در رد صوفیه
       ۲.۱ - ابن بابویه
       ۲.۲ - شیخ مفید
       ۲.۳ - شیخ طوسی
       ۲.۴ - طبرسی
       ۲.۵ - کتاب تبصرة العوام
              ۲.۵.۱ - فرق صوفیه سنی
              ۲.۵.۲ - نقد صوفیه
۳ - دوره‌های مخالفت علما با تصوف
       ۳.۱ - قبل از قرن هفتم
       ۳.۲ - بعد از قرن هفتم
۴ - پایه‌گذاری عرفان شیعی
۵ - علمای موافق با تصوف
       ۵.۱ - علامه حلی
       ۵.۲ - شهید اول
       ۵.۳ - شهید ثانی
       ۵.۴ - سیدحیدر آملی
۶ - مخالفان جدی تصوف
       ۶.۱ - نظر محقق کرکی
       ۶.۲ - نظر فرزند محقق کرکی
       ۶.۳ - کتاب حدیقة الشیعه
              ۶.۳.۱ - منشأ عقاید صوفیه
              ۶.۳.۲ - توطئه مخالفان شیعه
              ۶.۳.۳ - نقد عقاید صوفیه
۷ - نزدیک شدن تصوف و تشیع
       ۷.۱ - نظر شیخ بهائی
       ۷.۲ - نظر نورالله شوشتری
       ۷.۳ - حوزه فلسفی اصفهان
       ۷.۴ - نظر صدرالدین شیرازی
       ۷.۵ - نظر عبدالرزاق لاهیجی
       ۷.۶ - نظر فیض کاشانی
       ۷.۷ - نظر محمدتقی مجلسی
       ۷.۸ - نظر محمدباقر مجلسی
       ۷.۹ - تأثیر حمایت علما از تصوف
۸ - آثار در نقد صوفیه
       ۸.۱ - آثار محمدطاهر قمی
       ۸.۲ - رسالة الرد علی الصوفیة
       ۸.۳ - کتاب زین‌الدین شهید
       ۸.۴ - کتاب شیخ حرعاملی
۹ - مدافعان صوفیه
۱۰ - ادامه ردیه‌نویسی بر علیه صوفیه
۱۱ - کاهش مخالفت با صوفیه
۱۲ - عوامل مخالفت فقها با صوفیه
۱۳ - اقسام فقها در مواجهه با تصوف
       ۱۳.۱ - مخالفان جدی
       ۱۳.۲ - منتقدان تصوف
۱۴ - نظرات امام خمینی درباره تصوف
۱۵ - فهرست منابع
۱۶ - پانویس
۱۷ - منبع

رابطه شیعه و تصوف




← طعن و رد برخی صوفیه


هر چند غالب صوفیان ، سلسله خود را به یکی از می‌رسانند، اما از میان مذاهب اسلامی ، (بخصوص ) بیشترین
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
را نسبت به
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
داشته‌اند.
[۱] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۱۲۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.


← روایات رد و طعن


در نیز روایاتی از علیهم‌السلام، در طعن و
رددر حال ویرایش رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است
برخی آداب و اعمال صوفیه آمده است.
[۴] عباس قمی، سفینة البحار و مدینة الحکم و الا´ثار، ج۲، ص۵۷ ـ ۵۸، چاپ سنگی نجف ۱۳۵۲ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروت (بی تا).

در مقابل، صوفیه، برخی از این را و از اخبار موضوعه دانسته‌اند.
[۵] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).


آثار علمای شعیه در رد صوفیه



در رد و طرد برخی عقاید و اعمال صوفیه، آثار بسیاری نوشته‌اند.

← ابن بابویه


(متوفی ۳۸۱) در کتاب اعتقادات
[۶] ابن بابویه، ترجمه اعتقادات ابن بابویه، ج۱، ص۱۲۱، از محمدعلی بن محمد حسنی، تهران ۱۳۶۱ ش.
در باره برخی صوفیان گفته است که اینان اصحاب اباحه و قائل به حلول و از جمله
غُلات‌اندغُلات، به جماعت غالیان یا اهل غلوّ می‌گویند
.

← شیخ مفید


شیخ مفیدابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، (۳۳۶ یا ۳۳۸-۴۱۳ ق) مشهور به شیخ مفید و ابن المعلم، متکلم و فقیه و از چهره‌های برجسته شیعه در جهان اسلام در قرن چهارم هجری قمری بود
(متوفی ۴۱۳) حلاجیه را از جمله ملاحده و زنادیق دانسته
[۷] محمد بن محمد مفید، تصحیح اعتقادات الامامیة، ج۱، ص۱۳۴، چاپ حسین درگاهی، قم ۱۳۷۱ ش.
و کتابی به نام الرد علی اصحاب الحلاج نوشته است.
[۸] احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج۲، ص۳۳۰، چاپ محمدجواد نائینی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.


← شیخ طوسی


فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
و متکلم نامور، (متوفی ۴۶۰)، نیز در کتاب الغیبة
[۹] محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ج۱، ص۲۴۶ـ۲۴۷، تهران (۱۳۹۸).
حلاج را در شمار مدعیان دروغین نیابت بر شمرده است.

← طبرسی


ابومنصور احمد بن علی طبرسی (قرن ششم) در
الاحتجاجمؤلف:ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (متوفی قرن ۶ه ق) ==معرفی کتاب== مؤلف این اثر ارزشمند، در آغاز کتاب فصلی را به بیان فضیلت گفتگو و احتجاج و اهمیّت استدلال و دفاع برهانی از دین اختصاص داده و پس از آن مجموعه ای از مناظرات و مباحثات پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- ، فاطمه زهرا - سلام الله علیها- و ائمه اطهار - علیهم السلام- را به ترتیب تاریخ گرد آورده است
[۱۰] احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۷۴، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
و
خواجه نصیرالدین طوسیمحمد بن محمد بن حسن معروف به طوسی، خواجه نصیرالدین، حکیم و متکلم قرن هفتم قمری است، خواجه نصیر نویسنده کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در علوم اخلاق، منطق، فلسفه، کلام، ریاضیات و نجوم است
(متوفی ۶۷۲) در قواعد العقائد ،
[۱۱] محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، قواعدالعقائد، ج۱، ص۲۲، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۳.
[۱۲] محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، قواعدالعقائد، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۳.
عقاید برخی صوفیان را در باره
اتحاداتّحاد به معنی یکی بودن دو چیز یا بیشتر به لحاظ جنس، مکان، زمان و مانند آن را گویند
، حلول ، اسقاط تکلیف ،
سماعسماع، به معنای شنیدن است
و
رقصرقص عبارت از مجموعه ای از حرکات موزن و هماهنگ بدنی که معمولا با موسیقی نیز همراه است
تخطئه کرده‌اند.

← کتاب تبصرة العوام


یکی از کتاب‌های قدیم شیعی در باره ادیان و مذاهب تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام است.

←← فرق صوفیه سنی


مؤلف این کتاب صوفیان را از
اهل سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
شمرده
[۱۳] مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.
و بدون ذکر مأخذ، آنان را به شش
فرقهفرقه ازحیث لغت، معنی گروه و دسته را می‌دهد و فريق، گروه جدا شده از ديگران است
تقسیم کرده است: اول، اتحادیه به رهبری
حسین بن منصور حلاجحَلّاج، حسین بن منصور، صوفی مشهور سده سوم و چهارم است
؛ دوم، عشاقیه که معتقدند جزوی از خدای تعالی در شخص حلول می‌کند؛ سوم، نوریه که
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
پروردگار به
امیدانتظار وقوع خیری مسرّت بخش را امید گویند
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
یا بیم را ناروا می‌دانند؛ چهارم،
واصلیهواصلیه، از گروهای متقدم معتزلی است که به پیروان ابوحذیفه واصل بن عطا، معروف به الغزال گفته می‌شود
که
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
و
اوامراوامر یکی از عناوین اصلی مباحث الفاظ علم اصول فقه می باشد
و نواهی شرعی را سبب تهذیب اخلاق می‌دانند و برای واصلان به حق معتقد به اسقاط تکلیف‌اند؛ پنجم، گروهی که به تحصیل
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
و استدلال عقلی وقعی نمی‌نهند و معتقدند که معرفتِ حق تنها از طریق
جهاد با نفسجهاد با نفس، اصطلاحی در اخلاق اسلامی، برگرفته از روایات دینی به معنای تلاش و کوشش در تهذیب اخلاق و نفس و هر نوع مبارزه و مخالفت با خواست‌های مذموم نفسانی است
و تلقین
شیخشيخ‏ به معناي پير و بزرگ است و در فقه در ابواب مختلف داراي احکام خاصي مي باشد
حاصل می‌شود؛ ششم، گروهی از صوفیان شکم‌باره که علم و ندارند، از
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
نمی‌پرهیزند و همواره طالب و رقص‌اند.
[۱۴] مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۱، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.


←← نقد صوفیه


مؤلف در ضمن این تقسیم بندی‌ها، با استناد به و روایات یا نقل قول‌هایی از علمای متقدم شیعه به نقد صوفیه پرداخته است.
[۱۵] مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۱، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.

شایان ذکر است که گرچه این تقسیم‌بندی در سایر کتاب‌های ملل و نحل نیامده است،
[۱۶] عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۱۳ـ ۳۱۸، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).
[۱۷] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۱۹۵، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
ولی از آن، برخی موارد اختلاف علما و با صوفیه روشن می‌شود.

دوره‌های مخالفت علما با تصوف




← قبل از قرن هفتم


به نظر می‌رسد که تا اوایل
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
دهم، فقهای شیعه ردیه‌های کمتری بر تصوف نوشته‌اند و جز کتاب تبصرة العوام مخالفت بسیار جدّی و سختی با صوفیه دیده نشده است.
[۱۸] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۹، تهران ۱۳۶۲ ش.


← بعد از قرن هفتم


حتی از قرن هفتم برخی عالمان
شیعه امامیهبه پیروان حضرت علی (علیه السلام)در اصطلاح شیعه گفته میشود
، برای پی‌ریزی عرفان شیعی کوشیدند، اما تفاهم و هم‌سویی فکری میان صوفیه و سایر
فرق شیعهفِرَق شیعه(گروه‏های شیعه) عنوانی است برای همه گروه‏هایی که به امامت و خلافت بلافصل حضرت علی (علیه السلام) معتقدند
، بخصوص
اسماعیلیهاسماعیلیه، فرقه‌ای از شیعه است که پس از امام صادق (علیه‌السّلام) در امامت حضرت موسی بن جعفر با امامیه به اختلاف افتادند و امامت ایشان را نپذیرفتند و قائل به امامت اسماعیل فرزند امام صادق (علیه‌السّلام) شدند
و
زیدیه ياران زید بن علی بن الحسین (ع) را گويند كه پس از امام زین العابدین پسرش زيد را امام دانستند
، قبل از شیعه امامیه و تقریباً از قرن سوم و چهارم شروع شده بود؛ از جمله المؤیدباللّه احمد بن حسین ، ابوالحسن هارونی (متوفی ۴۱۱) امام زیدی شمال
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
، کتابی با عنوان سیاسة المریدین در تصوف نوشت و از مشایخ صوفیه به حکما تعبیر کرد.
[۱۹] حسن انصاری قمی، «وصیت جُنَید بغدادی و یادداشتی کوتاه در باره سیاسة المریدین»، ج۱، ص۱۴۱ـ ۱۴۲، معارف، دوره ۱۷، ش ۲ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۹).
[۲۰] کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۱۲۷ـ۱۳۰، بیروت ۱۹۸۲.

در عین حال، وی در این اثر از صوفیه ملامتیه انتقاد کرده است.
[۲۱] حسن انصاری قمی، «وصیت جُنَید بغدادی و یادداشتی کوتاه در باره سیاسة المریدین»، ج۱، ص۱۴۲، معارف، دوره ۱۷، ش ۲ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۹).


پایه‌گذاری عرفان شیعی



در میان علمای شیعه امامیه اولین کوشش برای پایه‌گذاری عرفان شیعی، از سوی کمال‌الدین میثم بن علی بَحْرانی (متوفی ۶۸۹) صورت گرفته است.
او را «فیلسوف محقق» و «
حکیمحکمت رسیدن به حق با عقل و علم را گویند و حکیم نیز به شخصی که کار را بر اساس عقل و علم و در مسیر حق انجام می‌دهد، اطلاق می‌شود
مدقق» نامیده و گفته‌اند که شرح نهج البلاغة وی مشتمل بر
حکمت عملیحکمت عملی مجموعه آن بایدها و نبایدهایی است که بخشی به اخلاق، بخشی به سیاست، بخشی به تدبیر منزل برمی‌گردد و هر چه جزء شعب فرعی این اصول یادشده است
، و تصوف است
[۲۲] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۲۱۰، تهران ۱۳۵۴ ش.
[۲۳] کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۸۹ ـ۹۰، بیروت ۱۹۸۲.
و کسانی که پس از او برای نزدیک کردن تصوف و کوشیدند، به سخنان وی در این کتاب استناد کرده‌اند.
[۲۴] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۸۰، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۲۵] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۹۷ـ ۴۹۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۲۶] کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۹۱، بیروت ۱۹۸۲.


علمای موافق با تصوف




← علامه حلی


شاگرد  کمال‌الدین میثم بن علی بَحْرانی،  حسن بن یوسف بن مطهر معروف به
علامه حلّیشیخ جمال‌الدین، ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق) یکی از اعجوبه‌های روزگار است
(متوفی ۷۲۶) در کتاب نهج الحق و کشف الصدق 
[۲۷] حسن بن یوسف علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، ج۱، ص۵۷ ـ ۵۸، بیروت ۱۹۸۲.
[۲۸] حسن بن یوسف علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹، بیروت ۱۹۸۲.
به برخی عقاید و اعمال صوفیه مانند حلول، اتحاد، سقوط تکلیف، سماع و رقص تاخته و در عین حال علیه‌السلام را سرسلسله فتوت دانسته است.

← شهید اول


از فقهای قرن هشتم که تصوف را مطلقاً نفی نکرده محمد بن مکی جَزینی عاملی ( ، متوفی ۷۸۶) است.
وی در کتاب الدّروس الشرعیّة به مناسبت بحث
وقفوقف در اصطلاح فقهاء از عقود اسلامی به معنای حبس کردن مال و جاری کردن منفعت یا ثمره آن، بدون دریافت عوض است
، صوفیه‌ای را که به عبادت اشتغال دارند و
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
را وا نمی‌گذارند، تأیید کرده است.

← شهید ثانی


در باره فقیه بزرگ قرن دهم، زین‌الدین بن نورالدین علی بن احمد (
شهید ثانیاین عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد
، متوفی ۹۶۵) نیز گرایش‌های عرفانی گزارش شده است.
[۳۰] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۲۸ـ۲۲۹، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).


← سیدحیدر آملی


از نمایندگان برجسته شیعه امامیه در پیوند تصوف و تشیع، سیدحیدر آملی (احتمالاً متوفی ۷۸۷) است که در
جامع الاسرارجامع الاسرار و منبع الانوار، کتابی در عرفان به زبان عربی، تألیف سید رکن الدین حیدربن علی بن حیدر حسینی آملی ، عارف و مفسر شیعی قرن هشتم است
[۳۱] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۲۱۷، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
به یکی بودن تصوف و تشیع قائل شده است.
به نظر او تشیع به معنای استمرار
ظاهرظاهر، لفظ دارای ظهور بیشتر در یکی از معانی محتمل را می‌گویند
الاهی و تصوف استمرار
باطنباطن، به معنای درون چیزى است
آن است.
[۳۲] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۱۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.

او قاعده و اساس تصوف را
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
می‌داند و ارتباط مشایخ بزرگ تصوف با
ائمهأئمه پیشوایان معصوم -علیهم السلام- شیعیان می باشند
علیهم‌السلام را اثبات ولایت و درستی
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
صوفیه می‌داند.
[۳۳] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۲۲۲ـ۲۲۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۳۴] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۶۱۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.

وی در همین اثر بارها به سخنان
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
اشاره و از او تجلیل می‌کند اما در برخی مسائل از جمله تعیین مصداق خاتم الاولیا با او مخالف است.
[۳۵] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۳۹۶ـ۴۰۲، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۳۶] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۱۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
[۳۷] حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۳۶، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.


مخالفان جدی تصوف




← نظر محقق کرکی


از اوایل قرن دهم، پس از تأسیس حکومت شیعی صفوی و بویژه از دوره شاه طهماسب (۹۳۰ـ۹۸۴) رویارویی‌های جدّی با تصوف به وجود آمد و آثاری در نقد تصوف نوشته شد، از جمله کتاب المطاعن المجرمیة فی ردّ الصوفیة اثر نورالدین ابوالحسن علی بن حسین بن عبدالعال ، معروف به
محقق کرکیسال ۸۶۵ یا ۸۷۰ در روستای «كرك» از روستاهای جبل عامل لبنان كه خانه ساده «عز الدین حسین» متولد شد
(متوفی ۹۴۰).
[۳۸] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۲۱، ص۱۳۸ـ۱۳۹.


← نظر فرزند محقق کرکی


شیخ حسن (حسین) فرزند محقق کرکی نیز در ۹۷۲ کتابی با عنوان عمدة المقال فی کفر اهل الضلال نوشت و در آن صوفیه را
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
کرد.
[۳۹] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۵، ص۳۴۱.


← کتاب حدیقة الشیعه


اما از کتاب‌های بسیار مهم در رد صوفیه، که در همین زمان تألیف شد و بر کتاب‌های بعد تأثیر بسیار گذاشته یا جزو منابع اصلی محسوب می‌شود، کتاب حدیقة الشیعة است که بر اساس تتبعات اخیر انتساب آن به
فقیهفقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
و محقق مشهور، (متوفی ۹۹۳) تقویت شده و در عین حال، در بخش نقد تصوف آن مطالب الحاقی نیز وارد شده است.
[۴۰] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۳۳، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
[۴۱] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۶۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
[۴۲] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۳۷ ـ ۶۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.


←← منشأ عقاید صوفیه


مؤلف، اکثر صوفیه را به ظاهر یا و در باطن
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
و عقاید آن‌ها را متأثر از اندیشه‌های اهل ریاضت، پیروان آیین هندو و فلاسفه دانسته و گفته است که این عقاید ابتدا
اهل سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
و سپس برخی از اهل تشیع را فریفته است.

←← توطئه مخالفان شیعه


به نظر مؤلف این عقاید که شامل اعتقاد به حلول، اتحاد، قائل شدن به
جبریکی از بحث برانگیز ترین و جنجال خیز ترین مباحث فکری بشر بحث جبر و اختیار انسان در افعالش می باشد
، محبت ورزیدن به یهود و نصارا و پیروان سایر ادیان ، دوست داشتن همه از جمله مخالفان علیهم‌السلام و جمیع گناه‌کاران و است، منجر به از بین رفتن مبانی
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
می‌شود و از توطئه‌های مخالفان شیعه است تا مقام و امتیازات را نادیده بگیرند.
[۴۳] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۴۵، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
[۴۴] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۵۲، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.


←← نقد عقاید صوفیه


مؤلف در بررسی طرق صوفیه اعمال و عقاید برخی از آن‌ها مانند بی‌اعتنایی به شریعت، رها کردن کسب و کار، نظربازی ، ریاضت،
رقصرقص عبارت از مجموعه ای از حرکات موزن و هماهنگ بدنی که معمولا با موسیقی نیز همراه است
و
سماعسماع، به معنای شنیدن است
را تقبیح کرده
[۴۵] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۶۶، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
[۴۶] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۷۲ـ ۷۷۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
و مشایخ صوفیه مانند محیی‌الدین ابن عربی،
عبدالرزاق کاشانیکمال‌الدّین ابوالفضل عبدالرزاق بن جمال‌الدّین ابی‌الغنائم کاشانی، (قاشانی یا کاشی) عارف مشهور که علاوه بر علوم باطنی در علوم ظاهری و عقلی مانند شرعیات (فقه و حدیث و تفسیر و علوم مرتبط)، اصول فقه، کلام، معقولات (منطق و علوم طبیعی) و علوم الهی (فلسفه) تبحر زیاد داشته است
و
عزیزالدین نسفیعبدالعزیز بن محمد نَسَفی معروف به عزیزالدین نسفی از عرفای فارسی‌نویس برجسته سدهٔ هفتم هجری بود
را به دلیل
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
به
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
کافر و
زندیقزندیق کافران متظاهر به اسلام را می گویند
خوانده است.
[۴۷] احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۵۲، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.

با وجود این گفته می‌شود مقدس اردبیلی (مؤلف احتمالی این اثر) در الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید 
[۴۸] مقدس اردبیلی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۹۱، ص ۲۹ـ۳۰، احمد بن محمد مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، چاپ احمد عابدی، قم ۱۳۷۵ ش.
در پاسخ به
شبههشبهه (بر وزن شِبْه و شَبَه) به معنای مثل و نظیر است
ابن کمونه، متمسک به نظریه وحدت وجود شده است.

نزدیک شدن تصوف و تشیع



در کنار جریانی که بکلی صوفیان را طرد می‌کرد، نزدیک شدن تصوف و تشیع به یکدیگر ادامه داشت.

← نظر شیخ بهائی


برخی از علمای دین، از جمله (متوفی ۳۱/۱۰۳۰)، با وجود انتقاد از برخی جنبه‌های تصوف به دیدگاه‌های صوفیه بسیار نزدیک شدند.
[۴۹] رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، قم ۱۴۰۰.


← نظر نورالله شوشتری


قاضی نوراللّه شوشتری (متوفی ۱۰۱۹) نیز سعی داشت میان عرفا و فلاسفه ــ که آن‌ها را حکما می‌خواند ــ توافق به وجود آورد.
[۵۰] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳، تهران ۱۳۵۴ ش.

به او دو طایفه‌اند: طایفه‌ای حاملِ ظاهر دین، که به آن‌ها
مؤمنمؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
می‌گوید و طایفه‌ای حاملِ باطن دین که آن‌ها را مؤمن شیعی و صوفی می‌نامد.
[۵۱] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۵، تهران ۱۳۵۴ ش.

قاضی نوراللّه شوشتری همه صوفیه را
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
می‌دانست و معتقد بود طرفداری یا پیروی برخی عرفا از ، از روی
تقیهابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف‌ نظر و اعتقاد قلبی را تقیّه گویند
بوده است.
[۵۲] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۶، تهران ۱۳۵۴ ش.

هم‌چنین اعتقاد به حلول و اعمالی چون رقص و سماع را به برخی از صوفیه متأخر از جمله
سلسله نقشبندیهیکی از سلسله‌های مهم صوفیه ایران که اهل‌تسنن‌اند و در زمان تیموریان متنفذترین سلسله و نزد سلاطین تیموری محترم بودند، سلسله نقشبندیه است
نسبت داده است.
[۵۳] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱، ص۱۹۰ـ۱۹۱، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).


← حوزه فلسفی اصفهان


در این دوره اصحاب حوزه فلسفی اصفهان ( ، حوزه فلسفه و عرفانی) نیز که برای دست‌یابی به حقیقت، دلایل فلسفی را توأم با عبادت و ریاضت لازم می‌دانستند، به عرفان و تصوف نزدیک شده بودند.
از نمایندگان برجسته این حوزه محمدباقر استرآبادی (متوفی ۱۰۴۱) و میرابوالقاسم میرفندرسکی (متوفی ۱۰۵۰) است که گزارش زندگی‌اش نیز یادآور سلوک قدمای صوفیه است.
اما او و شاگردش ملارجب علی تبریزی (متوفی ۱۰۸۰) ظاهراً ارتباطی با صوفیه نداشتند
[۵۴] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۸، تهران ۱۳۶۲ ش.
و حتی میرفندرسکی در رساله صناعیه
[۵۵] ابوالقاسم بن میرزا بزرگ میرفندرسکی، رسالة صناعیه، ج۱، ص۷، چاپ علی اکبر شهابی، (مشهد ۱۳۱۷ ش).
قلندران را، که به بهانه
توکلتوکل در اسلام به معنی آن است که بندهٔ خدا، خدا را وکیل در امر خود قرار دهد
و ترک اسباب به کاهلی روی آورده بودند، مخل نظم
جامعهجامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
و موجب تعطیل نظام کلی عالم دانسته است.

← نظر صدرالدین شیرازی


در همین
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
(یازدهم) علمای دیگری هم بودند که گرچه از صوفیه
انتقادنقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ ها را رو کردن است
کرده‌اند، آثارشان نشان دهنده تأثیرپذیری آن‌ها از برخی جنبه‌های تصوف است، از جمله حکیم و عالم شیعی (متوفی ۱۰۵۰) مشهور به .
او در رساله کسر اصنام الجاهلیّة
[۵۶] محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیّه فی الرّد علی متصوفة زمانه، ج۱، ص۳۱ـ۳۲، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۴۰ ش.
[۵۷] محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیّه فی الرّد علی متصوفة زمانه، ج۱، ص۱۰۳ـ۱۰۴، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۴۰ ش.
به صوفیان زمان خود
اعتراضاظهار نارضایتی و مخالفت کردن را اعتراض گویند
کرده و آن‌ها را بطّالینی خوانده که در مجالس ذکر به
پرخوریپرخورى، افراط در خوردن و آشامیدن است که از آن به مناسبت در باب اطعمه و اشربه سخن رفته است
و رقص و سماع می‌پردازند.
با این حال کتاب‌های او سرشار از اقوال قدمای صوفیه است و از
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
، مراتب وجود و دیگر عقاید ابن عربی و پیروانش
دفاعدفاع به معنای دفع کردن مهاجم است
کرده است (
تفسیر ملاصدراتفسیر ملاصدرا، مجموعه‌ای از تفاسیر برخی سوره‌های قرآن از ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰) می‌باشد
).

← نظر عبدالرزاق لاهیجی


عبدالرزاق لاهیجیملاعبدالرزاق علی بن حسین لاهیجی متخلص به فیاض (م۱۰۷۲ق) یکی از برجسته ترین متکلمان مسلمان و شیعه است
(متوفی ۱۰۷۲) شاگرد و داماد ملاصدرا نیز در شوارق الالهام
[۵۸] عبدالرزاق بن علی لاهیجی، شوارق الالهام فی شرح تجریدالکلام، ج۱، ص۳۰، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۶.
رسیدن به برخی حقایق را منوط به
مکاشفه‌ کشف به معنای اطلاع بر ماورای‌ ‌حجاب می‌باشد و اگر‌ ‌معنای غیبی یعنی اسماء و صفات حق، و امور حقیقی یعنی عالم جبروت و ملکوت، ‌به قلب سالک طلوع کند و این نورانیت، سالک را به مقام حق الیقین، وجوداً، و عین‌ ‌الیقین، شهوداً، برساند، حالت مکاشفه پدید آمده است
، و مباحث عقلی را در وصول به آن‌ها ناتوان می‌داند.
به نوشته وی در کتاب گوهر مراد،
[۵۹] عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، ج۱، ص۳۸، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
حقیقت تصوف سلوک باطن است و سلوک باطن مستلزم سلوک ظاهر است، پس صوفی نخست باید حکیم یا متکلم باشد و ادعای تصوف، پیش از تسلط در
حکمتحکمت مصلحت یا مفسده موجود در فعل است
و کلام و سایر عوام‌فریبی است.
او در خاتمه این کتاب
[۶۰] عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، ج۱، ص۶۸۷ـ ۶۸۸، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
عمل کسانی را که به سبب سلوک باطن، خود را با عناوینی می‌خوانند که در شریعت وارد نیست نامقبول می‌شمرد.
ظاهراً عبدالرزاق لاهیجی با رسوم مربوط به مراد و مریدی و خرقه‌پوشی موافق نبوده است، و البته این به معنای نفی و
رددر حال ویرایش رَدّ در معانی بازگرداندن، برگرداندن، نپذیرفتن، باطل کردن، پاسخ دادن، دادن ارثِ مازاد بر سهام مفروض به فرض بران به کار رفته است
تصوف‌ به‌طور کلی از سوی لاهیجی نیست.
[۶۱] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۴، تهران ۱۳۶۲ ش.


← نظر فیض کاشانی


شاگرد و داماد دیگر ملاصدرا، محمد بن مرتضی بن محمود کاشانی (متوفی ۱۰۹۱)، مشهور به
فیضمحمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ ق
نیز در آثارش از صوفیانی که
خرقهخرقه، لباس پیراهن‌مانند و جلوبسته‌ای که سالکان به نشانه ورود به طریقت از دست پیر می‌پوشیده‌اند و آداب و ادبیات خاص خود را داشته است
می‌پوشند و اذکاری اختراع و صدا را به ذکر بلند می‌کنند شطح و طامات می‌گویند، علم و
معرفتمعرفت و عرفان، ادراک شیء است به‌ اندیشه و تدبیر در اثر آن چیز، که اخصّ از علم می‌باشد؛ زیرا علم مطلق ادراک است و به تفکّر در خود شیء نیز حاصل می‌شود
ندارند، در دین را لازم نمی‌دانند و اعمالی خارج از سنّت وضع می‌کنند، انتقاد کرده
[۶۲] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ج۱، ص۳۰ـ۳۱، چاپ محسن عقیل، (قم) ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۶۳] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ج۱، ص۱۳۶ـ۱۳۹، چاپ محسن عقیل، (قم) ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
[۶۴] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۱۰۴ـ۱۰۷، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
[۶۵] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، رسائل، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۶، رساله ۳: بشارة الشیعة، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۱.
و از سوی دیگر به متشرعان توصیه می‌کند تا به گروهی که بر جاده سلوک شرعی حرکت می‌کنند، طعن و لعن نکنند مگر آن‌که از آن‌ها
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
صریح یا
بدعتیبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
واضح صادر شود، به‌علاوه تا جایی که بتوان آن عمل یا گفتار را
تأویلبرگرداندن لفظ از معنای ظاهری‌اش را تأویل گویند
و تصحیح کرد نباید آنان را
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
نمود
[۶۶] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۹۹ـ ۱۰۸، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
او خود رساله‌ای به نام زاد السالک
[۶۷] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۷۹ـ۹۱، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
در نوشته و در ضمن رساله‌ای نیز به نام مشواق
[۶۸] محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۷۳، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
در توضیح الفاظی که
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
در اشعار عرفانی به کار می‌برند، تألیف نموده است.
فیض کاشانی با آن‌که به صوفیه زمان خود تاخته، اما تأثیرپذیری او از میراث ادبی و اخلاقی قدمای صوفیه از مجموع آثارش مشهود است.
ازین‌رو، مخالفان تصوف او را مورد طعن و قرار دادند
[۶۹] یوسف بن احمد بحرانی، للة البحرین، ج۱، ص۱۲۱، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بی تا).
و شاگرد وی (۱۱۱۲) در مقام دفاع از استاد بر آمد و انتساب وی را به صوفیه با نقل عباراتی از کلمات طریفه وی
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
کرد.
[۷۰] خوانساری، ج۶، ص۹۶ـ۹۹.


← نظر محمدتقی مجلسی


محمدتقی مجلسی (متوفی ۱۰۷۰) از دیگر علمای قرن یازدهم است، که گفته شده تحت تأثیر تصوف بود و ازاین‌رو برخی از او انتقاد کرده‌اند.
در این باره نوشته‌اند که وی در اوایل جوانی با صوفیه ارتباط داشت و حتی به
چله‌نشینیچله/ چله‌نشینی، اصطلاحی عرفانی و معادل اربعین یا اربعینیه ، به معنای خلوت‌نشینی سالک به مدت چهل روز یا در چند دوره چهل روزه است
و
خلوتخلوت‏ در سه معنا استعمال شده است
و
ذکر‌ذکر، در لغت به معنای یادکردن، گفتن، بیان کردن، یادآوری، به زبان جاری کردن در مقابل صمت و در اصطلاح ياد كردن زبانى و قلبى خداوند است
علاقه نشان می‌داد.
[۷۱] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
[۷۲] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۸۴، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
[۷۳] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۹ـ۲۶۰، تهران ۱۳۶۲ ش.

در عین حال، در آثار او مطالبی در نقد و رد برخی عقاید و رفتارهای صوفیه وجود دارد.
[۷۴] محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه، ج۳، ص۴۳ـ ۴۴، ج ۳، قم ۱۳۷۴ ش.


← نظر محمدباقر مجلسی


پسر محمدتقی مجلسی، ملا (متوفی ۱۱۱۰)، نیز که گرایش‌ها و سلوک عرفانی او را تصدیق کرده، در رساله سیر و سلوک ــ باب دوم رساله اعتقادات ــ،
[۷۵] محمدباقر مجلسی، رساله سیر و سلوک، ج۱، ص۱۶۴، ترجمه ابوالقاسم یزدی، چاپ غلامحسین حجتی نیا، در کیهان اندیشه، ش ۵۸ (بهمن و اسفند ۱۳۷۳).
گفته است که برخی مراودات پدرش با صوفیان برای جلب ایشان به حق بوده است.
به نظر می‌رسد ملا محمدباقر مجلسی نیز‌ به‌طور کلی با تصوف مخالف نبود و میان کسانی مانند ابن طاووس حلّی و و
شهید ثانیاین عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد
و شیخ صفی‌الدین اردبیلی که گفته شده است به تصوف شهرت دارند و پس از تحصیل علوم دینی به طریق ریاضت و عبادت پرداخته و متابعت شریعت کرده و بدعتی مرتکب نشده‌اند با صوفیه‌ای که بدعت در دین آورده و با ائمه به معارضه پرداخته‌اند، فرق نهاده و گروه اول را از زمره عباد و زهاد و بر طریقه حق دانسته است.
[۷۶] محمدباقر مجلسی، عین الحیات، ج۱، ص۴۱۲، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۶ ش.
[۷۷] حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۳۷ـ ۲۳۸، تهران ۱۳۷۵ ش.


← تأثیر حمایت علما از تصوف


بدین ترتیب علما و حکمای شیعه با وجود برخی انتقادات از صوفیه عصر خود ــ که از دو منظر آموزه‌های صوفیانه و آداب و آیین‌های متصوفه صورت می‌گرفت ــ تا حدی مروج تعالیم معنوی صوفیه نیز بودند.
ازین‌رو، بخصوص از اواخر دوره صفویه که فشار بر صوفیه شدت گرفت، این گروه از حکما نیز در ردیه‌ها به اتهام تصوف یا به کار بردن کلماتی مانند
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
، طریقت حقیقت و
مکاشفه‌ کشف به معنای اطلاع بر ماورای‌ ‌حجاب می‌باشد و اگر‌ ‌معنای غیبی یعنی اسماء و صفات حق، و امور حقیقی یعنی عالم جبروت و ملکوت، ‌به قلب سالک طلوع کند و این نورانیت، سالک را به مقام حق الیقین، وجوداً، و عین‌ ‌الیقین، شهوداً، برساند، حالت مکاشفه پدید آمده است
بشدت مورد طعن و نقد واقع شدند (ادامه مقاله).

آثار در نقد صوفیه



از جمله ردیه‌هایی که بر صوفیه نوشته شد می‌توان به کتاب کفایة المهتدی فی معرفة المهدی از محمد بن محمد موسوی معروف به میرلوحی سبزواری (قرن یازدهم) و نیز کتاب تحفة الاخیار فی شرح مونس الابرار و الفوائد الدینیة فی الرد علی الحکماء و الصوفیة، هر دو از ملا محمدطاهر قمی (متوفی ۱۰۹۸) اشاره کرد.
[۷۸] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۴۱۷.
[۷۹] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۰، ص۲۰۶ـ۲۰۷.
[۸۰] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۶، ص۳۳۵ـ۳۳۶.
[۸۱] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۸، ص۱۰۱.


← آثار محمدطاهر قمی


ملا محمدطاهر قمی نیز به پیروی از تبصرة العوام و حدیقة الشیعة ، تصوف را برساخته اهل سنّت می‌داند.
به عقیده او ریاضت، اعتقاد به
جبریکی از بحث برانگیز ترین و جنجال خیز ترین مباحث فکری بشر بحث جبر و اختیار انسان در افعالش می باشد
و سماع و بسیاری از اقوال ابن عربی در فتوحات و سروده‌های مولوی در مثنوی مغایر با عقاید شیعه است و هیچ‌کدام از صوفیان از مناطق و شهرهای مهم شیعه (
جبل عاملجبل عامل، منطقه ای در جنوب لبنان بوده و بر سرزمینهای ساحلی و کوهستانیِ جنوب لبنان، مشتمل است
،
حلّهحُلَّه (به ضم ‌حاء و فتح و تشدید لام)، به دو جامه از جامه‌های یمن گفته می‌شود
، سبزوار ، و استرآباد ) برنخواسته‌اند و در این شهرها هرگز
خانقاهمحل تجمع و نیایش صوفیان خانقاه گفته می شود که از برخى احکام آن در پاسخ به استفتائات سخن رفته است
نبوده است.
[۸۲] محمدطاهر بن محمدحسین قمی، رساله رد صوفیه، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۳، چاپ حسن اسلامی، در میراث اسلامی ایران، دفتر چهارم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۶ ش.


← رسالة الرد علی الصوفیة


از دیگر ردیه‌ها بر صوفیه رسالة الرد علی الصوفیة تألیف ملامطهر بن محمد مقدادی (قرن یازدهم) است.
وی در این رساله فتاوی برخی علمای شیعه از جمله
محقق سبزواریمحقق سبزواری در سال (۱۰۱۷ هـ
(متوفی ۱۰۹۰) شیخ علی نقی کمره‌ای (متوفی ۱۰۳۰)، میر سیداحمد علوی و میرزا رفیع‌الدین نائینی (متوفی ۱۰۸۱) را علیه صوفیه آورده است.
[۸۳] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۰، ص۲۰۹ـ ۲۱۰.
[۸۴] محمد بن محمد میرلوحی سبزواری، سلوة الشیعة وقوه الشریعة، ج۱، ص۳۵۶ـ۳۵۹، چاپ احمد عابدی، در میراث اسلامی ایران، دفتر دوم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ ش.


← کتاب زین‌الدین شهید


علی بن محمد بن حسن بن زین‌الدین شهید (متوفی ۱۱۰۴) نیز السهام المارقة من اغراض الزنادقة نوشت. 
[۸۵] آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۲، ص۲۶۰ـ۲۶۱.


← کتاب شیخ حرعاملی


(متوفی ۱۱۰۴) الاثنا عشریة فی الرد علی الصوفیة را در این زمینه نوشت.
در این کتاب صوفیه را به جهت اعتقاد به
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
و اسقاط تکالیف، عدم توجه به معاش و پرداختن به رقص و سماع انکار کرد.
[۸۶] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۵۷ ـ۸۰، قم ۱۴۰۰.
[۸۷] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۸۸، قم ۱۴۰۰.
[۸۸] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۹۷، قم ۱۴۰۰.
[۸۹] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۱۷ـ ۱۱۸، قم ۱۴۰۰.
[۹۰] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳، قم ۱۴۰۰.
[۹۱] محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۴۷، قم ۱۴۰۰.


مدافعان صوفیه



البته در دفاع از صوفیه در قرن نیز رساله‌هایی نوشته شد مثلاً محمدکریم شریف قمی در ۱۰۹۸ کتابی به نام تحفة العشاق و حکیم محمد مؤمن نیز رساله‌ای به نام تبصرة المؤمنین هر دو در رد تحفة الاخیار نوشتند.
[۹۲] محمدطاهر بن محمدحسین قمی، مونس الابرار: در رد صوفیان، ج۱، ص۴۲۵، چاپ محمدرضا ارجمند، در میراث اسلامی ایران، دفتر هفتم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانة آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۷ ش.


ادامه ردیه‌نویسی بر علیه صوفیه



ردیه‌‌نویسی بر صوفیه در قرن دوازدهم و سیزدهم ادامه یافت و در برخی موارد شدت عمل‌هایی نسبت به صوفیان صورت گرفت، از جمله
آقامحمدعلی بهبهانیآقامحمدعلی بهبهانی، معروف به کرمانشاهی، فقیه، اصولی و رجالی متنفّذ شیعه در قرن دوازدهم و سیزدهم بود
 (معروف به کرمانشاهی ، متوفی ۱۲۱۶) که کتاب خیراتیه را در رد صوفیه نوشت و خود موجب
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
جمعی از صوفیان و قتل معصوم علیشاه در ۱۲۱۲ شد.
[۹۳] محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۱۸۴ـ ۱۸۵، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
[۹۴] آقامحمدعلی کرمانشاهی، خیراتیـّه در ابطلال طریقه صوفیّه، ج۱، ص۱۴، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۲.

از ردیه‌های دیگر در همین قرن، می‌توان از فضایح الصوفیه (قم ۱۴۱۳) اثر محمدجعفر بهبهانی (متوفی ۱۲۵۹)، فرزند آقامحمدعلی بهبهانی، نام برد.

کاهش مخالفت با صوفیه



با وجود این در قرن دوازدهم و سیزدهم برخی از علما، مانند ملاهادی سبزواری (متوفی ۱۲۸۹) و (متوفی ۱۲۰۹) و (متوفی ۱۲۴۴)، به برخی مبانی عرفان و شماری از قدمای صوفیه ــ که به
زهدزهد، یکی از بارزترین محسنات اخلاقی است و هرکس این صفت را دارا باشد زاهد می‌گویند
و
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
مشهور بودند ــ گرایش داشتند و تقریباً از اوایل
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
چهاردهم نیز از شدت مخالفت‌ها کاسته شد،
[۹۵] عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۳۲۷ـ ۳۳۹، تهران ۱۳۶۲ ش.
هر چند در همین قرن نیز تعدادی ردیه تألیف گردید، که از آن جمله است: البِدعة والتحرَّف ، اثر حاج شیخ جواد خراسانی و کشف الاشتباه در کجروی اصحاب خانقاه در ۱۳۳۶ ش از ذبیح‌اللّه بن محمدعلی محلاتی (متوفی ۱۴۱۰)
[۹۶] خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج ۳، ستون ۸۵، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
[۹۷] خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج ۳، ستون ۸۷، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
و
عارفعارف درباره شیعه دوازده امامی به‌کار رفته است
و صوفی چه می‌گویند؟ از میرزاجواد تهرانی (تهران ۱۳۶۳ ش).
برخی از متشرعان و عالمان هم‌چنان در مخالفت با صوفیان کتاب می‌نویسند.

عوامل مخالفت فقها با صوفیه



اجمالاً با بررسی این کتاب‌ها می‌توان عوامل اعتراض را نسبت به صوفیه و اختلاف میان آنان را از گذشته تاکنون، در پنج موضوع اصلی خلاصه کرد:
۱) عدم پای‌بندی برخی از اهل تصوف به آداب دینی و ؛ ۲) ابداع آیین‌های عبادی یا رفتارهای اجتماعی و اخلاقی که به زعم فقها یا مخالفت با
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
است یا حداقل در منابع دینی از آن‌ها خبری نیست، مانند حلقه‌های ذکر که آدابی خاص دارد؛ ۳) برخی آرا و عقاید اهل عرفان که به نظر فقها و علمای دین ناسازگار با تعالیم دینی است، مانند
وحدت وجوداندیشه وحدت وجود، از‌ اندیشه‌های اساسی عرفان نظری اسلامی بوده و ابن عربی و مولانا از قلل رفیع آن هستند
که به حلول و
اتحاداتّحاد به معنی یکی بودن دو چیز یا بیشتر به لحاظ جنس، مکان، زمان و مانند آن را گویند
می‌انجامد یا
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
را منتفی می‌کند و هم‌چنین شطح و طامات؛ ۴) باورداشتن به جنبه‌های باطنی در دین که در مواردی منجر به
تفسیر به رأیتفسیر با محوریت آراء و نگرش‌های غیر معتبر را تفسیر به رأی گویند
می‌شود
[۹۸] حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۱۸، تهران ۱۳۷۵ ش.
[۹۹] حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۲۴ـ ۲۳۷، تهران ۱۳۷۵ ش.
۵) آرایی که سازگار با مبانی شیعه نیست مانند ادعای
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
و
کرامتکرامت به معنی امر خارق العاده ای است که از اولیاء خدا صادر می شود و جمع آن کرامات است
برای مشایخ صوفی.
چنین اشکالاتی سبب شده تا برخی فقها از ابتدای شکل‌گیری تصوف در خصوص ریشه‌های غیراسلامی یا غیرشیعی تصوف بحث‌هایی مطرح کنند.

اقسام فقها در مواجهه با تصوف




← مخالفان جدی


برخی از فقها اصول و مبانی تصوف را مأخوذ از فلسفه یونان، آیین هندو و
رهبانیتبه شیوه زندگی راهبان مسیحی که لذت های دنیوی مانند ازدواج کردن و
مسیحیتآیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است
و گروهی نیز آن را سرپوشی بر
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
و
الحادعدول از آیین حق و همچنین ارتکاب گناه در مسجد الحرام را اِلحاد می‌گویند و الحاد به مفهوم دوم به مناسبت در باب صلات و حج آمده است
دانسته‌اند.
[۱۰۰] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۵، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
[۱۰۱] محمدجواد بن محسن محولاتی خراسانی، البدعة و التحرف، ج۱، ص۱۹ـ۲۰، یا، آئین تصوف، (تهران، بی تا).
[۱۰۲] جواد تهرانی، عارف و صوفی چه میگویند؟، ج۱، ص۱۱ـ۳۳، تهران ۱۳۶۳ ش.


← منتقدان تصوف


گروهی از علما نیز که تحت تأثیر
ابن عربیبدون تردید، ابن عربی، یکی از بزرگ ترین عارفان تاریخ است
و شارحان او هستند، میان صوفیه‌ای که ملتزم به رعایت ظاهر و باطن شرع‌اند با آن‌هایی که آداب و تعالیم غیرشرعی دارند، فرق می‌نهند.
آنها از متقدمان صوفیه به نیکی یاد می‌کنند ولی با آداب خانقاه نشینی و سلسله‌های صوفیانه میانه‌ای ندارند و حتی به دلیل اعتراض به برخی آداب و اعمال سلسله‌ها از به کار بردن کلمه تصوف پرهیز و از عقاید و آرای متقدمان تعبیر به
عرفانشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
می‌کنند.
[۱۰۳] نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۵، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
[۱۰۴] محمدباقر مجلسی، عین الحیات، ج۱، ص۴۱۲، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۶ ش.
[۱۰۵] محمدباقر مجلسی، اجوبه، ج۱، ص۲۹ـ ۳۱، در محمدتقی بن مقصود علی مجلسی، رساله تشویق السالکین، (تهران) ۱۳۷۵ ش.


نظرات امام خمینی درباره تصوف



به طور کلی تقریباً تمامی و که در آثارشان گرایش‌های عرفانی وجود دارد، از گروهی هستند که تصوف صحیح را می‌پذیرند.
مثلاً در آثار
امام خمینی{{{مشخصات اولیهعنوان اول : مقدار اول[[پرونده:Portrait_of_Ruhollah_Khomeini
(متوفی ۱۳۶۸ ش) سخنانی در تجلیل از «شیوایی گفتار ارباب تصوف» و استفاده از حقایقی که « اهل کشف و ریاضت » گفته‌اند، وجود دارد.
[۱۰۶] روح اللّه خمینی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، ج۱، ص۱۶، (تهران) ۱۳۷۳ ش.
[۱۰۷] روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۱۱، تهران ۱۳۷۹ ش.

ایشان هم‌چنین در برخی آثار خود احادیث معصومین را در خصوص
تهذیب نفسانسان سه ساحت وجودی دارد
با احوال و مقامات عرفانی تطبیق داده است
[۱۰۸] روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۳۸ـ۳۹، سرّالصلوة (معراج السالکین و صلوة العارفین)، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
[۱۰۹] روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۵۳ ـ۵۵، تهران ۱۳۷۹ ش.
[۱۱۰] روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۶۵ـ۶۶، تهران ۱۳۷۹ ش.
و عالمانی چون
سید بن طاووسرضی‌الدین ابو‌القاسم‌ سید‌ علی بن موسی بن طاووس (۵۸۹-۶۶۴ ه
و و محمدتقی مجلسی را در شمار عرفا دانسته است.
[۱۱۱] روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، سرّالصلوة (معراج السالکین و صلوة العارفین)، ، ص ۴۰، (تهران) ۱۳۷۵ ش.

در عین حال، خمینی از
صوفیهصوفیه که از آنان به «اهل طریقت» یاد می‌کنند، گروهی‌اند که از اواخر قرن دوم هجری در جامعه اسلامی پدید آمدند
، از آن جهت که فقط به امور باطنی دین توجه دارند و به جهات سیاسی و اجتماعی آن بی‌توجه‌اند،
انتقادنقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ ها را رو کردن است
کرده است.
[۱۱۲] روح اللّه خمینی، صحیفه نور، ج۲، ص۲۲۴، تهران ۱۳۶۱ ش.


فهرست منابع



(۱) آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة.
(۲) آقامحمدعلی کرمانشاهی، خیراتیـّه در ابطلال طریقه صوفیّه، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۲.
(۳) حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
(۴) ابن بابویه، ترجمه اعتقادات ابن بابویه، از محمدعلی بن محمد حسنی، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۵) حسن انصاری قمی، «وصیت جُنَید بغدادی و یادداشتی کوتاه در باره سیاسة المریدین»، معارف، دوره ۱۷، ش ۲ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۹).
(۶) یوسف بن احمد بحرانی، للة البحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بی تا).
(۷) عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).
(۸) جواد تهرانی، عارف و صوفی چه میگویند؟، تهران ۱۳۶۳ ش.
(۹) محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، قم ۱۴۰۰.
(۱۰) روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، سرّالصلوة (معراج السالکین و صلوة العارفین)، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
(۱۱) روح اللّه خمینی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، (تهران) ۱۳۷۳ ش.
(۱۲) روح اللّه خمینی، صحیفه نور، تهران ۱۳۶۱ ش.
(۱۳) روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، تهران ۱۳۷۹ ش.
(۱۴) خوانساری.
(۱۵) عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۱۶) نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
(۱۷) نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس الممنین، تهران ۱۳۵۴ ش.
(۱۸) محمد بن مکی شهیداول، الدّروس الشرعیّة فی فقه الامامیّة، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
(۱۹) کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، بیروت ۱۹۸۲.
(۲۰) محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیّه فی الرّد علی متصوفة زمانه، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۴۰ ش.
(۲۱) حسن طارمی، علامه مجلسی، تهران ۱۳۷۵ ش.
(۲۲) احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۲۳) محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، تهران (۱۳۹۸).
(۲۴) حسن بن یوسف علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، بیروت ۱۹۸۲.
(۲۵) مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.
(۲۶) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، چاپ محسن عقیل، (قم) ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۲۷) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
(۲۸) محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، رسائل، رساله ۳: بشارة الشیعة، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۱.
(۲۹) عباس قمی، سفینة البحار و مدینة الحکم و الا´ثار، چاپ سنگی نجف ۱۳۵۲ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروت (بی تا).
(۳۰) محمدطاهر بن محمدحسین قمی، رساله رد صوفیه، چاپ حسن اسلامی، در میراث اسلامی ایران، دفتر چهارم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۶ ش.
(۳۱) محمدطاهر بن محمدحسین قمی، مونس الابرار: در رد صوفیان، چاپ محمدرضا ارجمند، در میراث اسلامی ایران، دفتر هفتم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانة آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۷ ش.
(۳۲) کلینی، اصول کافی.
(۳۳) عبدالرزاق بن علی لاهیجی، شوارق الالهام فی شرح تجریدالکلام، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۶.
(۳۴) عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۳۵) محمدباقر مجلسی، اجوبه، در محمدتقی بن مقصود علی مجلسی، رساله تشویق السالکین، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
(۳۶) محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۳۷) محمدباقر مجلسی، رساله سیر و سلوک، ترجمه ابوالقاسم یزدی، چاپ غلامحسین حجتی نیا، در کیهان اندیشه، ش ۵۸ (بهمن و اسفند ۱۳۷۳).
(۳۸) محمدباقر مجلسی، عین الحیات، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۶ ش.
(۳۹) محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه، ج ۳، قم ۱۳۷۴ ش.
(۴۰) محمدجواد بن محسن محولاتی خراسانی، البدعة و التحرف، یا، آئین تصوف، (تهران، بی تا).
(۴۱) خانبابا مشار، ملّفین کتب چاپی فارسی و عربی، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
(۴۲) محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
(۴۳) محمد بن محمد مفید، تصحیح اعتقادات الامامیة، چاپ حسین درگاهی، قم ۱۳۷۱ ش.
(۴۴) احمد بن محمد مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، چاپ احمد عابدی، قم ۱۳۷۵ ش.
(۴۵) احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
(۴۶) ابوالقاسم بن میرزا بزرگ میرفندرسکی، رسالة صناعیه، چاپ علی اکبر شهابی، (مشهد ۱۳۱۷ ش).
(۴۷) محمد بن محمد میرلوحی سبزواری، سلوة الشیعة وقوه الشریعة، چاپ احمد عابدی، در میراث اسلامی ایران، دفتر دوم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ ش.
(۴۸) احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، چاپ محمدجواد نائینی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
(۴۹) محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، قواعدالعقائد، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۳.

پانویس


 
۱. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۱۲۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۲. کلینی،اصول کافی، ج۶، ص۴۴۹۴۵۰.    
۳. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۳۱۸، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.    
۴. عباس قمی، سفینة البحار و مدینة الحکم و الا´ثار، ج۲، ص۵۷ ـ ۵۸، چاپ سنگی نجف ۱۳۵۲ـ۱۳۵۵، چاپ افست بیروت (بی تا).
۵. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۶. ابن بابویه، ترجمه اعتقادات ابن بابویه، ج۱، ص۱۲۱، از محمدعلی بن محمد حسنی، تهران ۱۳۶۱ ش.
۷. محمد بن محمد مفید، تصحیح اعتقادات الامامیة، ج۱، ص۱۳۴، چاپ حسین درگاهی، قم ۱۳۷۱ ش.
۸. احمد بن علی نجاشی، رجال النجاشی، ج۲، ص۳۳۰، چاپ محمدجواد نائینی، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸.
۹. محمد بن حسن طوسی، کتاب الغیبة، ج۱، ص۲۴۶ـ۲۴۷، تهران (۱۳۹۸).
۱۰. احمد بن علی طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۴۷۴، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۱. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، قواعدالعقائد، ج۱، ص۲۲، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۳.
۱۲. محمد بن محمد نصیرالدین طوسی، قواعدالعقائد، ج۱، ص۳۵ـ۳۶، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۳.
۱۳. مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۴. مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۱، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۵. مرتضی بن داعی علم الهدی، تبصرة العوام فی معرفة مقالات الانام، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۱، چاپ عباس اقبال، تهران ۱۳۶۴ ش.
۱۶. عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ج۱، ص۳۱۳ـ ۳۱۸، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره: مکتبة محمدعلی صبیح و اولاده، (بی تا).
۱۷. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۱۹۵، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۱۸. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۹، تهران ۱۳۶۲ ش.
۱۹. حسن انصاری قمی، «وصیت جُنَید بغدادی و یادداشتی کوتاه در باره سیاسة المریدین»، ج۱، ص۱۴۱ـ ۱۴۲، معارف، دوره ۱۷، ش ۲ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۹).
۲۰. کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۱۲۷ـ۱۳۰، بیروت ۱۹۸۲.
۲۱. حسن انصاری قمی، «وصیت جُنَید بغدادی و یادداشتی کوتاه در باره سیاسة المریدین»، ج۱، ص۱۴۲، معارف، دوره ۱۷، ش ۲ (مرداد ـ آبان ۱۳۷۹).
۲۲. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۲۱۰، تهران ۱۳۵۴ ش.
۲۳. کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۸۹ ـ۹۰، بیروت ۱۹۸۲.
۲۴. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۸۰، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۲۵. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۹۷ـ ۴۹۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۲۶. کامل مصطفی شیبی، الصلة بین التصوف و التشیع، ج۲، ص۹۱، بیروت ۱۹۸۲.
۲۷. حسن بن یوسف علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، ج۱، ص۵۷ ـ ۵۸، بیروت ۱۹۸۲.
۲۸. حسن بن یوسف علامه حلّی، نهج الحق و کشف الصدق، ج۱، ص۲۳۸ـ۲۳۹، بیروت ۱۹۸۲.
۲۹. محمد بن مکی شهیداول، الدّروس الشرعیّة فی فقه الامامیّة، ج۲، ص۲۷۵ ۲۷۶، قم ۱۴۱۲۱۴۱۴.    
۳۰. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۲۸ـ۲۲۹، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۳۱. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۲۱۷، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۲. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۱۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۳. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۲۲۲ـ۲۲۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۴. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۶۱۵، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۵. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۳۹۶ـ۴۰۲، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۶. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۱۸، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۷. حیدر بن علی آملی، جامع الاسرار و منبع الانوار، ج۱، ص۴۳۶، چاپ هانری کور بن و عثمان اسماعیل یحیی، تهران ۱۳۶۸ ش.
۳۸. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۲۱، ص۱۳۸ـ۱۳۹.
۳۹. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۵، ص۳۴۱.
۴۰. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۳۳، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۱. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۶۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۲. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۱، ص۳۷ ـ ۶۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۳. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۴۵، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۴. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۵۲، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۵. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۶۶، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۶. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۷۲ـ ۷۷۴، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۷. احمد بن محمد مقدس اردبیلی، حدیقة الشیعة، ج۲، ص۷۵۲، چاپ صادق حسن زاده، قم ۱۳۷۸ ش.
۴۸. مقدس اردبیلی، ۱۳۷۵، ج۱، ص۹۱، ص ۲۹ـ۳۰، احمد بن محمد مقدس اردبیلی، الحاشیة علی الهیات الشرح الجدید للتجرید، چاپ احمد عابدی، قم ۱۳۷۵ ش.
۴۹. رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، قم ۱۴۰۰.
۵۰. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۳، تهران ۱۳۵۴ ش.
۵۱. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۵، تهران ۱۳۵۴ ش.
۵۲. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، مجالس المؤمنین، ج۲، ص۶، تهران ۱۳۵۴ ش.
۵۳. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱، ص۱۹۰ـ۱۹۱، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
۵۴. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۸، تهران ۱۳۶۲ ش.
۵۵. ابوالقاسم بن میرزا بزرگ میرفندرسکی، رسالة صناعیه، ج۱، ص۷، چاپ علی اکبر شهابی، (مشهد ۱۳۱۷ ش).
۵۶. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیّه فی الرّد علی متصوفة زمانه، ج۱، ص۳۱ـ۳۲، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۴۰ ش.
۵۷. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی، کسر اصنام الجاهلیّه فی الرّد علی متصوفة زمانه، ج۱، ص۱۰۳ـ۱۰۴، چاپ محمدتقی دانش پژوه، تهران ۱۳۴۰ ش.
۵۸. عبدالرزاق بن علی لاهیجی، شوارق الالهام فی شرح تجریدالکلام، ج۱، ص۳۰، چاپ سنگی تهران ۱۳۰۶.
۵۹. عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، ج۱، ص۳۸، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
۶۰. عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، ج۱، ص۶۸۷ـ ۶۸۸، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
۶۱. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۲ـ۲۵۴، تهران ۱۳۶۲ ش.
۶۲. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ج۱، ص۳۰ـ۳۱، چاپ محسن عقیل، (قم) ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۶۳. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، الحقایق فی محاسن الاخلاق، ج۱، ص۱۳۶ـ۱۳۹، چاپ محسن عقیل، (قم) ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
۶۴. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۱۰۴ـ۱۰۷، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
۶۵. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، رسائل، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۴۶، رساله ۳: بشارة الشیعة، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۱.
۶۶. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۹۹ـ ۱۰۸، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
۶۷. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۷۹ـ۹۱، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
۶۸. محمد بن شاه مرتضی فیض کاشانی، ده رساله محقق بزرگ فیض کاشانی، ج۱، ص۲۳۷ـ۲۷۳، چاپ رسول جعفریان، اصفهان ۱۳۷۱ ش.
۶۹. یوسف بن احمد بحرانی، للة البحرین، ج۱، ص۱۲۱، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بی تا).
۷۰. خوانساری، ج۶، ص۹۶ـ۹۹.
۷۱. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۶۹ـ۲۷۰، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۷۲. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۲۸۴، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۷۳. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۲۵۹ـ۲۶۰، تهران ۱۳۶۲ ش.
۷۴. محمدتقی مجلسی، لوامع صاحبقرانی المشتهر بشرح الفقیه، ج۳، ص۴۳ـ ۴۴، ج ۳، قم ۱۳۷۴ ش.
۷۵. محمدباقر مجلسی، رساله سیر و سلوک، ج۱، ص۱۶۴، ترجمه ابوالقاسم یزدی، چاپ غلامحسین حجتی نیا، در کیهان اندیشه، ش ۵۸ (بهمن و اسفند ۱۳۷۳).
۷۶. محمدباقر مجلسی، عین الحیات، ج۱، ص۴۱۲، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۶ ش.
۷۷. حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۳۷ـ ۲۳۸، تهران ۱۳۷۵ ش.
۷۸. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۳، ص۴۱۷.
۷۹. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۰، ص۲۰۶ـ۲۰۷.
۸۰. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۶، ص۳۳۵ـ۳۳۶.
۸۱. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۸، ص۱۰۱.
۸۲. محمدطاهر بن محمدحسین قمی، رساله رد صوفیه، ج۱، ص۱۳۴ـ۱۴۳، چاپ حسن اسلامی، در میراث اسلامی ایران، دفتر چهارم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۶ ش.
۸۳. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۰، ص۲۰۹ـ ۲۱۰.
۸۴. محمد بن محمد میرلوحی سبزواری، سلوة الشیعة وقوه الشریعة، ج۱، ص۳۵۶ـ۳۵۹، چاپ احمد عابدی، در میراث اسلامی ایران، دفتر دوم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانه آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۴ ش.
۸۵. آقابزرگ طهرانی، الذریعة‌ الی تصانیف الشیعة، ج۱۲، ص۲۶۰ـ۲۶۱.
۸۶. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۵۷ ـ۸۰، قم ۱۴۰۰.
۸۷. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۸۸، قم ۱۴۰۰.
۸۸. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۹۷، قم ۱۴۰۰.
۸۹. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۱۷ـ ۱۱۸، قم ۱۴۰۰.
۹۰. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۲۲ـ۱۲۳، قم ۱۴۰۰.
۹۱. محمد بن حسن حرّ عاملی، رسالة الاثنی عشریة فی الرد علی الصوفیة، ج۱، ص۱۴۷، قم ۱۴۰۰.
۹۲. محمدطاهر بن محمدحسین قمی، مونس الابرار: در رد صوفیان، ج۱، ص۴۲۵، چاپ محمدرضا ارجمند، در میراث اسلامی ایران، دفتر هفتم، به کوشش رسول جعفریان، قم: کتابخانة آیة اللّه العظمی مرعشی نجفی، ۱۳۷۷ ش.
۹۳. محمدمعصوم بن زین‌ العابدین معصوم علیشاه، طرائق الحقائق، ج۱، ص۱۸۴ـ ۱۸۵، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران (۱۳۱۸).
۹۴. آقامحمدعلی کرمانشاهی، خیراتیـّه در ابطلال طریقه صوفیّه، ج۱، ص۱۴، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۲.
۹۵. عبدالحسین زرین کوب، دنباله جستجو در تصوف ایران، ج۱، ص۳۲۷ـ ۳۳۹، تهران ۱۳۶۲ ش.
۹۶. خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج ۳، ستون ۸۵، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
۹۷. خانبابا مشار، مؤلّفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج ۳، ستون ۸۷، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش.
۹۸. حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۱۸، تهران ۱۳۷۵ ش.
۹۹. حسن طارمی، علامه مجلسی، ج۱، ص۲۲۴ـ ۲۳۷، تهران ۱۳۷۵ ش.
۱۰۰. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۱، ص۱۸۳ـ۱۸۵، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
۱۰۱. محمدجواد بن محسن محولاتی خراسانی، البدعة و التحرف، ج۱، ص۱۹ـ۲۰، یا، آئین تصوف، (تهران، بی تا).
۱۰۲. جواد تهرانی، عارف و صوفی چه میگویند؟، ج۱، ص۱۱ـ۳۳، تهران ۱۳۶۳ ش.
۱۰۳. نوراللّه بن شریف الدین شوشتری، احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج۲، ص۵، با تعلیقات شهاب الدین مرعشی نجفی، چاپ محمود مرعشی، ج ۱، قم (۱۳۷۷).
۱۰۴. محمدباقر مجلسی، عین الحیات، ج۱، ص۴۱۲، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۳۷۶ ش.
۱۰۵. محمدباقر مجلسی، اجوبه، ج۱، ص۲۹ـ ۳۱، در محمدتقی بن مقصود علی مجلسی، رساله تشویق السالکین، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
۱۰۶. روح اللّه خمینی، شرح چهل حدیث (اربعین حدیث)، ج۱، ص۱۶، (تهران) ۱۳۷۳ ش.
۱۰۷. روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۱۱، تهران ۱۳۷۹ ش.
۱۰۸. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، ج۱، ص۳۸ـ۳۹، سرّالصلوة (معراج السالکین و صلوة العارفین)، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
۱۰۹. روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۵۳ ـ۵۵، تهران ۱۳۷۹ ش.
۱۱۰. روح اللّه خمینی، لطایف ربّانی حضرت امام خمینی (س)، ج۱، ص۶۵ـ۶۶، تهران ۱۳۷۹ ش.
۱۱۱. روح اللّه خمینی، رهبر انقلاب و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران، سرّالصلوة (معراج السالکین و صلوة العارفین)، ، ص ۴۰، (تهران) ۱۳۷۵ ش.
۱۱۲. روح اللّه خمینی، صحیفه نور، ج۲، ص۲۲۴، تهران ۱۳۶۱ ش.


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «تصوف و شیعه»، شماره۳۵۹۰.    



جعبه ابزار