سیر تاریخی نگارش قواعد فقهی (قواعد فقهی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سیر تاریخی نگارش قواعد فقهی نشان میدهد که
حقوق اسلامی به طور کامل واجد ارکان یک نظام حقوقی منسجم است. نویسنده با بررسی تعاریف گوناگون از «
نظام حقوقی»، عناصر اساسی آن را همچون وجود قواعد عام، انسجام اصول،
جامعیت، عقلانیت و ضمانت اجرا برمیشمارد. سپس با استناد به ساختار
فقه اسلامی نشان میدهد که
احکام شرعی بر
پایه اصول کلی و
قواعد عام استوار است و میان اصول و فروع رابطهای منطقی و نظاممند برقرار میباشد. در این میان، قواعد فقهی نقش اساسی در پویایی و کارآمدی
اجتهاد ایفا میکنند.
در ادامه، به خاستگاه قواعد فقهی در نصوص شرعی و تلاش فقها در استخراج و تدوین آنها اشاره میشود و سیر تاریخی نگارش آثار مربوط به
قواعد فقه در میان مذاهب چهارگانۀ اهل سنت بررسی میگردد. همچنین جایگاه پیشگامانۀ
فقه امامیه در تبیین اصول کلی و تفریع فروع، با استناد به روایات اهلبیت(علیهمالسلام)، تبیین شده است. از قرن هفتم هجری به بعد، آثار مهمی در میان فقهای شیعه پدید آمد که از مهمترین آنها کتاب «
القواعد و الفوائد»
شهید اول است و به عنوان نقطۀ عطفی در تدوین مستقل قواعد فقهی شناخته میشود.
دقت در نظام حقوق اسلام روشن میکند که این
نظام به طور کامل واجد ویژگیها و ارکان لازم یک نظام حقوقی (legal system) است. این موضوع با ارائه تعریفی دقیق از نظام حقوقی و بررسی ویژگیها و عناصر آن به اثبات خواهد رسید.
در
تعریف نظام حقوقی نظریات حقوقدانان یکسان نیست، از جمله گفته شده است:
نظام حقوقی، مجموعهای از قوانین جاری است که، مظهر
وحدت و انسجام ذاتی آن، دستهای از اصول و قواعد حقوقی محسوب میشود که به عنوان مبادی قوانین و مقررات شناخته میشوند و نمایانگر انقسام و تفریع اصول به فروع، بر حسب نیازها و رویدادهای ناشی از روابط اجتماعی هستند که به طور کلی، مصداقها و موردهای جزئی آن قاعدههای کلی هستند.
همچنین گفته شده است:
«موجودیت یک نظام حقوقی فقط وابسته به این است که از حد اقل میزان کارآیی برخوردار باشد».
در این باره کلسن عقیده دارد:
«ملاک کارآیی فقط
پذیرش و اقبال عموم مردم نیست، بلکه به میزان موفقیت دادگاهها و دیگر ضابطان قضایی در مقابله با متخلفان و نقض کنندگان قوانین نیز بستگی دارد».
با دقت در این تعریفها میتوان دریافت که زمانی به مجموعهای از قوانین، «
نظام» گفته میشود که دارای مشخصات و عناصر لازم برای تاسیس و ایجاد یک نظام حقوقی باشد که این عناصر از جملۀ آنهاست:
۱. وجود مجموعهای از قوانین.
۲. وجود تعداد بسیاری قاعدۀ عام و اصول کلی منسجم.
۳. مبتنی بودن مجموعۀ قوانین موجود بر آن اصول و قواعد کلی.
۴. وجود رابطهای تنگاتنگ و عمیق میان قوانین و قواعد کلی، در حد رابطه فرع و اصل و یا کلی و مصداق آن.
۵. جامعیت قواعد کلی به صورتی که بتواند جوابگوی نیازها و رویدادها و موارد خاص باشد.
۶. عقلانی و انسانی بودن قواعد عام و کلی به نحوی که پذیرش عموم مردم را به دنبال داشته باشد.
۷. وجود ضمانت اجرایی قضایی نسبت به موارد نقض و تخلف از قوانین.
بررسی و مطالعۀ منصفانه به خوبی نشان میدهد که
حقوق اسلامی واجد کلیه مشخصات فوق است. این حقوق مجموعهای از دستورهای گسسته و پراکنده نیست که حسب وضعیت شخص و یا گروهی خاص اتخاذ شده باشد، بلکه مجموعهای است از قوانین یکپارچه و منسجم که بر قواعد عام و اصول کلی استوار است و قوانین و احکام به طور کلی مصادیق جزئی و موارد خاص آن قواعد مبنایی و اساسی محسوب میشوند.
افرادی که با متدلوژی حقوق اسلامی آشنا هستند به خوبی آگاهند که در حقوق اسلامی یکپارچگی و پیوستگی آن موازین فقهی که بر مبنای آنها مقررات جزئی مشخص میشود تا حدی است که اگر
فقیه- برای مثال- در یک مورد خاص معتقد به مسئولیت مدنی و ضمان باشد، خود بخود ملتزم است در موارد بیشماری که از نظر مصداقی مشابه آن مورد است، همان نظریه را اعمال کند و اختلاف عقیده در موارد مشابه، کاشف از عدم آشنایی فقیه با موازین فقهی است.
آنچه گفته شد، اهمیت قواعد و جایگاه آنها را در
تاریخ فقه به خوبی روشن میسازد. وجود قواعد عام و اصول کلی که فقیه از طریق تفریع آنها به فروع جزئی، و تطبیقشان با موارد و مصادیق خاص، درباره وقایع و رویدادهای جاری تعیین تکلیف میکند، نشانۀ پویایی نظام حقوقی اسلام است.
فقهای اسلام از همان آغاز در معرفی قواعد و اصول کلی فقهی کوشش کردهاند، اما این گفته به این معنا نیست که
شریعت اسلام فی نفسه فاقد نظام بوده و قواعد فقهی نیز به طور کلی ساخته و پرداختۀ فقیهان مسلمان است، بلکه باید گفت که قواعد فقهی دو نوع اند.
البته گروه دیگری از قواعد فقهی نیز وجود دارد که فقیهان با ملاحظۀ موارد متعدد و اتخاذ وحدت ملاک آنها را بنا کردهاند. این نوع از قواعد در
فقه عامه بسیار مرسوم است و گاهی تحت عنوان «
الاشباه و النظائر» گردآوری میشوند.
درباره دو گروه اخیر قواعد فقهی، کار فقیهان استخراج ملاک و یافتن موازین و اصول مهم و معرفی آنهاست و بسیار روشن است که به دست آوردن معیارهای اصلی و یافتن موازینی که قوانین شرعی بر پایه آنها استوار است، دلیلی محکم و برهانی قاطع بر این موضوع محسوب میشود که حقوق اسلامی به طور کامل، عناصر و ویژگیهای لازم را برای آنکه به عنوان یک نظام حقوقی معرفی شود، داراست.
در ادامه برای آگاهی از تاریخ تحول نگارش قواعد فقهی توسط فقیهان مسلمان، به ارائه فهرست اجمالی کتابهای
تالیف شده در زمینۀ
قواعد فقه در میان مذاهب اهل سنت و نیز
شیعه امامیه میپردازیم.
۱. آن چنان که
علایی شافعی،
سیوطی و
ابن نجیم نقل کردهاند،
قدیمترین متنی که در آن قواعد فقهی جمعآوری شده است،
رسالۀ ابو طاهر دبّاس است. او که از فقیهان
حنفی قرن چهارم هجری بوده است، مهمترین قواعد مذهب ابی حنیفه را در هفده قاعدۀ کلّی گردآورده و به احتمال بسیار،
امام ابی الحسن کرخی که در عصر ابو طاهر میزیسته، رسالۀ مشهور خود (
اصول الکرخی) را که در زمینه قواعد فقه است، از او اقتباس کرده است.
ظاهر این است که در میان مذاهب چهارگانه اهل سنت حنفیان در این باره پیشروتر از دیگران بودهاند. آنچه در ادامه ذکر میشود دیگر، کتابهای مشهور قواعد فقه حنفی است:
۲. اصول الکرخی: تالیف عبید الله بن الحسن بن دلّال مشهور به ابی الحسن کرخی (۲۶۰- ۳۴۰ ه).
۳. تاسیس النظر فی اختلاف الائمة: تالیف عبید الله بن عمر بن عیسی ابو زید دبوسی (متوفای ۴۳۰ ه).
۴. الاشباه و النظائر فی الفروع: تالیف زین الدین بن ابراهیم بن محمد مشهور به ابن نجیم (متوفای ۹۷۰ ه) که بر آن حدود ۲۶ شرح و تعلیقه نوشته شده است و معروفترین آنها غمز عیون البصائر علی محاسن الاشباه و النظائر تالیف احمد بن محمد حموی (متوفای ۱۰۹۸ ه) است که بارها به چاپ رسیده است.
۵. القواعد فی الفروع: تالیف علی بن عثمان الغزی الدمشقی مشهور به شرف الدین حنفی (متوفای ۷۹۹ ه).
۶. مجلة الاحکام العدلیة:
تالیف گروهی از دانشمندان بزرگ
دولت عثمانی در عهد سلطان عبد العزیز خان عثمانی که در سال ۱۲۹۲ هجری قمری
حکومت مزبور آن را چاپ کرده و چندین شرح نیز بر آن نوشته شده است.
۷. الفرائد البهیة فی القواعد و الفوائد الفقهیة: تالیف محمود بن محمد بن نسیب بن حسین مشهور به ابن حمزۀ حسینی (۱۲۳۶- ۱۳۰۵ ه).
۸. تشریح القواعد الکلیة: تالیف عبد الستار بن عبدالله القریمی القسطنطینی (متوفای ۱۳۰۴ ه)؛
۹. العقود الحسان فی قواعد مذهب النعمان: تالیف احمد بن محمد حموی (متوفای ۱۰۹۸ ه). این کتاب منظومهای است که مؤلف آن را سروده و شرح کرده است و شرح آن را فرائد الدُّرّ و المرجان شرح العقود الحسان نامیده است.
۱۰. خاتمة مجامع الحقایق و القواعد و جوامع الروائق و الفوائد: تالیف محمد بن محمد بن مصطفی خادمی مشهور به ابی سعید خادمی (متوفای ۱۱۷۶ ه).
۱۱. قواعد الفقه: تالیف شیخ عمیم الاحسان بنگلادشی که نخستین بار در بنگلادش به چاپ رسیده است؛ ۱۲. مجموعة القواعد؛ تالیف ابراهیم بن محمد قیصری حنفی مشهور به کوزی بیوک زاده (متوفای ۱۲۵۲ ه).
۱۳. شرح القواعد الفقهیة: تالیف احمد الزرقاء الحلبی (۱۲۸۵- ۱۳۵۷ ه).
علاوه بر این کتابها، آثار دیگری نیز در بیان قواعد فقه حنفی نوشته شده است که به صورت خطی هستند و هنوز به چاپ نرسیدهاند، از جمله:
۱. تلقیح العقول فی فروق المنقول: تالیف صدر الشریعه اول احمد بن عبید الله محبوبی حنفی که چند نسخه از آن در کتابخانۀ عارف حکمت مدینه وجود دارد.
۲. شرح الجامع الکبیر: تالیف عیسی ایوبی (۵۷۶- ۶۲۴ ه).
۳. معرفة الاشباه و النظائر: مؤلف این
کتاب نامشخص است و نسخهای از آن به صورت تذهیب شده و با حواشی عمر رضا در کتابخانۀ عارف حک
مت مدینه وجود دارد.
۱. الفروق: تالیف ابو العباس احمد بن ابی العلاء ادریس بن عبد الرحمن مشهور به قرافی (متوفای ۶۸۴ ه).
۲. ایضاح المسالک الی قواعد الامام مالک: تالیف احمد بن یحیی بن محمد تلمسانی و نشریسی (۸۳۴- ۹۱۴ ه).
۳. الموافقات فی اصول الفقه: تالیف ابراهیم بن موسی بن محمد اللخمی مشهور به ابو اسحاق شاطبی (متوفای ۷۹۰ ه).
۴. قواعد الاحکام الشرعیة: تالیف محمد بن احمد مالکی.
۵. المجموع و الفروق: تالیف عبد الوهاب بن احمد بن عبد الوهاب بن جلبة بغدادی (متوفای ۴۷۶ ه) که نسخۀ خطی آن در کتابخانۀ «
قرویین» فاس (
مراکش) به شمارۀ ۳۸۲۲ به ثبت رسیده است.
۶. الکلیات الفقهیة علی مذهب المالکیة: تالیف محمد بن علی بن غازی عثمانی مکناسی (۸۴۱- ۹۱۹ ه) که توسط دانشگاه زیتونیه
شریعت و اصول دین تونس با تحقیق و ویرایش به چاپ رسیده است.
۷. عمل من طبّ لمن حبّ: تالیف محمد بن محمد بن احمد مقری (متوفای ۷۵۸ ه) که جلد دوم آن در دانشگاه ریاض مورد تحقیق قرار گرفته است.
آثار خطی مربوط به فقه مالکی نیز عبارتند از:
۱. القواعد: تالیف محمد بن محمد بن احمد المقری (متوفای ۷۵۸ ه).
۲. القواعد: تالیف قاضی عیاض بن موسی بن عیاض بن موسی بن عیاض بن عمر یحصبی مراکشی (۴۷۶- ۵۴۴ ه) که میکروفیلم آن به شماره ۶۰۱۸ در کتابخانه دانشگاه اسلامی محمد بن سعود به ثبت رسیده است.
۳. المذهب فی ضبط قواعد المذهب: تالیف ابی عبدالله محمد بن عظوم (متوفای پس از ۸۸۹ ه) که نسخهای از آن در کتابخانۀ ملی تونس به شمارۀ ۱۴۸۹۱ به ثبت رسیده است.
۴. الیواقیت الثمینة فی نظائر عالم المدینة: تالیف ابی الحسن علی بن عبد الواحد بن محمد انصاری سجلماسی (متوفای ۱۰۵۷ ه) که در کتابخانه ملی تونس به شماره ۱۴۷۰۸ ثبت شده است.
۵. قواعد الامام المالک: تالیف محمد بن محمد سجینی که در کتابخانه رباط به شماره ۱۷۲۳ به ثبت رسیده است.
۶. النظائر الفقهیة: تالیف ابن عبدون محمد مکناسی که در کتابخانۀ ملی تونس به شمارۀ ۱۴۸۶۲ ثبت شده است.
۷. النظائر الفقهیة: تالیف فاسی ابن عمران که در کتابخانۀ ملی تونس به شمارۀ ۱۶۹۴ به ثبت رسیده است.
۱. قواعد الاحکام فی مصالح الانام: تالیف عز الدین عبد العزیز بن عبد السلام السلمی (۵۷۷- ۶۶۰ ه).
۲. الاشباه و النظائر: تالیف محمد بن عمر بن مکی مشهور به ابن وکیل مصری شافعی (۶۶۵- ۷۱۶ ه).
۳. المجموع المذهب فی قواعد المذهب (قواعد العلائی): تالیف خلیل بن کیکلدی مشهور به علائی شافعی (۶۹۴- ۷۶۱ ه).
۴. الاشباه و النظائر: تالیف عبد الوهاب بن عبد الکافی بن علی بن تمام سبکی مشهور به تاج الدین بن سبکی (۷۲۷- ۷۷۱ ه).
۵. المنثور فی ترتیب القواعد الفقهیة (القواعد فی الفروع): تالیف محمد بن بهادر بن عبدالله بدر الدین محمد زرکشی مصری (۷۴۵- ۷۹۴ ه).
۶. الاشباه و النظائر: تالیف جلال الدین، عبد الرحمن بن ابن بکر بن محمد اسیوطی مشهور به جلال الدین سیوطی شافعی (۸۴۹- ۹۱۱ ه).
علاوه بر این کتابها، آثار دیگری نیز دربارۀ قواعد فقه مذهب شافعی به شکل نسخههای خطی وجود دارد؛ از جمله:
۱. الفروق: تالیف جرجانی که نسخهای از آن در کتابخانۀ دار الکتب المصریه به شماره ۹۱۵ فقه شافعی به ثبت رسیده است.
۲. الفروق: تالیف جوینی که از سوی کتابخانۀ سلیمانیه به شماره ۲۷۷ فقه شافعی به چاپ رسیده است.
۳. نزهة النواظر: تالیف جمال الدین ابو محمد عبد الرحیم اموی اسنوی (متولد ۷۰۴ ه) که نسخهای از آن به شماره ۲۷۷ در کتابخانۀ دار الکتب المصریه وجود دارد.
۱. القواعد النورانیة الفقهیة: تالیف تقی الدین ابو العباس احمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (۶۶۱- ۷۲۸ ه).
۲. تقریر القواعد و تحریر الفوائد (القواعد): تالیف عبد الرحمن بن شهاب بن احمد بن ابی احمد رجب مشهور به ابن رجب حنبلی (متوفای ۷۹۵ ه).
۳. القواعد الکلیة و الضوابط الفقهیة: تالیف یوسف بن حسن بن احمد بن عبد الهادی مشهور به ابن مبرد صالحی (۸۴۰- ۹۰۹ ه). ۴. بدائع الفرائد: تالیف شمس الدین محمد بن ابی بکر مشهور به ابن قیم جوزیه (متوفای ۷۵۱ ه).
۵. قواعد مجلة الاحکام الشرعیة علی مذهب الامام احمد حنبل: تالیف قاضی احمد بن عبدالله قاری حنفی (۱۳۰۹- ۱۳۵۹ ه).
همچنین آثار خطی زیر نیز در بیان
قواعد فقهی مذهب حنبلی نوشته شدهاند:
۱. الفروق: تالیف ابی عبدالله سامری که نسخهای از آن در کتابخانه دانشگاه اسلامی ابن مسعود وجود دارد و بخشی از آن در دانشگاه شریعت ریاض با تحقیق و ویرایش به چاپ رسیده است.
۲. القواعد الفقهیة: منسوب به احمد بن حسن بن عبدالله مشهور به ابن قاضی الجبل (۶۹۳- ۷۷۱ ه) که نسخهای از آن به شماره ۱۹۲۴ در کتابخانه دانشگاه اسلامی ابن سعود ثبت شده است.
با تصدیق این امر که فقیهان عامه، به ویژه متقدمان آنها، به علت به کارگیری ابزارهای خاصی نظیر
قیاس و
استحسان در
استنباط فقهی، بیگمان تلاش بیشتری در تنظیم قواعد فقهی به عمل آوردهاند. به نظر میرسد که بسیاری از آن قواعد کلی که در کتابهای
اهل سنت آمده است، بعینه در روایات و احادیثی که از پیشوایان
شیعه امامیه رسیده موجود است که از آن میان برخی از
حضرت رسول اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) روایت شده است و برخی دیگر هم برگرفته از تعلیمات مستقیم آنان است. اگر این تعلیمات را به حساب آوریم، باید گفت که به یقین
فقه امامیه در این باره در مقایسه با
فقه عامه نه فقط متاخر نیست، بلکه مبتکر نیز هست، به ویژه آنکه بر حسب روایات موجود، روش تعلیماتی پیشوایان
شیعه، به طور کلی بیان قواعد و اصول بوده است تا آنکه پیروان آنان ضمن رعایت متدلوژی خاصی که از آنان فرا میگرفتهاند و پرهیز از هرگونه استنتاج قیاسی، قبل از به دست آوردن مناط و علت اصلی حکم از طریق تنصیص و تصریح شرعی بتوانند تفریع فروع و انقسام شقوق کنند. برای نمونه در این باره
حضرت امام رضا (علیهالسّلام) میفرماید:
«علینا القاء الاصول و علیکم التّفریع» به این معنا که ما قواعد عام و اصول کلی فقهی را بیان میکنیم و شما بر اساس همان اصول و قواعد، حکم مصادیق جزئی را حسب مورد
استنباط کنید.
تاریخ فقه شیعه نیز شاهد آن است که
اجتهاد پویای شیعه از همین دستور العمل
الهام گرفته است. برای مثال میتوان از میان انبوه کتب فقهی به آثار
شیخ طوسی (۳۸۵- ۴۶۰ ه) اشاره کرد.
شیعه امامیه از قرن هفتم هجری نسبت به تالیف کتب و مجموعههای قواعد فقهی اقدامات به نسبت مهمی کرده است که در ادامه به بیان اجمالی آنها میپردازیم:
نجیب الدین یحیی بن سعید حلی مشهور به یحیی بن سعید (۶۰۱- ۶۹۸ ه) کتاب بسیار ارزشمند و مفیدی تالیف کرده و آن را نزهة الناظر فی الجمع بین الاشباه و النظائر نامیده است. مقصود او از اشباه و نظائر آن دسته از مسائل مختلف و پراکنده در ابواب فقه است که همۀ آنها را با توجه به مشابهتی که بینشان موجود است، میتوان تحت یک عنوان جمعآوری و دستهبندی کرد. این
روش را نویسندگان
مسلمان در سایر علوم مانند
ادبیات نیز به کار بردهاند؛ برای مثال کتاب
الاشباه و النظائر سیوطی در
نحو، از همین نوع است.
تحقیق انجام یافته تا تاریخ نگارش این سطور- اگر نه به طور قطعی- نشان میدهد که شیخ نجیب الدین حلی نخستین فردی است که در
فقه اسلام چنین تالیفی کرده است و در این باره هیچ کس پیشقدمتر از او نیست. زیرا همانطور که گفته شد، قدیمترین اثری که با نام اشباه و نظائر وجود دارد، متعلق به ابن وکیل شافعی (۶۵۵- ۷۱۶ ه) است.
اثر گرانقدر نجیب الدین حلی، رسالهای است فصیح با سبکی روان و به دور از پیچیدگی و
اغلاق، نه آنچنان مفصل و نه چندان مختصر. در این رساله به تمام ابواب فقه از
طهارت تا
دیات- توجه شده است و به رغم اختصار در برخی مسائل، در هر مورد استدلالی کافی ارائه شده، نظریات فقیهان مخالف و موافق مطرح شده، و دربارۀ هر یک
داوری شده است. در این رساله، مؤلف بیشتر به روایاتی استناد کرده است که در دو
کتاب من لا یحضره الفقیه و
تهذیب موجود است و به آرای مؤلفان این دو کتاب نیز بیش از دیگران توجه کرده است.
مؤلف کتاب، مردی
زاهد،
متقی و مشهورترین عالم زمان خود و جامع فنون ادبی، فقهی، اصولی و حافظ احادیث معرفی شده و استاد
علّامۀ حلی است.
و به رغم تردیدی که صاحب ریاض به استناد یادداشتی که در ظهر نسخه خطی موجود در نزد خود ابراز کرده و تاریخ کتابت آن را ۶۷۴ هجری قمری دانسته و کتاب را به مهذب الدین حلی منتسب کرده است، به عقیده کتابشناسان متاخر، وجهی برای
تردید در
انتساب این
رساله به یحیی بن سعید حلی وجود ندارد و قرائن کافی برای اثبات این مساله وجود دارد.
یحیی بن سعید دارای تالیفات مهم دیگری نیز هست؛ از جمله کتاب وزین
الجامع للشرائع که در
قم به چاپ رسیده است. رساله
نزهة الناظر مشتمل بر ۷۸ فصل است که در هر یک از فصول، مؤلف همۀ مواردی را که در
حکم شرعی با یکدیگر مشابهت دارند، دستهبندی کرده است.
بنابراین چنانچه آثاری را که تحت عنوان اشباه و نظائر در زمینه
فقه نگاشته شده است از زمرۀ
قواعد فقه محسوب کنیم- همانطور که فقیهان عامه چنین کردهاند- باید تصدیق کرد که این رساله بر اثر
شهید اول (
القواعد و الفوائد) مقدم است. اما چون به عقیدۀ ما میان این روش نگارش و سبک قواعد فقهی، تمایز شگرفی وجود دارد، بازهم باید گفت که تدوین قواعد فقهی از شهید اول آغاز شده است.
کار نگارش قواعد فقهی در میان شیعه امامیه از شهید اول و با تالیف کتاب القواعد و الفوائد آغاز شده و گسترش یافته است. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که به موازات گسترش تالیف کتابهای مربوط به قواعد فقه در میان فقیهان امامیه، اقدام به این امر در میان
اهل سنت به تدریج کاهش یافته است.
البته ناگفته نماند که پیش از شهید اول، فقیهان امامیه در لابلای کتابهای فقهی و اصولی خود و گاه در مدخل کتابها به ذکر قواعد کلی پرداختهاند و برای مثال
ابو المکارم بن زهره (۵۱۱- ۵۸۵ ه) در کتاب
غنیة النزوع الی علمی الاصول و الفروع و یا
محقق حلی (۶۰۲- ۶۷۶ ه) در کتاب
المعتبر و نیز خود شهید اول در کتاب
ذکری الشیعة تعدادی از قواعد فقهی مورد نیاز
مجتهد را در خلال مباحث کتاب مورد بحث قرار دادهاند. اما نخستین کتابی که تحت عنوان خاص «
قواعد» نگارش یافته است و بخش عمدهای از آن به بیان قواعد فقه اختصاص دارد، کتاب گرانقدر القواعد و الفوائد است که مؤلف نامدار آن بیمانندی اثرش را در میان مذهب امامیه یادآور شده است. او در اجازۀ خود به ابن خازن، کتاب خود را چنین معرفی میکند:
«فممّا صنّفته کتاب القواعد و الفوائد مختصر یشتمل علی ضوابط کلیّة، اصولیّة و فرعیّة تستنبط منها الاحکام الشّرعیة لم یعمل الاصحاب مثله:
یکی از مصنفات من کتاب قواعد و فوائد است. کتابی است مختصر مشتمل بر ضوابط کلی، اصولی و فقهی که
احکام شرعی از آن به دست میآید و در میان اصحاب امامیه کتابی همانند آن تالیف نشده است.
ذکر این نکته ضروری است که کتاب مزبور اگر چه حاوی قواعد فقهی است، گاه به قواعد اصولی و ادبی نیز پرداخته است و در مجموع مشتمل است بر حدود سیصد و سه قاعده و صد فائده. این اثر اولین بار در سال ۱۲۷۰ در
تهران به سعی و اهتمام آخوند ملا علی اکبر کرمانی به چاپ سنگی منتشر شده است و بار دیگر با بعضی حواشی
شیخ بهائی و شرح حرفوشی و همراه با حواشی سید محمد عصّار لواسانی در ۱۳۰۸ به چاپ رسیده و برای بار سوم نیز بدون تاریخ چاپ شده است. چهارمین چاپ این کتاب با تحقیق دکتر سید عبد الهادی حکیم در شهر
نجف در سال ۱۴۰۰ هجری قمری چاپ شده و سپس توسط مکتبه مفید در قم افست شده است.
کتاب قواعد شهید به علت نظم و سبک نگارش خاصی که دارد، پس از نگارش بسیار زود مورد توجه مجامع علمی و فرهنگی شیعۀ امامیه و در شمار کتابهای درسی حوزههای علمیه قرار گرفت و به همۀ طلاب و پژوهشگرانی که در صدد رسیدن به
اجتهاد بودند،
تعلم آن توصیه شد و حواشی و تعلیقات گوناگونی در
تبیین و
تشریح آن توسط محققان و فقیهان بزرگوار به رشته
تحریر درآمد، از جمله:
۱. حاشیه ابو القاسم علی الفقعانی العاملی (متوفای ۸۵۰ ه).
۲. حاشیه شیخ بهاء الدین محمد عاملی (۹۵۳- ۱۰۳۵ ه) که بخشهایی از این حاشیه همراه با اصل کتاب در سال ۱۳۰۸ در
ایران به چاپ رسیده است.
۳. حاشیۀ میرزا قاضی بن کاشف الدین محمد یزدی که در سال ۱۰۵۶ هنوز در قید حیات بوده است.
۴. شرح شیخ محمد بن علی بن احمد حرفوشی (متوفای ۱۰۵۹ ه) با نام القلائد السنیة علی القواعد الشهیدیة که پارهای از آن همراه با اصل کتاب در سال ۱۳۰۸ در ایران چاپ شده است.
۵. حاشیه علی بن عبدالله شوشتری اصفهانی.
۶. شرح میرزا ابو تراب مشهور به میرزا آقا قزوینی حائری متوفای بعد از ۱۲۹۲ (احتمالا ۱۳۰۰ ه) که از شاگردان
صاحب جواهر بوده است.
۷. حاشیه میرزا محمد بن سلیمان تنکابنی (۱۲۳۰- ۱۳۰۲ ه)، مؤلف کتاب
قصص العلماء، که نسخه خطی این کتاب هنوز به چاپ نرسیده است.
۸. حاشیه مولا محمد بن محمد باقر نجفی ایروانی مشهور به
فاضل ایروانی (متوفای ۱۳۰۶ ه)؛
۹. شرح سید اسماعیل بن نجف حسینی تبریزی مرندی (متوفای ۱۳۱۸ ه) که نسخه اصلی آن در کتابخانه مرعشیه قم و تصویری از آن در کتابخانه شخصی این جانب موجود است.
۱۰. شرح سید مهدی مازندرانی به نام مصابیح الظلام فی شرح قواعد الاحکام که نسخه اصلی آن به خط شارح در کتابخانۀ مرعشیۀ قم است.
۱۱. حاشیه علی بن رضا الخویی که حاشیهای ناقص است.
۱۲. حاشیه سید محمد بن محمود عصار تهرانی حسینی لواسانی (۱۲۶۴- ۱۳۵۶ ه) معروف به عصار که همراه با اصل کتاب در سال ۱۳۰۸ در
تهران چاپ شده است.
کتاب(
القواعد و الفوائد) شهید اول توسط بعضی فقیهان پس از او تنقیح شده و
تجدید نگارش یافته است که از جمله آنها میتوان موارد زیر را برشمرد:
۱. نضد القواعد الفقهیة علی مذهب الامامیة که به وسیله
فاضل مقداد بن عبدالله سیوری حلی (متوفای ۸۲۶ ه) که از شاگردان مبرّز
شهید اول بوده نگارش یافته است. او نخست کتاب را با حذف زواید و مکررات پیراسته کرد و نامش را جامع الفوائد فی تلخیص القواعد گذاشت و بعد از آن، کتاب مزبور را به ترتیب فروع فقهی مرتب کرد و آن را [[
نضد القواعد الفقهیة علی مذهب الامامیة (کتاب)|نضد القواعد الفقهیة علی مذهب الامامیة]] نامید. در این کتاب، فاضل مقداد جز «باب قسمة» چیزی بر کتاب شهید نیفزوده است؛
۲. اختصار قواعد الشهید که توسط شیخ زین الدین ابراهیم بن علی کفعمی نگاشته شده است؛
۳.
تمهید القواعد الاصولیة و العربیة لتفریع فوائد الاحکام الشرعیة که به وسیله شیخ زین الدین جبعی عاملی مشهور به
شهید ثانی نگارش یافته است.
پس از شهید اول، فقیهان بزرگی به گردآوری و نگارش کتبی در زمینه قواعد فقهی اهتمام ورزیدند. برخی به
حاشیهنویسی و
تعلیق و
تفسیر اثر شهید پرداختند که نامشان گذشت و برخی دیگر نیز که بیشک از آثار پیشینیان متاثر بوده و سود بردهاند، اثری مستقل به جامعۀ فقاهت تقدیم کردند؛ از جمله:
۱.
الاقطاب الفقهیة علی مذهب الامامیة؛ تالیف محمد بن علی بن ابراهیم احسائی، مشهور به
ابن ابی جمهور (متوفای حدود ۹۰۱ ه) که به تازگی توسط مکتبة المرعشیة قم به چاپ رسیده است.
۲.
عوائد الایام من مهمات ادلة الاحکام: تالیف
احمد بن محمد مهدی بن ابی ذر نراقی کاشانی (متوفای ۱۲۰۹ ه). این کتاب از آخرین مصنفات نراقی محسوب میشود و مشتمل بر ۸۸ عائده است که در هر کدام یکی از قواعد فقهی مورد بحث و استدلال قرار گرفته است. البته در این کتاب تعدادی از
قواعد منطقی نیز مطرح شده است.
۳.
عناوین: تالیف
سید عبد الفتاح بن علی حسینی مراغی (متوفای حدود ۱۲۷۴ ه).
این کتاب که در تاریخ بیست و هشتم
ماه رمضان ۱۲۴۶- یک سال پس از نگارش عوائد الایام- نوشته شده مشتمل بر ۹۳ عنوان از قواعد کلی است. مؤلف این کتاب با آنکه بارها مطالبی را از استاد خود نقل کرده، از او نامی نبرده است، اما به گفته صاحب ذریعه منظور،
شیخ علی بن جعفر کاشف الغطاء است. این کتاب در سال ۱۲۷۴ هجری قمری در
تبریز و در سال ۱۲۹۲ در تهران با چاپ سنگی منتشر شده است؛
۴. المقالید الجعفریة: تالیف
محمد جعفر شریعتمدار استرآبادی (متوفای ۱۲۶۳ ه). نسخه نفیسی از این اثر در کتابخانه مرعشیه قم و تصویری از آن نیز در کتابخانه شخصی این جانب موجود است؛
۵. القواعد الفقهیة: تالیف سید محمد مهدی قزوینی حلی نجفی (متوفای ۱۳۰۰ ه). این کتاب دربردارندۀ بیش از ۷۵ قاعدۀ فقهی است؛
۶. القواعد الفقهیة (دو جلدی): تالیف شیخ مهدی بن حسین بن عزیز خالصی کاظمی (متوفای ۱۳۴۳ ه)؛
۷.
تحریر المجلة: تالیف
شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء (۱۲۹۴- ۱۳۷۳ ه)؛
۸. القواعد الحسینیة: تالیف سید حسن حسینی قمی حائری که در حقیقت تقریرات درس
میرزای شیرازی در مورد چندین قاعدۀ فقهی است؛
۹. القواعد الستة عشر: تالیف
شیخ جعفر کاشف الغطاء النجفی. این رسالۀ کوچک همراه با کتاب
حق المبین همین مؤلف در سال ۱۳۰۶ هجری قمری در
قم با چاپ سنگی منتشر شده است.
۱۰. القواعد الشرعیة: تالیف شیخ اسماعیل بن علی نقی تبریزی (متولد ۱۲۹۵ ه)؛
۱۱.
بلغة الفقیه: تالیف سید محمد بحر العلوم طباطبایی (متوفای ۱۳۲۶ ه) که دو بار با چاپ سنگی منتشر شده و بار سوم نیز در چهار جلد در
نجف با چاپ حروفی انتشار یافته است؛
۱۲.
القواعد الفقهیة (هفت جلدی): تالیف
سید محمد حسن موسوی بجنوردی. این اثر ارزشمند مشتمل بر حدود هفتاد قاعده فقهی است.
۱۳. القواعد الفقهیة: تالیف شیخ محمد حسین یزدی (متوفای حدود ۱۳۲۹ ه) که نسخۀ اصلی آن در کتابخانه مدرسه عالی شهید مطهری (مسجد سپهسالار) موجود است. ۱۴. تسهیل المسالک الی المدارک، تالیف ملا حبیب الله بن علی مدد بن رمضان کاشانی (متوفای ۱۳۴۰ ه). این کتاب دربردارندۀ پانصد قاعدۀ فقهی است که هر یک به طور اختصار شرح داده شدهاند.
۱۵. قواعد الفقهیه: تالیف شیخ محمد تقی آل فقیه عاملی که دو بار در
لبنان به چاپ رسیده است.
۱۶.
القواعد الفقهیة (چهار جلدی): تالیف
ناصر مکارم شیرازی.
۱۷. لمحات علی القواعد الفقهیة فی الاحادیث الکاظمیة: تالیف سید محمد خامنهای. این رساله به مناسبت برگزاری سومین کنگره جهانی
امام رضا (علیهالسّلام) (اسفند ۱۳۶۷)
نگارش یافته و در نخستین جلد مجموعۀ الآثار المؤتمر العالمی الثالث للامام رضا علیه السلام، در صفحههای ۱۶۹- ۲۵۸ منتشر شده است. در این رساله ۲۳ قاعده فقهی از میان احادیث منقول از
امام موسی بن جعفر (علیهالسّلام) استخراج و به
اختصار بیان شده است.
علاوه بر کتابهای ذکر شده در زمینه
قواعد فقه که همگی به زبان عربی نگارش یافتهاند، دربارۀ قواعد فقه امامیه چندین کتاب به
زبان فارسی نوشته شده است، از جمله:
۱. قواعد فقه: تالیف میرزا محمود شهابی خراسانی (۱۳۲۱ ه) که توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ شده است.
۲. قواعد فقه: تالیف حاج شیخ علی بابا فیروزکوهی. این کتاب بارها به چاپ رسیده که آخرین چاپ آن مربوط به سال ۱۳۱۳ هجری شمسی است.
۳. قواعد فقهی: تالیف سید محمد موسوی بجنوردی که در سال ۱۳۷۱ هجری شمسی در تهران منتشر شده است.
۴. قواعد فقه (جلد اول بخش مدنی): تالیف نگارندۀ این کتاب که اولین بار در ۱۳۶۱ چاپ شده و تا کنون چهار بار تجدید چاپ شده است. کتاب مذکور مشتمل بر ۱۳ قاعدۀ فقهی است و علاوه بر مجلد حاضر، جلدهای بعدی آن نیز تقدیم پژوهشگران خواهد شد.
محقق داماد، سید مصطفی، ج۲، ص۵-۱۹.