• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

ساختار آیه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پاره‌ای از حروف یا کلمات یا جمله‌های قرآن، واقع در یک سوره با فاصله معیّن و جدا از قبل و‌بعد را آیه گویند.

فهرست مندرجات

۱ - مفهوم آیه
۲ - چند معنا از لغویان برای آیه
۳ - کلمه آیه در قرآن
۴ - نظر کارشناسان درباره کاربرد آیه در قرآن
۵ - نخستین آیه قرآن
۶ - واپسین آیه قرآن
۷ - کوتاه‌ترین آیه
۸ - بلندترین آیه
۹ - اقسام آیات
       ۹.۱ - محکم و متشابه
              ۹.۱.۱ - مقصود از محکم و متشابه
              ۹.۱.۲ - بیشترین آیات متشابه
       ۹.۲ - ناسخ و منسوخ
              ۹.۲.۱ - نسخ حکم و تلاوت
              ۹.۲.۲ - نسخ تلاوت و بقای حکم
              ۹.۲.۳ - نسخ حکم و بقای تلاوت
۱۰ - تقسیمات دیگر برای آیات
       ۱۰.۱ - تقسیم از جهت نزول
       ۱۰.۲ - تقسیم از جهت محتوا
۱۱ - بیان صفات برای آیات از طرف پیامبر و امامان
       ۱۱.۱ - محکم‌ترین آیه
       ۱۱.۲ - جامع‌ترین یا هراس‌انگیزترین آیه
       ۱۱.۳ - عظیم‌ترین آیه
       ۱۱.۴ - امیدوار کننده‌ترین آیه
۱۲ - ترتیب آیات
       ۱۲.۱ - نظرات درباره ترتیب آیات
              ۱۲.۱.۱ - نظر مشهور
              ۱۲.۱.۲ - نظریه غیر مشهور
۱۳ - تعداد آیات
۱۴ - تقسیم سوره‌ها از جهت تعداد آیات
۱۵ - تناسب آیات
       ۱۵.۱ - جهات توجه به مناسبت آیات
       ۱۵.۲ - لزوم کشف مناسبت آیات در صورت توقیفی بودن
              ۱۵.۲.۱ - توجه ویژه طبرسی به تناسب
              ۱۵.۲.۲ - نظر برخی بر عدم توجه بیش از حد به تناسب
۱۶ - ویژگی آیات‌ قرآن
۱۷ - نقش و آثار آیات قرآن
       ۱۷.۱ - افزایش ایمان با تلاوت آیات
       ۱۷.۲ - بازگشت به سوی خدا
       ۱۷.۳ - شناساندن راه و روش مجرمان
       ۱۷.۴ - تزکیه و تعلیم
       ۱۷.۵ - تفکر در آیات
۱۸ - شرائط اثر گذاری قرآن از زبان قرآن
       ۱۸.۱ - ایمان
       ۱۸.۲ - یقین به نزول آیات از سوی خداوند
       ۱۸.۳ - تعقّل
۱۹ - برخورد با منکران آیات قرآن
۲۰ - روشهای منکران آیات برای انکار
       ۲۰.۱ - جدال بی‌دلیل
       ۲۰.۲ - استهزا
       ۲۰.۳ - سحر دانستن آیات قرآن
۲۱ - تلاوت آیات قرآن
۲۲ - پانویس
۲۳ - منبع



در ریشه آیه، میان لغویان اختلاف است. ابن ‌فارس اصل آن را (اَیَ‌یَ) به معنای مکث و انتظار می‌داند.
[۱] مقاییس، ج‌۱، ص‌۱۶۷، «اَیی».

جوهری و مصطفوی ریشه آن را «اَوی، یأوی» به معنای توجّه و قصد می‌دانند.
[۳] التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۸۶، «آیه».

«اَ اْ یَ» قول دیگری است که ابن‌فارس نقل می‌کند.
[۴] مقاییس، ج‌۱، ص‌۱۶۷، «ا‌ی ی».

ابن دُرَیْد می‌گوید: آیه از «اَیْ» به معنای آشکار کردن گرفته شده.
[۵] جمهرة اللّغه، ج‌۱، ص‌۲۵۰، «آیه».

راغب آن را با تشدید یاء (اَیّ) به صورت یک احتمال ذکر می‌کند و می‌گوید: درست آن است که از تَأَیّی، به معنای تثبُّت و پایداری أخذ شده باشد.



لغویان برای آیه چند معنا گفته‌اند:
۱. گروه؛
۲. شگفتی؛
۳. نشانه؛
[۷] البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳.

۴. چیزی که برای رسیدن به هدف و مقصودی مورد توجّه و وسیله قرار‌گیرد.
[۸] التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۷۲، «آیه».




کلمه آیه در قرآن ۸۶ بار مفرد و ۲۹۶ بار به صورت جمع آمده است.
[۹] المعجم الاحصائی، ج‌۲، ص‌۲۴ـ۳۰.




از نظر مفسّران و لغویان، «آیه» در قرآن به یکی از معانی ذیل به کار رفته‌است:
۱. نشانه که ریشه همه معانی دیگر است:
«وَ کَأیِّن مِن ءایة فِی‌السَّموتِ والأرضِ یَمُرُّونَ عَلَیْها وَ هُم عَنها مُعرِضون = چه بسیار نشانه‌ها در آسمانها و زمین است که بر آن‌ها می‌گذرند؛ در‌حالی که از آن‌ها روی می‌گردانند.»
۲. دلیل و برهان:
«...ذلِک بِأنَّهم کانُوا یَکفُرونَ بـایت اللَّهِ و یَقتُلُونَ النَّبِیّینَ بِغَیرِ الحقّ... =... زیرا به آیات خدا کفر می‌ورزیدند و پیامبران را به ناحق می‌کشتند...‌.»
۳. معجزه:
«وَ لَئِن أتَیتَ الَّذِینَ أُوتُوا الکتب بِکُلِّ ءایة ما تَبِعُوا قِبْلَتَک... = و اگر هرگونه معجزه‌ای برای اهل کتاب بیاوری، (باز) قبله تو را پیروی نمی‌کنند.»
[۱۴] کشف‌الأسرار، ج‌۱، ص‌۴۰۲.

۴. درس و عبرت:
«لَقَد کانَ فِی یُوسُفَ و إخوَتِه ءایتٌ لِلسّائلین = به راستی در (سرگذشت) یوسف و برادرانش برای پُرسندگان عبرتها وجود دارد.»
۵‌. بنا و عمارت:
«أتَبنُونَ بِکُلِّ رِیع ءایةً تَعبَثُون = آیا بر هر تپه‌ای بنایی می‌سازید که (در آن) دست به بیهوده‌کاری زنید؟»
۶‌. قدرت و سلطه:
«...فَلایَصِلُونَ إلَیکُما بِـایـتِنا... =... که با (وجود) قدرت ما، به شما دست نخواهند یافت...‌.»
[۲۰] روح‌المعانی، مج‌۱۱، ج‌۲۰، ص‌۱۱۶.

۷. آیه قرآن:
«هُوَ الَّذِی أنزَل عَلیکَ الکِتبَ مِنْهُ ءایتٌ محکمتٌ هُنَّ اُمُّ الکتب و أُخَرُ متشبهت... = او است کسی که این کتاب (=قرآن) را بر تو فرو فرستاد. پاره‌ای از آن آیات، محکم (=‌صریح و روشن) است. آن‌ها اساس کتابند و (پاره‌ای) دیگر متشابهاتند.»
به هر کدام از آیات قرآن به تناسب معانی لغوی، آیه گفته می‌شود. در تعریف آیه قرآن گفته‌اند: قطعه‌ای از قرآن است که در سوره‌ای واقع شده و شروع و پایان دارد و از چند جمله یا کلمه ـ‌گرچه برخی در تقدیر باشند ـ تشکیل شده است.
[۲۳] الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۵.

علامه طباطبایی می‌گوید: آیه، قطعه‌ای از قرآن است که جدا از قبل و بعدش قابل تلاوت باشد.



درباره نخستین آیه نازل شده بر پیامبر(صلی الله علیه وآله) سه قول است:
۱. آیات یکم تا پنجم سوره علق؛
۲. آیات سوره مدّثّر (به‌نقل از جابر)؛
۳. آیات سوره فاتحة‌ الکتاب.
[۲۵] البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۹۳‌ـ‌۳۰۰.

در جمع میان سه نظر می‌توان گفت: پنج آیه اوّل سوره علق، نخستین آیاتی است که مقارن بعثت نازل شده و مورد اتّفاق است؛ سپس چند آیه از ابتدای سوره مدّثّر (پس از دوره سه ساله فترت وحی) نازل شد؛ ولی سوره فاتحة‌الکتاب نخستین سوره کامل بود (نه نخستین آیات) که نازل شد؛ یعنی چند آیه از سوره علق و مدّثّر در آغاز، عنوان سوره نداشتند و با نزول بقیّه آیه‌های سوره، این عنوان را یافتند.
[۲۶] تاریخ قرآن، ص‌۴۴.




اختلاف آرا در مورد واپسین آیه بیشتر است:
۱. آیات سوره نصر (به نقل از ابن‌عبّاس
۲. آیات سوره مائده (به نقل از عایشه
۳. آیه «فإن تَوَلَّوْا فَقُل حَسبِیَ اللّهُ»؛
۴. «یَستَفتُونَک قُلِ اللّهُ یُفتیکُم فِی الکَللَةِ...» (به نقل صحیح بخاری از براءبن عازب
۵‌.«لَقَد جاءکم رَسُولٌ من أنْفُسِکُم» (روایت دیگری از ابن‌عباس)؛
۶‌. آیه ربا: «یأیّها الَّذِینَ ءامَنوا اتَّقُوا اللّهَ و ذَرُوا ما بَقِیَ مِنَ‌الرِّبوا...» (به روایت دیگری از بخاری).
[۳۱] البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۹۷.

ابوبکر باقلانی بر آن است که هیچ‌یک از این اقوال را نمی‌توان به رسول‌ خدا(صلی الله علیه وآله) نسبت داد؛ زیرا هرکدام از راویان، این آیات را از روی اجتهاد یا گمان، واپسین آیه می‌دانند؛
[۳۲] نکت الانتصار، ص‌۸۹‌.

۷. آیه ۲۸۱ بقره/۲ (واتَّقوا یَوماً تُرجَعونَ فیه إلی اللّهِ) رأی مشهور مفسّران این است که حضرت رسول پس از نزول آن، بیش از ۲۱ روز در حیات نبود. این قول را سیوطی از طرق گوناگون از ابن عبّاس روایت کرده؛
[۳۴] الدّرالمنثور، ج‌۲، ص‌۱۱۶.

۸‌. آیه اکمال: «... الیومَ أکمَلتُ لَکُم دِینَکُم...» که در بازگشت پیامبر(صلی الله علیه وآله) از حَجّة‌ الوداع در غدیرخُم نازل شد؛ زیرا سوره مائده، احکامی را در بر دارد که پایان جنگ‌ها و نیز کمال و استقرار اسلام را می‌رساند؛ به ویژه که این آیه از پایان کار رسالت خبر می‌دهد؛ بنابراین مناسب است که واپسین آیه، از واپسین سوره (مائده) باشد.
[۳۶] تاریخ قرآن، ص‌۴۶.




با صرف نظر از حروف مقطّعه، کوتاه‌ترین آیه از جهت تعداد کلمات، «مُدهامَّتان»
[۳۸] التحریر و التنویر، ج‌۱، ص‌۷۷.
و از جهت تعداد حروف، «والفَجر» و «والعصر» و مانند آن دو است.
[۴۱] الاتقان، ج‌۲، ص‌۳۵۷.




بلندترین آیه، «یأیّها الَّذِینَ ءامَنوا إذا تَدایَنتُم بِدَین...» است که به آیه دَیْن معروف شده و یک صفحه کامل مصحفِ با رسم‌الخط عثمان طه را تشکیل می‌دهد.



آیات قرآن به اقسام مختلفی تقسیم می‌شوند که به بیان آنها پرداخته می‌شود.

۹.۱ - محکم و متشابه


در یک جای قرآن، آیات به دو دسته تقسیم شده است:
محکمات و متشابهات: «هُوَ الَّذِّی أنزَلَ عَلَیک الکتبَ مِنهُ ءایتٌ مُحکَمتٌ هُنَّ أُمُّ الکتبِ وَ أُخَرُ مَتَشبِهت... = او کسی است که (این) کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد (که) بخشی از آن، آیات «محکم» است (و) آن‌ها اساس این کتابند و (بخشی) دیگر «متشابهات» است...‌.»

۹.۱.۱ - مقصود از محکم و متشابه


مفسّران در مقصود از محکم و متشابه آرای متفاوتی دارند. رشید رضا برای آن ده قول ذکر کرده است.
[۴۴] المنار، ج‌۳، ص‌۱۶۳ـ۱۶۵.

علامه طباطبایی می‌گوید:
می‌توان نزدیک بیست قول در آن یافت. محکمات، نزد مفسّران، آیاتی است که معنای آن‌ها روشن است و با معنای غیرمراد اشتباه نمی‌شود. به این دسته آیات باید ایمان داشت و به آن‌ها عمل کرد. متشابهات، آیاتی هستند که ظاهرشان مقصود نیست و مراد واقعی آن‌ها را که تأویل‌شان است، جز خدا کسی نمی‌داند. به این گونه آیات نیز باید ایمان داشت؛ ولی از پیروی و عمل به آن‌ها باید خودداری کرد؛ البتّه به نظر دانشمندان شیعه، تأویل آیات متشابه را پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امامان(علیهم السلام) نیز می‌دانند.
به نظر علاّمه طباطبایی، لازمه آشکار جمله «هُنَّ اُمُّ الکتب» این است که آیات متشابه از جهت مدلول و مراد، به محکمات برمی‌گردند، و‌از روایات به دست می‌آید که متشابه در رساندن مدلول خود استقلال ندارد و به واسطه ردّ آن به محکمات روشن می‌شود؛ بنابراین در قرآن، آیه‌ای که هیچگونه دسترس به مقصود واقعی‌اش نباشد، وجود ندارد.
[۴۶] قرآن در اسلام، ص‌۳۷.


۹.۱.۲ - بیشترین آیات متشابه


بیشترین آیات متشابه، در خصوص صفات و افعال خدا است: مانند: «اللّه نُورُ السَّموتِ والأرضِ... = خداوند نور آسمان‌ها و زمین است.»
تشابه در کلمه نور است که خداوند با آن وصف شده است. «یَدُ اللّهِ فَوقَ أیدیِهم = دست خدا بالای دست‌هایشان است.»
در این آیه، تشابه در یَد (دست) است که به خدا نسبت داده شده است.
با ارجاع این آیات به محکمات، آن‌ها نیز از صفت محکم برخوردار می‌شوند؛ محکماتِ آن‌ها مانند: «لَیسَ کَمِثله شَیءٌ = چیزی همانند او (=خدا) نیست»، «سبحنَه و تَعلی عَمّا یَصِفُون = او از آن‌چه وصف می‌کنند، پاک و منزّه و برتر است.» «لاتُدرِکُهُ الأبصارُ = چشم‌ها او را درنیابد.» عدد آیات متشابه از دویست تجاوز نمی‌کند.
[۵۲] التمهید، ج‌۳، ص‌۱۴.


۹.۲ - ناسخ و منسوخ


این تقسیم، برگرفته از این دو آیه است:
«ما نَنسَخ مِن ءایة أو نُنْسِها نأتِ بِخیر مِنها أو مِثلِها... = هر حکمی را که نسخ کنیم یا آن را به دست فراموشی بسپاریم، بهتر از آن یا مانند آن را می‌آوریم...»
«و‌إذا بَدَّلنا ءایةً مَکانَ ءایة وَاللّهُ أعلمُ بِما یُنَزِّل... = و چون آیه‌ای را جایگزین آیه‌ای کنیم و خدا به آن‌چه فرو می‌فرستد داناتر است».
جواز و وقوع نسخ و عدم آن در آیات قرآن و شناخت ناسخ و منسوخ، از آغاز مورد توجّه و تحقیق قرآن‌پژوهان بوده و از مهم‌ترین مبادی فهم قرآن و احکام تشریعی آن شناخته شده است. برای آیات قرآن، سه قسم نسخ برشمرده‌اند:

۹.۲.۱ - نسخ حکم و تلاوت


یعنی آیه‌ای پس از نزول و بیان یک یا چند حکم، همراه با حکم آن، به کلّی محو شود. این نوع نسخ را گروهی از اهل‌حدیث و جمعی از محدّثان غیر محقّق پذیرفته‌اند؛ امّا از دیدگاه بیشتر قرآن پژوهان مردود است؛ زیرا لازمه قبول چنین نسخی، پذیرفتن تحریف قرآن است.

۹.۲.۲ - نسخ تلاوت و بقای حکم


یعنی آیه‌ای محو شود؛ ولی حکمی که بیان کرده باقی بماند و به آن عمل شود. بیشتر مفسّران و دانشمندان اهل سنّت این گونه نسخ را پذیرفته‌اند؛ امّا شیعه به دو دلیل آن را مردود می‌داند:
یکم. مستند این‌گونه نسخ، خبرهای واحد است؛ در حالی که نسخ قرآن باید با قرآن یا با استناد به سنّت و خبرِ قطعی و متواتر ثابت شود.
دوم. این نیز مانند نوع اوّل موجب پذیرش تحریف قرآن است.

۹.۲.۳ - نسخ حکم و بقای تلاوت


یعنی شکل آیه با همان بلاغت و اعجاز باقی باشد و تلاوت شود؛ امّا حکم آن با جایگزینی آیه‌ای دیگر از جانب خداوند نسخ گردد. این همان نسخ معروف و مورد اتّفاق قرآن‌پژوهانی است که جواز و وقوع نسخ را پذیرفته‌اند.
[۵۵] التمهید، ج‌۲، ص‌۲۸۵.




تقسمیات دیگری از منظر و نگاه دیگر برای آیات قرآن فرض شده است:

۱۰.۱ - تقسیم از جهت نزول


سیوطی آیات را از جهت نزول، این‌گونه تقسیم می‌کند: آیات مکّی و مدنی، سفری و حضری، تابستانی و زمستانی، فراشی و نومی، زمینی و آسمانی، لیلی و نهاری.
[۵۶] الاتقان، ج۱، ص۱۰.


۱۰.۲ - تقسیم از جهت محتوا


و نیز از جهت محتوا و ویژگی‌های دیگر نیز آن‌ها رابه ۳۴ دسته تقسیم کرده‌اند؛ مانند: آیات الاحکام، آیات استدراج، آیات ناسخ، آیات منسوخ. برای بعضی از آیات، نام نیز نهاده‌اند که تعدادشان بالغ بر یک صد آیه است؛ مانند: آیه تبلیغ آیه ولایت آیه حجاب آیة‌الکرسی
[۶۱] اصطلاح‌نامه علوم قرآنی، ص‌۱۰۰.




در بیان پیامبر(صلی الله علیه وآله)، امامان(علیهم السلام) و اصحاب عناوین و صفاتی برای بعضی آیات قرآن آمده است؛ مانند:

۱۱.۱ - محکم‌ترین آیه


محکم‌ترین آیه: «إنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإحسن و إیتای ذِی‌القُربی وَ یَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَرِ وَالبَغیِ یَعِظُکُم لَعَلَّکُم تَذَکَّرُون = در حقیقت، خدا به دادگری و نیکوکاری و بخشش به خویشاوندان فرمان می‌دهد و از کار زشت و ناپسند و ستم باز می‌دارد. به شما اندرز می‌دهد؛ باشد که پند گیرید.»

۱۱.۲ - جامع‌ترین یا هراس‌انگیزترین آیه


جامع‌ترین یا هراس‌انگیزترین آیه:«فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ = پس هر کس هموزن ذرّه‌ای نیکی کند، آن را خواهد دید و هر کس هموزن ذرّه‌ای بدی کند، آن را خواهد دید.»

۱۱.۳ - عظیم‌ترین آیه


پیامبر(صلی الله علیه وآله) فرمود: عظیم‌ترین آیه، آیة‌الکرسی است.

۱۱.۴ - امیدوار کننده‌ترین آیه


از امام علی(علیه السلام) نقل شده که شما اهل عراق می‌گویید: امیدوار کننده‌ترین آیه، «قل یعبادی الَّذین أسْرَفوا علی أنفُسِهم...» است؛ امّا ما اهل‌بیت می‌گوییم: این آیه است: «وَ لَسَوفَ یُعطِیک رَبُّک فَتَرضی = و به زودی پروردگارت تو را عطا خواهد داد تا خرسند گردی».
[۶۷] الاتقان، ج‌۲، ص‌۳۵۳.




بحث درباره ترتیب آیات موجود در مصحف

۱۲.۱ - نظرات درباره ترتیب آیات


درباره نظم و ترتیب آیات میان قرآن‌پژوهان دو دیدگاه وجود دارد:

۱۲.۱.۱ - نظر مشهور


بیشتر محقّقان اهل‌سنّت و شیعه برآنند که جایگاه آیات درسوره‌ها با هدایتِ رسول(صلی الله علیه وآله) به وسیله جبرئیل و دستور حضرت به اصحاب معیّن می‌شد؛ بنابراین، ترتیب موجود توقیفی است؛ یعنی تغییر آن جایز نیست. اینان می‌گویند: صحابه حافظ قرآن که تا آخر عمر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و پس از او نیز می‌زیستند، قرآن را با همان ترتیب زمان حضرت روایت می‌کردند. زیدبن‌ثابت خود یکی از حافظان و راویان قرآن بود و به دستور ابوبکر مأمور تدوین قرآن به شکل مصحف شد. او آیات را براساس مرسوم زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مرتّب و مدوّن کرد و هیچگونه اختلافی میان مسلمانان در ترتیب آیات پدید نیامد.
[۶۸] التحریر والتنویر، ج‌۱، ص‌۷۹.

روایاتی که در این باره وارد شده، دلیلی دیگر بر این مدّعا است. عثمان‌بن‌ابی عاص می‌گوید: ما نزد پیامبر(صلی الله علیه وآله) بودیم. دیدیم دیدگان خود را بالا برد و در نقطه‌ای متمرکز کرد و فرمود: جبرئیل هم‌اکنون بر من فرود آمد و گفت: آیه «إنّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإحسن»؛ را در این جای سوره نحل قرار دهم.
[۷۰] الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۳۳.

افزون بر این، اگر ترتیب موجود تغییر یابد، از اعجاز بیانی قرآن کاسته می‌شود و این، دلیل بر ترتیب آیات بر اساس وحی خدا و امر پیامبر(صلی الله علیه وآله) بوده است.
[۷۱] التحریروالتنویر، ج‌۱، ص‌۷۹.

سیوطی نظریّه توقیفی بودن را اجماعی می‌داند و آن را از زرکشی و ابوجعفربن‌زبیر نقل می‌کند.
[۷۲] الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۳۲.


۱۲.۱.۲ - نظریه غیر مشهور


عدّه‌ای دیگر معتقدند که ممکن است آیات قرآن در زمان پیامبر مرتّب شده باشد؛ امّا پس از وی، ذوق، سلیقه و اجتهاد اصحاب در نظم و ترتیب موجود نقش داشته است. به نظر علاّمه طباطبایی، روایات جمع اوّل قرآن (زمان ابوبکر) مؤید این است که اجتهاد اصحاب در ترتیب آیات دخالت داشته، و‌روایت عثمان‌بن‌ابی‌عاص، فقط ترتیب بعضی از آیات نه تمام آن‌ها را به دست پیامبر(صلی الله علیه وآله) ثابت می‌کند و اگر بپذیریم که همه آیات به دستور حضرت مرتب شده، بدان معنا نیست که آن‌چه را اصحاب منظّم و مرتّب کرده‌اند، همان ترتیب زمان رسول خدا(صلی الله علیه وآله) است و فقط این مطلب را می‌رساند که آنان تعمّدی بر تغییر موارد روشن و مسلّم نداشته‌اند؛ امّا در جایی که آشکار نبود و نمی‌دانستند، اطمینانی به حفظ ترتیب آن حضرت نیست؛ هم‌چنین طبق روایات، او آیات مکّی را در سورههای مکّی و آیات مدنی را در سورههای مدنی قرار می‌داد؛ امّا آن‌چه هم‌اکنون دیده می‌شود، وجود آیات مکّی در سورههای مدنی و بالعکس است و اجماعی که بر وحدت ترتیب فعلی با ترتیب زمان پیامبر ادّعا شده، اجماع منقول است و نمی‌توان بر آن تکیه کرد.



در شمار آیات قرآن اختلاف است. یکی از عوامل این اختلاف آن است که پیامبر(صلی الله علیه وآله) هنگام تلاوت، در انتهای هر آیه وقف می‌کرد و روشن می‌شد که آن جا پایان آیه است؛ سپس برای تکمیل و ارتباط سخن، آن را به آیه بعد وصل می‌کرد و شنونده گاهی می‌پنداشت که در آن جا فاصله و وقفی نیست و دو آیه را یکی می‌شمرد؛ بنابراین، اختلاف روایات در موارد وصل و وقف، سبب اختلاف در شمار آیات شد و در پی آن، مکتب‌های گوناگونی در این باره پدید آمد که عبارتند از مکتب کوفی: ۶۲۳۶ آیه؛ مدنی: (دو عدد دارد) ۶۰۰۰ و ۶۲۱۴ آیه؛ بصری: ۶۲۰۴ آیه، و‌شامی: ۶۲۲۵ آیه.
[۷۴] نور علم، ش‌۴۳-۴۴، ص‌۸‌، «آیه».

عدد کوفی چون به علی(علیه السلام) منسوب است، نزد دانشمندان علوم قرآن و تفسیر به واقعیّت نزدیک‌‌تر و از اعتبار ویژه‌ای برخوردار است. عدد آیات در مصحف شریف براساس مکتب کوفی است. سیوطی از ابوعمرو دانی نقل می‌کند که عدد شش هزار در آیات قرآن اجماعی است و از آن کمتر نگفته‌اند؛ امّا در بیشتر از آن، دویست و چهار، چهارده، نوزده، بیست و چهار، و‌سی و شش آیه نیز گفته‌اند. ابن‌ضریس از طریق عثمان بن عطا از پدرش از ابن‌عباس نقل می‌کند که تمام آیات قرآن ۶۶۶۰ آیه است.
[۷۵] الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۶.




به طور کلّی سوره‌ها از جهت تعداد آیات سه دسته‌اند:
یکم. چهل سوره‌اند و در تعداد آیاتشان هیچ اختلافی نیست.
دوم. چهار سوره‌اند که در اجمالشان اختلافی نیست؛ یعنی همه اهل عدد در تعداد آیات آن‌ها وحدت نظر دارند؛ امّا در تفصیل آن‌ها اختلاف است؛ به طور مثال، اهل کوفه «طسم» را یک آیه و دیگران به‌جای آن «اُمّةً مِن النَّاسِ یَسْقُون» را یک آیه شمرده‌اند.
سوم. هم در اجمال و هم در تفصیلشان اختلاف است که هفتاد سوره‌اند؛ مانند فاتحة‌الکتاب که تعداد آیاتش را شش، هفت، هشت و نُه گفته‌اند و از طرفی گروهی «بسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرّحیم» و عدّه‌ای دیگر «أنعمتَ عَلیهِم» را یک آیه می‌دانند.
[۷۸] الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۸.

به نظر علاّمه طباطبایی، عددهایی که گفته‌اند، نصّ متواتر یا خبر واحد معتبری که بتوان بر آن تکیه کرد، ندارد؛ بنابراین، اعتقاد به هیچ کدام لازم نیست؛ بلکه می‌توان هر کدام را با تحقیق پذیرفت یا رد کرد.



شکّی نیست که میان آیات قرآن، نوعی مناسبت و هم‌بستگی وجود دارد.

۱۵.۱ - جهات توجه به مناسبت آیات


این مناسبت از چند جهت مورد توجّه قرار می‌گیرد:
الف. مناسبت میان دسته‌ای از آیات یک سوره که موضوعی خاص را بیان می‌کند و این همان وحدت سیاق و مصطلح مفسّران است؛
ب. مناسبت میان مجموع آیات یک سوره که هدف یا اهداف متعدّدی را تعقیب می‌کند و پس از رسیدن به آن، سوره به پایان می‌رسد. کوتاهی و بلندی سوره‌ها نیز به این سبب برمی‌گردد.
[۸۰] التمهید، ج‌۵‌، ص‌۲۳۹.


۱۵.۲ - لزوم کشف مناسبت آیات در صورت توقیفی بودن


آن دسته از قرآن‌پژوهان که ترتیب آیات را توقیفی می‌دانند، بر لزوم کشف این مناسبت تأکید می‌کنند. در این باره ابوالحسن برهان‌الدین عمر بقاعی کتابی به نام نظم‌الدُرر فی مناسبات الآیات و السّور تألیف و براساس مناسبات میان آیات، قرآن را تفسیر کرده است. سیوطی نیز کتابی به نام اسرار ترتیب القرآن نوشته. او می‌گوید: دانستن مناسبت آیات، علمی شریف است و چون دقیق بوده، مفسّران کم‌تر به آن توجّه کرده‌اند و بیشتر از همه امام فخر رازی به آن پرداخته و گفته است که بیش‌ترین لطایف و ظرافت‌های قرآن در ترتیب و روابط میان آیات نهفته. نخستین کسی که از علم مناسبت آیات و سوره‌ها بحث کرد، ابوبکر نیشابوری بود. او هنگامی که بر کرسی تدریس می‌نشست، همواره از حکمت ارتباط میان آیات سخن می‌گفت. شیخ ولی‌ الدین مولوی نیز می‌گوید: هر کس بگوید چون قرآن به طور تدریجی فرود آمده، نباید در پی کشف مناسبات آیات باشیم، دچار توهّم شده؛ زیرا جان کلام همین جا است که قرآن نزولش براساس وقایع، و‌ترتیبش براساس حکمت و مطابق لوح محفوظ است.
[۸۱] الاتقان، ج‌۱، ص‌۲۳۵.

فخررازی می‌گوید: خداوند آیات را با بهترین روش مرتّب کرده؛ برای مثال، گاهی احکامی را بیان و در طیّ آن آیاتی را با آهنگ تشویق و تهدید فرود آورده؛ سپس آیاتی را که عظمت و بزرگی خدا را بیان می‌کند، به آن افزوده است؛ زیرا پذیرش تکلیف به اعمال سخت، در ابتدا از جانب انسان مشکل است، مگر آن که با تشویق و تهدید همراه شود و این دو در قلب‌ها تأثیر نمی‌کند، مگر اینکه انسان به کمال و عظمت صادرکننده تکلیف ایمان داشته باشد.
[۸۲] التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۶۱‌.


۱۵.۲.۱ - توجه ویژه طبرسی به تناسب


شاید بتوان گفت: در میان مفسّران، بیش از همه طبرسی در مجمع‌البیان به ارتباط و تناسب میان آیات و سوره‌ها توجّه کرده. او در ذیل عنوان «النّظم» به شرح پیوند معنوی آیات پرداخته است.
مفسّران دیگری که به این امر توجّه کرده‌اند، زمخشری در الکشّاف، فخررازی در التفسیر الکبیر، آلوسی در روح‌المعانی، محمّدرشیدرضا در تفسیر المنار و شیخ محمود شلتوت در تفسیر القرآن الکریم هستند.

۱۵.۲.۲ - نظر برخی بر عدم توجه بیش از حد به تناسب


برخی دیگر از مفسّران، با آن که معتقد به وجود تناسب میان آیاتند، می‌گویند: نباید برای کشف مناسبت، خود را به زحمت انداخت؛ زیرا قرآن کتابی فنّی و درسی نیست تا دارای فصول و نظام تألیفی خاصّی باشد؛ بلکه در طول ۲۳ سال به تدریج نازل شده؛ پس ممکن است در بسیاری موارد میان آیاتش پیوند خاصّی نباشد.
شیخ عزالدّین می‌گوید: شناخت مناسبت آیات خوب است؛ امّا این مناسبت باید براساس ارتباط میان اجزایی باشد که اوّل و آخرش به هم ربط دارد؛ بنابراین نباید ربط‌های نادرستی را به کلام خدا نسبت داد.
[۸۳] الاتقان، ج‌۲، ص‌۲۳۴.

به گفته علامه طباطبایی، چه بسا ممکن است چند آیه به صورت جمله‌ای معترضه که بیا‌نگر مطلب دیگری باشد، میان دو آیه هم‌سیاق فاصله شوند؛ بنابراین نیازی به تکلّف و زحمت برای یافتن ارتباط و تناسب آیات نیست و دلیلی بر لزوم این تناسب وجود ندارد، مگر در سوره‌هایی که یک‌جا نازل شده، یا آیاتی که ارتباطشان روشن است.



روشنی و قابل ‌فهم بودن، ویژگی برجسته آیات ‌قرآن است. این حقیقت با واژه «بیّن» «ولَقد أنزَلنا إلیکَ ءایـت بیّنت» و «تفصیل» به معنای جداکردن آن‌ها از یک‌دیگر آن‌گونه که معنا و مدلول هریک در جای‌ خود روشن ‌شود و«تصریف» به معنای بازگویی بیان شده است. آیات قرآن به روشن‌گر نیز وصف شده: «و‌لَقد أنزَلنا إلیکُم ءایت مُبیّنت.»



آیات قرآن اثرات مختلفی در زندگی فردی و اجتماعی افراد می‌گذارد:

۱۷.۱ - افزایش ایمان با تلاوت آیات


افزایش ایمان که بر اثر تلاوت آیات قرآن بر مؤمنان حاصل می‌شود: «إنّما المُؤمِنون الَّذینَ إذا ذُکِرَ اللّهُ وَجِلَت قُلوبُهُم و إذا تُلِیَت عَلَیهِم ءایـتُه زادَتُهم إیمـنًا.»

۱۷.۲ - بازگشت به سوی خدا


بازگشت به سوی خدا، از جمله اهداف نزول آیات شمرده شده: «وَ‌کذلِک نُفصِّلُ الأیـتِ و لَعلَّهم یَرجِعُون.»

۱۷.۳ - شناساندن راه و روش مجرمان


شناساندن راه و روش مجرمان ـ برای آن‌که مؤمنان از آن دوری کنند ـ از اهداف نزول آیات قرآن است:
«وَ‌کذلِکَ نُفصِّلُ الأیـتِ و لِتَستَبین سَبیلُ المُجرِمین.»

۱۷.۴ - تزکیه و تعلیم


از خواسته‌های ابراهیم(علیه السلام)برای ذرّیّه خود از خداوند، فرستادن پیامبری است که آیات را برای تعلیم و تزکیه بر آنان بخواند: «ربَّنا وَابعَث فیهِم رسُولاً مِنهم یتلُوا عَلیهِم ءایـتِکَ و یُعَلِّمُهُمُ الکِتـبَ والحِکمَةَ و یُزکّیهم.»

۱۷.۵ - تفکر در آیات


تفکّر و ژرف‌نگری از آثار دیگر آیات قرآن است: «و‌أَنزَلنا إِلَیکَ الذِّکرَ لِتُبیِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیهِم و لَعَلَّهُم یَتفَکَّرون.»



قرآن برای تأثیر آیات، شرایطی را برشمرده:

۱۸.۱ - ایمان


در آیه ۲ انفال/۸ آمده است که هنگام تلاوت آیات قرآن بر مؤمنان، ایمانشان افزایش‌می‌یابد.

۱۸.۲ - یقین به نزول آیات از سوی خداوند


«قد بَیَّنَّا الأیـتِ لِقَوم یوقِنون.»

۱۸.۳ - تعقّل


خداوند صاحبان خرد و‌آنان را که تعقّل می‌کنند، کسانی می‌داند که از‌آیات قرآن اثر می‌پذیرند و متذکّر می‌شوند: «هُوَ‌الَّذی أَنزَلَ عَلَیکَ الکِتـبَ مِنهُ ءایـتٌ مُحکَمـت... و ما یَذَّکَّر إلاّ أُولوا الألبـب».



آیه ۱ رعد/۱۳ از ایمان نیاوردن بیش‌تر مردم به آیات قرآن (با وجود حقّانیّت آن) خبر می‌دهد:
«المر تِلکَ ءایـتُ الکِتـبِ وَ الّذی أُنزِلَ إلیکَ مِن رَبِّک الحَقُّ وَ‌لکنَّ أکثرَ النّاسِ لایُؤمِنون»
و در آیات بسیاری به آنان وعده عذاب می‌دهد و متذّکر می‌شود که در قیامت کافران را دسته دسته به جهنّم وارد می‌کنند و به آنان خطاب می‌شود: مگر پیامبران، آیات پروردگار را بر شما نخواندند و از ملاقات این روز برحذر نداشتند؟
منکران و اعراض کنندگان از آیات قرآن، گاهی فاسق شمرده ‌شده‌اند: «وَ لَقَد أَنزَلنا إلیکَ ءایـت بَیِّنـت وَ‌ما‌یَکفُرُ بِها إلاّ الفـسِقون.»
و‌گاهی ظالم و مجرم: «وَ مَن أظَلَم مِمَّن ذُکِّر بِـایـتِ رَبِّهِ ثُمَّ أعرَضَ عَنها إنّا مِن المُجرِمینَ مُنتَقِمون»
و نیز مستکبر که به شدّت مورد سرزنش قرار گرفته‌اند: «قَد‌کانَت ءایـتی تُتلی عَلیکُم فَکُنتم عَلی أعقـبِکُم تَنکِصونَ مُستَکبِرین به سـمِراً تَهجُرون.»



منکران آیات قرآن، روش‌های گوناگونی را برای انکار آن در پیش می‌گرفتند.

۲۰.۱ - جدال بی‌دلیل


جدال بی‌دلیل از روش‌های برخورد مشرکان با آیات است که سبب خشم خداوند و توبیخ او می‌شود: «الَّذِینَ یُجـدِلونَ فی ءایتِ اللّهِ بِغَیرِ سُلطـن اَتـَـهُم کَبُر مَقتاً عِندَاللّهِ...‌.»
مقصود از جدال در این آیات، جدال باطل است که برای از بین بردن حقّ به‌کار می‌رود، نه جدال برای اثبات حق؛ زیرا خداوند خود، پیامبر را به جدال حقّ مأمور فرموده‌است: «و‌جدِلهُم بِالَّتی هِی أحسَن».

۲۰.۲ - استهزا


استهزا، گونه‌ای دیگر از برخورد با آیات قرآن بود: «و‌إذا عَلِمَ مِن ءایـتِنا شَیئاً اتَّخَذَها هُزُواً أُولـئک لَهم عَذابٌ مُهینٌ.»
یا آن‌که هنگام تلاوت آیات بر آنان، آن را افسانه پیشینیان می‌دانستند: «إذا تُتلی عَلیه ءایـتُنا قال أسـطیرُ الأوَّلین.»

۲۰.۳ - سحر دانستن آیات قرآن


سحر دانستن آیات قرآن، حربه دیگر کافران برای مقابله با آن بود: «و‌إذا تُتلی عَلیهم ءایـتُنا بَیِّنـت قالَ الّذین کَفروا لِلحَقِّ لَمّا جاءَهُم هـذا سِحرٌ مُبینٌ.»



خداوند تلاوت آیات بر پیامبر را به خود نسبت داده:
«ذلک نتلوهُ عَلیکَ مِنَ الأیـتِ وَ الذِّکرِ الحَکیم.» و تلاوت آیات بر مؤمنان برای تعلیم و تزکیه آنان را هدف برانگیخته شدن پیامبر(صلی الله علیه وآله) می‌داند: «هُو الَّذِی بَعَثَ فی‌الأُمّیّین رَسولاً مِنهم یَتلوا عَلیهم ءایتِه و یُزکّیهم و یُعلِّمُهم الکِتـبَ والحِکمةَ.» و پیامبر و مسلمانان به تلاوت آیات ‌قرآن به اندازه میسور سفارش شده‌اند.
قرآن برخورد معاندان و پذیرندگان حق را هنگام تلاوت آیات بر آنان، متفاوت بیان می‌کند. در چهره کافران (هنگام تلاوت آیات قرآن بر آنان) آثار انکار نمایان شده، به شدّت خشمگین می‌شوند؛ چنان‌که نزدیک است برخیزند و بر کسانیکه آیات را بر ایشان تلاوت می‌کنند، حمله برند: «و‌إذا تُتلی عَلیهِم ءایـتُنا بَیِّنـت تَعرِفُ فی وُجوهِ الَّذینَ کَفَروا المُنکَرَ یَکادونَ یَسطُونَ بِالَّذین یَتلُونَ عَلیهِم ءایـتِنا...‌.»
دسته دیگر که حق‌پذیرند، با تلاوت آیات بر آنان، ایمانشان افزون‌تر می‌شود و ازآن‌رو که حقیقت را یافته‌اند، چشمانشان از شوق اشک می‌ریزد:«و‌إذا سَمِعوا ما أُنزِلَ إِلَی الرَّسول تَری أَعیُنهم تَفیضُ مِن الدَّمعِ ممّا عَرفُوا مِن الحقّ...‌.»


 
۱. مقاییس، ج‌۱، ص‌۱۶۷، «اَیی».
۲. الصحاح، «اَیی»، ج‌۶‌، ص‌۲۲۷۵.    
۳. التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۸۶، «آیه».
۴. مقاییس، ج‌۱، ص‌۱۶۷، «ا‌ی ی».
۵. جمهرة اللّغه، ج‌۱، ص‌۲۵۰، «آیه».
۶. مفردات، ص‌۱۰۱، «ای».    
۷. البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۳.
۸. التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۷۲، «آیه».
۹. المعجم الاحصائی، ج‌۲، ص‌۲۴ـ۳۰.
۱۰. یوسف/سوره۱۲، آیه۱۰۵.    
۱۱. مجمع ‌البیان، ج‌۱، ص‌۲۵۵.    
۱۲. بقره/سوره۲، آیه۶۱.    
۱۳. بقره/سوره۲، آیه۱۴۵.    
۱۴. کشف‌الأسرار، ج‌۱، ص‌۴۰۲.
۱۵. یوسف/سوره۱۲، آیه۷.    
۱۶. مجمع ‌البیان، ج‌۵‌، ص‌۳۲۳.    
۱۷. شعراء/سوره۲۶، آیه۱۲۸.    
۱۸. مجمع البیان، ج‌۷، ص‌۳۱۰.    
۱۹. قصص/سوره۲۸، آیه۳۵.    
۲۰. روح‌المعانی، مج‌۱۱، ج‌۲۰، ص‌۱۱۶.
۲۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷.    
۲۲. المیزان، ج‌۳، ص‌۲۰.    
۲۳. الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۵.
۲۴. المیزان، ج‌۱۳، ص‌۲۳۱.    
۲۵. البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۹۳‌ـ‌۳۰۰.
۲۶. تاریخ قرآن، ص‌۴۴.
۲۷. توبه/سوره۹، آیه۱۲۹.    
۲۸. نساء/سوره۴، آیه۱۷۶.    
۲۹. توبه/سوره۹، آیه۱۲۸.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۲۷۸.    
۳۱. البرهان فی علوم القرآن، ج‌۱، ص‌۲۹۷.
۳۲. نکت الانتصار، ص‌۸۹‌.
۳۳. بقره/سوره۲، آیه۲۸۱.    
۳۴. الدّرالمنثور، ج‌۲، ص‌۱۱۶.
۳۵. مائده/سوره۵، آیه۳.    
۳۶. تاریخ قرآن، ص‌۴۶.
۳۷. رحمن/سوره۵۵، آیه۶۴.    
۳۸. التحریر و التنویر، ج‌۱، ص‌۷۷.
۳۹. فجر/سوره۸۹، آیه۱.    
۴۰. عصر/سوره۱۰۳، آیه۱.    
۴۱. الاتقان، ج‌۲، ص‌۳۵۷.
۴۲. نحل/سوره۲، آیه۲۸۲.    
۴۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷.    
۴۴. المنار، ج‌۳، ص‌۱۶۳ـ۱۶۵.
۴۵. المیزان، ج۳، ص۳۲۴۳.    
۴۶. قرآن در اسلام، ص‌۳۷.
۴۷. نور/سوره۲۴، آیه۳۵.    
۴۸. فتح/سوره۴۸، آیه۱۰.    
۴۹. شوری/سوره۴۲، آیه۱۱.    
۵۰. انعام/سوره۶، آیه۱۰۰.    
۵۱. انعام/سوره۶، آیه۱۰۳.    
۵۲. التمهید، ج‌۳، ص‌۱۴.
۵۳. بقره/سوره۲، آیه۱۰۶.    
۵۴. نحل/سوره۱۶، آیه۱۰۱.    
۵۵. التمهید، ج‌۲، ص‌۲۸۵.
۵۶. الاتقان، ج۱، ص۱۰.
۵۷. مائده/سوره۵، آیه۶۷.    
۵۸. مائده/سوره۵، آیه۵۵.    
۵۹. نور/سوره۲۴، آیه۳۱.    
۶۰. بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.    
۶۱. اصطلاح‌نامه علوم قرآنی، ص‌۱۰۰.
۶۲. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۶۳. زلزله/سوره۹۹، آیه۷‌-۸.    
۶۴. بقره/سوره۲، آیه۲۵۵.    
۶۵. زمر/سوره۳۹، آیه۵۳.    
۶۶. ضحی/سوره۹۳، آیه۵.    
۶۷. الاتقان، ج‌۲، ص‌۳۵۳.
۶۸. التحریر والتنویر، ج‌۱، ص‌۷۹.
۶۹. نحل/سوره۱۶، آیه۹۰.    
۷۰. الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۳۳.
۷۱. التحریروالتنویر، ج‌۱، ص‌۷۹.
۷۲. الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۳۲.
۷۳. المیزان، ج‌۱۲، ص‌۱۲۷۱۲۹.    
۷۴. نور علم، ش‌۴۳-۴۴، ص‌۸‌، «آیه».
۷۵. الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۶.
۷۶. قصص/سوره۲۸، آیه۱.    
۷۷. قصص/سوره۲۸، آیه۲۳.    
۷۸. الاتقان، ج‌۱، ص‌۱۴۸.
۷۹. المیزان، ج‌۱۳، ص‌۲۳۲.    
۸۰. التمهید، ج‌۵‌، ص‌۲۳۹.
۸۱. الاتقان، ج‌۱، ص‌۲۳۵.
۸۲. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۶۱‌.
۸۳. الاتقان، ج‌۲، ص‌۲۳۴.
۸۴. المیزان، ج‌۴، ص‌۳۵۹.    
۸۵. بقره/سوره۲، آیه۹۹.    
۸۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۴.    
۸۷. المیزان، ج‌۸‌، ص‌۳۲۳.    
۸۸. احقاف/سوره۴۶، آیه۲۷.    
۸۹. نور/سوره۲۴، آیه۳۴.    
۹۰. انفال/سوره۸، آیه۲.    
۹۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۴.    
۹۲. المیزان، ج‌۷، ص‌۱۰۶.    
۹۳. انعام/سوره۶، آیه۵۵.    
۹۴. بقره/سوره۲، آیه۱۲۹.    
۹۵. نحل/سوره۱۶، آیه۴۴.    
۹۶. انفال/سوره۸، آیه۲.    
۹۷. بقره/سوره۲، آیه۱۱۸.    
۹۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷.    
۹۹. رعد/سوره۱۳، آیه۱.    
۱۰۰. زمر/سوره۳۹، آیه۷۱.    
۱۰۱. مائده/سوره۵، آیه۸۶.    
۱۰۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۳‌-۴.    
۱۰۳. بقره/سوره۲، آیه۹۹.    
۱۰۴. سجده/سوره۳۲، آیه۲۲.    
۱۰۵. مؤمنون/سوره۲۳، آیه۶۶-۶۷.    
۱۰۶. غافر/سوره۴۰، آیه۳۵.    
۱۰۷. غافر/سوره۴۰، آیه۴.    
۱۰۸. غافر/سوره۴۰، آیه۵۶.    
۱۰۹. غافر/سوره۴۰، آیه۶۹.    
۱۱۰. نحل/سوره۱۶، آیه۱۲۵.    
۱۱۱. المیزان، ج‌۱۷، ص‌۳۰۵.    
۱۱۲. جاثیه/سوره۴۵، آیه۹.    
۱۱۳. قلم/سوره۶۸، آیه۱۵.    
۱۱۴. انفال/سوره۸، آیه۳۱.    
۱۱۵. احقاف/سوره۴۶، آیه۷.    
۱۱۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۵۸.    
۱۱۷. جمعه/سوره۶۲، آیه۲.    
۱۱۸. مزمّل/سوره۷۳، آیه۲۰.    
۱۱۹. حج/سوره۲۲، آیه۷۲.    
۱۲۰. انفال/سوره۸، آیه۲.    
۱۲۱. مائده/سوره۵، آیه۸۳.    




دانشنامه موضوعی قرآن.    






جعبه ابزار