• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

نکاح موقّت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عقد زناشویی در مدّتی معیّن را ازدواج موقّت گویند.
از ازدواج موقّت به نکاح متعه و نکاح منقطع نیز تعبیر شده و از آن در باب نکاح سخن رفته است.

فهرست مندرجات

۱ - حکم ازدواج موقت
۲ - ارکان ازدواج موقت
       ۲.۱ - صیغه
              ۲.۱.۱ - الفاظ ایجاب
              ۲.۱.۲ - الفاظ قبول
              ۲.۱.۳ - شرایط صیغه
       ۲.۲ - زوجین
              ۲.۲.۱ - ایجاد محرمیت با عقد موقت
              ۲.۲.۲ - مستحبات و مکروهات در زن
              ۲.۲.۳ - ازدواج موقت با دختر بکر
              ۲.۲.۴ - اذن ولی در عقد موقت بکر رشیده
       ۲.۳ - مهر
              ۲.۳.۱ - زمان مالکیت زن به مهر
              ۲.۳.۲ - بخشیدن مدت قبل از دخول
       ۲.۴ - مدّت
              ۲.۴.۱ - شرط معین بودن مدت
              ۲.۴.۲ - بخشیدن مدت توسط مرد
              ۲.۴.۳ - طلاق در ازدواج موقت
              ۲.۴.۴ - تجدید یا تبدیل به دائم قبل از اتمام مدت
۳ - سایر احکام متعه
       ۳.۱ - تعداد زن در متعه
       ۳.۲ - شرط ضمن عقد در متعه
       ۳.۳ - تأخیر بیش از چهار ماه در آمیزش
       ۳.۴ - حکم بچه در عقد متعه
       ۳.۵ - ایلاء، لعان و ظهار در متعه
       ۳.۶ - ارث در متعه
       ۳.۷ - نفقه زن در متعه
       ۳.۸ - عده در متعه
       ۳.۹ - عده زن غیر حامله در فوت شوهر
۴ - پانویس
۵ - منبع



ازدواج موقّت از اختصاصات مذهب شیعه، و عملی مستحب است.



نکاح منقطع چهار رکن دارد:

۲.۱ - صیغه


عقد متعه همچون سایر عقود از ایجاب و قبول تشکیل می‌شود.

۲.۱.۱ - الفاظ ایجاب


ایجاب که توسط زن خوانده می‌شود، به قول مشهور، باید با یکی از الفاظ «زوّجتک»، «متّعتک» یا «أنکحتک» باشد و عقد با الفاظ دیگر مانند «تملیک»، «هبه» و «اجاره» منعقد نمی‌شود.

۲.۱.۲ - الفاظ قبول


قبول توسط مرد با لفظی که بر انشاء رضایت او دلالت کند- مانند «قبلت النّکاح»، «قبلت المتعة»، «قبلت التّزویج» یا «قبلت» به تنهایی- محقّق می‌گردد.

۲.۱.۳ - شرایط صیغه


شرایط صیغۀ عقد منقطع، همان شرایط صیغۀ عقد دائم است.

۲.۲ - زوجین


ازدواج موقّت میان مرد و زن مسلمان و نیز به قول مشهور بین متأخّران، میان مرد مسلمان و زن کتابی صحیح است، لیکن میان زن مسلمان و مرد کتابی جایز نیست.

۲.۲.۱ - ایجاد محرمیت با عقد موقت


پدر یا جد پدری می‌توانند زنی را برای محرم شدن با وی، به عقد موقّت پسر نابالغ خود یا دختر نابالغی را برای محرم شدن مادر وی با فردی، به عقد آن فرد درآورند، لیکن در این که شرط است مدّت عقد به اندازه‌ای باشد که برای پسر یا دختر، امکان تمتّع جنسی در آن مدّت وجود داشته باشد یا کمتر از آن نیز کفایت می‌کند و نیز در این که مصلحت داشتن چنین عقدی برای پسر یا دختر، شرط صحّت آن است یا صرف نداشتن مفسده کفایت می‌کند، اختلاف است.
[۸] توضیح المسائل مراجع، م۲۴۲۹.


۲.۲.۲ - مستحبات و مکروهات در زن


مستحب است زنی که برای عقد منقطع اختیار می‌شود، باایمان (شیعه) و عفیف باشد و در صورت متهم بودن، از حال وی سؤال شود. به قول مشهور، ازدواج موقّت با زن زناکار مکروه و به قول برخی، حرام است. در صورت متعه کردن وی، بازداشتن او از زنا مستحب است.

۲.۲.۳ - ازدواج موقت با دختر بکر


ازدواج موقّت با دختر بکر (دوشیزه) مکروه است و در صورت ازدواج، ازالۀ بکارت وی کراهت دارد.

۲.۲.۴ - اذن ولی در عقد موقت بکر رشیده


در جواز عقد منقطع دختر بکر رشیده، بدون اذن ولیّ او، اختلاف و قول اشهر، جواز آن است.

۲.۳ - مهر


ذکر مهر، شرط صحّت عقد منقطع است و اگر ذکر نشود، عقد باطل است.

۲.۳.۱ - زمان مالکیت زن به مهر


زن به صرف عقد، مالک مهر می‌شود، لیکن استقرار ملکیّت وی نسبت به همۀ آن، بر دخول و تمکین زن از مرد در مدّت تعیین شده متوقّف است.

۲.۳.۲ - بخشیدن مدت قبل از دخول


در صورتی که مرد مدّت را پیش از دخول ببخشد، نصف مهر بر عهده‌اش ثابت است.

۲.۴ - مدّت


ذکر مدّت، شرط صحّت عقد منقطع است و به قول مشهور، در صورت عدم ذکر آن، عقد دائم واقع می‌شود.

۲.۴.۱ - شرط معین بودن مدت


مدّت، باید معیّن و غیر قابل افزایش و کاهش باشد، نه مبهم و کلّی مانند چند روز، چند ماه یا تا بازگشت حاجیان از مکّه.

۲.۴.۲ - بخشیدن مدت توسط مرد


مرد می‌تواند همۀ مدّت یا مقداری از آن را به زن ببخشد، بدون این که نیازی به قبول او باشد.

۲.۴.۳ - طلاق در ازدواج موقت


در ازدواج موقّت، طلاق نیست و زن و شوهر با تمام شدن مدّت یا بخشیدن آن توسط مرد، از یکدیگر جدا می‌شوند.

۲.۴.۴ - تجدید یا تبدیل به دائم قبل از اتمام مدت


به قول مشهور، تجدید عقد موقّت با زن یا تبدیل آن به عقد دائم پیش از تمام شدن یا بخشیدن مدّت متعۀ پیشین، صحیح نیست.



ازدواج موقت دارای احکام دیگری نیز می‌باشد که به آنها اشاره می‌شود.

۳.۱ - تعداد زن در متعه


در ازدواج موقّت بر خلاف ازدواج دائم، محدویتی در گزینش زن‌ها وجود ندارد و مرد می‌تواند هر تعداد زن که بخواهد به عقد موقّت خویش در آورد.
[۲۱] العروة الوثقی ج۲، ص۸۱۴.


۳.۲ - شرط ضمن عقد در متعه


هر یک از زن و مرد می‌توانند نسبت به چگونگی تمتّع از یکدیگر، زمان و مکان آن و سایر جهات، هر گونه شرطی را که با مقتضای عقد تنافی نداشته باشد، قرار دهند.

۳.۳ - تأخیر بیش از چهار ماه در آمیزش


در این که مرد می‌تواند آمیزش با همسر موقّت خود را بیش از چهار ماه ترک کند یا خیر، اختلاف است.
[۲۴] العروة الوثقی ج۲، ص۸۱۰.


۳.۴ - حکم بچه در عقد متعه


در صورت حامله شدن زن هر چند مرد عزل کرده باشد فرزند از آن شوهر است، مگر آن که وی فرزند را از خود نفی نماید که در این صورت، بدون نیاز به لعان، فرزند بر حسب ظاهر از او نفی می‌شود؛ هرچند جایز نیست مرد بدون علم به انتفا، نفی ولد کند.

۳.۵ - ایلاء، لعان و ظهار در متعه


به قول مشهور، ایلاء و لعان در عقد منقطع واقع نمی‌شود و در وقوع ظهار اختلاف است.

۳.۶ - ارث در متعه


به قول مشهور، زن و شوهر بدون شرط توارث، از یکدیگر ارث نمی‌برند. در ثبوت توارث در صورت شرط آن در عقد، اختلاف است.

۳.۷ - نفقه زن در متعه


نفقۀ زن در طول مدّت عقد، بر عهدۀ شوهر نیست، مگر آن که شرط شود.

۳.۸ - عده در متعه


زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید چهل و پنج روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در این که عدّۀ او دو حیض است‌ یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّۀ زن حامله، وضع حمل او است.
[۲۹] مهذّب الاحکام ج۲۶، ص۹۵.


۳.۹ - عده زن غیر حامله در فوت شوهر


به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد و برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّۀ زن در صورت حامله بودن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّۀ وفات است.


 
۱. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۳۹.    
۲. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۵۱.    
۳. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۵۴.    
۴. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۵۴-۱۵۵.    
۵. جواهر الکلام ج۳۰، ص۲۷-۲۸.    
۶. الحدائق الناضرة ج۲۴، ص۵.    
۷. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۷۶.    
۸. توضیح المسائل مراجع، م۲۴۲۹.
۹. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۵۷-۱۶۰.    
۱۰. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۰-۱۶۱.    
۱۱. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۸۶.    
۱۲. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۲.    
۱۳. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۴.    
۱۴. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۷-۱۶۸.    
۱۵. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۶-۱۶۷.    
۱۶. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۷۲-۱۷۵.    
۱۷. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۷۶.    
۱۸. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۶۶.    
۱۹. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۸۸.    
۲۰. جواهر الکلام ج۳۰، ص۲۰۲.    
۲۱. العروة الوثقی ج۲، ص۸۱۴.
۲۲. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۸۶-۱۸۹.    
۲۳. جواهر الکلام ج۲۹، ص۱۱۵-۱۱۷.    
۲۴. العروة الوثقی ج۲، ص۸۱۰.
۲۵. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۸۷.    
۲۶. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۸۸-۱۸۹.    
۲۷. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۹۰-۱۹۳.    
۲۸. جواهر الکلام ج۳۱، ص۳۰۳.    
۲۹. مهذّب الاحکام ج۲۶، ص۹۵.
۳۰. جواهر الکلام ج۳۰، ص۲۰۰.    




فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۳۹۹.    




جعبه ابزار