تصلیب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تصلیب به معنای به
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
کشیدن و از شیوه‌های باستانی اعدام می‌باشد.


ریشه تصلیب



تصلیب
مصدراسم دلالت کننده بر حَدَث را مصدر گویند
باب تفعیل‌از ریشه «ص ـ ل ـ ب» است.

معنای تصلیب



تصلیب به معنای به صلیب کشیدن فرد اعدامی است. ماده
صلبصلب یعنی به صلیب کشیدن ==معنای لغوی صلب== صَلَب در لغت یعنی دار زدن
به معنای سفتی و سختی آمده است و پشت بدن به اعتبار سختی و تشکیل شدن از
استخواناستخوان: از اجزاء معروف بدن است
محکم ستون فقرات، «صُلْب» و مصلوب به لحاظ بسته شدن سفت و محکم او به صلیب، «صَلْب» خوانده می‌شود.
[۱] مفردات، ص‌۴۸۹.
[۲] المصباح، ج‌۳۴۵.
[۳] التحقیق، ج‌۶، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲، «صلب».


تصلیب شیوه‌ای برای اعدام



به صلیب کشیدن برخی مجرمان از شیوه‌های مهم مجازات اعدام در دوره باستان نزد
ایرانیانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
، آشوریان، مصریان، قرطاجنه، یونانیان، فینیقیان و
رومیانسى امین سوره قرآن کریم، سوره روم می باشد که از آن در باب صلات سخن گفته‏اند
بوده است.
[۴] Britannica، ۳، p: ۷۶۲.
[۵] Judaica، ۵، p: ۱۱۳۴.
[۶] Americana، ۸، p: ۲۴۶.


تاریخچه تصلیب



قدیمی‌ترین گزارش
تاریخیزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
تصلیب به آغاز عصر ایران باستان بازمی‌گردد.
[۷] New Catholic ۴، p: ۴۸۵.
در کتیبه‌های بیستون، تصلیب از روشهای مجازات مجرمان در زمان داریوش، پادشاه ایران نامیده شده است. مجرمان به دستور وی معمولاً پس از بریده شدن گوشها،
بینیبينى عضو داراى حسّ بويايى است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، قصاص و دیات سخن رفته است
،
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
و درآوردن
چشمانچشم از اعضای بدن است که دارای قوه بینایی بوده , از آن در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج، اطعمه و اشربه، قصاص و دیات سخن رفته است
مصلوب می‌شده‌اند.
[۸] مجازات اعدام، ص‌۳۰ ـ ۳۱.
برخی بر این باورند که تصلیب روشی برای اعدام بوده که از ایران به کشورهای دیگر راه یافته است.
[۹] المحیط الجامع، ص‌۷۵۹.
[۱۰] دائرة المعارف الکتابیه، ج‌۵، ص‌۲۹.
[۱۱] New catholic ۴، p: ۴۸۵.
در عهد قدیم گزارشهایی از مصلوب کردن مجرمان برای عبرت دیگران و سپس کردن آنها آمده است.
[۱۲] کتاب مقدس، تثنیه، ۲۱: ۲۲؛ یشوع، ۸: ۲۹؛ ۱۰: ۲۶؛ استر، ۵: ۱۴؛ ۸: ۷؛ ۹: ۲۵.
در مجازات تصلیب معمولاً مجرم پس از خوردن مجبور بود تا
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
خود را به محل اعدام آورد.

شکل صلیب



این صلیبها اَشکال مختلفی داشتند و معمولاً از دو تیرک چوبی عمودی و افقی به هم پیوسته، شبیه حرف Tانگلیسی، تشکیل می‌شدند.
[۱۳] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.
[۱۴] Americana ۸، p: ۲۴۶.
[۱۵] Encyclopedia of Religion، ۳، p: ۱۵۶.


نحوه تصلیب



لباسهای مجرم را درآورده و با بازوان گشاده دستهای او را به تیرک افقی و پاهایش را به تیرک عمودی صلیب، محکم بسته یا میخ‌کوب می‌کردند؛ آن‌گاه صلیبْ بالا کشیده و تیرک عمودی آن بر زمین نصب می‌شد. قسمتی طاقچه ‌مانند در نیمه تیرک عمودی قرار داشت که بدن مصلوب را نگه می‌داشت. بالای صلیب، تابلویی حاوی نام و نشان و جرم ارتکابی فرد مصلوب آویخته می‌شد.
[۱۶] قاموس کتاب مقدس، ص۵۵۸-۵۵۹.
[۱۷] لغت نامه، ج‌۹، ص‌۱۳۲۵۶.
[۱۸] .Britannica، ۳، p:۷۶۲

مرگمرگ یعنی انتقال از دنیا به آخرت
بر اثر گرسنگی، تشنگی، خستگی مفرط و در نهایت، خفگی ناشی از کشیده شدن عضلات سینه بر اثر سنگینی
وزنیکی از ارکان شعر فارسی، وجود وزن در بیت آن شعر می‌باشد که گرامونت آن را اینگونه تعریف می‌کند که «وزن ادراکی است که از احساس نظمی در بازگشت زمان‌های مشخص حاصل می‌شود
بدن رخ می‌داد. گاه برای
درددرد در دو معنا استعمال شده است
و تسریع در مرگ مصلوب، ساق پاهای او را با گُرز آهنین متلاشی یا نیزه در بدنش فرو می‌کردند.
[۱۹] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۲.
[۲۰] قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۸.
[۲۱] Britannica، ۳، p:۷۶۲
[۲۲] Catholic، ۸،p: ۴۸۵
برخی اقوام بدن مصلوب را روی صلیب باقی می‌گذاشتند تا متلاشی می‌شد و برخی نیز پس از مرگ، جسد را پایین آورده،
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
می‌کردند.
[۲۳] قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۸.


تصلیب کیفر چه جرم‌هایی‌ست



مصلوب شدن در میان اقوام و ملل گوناگون، کیفر جرمهای مختلفی چون آشوبگری سیاسی،
ارتدادکافر شدن پس از مسلمانی را ارتداد گویند
دینی، دریایی و راهزنی بوده و همچنین در مورد اسیران جنگی، و افراد فاقد حقوق شهروندی به کار می‌رفته
[۲۴] دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۱، ص۱۱-۱۲.
[۲۵] . Britannica، ۳، p: ۷۶۲
و کیفری سخت و مایه ننگ و عار به شمار می‌آمده است.
کتاب مقدسکتاب مقدس، عنوان مجموعه‌ای از نوشته‌های کوچک و بزرگ است که مسیحیان همه و یهودیان بخشی از آنها را "کتاب آسمانی و الهی" خود می‌دانند
، مصلوب را ملعون می‌خواند.
[۲۶] کتاب مقدس، تثنیه، ۲۱: ۲۳.


تصلیب در عصر حاضر



این شیوه مجازات هم‌اکنون نیز در کشورهای غیر مسیحی، به ویژه کشورهای شرق دور رواج دارد
[۲۷] قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۷.
[۲۸] . Judaica، ۵، p: ۱۱۳۴
؛ اما در کشورهای مسیحی از قرن چهارم میلادی به بعد و به دنبال
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
امپراطور مسیحی روم، کنستانتین کبیر، برای (علیه السلام)، بزرگترین قربانی مصلوب، این مجازات ممنوع و صلیب از آن پس سمبل
عشقمحبت وقتی که به آن حالت برسد " عشق " نامیده می شود، به یک حالتی که زمام فکر و اراده انسان را می گیرد، بر عقل و بر اراده تسلط پیدا می کند و لهذا حالتی می شود شبه جنون، یعنی عقل را دیگر در آن جا حکمی نیست:قیاس کردم تدبیر عقل در ره عشق ••• چو شبنمی است که بر بحر می کشد رقمی==جنگ عقل و عشق==در مسأله جنگ عقل و عشق می بینید که همیشه پیروزی را با عشق دانسته اند و محکومیت را با عقل:نیکخواهانم نصیحت می کنند ••• خشت بر دریا زدن بی حاصل استشوق را بر صبر قوت غالب است ••• عقل را با عشق دعوی باطل استیکچنین حالتی را " عشق " می نامند
و علاقه به و مایه عزت و
شرفشرف در اصل به معنای بلندی مکان است که به جهت تشبیه بلندی معنوی به بلندی مکانی به شخص برزوگوار، شریف اطلاق می‌شود
گردید.
[۲۹] دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص۱۱-۱۲.
[۳۰] . Britannica ۳، P: ۷۶۲
[۳۱] .Encyclopedia Religion، ۳، P:۱۶۱ - ۱۶۲


عقیده خرافی درباره دلیل مصلوب شدن حضرت عیسی



به مسیحیان با تمرّد
حضرت آدمآدم، یا آدم ابوالبشر، نخستین انسان و پدر همه مردمان است
و
حواحَوّا، نخستین زن، همسر حضرت آدم و مادر نسل بشر است
از فرمان الهی، نسل آنها تا
ابدابد به فتح همزه و باء و سکون دال تلفظ می شود
گناهکار و مستحقّ
عذابدر قرآن کریم، بارها از عذاب گناهکاران سخن به میان آمده است
شد، از این‌ رو برای عذاب
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
و رهایی آنان از گناه فطری، فرزند خود، عیسی مسیح(علیه السلام) را به صلیب کشید و قربانی کرد. مصلوب شدن عیسی(علیه السلام)
فدیهفِدْیه در لغت به معنی اعطا کردن مال است
و بازخرید آدمیان و مایه
تجدیداز نو انجام دادن عمل را تجدید می‌گویند که از آن به مناسبت در بابهای مختلف فقهی نظیر طهارت، صوم، حج و نکاح سخن رفته است که به اهمّ مباحث و مسائل آن اشاره می‏شود
حیاتحیات‏ مقابل ممات است
و آنان با خداوند بود.
[۳۲] تاریخ جامع ادیان، ص‌۶۰۷.
[۳۳] کلام مسیحی، ص۸۸-۸۹.
[۳۴] خلاصه ادیان، ص‌۱۶۵.
عقیده به فدای شخص مصلوب برای خدایان در میان اقوام دیگر نیز پیشینه داشته است و بعید نیست که این عقیده از آنها به
دین مسیحیتدین مسیحیت از ادیان بزرگ آسمانی و آیین حضرت عیسی بن مریم علیه‌السّلام است
آمده باشد.
[۳۵] الکتاب المقدس فی المیزان، ص‌۳۲۳ ـ ۳۳۰.


کارکرد‌های صلیب



در دوره باستان، صلیب افزون بر اعدام مجرمان، در
زینتقرآن زن را مکلف کرده است که باید خودش را بپوشاند ولی مرد را مکلف نکرده است، یعنی این تکلیف متوجه زن است نه متوجه مرد
و
رمزنوعی کنایه ، دارای خفا را رمز گویند
حیات نیز به کار می‌رفت. صلیب به عنوان رمز حیات در مصر، کیلیکیا، آشور و بلاد و سایر بلاد
شرقشرق از جهات چهارگانه، و به سمت طلوع خورشید گفته می‌شود و عنوان یاد شده به مناسبت در باب طهارت به کار رفته است
، بیشتر روی
سکه‏سکه پول فلزى ضرب شده ای است که دارای بهاء می باشد
نقش می‌شد.
[۳۶] دائرة المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.
در چین، هند و
یونان باستانآثار به دست آمده از ادوار کهن یونان باستان حکایت از روحیه مذهبى مردم این سامان دارد
، علامت صلیب بسیار محترم بود و آن را در زیارتگاههای دینی نقاشی‌ می‌کردند.
[۳۷] مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص‌۵۵.
چهار بازوی صلیب برای مردم باستان، نشانه چهار‌عنصر اصلی
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
،
خاکخاک، به مواد ناپیوسته پوشاننده قسمتهاى زیادى از زمین گفته می شود که از احکام آن در بابهاى طهارت، صلات، و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
،
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
و هوا بود که عناصر
ثابتثابِت، اصطلاحی است در کلام معتزله که بحث‌های مختلفی را در فلسفه و کلام به همراه داشته، و در شکل‌گیری نظریات عرفانی مؤثر بوده است
و ابدی طبیعت و منشأ پیدایش اشیای دیگر پنداشته می‌شدند.
[۳۸] Americana، ۸، p: ۲۴۶.


یادکردهای تصلیب در قرآن



شش بار از مصلوب شدن یاد کرده است: دو مرتبه از باب ثلاثی مجرد و درباره مصلوب شدن زندانی همبند (علیه السلام) و نفی
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
یهود مبنی بر مصلوب شدن مسیح(علیه السلام) از سوی آنان و چهار بار از باب تفعیل و درباره
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
از سوی
فرعونفرعون لقب پادشاهان مصر در زمان حضرت یوسف ع بوده است
به مصلوب شدن و نیز به عنوان یکی از مجازاتهای .

← مصلوب شدن زندانی همبند حضرت یوسف


در داستان زندانی شدن یوسف(علیه السلام)
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
از زندانی بودن دو‌نفر از غلامان پادشاه مصر نیز یاد می‌کند. بر اساس گفته برخی مفسران، یکی از آن دو نانوای دربار بود و به
جرمجُرم‌، به ضم جيم، در لغت به معناي گناه و خطا و اصطلاحی فقهی‌ و حقوقی‌ به‌ معنای‌ هر فعل ‌ یا ترک ‌ فعلی‌ است که‌ در قانون ‌ برای‌ آن‌ مجازات ‌ تعیین‌ شده‌ است‌
توطئه برای مسموم ‌کردن پادشاه و دیگری ساقی بود و به هم‌دستی با نفر اول زندانی می‌شوند.
[۴۶] مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۳۵۸ ـ ۳۵۹.

نانوا
خوابخواب مقابل بیداری است
می‌بیند که بر بالای سرش طبقی از نان می‌برد و از آن می‌خورند و ساقی نیز خواب می‌بیند که برای پادشاه می‌سازد.یوسف(علیه السلام) در تعبیر این خوابها که با درخواست آن دو صورت گرفت از آزادی ساقی، دستیابی دوباره او به منصب سقایت پادشاه و مصلوب شدن دیگری و خوردن پرندگان از محتویات سر او
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
داد: «یـصـحِبَیِ السِّجنِ اَمّا اَحَدُکُما فَیَسقی رَبَّهُ خَمرًا و اَمّا الأخَرُ فَیُصلَبُ فَتَأکُلُ الطَّیرُ مِن رَأسِهِ قُضِیَ الاَمرُ الَّذی فیهِ تَستَفتیان».
از حتمی خواندن وقوع تعبیر یاد شده می‌توان برداشت کرد که دو زندانی مذکور یا دست‌کم آن که خوابش به مصلوب شدن تعبیر شده بود، به
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
رؤیایخواب دیدن را رؤیا می‌گویند که از آن به مناسبت در بابهای طهارت و صلات سخن گفته‌اند
خود پرداخته‌اند؛ همچنین از پاسخ او که خاستگاهی وحیانی داشت
[۵۲] مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۳۵۹.
و نیز آزاد شدن ساقی می‌توان دریافت که زندانی دیگر سرانجام به
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
کشیده شد.
[۵۳] جامع‌البیان، ج‌۱۲، ص‌۲۸۸ ـ ۲۹۰.
[۵۴] مجمع‌البیان، ج۵، ص‌۳۵۹.


← تصلیب ساحران فرعون


یادکرد دیگر تصلیب، درباره ساحرانی است که به دعوت فرعون و برای مقابله با
حضرت موسیاو ازپیامبران اولواالعزم، دارای شریعت وکتاب مستقل (به نام تورات) و دعوت جهانی بود
(علیه السلام)آمده بودند؛ ولی با مشاهده
معجزهدر این که حقیقت معجزه چیست حرف و حدیث های فراوانی مطرح شده است و جای بحث‌های فراوان دیگری نیز هست
عصایعصا وسیله‌ای چوبی یا فلزی دارای سر خمیده و بر گشته می باشد که مورد استفاده افراد پیر یا ناتوان در هنگام راه رفتن قرار می گیرد
موسی(علیه السلام) و پی بردن به الهی بودن و عدم سنخیت آن با
سحرسحر، به کسر سین و سکون حاء، به معنای جادو و افسون می‌باشد
و به افتاده، به خدای موسی و (علیهما السلام) آوردند.
فرعونفرعون لقب پادشاهان مصر در زمان حضرت یوسف ع بوده است
پس از این شکست و برای جلوگیری از ایمان مردم، ساحران را به و هم‌دستی با موسی(علیه السلام) برای اخراج مصریان از سرزمینشان ساخت و همه آنان را شدیداً
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
کرد که پس از بریدن دست و پا به صلیب خواهد کشید: «قالَ فِرعَونُ ءامَنتُم بِهِ قَبلَ اَن ءاذَنَ لَکُم اِنَّ هـذا لَمَکرٌ مَکَرتُموهُ فِی المَدینَةِ لِتُخرِجوا مِنها اَهلَها فَسَوفَ تَعلَمون • لاَُقَطِّعَنَّ اَیدِیَکُم واَرجُلَکُم مِن خِلـف ثُمَّ لاَُصَلِّبَنَّکُم اَجمَعین»؛ همچنین برای اینکه
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
خود را به رخ ساحران کشیده، نشان دهد که
شکنجهشکنجه‏ به آزار جسمی یا روحی برای اجبار کردن کسی به کاری گفته می شود
و مجازات وی به‌مراتب سخت‌تر و پایدارتر از مجازات خدای آنان است، بر مصلوب کردن آنها بر روی تنه‌درخت خرما تأکید کرد: «...‌ولاَُصَلِّبَنَّکُم فی‌جُذوعِ النَّخلِ ولَتَعلَمُنَّ اَیُّنا اَشَدُّ عَذابـًا و اَبقی»، زیرا تیزی و
خشنخشن‌ به هر چیز زبر و درشت می گویند
بودن شاخه‌های بریده شده نخل به مراتب دردآورتر است و بر شدت
شکنجهشکنجه‏ به آزار جسمی یا روحی برای اجبار کردن کسی به کاری گفته می شود
،
جراحتزخمهای ایجاد شده در بدن بوسیله آلات جرح و مانند آن را جراحت می گویند که عمده احکام جراحتها در باب قصاص و دیات مطرح شده، لیکن در بابهاى طهارت، جهاد و شهادت نیز از آن سخن رفته است
و رنج مصلوب‌ می‌افزاید.
ساحران بی‌هیچ هراسی از قطع
دستدست یکی از اعضای بدن است و از آن در باب‌هاى طهارت، صلات و
و
پاپا عضوی از بدن است که از بیخ ران تا سر پنجه‌ی پا- یعنی ران، زانو، ساق و قدم- را در بر می‌گیرد و گاه به قسمت زیرین یعنی قدم -که از مفصل ساق (مچ پا) تا سر پنجه‌ی انگشتان است- اطلاق می‌شود
و مصلوب شدن و با اصرار بر ایمان به خدای یگانه، این مجازات را در مقایسه با کیفر سخت و ابدی و نیز در برابر پاداش
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
برین و نعمتهای بسیار آن ناچیز خواندند و از فرعون خواستند هر کاری را که می‌خواهد انجام دهد
و از خداوند خواستند برای تحمل مجازات یاد شده به آنها
بردباریشرح صدر بمعنای گشادگی سینه و استعداد دریافت معارف و رحمت الهی است که در خواست حضرت موسی علیه‌السّلام از خداوند بود
بخشد و در حال مسلمانی مرگشان را برساند.
بر اساس پاره‌ای گزارشهای
تفسیریدانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
، فرعون در پایان همان روز ساحران را به صلیب کشید.
[۶۱] جامع‌البیان، ج‌۱۶، ص‌۲۳۵.
از او به عنوان نخستین کسی یاد شده که مجازات تصلیب را اجرا کرده است.
[۶۶] روح‌المعانی، ج‌۱۶، ص‌۳۳۹.
شاید بتوان از مورد
بحثگفتگو و آوردن دلیل برای اثبات موضوع مورد نظر را بحث می‌گویند
برداشت کرد که در زمان فرعون، مصلوب شدن کیفر
ارتدادکافر شدن پس از مسلمانی را ارتداد گویند
دینی،
خیانت‏خیانت مقابل امانت است
و آشوبگری بوده است.

← مصلوب شدن مسیح


تصلیب مسیح(علیه السلام)از موارد مهمی است که
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و
عهد جدیدعهد جدید، مجموعه‌ ۲۷ کتاب و یا رساله‌ای است که سالها بعد از حضرت مسیح به زعم مسیحیان توسط ۸ تن از شاگردان و یا پیروان اولیه‌ آن حضرت در طول ده‌ها سال نگاشته شده است
در‌آن‌
اختلافاختلاف ضد اتفاق است
دارند.

←← تصلیب مسیح در اناجیل


اناجیل چهارگانه با تفاوتهای جزئی داستان مصلوب شدن مسیح(علیه السلام) را گزارش کرده‌اند
[۶۷] کتاب مقدس، متی، ۲۶ـ۲۷؛ مرقس:۱۴؛ لوقا: ۲۳؛ یوحنا:۱۸ـ۱۹.
که بر اساس آنها از شهر ناصره رهسپار
اورشلیماورشلیم از کهن‌ترین شهرهای جهان و بزرگترین شهر کرانه‌ غربی است و در منتها الیه جنوبی ناحیه‌ مرتفعی به نام زین قدس واقع است
می‌شود
[۶۸] تاریخ جامع ادیان، ص‌۶۰۴ ـ ۶۰۵.
و در پی ورود آن حضرت به معبد اورشلیم و
تعلیمتعلیم و تعلم از مهمترین امور سعادت آفرین برای بشر است
و موعظه مردم و شفا دادن ،
[۶۹] کتاب مقدس، متی، ۲۱: ۹ ـ ۱۵؛ مرقس، ۱۱: ۱۵ ـ ۱۸.
افراد زیادی به وی می‌گروند
[۷۰] کتاب مقدس، متی ۲۱: ۱۲ ـ ۱۵؛ مرقس ۱۱: ۱۵ ـ۱۸.
و سران یهود به دنبال عجز و ناتوانی در مناظره و مباحثه با آن حضرت احساس خطر کرده، برای
تکفیرتَکفیر در چند معنا استعمال شده هست: ۱
او نقشه می‌کشند.
[۷۱] کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۴۷، ۶۷؛ مرقس، ۱۴: ۴۳ ـ ۶۵.

یهودای اسخریوطی، حواری
منافقبحث نفاق یکی از مباحثی است که در قرآن بسیار به آن پرداخته شده است تا جایی که سوره‌ای به نام «سوره منافقون» بر پیامبر ص نازل شده است
نزد رؤسای کاهنان می‌رود و در برابر سی
درهمدرهم نوعی پول که از جنس نقره ساخته می شده است
عیسی را به آنها
تسلیمتسلیم، به معنای سلام کردن در نماز است
می‌کند
[۷۲] کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۴۷، ۲۷: ۱ـ ۳۸؛ لوقا، ۲۲: ۱ ـ ۴.
؛ آن‌گاه کاهنان یهود به
اتهامبه متهم كردن ديگرى اتّهام گفته می‌شود که از آن به تهمت نیز تعبیر می‌شود
ادعای پسر خدا بودن، او را تکفیر و به اعدام محکوم می‌کنند.
[۷۳] کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۶۴ ـ ۶۷؛ یوحنا، ۱۹: ۷.
حاکم شهر به رغم میل باطنی، زیر فشار یهود، به تصلیب عیسی دستور می‌دهد و او را پس از شلاق‌زدن، در حالی که
تاجیتاج، سرپوش، کلاه یا حلقه‌ای زینتی معمولاً از زَر و جواهرنشان که مَلِکان، مَلِکه‌ها، شاهان و مانند آنان در بعض آیین‌های رسمی به عنوان نشانه و نمادِ سلطنت بر سَر می‌گذارند
از
خاربه تیغ روى ساقه برخى گیاهان خار گفته می شود که از این عنوان به مناسبت در باب حج به کار رفته است
بر سرش گذاشته بودند به محلّ اعدام در بیرون شهر می‌برند و همراه دو نفر دزد به
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
می‌کشند.
[۷۴] کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۲۳ ـ ۴۰؛ مرقس، ۱۵: ۱ ـ ۲۸.
هنگام تصلیب او که وقت ظهر بوده، سه ساعت همه جا تاریک و پرده معبد سرتاپا شکافته می‌شود.
[۷۵] کتاب مقدس، متی، ۲۷: ۴۵، ۵۱؛ مرقس، ۱۵: ۳۳ ـ ۳۹.
را از صلیب فرود می‌آورند و
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
می‌کنند.
[۷۶] کتاب مقدس، متی، ۲۷: ۵۷ ـ ۶۰؛ مرقس، ۱۵: ۴۴ ـ ۴۷.

روز سوم که و همراهان به سر
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
حاضر می‌شوند با شگفتی می‌بینند که عیسی(علیه السلام)در قبر نیست و در آنجا از ‌شدن عیسی خبر می‌دهد.
[۷۷] کتاب مقدس، متی، ۲۸: ۱ ـ ۷؛ مرقس، ۱۶: ۱ ـ ۷.
از آن روز عیسی(علیه السلام)مجموعاً ده مرتبه خود را زنده به مادر و حواریان می‌نمایاند و جمعاً ۵۴۹ نفر او را می‌بینند.
[۷۸] دائرة المعارف کتاب مقدس، ص‌۵۵۳.


←← انکار تصلیب مسیح در قرآن


بر خلاف
کتاب مقدسکتاب مقدس، عنوان مجموعه‌ای از نوشته‌های کوچک و بزرگ است که مسیحیان همه و یهودیان بخشی از آنها را "کتاب آسمانی و الهی" خود می‌دانند
، مصلوب و کشته شدن مسیح(علیه السلام) به دست را صریحاً
انکارنفی چیزی و همچنین اظهار ناخوشایندی نسبت به منکر را انکار می‌گویند و از انکار به مفهوم نخست در بابهای طهارت، قضاء و حدود سخن رفته است
کرده، این خبر را برخاسته از اشتباهی می‌داند که برای آنان رُخ داد: «و‌قَولِهِم اِنّا قَتَلنَا المَسیحَ عیسَی ابنَ مَریَمَ رَسولَ اللّهِ و ما قَتَلوهُ و ما صَلَبوهُ ولـکِن شُبِّهَ ‌لَهُم و اِنَّ الَّذینَ اختَلَفوا فیهِ لَفی شَکّ مِنهُ ما لَهُم‌بِهِ مِن عِلم اِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وما قَتَلوهُ یَقینا • بَل‌رَفَعَهُ اللّهُ اِلَیهِ و کانَ اللّهُ عَزیزًا حَکیما».

←← اختلاف در تفسیر شبّه لهم


در
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
«شبّه لهم» و اینکه چه کسی به عیسی(علیه السلام)
شباهتشباهت ازجمله الفاظی است که در ابواب مختلف فقه بکار رفته است
یافت و به جای او مصلوب شد،
اختلافاختلاف ضد اتفاق است
وجود دارد:
مشهور مفسران آن را حادثه‌ای خارق‌العاده و
اعجازینیکی از مباحثی که از ابتدای نزول قرآن پیوسته مورد بحث مفسران بوده است بحث اعجاز آن بوده است و همه پیامبران برای اثبات نبوت خود متمسک به معجزه می‌شدند
می‌دانند که در آن خداوند فرد دیگری را به شکل و شمایل (علیه السلام)درآورد و یهودیان او را اشتباهاً به جای آن حضرت دستگیر و مصلوب کردند.
ابن‌ عباسابن عباس عموزاده و صحابی رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، امیر الحاج و بنیان گذار مکتب تفسیری مکه و از یاران و شاگردان امام علی (ع) هستند
و سدی با اختلاف در پاره‌ای جزئیات معتقدند که آن فرد یهودی که برای دستگیری مسیح آمده بود، به
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
خداوند به عیسی شباهت یافت و به جای او دستگیر و مصلوب شد.
[۸۰] روض الجنان، ج‌۶، ص‌۱۷۸-۱۷۹.
[۸۱] التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۰۰.
[۸۲] زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۴۴.

قتاده، مجاهد،
ابن اسحاقاِبْن‌ِ اِسْحاق‌، ابوعبدالله‌، یا ابوبکر محمد بن‌ اسحاق‌ بن‌ یسار بن‌ خیارِ مطلبی‌ مدنی‌ (۸۰ -۱۵۱ق‌/۶۹۹ - ۷۶۸م‌)، محدث‌ و نخستین‌ سیره‌نویسی‌ که‌ زندگانی‌ پیامبر اکرم‌ صلی‌الله‌علیه‌و‌آله را به‌ رشته نگارش‌ درآورده‌ است‌
و وهب بن منبّه فرد مصلوب را یکی از حواریان می‌دانند؛ با این تفاوت که وهب معتقد است هنگامی که مأموران برای دستگیری عیسی(علیه السلام) آمدند، همهً هفده حواری آن حضرت که نزد وی بودند، به قدرت خدا
شبیهشَبیه به معنای مَثَل است
و همانند او شدند و مأموران، ناتوان از شناخت مسیح(علیه السلام)،
تهدیدتهدید به معنی ترسانیدن کسی به وعده انجام دادن کاری علیه او یا متعلّقاتش است
کردند که اگر وی خود را معرفی نکند، همه را خواهند کشت. با این وعده عیسی(علیه السلام)که اگر کسی خود را به جای وی شناسانده و کشته شود، در
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
همراه او خواهد بود، یک حواری به نام «سرجس» داوطلبانه خود را عیسی(علیه السلام)خواند و دستگیر و مصلوب شد.
[۸۳] جامع‌البیان، ج‌۶، ص۱۷-۲۱.
اما به باور قتاده، مجاهد و ابن اسحاق فقط یکی از حواریان به عیسی شباهت یافت و دستگیر شد.
[۸۶] جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۱۹.
[۸۷] روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.
از یهودای اسخریوطی
[۸۸] روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.
[۸۹] تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۱۹.
[۹۰] تفسیر‌بغوی، ج‌۱، ص‌۳۹۶.
، شمعون قیروانی که صلیب مسیح(علیه السلام) را تا محل اعدام بر دوش کشید
[۹۱] مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص‌۷۳.
و نیز از نگهبان یهودی خانه عیسی به عنوان فرد مصلوب
[۹۲] التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۰۰.
[۹۴] تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۳۹۶.
یاد کرده‌اند.
در مقابل نگاه مشهور، دیدگاه دیگری هست که تفسیری عادی و طبیعی از حادثه به دست می‌دهد. بر اساس این تفسیر از آنجا که مأموران یهودی عیسی را به خوبی نمی‌شناختند، در آن اوضاع پر از هرج و مرج، فرد دیگری را که شبیه (علیه السلام) بود، به اشتباه دستگیر کرده، به
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
کشیدند.
[۹۶] التحریر والتنویر، ج‌۶، ص‌۲۱.

نظر ابوعلی جبایی را نیز می‌توان در مقابل دیدگاه مشهور دانست؛ به اعتقاد وی وقتی که عیسی در پی تلاش یهود برای دستگیری او به
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
عروج کرد، یهودیان برای اینکه این مسئله زمینه‌ساز مردم به آیین مسیح نشود، دیگری را دستگیر و مصلوب و از نزدیک شدن مردم به او جلوگیری کردند تا شکل و چهره‌اش کاملاً دگرگون و ناشناختنی شود و پس از آن به
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
فرد مصلوب را همان مسیح(علیه السلام)خواندند و این خبر بعدها باوری عمومی شد.
[۹۷] روض‌الجنان، ج‌۶، ص‌۱۷۸-۱۷۹
[۹۹] روح‌المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.

برخی نیز وجود دو مسیح(علیه السلام) در
تاریخزمان وقوع یک پدیده را، تاریخ گویند
شده‌اند: مسیح راستین که به آسمان رفت و مسیح دروغین که به صلیب کشیده شد؛ اما با گذشت زمان آن دو، یکی پنداشته شدند.
از ظاهر آیه برمی‌آید که یهودیان فرد دیگری را به جای مسیح(علیه السلام) مصلوب ساختند؛ ولی درباره منشأ اشتباه و اینکه چه کسی را به صلیب کشیدند، در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
گزارشی نیست.
حل
تعارضیکی از شاخه های فقه الحدیث، شناخت تعارض اخبار و اختلاف روایات است
میان گزارش قرآن و اناجیل و اعتقاد
رایجرایج به معنای معمول ومتداول است که در ابواب مختلف فقه کاربرد دارد
و راسخ یهود و نصارا بر مقتول و مصلوب شدن مسیح و نیز
استدلالاستدلال آن است که به‌ وسیلۀ قضایای معلوم بتوان قضایای مجهول را کشف کرد
برای تقویت دیدگاه قرآن و تضعیف دیدگاه مقابل، موضوعات دیگری است که در ذیل مربوط مورد
اهتماماهمیّت دادن و مورد عنایت و توجّه قرار دادن را اهتمام گویند
مفسران بوده است؛ از جمله گفته‌اند که یهود و نصارا بدون آگاهی از
حقیقتحقیقت، به معنای کارگیرى لفظ در معناى وضع شده براى آن گفته می شود
ماجرای تصلیب مسیح(علیه السلام) در گزارش مقتول و مصلوب شدن شخصی با شکل و قیافه عیسی(علیه السلام) صادق‌اند، از این‌رو گزارش یاد شده است.
در
تأییدتأیید به معنای تقویت و پشتیبانى كردن است
دیدگاه قرآن و نفی دیدگاه مقابل نیز بر اموری همچون خودداری عیسی(علیه السلام) از معرفی صریح خویش و
عدمعدم در لغت به معنای نیستی و نقطه مقابل وجود است
دفاعدفاع به معنای دفع کردن مهاجم است
از خود
[۱۰۳] الکتاب المقدس فی المیزان، ص۲۸۳-۲۸۴
به هنگام پرسش
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
اورشلیماورشلیم از کهن‌ترین شهرهای جهان و بزرگترین شهر کرانه‌ غربی است و در منتها الیه جنوبی ناحیه‌ مرتفعی به نام زین قدس واقع است
درباره پسر خدا بودن وی
[۱۰۵] کتاب مقدس، متی ۲۷: ۱۲ ـ ۱۳؛ لوقا ۲۳: ۹ ـ ۱۰.
، اختلاف خود مسیحیان درباره تصلیب عیسی(علیه السلام)
[۱۰۶] الکتاب المقدس فی المیزان، ص۲۷۶-۲۸۶.
و نفی آن در انجیل برنابا
[۱۰۷] کتاب مقدس، برنابا ۲۱۵:۱ـ۶؛ ۲۱۶:۱ـ۵؛۲۱۷:۷۶ـ ۸۰.
انگشت
سؤالبه پرسش و همچنین به گدایی سؤال گفته می شود
نهاده و سخن عیسی بر بالای صلیب ـ خدایا! چرا مرا ترک کردی‌ـ
[۱۰۸] کتاب مقدس، متی ۲۷: ۴۶؛ مرقس ۱۵: ۳۴
را از پیامبری الهی که باید به او خشنود باشد ، بعید دانسته‌اند.
از اختلاف و اهل‌کتاب درباره مصلوب شدن مسیح(علیه السلام) و مبتنی بودن اعتقاد آنان بر پندار و در قرآن نیز به صراحت یاد شده است: «...‌و‌اِنَّ الَّذینَ اختَلَفوا فیهِ لَفی شَکّ مِنهُ ما لَهُم بِهِ مِن عِلم اِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ وما قَتَلوهُ یَقینا • بَل رَفَعَهُ اللّهُ اِلَیه...». قرینه مقامیه و نیز تعبیر «و ما قَتَلوهُ یَقینا • بَل رَفَعَهُ اللّهُ اِلَیه...»نشان می‌دهد که موضوع اختلاف، مصلوب شدن حضرت مسیح(علیه السلام)است.
اما مفسران
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
درباره اختلاف کنندگان و اینکه موضوع اختلاف چیست، دیدگاههای متفاوتی دارند؛ گروهی آن را اشاره به اختلاف سه
فرقهفرقه ازحیث لغت، معنی گروه و دسته را می‌دهد و فريق، گروه جدا شده از ديگران است
مسیحی نسطوریه، یعقوبیه و ملکانیه درباره تصلیب مسیح دانسته‌اند
[۱۱۱] التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۵۷.
[۱۱۲] فتح‌القدیر، ج‌۱، ص‌۵۳۴.
که ناشی از اختلاف آنان در مسیح‌شناسی است؛ یعنی فرقه نسطوریه که دو جنبه خدایی و بشری مسیح را جدای از یکدیگر ولی متحد با هم مانند
نفس"ن ف س" در اصل لغت برخروج نسیم دلالت می‌کند و تنفس نیز به همین معنا می‌باشد
و
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
می‌دانند
[۱۱۳] تاریخ تفکر مسیحی، ص۹۲-۹۳.
[۱۱۴] مسیحیت و بدعتها، ص‌۱۶۵.
[۱۱۵] مسیحیت از آغاز تا عصر روشنگری، ص‌۴۵.
، معتقدند که جنبه ناسوتی و بشری آن حضرت مصلوب شد و جنبه الهی و لاهوتی وی به
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
بالا رفت.
یعقوبیه با اعتقاد به اینکه دو جنبه الهی و بشری مسیح درهم
ادغام==معنای لغوی== ادغام: داخل کردن دو حرف همجنس یا قریب المخرج در یکدیگر
شده و
ذاتذات، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنی شیء قائم به خود، یا حقیقت شیء یا ماهیت آن، می‌باشد
واحد و سومی با صبغه غالب الوهی را پدید آورده است
[۱۱۷] الملل والنحل، ج‌۱، ص۲۲۵-۲۲۶.
[۱۱۸] مسیحیت از آغاز تا عصر روشنگری، ص‌۴۳.
[۱۱۹] مسیحیت و بدعتها، ص۱۷۳-۱۷۴.
ذات سوم را مصلوب می‌دانند
[۱۲۰] تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۲۷۷.
[۱۲۱] روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۷.
[۱۲۲] زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۱۷.
و بالاخره «ملکانیه» با برگزیدن عقیده‌ای میانه، همانند یعقوبیه معتقدند عیسی کلمه خدا بود که گردید و طبیعت انسانی به خود گرفت؛ ولی برخلاف آنان هر دو جنبه الهی و انسانی را در او ماندگار
[۱۲۳] تاریخ تفکر مسیحی، ص‌۹۲-۹۴.
[۱۲۴] مسیحیت و بدعتها، ص۱۶۵-۱۶۶.
و همانند نسطوریه را یک شخص با دو ذات الهی و انسانی می‌دانند؛ به این معنا که او واقعاً
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و حقیقتاً
انسانانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
و دارای ویژگیهای خاص‌ هر‌یک از آن دوست.
[۱۲۵] مسیحیت و بدعتها، ص‌۱۶۵‌ـ‌۱۶۶.
[۱۲۶] مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص۳۷۹-۳۸۰
[۱۲۷] درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص‌۱۵۰.
بر اساس دیدگاه این فرقه، هر دو جنبه لاهوتی و ناسوتی مسیح(علیه السلام)مصلوب شد.
[۱۲۸] الملل والنحل، ج‌۱، ص‌۲۲۲.

برخی نیز اختلاف کنندگان را قوم یهود و موضوع اختلاف را هویت فرد کشته شده دانسته‌اند.
[۱۲۹] تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۲۷۷.
[۱۳۰] روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۷.
[۱۳۱] زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۱۷.
اختلافاختلاف ضد اتفاق است
یهود و نصارا درباره اموری چون کشته شدن یا عروج عیسی(علیه السلام)، فرزند نامشروع یا پسر خدا بودن وی و پسر خدا یا بنده خدا بودن او نیز گفته شده است.
[۱۳۴] فتح القدیر، ج‌۱، ص‌۵۳۴.


← تصلیب محارب


قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
همچنین تصلیب را از مجازاتهای
محاربهحرب، نقیض سِلم (آرامش و صلح)فراهیدى، خلیل بن احمد؛ كتاب العین،‏ قم، هجرت، ‏۱۴۱۰ق، چاپ دوم، ج‏۳، ص۲۱۳ و ابن منظور، محمد بن مكرم‏، لسان العرب‏، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴ق،‏ چاپ سوم‏، ج‏۱، ص۳۰۲
با
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و
رسول«رسول» به ‌معنای فرستاده و پیامبر و پیام‌آور است
و
افسادضدّ اصلاح را افساد می‌گویند
در
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
معرفی کرده است:«اِنَّما جَزؤُا الَّذینَ یُحارِبونَ اللّهَ ورَسولَهُ ویَسعَونَ فِی الاَرضِ فَسادًا اَن یُقَتَّلوا اَو یُصَلَّبوا اَو تُقَطَّعَ اَیدیهِم و اَرجُلُهُم مِن خِلـف اَو یُنفَوا مِنَ الاَرضِ ذلِکَ لَهُم خِزیٌ فِی الدُّنیا و لَهُم فِی الأخِرَةِ عَذابٌ عَظیم».
در
شأن نزولشأن نزول آیات قرآن، یعنی دانستن موجبات نزول آیات قرآنی است
آیه چند نقل هست؛ قول مشهورتر این است که آیه در مورد گروهی از مردم عُرَیْنه
[۱۳۸] تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۵۳.
یا بنی‌ضبّه نازل شد که به پیامبر‌اکرم(صلی الله علیه وآله) آورده،
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
شدند؛ اما آب و هوای
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
آنان را کرد و دستور فرمود که آنها در بیرون مدینه، در مکانی خوش آب و هوا که
شترانشتر حیوانی معروف است و از آن در ابواب مختلف فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اطعمه و اشربه و دیات نام برده‏اند
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
در آنجا می‌چریدند، مسکن گزینند و از
شیرشیر، مايعى است که از غدد پستانى انسان يا حيوان ماده ترشح مى‏کند
شتران بخورند و آنها چنین کردند و بهبودی یافتند؛ ولی با بریدن دست و پای چوپانهای مسلمان و درآوردن چشمان آنها شتران را به غارت برده، از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
خارج شدند. پیامبر(صلی الله علیه وآله)پس از دستگیری همانند خودشان با آنها رفتار کرد. برخی به جهت
مُثله کردنمثله بمعنای بریدن اعضای بدن برای شکنجه دادن است
که مورد نهی پیامبر بوده و نیز برای اینکه
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
دربردارنده مجازات قتل و مصلوب کردن است ولی در داستان چنین مجازاتی نیست این شأن نزول را ضعیف می‌دانند.
عده‌ای آیه را در مورد گروهی از
اهل کتابمقصود از اهل کتاب، پیروان مذاهب و ادیانی می‌باشند که پیامبر آنان دارای کتابی بوده است که از سوی خداوند برای هدایت انسان‌ها به او وحی شده باشداز آن در بسیاری از باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، جهاد، نکاح و صید و ذباحه، از جهات مختلف بحث شده است
می‌دانند که در پی
نقضنقض (النقض)، کتاب، اثری در تبیین و اثبات عقاید امامیه و رد اتهامات مخالفان و در نقض کتاب بعض فضائح الروافض، به فارسی، نوشتۀ عبدالجلیل قزوینی رازی در حدود سال ۵۶۰ می‌باشد
صلحصلح یکی از اقسام عقود می‌باشد
خود با پیامبر(صلی الله علیه وآله)به راهزنی پرداختند. برخی دیگر آیه را در مورد
مشرکاندر قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
یا مسلمانانی می‌دانند که به راهزنی و افساد پرداخته بودند.
[۱۴۲] جامع‌البیان، ج‌۶، ص۲۷۹-۲۸۰.


←← مراد از یحاربون اللّه


مفسران
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
[۱۴۵] روض‌الجنان، ج۶، ص‌۳۵۶.
و سنّی
[۱۴۹] زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۷۰.
به
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
مراد از «یحاربون اللّه» را محاربه با رسول و
اولیاء اللّهاولیاء اللّه، یعنی کاملانِ در ایمان و عبودیّت
دانسته اما در تفسیر آن دچار اختلاف شده‌اند؛ برخی مراد از آن را
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
یا
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
[۱۵۰] زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۷۰.
و بعضی افساد در زمین، قطع طریق و ایجاد ناامنی در راههادانسته‌اند.

←← تعریف محارب


فقهافقیه به معنای دارنده ملکه استنباط حکم فرعی شرعی از منابع معتبر می‌باشد
و مفسران
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و ، با وجود اختلافات‌ جزئی محارب را کسی می‌دانند که با به‌کارگیری
سلاحابزار جنگی را سلاح گویند
یا تجهیز به آن، متعرض جان و مال مردم شده، با ایجاد
رعبرُعْب مصدر فعل رَعَبَ یَرْعَبُ در لغت به معنی ترسیدن و مضطرب ‏شدن و ارعاب از باب افعال بمعنی ترساندن است
و وحشت در
امنیتامنیت به معنی ایمنی داشتن جانی، مالی، عِرضی یا معنوی می باشد
راهها و امنیت عمومی می‌کند.

←← مجازات محارب


مطابق آیه شریفه مجازات محارب، قتل، به
صلیبصلیب: نماد مسیحیت می‌باشد
کشیده شدن، قطع دستها و پاها به طور مخالف و نفی بلد است؛ ولی بنابر اینکه «أو» در آیه برای تخییر است یا عطف، در بین فقها در تخییری و ترتیبی بودن این مجازاتها اختلاف است.
بنا بر
تخییرتخییر به معنای اعطای حق انتخاب نسبت به دو یا چند چیز است
که دلیلش ظاهر آیه و برخی است،
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
یا
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
مخیّر است یکی از مجازاتها را تعیین کند ؛ ولی بنابر
ترتیببه قرار دادن هریک از چند چیزى که بین آنها نسبت تقدیم و تأخیر وجود دارد در جاى خود ترتیب گفته می شود
، باید به اندازه
جنایتجِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
محارب، او را مجازات کرد، بنابراین برای جنایت قتل تنها مجازات قتل، و جهت قتل و اخذ مال، مجازات قتل و مصلوب شدن و در مقابل
جرمجُرم‌، به ضم جيم، در لغت به معناي گناه و خطا و اصطلاحی فقهی‌ و حقوقی‌ به‌ معنای‌ هر فعل ‌ یا ترک ‌ فعلی‌ است که‌ در قانون ‌ برای‌ آن‌ مجازات ‌ تعیین‌ شده‌ است‌
اَخذ مال فقط مجازات قطع دستان و پاها به طور مخالف، و در برابر ایجاد و ناامنی، مجازات نفی بلد، برای او در نظر گرفته می‌شود.
دلیل معتقدان به ترتیب افزون بر برخی روایات
[۱۷۰] تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۱۷.
، آن است که همه متّفق‌اند اگر محارب فقط مال مردم را بگیرد و کسی را نکشد یا قتل و کند، نیست حاکم در صورت اول فقط نفی بلد کند و دست و پا را قطع نکند و در صورت دوم، فقط نفی بلد کند و قتل و تصلیب را ببخشد.

←← کیفیت تصلیب محارب


در کیفیت تصلیب محارب، بنابر تخییر، مصلوب می‌شود و بنابر ترتیب، ابتدا کشته و سپس مصلوب می‌گردد و بنابر هر دو قول، پس از سه‌روز پایین آورده می‌شود و اگر
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
باشد،
غسلغسل از مطهرات است
داده و
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
و پس از
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
می‌شود.

پانویس


 
۱. مفردات، ص‌۴۸۹.
۲. المصباح، ج‌۳۴۵.
۳. التحقیق، ج‌۶، ص‌۲۶۱ ـ ۲۶۲، «صلب».
۴. Britannica، ۳، p: ۷۶۲.
۵. Judaica، ۵، p: ۱۱۳۴.
۶. Americana، ۸، p: ۲۴۶.
۷. New Catholic ۴، p: ۴۸۵.
۸. مجازات اعدام، ص‌۳۰ ـ ۳۱.
۹. المحیط الجامع، ص‌۷۵۹.
۱۰. دائرة المعارف الکتابیه، ج‌۵، ص‌۲۹.
۱۱. New catholic ۴، p: ۴۸۵.
۱۲. کتاب مقدس، تثنیه، ۲۱: ۲۲؛ یشوع، ۸: ۲۹؛ ۱۰: ۲۶؛ استر، ۵: ۱۴؛ ۸: ۷؛ ۹: ۲۵.
۱۳. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.
۱۴. Americana ۸، p: ۲۴۶.
۱۵. Encyclopedia of Religion، ۳، p: ۱۵۶.
۱۶. قاموس کتاب مقدس، ص۵۵۸-۵۵۹.
۱۷. لغت نامه، ج‌۹، ص‌۱۳۲۵۶.
۱۸. .Britannica، ۳، p:۷۶۲
۱۹. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۲.
۲۰. قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۸.
۲۱. Britannica، ۳، p:۷۶۲
۲۲. Catholic، ۸،p: ۴۸۵
۲۳. قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۸.
۲۴. دائرة‌المعارف بستانی، ج۱۱، ص۱۱-۱۲.
۲۵. . Britannica، ۳، p: ۷۶۲
۲۶. کتاب مقدس، تثنیه، ۲۱: ۲۳.
۲۷. قاموس کتاب مقدس، ص‌۵۵۷.
۲۸. . Judaica، ۵، p: ۱۱۳۴
۲۹. دائرة‌المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص۱۱-۱۲.
۳۰. . Britannica ۳، P: ۷۶۲
۳۱. .Encyclopedia Religion، ۳، P:۱۶۱ - ۱۶۲
۳۲. تاریخ جامع ادیان، ص‌۶۰۷.
۳۳. کلام مسیحی، ص۸۸-۸۹.
۳۴. خلاصه ادیان، ص‌۱۶۵.
۳۵. الکتاب المقدس فی المیزان، ص‌۳۲۳ ـ ۳۳۰.
۳۶. دائرة المعارف بستانی، ج‌۱۱، ص‌۱۱.
۳۷. مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص‌۵۵.
۳۸. Americana، ۸، p: ۲۴۶.
۳۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۱.    
۴۰. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۴۱. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۴.    
۴۲. طه/سوره۲۰، آیه۷۱.    
۴۳. شعراء/سوره۲۶، آیه۴۹.    
۴۴. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۴۵. التبیان، ج‌۶، ص‌۱۳۸.    
۴۶. مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۳۵۸ ـ ۳۵۹.
۴۷. المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۸۰.    
۴۸. یوسف/سوره۱۲، آیه۳۶.    
۴۹. یوسف/سوره۱۲، آیه۴۱.    
۵۰. المیزان، ج‌۱۱، ص‌۱۸۰.    
۵۱. التبیان، ج‌۶، ص‌۱۴۳.    
۵۲. مجمع البیان، ج‌۵، ص‌۳۵۹.
۵۳. جامع‌البیان، ج‌۱۲، ص‌۲۸۸ ـ ۲۹۰.
۵۴. مجمع‌البیان، ج۵، ص‌۳۵۹.
۵۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۰-۱۲۲.    
۵۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۳-۱۲۴.    
۵۷. شعراء/سوره۲۶، آیه۴۹.    
۵۸. طه/سوره۲۰، آیه۷۱.    
۵۹. طه/سوره۲۰، آیه۷۲-۷۶.    
۶۰. اعراف/سوره۷، آیه۱۲۶.    
۶۱. جامع‌البیان، ج‌۱۶، ص‌۲۳۵.
۶۲. مجمع‌البیان، ج‌۴، ص‌۳۳۳.    
۶۳. تفسیر‌قرطبی، ج‌۱۱، ص‌۲۲۴.    
۶۴. مجمع البیان، ج‌۴، ص‌۳۳۳.    
۶۵. تفسیر ابن کثیر، ج‌۲، ص‌۲۴۸.    
۶۶. روح‌المعانی، ج‌۱۶، ص‌۳۳۹.
۶۷. کتاب مقدس، متی، ۲۶ـ۲۷؛ مرقس:۱۴؛ لوقا: ۲۳؛ یوحنا:۱۸ـ۱۹.
۶۸. تاریخ جامع ادیان، ص‌۶۰۴ ـ ۶۰۵.
۶۹. کتاب مقدس، متی، ۲۱: ۹ ـ ۱۵؛ مرقس، ۱۱: ۱۵ ـ ۱۸.
۷۰. کتاب مقدس، متی ۲۱: ۱۲ ـ ۱۵؛ مرقس ۱۱: ۱۵ ـ۱۸.
۷۱. کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۴۷، ۶۷؛ مرقس، ۱۴: ۴۳ ـ ۶۵.
۷۲. کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۴۷، ۲۷: ۱ـ ۳۸؛ لوقا، ۲۲: ۱ ـ ۴.
۷۳. کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۶۴ ـ ۶۷؛ یوحنا، ۱۹: ۷.
۷۴. کتاب مقدس، متی، ۲۶: ۲۳ ـ ۴۰؛ مرقس، ۱۵: ۱ ـ ۲۸.
۷۵. کتاب مقدس، متی، ۲۷: ۴۵، ۵۱؛ مرقس، ۱۵: ۳۳ ـ ۳۹.
۷۶. کتاب مقدس، متی، ۲۷: ۵۷ ـ ۶۰؛ مرقس، ۱۵: ۴۴ ـ ۴۷.
۷۷. کتاب مقدس، متی، ۲۸: ۱ ـ ۷؛ مرقس، ۱۶: ۱ ـ ۷.
۷۸. دائرة المعارف کتاب مقدس، ص‌۵۵۳.
۷۹. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷-۱۵۸.    
۸۰. روض الجنان، ج‌۶، ص‌۱۷۸-۱۷۹.
۸۱. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۰۰.
۸۲. زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۴۴.
۸۳. جامع‌البیان، ج‌۶، ص۱۷-۲۱.
۸۴. البحر المحیط، ج۳، ص۴۰۵.    
۸۵. مجمع البیان، ج‌۳، ص۲۳۳.    
۸۶. جامع‌البیان، ج‌۶، ص‌۱۹.
۸۷. روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.
۸۸. روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.
۸۹. تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۱۹.
۹۰. تفسیر‌بغوی، ج‌۱، ص‌۳۹۶.
۹۱. مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص‌۷۳.
۹۲. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۰۰.
۹۳. البحر المحیط، ج۳، ص۴۰۵.    
۹۴. تفسیر بغوی، ج‌۱، ص‌۳۹۶.
۹۵. المیزان، ج‌۵، ص‌۱۳۲.    
۹۶. التحریر والتنویر، ج‌۶، ص‌۲۱.
۹۷. روض‌الجنان، ج‌۶، ص‌۱۷۸-۱۷۹
۹۸. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۳۳.    
۹۹. روح‌المعانی، ج‌۶، ص‌۱۶.
۱۰۰. المیزان، ج‌۵، ص۱۳۳.    
۱۰۱. التبیان، ج‌۳، ص‌۳۸۴.    
۱۰۲. مجمع البیان، ج‌۳، ص۲۳۴.    
۱۰۳. الکتاب المقدس فی المیزان، ص۲۸۳-۲۸۴
۱۰۴. نمونه، ج‌۴، ص۲۰۱-۲۰۲.    
۱۰۵. کتاب مقدس، متی ۲۷: ۱۲ ـ ۱۳؛ لوقا ۲۳: ۹ ـ ۱۰.
۱۰۶. الکتاب المقدس فی المیزان، ص۲۷۶-۲۸۶.
۱۰۷. کتاب مقدس، برنابا ۲۱۵:۱ـ۶؛ ۲۱۶:۱ـ۵؛۲۱۷:۷۶ـ ۸۰.
۱۰۸. کتاب مقدس، متی ۲۷: ۴۶؛ مرقس ۱۵: ۳۴
۱۰۹. نمونه، ج‌۴، ص‌۲۰۲.    
۱۱۰. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷-۱۵۸.    
۱۱۱. التفسیر الکبیر، ج‌۱۱، ص‌۱۵۷.
۱۱۲. فتح‌القدیر، ج‌۱، ص‌۵۳۴.
۱۱۳. تاریخ تفکر مسیحی، ص۹۲-۹۳.
۱۱۴. مسیحیت و بدعتها، ص‌۱۶۵.
۱۱۵. مسیحیت از آغاز تا عصر روشنگری، ص‌۴۵.
۱۱۶. البحر المحیط، ج۳، ص۴۰۶.    
۱۱۷. الملل والنحل، ج‌۱، ص۲۲۵-۲۲۶.
۱۱۸. مسیحیت از آغاز تا عصر روشنگری، ص‌۴۳.
۱۱۹. مسیحیت و بدعتها، ص۱۷۳-۱۷۴.
۱۲۰. تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۲۷۷.
۱۲۱. روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۷.
۱۲۲. زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۱۷.
۱۲۳. تاریخ تفکر مسیحی، ص‌۹۲-۹۴.
۱۲۴. مسیحیت و بدعتها، ص۱۶۵-۱۶۶.
۱۲۵. مسیحیت و بدعتها، ص‌۱۶۵‌ـ‌۱۶۶.
۱۲۶. مسیحیت‌ شناسی مقایسه‌ای، ص۳۷۹-۳۸۰
۱۲۷. درآمدی بر تاریخ و کلام مسیحیت، ص‌۱۵۰.
۱۲۸. الملل والنحل، ج‌۱، ص‌۲۲۲.
۱۲۹. تفسیر بیضاوی، ج۲، ص۲۷۷.
۱۳۰. روح المعانی، ج‌۶، ص‌۱۷.
۱۳۱. زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۱۷.
۱۳۲. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۳۴.    
۱۳۳. البحر المحیط، ج۳، ص۴۰۶.    
۱۳۴. فتح القدیر، ج‌۱، ص‌۵۳۴.
۱۳۵. مائده/سوره۵، آیه۳۳.    
۱۳۶. تفسیرقرطبی، ج۶، ص۱۴۸.    
۱۳۷. احکام القرآن، ج‌۲، ص۵۰۹-۵۱۰.    
۱۳۸. تفسیر المنار، ج‌۶، ص‌۳۵۳.
۱۳۹. تفسیر الصافی، ج‌۲، ص‌۳۱.    
۱۴۰. تفسیرعیاشی، ج‌۱، ص‌۳۱۴.    
۱۴۱. احکام القرآن، ج‌۲، ص۵۱۰.    
۱۴۲. جامع‌البیان، ج‌۶، ص۲۷۹-۲۸۰.
۱۴۳. احکام‌القرآن، ج‌۲، ص۵۰۸-۵۰۹.    
۱۴۴. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۴.    
۱۴۵. روض‌الجنان، ج۶، ص‌۳۵۶.
۱۴۶. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۴.    
۱۴۷. فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۳۶۵.    
۱۴۸. تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص‌۱۵۰.    
۱۴۹. زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۷۰.
۱۵۰. زادالمسیر، ج‌۲، ص‌۲۷۰.
۱۵۱. القاموس الفقهی، ص‌۸۳.    
۱۵۲. المیزان، ج‌۵، ص‌۳۲۶.    
۱۵۳. المبسوط، ج‌۸، ص‌۴۷.    
۱۵۴. جواهرالکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۶۴.    
۱۵۵. تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۴۹۲.    
۱۵۶. التبیان، ج۳، ص۵۰۴.    
۱۵۷. مجمع البیان، ج‌۳، ص۳۲۴-۳۲۵.    
۱۵۸. المیزان، ج‌۵، ص‌۳۲۶.    
۱۵۹. تفسیر قرطبی، ج‌۶، ص۱۴۸-۱۴۹.    
۱۶۰. القاموس الفقهی، ص‌۸۳-۸۴.    
۱۶۱. مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص‌۸-۹.    
۱۶۲. مختلف الشیعه، ج‌۹، ص‌۲۴۵.    
۱۶۳. الخلاف، ج‌۵، ص۴۵۸-۴۶۰.    
۱۶۴. ایضاح الفوائد، ج‌۴، ص‌۵۴۴.    
۱۶۵. المهذب البارع، ج‌۵، ص‌۱۲۶.    
۱۶۶. الروضة البهیه، ج‌۹، ص‌۲۹۵.    
۱۶۷. الخلاف، ج‌۵، ص‌۴۵۸-۴۵۹.    
۱۶۸. جواهرالکلام، ج‌۴۱، ص‌۵۷۴-۵۷۵.    
۱۶۹. عوالی‌اللئالی، ج‌۳، ص‌۵۷۴.    
۱۷۰. تفسیر عیاشی، ج۱، ص۳۱۷.
۱۷۱. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۵.    
۱۷۲. مسالک الافهام، ج‌۱۵، ص۱۰-۱۱.    
۱۷۳. احکام القرآن، ج‌۲، ص۵۱۲-۵۱۳.    
۱۷۴. جواهرالکلام، ج‌۴۱، ص۵۸۹-۵۹۰.    
۱۷۵. تحریرالوسیله، ج‌۲، ص‌۴۹۳.    


منبع



دانشنامه موضوعی قرآن کریم.    




جعبه ابزار