• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اهل کتاب0

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



صاحبان کتاب آسمانی را اهل کتاب گویند.

فهرست مندرجات

۱ - معنای اهل
۲ - تعابیر دیگر از اهل در قرآن
۳ - کاربرد اصطلاح اهل
۴ - مصادیق اهل کتاب
       ۴.۱ - هویت صابئیان و مجوسیان
۵ - برخورد اهل کتاب با اسلام و مسلمانان
۶ - اهداف اهل کتاب در برخورد با اسلام
۷ - پیگیری اهداف اهل کتاب
       ۷.۱ - انکار رسالت پیامبر
       ۷.۲ - لجاجت در درخواستهای باطل
       ۷.۳ - کتمان حق
       ۷.۴ - تلاش برای منحرف ساختن مسلمانان
       ۷.۵ - ایجاد تفرقه میان مسلمانان
       ۷.۶ - همدستی با منافقان
       ۷.۷ - فشار اقتصادی
       ۷.۸ - آزار پیامبر و مسلمانان
       ۷.۹ - مسخره کردن اسلام
       ۷.۱۰ - تحریف و کتمان بشارت بعثت پیامبر اسلام
۸ - برخورد قرآن با اهل کتاب
۹ - سیره معصومین با اهل کتاب
۱۰ - تکمله احترام اسلام با اهل کتاب
۱۱ - ترغیب قرآن به اسلام آوردن اهل کتاب
۱۲ - ستایش و نکوهش اهل کتاب
       ۱۲.۱ - صفات نیک مورد ستایش
              ۱۲.۱.۱ - رسوخ در علم
              ۱۲.۱.۲ - وجود دین باوران حقیقی در میان آنان
              ۱۲.۱.۳ - امانتداری
              ۱۲.۱.۴ - برخورداری از مکارم اخلاقی
              ۱۲.۱.۵ - انفاق
۱۳ - صفات زشت اهل کتاب
       ۱۳.۱ - خود برتربینی
       ۱۳.۲ - حسادت
       ۱۳.۳ - بدخواهی
       ۱۳.۴ - خیانت در امانت و پیمان شکنی
       ۱۳.۵ - فسق
       ۱۳.۶ - پیروی بی‌چون و چرا از راهبان و احبار
       ۱۳.۷ - ناهمدل بودن
۱۴ - ادّعاهای اهل کتاب
۱۵ - برخی فضایل ادعائی اهل کتاب
       ۱۵.۱ - انحصارطلبی در هدایت یابی
       ۱۵.۲ - پیروی ابراهیم از آیین آنها
       ۱۵.۳ - برگزیده خدا بودن
       ۱۵.۴ - انحصاری دانستن بهشت برای خود
۱۶ - احکام فقهی و حقوقی اهل کتاب
       ۱۶.۱ - وجوب پذیرش اسلام
       ۱۶.۲ - نجاست یا طهارت اهل کتاب
       ۱۶.۳ - حلیت طعام اهل کتاب و مسلمانان بر یکدیگر
       ۱۶.۴ - ازدواج با اهل کتاب
       ۱۶.۵ - داوری میان اهل کتاب
       ۱۶.۶ - گواهی اهل کتاب
       ۱۶.۷ - دریافت جزیه
       ۱۶.۸ - جنگ با اهل کتاب
۱۷ - فرجام اهل‌کتاب
۱۸ - منابع
۱۹ - پانویس


اهل به معنای سزاوار و شایسته، خاندان ، خانواده، اُنس، اختصاص و تعلق داشتن به چیزی است،
[۱] بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳‌۸۵‌.
[۲] التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».
ازاین‌رو با اضافه شدن به کتاب معنای «وابستگان به کتاب» می‌دهد. چون مقصود از کتاب، کتاب آسمانی است، اهل کتاب به معنای صاحبان کتاب آسمانی و پیروان ادیان الهی است. البته این تعبیر در قرآن و فرهنگ اسلامی برای مسلمانان به کار نمی‌رود. گزینش این اصطلاح که گویا نخستین بار در قرآن آمده
[۳] دایرة‌المعارف تشیع، ج‌۲، ص‌۶۱۶‌.
بدین جهت است که وجود کتابهای آسمانی وجه مشترک همه ادیان‌الهی است و راه را برای مدعیان ادیان بر ساخته می‌بندد. اصطلاح اهل کتاب ۳۱‌بار در ۳۱ آیه از ۹‌ سوره قرآن و بیش از همه در سوره آل‌عمران (۱۲‌بار) به کار رفته است.


قرآن کریم از اهل کتاب با تعبیرهای دیگری نظیر: «الَّذینَ اوتوا الکِتبَ»، «اَلَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتب»، «الَّذینَ اُوتوا نَصیبًا مِنَ الکِتب» نیز یاد کرده و با اختصاص بخش قابل توجهی از آیات و خطابهای خود صف آنان را از صف بت‌پرستان جدا ساخته است. در آیات مربوط به اهل کتاب، روی سخن با یهود و نصارا و گاه یکی از آن دو است. در برخی آیات بر اثر انکار رسالت پیامبر گرامی یا نفوذ شرک در عقاید اهل‌کتاب به آنان « کافر » نیز گفته شده است.


کاربرد اصطلاح اهل کتاب در برابر «اُمّی» ها و دعوت هر دو گروه به توحید ، نشان می‌دهد که ساکنان شبه جزیره عرب در آستانه بعثت پیامبر اسلام به این دو گروه عمده تقسیم می‌شده‌اند: «... وقُل لِلَّذینَ اوتوا الکِتبَ والاُمِّیِّینَ ءَاَسلَمتُم فَاِن اَسلَموا فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَیکَ البَلغُ...». اقلیت پراکنده اهل کتاب که یهودیان و مسیحیان بوده‌اند، با برخورداری از کتاب آسمانی، تعالیم دینی مکتوب و نیز عالمانی آشنا به خواندن و نوشتن از برتری فرهنگی نسبت به «امی» ها برخوردار بوده‌اند. امّیها که دین رایج آنان بت‌پرستی بوده است، فاقد کتاب دینی و ادبیات نوشتاری در حوزه دینی و اغلب ناآشنا به خواندن و نوشتن بوده، برتری فرهنگی اهل کتاب را پذیرفته بودند. مراجعه آنان به اهل کتاب درباره صحت و سقم ادعای پیامبر اسلام مؤید این معناست.
اهل کتاب از نگاه قرآن شامل یهودیان و نصارا می شود.


بررسی آیات مربوط و شأن نزول آن‌ها نشان می‌دهد که یهود و نصارا، مصداق روشن اهل کتاب از منظر قرآن‌اند و تورات و انجیل کتاب آسمانی آنان است. قرآن با استناد به نزول تورات و انجیل در زمان بعد از ابراهیم (علیه‌السلام)، احتجاج اهل کتاب بر سر یهودی یا نصرانی بودن آن حضرت را نابخردانه خوانده و نفی می‌کند: «یاَهلَ الکِتبِ لِمَ تُحاجّونَ فی اِبرهیمَ وما اُنزِلَتِ التَّورةُ والاِنجیلُ اِلاّ مِن بَعدِهِ اَفَلا تَعقِلون». نفی ارزش و بی‌پایه و اساس خواندن دین و آیین اهل کتاب بدون اعتقاد و عمل به تورات و انجیل نیز به روشنی نشان می‌دهد که مصداق مورد اشاره آن، پیروان این دو کتاب‌اند: «قُل یاَهلَ الکِتبِ لَستُم عَلی شَیء حَتّی‌تُقیموا التَّورةَ والاِنجیلَ و ما اُنزِلَ اِلَیکُم مِن رَبِّکُم...». اگر اهل کتاب، مصداق دیگری داشت، باید از کتاب آسمانی سومی نیز در کنار تورات و انجیل یاد می‌شد. مورد خطاب بودن یهود و نصارا یا یکی از آن دو در همه کاربردهای اهل کتاب نیز مدعای یاد شده را تأیید می‌کند.

۴.۱ - هویت صابئیان و مجوسیان

اما اهل کتاب بودن صابئیان و مجوسیان هیچ مستند قرآنی ندارد و فقط یاد کرد آنان در کنار یهود و نصاراست که چنین پنداری را پدید آورده است: «اِنَّ الَّذینَ ءامَنوا والَّذینَ هادوا والصّبِینَ والنَّصری والمَجوسَ والَّذینَ اَشرَکوا اِنَّ اللّهَ یَفصِلُ بَینَهُم یَومَ القِیمَةِ...». این آیه فقط در صدد بیان این معناست که خداوند در روز قیامت ، میان گروههای یاد شده داوری کرده، حق را از باطل جدا و حقگرایی و باطلگرایی هریک را روشن می‌سازد؛ اما به هیچ وجه در مقام جداسازی صف صابئیها و مجوسیان از صف مشرکان و الحاق آنان به یهود و نصارا نیست. تاریخ پیدایش، تحول و چگونگی عقاید آنان نیز در هاله‌ای از ابهام است و اهل کتاب بودنشان مورد اتفاق همگان نیست. گروهی از محققان، صابئیان را مشرک ، ستاره‌پرست و ساکن در نواحی جنوب ایران و عراق
[۴۹] الجزیة و احکامها، ص‌۶۹‌.
و گروهی دیگر به سان یهود و نصارا در شمار اهل کتاب می‌دانند.
[۵۰] منتهی المطلب، ج‌۲، ص‌۹۶۲.
جمعی دیگر آن‌ها را به دو گروه مشرک و اهل کتاب تقسیم کرده‌اند.
[۵۱] تذکرة الفقهاء، ج‌۲، ص‌۶۴۷‌.
[۵۲] جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۲۸۵.
تاریخ مجوس یا آیین زردشت نیز با ابهامات فراوانی روبه‌روست و درباره وجود پیامبر آنان به نام زردشت یا زرتشت، هویت ، شخصیت، زندگی و نیز کتاب وی به نام اَوِسْتا دیدگاههای متفاوتی در میان است.
[۵۳] تاریخ جامع ادیان، ص‌۴۴۹.
[۵۴] تاریخ جامع ادیان، ص۴۸۴.
[۵۵] الملل و النحل، ج‌۱، ص‌۶۵‌-۷۲.

پاره‌ای از مستندات تاریخی و نیز برخی احادیث اسلامی اهل کتاب بودن آنان را می‌رساند.
[۵۶] مختلف الشیعه، ج‌۴، ص‌۴۳.
[۵۷] الجزیة و احکامها، ص‌۷۲.
شماری از فقهای شیعه نیز با دو گروه یاد شده، معامله اهل کتاب کرده‌اند.
[۵۸] شرایع الاسلام، ج‌۱، ص‌۲۵۰.
[۵۹] مختلف‌الشیعه، ج‌۴، ص‌۴۳.
[۶۰] تحریرالاحکام، ج‌۲، ص‌۱۷. تحریرالاحکام، ج‌۲، ص۱۳۸.

اهل کتاب در شبه جزیره عرب ، به داشتن کتاب آسمانی مباهات می کردند.


در عصر نزول قرآن اهل کتاب در مناطقی از شبه جزیره عرب از جمله در شهر یثرب زندگی می‌کردند. آنان ضمن مباهات به داشتن کتاب آسمانی و پیروی از پیامبران بزرگی چون موسی و عیسی (علیهماالسلام) خود را برتر از اعراب بت‌پرست، مشرک و فاقد کتاب آسمانی می‌دانستند، بر همین اساس رعایت نکردن امانت درباره اموال آنان و تصرف در آن را جایز شمرده، آن را به حکم خداوند نسبت می‌دادند: «و مِن اَهلِ الکِتبِ... و مِنهُم مَن اِن تَأمَنهُ بِدینار لایُؤَدِّهِ اِلَیکَ اِلاّ مادُمتَ عَلَیهِ‌قائِمًا‌ذلِکَ بِاَنَّهُم قالوا لَیسَ عَلَینا فی الاُمِّیِّینَ سَبیلٌ...»
[۶۱] تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۰۶.
[۶۲] التبیان، ج‌۲، ص‌۵۰۵‌.
[۶۳] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۳۶.
آنان گرچه دچار اختلاف شده، گاه دست به تحریف کتاب آسمانی خود می‌زدند، با این حال همه با توجه به بشارتهای ظهور و نیز اوصافی که از پیامبر آخرالزمان در کتابهای خود دیده بودند او را به‌سان فرزندان خود می‌شناختند و آمدن چنین پیامبری را انتظار کشیده، آمدن او را به دیگران بشارت می‌دادند، با این گمان که از میان آنان برانگیخته خواهد شد؛ اما چون پیامبر موعود از میان اعراب امّی ظهور کرد، تنها ازاین‌رو که از میان آن‌ها برگزیده نشده، نه تنها رسالت او را انکار کردند بلکه دست به تحریف زدند و همه نشانه‌ها و بشارتهای او را در کتابهای آسمانی خود تغییر دادند.
[۷۰] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۶۷.
[۷۱] تفسیر قرطبی، ج‌۶ ص‌۷۷.
[۷۲] تفسیر جلالین، ص‌۱۳۸.
دسته‌ای از آنان (یهود) چنان به دشمنی خود ادامه دادند که به سرسخت‌ترین دشمنان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مسلمانان تبدیل شدند. آنان (یهودیان مدینه) برای نابودی اسلام توطئه‌ها چیدند و با منافقان و مشرکان همداستان شده، سرانجام به جنگ تمام عیار با مسلمانان برخاستند که به شکست و کوچاندن آنان از مدینه انجامید.
[۷۶] تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۹۶‌۱۹۷.
[۷۷] التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۳‌.
[۷۸] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۹.
[۷۹] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۰۱.



۱. دفاع از حقانیت آیین خود و منسوخ نشدن آن.
۲. نابودی اسلام از رهگذر تشکیک در عقاید مسلمانان و ایجاد تفرقه در میان آنان و برانگیختن دشمنان اسلام بر ضدّ مسلمانان.




۷.۱ - انکار رسالت پیامبر

اهل کتاب بر اساس نام و خصوصیات ذکر شده در تورات و انجیل پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) را همانند فرزندان خود دقیق و روشن می‌شناختند: «اَلَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ یَعرِفونَهُ کَما یَعرِفونَ اَبناءَهُم»؛
[۸۳] جامع‌البیان، مج‌۵‌، ج‌۷، ص‌۲۱۷‌-۲۱۸.
[۸۴] التبیان، ج‌۲، ص‌۲۱.
[۸۵] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۴۲۳.
امّا هنگامی که آن حضرت برانگیخته شد، گروهی از آنان او را انکار کرده، به‌رغم آگاهی از حقانیت اسلام و قرآن، آموزه‌های آن را نادیده گرفته، تجاهل کردند: «... نَبَذَ فَریقٌ مِنَ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ کِتبَ اللّهِ وراءَ ظُهورِهِم کَاَنَّهُم لایَعلَمون».

۷.۲ - لجاجت در درخواستهای باطل

اسلام با اهل کتاب از در مدارا وارد شد؛ اما آنان به این مدارا و مسالمت تن درنداده، با لجاجت نه تنها به پیامبر ایمان نیاوردند، بلکه بر پیروی آن حضرت و مسلمانان از آیین آنان اصرار داشتند. گروهی (یهود)
[۸۸] جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۱۰.
[۸۹] التبیان، ج‌۳، ص‌۳۷۶.
[۹۰] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۰۵.
از پیامبر، فرود آوردن کتابی مستقل را به صورت معجزه از آسمان درخواست می‌کردند: «یَسَلُکَ اَهلُ الکِتبِ اَن تُنَزِّلَ عَلَیهِم کِتبًا‌مِنَ‌السَّماءِ‌فَقَد سَاَلوا موسی اَکبَرَ مِن ذلِکَ...». لجاجت معاندانشان
[۹۲] مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۴۲۲.
بر کفرورزی چنان بود که به تصریح قرآن اگر هر آیه و معجزه الهی برایشان آورده می‌شد تن به ایمان نمی‌دادند: «ولَئِن اَتَیتَ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ بِکُلِّ ءایَة ما تَبِعوا قِبلَتَکَ».

۷.۳ - کتمان حق

کافران اهل کتاب در گفت و گو یا مناظره با مسلمانان و به رغم آگاهی و اذعان به حقانیت اموری چون بعثت پیامبر اسلام و تغییر قبله
[۹۴] جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۳۷.
[۹۵] التبیان، ج‌۲، ص‌۲۱.
[۹۶] فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۹۳.
آن را پنهان می‌ساختند: «و اِنَّ فَریقًا مِنهُم لَیَکتُمونَ الحَقَّ وهُم یَعلَمون».

۷.۴ - تلاش برای منحرف ساختن مسلمانان

گروهی از اهل کتاب چنان در آتش حسادت هدایتیابی مسلمانان و نعمتهای خداداد آنان می‌سوختند که از هیچ کوششی برای تضعیف عقیده و ایمان آنان و بازگشت از اسلام فروگذار نمی‌کردند: «ودَّت طَائِفَةٌ مِن اَهلِ الکِتبِ لَویُضِلّونَکُم»، ازاین‌رو خداوند مؤمنان را از پیروی آن‌ها بر حذر داشته تا مبادا آنان را از اسلام جدا ساخته، به کفر باز گردانند: «اِن تُطیعوا فَریقًا مِنَ الَّذینَ اوتُوا الکِتبَ یَرُدّوکُم بَعدَ ایمنِکُم کفِرین»
[۹۹] التبیان، ج‌۲، ص‌۵۴۱‌.
[۱۰۰] مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۳۵۳.
تلاش آنان برای گمراه کردن مسلمانان به درجه‌ای رسید که در توطئه‌ای خطرناک تصمیم گرفتند صبحگاهان با اظهار اسلام به صف مسلمانان بپیوندند؛ اما شبانگاهان ارتداد خود را اعلام کنند
[۱۰۲] التبیان، ج‌۲، ص‌۴۹۹.
[۱۰۳] جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.
تا مسلمانان بپندارند که آنان با اسلام مخالفتی ندارند؛ اما چون پس از تحقیق، بطلان آن را فهمیدند از آن دست کشیده‌اند. این توطئه چنان خطرناک بود که می‌توانست تهدیدی جدّی برای نو مسلمانان سست ایمان باشد؛ امّا قرآن خطر آن را به پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوشزد کرد و مانع این توطئه شد: «و قالَت طَائِفَةٌ مِن اَهلِ الکِتبِ ءامِنوا بِالَّذی اُنزِلَ عَلَی الَّذینَ ءامَنوا وَجهَ النَّهارِ واکفُرُوا ءاخِرَهُ لَعَلَّهُم یَرجِعون».
[۱۰۴] جامع البیان، مج‌۳، ج‌۳، ص‌۴۲۲‌۴۲۵.
[۱۰۵] جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.
[۱۰۶] تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۳۸۱.
برخی آیه را در شأن ۱۲ نفر از احبار یهود خیبر نازل دانسته‌اند. آنان با یکدیگر قرار گذاشتند پس از اجرای تصمیم یاد شده، بگویند که ما پس از بررسی تورات و مشورت با ‌عالمان خویش دریافتیم که محمد (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ویژگیهای پیامبر موعود را ندارد و ادعای باطلی می‌کند.
[۱۰۸] جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.


۷.۵ - ایجاد تفرقه میان مسلمانان

اهل کتاب به‌ویژه یهود همواره در پی انتقام از مسلمانان بودند و یکی از راههای انتقام ایجاد تفرقه میان آنان بوده است و چون اهل کتاب از دیرباز در مدینه و پیرامون آن سکونت داشتند و از اختلافات دیرینه میان اوس و خزرج و ریشه این منازعات با خبر بودند با استفاده از هر فرصت مناسبی این منازعات را به یاد آنان انداخته، آتش فتنه را شعله ور می‌ساختند. شماری از مفسران،
[۱۰۹] جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۳۲‌۳۳.
[۱۱۰] تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۰۰.
[۱۱۱] لباب النقول، ص‌۶۵‌.
آیات ۹۹ ۱۰۰ آل‌عمران ، را اشاره به این تفرقه‌افکنی از سوی یهود دانسته‌اند: «قُل یاَهلَ الکِتبِ لِمَ تَصُدّونَ عَن سَبیلِ اللّهِ مَن ءامَنَ تَبغونَها عِوَجًا...». گاهی نیز کار اختلاف برانگیزی چنان مؤثر می‌افتاد که دو طرف دست به سلاح می‌بردند. در این‌گونه موارد آتش فتنه با تماسهای مکرر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با اوس و خزرج و پند و نصیحت آن‌ها خاموش می‌شد.
[۱۱۳] جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۳۲‌۳۳.
[۱۱۴] تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۰۰.
[۱۱۵] لباب النقول، ص‌۶۵‌.


۷.۶ - همدستی با منافقان

برخی کافران اهل‌کتاب گاه با منافقان برای جنگ با مسلمانان همدست می‌شدند تا جایی که منافقان به آنان وعده همراهی در جنگ می‌دادند، از این‌رو خداوند این دسته از اهل کتاب را برادران منافقان دانسته است: «اَلَم تَرَ اِلَی الَّذینَ نافَقوا یَقولونَ لاِِخونِهِمُ الَّذینَ کَفَروا مِن اَهلِ‌الکِتبِ لَئِن اُخرِجتُم لَنَخرُجَنَّ مَعَکُم ولا نُطیعُ فیکُم اَحَدًا اَبَدًا واِن قوتِلتُم لَنَنصُرَنَّکُم...». آیه را در شأن یهود بنی نضیر نازل دانسته‌اند. هنگامی که پیامبر اسلام آهنگ جنگ با آنان کرد منافقان مدینه پیغام مقاومت و پایداری دادند و این‌که در صورت درگیری یا کوچ اجباری با آنان همراه خواهند شد.
[۱۱۷] جامع البیان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۵۹‌.
[۱۱۸] مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۳۹۵.
[۱۱۹] المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۱۲.


۷.۷ - فشار اقتصادی

یهود با عدم پرداخت دیون خود به مسلمانان درصدد فشار اقتصادی به آنان برآمدند. این اقدام زمانی صورت گرفت که وضعیت مالی مسلمانان در مدینه بسیار دشوار بود و آنان اspan cllt;/refass=ز پرداخت پول مسلمانان در ازای خرید کالا به این دلیل که این معامله در دوران جاهلیت و پیش از اسلام انجام گرفته، سر باز زدند. به گفته برخی مفسران آیه ۷۵ آل‌عمران، به این نکته اشاره دارد
[۱۲۱] التبیان، ج‌۲، ص‌۵۰۴‌.
[۱۲۲] الصحیح من السیره، ج‌۶‌، ص‌۳۲.
؛ همچنین هنگامی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ابوبکر را برای دریافت کمک مالی نزد رهبر قبیله بنی‌قینقاع فرستاد، آنان به طعنه گفتند که خدای شما دست نیاز به سوی ما گشوده و او تهیدست و ما توانگریم.
[۱۲۴] جامع البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۵۸‌۲۶۱.
[۱۲۵] اسباب النزول، ص‌۸۸‌.


۷.۸ - آزار پیامبر و مسلمانان

برخی آیات نشان می‌دهد که افرادی از اهل کتاب همانند مشرکان با شیوه‌های گوناگون، از جمله با سخنان خود، مسلمانان را اذیت می‌کردند: «و لَتَسمَعُنَّ مِنَ الَّذینَ اُوتوا الکِتبَ مِن قَبلِکُم ومِنَ الَّذینَ اَشرَکوا اَذیً کَثیرًا...». برخی، آیه را در شأن کعب‌بن اشرفِ شاعر از یهودیان مدینه نازل دانسته‌اند که در اشعار خویش به تحریک مشرکان و هجو پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مسلمانان پرداخته و نام و زیباییهای زنان مسلمان را موضوع غزلهای عاشقانه خود قرار می‌داد.
[۱۲۷] مجمع‌البیان، ج۲، ص۹۰۳.
[۱۲۸] زادالمسیر، ج۱، ص۵۲۰.
برخی نیز آن را اشاره به سخن یکی از یهودیان دانسته‌اند که با شنیدن آیه «مَن ذَا الَّذی یُقرِضُ اللّهَ قَرضًا حَسَنًا‌...» در تمسخر آن، خدا را تهیدست و خود را توانگر خوانده بود.
[۱۳۰] تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۹۳.


۷.۹ - مسخره کردن اسلام

گروهی از اهل کتاب، دین و آیات الهی را به بازی و تمسخر می‌گرفتند، برای همین، خداوند مسلمانان را از دوستی با آنان برحذر می‌داشت: «... لا تَتَّخِذوا الَّذینَ اتَّخَذوا دینَکُم هُزُوًا ولَعِبًا مِنَ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ مِن قَبلِکُم والکُفّارَ‌اَولِیاءَ...». مفسران آیه را اشاره به برخورد افرادی از اهل کتاب دانسته‌اند که نزد مسلمانان اظهار اسلام کرده، ولی در واقع بر کفر خود مانده بودند. آنان با این کار اسلام را بازیچه خود قرار می‌دادند.
[۱۳۲] جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۹۱.
[۱۳۳] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۸.
[۱۳۴] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۷.
آنان همچنین با شنیدن صدای اذان و دعوت مردم به سوی نماز ، آن را به مسخره گرفته، می‌خندیدند
[۱۳۵] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۹.
[۱۳۶] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۸.
:«و اِذا نادَیتُم اِلَی الصَّلوةِ اتَّخَذوها هُزُوًا ولَعِبًا ذلِکَ بِاَنَّهُم قَومٌ‌لا یَعقِلون». قرآن ریشه چنین برخوردی را نابخردی و فقدان فهم درست معارف و معانی نهفته در این اعمال عبادی می‌خواند
[۱۳۸] جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۹۳.
[۱۳۹] تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۷۵.
[۱۴۰] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۸.
که دلیل دیگری جز ایمان مسلمانان به خداوند، قرآن، کتب آسمانی پیشین و فاسق بودن اغلب اهل کتاب نداشت: «قُل‌یاَهلَ الکِتبِ هَل تَنقِمونَ مِنّا اِلاّ اَن ءامَنّا بِاللّهِ وما اُنزِلَ اِلَینا وما اُنزِلَ مِن قَبلُ واَنَّ اَکثَرَکُم فسِقون».

۷.۱۰ - تحریف و کتمان بشارت بعثت پیامبر اسلام

بر اساس برخی آیات، اهل کتاب برپایه بشارتهای آمده در تورات و انجیل، خیلی دقیق و روشن، پیامبر اسلام را می‌شناخته‌اند اما به رغم این بشارتها، دست به تحریف و کتمان آن‌ها زده، از تصدیق حقانیت قرآن و پیامبر اسلام خودداری می‌کردند. تغییر کلماتی همچون «فارقلیطا» که معادل کلمه « احمد » (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) است به «پارکلی طوس» نمونه‌ای از این تحریفها است
[۱۴۴] کنزالدقائق، ج۲، ص۴۶۸.
[۱۴۵] صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۲۱‌۱۴۸.
[۱۴۶] نورالبراهین، ج۲، ص۴۵۷‌۴۵۸.
[۱۴۷] کشف‌الغطاء، ج۲، ص۳۸۸‌۳۸۹.
ازاین‌رو، قرآن اهل‌کتاب را بدان جهت که در کتابهای آسمانی دست برده و آن‌را به صورت ناقص ارائه داده‌اند سرزنش‌می‌کند: «تَجعَلونَهُ قَراطیسَ تُبدونَها و‌تُخفونَ کَثیرًا» و چون تحریف و تصرف آن‌ها در کتاب خدا، موجب شد بخشهای فراوانی از کتاب الهی از بین برود آنان را از کسانی می‌شمارد که تنها از بخشی از کتاب آسمانی بهره‌برده‌اند: «الَّذینَ اُوتوا نَصیبًا مِنَ الکِتبِ».
[۱۴۹] المیزان، ج‌۳، ص‌۱۲۴، ۳۰۸، ۳۳۰.

اسلام و مسلمانان کتاب و اصل دین اهل کتاب را تأیید می کند.


قرآن به رغم همه دشمنیهای اهل کتاب با اسلام و مسلمانان ضمن رعایت احترام و جدا کردن صف آنان از بت‌پرستان، اصل دین و کتاب آسمانی آنان را تأیید و با جدا کردن صف حقجویان از گمراهان اهل کتاب، ایمان و صفات نیک دسته‌ای را می‌ستاید و کفر و عناد و صفات زشت گروهی دیگر را نکوهش می‌کند: «مِنهُمُ المُؤمِنونَ و اَکثَرُهُمُ الفسِقون ... و باءو بِغَضَب مِنَ اللّهِ و ضُرِبَت عَلَیهِمُ المَسکَنَةُ ذلِکَ بِاَنَّهُم کانوا یَکفُرونَ بِایتِ اللّه... لَیسوا سَواءً مِن اَهلِ الکِتبِ اُمَّةٌ قائِمَةٌ یَتلونَ ءایتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ و‌هُم‌یَسجُدون یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ ویَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ و یُسرِعونَ فِی الخَیرتِ و اُولئِکَ مِنَ الصّلِحین».


از آیات قرآن و نیز سیره رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) برمی‌آید که نخستین گام در برخورد با اهل کتاب دعوت آنان به پذیرش اسلام است: «یاَیُّهَا الَّذینَ اُوتوا الکِتبَ ءامِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما مَعَکُم»، بدین ترتیب قرآن در نخستین مرحله دین آنان را منسوخ و پایان یافته اعلام و برای دعوت آنان به پذیرش اسلام از شیوه استدلال و برهان استفاده و اعلام کرد: در صورتی که این راه مجابشان نسازد تا سر حدّ مباهله و ملاعنه نیز پیش می‌رود، تا جایی که خداوند به آنان هشدار می‌دهد که اگر به قرآن و اسلام ایمان نیاورند آنان را مسخ یا لعن خواهد کرد: «یاَیُّهَا الَّذینَ اُوتوا الکِتبَ ءامِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما مَعَکُم مِن قَبلِ اَن‌نَطمِسَ وُجوهًا فَنَرُدَّها عَلی اَدبارِها اَو‌نَلعَنَهُم‌...»، ازاین‌رو رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) به محض ورود به مدینه اهل کتاب را به اسلام فرا خواند و چون سر باز زدند با آنان پیمانی را که مشتمل بر اصول همزیستی مسالمت‌آمیز بود، امضا کرد
[۱۵۷] البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۱۶۵، ۱۷۶‌۱۷۷.
[۱۵۸] سیرة‌النبی، ص‌۲۷۳.
اما هرگز آنان را به‌پذیرش اسلام وادار‌نساخت.


همچنین اسلام با پیش‌بینی جزیه ، جان، مال، عرض و مراکز دینی آنان را در پناه حکومت اسلامی محفوظ و محترم دانست و مسلمانان به رغم جواز ارتباط و اختلاط با اهل کتاب از دوست گرفتن آنان و اعتماد به آن‌ها برحذر شدند: «لا‌تَتَّخِذوا الیَهودَ والنَّصرَی اَولِیاءَ».
قرآن همچنین اهل کتاب را مخاطب ساخته و کوشیده است بخشی از عقاید باطل و غلوآمیز آنان در حوزه فرهنگ دینی را اصلاح کند. نفی الوهیت مسیح و مریم (علیهماالسلام) و بنده خدا خواندن آنان، نفی پسر خدا بودن عُزَیر و عیسی و اعتقاد به تثلیث همچنین تکذیب قتل و مصلوب شدن مسیح بدین منظور انجام گرفته است. قرآن در فراخوانی از اهل کتاب و با تأکید بر مشترکات فرهنگ دینی، از آنان می‌خواهد با رها ساختن برخی از عقاید باطل همچون شرک و دوگانه پرستی بر محور عقاید مشترک با مسلمانان گرد آیند: «قُل یاَهلَ الکِتبِ تَعالَوا اِلی کَلِمَة سَواء بَینَنا وبَینَکُم اَلاَّ نَعبُدَ اِلاَّ اللّهَ ولا نُشرِکَ بِهِ شیًا ولا یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا اَربابًا مِن دونِ اللّهِ...» و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مسلمانان سفارش شدند تا هنگام دعوت اهل کتاب غیر معاند به اسلام از روش نیکو در بحث و استدلال بهره گرفته، بر عقاید مشترک تأکید کنند: «ولا‌تُجدِلوا اَهلَ الکِتبِ اِلاّ بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ اِلاَّ الَّذینَ ظَلَموا مِنهُم وقولوا ءامَنّا بِالَّذی اُنزِلَ اِلَینا واُنزِلَ اِلَیکُم واِلهُنا واِلهُکُم واحِدٌ ونَحنُ لَهُ مُسلِمون» و در این راه هرگز با آنان از در ستیز و جدال وارد نشوند: «و قُل لِلَّذینَ اوتوا الکِتبَ والاُمِّیِّینَ ءَاَسلَمتُم فَاِن اَسلَموا فَقَدِ اهتَدَوا واِن تَوَلَّوا فَاِنَّما عَلَیکَ البَلغُ».


قرآن با وعده پاک شدن گناهان پیشین و ورود به بهشت ، اهل کتاب را به پذیرش اسلام ترغیب می‌کرد: «ولَو اَنَّ اَهلَ الکِتبِ ءامَنوا واتَّقَوا لَکَفَّرنا عَنهُم سَیِّاتِهِم ولاََدخَلنهُم جَنّتِ النَّعیم» و در ادامه و برای ترغیب بیشتر، پایبندی به تورات و انجیل را زمینه ساز برخورداری از برکات آسمان و زمین می‌خواند: «و لَو اَنَّهُم اَقاموا التَّورةَ والاِنجیلَ وما اُنزِلَ اِلَیهِم مِن رَبِّهِم لاََکَلوا مِن فَوقِهِم ومِن تَحتِ اَرجُلِهِم». با توجه به این‌که عمل واقعی به این دو کتاب آسمانی و همه آموزه‌های آن مستلزم پذیرش اسلام است، مقصود قرآن آن است که عمل به این دو کتاب به پذیرش اسلام انجامیده، چنین برکاتی را برای آنان به همراه خواهد داشت، ازاین‌رو در کنار عمل به تورات و انجیل از عمل به آنچه برای ایشان فرو فرستاده شده (قرآن) یاد کرده است.
[۱۷۲] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۳۸.
قرآن، مسلمان شدن اهل کتاب را به خیر و صلاح خود آنان می‌خواند: «... و لَو ءامَنَ اَهلُ الکِتبِ لَکانَ خَیرًا‌لَهُم...».
اسلام در ستایش و نکوهش اهل کتاب مراعات انصاف را می نماید.


از ویژگیهای قرآن مراعات انصاف در توصیفها و دسته‌بندیهاست. به رغم آن‌که اهل کتاب بر اثر لجاجت ، رخدادهایی تلخ از خود در تاریخ اسلام به یادگار گذاشتند قرآن همه آنان را یکسان و همسان نمی‌شمارد: «لَیسوا سَواءً»، بلکه دسته‌ای از ایشان را مؤمن خوانده، می‌ستاید و بیش‌تر آنان را فاسق دانسته، نکوهش می‌کند: «قُل‌یاَهلَ الکِتبِ... واَنَّ اَکثَرَکُم فسِقون». صالحان اهل کتاب به سبب برخورداری از پاره‌ای صفات نیک مورد ستایش قرار گرفته‌اند؛ از جمله:

۱۲.۱ - صفات نیک مورد ستایش



۱۲.۱.۱ - رسوخ در علم

برخی از اهل کتاب، راسخ در علم و مؤمن خوانده شده‌اند که با پرهیز از کژاندیشی و کژروی افزون بر کتب آسمانی پیشین، به قرآن نیز ایمان داشتند؛ همچنین به روز قیامت اعتقاد داشته، به اقامه نماز و دادن زکات می‌پرداختند: «لکِنِ الرّ‌سِخونَ فِی العِلمِ مِنهُم والمُؤمِنونَ یُؤمِنونَ بِما اُنزِلَ اِلَیکَ وما اُنزِلَ مِن قَبلِکَ...».

۱۲.۱.۲ - وجود دین باوران حقیقی در میان آنان

قرآن از مؤمنان حقیقی در میان اهل کتاب خبر داده است ایمانی که آنان را به تلاوت آیات الهی، عبادت شبانه، امر به معروف و نهی از منکر و شتاب در کارهای خیر وا می‌دارد:«یَتلونَ ءایتِ اللّهِ ءاناءَ الَّیلِ وهُم یَسجُدون یُؤمِنونَ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ ویَأمُرونَ بِالمَعروفِ ویَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ ویُسرِعونَ فِی الخَیرتِ واُولئِکَ مِنَ الصّلِحین» و هنگامی که آیات الهی بر آنان خوانده می‌شود از دیدگانشان اشک می‌بارد: «و اِذَا سَمِعوا ما اُنزِلَ اِلَی الرَّسولِ تَرَی اَعیُنَهُم تَفیضُ مِنَ‌الدَّمع». برخی از مفسران مصداق این آیه و دو آیه پس از آن را نجاشی و اطرافیان او دانسته‌اند که با تلاوت آیات قرآن از سوی جعفر‌بن ابی‌طالب و تمجید از عیسی و مریم (علیهماالسلام) به حقانیت این آیات پی برده، ایمان آوردند.
[۱۸۲] جامع البیان، مج‌۵‌، ج‌۷، ص‌۴‌۵‌.


۱۲.۱.۳ - امانتداری

برخی از اهل کتاب چنان امانتدار توصیف شده‌اند که اگر دینارهای فراوانی‌به امانت به آنان داده شود به صاحبانش بازمی‌گردانند: «و مِن اَهلِ الکِتبِ مَن اِن تَأمَنهُ بِقِنطار یُؤَدِّهِ اِلَیکَ». قنطار را به معنای مالی فراوان و نامشخص، پوست گاو پر از طلا، ۴۰۰۰ دینار و... دانسته‌اند.
[۱۸۴] النهایه، ج۴، ص۱۱۳.
[۱۸۵] لسان‌العرب، ج۱۱، ص‌۳۲۰، «قنطر».
[۱۸۶] مجمع‌البحرین، ج‌۳، ص‌۵۲۲‌۵۲۳‌، «قطر».


۱۲.۱.۴ - برخورداری از مکارم اخلاقی

پاسخ بدی را به خوبی دادن از رهنمودهای مؤکد قرآن و تنها از عهده کسانی ساخته است که از صفات انسانی و ایمانی بهره وافر داشته و جزو صابران باشند. گروهی از اهل‌کتاب به سبب برخورداری از همین صفت پسندیده ستایش شده‌اند: «اَلَّذینَ ءاتَینهُمُ الکِتبَ... و‌یَدرَءونَ بِالحَسَنَةِ السَّیِّئَة».

۱۲.۱.۵ - انفاق

رسیدگی به مستمندان از جمله صفات اخلاقی است که برخی از اهل کتاب به سبب آن ستایش شده‌اند: «و مِمّا رَزَقنهُم یُنفِقون». از مجموع آیاتی که برخی از اهل کتاب را ستایش کرده برمی‌آید که مقصود از این گروه کسانی از اهل کتاب‌اند که از عناد و استکبار به دور بوده و پس از شناخت حقانیت اسلام ، به آن ایمان آورده‌اند.
قرآن کریم در برابر ستایش اقلیت، اکثریت اهل کتاب را نکوهیده است. برخی از نکوهشهای قرآن عام بوده، برخی دیگر ویژه یهود است. سبب نکوهش قرآن، وجود پاره‌ای از صفات زشت و نکوهیده در آنان است.




۱۳.۱ - خود برتربینی

اهل کتاب به سبب داشتن کتاب آسمانی و در برابر مشرکان بت‌پرست خود را برگزیده و دوستان خدا می‌دانستند. آنان بر اساس همین باور، بر این پندار باطل بودند که کسی جز آنان وارد بهشت نخواهد شد: «و قالوا لَن یَدخُلَ الجَنَّةَ اِلاّ مَن کانَ هودًا اَو نَصری تِلکَ‌اَمانِیُّهُم‌قُل هاتوا بُرهنَکُم اِن کُنتُم صدِقین».

۱۳.۲ - حسادت

حسادت اهل کتاب به ویژه یهود نسبت به مسلمانان بر اثر برگزیده شدن پیامبر آخرالزمان (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) از میان غیر آنان، سبب مخالفت شدید آن‌ها شده است. آنان چنان به نعمتهایی که به مسلمانان می‌رسید حسادت میورزیدند که در آتش خشم خود می‌سوختند
[۱۹۲] جامع‌البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۵۸۵‌.
[۱۹۳] التبیان، ج‌۱، ص‌۳۴۹.
[۱۹۴] مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۴.
:«بَغیًا اَن یُنَزِّلَ اللّهُ مِن فَضلِهِ عَلی مَن یَشاءُ مِن عِبادِهِ فَباء و بِغَضَب عَلی‌غَضَب». آنان همچنین به سبب حسادت، مشرکان بت‌پرست را هدایت یافته‌تر از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) و مسلمانان می‌خواندند. قرآن با توجه به این نکته که خداوند بر اساس مصالح و حکمتها نعمتهایش را به برخی از بندگان داده و از برخی دیگر دریغ می‌کند، آنها را به سبب چنین رشکی سخت نکوهش کرده است: «اَلَم تَرَ اِلَی الَّذینَ اُوتوا نَصیبًا مِنَ الکِتبِ یُؤمِنونَ بِالجِبتِ والطّغوتِ و یَقولونَ لِلَّذینَ کَفَروا هؤُلاءِ اَهدی مِنَ الَّذینَ ءامَنوا سَبیلا اَم یَحسُدونَ النّاسَ عَلی ما ءاتهُمُ اللّهُ مِن فَضلِه». این آیات در شأن شماری از عالمان یهود نازل شده که هنگام پرسش مشرکان از آن‌ها درباره مقایسه اسلام و آیین بت‌پرستی، مشرکان را هدایت یافته‌تر می‌خواندند.
[۱۹۹] جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵‌، ص‌۱۸۷‌۱۸۸.
[۲۰۰] التبیان، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
[۲۰۱] المیزان، ج‌۴، ص‌۳۷۵.


۱۳.۳ - بدخواهی

اهل کتاب هماره به جای خیرخواهی، بدخواه مسلمانان بودند، به گونه‌ای که اگر مسلمانان به موفقیتی چون همبستگی، پیروزی در جنگ ، گسترش اسلام و... می‌رسیدند ناراحت و اگر شرّی به آنان می‌رسید خوشحال می‌شدند: «اِن تَمسَسکُم حَسَنَةٌ تَسُؤهُم واِن تُصِبکُم سَیِّئَةٌ یَفرَحوا بِها».
[۲۰۳] جامع البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۹۰.
[۲۰۴] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۳۷۶.
[۲۰۵] المیزان، ج‌۳، ص‌۳۸۳.
آنان هماره در دلشان طالب آن بودند که مسلمانان با ترک اسلام این نعمت را از کف داده، گمراه شوند: «ودَّت طَائِفَةٌ مِن اَهلِ الکِتبِ لَویُضِلّونَکُم» و این مخالفت و برخورد به آن‌جا رسید که با پیامبر از در جنگ وارد شدند و با پیروزی مسلمانان دسته‌ای از آنان کشته و دسته‌ای اسیر و دسته‌ای از دیارشان اخراج شدند.

۱۳.۴ - خیانت در امانت و پیمان شکنی

گروهی از اهل کتاب چنان در امانت خیانتکارند که اگر دیناری به امانت به آنان سپرده شود به آن خیانت کرده، حاضر به بازگرداندن آن به صاحبش نیستند، مگر آن‌که در برابر آنان اقامه دعوا شود: «... و مِنهُم مَن اِن تَأمَنهُ بِدینار لایُؤَدِّهِ اِلَیکَ اِلاّ مادُمتَ عَلَیهِ قائِمًا». گروهی از آنان (یهود) به شکستن پیمان معروف بودند؛ از جمله به عهدهایی که با مسلمانان می‌بستند نیز وفادار نبودند: «اَو کُلَّما عهَدوا عَهدًا نَبَذَهُ فَریقٌ مِنهُم» مانند‌پیمان ترک تخاصم با مسلمانان که با یاری مشرکان از سوی یهود بنی قریظه و بنی نضیر در جنگ خندق شکسته شد.
[۲۱۱] التبیان، ج۱، ص‌۳۶۷.
[۲۱۲] مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۲۸.


۱۳.۵ - فسق

قرآن اکثر اهل‌کتاب را به سبب ایمان نیاوردن به پیامبر اسلام و اقرار نکردن به وجود بشارتِ آمدن وی در کتابهایشان، فاسق دانسته است
[۲۱۳] التبیان، ج۲، ص۵۵۸‌.
[۲۱۴] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۸۱۱‌.
[۲۱۵] تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
:«... مِنهُمُ المُؤمِنونَ واَکثَرُهُمُ الفسِقون». قرآن همچنین از ارتکاب گناه، همانند تمسخر آیات خدا، زیر پا گذاشتن حدود الهی، حرامخواری از جمله رشوه و ربا گرفتن به وسیله اکثر یهود از اهل کتاب خبر می‌دهد
[۲۱۸] مجمع اspan class=لبیاzwnj;۳، جن، ج‌۳، ص‌۳۳۵.
[۲۱۹] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۳۱.
:«و تَری کَثیرًا مِنهُم یُسرِعونَ فِی الاِثمِ والعُدونِ واَکلِهِمُ السُّحتَ لَبِئسَ ما کانوا یَعمَلون».

۱۳.۶ - پیروی بی‌چون و چرا از راهبان و احبار

پیروی اهل کتاب از راهبان و احبارشان به حدی رسید که در مسائل دینی همانند خداوند از آنان فرمانبردار بودند: «اِتَّخَذوا اَحبارَهُم ورُهبنَهُم اَربابًا مِن دونِ اللّهِ». در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) این آیه به اطاعت بی‌قید و شرط اهل‌کتاب از احبار و رهبان تفسیر شده است. آنان هرچه را حلال و حرام می‌کردند، از سوی عامه مردم پذیرفته می‌شد
[۲۲۲] تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۸۶‌۸۷‌.
[۲۲۳] التبیان، ج‌۲، ص‌۴۸۸.
[۲۲۴] مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۶۷.
ازاین‌رو قرآن از اهل کتاب می‌خواهد که جز خداوند ربوبیت تشریعی هیچ‌کسی را نپذیرند: «ولا‌یَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضًا اَربابًا مِن دونِ اللّه». آنان با آن‌که می‌دیدند دانشمندانشان با جعل و تحریف از مردم رشوه می‌گیرند از آنان فاصله نگرفتند.

۱۳.۷ - ناهمدل بودن

اهل کتاب به ویژه یهودیان بیش‌تر از در مکر و نیرنگ با مسلمانان درمی‌آمدند و از روبه‌رو شدن با آنان در صفوف کارزار اجتناب کرده، اگر هم تن به جنگ می‌دادند از درون قلعه‌ها و بالای برج و باروهای مستحکم با پرتاب سنگ و تیراندازی به نبرد می‌پرداختند. آنان بر خلاف ظاهر که متحد و یکپارچه به نظر می‌آمدند به سبب اختلاف در انگیزه و هدف ، با یکدیگر همدل و همراه نبودند: «لا یُقتِلونَکُم جَمیعًا اِلاّ فی قُرًی مُحَصَّنَة اَو مِن وراءِ جُدُر بَأسُهُم بَینَهُم شَدیدٌ تَحسَبُهُم جَمیعًا وقُلوبُهُم شَتّی...».
یهودیان و مسیحیان برای خود ادعای فضیلت می کردند.


اهل کتاب برای خود، مدعی فضایل و درجاتی بودند که ریشه در برتری‌جویی آنان داشت. قرآن چنین ادعاهایی را صرفاً آرزوهایی بی‌پایه و اساس دانسته است: «... ‌تِلکَ اَمانِیُّهُم». برخی از آن ادعاها عبارت است از:




۱۵.۱ - انحصارطلبی در هدایت یابی

آنان همه را گمراه و هدایت را تنها در گرو آیین خود می‌دانستند: «وقالوا کونواهودًا اَو نَصری تَهتَدوا». البته حقانیت یکدیگر را نیز قبول نداشته، هر یک، آیین دیگری را بی‌پایه و اساس و فقط آیین خود را بر حق می‌خواند
[۲۲۹] مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۴۰۲‌۴۰۳.
[۲۳۰] املاء ما من به الرحمن، ج‌۱، ص‌۲۱.
[۲۳۱] المیزان، ج‌۱، ص‌۳۰۹.
: «و قالَتِ النَّصری لَیسَتِ الیَهودُ عَلی شَیء...».

۱۵.۲ - پیروی ابراهیم از آیین آنها

با توجه به جایگاه بلند حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) به عنوان پدر ادیان توحیدی و آن‌که خاستگاه اصلی دو دین یهود و نصارا از طریق موسی و پیامبران الهی بوده است، هر یک از دو گروه اهل کتاب می‌کوشیدند آن حضرت و نیز دیگر پیامبران برخاسته از نسل او را پیرو آیین خود معرفی کنند:«اَم تَقولونَ اِنَّ اِبرهیمَ و اِسمعیلَ واِسحقَ ویَعقوبَ والاَسباطَ کانوا هودًا اَو نَصری» و برای اثبات ادعای خود به محاجّه با یکدیگر می‌پرداختند. قرآن با توجه به این‌که دین یهود و نصارا پس از ابراهیم (علیه‌السلام) پیدا شده، ضمن عتاب آنان به سبب چنین ادّعا و ستیزی، اعلام کرد که ابراهیم (علیه‌السلام) بر دین یهود یا نصارا نبوده، بلکه تابع دین حنیف بوده است: «ما‌کانَ اِبرهیمُ یَهودِیًّا و‌لا‌نَصرانِیًّا ولکِن کانَ حَنِیفًا‌مُسلِمًا».

۱۵.۳ - برگزیده خدا بودن

اهل کتاب خود را نسبت به دیگر ساکنان شبه جزیره عرب که اغلب بت‌پرست و فاقد آیین و کتاب آسمانی بودند، به‌ویژه مشرکان مکه برتر می‌دانستند و بدین جهت خود را در برابر آنان مسئول نیز نمی‌دانستند: «قالوا لَیسَ عَلَینا فی الاُمِّیِّینَ سَبیل». آنان پا را فراتر گذاشته، مدعی بودند که فرزندان و دوستان خدایند. گرچه ادعای برگزیدگی بیش‌تر در میان یهود رواج داشت؛ اما نصارا نیز به تدریج این ادعا را مطرح کردند: «و‌قالَتِ الیَهودُ والنَّصری نَحنُ اَبنؤُا اللّهِ واَحِبّؤُهُ». قرآن در پاسخ آنان آمرزش گناه را تابع اراده حکیمانه خداوند و نه در گرو یهودی یا نصرانی بودن خوانده و مجازات شدن آن‌ها به سبب گناهانشان را دلیل بطلان ادعای آنان می‌آورد: اگر راست می‌گویید چرا خداوند شما را به سبب گناهانتان کیفر می‌کند: «قل فلم یعذّبکم بذنوبکم بَل اَنتُم بَشَرٌ مِمَّن خَلَقَ یَغفِرُ لِمَن یَشاءُ و یُعَذِّبُ مَن یَشاءُ» همچنین می‌گوید: اگر به راستی اولیای خدا هستید چرا مشتاق مرگ و دیدار خداوند نیستید گویا اهل کتاب بر اثر برخی جرمها و گناهانی که به ارتکاب آن‌ها اذعان داشتند، خود را مستحق کیفر دوزخ می‌دانستند؛ اما چون خود را دوست و برگزیده خداوند می‌شمردند، معتقد بودند تنها چند روزی محدود در آتش دوزخ خواهند ماند.
[۲۴۱] تفسیر بیضاوی، ج‌۱، ص‌۲۴۶.
«قالوا لَن تَمَسَّنَا النّارُ اِلاّ اَیّامًا‌مَعدودت». این ادعا از سوی یهود مطرح می‌شد و آنان مدعی بودند که فقط به مدت ۴۰ روز که بنی‌اسرائیل در غیاب موسی (علیه‌السلام) به گوساله‌پرستی پرداختند، عذاب خواهند شد
[۲۴۳] جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۳، ص‌۲۹۷‌۲۹۸.
[۲۴۴] تفسیر ابی السعود، ج‌۱، ص‌۳۴۴.
اما قرآن ادعای آنان را مردود دانسته، ضمن بیان‌این نکته که مورد لعن خداوند هستند از جاودانه بودن آنان در آتش دوزخ خبر داده است:«اِنَّ الَّذینَ کَفَروا مِن اَهلِ الکِتبِ والمُشرِکینَ فی نارِ جَهَنَّمَ خلِدینَ فیها».

۱۵.۴ - انحصاری دانستن بهشت برای خود

اهل کتاب بر اساس امتیازات و فضایل پنداری، تنها خود را شایسته ورود به بهشت و پیروان سایر ادیان آسمانی را از آن محروم می‌دانستند: «و قالوا لَن یَدخُلَ الجَنَّةَ اِلاّ مَن کانَ هودًا اَو نَصری تِلکَ اَمانِیُّهُم‌قُل هاتوا بُرهنَکُم اِن کُنتُم صدِقین». «لن» به انحصار ابدی بهشت برای آنان اشاره دارد و حرف «أو» بیانگر این است که یهود و نصارا هر دو این ادعا را داشتند.
[۲۴۸] التبیان، ج‌۱، ص‌۴۰۹‌۴۱۰.
[۲۴۹] مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۵۰.
[۲۵۰] تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۱۵۹‌۱۶۰.
قرآن از یک سو چنین ادعایی را صرفاً آمال و آرزوی آنان و بی‌دلیل می‌خواند و از سوی دیگر ورود به بهشت را فقط بر اساس ایمان و عمل صالح امکان‌پذیر می‌شمارد و این‌که به دلخواه اهل کتاب و حتی مسلمانان نیز نیست: «والَّذینَ ءامَنوا و عَمِلواالصّلِحتِ سَنُدخِلُهُم جَنّت تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهرُ... لَیسَ بِاَمانِیِّکُم ولا اَمانِیِّ اَهلِ الکِتبِ مَن یَعمَل سوءًا یُجزَ بِهِ...».




۱۶.۱ - وجوب پذیرش اسلام

چون اسلام آخرین شریعت الهی است خداوند متعالی در آیات فراوانی همه انسانها و پیروان شرایع آسمانی را به پذیرش آن و ترک عقاید و احکام شرک‌آلود و منسوخ خود فرا خوانده است: «قُل یاَیُّهَا النّاسُ اِنّی رَسولُ اللّهِ اِلَیکُم جَمیعًا... فَامِنُوا بِاللّهِ ورَسُولِهِ النَّبیِّ‌الاُمّیِّ». در برخی آیات، اهل کتاب‌ به‌طور خاص مخاطب قرار گرفته و به پذیرش اسلام فرمان داده شده‌اند: «یاَیُّهَا الَّذینَ اُوتوا الکِتبَ ءامِنوا بِما نَزَّلنا مُصَدِّقًا لِما‌مَعَکُم». از این آیات برمی‌آید که پذیرش اسلام از سوی اهل کتاب نه فقط فرمان قرآن بلکه فرمان کتب آسمانیِ اهل کتاب نیز بوده است، ازاین‌رو قرآن در آیاتی دیگر آن دسته از اهل کتاب را که از پذیرش اسلام سر‌باز زده‌اند، به عذاب دردناک تهدید کرده است: «اِنَّ الَّذینَ کَفَروا مِن اَهلِ الکِتبِ... فی نارِ جَهَنَّمَ خلِدینَ فیها» اما در این‌که اهل کتاب و دیگر کافران همان‌گونه که به پذیرش اسلام و اصول آن موظف‌اند، در صورت نپذیرفتن اسلام آیا موظف به عمل به فروعات اسلام هستند یا نه میان فقیهان دو دیدگاه است: برخی با استناد به آیاتی که در آن همه انسانها مخاطب برخی تکالیف‌اند معتقدند که کافران همانند اصول، به فروع نیز مکلف‌اند
[۲۶۰] المبسوط، ج۱، ص۲۶۵.
[۲۶۱] کشف‌اللثام، ج۵‌، ص۱۳۰.
[۲۶۲] موسوعة الفقهیه، ج‌۳، ص‌۲۶۹.
؛ اما برخی برآن‌اند که کافران تنها در صورت پذیرش اصول، مکلف به فروع احکام اسلام‌اند
[۲۶۳] الحدائق، ج‌۳، ص‌۳۹ - ۴۱.
[۲۶۴] مستندالعروه، «زکاة»، ج‌۱، ص‌۱۲۴.
.

۱۶.۲ - نجاست یا طهارت اهل کتاب

قرآن در آیاتی گروهی از اهل کتاب را (یهود بنی قریظه و...) که به تکذیب پیامبر اسلام و نبرد با وی پرداختند کافر می‌خواند: همچنین در آیاتی دیگر از عقاید شرک‌آمیز آنان سخن به میان آورده است. از سوی دیگر قرآن، مشرکان را نجس شمرده و از مسلمانان خواسته است تا از ورود آنان به مسجد الحرام جلوگیری کنند. «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا اِنَّمَا المُشرِکونَ نَجَسٌ فَلا یَقرَبُوا المَسجِدَ الحَرامَ بَعدَ عامِهِم هذا». برخی فقیهان امامیه با استناد به این آیه و برخی روایات، همه اهل کتاب
[۲۷۴] الحدائق، ج‌۵‌، ص‌۱۶.
یا گروهی از آنان را که عقاید شرک‌آمیز دارند
[۲۷۵] مجمع الفائده، ج‌۱، ص‌۳۲۰.
نجس و آن را دیدگاه مشهور امامیه دانسته‌اند
[۲۷۶] جواهر الکلام، ج‌۶‌، ص‌۴۱‌۴۴.
اما دسته‌ای با این استدلال، که واژه شرک در قرآن بیش‌تر به بت‌پرستان انصراف دارد و نیز تفکیک مشرکان از اهل کتاب در آیات متعدد دیگر، «المُشرِکوُن» در آیه فوق را به بت‌پرستان منحصر دانسته‌اند. این گروه، روایاتی را که بر نجاست اهل‌کتاب دلالت دارد، بر نجاست عرضی آنان حمل کرده‌اند؛ نه نجاست ذاتی.
[۲۸۱] الکاشف، ج۴، ص۲۸.
[۲۸۲] جامع‌المدارک، ج۱، ص۲۰۱.
[۲۸۳] مستمسک‌العروه، ج‌۲، ص‌۳۶۹.
برخی از فقیهان نیز با استناد به آیه ۱۲۵ انعام ، که غیر مؤمنان را پلید (رجس) شمرده، به نجاست اهل کتاب حکم کرده‌اند
[۲۸۵] حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۵.
[۲۸۶] طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۰۵.
اما عده‌ای دیگر با رد آن گفته‌اند: «رجس» در لغت و آیات به معنای امر مکروه ، ناپسند، زشت، گناه ، کفر و پلیدی آمده است، ازاین‌رو نجاست فقهی مراد نیست.
[۲۸۷] حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۵.
[۲۸۸] طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۰۵.
دسته‌ای نیز با اصل پذیرش نجاست اهل کتاب برآن‌اند که این حکم سیاسی است؛ نه فقهی و حکمت آن این است که مسلمانان با اهل‌کتاب معاشرت نداشته باشند و از آنان اثر نپذیرند.
[۲۸۹] حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۷-‌۲۴۸.
اهل سنت نیز جز افرادی اندک، به طهارت ذاتی اهل کتاب فتوا داده‌اند.
[۲۹۰] طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۱۰‌۲۱۱.


۱۶.۳ - حلیت طعام اهل کتاب و مسلمانان بر یکدیگر

در آیه ۵ مائده، طعام اهل کتاب و مسلمانان برای یکدیگر حلال شمرده شده است: «و طَعامُ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ حِلٌّ لَکُم وطَعامُکُم حِلٌّ لَهُم». در این‌که مقصود از طعام اهل کتاب چیست آرای گوناگونی بین مفسران و فقیهان اسلامی مطرح است؛ بیشتر مفسران و فقهای اهل سنت
[۲۹۲] جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۱۳۸.
[۲۹۳] الفقه الاسلامی، ج‌۴، ص‌۲۷۶۰.
و برخی امامیه
[۲۹۴] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
مقصود از آن را ذبیحه اهل کتاب و برخی مراد از آن را مطلق طعام اهل کتاب، اعم از ذبیحه یا غیر ذبیحه دانسته‌اند
[۲۹۵] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
؛ ولی عده‌ای برآن‌اند که مقصود از آن حبوبات همچون گندم ، برنج ، عدس و غذاهایی است که احتیاج به تزکیه ندارد.
[۲۹۶] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
[۲۹۷] المیزان، ج‌۵‌، ص‌۲۰۴.
در بیش‌تر روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) نیز که در این‌باره نقل شده طعام همین گونه تفسیر شده‌است.
[۲۹۸] نورالثقلین، ج۱، ص۵۹۳‌.
[۲۹۹] المیزان، ج‌۵‌، ص‌۲۰۴.


۱۶.۴ - ازدواج با اهل کتاب

در آیاتی، ازدواج مسلمان با زنان و مردان کافر و مشرک ‌ به‌طور مطلق حرام دانسته شده: «و لا تَنکِحوا المَشرِکتِ حَتّی یُؤمِنَّ ولاََمَةٌ مُؤمِنَةٌ خَیرٌ مِن مُشرِکَة ولَو اَعجَبَتکُم ولا تُنکِحوا المُشرِکینَ حَتّی یُؤمِنوا ولَعَبدٌ مُؤمِنٌ خَیرٌ مِن مُشرِک» اما در آیه ۵ مائده، ازدواج مردان مسلمان با زنان عفیف اهل‌کتاب جایز شمرده شده است:«الیَومَ اُحِلَّ لَکُمُ... والمُحصَنتُ مِنَ المُؤمِنتِ والمُحصَنتُ مِنَ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ مِن قَبلِکُم اِذا ءاتَیتُموهُنَّ اُجورَهُنَّ». برخی از مفسران با توجه به عموم نهی از ازدواج با کافران در آیات قبل، برآن‌اند که مقصود از زنان اهل کتاب در این آیه کسانی‌اند که پس از کفر به اسلام گرویده‌اند و علت بیان این حکم از سوی خداوند این بود که برخی از مسلمانان از ازدواج با چنین زنانی به جهت کفر پیشین اکراه داشتند؛ امّا آیه فوق ازدواج با چنین زنانی را مباح شمرد.
[۳۰۳] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
برخی نیز گفته‌اند: مقصود ا زدواج موقت با زنان اهل‌کتاب است
[۳۰۴] همان.
[۳۰۵] نمونه، ج‌۴، ص‌۲۸۲.
و این را رأی مشهور فقیهان امامیه دانسته‌اند
[۳۰۶] جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص‌۲۸.
[۳۰۷] جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص۱۵۵-‌۱۵۶.
؛ اما برخی قائل به نسخ آیه فوق به وسیله آیات ۲۲۱ بقره ، و ۱۰ ممتحنه ، شده و ازدواج با اهل کتاب را به هر شکلی ممنوع می‌دانند
[۳۱۰] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
؛ ولی به نظر بیش‌تر علمای اهل سنت
[۳۱۱] الفقه الاسلامی، ج‌۹، ص‌۶۶۵۳-‌۶۶۵۷‌.
و برخی مفسران و فقیهان امامیه
[۳۱۲] جواهرالکلام، ج۳۰، ص۳۱.
[۳۱۳] المیزان، ج۵، ص۲۰۸.
ازدواج دائم با زنان اهل کتاب جایز است.

۱۶.۵ - داوری میان اهل کتاب

در صورتی که اهل‌کتاب در اختلافات خود به حاکم اسلامی مراجعه کنند حاکم اسلامی می‌تواند میان آنان داوری کرده، یا آن را نپذیرد
[۳۱۴] زبدة البیان، ص‌۸۵۹‌.
[۳۱۵] فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۱۵.
: «فَاِن جاءوکَ فَاحکُم بَینَهُم اَو اَعرِض عَنهُم». این تخییر در صورتی است که اهل کتاب اهل ذمه نباشند؛ اما در صورتی که از اهل ذمه باشند داوری میان آنان بر حاکم اسلامی واجب است
[۳۱۷] زبدة البیان، ص‌۸۶۰‌.
، در هر حال در صورت قضاوت باید بر اساس قوانین اسلام و قرآن در میان آنان حکم شود؛ نه بر اساس خواسته‌های باطل اهل کتاب
[۳۱۸] مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۱۳.
[۳۱۹] فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
: «و اَنزَلنا اِلَیکَ الکِتبَ بِالحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَینَ یَدَیهِ مِنَ الکِتبِ و مُهَیمِنًا عَلَیهِ فاحکُم بَینَهُم بِما اَنزَلَ اللّهُ و لاتَتَّبِع اَهواءَهُم عَمّا جاءَکَ مِنَ الحَقِّ».

۱۶.۶ - گواهی اهل کتاب

در صورت امکان و دسترسی به مسلمان، پذیرش شهادت غیر مسلمان جایز نیست
[۳۲۲] فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
، بر همین اساس قرآن ، ابتدا شهادت دو نفر عادل مسلمان را در وصیّت توصیه کرده است: «یاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا شَهدَةُ بَینِکُم اِذا حَضَرَ اَحَدَکُمُ المَوتُ حینَ الوَصِیَّةِ اثنانِ ذَوا عَدل مِنکُم». مخاطب «مِنکُم» در آیه مذکور مسلمانان هستند
[۳۲۴] فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
[۳۲۵] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۶.
؛ اما اگر ضرورت اقتضا کند و فرد مسلمانی برای گواه شدن نباشد شهادت غیر مسلمان نیز پذیرفته است: «اَو ءاخَرانِ مِن غَیرِکُم اِن اَنتُم ضَرَبتُم فِی الاَرضِ فَاَصبَتکُم مُصیبَةُ المَوت». به نظر برخی مقصود از «ءاخَرانِ مِن غَیرِکُم» شاهدان از غیر اهل و عشیره هستند و برخی مراد از آن را اهل ذمه دانسته‌اند؛ لیکن به نظر بیش‌تر مفسران مقصود مطلق اهل کتاب‌اند که در صورت نبود شاهد مسلمان ، شهادت آنان پذیرفته است.
[۳۲۷] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۶‌-۳۹۷.
[۳۲۸] المیزان، ج‌۶‌، ص‌۱۹۶.
در روایتی از امام باقر و صادق (علیهماالسلام) این معنا تأیید شده است.
[۳۲۹] الصافی، ج‌۲، ص‌۹۶.
[۳۳۰] نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۶۸۶‌.
شأن نزول آیه فوق که در مورد وصیت یکی از مسلمانان قبل از وفات و سپردن وصیت و اموال خود به دست دو نفر از اهل کتاب است نیز این معنا را تأیید می‌کند.
[۳۳۱] التبیان، ج‌۴، ص‌۴۲.
[۳۳۲] مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۵.
[۳۳۳] زاد المسیر، ج‌۲، ص‌۴۴۵.


۱۶.۷ - دریافت جزیه

در دوران اقتدار حکومت اسلامی چنانچه اهل کتاب از پذیرش اسلام خودداری کنند حاکم اسلامی آنان را میان جنگ ، کوچیدن از سرزمین اسلامی یا پرداخت جزیه به عنوان مالیاتی ویژه در ازای مصونیت جان و مال آنان در سایه حکومت اسلامی مخیر می‌سازد.
[۳۳۴] فقه الصادق، ج‌۱۳، ص‌۵۳‌-۵۴‌.
[۳۳۵] الجزیة و احکامها، ص۵۲‌-۹۴.


۱۶.۸ - جنگ با اهل کتاب

در مواردی که قدرت از آنِ مسلمانان و حکومت در دست پیامبر یا اماممعصوم باشد و اهل کتاب از کوچیدن از سرزمین اسلامی یا پرداخت جزیه امتناع کنند، و نیز در مواردی که پیمانشان با مسلمانان را بشکنند، جنگیدن به عنوان آخرین گام برخورد با آنان پیش‌بینی شده است: «قتِلُوا الَّذینَ لا یُؤمِنونَ بِاللّهِ ولا بِالیَومِ الأخِرِ و لا یُحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللّهُ و رَسولُهُ و‌لا یَدینونَ دینَ الحَقِّ مِنَ الَّذینَ اوتوا الکِتبَ».
اهل کتاب یا هر کس دیگر مسیر مخالفت نفس را بکنند اهل نجات خواهند بود.


از ظاهر برخی آیات برمی‌آید که صالحان اهل کتاب سرانجام اهل نجات بوده، به عذاب الهی گرفتار نخواهند شد؛ اما از صریح آیاتی دیگر کیفر اخروی کفرپیشگان آنان به دست می‌آید: «اِنَّ الَّذینَ کَفَروا مِن اَهلِ الکِتبِ والمُشرِکینَ فی نارِ‌جَهَنَّمَ خلِدینَ فیها». برخی آیات از ایجاد دشمنی و کینه میان نصارا تا روز قیامت خبر داده است: «فَاَغرَینا بَینَهُمُ العَداوةَ والبَغضاءَ اِلی یَومِ القِیمَةِ». و از پاره‌ای دیگر به دست می‌آید که همه اهل کتاب پیش از مرگ عیسی (علیه‌السلام) به او ایمان می‌آورند: «و‌اِن مِن اَهلِ الکِتبِ اِلاّ لَیُؤمِنَنَّ بِهِ قَبلَ‌مَوتِهِ‌...» یعنی یهودیان نبوت او را می‌پذیرند و مسیحیان از اعتقاد به الوهیت او دست می‌کشند و این براساس روایات اسلامی، در زمانی است که مسیح (علیه‌السلام) با ظهور مهدی (عجل الله فرجه الشریف) از آسمان فرود می‌آید
[۳۴۲] نمونه، ج‌۴، ص‌۲۰۴.
و بساط همه ادیان با جهانی شدن اسلام بر چیده می‌شود. از مفهوم این گونه آیات می‌توان نتیجه گرفت که اهل کتاب تا دوران آخرالزمان و ظهور مهدی آل‌محمد (علیه‌السلام) همچنان حیات دینی خواهند داشت.


ارشاد العقل‌السلیم الی مزایا القرآن الکریم، ابی‌السعود؛ اسباب النزول، واحدی؛ املاء ما من به الرحمن؛ انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی؛ البدایة و النهایه؛ بصائر ذوی التgt;التبیان، ج۲، ص۵۵۸مییز فی لطائف الکتاب العزیز؛ تاریخ جامع ادیان؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ تحریرالاحکام الشرعیة علی مذهب الامامیه؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم؛ تذکرة الفقهاء؛ تفسیر جوامع الجامع؛ تفسیر الصافی؛ تفسیرالعیاشی؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن‌کثیر؛ تفسیر القمی؛ التفسیر الکاشف؛ تفسیر کنزالدقائق و بحر الغرائب؛ تفسیر نمونه؛ تفسیر نورالثقلین؛ جامع البیان عن تأویل آی القرآن؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبی؛ جامع المدارک؛ جامع المقاصد فی شرح‌القواعد؛ الجزیة و احکامها فی الفقه الاسلامی؛ جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام؛ الحدائق الناضرة فی احکام العترة الطاهره؛ حقوق اقلیتها بر اساس قرارداد ذمه؛ دایرة المعارف تشیع؛ زاد‌المسیر فی علم التفسیر؛ زبدة البیان فی براهین احکام القرآن؛ سیرة النبی (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) من القرآن الکریم و‌السنة الصحیحه؛ شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و‌الحرام؛ الصحیح من سیرة النبی الاعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)؛ صیانة القرآن من التحریف؛ طهارت و نجاست اهل کتاب؛ الفقه الاسلامی و ادلته؛ فقه الصادق (علیه‌السلام)؛ فقه القرآن، راوندی؛ کشف الغطاء عن مبهمات شریعة الغراء؛ کشف‌اللثام عن قواعد الاحکام؛ لباب النقول فی اسباب النزول؛ لسان العرب؛ المبسوط فی فقه الامامیه؛ مجمع‌البحرین؛ مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن؛ مجمع‌الفائدة و‌البرهان؛ مختلف الشیعة فی احکام الشریعه؛ مستمسک العروة الوثقی؛ مستند العروة الوثقی؛ الملل و النحل؛ منتهی المطلب فی تحقیق المذهب؛ موسوعة الفقهیة المیسره؛ المیزان فی تفسیر‌القرآن؛ نورالبراهین فی اخبار السادة الطاهرین؛ النهایة فی غریب الحدیث و الاثر.


۱. بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳‌۸۵‌.
۲. التحقیق، ج‌۱، ص‌۱۶۹، «اهل».
۳. دایرة‌المعارف تشیع، ج‌۲، ص‌۶۱۶‌.
۴. بقره/سوره۲، آیه۱۰۵.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.    
۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۴ ۶۵‌.    
۷. آل عمران/سوره۳، آیه۶۹ ۷۲.    
۸. آل عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۹. آل عمران/سوره۳، آیه۹۸ ۹۹.    
۱۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۰.    
۱۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳.    
۱۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۹.    
۱۳. نساء/سوره۴، آیه۱۲۳.    
۱۴. نساء/سوره۴، آیه۱۵۳.    
۱۵. نساء/سوره۴، آیه۱۵۹.    
۱۶. نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.    
۱۷. مائده/سوره۵، آیه۱۵.    
۱۸. مائده/سوره۵، آیه۱۹.    
۱۹. مائده/سوره۵، آیه۵۹‌.    
۲۰. مائده/سوره۵، آیه۶۵‌.    
۲۱. مائده/سوره۵، آیه۶۸‌.    
۲۲. مائده/سوره۵، آیه۷۷.    
۲۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۶.    
۲۴. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۶.    
۲۵. حدید/سوره۵۷، آیه۲۹.    
۲۶. حشر/سوره۵۹، آیه۲.    
۲۷. حشر/سوره۵۹، آیه۱۱.    
۲۸. بیّنه/سوره۹۸، آیه۱.    
۲۹. بیّنه/سوره۹۸، آیه۶.    
۳۰. بقره/سوره۲، آیه۱۰۱.    
۳۱. نساء/سوره۴، آیه۱۴۴ ۱۴۵.    
۳۲. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۳۳. بقره/سوره۲، آیه۱۲۱.    
۳۴. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۳۵. نساء/سوره۴، آیه۵۱.    
۳۶. حجّ/سوره۲۲، آیه۱۷.    
۳۷. مائده/سوره۵، آیه۶۹‌.    
۳۸. بقره/سوره۲، آیه۶۲.    
۳۹. بقره/سوره۲، آیه۱۰۵.    
۴۰. بیّنه/سوره۹۸، آیه۱.    
۴۱. آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۰.    
۴۲. آل عمران/سوره۳، آیه۶۵.    
۴۳. مائده/سوره۵، آیه۶۸.    
۴۴. نساء/سوره۴، آیه۱۵۳.    
۴۵. نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.    
۴۶. مائده/سوره۵، آیه۶۵ ۶۶‌.    
۴۷. حشر/سوره۵۹، آیه۱۱.    
۴۸. حجّ/سوره۲۲، آیه۱۷.    
۴۹. الجزیة و احکامها، ص‌۶۹‌.
۵۰. منتهی المطلب، ج‌۲، ص‌۹۶۲.
۵۱. تذکرة الفقهاء، ج‌۲، ص‌۶۴۷‌.
۵۲. جامع المقاصد، ج‌۱۲، ص‌۲۸۵.
۵۳. تاریخ جامع ادیان، ص‌۴۴۹.
۵۴. تاریخ جامع ادیان، ص۴۸۴.
۵۵. الملل و النحل، ج‌۱، ص‌۶۵‌-۷۲.
۵۶. مختلف الشیعه، ج‌۴، ص‌۴۳.
۵۷. الجزیة و احکامها، ص‌۷۲.
۵۸. شرایع الاسلام، ج‌۱، ص‌۲۵۰.
۵۹. مختلف‌الشیعه، ج‌۴، ص‌۴۳.
۶۰. تحریرالاحکام، ج‌۲، ص‌۱۷. تحریرالاحکام، ج‌۲، ص۱۳۸.
۶۱. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۰۶.
۶۲. التبیان، ج‌۲، ص‌۵۰۵‌.
۶۳. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۳۶.
۶۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۶۵. آل عمران/سوره۳، آیه۱۹.    
۶۶. بقره/سوره۲، آیه۷۹.    
۶۷. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۶۸. بقره/سوره۲، آیه۸۹ ۹۰.    
۶۹. مائده/سوره۵، آیه۱۳.    
۷۰. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۶۷.
۷۱. تفسیر قرطبی، ج‌۶ ص‌۷۷.
۷۲. تفسیر جلالین، ص‌۱۳۸.
۷۳. مائده/سوره۵، آیه۸۲.    
۷۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۱.    
۷۵. مائده/سوره۵، آیه۴۱.    
۷۶. تفسیر قمی، ج‌۱، ص‌۱۹۶‌۱۹۷.
۷۷. التبیان، ج‌۳، ص‌۵۲۳‌.
۷۸. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۹۹.
۷۹. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۰۱.
۸۰. حشر/سوره۵۹، آیه۲.    
۸۱. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۸۲. انعام/سوره۶، آیه۲۰.    
۸۳. جامع‌البیان، مج‌۵‌، ج‌۷، ص‌۲۱۷‌-۲۱۸.
۸۴. التبیان، ج‌۲، ص‌۲۱.
۸۵. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۴۲۳.
۸۶. بقره/سوره۲، آیه۱۰۱.    
۸۷. بقره/سوره۲، آیه۱۲۰.    
۸۸. جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۱۰.
۸۹. التبیان، ج‌۳، ص‌۳۷۶.
۹۰. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۲۰۵.
۹۱. نساء/سوره۴، آیه۱۵۳.    
۹۲. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۴۲۲.
۹۳. بقره/سوره۲، آیه۱۴۵.    
۹۴. جامع البیان، مج‌۲، ج‌۲، ص‌۳۷.
۹۵. التبیان، ج‌۲، ص‌۲۱.
۹۶. فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۹۳.
۹۷. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۹۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۹.    
۹۹. التبیان، ج‌۲، ص‌۵۴۱‌.
۱۰۰. مجمع البیان، ج‌۲، ص‌۳۵۳.
۱۰۱. آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۰.    
۱۰۲. التبیان، ج‌۲، ص‌۴۹۹.
۱۰۳. جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.
۱۰۴. جامع البیان، مج‌۳، ج‌۳، ص‌۴۲۲‌۴۲۵.
۱۰۵. جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.
۱۰۶. تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۳۸۱.
۱۰۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۲.    
۱۰۸. جوامع الجامع، ج‌۱، ص‌۱۸۲.
۱۰۹. جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۳۲‌۳۳.
۱۱۰. تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۰۰.
۱۱۱. لباب النقول، ص‌۶۵‌.
۱۱۲. آل عمران/سوره۳، آیه۹۹-۱۰۰.    
۱۱۳. جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۳۲‌۳۳.
۱۱۴. تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۰۰.
۱۱۵. لباب النقول، ص‌۶۵‌.
۱۱۶. حشر/سوره۵۹، آیه۱۱.    
۱۱۷. جامع البیان، مج‌۱۴، ج‌۲۸، ص‌۵۹‌.
۱۱۸. مجمع البیان، ج‌۹، ص‌۳۹۵.
۱۱۹. المیزان، ج‌۱۹، ص‌۲۱۲.
۱۲۰. آل عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۱۲۱. التبیان، ج‌۲، ص‌۵۰۴‌.
۱۲۲. الصحیح من السیره، ج‌۶‌، ص‌۳۲.
۱۲۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۸۱.    
۱۲۴. جامع البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۲۵۸‌۲۶۱.
۱۲۵. اسباب النزول، ص‌۸۸‌.
۱۲۶. آل عمران/سوره۳، آیه۱۸۶.    
۱۲۷. مجمع‌البیان، ج۲، ص۹۰۳.
۱۲۸. زادالمسیر، ج۱، ص۵۲۰.
۱۲۹. بقره/سوره۲، آیه۲۴۵.    
۱۳۰. تفسیر قرطبی، ج‌۴، ص‌۱۹۳.
۱۳۱. مائده/سوره۵، آیه۵۷.    
۱۳۲. جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۹۱.
۱۳۳. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۸.
۱۳۴. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۷.
۱۳۵. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۲۹.
۱۳۶. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۸.
۱۳۷. مائده/سوره۵، آیه۵۸.    
۱۳۸. جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۳۹۳.
۱۳۹. تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۲، ص‌۷۵.
۱۴۰. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۲۸.
۱۴۱. مائده/سوره۵، آیه۵۹.    
۱۴۲. بقره/سوره۲، آیه۱۴۶.    
۱۴۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۲۰.    
۱۴۴. کنزالدقائق، ج۲، ص۴۶۸.
۱۴۵. صیانة القرآن من التحریف، ص‌۱۲۱‌۱۴۸.
۱۴۶. نورالبراهین، ج۲، ص۴۵۷‌۴۵۸.
۱۴۷. کشف‌الغطاء، ج۲، ص۳۸۸‌۳۸۹.
۱۴۸. انعام/سوره۶، آیه۹۱.    
۱۴۹. المیزان، ج‌۳، ص‌۱۲۴، ۳۰۸، ۳۳۰.
۱۵۰. نساء/سوره۴، آیه۵۱.    
۱۵۱. آل عمران/سوره۳، آیه۳.    
۱۵۲. آل عمران/سوره۳، آیه۶۵.    
۱۵۳. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۱۰ ۱۱۴.    
۱۵۴. نساء/سوره۴، آیه۴۷.    
۱۵۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۱.    
۱۵۶. نساء/سوره۴، آیه۴۷.    
۱۵۷. البدایة والنهایه، ج‌۳، ص‌۱۶۵، ۱۷۶‌۱۷۷.
۱۵۸. سیرة‌النبی، ص‌۲۷۳.
۱۵۹. مائده/سوره۵، آیه۵۱.    
۱۶۰. نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.    
۱۶۱. مائده/سوره۵، آیه۷۲ ۷۳.    
۱۶۲. مائده/سوره۵، آیه۷۵.    
۱۶۳. مائده/سوره۵، آیه۷۷.    
۱۶۴. مائده/سوره۵، آیه۱۱۶ ۱۱۷.    
۱۶۵. توبه/سوره۹، آیه۳۰ ۳۱.    
۱۶۶. نساء/سوره۴، آیه۱۵۷.    
۱۶۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۱۶۸. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۶.    
۱۶۹. آل عمران/سوره۳، آیه۲۰.    
۱۷۰. مائده/سوره۵، آیه۶۵.    
۱۷۱. مائده/سوره۵، آیه۶۶.    
۱۷۲. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۳۸.
۱۷۳. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۰.    
۱۷۴. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳.    
۱۷۵. مائده/سوره۵، آیه۵۹.    
۱۷۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۱۰.    
۱۷۷. نساء/سوره۴، آیه۱۶۲.    
۱۷۸. نساء/سوره۴، آیه۱۶۲.    
۱۷۹. قصص/سوره۲۸، آیه۵۲ ۵۳.    
۱۸۰. آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۳ ۱۱۴.    
۱۸۱. مائده/سوره۵، آیه۸۳.    
۱۸۲. جامع البیان، مج‌۵‌، ج‌۷، ص‌۴‌۵‌.
۱۸۳. آل عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۱۸۴. النهایه، ج۴، ص۱۱۳.
۱۸۵. لسان‌العرب، ج۱۱، ص‌۳۲۰، «قنطر».
۱۸۶. مجمع‌البحرین، ج‌۳، ص‌۵۲۲‌۵۲۳‌، «قطر».
۱۸۷. قصص/سوره۲۸، آیه۵۲‌.    
۱۸۸. قصص/سوره۲۸، آیه۵۴‌.    
۱۸۹. قصص/سوره۲۸، آیه۵۴.    
۱۹۰. مائده/سوره۵، آیه۱۸.    
۱۹۱. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
۱۹۲. جامع‌البیان، مج‌۱، ج‌۱، ص‌۵۸۵‌.
۱۹۳. التبیان، ج‌۱، ص‌۳۴۹.
۱۹۴. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۱۴.
۱۹۵. بقره/سوره۲، آیه۹۰.    
۱۹۶. نساء/سوره۴، آیه۵۱‌.    
۱۹۷. نساء/سوره۴، آیه۵۴.    
۱۹۸. بقره/سوره۲، آیه۱۰۹.    
۱۹۹. جامع‌البیان، مج‌۴، ج‌۵‌، ص‌۱۸۷‌۱۸۸.
۲۰۰. التبیان، ج‌۳، ص‌۲۲۳.
۲۰۱. المیزان، ج‌۴، ص‌۳۷۵.
۲۰۲. آل عمران/سوره۳، آیه۱۲۰.    
۲۰۳. جامع البیان، مج‌۳، ج‌۴، ص‌۹۰.
۲۰۴. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۳۷۶.
۲۰۵. المیزان، ج‌۳، ص‌۳۸۳.
۲۰۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۹.    
۲۰۷. احزاب/سوره۳۳، آیه۲۶.    
۲۰۸. حشر/سوره۵۹، آیه۲.    
۲۰۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۲۱۰. بقره/سوره۲، آیه۱۰۰.    
۲۱۱. التبیان، ج۱، ص‌۳۶۷.
۲۱۲. مجمع‌البیان، ج‌۱، ص‌۳۲۸.
۲۱۳. التبیان، ج۲، ص۵۵۸‌.
۲۱۴. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۸۱۱‌.
۲۱۵. تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۴۰۵.
۲۱۶. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۱۰.    
۲۱۷. مائده/سوره۵، آیه۵۹.    
۲۱۸. مجمع اspan class=لبیاzwnj;۳، جن، ج‌۳، ص‌۳۳۵.
۲۱۹. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۳۱.
۲۲۰. مائده/سوره۵، آیه۶۲.    
۲۲۱. توبه/سوره۹، آیه۳۱.    
۲۲۲. تفسیر عیاشی، ج‌۲، ص‌۸۶‌۸۷‌.
۲۲۳. التبیان، ج‌۲، ص‌۴۸۸.
۲۲۴. مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۷۶۷.
۲۲۵. آل عمران/سوره۳، آیه۶۴.    
۲۲۶. حشر/سوره۵۹، آیه۱۴.    
۲۲۷. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
۲۲۸. بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
۲۲۹. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۴۰۲‌۴۰۳.
۲۳۰. املاء ما من به الرحمن، ج‌۱، ص‌۲۱.
۲۳۱. المیزان، ج‌۱، ص‌۳۰۹.
۲۳۲. بقره/سوره۲، آیه۱۱۳.    
۲۳۳. بقره/سوره۲، آیه۱۴۰.    
۲۳۴. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۵.    
۲۳۵. آل‌عمران/سوره۳، آیه۶۷.    
۲۳۶. بقره/سوره۲، آیه۱۳۵.    
۲۳۷. آل‌عمران/سوره۳، آیه۷۵.    
۲۳۸. مائده/سوره۵، آیه۱۸.    
۲۳۹. مائده/سوره۵، آیه۱۸.    
۲۴۰. جمعه/سوره۶۲، آیه۶.    
۲۴۱. تفسیر بیضاوی، ج‌۱، ص‌۲۴۶.
۲۴۲. آل عمران/سوره۳، آیه۲۴.    
۲۴۳. جامع‌البیان، مج‌۳، ج‌۳، ص‌۲۹۷‌۲۹۸.
۲۴۴. تفسیر ابی السعود، ج‌۱، ص‌۳۴۴.
۲۴۵. مائده/سوره۵، آیه۶۰.    
۲۴۶. بیّنه/سوره۹۸، آیه۶.    
۲۴۷. بقره/سوره۲، آیه۱۱۱.    
۲۴۸. التبیان، ج‌۱، ص‌۴۰۹‌۴۱۰.
۲۴۹. مجمع البیان، ج‌۱، ص‌۳۵۰.
۲۵۰. تفسیر ابن‌کثیر، ج‌۱، ص‌۱۵۹‌۱۶۰.
۲۵۱. نساء/سوره۴، آیه۱۲۲ ۱۲۳.    
۲۵۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۵۸.    
۲۵۳. فرقان/سوره۲۵، آیه۱.    
۲۵۴. نساء/سوره۴، آیه۴۷.    
۲۵۵. بقره/سوره۲، آیه۴۱.    
۲۵۶. نساء/سوره۴، آیه۱۷۰ ۱۷۱.    
۲۵۷. بیّنه/سوره۹۸، آیه۶.    
۲۵۸. بقره/سوره۲، آیه۲۱.    
۲۵۹. آل‌عمران/سوره۳، آیه۹۷.    
۲۶۰. المبسوط، ج۱، ص۲۶۵.
۲۶۱. کشف‌اللثام، ج۵‌، ص۱۳۰.
۲۶۲. موسوعة الفقهیه، ج‌۳، ص‌۲۶۹.
۲۶۳. الحدائق، ج‌۳، ص‌۳۹ - ۴۱.
۲۶۴. مستندالعروه، «زکاة»، ج‌۱، ص‌۱۲۴.
۲۶۵. حشر/سوره۵۹، آیه۲.    
۲۶۶. نساء/سوره۴، آیه۱۷۱.    
۲۶۷. مائده/سوره۵، آیه۱۷.    
۲۶۸. مائده/سوره۵، آیه۷۲ ۷۳.    
۲۶۹. مائده/سوره۵، آیه۷۵.    
۲۷۰. مائده/سوره۵، آیه۷۷.    
۲۷۱. مائده/سوره۵، آیه۱۱۶ ۱۱۷.    
۲۷۲. توبه/سوره۹، آیه۳۰ ۳۱.    
۲۷۳. توبه/سوره۹، آیه۲۸.    
۲۷۴. الحدائق، ج‌۵‌، ص‌۱۶.
۲۷۵. مجمع الفائده، ج‌۱، ص‌۳۲۰.
۲۷۶. جواهر الکلام، ج‌۶‌، ص‌۴۱‌۴۴.
۲۷۷. بقره/سوره۲، آیه۱۰۵.    
۲۷۸. آل‌عمران/سوره۳، آیه۱۸۶.    
۲۷۹. مائده/سوره۵، آیه۸۲‌.    
۲۸۰. حجّ/سوره۲۲، آیه۱۷.    
۲۸۱. الکاشف، ج۴، ص۲۸.
۲۸۲. جامع‌المدارک، ج۱، ص۲۰۱.
۲۸۳. مستمسک‌العروه، ج‌۲، ص‌۳۶۹.
۲۸۴. انعام/سوره۶، آیه۱۲۵.    
۲۸۵. حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۵.
۲۸۶. طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۰۵.
۲۸۷. حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۵.
۲۸۸. طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۰۵.
۲۸۹. حقوق اقلیتها، ص‌۲۴۷-‌۲۴۸.
۲۹۰. طهارت و نجاست اهل کتاب، ص‌۲۱۰‌۲۱۱.
۲۹۱. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۲۹۲. جامع البیان، مج‌۴، ج‌۶‌، ص‌۱۳۸.
۲۹۳. الفقه الاسلامی، ج‌۴، ص‌۲۷۶۰.
۲۹۴. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۲۹۵. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۲۹۶. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۲۹۷. المیزان، ج‌۵‌، ص‌۲۰۴.
۲۹۸. نورالثقلین، ج۱، ص۵۹۳‌.
۲۹۹. المیزان، ج‌۵‌، ص‌۲۰۴.
۳۰۰. بقره/سوره۲، آیه۲۲۱.    
۳۰۱. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.    
۳۰۲. مائده/سوره۵، آیه۵.    
۳۰۳. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۳۰۴. همان.
۳۰۵. نمونه، ج‌۴، ص‌۲۸۲.
۳۰۶. جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص‌۲۸.
۳۰۷. جواهر الکلام، ج‌۳۰، ص۱۵۵-‌۱۵۶.
۳۰۸. بقره/سوره۲، آیه۲۲۱.    
۳۰۹. ممتحنه/سوره۶۰، آیه۱۰.    
۳۱۰. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۲۵۱.
۳۱۱. الفقه الاسلامی، ج‌۹، ص‌۶۶۵۳-‌۶۶۵۷‌.
۳۱۲. جواهرالکلام، ج۳۰، ص۳۱.
۳۱۳. المیزان، ج۵، ص۲۰۸.
۳۱۴. زبدة البیان، ص‌۸۵۹‌.
۳۱۵. فقه القرآن، ج‌۲، ص‌۱۵.
۳۱۶. مائده/سوره۵، آیه۴۲.    
۳۱۷. زبدة البیان، ص‌۸۶۰‌.
۳۱۸. مجمع‌البیان، ج‌۳، ص‌۳۱۳.
۳۱۹. فقه القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
۳۲۰. مائده/سوره۵، آیه۴۸.    
۳۲۱. مائده/سوره۵، آیه۴۹.    
۳۲۲. فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
۳۲۳. مائده/سوره۵، آیه۱۰۶.    
۳۲۴. فقه‌القرآن، ج‌۱، ص‌۴۱۷.
۳۲۵. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۶.
۳۲۶. مائده/سوره۵، آیه۱۰۶.    
۳۲۷. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۶‌-۳۹۷.
۳۲۸. المیزان، ج‌۶‌، ص‌۱۹۶.
۳۲۹. الصافی، ج‌۲، ص‌۹۶.
۳۳۰. نورالثقلین، ج‌۱، ص‌۶۸۶‌.
۳۳۱. التبیان، ج‌۴، ص‌۴۲.
۳۳۲. مجمع البیان، ج‌۳، ص‌۳۹۵.
۳۳۳. زاد المسیر، ج‌۲، ص‌۴۴۵.
۳۳۴. فقه الصادق، ج‌۱۳، ص‌۵۳‌-۵۴‌.
۳۳۵. الجزیة و احکامها، ص۵۲‌-۹۴.
۳۳۶. توبه/سوره۹، آیه۲۹.    
۳۳۷. بقره/سوره۲، آیه۶۲‌.    
۳۳۸. مائده/سوره۵، آیه۶۹.    
۳۳۹. بینه/سوره۹۸، آیه۶.    
۳۴۰. مائده/سوره۵، آیه۱۴.    
۳۴۱. نساء/سوره۴، آیه۱۵۹.    
۳۴۲. نمونه، ج‌۴، ص‌۲۰۴.
۳۴۳. توبه/سوره۹، آیه۳۳.    

دائرة المعارف قرآن کریم جلد پنجم، برگرفته از مقاله«اهل ذمه قرآن» شماره۵.    



جعبه ابزار