زن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زن مقابل مرد است.


معنای زن‏



زن مقابل مرد وبه معنای است.

کاربرد زن در فقه



از احکام زن به معنای نخست در بسياری از ابواب، نظير ، ، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
،
حجرحجر بازداشتن شخص از تصرف در اموالش می‌باشد
،
کفاراتدر اسلام برای کسانی که قانون شکنی می‏کنند، جریمه‏هایی در نظر گرفته شده تا از یک سو کیفری برای فرد متخلف باشد و از سوی دیگر منافعی عاید جامعه گردد
،
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
، شهادات،
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
،
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
و
دیاتدیات اموال ثابت بر ذمه انسان به سبب جنایت بر انسان آزاد می‌باشد
سخن گفته‏اند.
برخی نيز درباره احکام زنان کتابی مستقل نوشته‏‌اند، از جمله «احکام النساء» نوشته شيخ مفيد رحمه‌اللَّه. چنان که بعضی عناوين فقهی، همچون
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
، نفاس ،
استحاضهاستحاضه: خون بیرون آمده از رحم زن، که غیر از خون‌هاى حیض ونفاس است
و عدّه دربردارنده احکام خاص می‏‌باشند.

اشتراک زن و مرد در احکام



زن همچون مرد، مکلف به تکاليفی است که از جانب
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
مقدس شده است و در نوع تکاليف تشريع شده، مانند
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
،
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
،
حجحج یکی از فروع دین است
،
خمسخُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می‌شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می‌باشد که به توضیح آن می‌پردازیم
و
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
، و
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
،
تهمتتهمت، گمان بد بردن به كسى، كسى را به بدى متهم كردن، بهتان را گویند
،
غیبتغیبت یکی از رذایل اخلاقی است که در تعالیم اخلاقی دین مبین اسلام به شدت از آننهی شده است
و
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
، تفاوتی ميان مرد و زن نيست، مگر در کيفيّت و خصوصيت برخی از آنها که منشأ آن ويژگيهای خاص هريک از
زنزن مقابل مرد است
و مرد به لحاظ جسمی و روحی و غير آن است.
قاعده
اشتراکاشتراک در دو معنا به کار رفته است: ۱
از قواعد فقهی است که از جمله مفاد آن، اشتراک زن و مرد در
تکالیفخطاب شارع به انجام دادن یا ترک کاری و یا تخییر بین آن دو را تکلیف گویند
تشريعی است؛ بدين معنا که هر تکليفی که متوجه مرد است، متوجه زن نيز هست، مگر آنکه دليلی خاص بر استثنا وارد شده باشد.

احکام خاص زن



در ذيل به نمونه‏هايی از احکام ويژه زنان که در ابواب مختلف فقهی آمده اشاره می‏‌کنيم.

← احکام زن در طهارت


شرکت زنان، جز افراد مسن در
تشییعتشییع به معنای دنبال کسی یا چیزی رفتن می باشد
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است. است نمازگزار بر
جنازهجنازه دارای دو معنا می باشد که لغویان به آن پرداخته اند
زنزن مقابل مرد است
، محاذی
سینهسینه در دو معنای ‏ بخش بالایى تنه و پستان به کار می‌رود که از آن به معناى نخست در بابهاى طهارت، صلات، حدود و دیات سخن گفته‏اند
او بايستد.
چنان که است
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
زن را نزديک
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
از طرف
قبله تمام شئون و افعال انسان مورد توجه و نظر شارع مقدس قرار گرفته و از آن میان هر چه که برای رسیدن به رشد و سعادت حقیقی او لازم بوده واجب گردیده و از خطرات و انحرافات پرهیز داده شده است
بر زمين بگذارند و از عرض وارد قبر کنند.
در
وضو وضو عملی است مستحب که در اسلام به آن توجه ویژه ای شده که در بعضی موارد واجب می شود
، است زن شستن دستها را از
باطنباطن، به معنای درون چیزى است
ذراعذراع دو تعریف دارد و در ابواب مختلف فقهی مانند طهارت ،صلات از آن بحث می شود
آغاز کند.

← احکام زن در صلات


اذانجملات مخصوص برای اعلام وقت نماز را اذان گویند، که به رسول خدا وحی شده است
و
اقامهاِقامه کلماتی ویژه است که از آن در باب صلات سخن رفته است
بر زن همچون مرد است با اين تفاوت که آن بر زن مؤکد نيست، بر خلاف مرد. چنان که برای زن به جای اذان و اقامه اکتفا به
تکبیربه گفتن اللّهُ‌اکبر تکبیر گویند و از آن در باب‌های طهارت، صلات، حج و تجارت سخن رفته است
و
شهادتینشهادتین به گواهى دادن به یگانگى خدا و رسالت حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله گفته می شود
، بلکه تنها شهادتين است. بنابر قول مشهور بر زن
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است در صورت حضور مرد ،
اذانجملات مخصوص برای اعلام وقت نماز را اذان گویند، که به رسول خدا وحی شده است
و
اقامهاِقامه کلماتی ویژه است که از آن در باب صلات سخن رفته است
را آهسته بگويد.
بنابر قول مشهور، از شرایط موذن در اذان اعلام و نيز اذان نماز
جماعتبه گروهی از مردم جماعت گفته می‌شود و عنوان یاد شده به مناسبت در بابهاى صلات، خمس، حج، احیاء موات، حدود و قصاص به کار رفته است
مردان نامحرم مرد بودن مؤذن است. برخی قدما اذان زن را برای مردان اجنبی نيز کافی دانسته‏اند.
چسبيده بودن پاها به هم و دستها به سينه در حال قیام برای زن است.
در
رکوعدر حال ویرایش رکوع خم شدن را می‌گویند و در شرع به خم شدن خاص در نماز اطلاق می‌شود
، خم شدن به اندازه‏ای که دستها به زانوها برسد
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است؛ ليکن برخی نسبت به زن گفته‏اند: رساندن دستها به قسمت بالای زانو (رانها) کفايت می‏کند. در مقابل، بعضی در مقدار
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
انحنا تفاوتی بين زن و مرد قائل نشده‏اند؛ هرچند در انحنای گفته‏اند: است زن کمتر از مرد خم شود؛ يعنی به اندازه‏ای که سر انگشتان دستش به زانو برسد و کف دستهايش بر ران بالای زانو قرار گيرد.
بر زن است هنگام فرود آمدن برای ، ابتدا زانوهايش را بر زمين بگذارد و پس از آن دستهايش را. در نيز بر خلاف مرد هر دو ذراعش را بر زمين فرش کند و اعضايش را به هم بچسباند و هنگام برخاستن، راست و عمود بلند شود، بدون آنکه باسنش را بالا بياورد.
تورکتورّک در سه معنا به کار رفته است: ۱
در
تشهد تشهّد از اجزاء و واجبات نمازکه بعد از دو سجده رکعت دوم و دو سجده رکعت سوم نماز سه رکعتی و دو سجده رکعت چهارم خوانده می شود
، بلکه ديگر حالتهای نماز برای زن نيست؛ بلکه مستحب است زن در حال تشهد باسن خود را بر زمين بگذارد و ران و ساق پاهايش را از زمين بلند کند، به گونه‏ای که قدمها روی زمين قرار گيرد.
نماز جمعهنمازجمعه در زمان غیبت امام علیه السلام از نظر بسیاری از فقها از جمله امام خمینی (ره) واجب تخییری است، یعنی انسان مخیّر است که میان نماز ظهر یا نمازجمعه یکی را انتخاب کند
و
عید فطراول ماه شوال را عید فطر می‌گویند که بنابر معنای عید، به معنای بازگشت به فطرت می‌باشد
و با وجود شرايط
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن بر زنان
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نيست.
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
زن برای زنان در نمازهای واجب و نيز نمازهای مستحب که خواندن آنها به جماعت مشروع است، مانند
نماز عید فطرنماز عید دو رکعت است
و در عصر غیبت، بنابر قول مشهور است. برخی
صحتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
امامت زن را به نماز مستحب محدود کرده‏اند.
نماز گزاردن زن در خانه، بويژه پستو
افضلاز عنوان افضل، در بسیارى از باب‌ هاى فقهى- اعم از عبادات، معاملات و احکام- یاد شده است
از
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
است.
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
از و نفساء ساقط است. قضای آن نيز بر آن دو
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نيست.
بر زن آزاد
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است تمامی بدن خود را در نماز بپوشاند؛ خواه بيننده‏ای باشد يا نباشد. صورت، دستها از سر انگشتان تا مچ و به قول مشهور، قدمها از سر انگشتان تا مچ پا از اين حکم استثنا شده‏اند.
پوشيدن لباس زرباف و حتی
ابریشمابریشم تارهای تنیده شده به وسیله کرم ابریشم میباشد و از آن در باب های طهارت، صلات و حج بحث شده است
خالص و نيز استفاده از
زیورزیور چیزی که به توسط آن چیزی را بیارایند
آلات برای زن در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و غير نماز است.

← احکام زن در صوم


روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
از و نفساء ساقط است؛ ليکن قضای روزه ماه
رمضان‏رمضان ماهی از ماههای قمری که بین شعبان و شوال قرار گرفته است و بنابر قولی آغاز سال قمری است
- که در ايام
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
و نفاس از آنان فوت شده-
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
می‏باشد.
نشستن زن روزه دار در
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
بنابر قول مشهور
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.

← احکام زن در حج


پوشيدن لباس مخصوص
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
بر زن
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نيست و زن می‏تواند در لباس خودش به هر نحو که هست
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
شود؛ هرچند دوخته يا بنابر قول برخی از حریر باشد؛ چنان که پوشاندن سر و بنابر قول برخی روی پا و نيز سايه قرار دادن بالای سر برای زن
محرممُحَرَّم به ضم میم و فتح حاء و تشدید راء به فتح به اولین ماه سال قمری گفته می‌شود
است.
پوشاندن
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
با
روبندروبند پارچه مستطیل شکلی است که پوشاننده چهره زن می باشد
و پوشيدن زيور به قصد
زینتقرآن زن را مکلف کرده است که باید خودش را بپوشاند ولی مرد را مکلف نکرده است، یعنی این تکلیف متوجه زن است نه متوجه مرد
در حال
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
برای زن
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است. البته داشتن زيورهايی که قبل از
احرامنخستین عمل از مناسک عمره و حج را احرام گویند
به پوشيدن آنها
عادتعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
داشته، بدون قصد زينت است؛ هرچند بنابر تصريح برخی، نشان دادن آنها به مردان، حتی شوهرش
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
می‏باشد.
بلند کردن صدا به
تلبیهتلبیه یکی از واجبات احرام است و به معنای لبیک گفتن است
،
استلاملمس کردن حجر الاسود، کعبه و ارکان آن را استلام گویند و از آن در باب حج بحث شده است
حجرالأسود،هروله هنگام
سعیسَعی از مناسک حج و عمره است
و برای زن ندارد.
زنان می‏توانند قبل از
طلوعطلوع، دمیدن و بر آمدن خورشید و مانند آن را گویند
فجر روز عید از مشعر به سمت منی‏ کوچ کرده و شبانه
جمره عقبهيکي از جمرات سه گانه جمره عقبه مي باشد
را- که بايد روز عيد رمی شود- کنند.
[۳۹] مناسک حج (مراجع) ۳۸۰.
[۴۰] مناسک حج (مراجع) ص۳۹۵.

تراشیدن سر (حلق) اختصاص به مردان دارد و بر زنان
تقصیرتقصیر به معانی کوتاه کردن ناخن یا موی سر، کوتاه کردن عمل عبادی، کوتاهی در عمل است
متعيّن است.

← احکام زن در جهاد


جهاد ابتدایی بر زنان
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نيست و جهاد زن- بنابر آنچه در روايات آمده- نيکو
شوهردارییکی از موضوعات مهمی که هر مؤمنی خواهان فهم آن از کلام گهربار معصومین (علیهم‌السّلام) است، موضوع «آیین همسرداری» است
کردن است.
در
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
با ، کشتن و کودکان، جز در حال ضرورت- مانند جايی که کفّار زنان را سپر خود قرار داده يا
پیروزیموفقیت در نبرد و شکست دشمن به یاری خداوند را پیروزی گویند
بر کفّار متوقف بر کشتن آنها باشد- نيست؛ هرچند در نبرد به جنگجويان کمک کنند؛ليکن به اسیری گرفتن آنان است.
از زنان کتابی
جزیهمالیاتی که از اهل ذمه گرفته می شود جزیه نام دارد
گرفته نمی‏شود.
بازگرداندن و تحويل دادن زنانی که از سرزمين
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
به سرزمين
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
هجرتهجرت_ که از آن به مهاجرت نیز تعبیر شده_ به معنای جدایی است
کرده و اسلام آورده‏اند، به کفّار نيست و چنانچه بازگرداندن آنان در قرارداد آتش بس شرط شده باشد، شرط باطل و به تصريح برخی، موجب بطلان قرارداد آتش بس نيز خواهد شد.

← احکام زن در تجارت


غنای زن در
عروسیعروسی، به بردن عروس به خانه داماد و یا شب زفاف را می‌گویند
برای زنان و گرفتن
اجرتعوضی که مستأجر در قبال استفاده از منفعت مال يا کار، به موجر يا اجیر می‌پردازد، اجرت ناميده می‌شود
بر آن بنابر قول منسوب به مشهور است.

← احکام زن در حجر


علاوه بر نشانه‏های ، مشترک ميان زن و مرد، همچون روييدن موی
زهارزهار جاهایی از بدن که مو در آن می روید
و خروج منی، بنابر قول مشهور، بلوغ دختر با کامل شدن نه سال قمری محقق می‏شود.
حیضحیض، به خونى معروف،از رحم زن بیرون می آید،گفته می شود
و
کاشفكاشِف‏(اصطلاح فقهى و اصولى) است
از بلوغ‏اند نه علت آن.

← احکام زن در نکاح


بر زن
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است خود را برای بيارايد.
[۴۹] توضيح المسائل مراجع ج۱، ص۴۴۲.
[۵۰] توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۹۷۹.
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است زن تمامی بدن خود، جز
صورتصورت، چهره شکل و هیئت پدیده‌ها است
و دستها ازسر انگشتان تا مچ را از بپوشاند. در
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
پوشاندن صورت و دستها از سر انگشتان تا مچ و نيز قدمها اختلاف است.

← احکام زن در کفارات


چیدنچیدن‏ در دو معنا استعمال شده است
موها در مصیبت بر زن
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
و به قول مشهور، موجب ثبوت
کفارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
می‏باشد. همچنين است خراشیدن صورت و کندن مو.

← احکام زن در ارث


ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
زن بر حسب نسبت خويشاوندی نسبی يا سببی‏ای که با
میتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
دارد، از قبيل مادر،
دختردختر دو معنا دارد یکی به معنای فرزند مونث است که در مقابل پسر می باشد و دیگری به معنای دوشیزه و باکره است ==معانی اصطلاحی دختر== دختر یعنی فرزند اناث، که مقابل پسر و انسان مؤنث که مقابل مذکر است یا دوشیزه‏ و باکره
و ، متفاوت است. به عنوان مثال،
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
دختر نصف پسر و ارث در صورت داشتن فرزند يک هشتم است.

← احکام زن در قضاء


از شرايط
قاضیدر اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت‏گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است
، مرد بودن است. بنابر اين، زن نمی‏تواند عهده دار منصب
قضاوت«قضاوت» که عبارت از داوری کردن برای رفع نزاع و کشمکش در میان مردم است، یکی از منصب‏های بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و از جانب آنان برای فقیه جامع‌الشرایط تعیین شده است
گردد.
زن
برزهبرزه به زن بیرون رونده از خانه گفته می شود
؛ يعنی که زنی که برای تأمين نيازهای خود از منزل بيرون می‏رود، از جهت حضور در
دادگاهدادگاه یا همان مجلس قضا و مجلس حکم محل رسیدگى به دعاوى است و از احکام آن در باب قضاء سخن گفته‌اند
همچون مرد است؛ ليکن زن مخدره، که معمولا برای انجام دادن امور خارج از منزل، خودش بيرون نمی‏رود، جهت حضور در دادگاه مجبور نمی‏شود؛ بلکه
قاضیدر اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت‏گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است
فرد موثّقی را نزد او می‏فرستد تا بين او و مدّعی نمايد يا- در موارد نياز به - او را قسم دهد و يا برای او
وکیلجریء آن‌که کاری به وی واگذار شده باشد، و به عبارت دیگر چنان‌که از متون فقهی استفاده می‌شود، وکیل نایب در تصرف را گویند
می‏گيرند.

← احکام زن در شهادات


زن در حقّ اللَّه مالی، همچون
خمسخُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می‌شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می‌باشد که به توضیح آن می‌پردازیم
و
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
، خواه به تنهايی يا توأم با شهادت مردان و نيز در حق اللَّه غير مالی، مانند
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
، جز
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
و بنابر قولی،
لواطلواط از گناهان کبیره، فاحشه، کفر و زشت است در زشتی لواط همین بس که قوم لوط همگی به جرم این عمل شنیع، به بلای بزرگی دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ویران و مایه عبرت آیندگان شد
و
مساحقهیکی از انحرافات جنسی که در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته و از گناهان کبیره شمرده شده، مساحقه (همبستر شدن زن با زن) است
پذيرفته نيست . در زنا بنابر قول مشهور، سه مرد و دو زن يا دو مرد و چهار زن عادل پذيرفته است. قول مشهور در
لواطلواط از گناهان کبیره، فاحشه، کفر و زشت است در زشتی لواط همین بس که قوم لوط همگی به جرم این عمل شنیع، به بلای بزرگی دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ویران و مایه عبرت آیندگان شد
و
مساحقهیکی از انحرافات جنسی که در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته و از گناهان کبیره شمرده شده، مساحقه (همبستر شدن زن با زن) است
عدم پذيرش زن است. بر اين قول ادعای
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
شده است.
در
ثبوتثبوت، اصطلاحی در فلسفه و حکمت اسلامی است
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
رجمرجم‏ به فتح راء یکی از حدود الهی به معنای سنگسار کردن است ==معنای رجم== رَجْم به سنگسار کردن میگویند
با شهادت زنان، اختلاف است. قول مشهور، ثبوت آن با شهادت سه مرد و دو زن عادل است. بر اين قول، ادعای
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
شده است. و بنابر قول منسوب به مشهور با شهادت دو مرد و چهار زن عادل تنها
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
ثابت می‏گردد و نه حدّ رجم.
شهادت زنان در
حقّ الناسحق الناس، به حق ثابت براى دیگرى می‌باشد
، در مواردی که به طور معمول، مردان از آنها مطلع نمی‏شوند، مانند ولادت،
بکارتبکارت (دوشیزگى) به معنی پرده‌ی دخترى داشتن است و از آن در باب‌هاى طهارت، نکاح، شهادات، حدود و دیات سخن رفته است
و نيز عيوب زنان، اعم از پنهان، مانند
قرنقرن به فتح قاف و راء استخوانی است در فرج که مانع جماع می‌گردد و زنی را که دارای این عیب باشد قرناء گویند
و آشکار، همچون لنگی، به تنهايی و نيز توأم با شهادت مردان پذيرفته است؛ليکن در پذيرش آنان به تنهايی در مسئله
رضاعشیر خوردنی را که با شرایط که در شرع مقرر گردیده که موجب محرمیت می‌گردد را رضاع می‌گویند
اختلاف است.قول مشهور پذيرش شهادت آنان است.
شهادت دو زن و يک مرد در حقّ الناس، در مواردی که مستقيم يا غير مستقيم مرتبط با مسائل مالی است، مانند ،
غصبغصب یکی از اقسام احکام، در اسلام است
،
عقودعقود اموری دو طرفه هستند که بین دو طرف ایجاد می شوند
معاوضی همچون
بیعبِیْع، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به گونه‌ای از معامله که در آن کالایی با عوضی معلوم، اعم از کالا یا وجه نقد مبادله می‌شود
،
وصیتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
به مال و جنايتِ موجب
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
از قبيل قتل شبه عمد و خطا، پذيرفته است.
شهادت زنان در
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
،
رؤیت هلالیکی از مسائل مهم روز که برخی آن را ناسازگاری دین با علم روز قلمداد می‌کنند و بعضی آن را مایه تمسخر دین داران قرار می‌دهند و دسته سوم با دیدی تعجب آمیز درباره آن به پرسش می‌پردازند مسأله رؤیت هلال ماه می‌باشد
،
وکالتوكالت در لغت به معناي واگذار كردن، اعتماد و تكيه كردن به ديگري است
،
وصایتوصایت به معنای تعیین جانشین از سوی پیامبر یا امام (علیه السلام) می‌باشد
و نسب بنابر قول مشهور پذيرفته نيست.
در موارد پذيرش شهادت زنان به تنهايی، بنابر قول مشهور نبايد تعداد آنان کمتر از چهار نفر باشد؛ چه آنکه شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد است، مگر در دو مورد يکی
وصیتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
به مال و ديگری
ارث«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است
نوزادی که زنده متولد شده و سپس مرده است. در اين دو مورد با شهادت يک زن، يک چهارم؛ دو زن، دو چهارم؛ سه زن، سه چهارم و چهار زن تمامی مال وارث ثابت می‏شود.

← احکام زن در حدود


زن مرتد چنانچه
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
کند، توبه‏اش پذيرفته می‏شود و اگر توبه نکند، حدّ قتل بر او جاری نمی‏گردد؛ بلکه بازداشت می‏گردد و در زندان بر او سخت گرفته می‏شود تا
توبهپشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
کند.
احکام
اشهارآشکار کردن را اشهار (تشهیر) گویند
،
تبعیدتبعيد(تَغْريب؛ نَفي بَلَد) يعني بيرون کردن بزهکار از محلّ زندگي يا محلّ ارتکاب بزه و يا محلّ اجراي حد که از آن در باب حدود سخن رفته است
و تراشيدن سر بزهکار- که در جرايم کلاهبرداری، به
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
و جاری می‏شود- اختصاص به مردان دارد و زنان مشمول آن نيستند.
حدحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
مساحقهیکی از انحرافات جنسی که در اسلام مورد نکوهش قرار گرفته و از گناهان کبیره شمرده شده، مساحقه (همبستر شدن زن با زن) است
، صد تازيانه برای هر يک از دو زن است؛ خواه بنابر مشهور محصن باشند يا غیرمحصن.
هنگام زدن
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
بر زن بايد او نشسته و لباسهای وی به بدنش پيچيده باشد.

← احکام زن در قصاص


مرد در قبال کشتن زن
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
می‏شود، به شرط آنکه اوليای مقتول مابه التفاوت
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
زن و مرد را به ورثه قاتل بپردازند؛ ليکن زن در قبال کشتن مرد، بدون پرداخت مابه التفاوت ديه به اوليای مقتول،
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
می‏شود.
در
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
اعضا، چنانچه
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
عضو آسيب ديده زن کمتر از ثلث ديه کامل باشد، عضو مماثل مرد جانی بدون پرداخت چيزی به مرد قصاص می‏شود و در صورتی که در حدّ ثلث و بالاتر باشد،
قصاص عضو مرد جانی منوط به پرداخت مابه التفاوت
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
مرد و زن است.

← احکام زن در دیات


ديه کامل زن نصف ديه کامل مرد است.و در
دیهدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
اعضا، ديه زن در کمتر از ثلث ديه کامل، با ديه مرد برابر و در ثلث و افزون بر آن بنابر مشهور، نصف ديه مرد خواهد بود. برخی قدما تنها در صورت افزون بودن بر ثلث، ديه زن را نصف ديه مرد دانسته‏اند.
ديه افضای دختر غير توسط اجنبی،همچنين ديه
جنایتجِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
بر پستانهاو موهای سر وی در صورتی که نرويند، دیه کامل است؛ اما اگر موها برويند، بر جانی
مهر المثلمراد از مهر المثل کابین امثال و اقران و اقارب زوجه است و مراد از امثال زنانی است که از حیث جمال و بکارت و شرف و ثروت و عقل و ادب و حسن تدبیر در منزل و بالاخره کلیه صفات و خصوصیاتی که در مقدار مهر تأثیر دارد نظیر و مانند او باشد
ثابت می‏گردد. از برخی قدما در اين فرض، ثبوت يک سوم ديه نقل شده است.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۴، ص۲۷۲.    
۲. جواهر الکلام ج۱۲، ص۷۳.    
۳. جواهر الکلام ج۴، ص۲۸۱-۲۸۲.    
۴. جواهر الکلام ج۲، ص۳۴۰-۳۴۱.    
۵. الحدائق الناضرة ج۷، ص۳۶۱-۳۶۴.    
۶. جواهر الکلام ج۹، ص۵.    
۷. جواهر الکلام ج۹، ص۲۱.    
۸. جواهر الکلام ج۹، ص۸۸.    
۹. جواهر الکلام ج۹، ص۵۳-۵۴.    
۱۰. المبسوط ج۱، ص۹۷.    
۱۱. مستند الشیعة ج۵، ص۴۰۳.    
۱۲. جواهر الکلام ج۹، ص۲۸۲.    
۱۳. جواهر الکلام ج۱۰، ص۶۹-۷۵.    
۱۴. العروة الوثقی ج۲، ص۵۴۶.    
۱۵. العروة الوثقی ج۲، ص۲۷۵.    
۱۶. جواهر الکلام ج۱۰، ص۱۸۲.    
۱۷. جواهر الکلام ج۱۱، ص۲۵۷.    
۱۸. جواهر الکلام ج۱۱، ص۳۴۵.    
۱۹. جواهر الکلام ج۱۳، ص۳۳۶-۳۳۹.    
۲۰. جواهر الکلام ج۱۴، ص۱۴۹-۱۵۱.    
۲۱. جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۱.    
۲۲. جواهر الکلام ج۸، ص۱۶۲-۱۷۵.    
۲۳. جواهر الکلام ج۸، ص۱۱۰-۱۲۰.    
۲۴. جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۵.    
۲۵. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۳۲.    
۲۶. جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۱.    
۲۷. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۲۳.    
۲۸. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۵۱.    
۲۹. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۹.    
۳۰. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۰۵.    
۳۱. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۵۰.    
۳۲. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۹.    
۳۳. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۷۱-۳۷۳.    
۳۴. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۵۰.    
۳۵. الحدائق الناضرة ج۱۶، ص۱۱۹.    
۳۶. مستند الشیعة ج۱۲، ص۱۷۳.    
۳۷. المبسوط ج۱، ص۳۵۶.    
۳۸. جواهر الکلام ج۱۹، ص۷۷.    
۳۹. مناسک حج (مراجع) ۳۸۰.
۴۰. مناسک حج (مراجع) ص۳۹۵.
۴۱. جواهر الکلام ج۱۹، ص۲۳۶.    
۴۲. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵-۸.    
۴۳. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۳=۷۴.    
۴۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۵۶.    
۴۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۳۶.    
۴۶. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۰۰-۳۰۲.    
۴۷. جواهر الکلام ج۲۲، ص۴۸-۵۰.    
۴۸. جواهر الکلام ج۲۶، ص۳۸-۴۲.    
۴۹. توضيح المسائل مراجع ج۱، ص۴۴۲.
۵۰. توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۹۷۹.
۵۱. جواهر الکلام ج۲۹، ص۷۵-۸۰.    
۵۲. العروة الوثقی ج۲، ص۳۱۷.    
۵۳. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۸۳.    
۵۴. جواهر الکلام ج۴۰، ص۱۲-۱۴.    
۵۵. جواهر الکلام ج۴۰، ص۱۳۷-۱۳۸.    
۵۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۴-۱۵۹.    
۵۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۹۶-۲۹۸.    
۵۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۰.    
۵۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۶۰. جواهر الکلام ج۲۹، ص۳۴۴.    
۶۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۹-۱۶۵.    
۶۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۳.    
۶۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۶.    
۶۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۱۱-۶۱۲.    
۶۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۰۱.    
۶۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۸۷=۳۸۹.    
۶۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۶۱.    
۶۸. جواهر الکلام ج۴۲، ص۸۱-۸۵.    
۶۹. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۲.    
۷۰. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۵۲-۳۵۳.    
۷۱. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۷۵.    
۷۲. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۶۳.    
۷۳. جواهر الکلام ج۴۳، ص۱۷۴-۱۷۵.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۲۸۶-۲۹۲.    




جعبه ابزار