• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

زن

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



زن مقابل مرد است.




زن مقابل مرد وبه معنای زوجه است.



از احکام زن به معنای نخست در بسياری از ابواب، نظير طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد، تجارت، حجر، کفارات، ارث، شهادات، حدود، قصاص و دیات سخن گفته‏اند.
برخی نيز درباره احکام زنان کتابی مستقل نوشته‏‌اند، از جمله «احکام النساء» نوشته شيخ مفيد رحمه‌اللَّه. چنان که بعضی عناوين فقهی، همچون حیض ، نفاس ، استحاضه و عدّه دربردارنده احکام خاص زنان می‏‌باشند.



زن همچون مرد، مکلف به تکاليفی است که از جانب شارع مقدس تشریع شده است و در نوع تکاليف تشريع شده، مانند وجوب نماز، روزه، حج، خمس و زکات، و حرمت دروغ، تهمت، غیبت و زنا، تفاوتی ميان مرد و زن نيست، مگر در کيفيّت و خصوصيت برخی از آنها که منشأ آن ويژگيهای خاص هريک از زن و مرد به لحاظ جسمی و روحی و غير آن است.
قاعده اشتراک از قواعد فقهی است که از جمله مفاد آن، اشتراک زن و مرد در تکالیف تشريعی است؛ بدين معنا که هر تکليفی که متوجه مرد است، متوجه زن نيز هست، مگر آنکه دليلی خاص بر استثنا وارد شده باشد.



در ذيل به نمونه‏هايی از احکام ويژه زنان که در ابواب مختلف فقهی آمده اشاره می‏‌کنيم.

۴.۱ - احکام زن در طهارت


شرکت زنان، جز افراد مسن در تشییع جنازه مکروه است.مستحب است نمازگزار بر جنازه زن، محاذی سینه او بايستد.
چنان که مستحب است میت زن را نزديک قبر از طرف قبله بر زمين بگذارند و از عرض وارد قبر کنند.
در وضو، مستحب است زن شستن دستها را از باطن ذراع آغاز کند.

۴.۲ - احکام زن در صلات


اذان و اقامه بر زن همچون مرد مستحب است با اين تفاوت که استحباب آن بر زن مؤکد نيست، بر خلاف مرد. چنان که برای زن به جای اذان و اقامه اکتفا به تکبیر و شهادتین، بلکه تنها شهادتين جایز است. بنابر قول مشهور بر زن واجب است در صورت حضور مرد نامحرم، اذان و اقامه را آهسته بگويد.
بنابر قول مشهور، از شرایط موذن در اذان اعلام و نيز اذان نماز جماعت مردان نامحرم مرد بودن مؤذن است. برخی قدما اذان زن را برای مردان اجنبی نيز کافی دانسته‏اند.
چسبيده بودن پاها به هم و دستها به سينه در حال قیام برای زن مستحب است.
در رکوع، خم شدن به اندازه‏ای که دستها به زانوها برسد واجب است؛ ليکن برخی نسبت به زن گفته‏اند: رساندن دستها به قسمت بالای زانو (رانها) کفايت می‏کند. در مقابل، بعضی در مقدار واجب انحنا تفاوتی بين زن و مرد قائل نشده‏اند؛ هرچند در انحنای مستحب گفته‏اند: مستحب است زن کمتر از مرد خم شود؛ يعنی به اندازه‏ای که سر انگشتان دستش به زانو برسد و کف دستهايش بر ران بالای زانو قرار گيرد.
بر زن مستحب است هنگام فرود آمدن برای سجده، ابتدا زانوهايش را بر زمين بگذارد و پس از آن دستهايش را. در سجده نيز بر خلاف مرد هر دو ذراعش را بر زمين فرش کند و اعضايش را به هم بچسباند و هنگام برخاستن، راست و عمود بلند شود، بدون آنکه باسنش را بالا بياورد.
تورک در تشهد، بلکه ديگر حالتهای نماز برای زن مستحب نيست؛ بلکه مستحب است زن در حال تشهد باسن خود را بر زمين بگذارد و ران و ساق پاهايش را از زمين بلند کند، به گونه‏ای که قدمها روی زمين قرار گيرد.
نماز جمعه و عید فطر و قربان با وجود شرايط وجوب آن بر زنان واجب نيست.
امامت زن برای زنان در نمازهای واجب و نيز نمازهای مستحب که خواندن آنها به جماعت مشروع است، مانند نماز عید فطر و قربان در عصر غیبت، بنابر قول مشهور صحیح است. برخی صحت امامت زن را به نماز مستحب محدود کرده‏اند.
نماز گزاردن زن در خانه، بويژه پستو افضل از مسجد است.
نماز از حائض و نفساء ساقط است. قضای آن نيز بر آن دو واجب نيست.
بر زن بالغ آزاد واجب است تمامی بدن خود را در نماز بپوشاند؛ خواه بيننده‏ای باشد يا نباشد. صورت، دستها از سر انگشتان تا مچ و به قول مشهور، قدمها از سر انگشتان تا مچ پا از اين حکم استثنا شده‏اند.
پوشيدن لباس زرباف و حتی ابریشم خالص و نيز استفاده از زیور آلات برای زن در نماز و غير نماز جایز است.

۴.۳ - احکام زن در صوم


روزه از حائض و نفساء ساقط است؛ ليکن قضای روزه ماه رمضان- که در ايام حیض و نفاس از آنان فوت شده- واجب می‏باشد.
نشستن زن روزه دار در آب بنابر قول مشهور مکروه است.

۴.۴ - احکام زن در حج


پوشيدن لباس مخصوص احرام بر زن واجب نيست و زن می‏تواند در لباس خودش به هر نحو که هست محرم شود؛ هرچند دوخته يا بنابر قول برخی از حریر باشد؛ چنان که پوشاندن سر و بنابر قول برخی روی پا و نيز سايه قرار دادن بالای سر برای زن محرم جایز است.
پوشاندن صورت با روبند و پوشيدن زيور به قصد زینت در حال احرام برای زن حرام است. البته داشتن زيورهايی که قبل از احرام به پوشيدن آنها عادت داشته، بدون قصد زينت جایز است؛ هرچند بنابر تصريح برخی، نشان دادن آنها به مردان، حتی شوهرش حرام می‏باشد.
بلند کردن صدا به تلبیه،استلام حجرالأسود،هروله هنگام سعیو طوافبرای زن استحباب ندارد.
زنان می‏توانند قبل از طلوع فجر روز عید از مشعر به سمت منی‏ کوچ کرده و شبانه جمره عقبه را- که بايد روز عيد رمی شود- رمی کنند.
[۳۹] مناسک حج (مراجع) ۳۸۰.
[۴۰] مناسک حج (مراجع) ص۳۹۵.

تراشیدن سر (حلق) اختصاص به مردان دارد و بر زنان تقصیر متعيّن است.

۴.۵ - احکام زن در جهاد


جهاد ابتدایی بر زنان واجب نيست و جهاد زن- بنابر آنچه در روايات آمده- نيکو شوهرداری کردن است.
در جنگ با کفار، کشتن زنان و کودکان، جز در حال ضرورت- مانند جايی که کفّار زنان را سپر خود قرار داده يا پیروزی بر کفّار متوقف بر کشتن آنها باشد- جایز نيست؛ هرچند در نبرد به جنگجويان کمک کنند؛ليکن به اسیری گرفتن آنان جایز است.
از زنان کتابی جزیه گرفته نمی‏شود.
بازگرداندن و تحويل دادن زنانی که از سرزمين کفر به سرزمين اسلام هجرت کرده و اسلام آورده‏اند، به کفّار جایز نيست و چنانچه بازگرداندن آنان در قرارداد آتش بس شرط شده باشد، شرط باطل و به تصريح برخی، موجب بطلان قرارداد آتش بس نيز خواهد شد.

۴.۶ - احکام زن در تجارت


غنای زن در عروسی برای زنان و گرفتن اجرت بر آن بنابر قول منسوب به مشهور جایز است.

۴.۷ - احکام زن در حجر


علاوه بر نشانه‏های بلوغ، مشترک ميان زن و مرد، همچون روييدن موی زهار و خروج منی، بنابر قول مشهور، بلوغ دختر با کامل شدن نه سال قمری محقق می‏شود. حیض و بارداری کاشف از بلوغ‏اند نه علت آن.

۴.۸ - احکام زن در نکاح


بر زن حرام است خود را برای نامحرم بيارايد.
[۴۹] توضيح المسائل مراجع ج۱، ص۴۴۲.
[۵۰] توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۹۷۹.
واجب است زن تمامی بدن خود، جز صورت و دستها ازسر انگشتان تا مچ را از نامحرم بپوشاند. در وجوب پوشاندن صورت و دستها از سر انگشتان تا مچ و نيز قدمها اختلاف است.

۴.۹ - احکام زن در کفارات


چیدن موها در مصیبت بر زن حرام و به قول مشهور، موجب ثبوت کفاره می‏باشد. همچنين است خراشیدن صورت و کندن مو.

۴.۱۰ - احکام زن در ارث


ارث زن بر حسب نسبت خويشاوندی نسبی يا سببی‏ای که با میت دارد، از قبيل مادر، دختر و زوجه، متفاوت است. به عنوان مثال، ارث دختر نصف پسر و ارث زوجه در صورت داشتن فرزند يک هشتم است.

۴.۱۱ - احکام زن در قضاء


از شرايط قاضی، مرد بودن است. بنابر اين، زن نمی‏تواند عهده دار منصب قضاوت گردد.
زن برزه؛ يعنی که زنی که برای تأمين نيازهای خود از منزل بيرون می‏رود، از جهت حضور در دادگاه همچون مرد است؛ ليکن زن مخدره، که معمولا برای انجام دادن امور خارج از منزل، خودش بيرون نمی‏رود، جهت حضور در دادگاه مجبور نمی‏شود؛ بلکه قاضی فرد موثّقی را نزد او می‏فرستد تا بين او و مدّعی داوری نمايد يا- در موارد نياز به قسم- او را قسم دهد و يا برای او وکیل می‏گيرند.

۴.۱۲ - احکام زن در شهادات


شهادت زن در حقّ اللَّه مالی، همچون خمس و زکات، خواه به تنهايی يا توأم با شهادت مردان و نيز در حق اللَّه غير مالی، مانند حدود، جز زنا و بنابر قولی، لواط و مساحقه پذيرفته نيست . در زنا بنابر قول مشهور، شهادت سه مرد و دو زن يا دو مرد و چهار زن عادل پذيرفته است. قول مشهور در لواط و مساحقه عدم پذيرش شهادت زن است. بر اين قول ادعای اجماع شده است.
در ثبوت حد رجم با شهادت زنان، اختلاف است. قول مشهور، ثبوت آن با شهادت سه مرد و دو زن عادل است. بر اين قول، ادعای اجماع شده است. و بنابر قول منسوب به مشهور با شهادت دو مرد و چهار زن عادل تنها تازیانه ثابت می‏گردد و نه حدّ رجم.
شهادت زنان در حقّ الناس، در مواردی که به طور معمول، مردان از آنها مطلع نمی‏شوند، مانند ولادت، بکارت و نيز عيوب زنان، اعم از پنهان، مانند قرن و آشکار، همچون لنگی، به تنهايی و نيز توأم با شهادت مردان پذيرفته است؛ليکن در پذيرش شهادت آنان به تنهايی در مسئله رضاع اختلاف است.قول مشهور پذيرش شهادت آنان است.
شهادت دو زن و يک مرد در حقّ الناس، در مواردی که مستقيم يا غير مستقيم مرتبط با مسائل مالی است، مانند دیون، غصب، عقود معاوضی همچون بیع، وصیت به مال و جنايتِ موجب دیه از قبيل قتل شبه عمد و خطا، پذيرفته است.
شهادت زنان در طلاق، رؤیت هلال، وکالت، وصایت و نسب بنابر قول مشهور پذيرفته نيست.
در موارد پذيرش شهادت زنان به تنهايی، بنابر قول مشهور نبايد تعداد آنان کمتر از چهار نفر باشد؛ چه آنکه شهادت دو زن برابر شهادت يک مرد است، مگر در دو مورد يکی وصیت به مال و ديگری ارث نوزادی که زنده متولد شده و سپس مرده است. در اين دو مورد با شهادت يک زن، يک چهارم؛ دو زن، دو چهارم؛ سه زن، سه چهارم و چهار زن تمامی مال وارث ثابت می‏شود.

۴.۱۳ - احکام زن در حدود


زن مرتد چنانچه توبه کند، توبه‏اش پذيرفته می‏شود و اگر توبه نکند، حدّ قتل بر او جاری نمی‏گردد؛ بلکه بازداشت می‏گردد و در زندان بر او سخت گرفته می‏شود تا توبه کند.
احکام اشهار، تبعید و تراشيدن سر بزهکار- که در جرايم کلاهبرداری، شهادت به دروغ و قیادت جاری می‏شود- اختصاص به مردان دارد و زنان مشمول آن نيستند.
حد مساحقه، صد تازيانه برای هر يک از دو زن است؛ خواه بنابر مشهور محصن باشند يا غیرمحصن.
هنگام زدن تازیانه بر زن بايد او نشسته و لباسهای وی به بدنش پيچيده باشد.

۴.۱۴ - احکام زن در قصاص


مرد در قبال کشتن زن قصاص می‏شود، به شرط آنکه اوليای مقتول مابه التفاوت دیه زن و مرد را به ورثه قاتل بپردازند؛ ليکن زن در قبال کشتن مرد، بدون پرداخت مابه التفاوت ديه به اوليای مقتول، قصاص می‏شود.
در قصاص اعضا، چنانچه دیه عضو آسيب ديده زن کمتر از ثلث ديه کامل باشد، عضو مماثل مرد جانی بدون پرداخت چيزی به مرد قصاص می‏شود و در صورتی که در حدّ ثلث و بالاتر باشد،
قصاص عضو مرد جانی منوط به پرداخت مابه التفاوت دیه مرد و زن است.

۴.۱۵ - احکام زن در دیات


ديه کامل زن نصف ديه کامل مرد است.و در دیه اعضا، ديه زن در کمتر از ثلث ديه کامل، با ديه مرد برابر و در ثلث و افزون بر آن بنابر مشهور، نصف ديه مرد خواهد بود. برخی قدما تنها در صورت افزون بودن بر ثلث، ديه زن را نصف ديه مرد دانسته‏اند.
ديه افضای دختر غير بالغ توسط اجنبی،همچنين ديه جنایت بر پستانهاو موهای سر وی در صورتی که نرويند، دیه کامل است؛ اما اگر موها برويند، بر جانی مهر المثل ثابت می‏گردد. از برخی قدما در اين فرض، ثبوت يک سوم ديه نقل شده است.


 
۱. جواهر الکلام ج۴، ص۲۷۲.    
۲. جواهر الکلام ج۱۲، ص۷۳.    
۳. جواهر الکلام ج۴، ص۲۸۱-۲۸۲.    
۴. جواهر الکلام ج۲، ص۳۴۰-۳۴۱.    
۵. الحدائق الناضرة ج۷، ص۳۶۱-۳۶۴.    
۶. جواهر الکلام ج۹، ص۵.    
۷. جواهر الکلام ج۹، ص۲۱.    
۸. جواهر الکلام ج۹، ص۸۸.    
۹. جواهر الکلام ج۹، ص۵۳-۵۴.    
۱۰. المبسوط ج۱، ص۹۷.    
۱۱. مستند الشیعة ج۵، ص۴۰۳.    
۱۲. جواهر الکلام ج۹، ص۲۸۲.    
۱۳. جواهر الکلام ج۱۰، ص۶۹-۷۵.    
۱۴. العروة الوثقی ج۲، ص۵۴۶.    
۱۵. العروة الوثقی ج۲، ص۲۷۵.    
۱۶. جواهر الکلام ج۱۰، ص۱۸۲.    
۱۷. جواهر الکلام ج۱۱، ص۲۵۷.    
۱۸. جواهر الکلام ج۱۱، ص۳۴۵.    
۱۹. جواهر الکلام ج۱۳، ص۳۳۶-۳۳۹.    
۲۰. جواهر الکلام ج۱۴، ص۱۴۹-۱۵۱.    
۲۱. جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۱.    
۲۲. جواهر الکلام ج۸، ص۱۶۲-۱۷۵.    
۲۳. جواهر الکلام ج۸، ص۱۱۰-۱۲۰.    
۲۴. جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۵.    
۲۵. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۳۲.    
۲۶. جواهر الکلام ج۳، ص۲۵۱.    
۲۷. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۲۳.    
۲۸. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۵۱.    
۲۹. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۹.    
۳۰. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۰۵.    
۳۱. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۵۰.    
۳۲. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۸۹.    
۳۳. جواهر الکلام ج۱۸، ص۳۷۱-۳۷۳.    
۳۴. جواهر الکلام ج۱۸، ص۴۵۰.    
۳۵. الحدائق الناضرة ج۱۶، ص۱۱۹.    
۳۶. مستند الشیعة ج۱۲، ص۱۷۳.    
۳۷. المبسوط ج۱، ص۳۵۶.    
۳۸. جواهر الکلام ج۱۹، ص۷۷.    
۳۹. مناسک حج (مراجع) ۳۸۰.
۴۰. مناسک حج (مراجع) ص۳۹۵.
۴۱. جواهر الکلام ج۱۹، ص۲۳۶.    
۴۲. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵-۸.    
۴۳. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۳=۷۴.    
۴۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۵۶.    
۴۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۲۳۶.    
۴۶. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۰۰-۳۰۲.    
۴۷. جواهر الکلام ج۲۲، ص۴۸-۵۰.    
۴۸. جواهر الکلام ج۲۶، ص۳۸-۴۲.    
۴۹. توضيح المسائل مراجع ج۱، ص۴۴۲.
۵۰. توضيح المسائل مراجع ج۲، ص۹۷۹.
۵۱. جواهر الکلام ج۲۹، ص۷۵-۸۰.    
۵۲. العروة الوثقی ج۲، ص۳۱۷.    
۵۳. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۸۳.    
۵۴. جواهر الکلام ج۴۰، ص۱۲-۱۴.    
۵۵. جواهر الکلام ج۴۰، ص۱۳۷-۱۳۸.    
۵۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۴-۱۵۹.    
۵۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۹۶-۲۹۸.    
۵۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۰.    
۵۹. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۲-۱۷۳.    
۶۰. جواهر الکلام ج۲۹، ص۳۴۴.    
۶۱. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۵۹-۱۶۵.    
۶۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۳.    
۶۳. جواهر الکلام ج۴۱، ص۱۷۶.    
۶۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۱۱-۶۱۲.    
۶۵. جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۰۱.    
۶۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۸۷=۳۸۹.    
۶۷. جواهر الکلام ج۴۱، ص۳۶۱.    
۶۸. جواهر الکلام ج۴۲، ص۸۱-۸۵.    
۶۹. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۲.    
۷۰. جواهر الکلام ج۴۳، ص۳۵۲-۳۵۳.    
۷۱. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۷۵.    
۷۲. جواهر الکلام ج۴۳، ص۲۶۳.    
۷۳. جواهر الکلام ج۴۳، ص۱۷۴-۱۷۵.    




فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۴، ص۲۸۶-۲۹۲.    




جعبه ابزار