وظایف محتسب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



وظایف محتسب، به وظایفی گفته می‌شود که در حسبه‌نگاری‌ها از طرف حاکم یا نایب آن برعهده محتسبان گذاشته می‌شد.


وظایف محتسب از نظر ماوردی

[ویرایش]

ماوردی، براساس تعریف خود از حسبه، مبتکر طرحی برای دسته‌بندی وظایف حسبه بوده و توجه فقیهان پس از خود را به این دسته‌بندی جلب کرده است، از نظر ماوردی،
[۱] علی‌بن محمد ماوردی، الاحکام‌السلطانیة و الولایات الدینیة، ج۱، ص۳۹۴ـ۴۱۳، چاپ خالد عبداللطیف السبع العلمی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
وظایف محتسب به دو گروه عمده تقسیم می‌شود: امر به معروف، نهی از منکر .

← وظایف مربوط به امر به معروف


وظایف مربوط به امر به معروف خود به سه دسته تقسیم می‌شود :
۱. وظایف مربوط به حقوق اللّه، که دینیِ محض است.
در این حالت محتسب گاهی به عموم مردم امر می‌کند (مانند امر به برپایی نماز جمعه که شرط تشکیل آن حضور حداقل شمار خاصی نمازگزار است به جمعه، بخش :۳ نماز جمعه) و گاه یکایک مردم را امر به معروف می‌کند (مانند امر به اقامه نماز در وقت شرعی آن).
۲. وظایف مربوط به حقوق مردم، که بخشی از آن جنبه عمومی و بخشی دیگر جنبه خصوصی و شخصی دارد.
مثلاً برای مرمت دیوار شهر و مسجدها و تأمین آب آشامیدنی و رسیدگی به حال درماندگان، که جنبه عمومی دارد، محتسب موظف است به کمک بیت‌المال یا مردم توانگر اقدام کند، در موردی که حق‌الناس جنبه خصوصی دارد، مانند بدهکاری که از پرداخت بدهی خود در موعد مقرر سر باز زند، محتسب او را به پرداخت دین وامی‌دارد.
۳. وظایف مربوط به حقوق مشترک میان خدا و مردم، مانند امر به اولیای فرزندان در اقدام به ازدواج آنان و امر به اربابان برای رعایت حقوق بردگان .

← وظایف مربوط به نهی از منکر


وظایف مربوط به نهی از منکر نیز به سه دسته تقسیم می‌شود :
۱. وظایف مربوط به حقوق اللّه.
این وظایف گاهی متعلق به عبادات است (مانند نهی از منکر فردی که آداب نماز را درست به‌جا نمی‌آورد) و گاهی مربوط به محرمات .
مثلاً محتسب مردمی را که ممکن است در معرض تهمت و بدبینی قرار گیرند، نهی می‌کند یا فردی را که آشکارا میگساری می‌کند تأدیب می‌کند.
۲. وظایف متعلق به حقوق مردم، مانند نهی از منکر کسی که بر همسایه خود تعدی می‌کند.
۳. وظایف مربوط به حقوق مشترک میان خدا و مردم، مانند واداشتن ذمّیان به رعایت مقرراتِ ذمّه ؛ منع از اِشراف بر خانه‌های مردم؛ و نهی ائمه جماعت از طولانی کردن نماز، زیرا موجب محرومیت ناتوانان از نماز جماعت می‌شود.
طبقه‌بندی ماوردی از وظایف محتسب، موردتوجه ابن‌ابی‌یعلی،
[۲] ابن‌ابی‌یعلی، الاحکام السلطانیة، ج۱، ص۲۸۷ـ ۳۰۸، چاپ محمدحامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
نُوَیری
[۳] احمدبن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۶، ص۲۹۱ـ ۳۱۵، قاهره (۱۹۲۳) ـ ۱۹۹۰.
و ابن‌اِخْوه
[۴] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۵۳ـ۵۵، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
قرار گرفت.

وظایف محتسب براساس صنف‌های اقتصادی و اجتماعی

[ویرایش]

با این‌همه، مؤلفان کتاب‌های حسبه، مانند ابن‌اخوه، شیزری، ابن‌بسام و ابن‌عبدون، وظایف محتسب را براساس صنف‌های اقتصادی و اجتماعی، تنظیم کرده‌اند که خلاصه آن‌ها بدین قرار است :

← نظارت بر اصناف


اصناف شامل واحدهای تولیدی، خدماتی و تجاری می‌شدند، در فرمان‌های انتصاب محتسب، مراقبت از کار پیشه‌وران و تاجران و جستجو در احوال بازاریان، پیوسته تکرار شده است.
[۵] احمدبن علی قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشا، ج۱۰، ص۴۶۰ـ ۴۶۱، قاهره ۱۳۳۱ـ ۱۳۳۸/ ۱۹۱۳ـ ۱۹۲۰، چاپ افست ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
[۶] ابن‌فضل‌اللّه عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۱۶۲ـ۱۶۴، چاپ محمدحسین شمس‌الدین، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.

محتسب برای نظارت بر مشاغل گوناگون از فردی آگاه در هر صنف، که خود از بازاریان و تاجران بود، کمک می‌گرفت.
این فرد، که عَریف نام داشت، مأمور بود وضع فعالیت‌های شغلی هر صنف را گزارش دهد.
[۷] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۲، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
، همه مشاغلی که در یک شهر وجود داشت، از نانوایی و قصابی تا پزشکی و وکالت، در حوزه بازرسی محتسب قرار داشت.محتسب موظف بود از معاملات ناروا جلوگیری کند، از جمله از معاملات رِبَوی و معاملات نادرست که شروط صحت در آن‌ها رعایت نشده است.
محتسب مجاز نبود بر کالاها قیمت بگذارد یا فروشندگان را مجبور به فروش با نرخِ معین کند، مگر در مواقع اضطرار .
[۸] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۰ـ۱۲۱، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

محتسب می‌توانست از احتکار مواد غذایی جلوگیری کند و در صورت لزوم، اجناس احتکار شده را با بهای مناسب به فروش بگذارد.
[۹] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۳، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

برای سالم‌سازی فضای تجاری بازار و پیشگیری از احتکار و سودجویی، محتسب موظف بود از خر ید و فروش کالا پیش از ورود به بازار و کاروان‌سرا منع کند.
[۱۰] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۳، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
از وظایف مهم محتسب، نظارت بر صرافان بود تا از رواج پول‌های تقلبی جلوگیری شود.
[۱۱] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۷۴ـ۷۶، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۱۲] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۲۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
از اندازه‌ها و پیمانه‌ها و ترازوها نیز می‌بایست آگاه می‌بود و هرچند وقت یک بار، درستی آن‌ها را می‌آزمود.
[۱۳] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۵۱، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

محتسب تنها به مشاغل مستقر در بازار نظارت نداشت، بلکه هر چه را که در منطقه نفوذ و اقتدارش بود، زیر نظر می‌گرفت، مثلاً موظف بود مراقبت کند تا کشتیبانان و قایق‌رانان بار اضافی حمل نکنند، در هوای طوفانی سفر نکنند و میان مسافران زن و مرد، پرده‌ای بیندازند.
[۱۴] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۳۲۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

مشاغلی چون پزشکی و دامپزشکی و داروسازی، از قرن پنجم زیر نظر محتسبان قرار گرفت، پیش از این، رئیس پزشکان از پزشکان و داروسازان امتحان می‌گرفت و جواز کار صادر می‌کرد، اما ضعف نظام پزشکی از قرن پنجم به بعد و دخالت افراد نالایق و سودجو در امور پزشکی، محتسبان را واداشت که به کار آنان در خانه و بازار رسیدگی کنند
[۱۵] داود سلمان علی، «الحسبة فی الطب و الجراحة عندالعرب»، ج۱، ص۳۸ـ ۳۹، در دراسات فی الحسبة و المحتسب عندالعرب، بغداد: جامعة بغداد.
[۱۶] مهدى محقق، دومین بیست‌گفتار در مباحث ادبى و تاریخی‌و فلسفى و كلامى و تاریخ علوم در اسلام، به‌انضمام زندگی‌نامه و كتاب‌نامه، ص۲۱۴ـ ۲۱۸، تهران ۱۳۶۹ش.
محتسبان باتوجه‌ به تخصص پزشکان از آنان امتحان می‌گرفتند.
[۱۷] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایة الرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۹۸ـ ۱۰۱، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.


← نظارت بر آیینهای مذهبی و مسجدها


از وظایف و اختیارات محتسب، نظارت بر برگزاری آیین‌های مذهبی به ‌ویژه نماز، نظارت بر اداره مسجدها و نگهداری و مرمت آن‌ها بود.
محتسب وظیفه داشت همسایگان مسجد را امر به اقامه نماز در مسجد کند و در برپایی نماز جمعه با آداب مخصوص خود بکوشد؛ در ایامی که مردم در مساجد ازدحام می‌کنند کسانی را برگمارد تا از حضور افراد لاابالی و بی‌توجه به آداب مسجد و نماز جلوگیری کنند؛ مانع اعمالی شود که سبب آلودگی و حرمت‌شکنی مسجد می‌شود، مانند خرید و فروش، غذا خوردن، گدایی کردن، داد و فریاد کردن؛
[۱۸] مؤذن و خادمان مسجد نظارت کند تا وظایف خود را درست انجام دهند، (۲۷) امام خمینی، کتاب‌البیع، قم.
[۱۹] علی‌بن محمد ماوردی، الاحکام‌السلطانیة و الولایات الدینیة، ج۱، ص۳۹۵ـ۳۹۷، چاپ خالد عبداللطیف السبع العلمی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
[۲۰] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۰ـ ۱۱۳، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۲۱] ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۱، چاپ لوى پرووانسال.
[۲۲] ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۶، چاپ لوى پرووانسال.
[۲۳] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۷۶، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۲۴] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۶۴ـ ۳۶۷، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


← نظارت بر اخلاق عمومی


محتسب بر اخلاق عمومی شهروندان نظارت داشت.
وی از مصرف مشروبات الکلی، قماربازی، و خرید و فروش آلات موسیقی در ملأ عام به‌شدت جلوگیری می‌کرد.
برخی تخلفات اخلاقی، مانند زنا و لواط، مشمول مجازات حدّ یا تعزیر بود، همچنین محتسب می‌بایست از اختلاط زنان و مردان در مراکز عمومی و از اجتماع مرد و زن در مکان‌های خلوت نهی می‌کرد، اما حق نداشت درباره منکراتی که در خانه‌ها و پنهانی سر می‌زد، تجسس کند مگر آن‌که نشانه‌های منکر علنی شود، مانند بلند شدن صدای ساز از منزل .
[۲۵] حواشی الشروانی و ابن‌قاسم العبادی علی تحفة المحتاج بشرح المنهاج، چاپ سنگی مصر ۱۳۱۵، ج۹، ص۲۱۹، چاپ افست (بیروت) : دار احیاء التراث‌العربی.
[۲۶] محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی‌المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، ج۴، ص۲۱۱، مع تعلیقات جوبلی‌بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).

محتسب بر مراکزی که احتمال رفتارهای ناپسند اخلاقی بیش‌تر بود، مانند حمامها، به‌دقت نظارت می‌کرد، همچنین بر کیفیت غسل مردگان و کندن گور و آداب دفن و عزاداری ناظر بود، شیون کردن زنان در قبرستان‌ها ممنوع بود و از حضور آنان در تشییع جنازه جلوگیری می‌شد، مگر آن‌که پوشیده و با وقار بودند
[۲۷] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۲۸] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۰۱ـ۱۰۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
[۲۹] ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۶ـ۲۱۷، چاپ لوى پرووانسال.
[۳۰] عمربن محمد سُنامی، ج۱، ص۹۸، نِصاب‌الاحتساب، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۳۱] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۱۵۳، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۳۲] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۲۶۴، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۳۳] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۲۹۲، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


← نظارت بر فرهنگ عمومی


محتسب بر کسانی که بر فرهنگ عمومی تأثیرگذار بودند (مانند اندرزگران، قصه‌پردازان، شاعران و معلمان ) نظارت داشت.
می‌بایست واعظان را امتحان می‌کرد تا صلاحیت آنان برای وعظ و سخنرانی تأیید شود.
ابن‌اخوه
[۳۴] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۷۱ـ۲۷۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
مجالسِ وعظ زمان خود را مکانی برای تفریح و خوش‌گذرانی و ملاقات افراد با یکدیگر دانسته و گفته که منع و نه [[]] ی آن‌ها شایسته است.
نظارت بر فال‌گیران و پیشگویان نیز از وظایفِ محتسب بود.
[۳۵] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۷۵ـ ۲۷۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

او همچنین می‌بایست از شعبده‌بازی و سحر و گفتارهای کفرآمیز منع می‌کرد.
[۳۶] ۲۶۱، عمربن محمد سُنامی، ج۱، ص۱۹۲، نِصاب‌الاحتساب، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.

سُنامی، در فصلی از کتاب خود، عبارات و جمله‌های کفرآمیز و معصیت‌بار را که در زبان فارسی به کار می‌رفته گردآورده است.
[۳۷] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۷۷ـ ۳۸۶، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.

از گروه‌هایی که محتسب بر آنان نظارت داشت، معلمان و مربیان کودکان بودند، از تعلیم خط به کودکان در مساجد جلوگیری می‌شد تا مسجدها آلوده نشوند، شیخی که مکتب‌داری می‌کرد می‌بایست صلاحیت‌های لازم را می‌داشت؛ تأدیب شاگردان نباید از حد مجاز فراتر می‌رفت، معلم حق بدزبانی و فحش دادن نداشت، نباید از شاگردان برای رفع نیازهای شخصی بیگاری می‌کشید، باید از تعلیم اشعار برخی از شاعران به کودکان خودداری می‌کرد، باید فردی امین و متأهل، مأمور آوردن بچه‌ها به مکتب‌خانه و بردن آنان به خانه بود تا کودکان در راه فریب فاسقان را نخورند.
[۳۸] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۴ـ۱۰۵، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۳۹] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۶۰ـ۲۶۲، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.


← نظارت بر ذمیان


ذمّیان تابع مقررات ویژه‌ای بودند که محتسب می‌بایست در اجرای صحیح آن نظارت می‌کرد.
این مقررات، که در کتاب‌های فقهی از آن بحث شده، شبیه شروطی است که عمربن خطاب برای اهل ذمّه زمانِ خود وضع کرد: ذمّیان باید لباس متمایز از مسلمانان بپوشند، زنانشان کفش‌های رنگ به رنگ (یک لنگه سیاه یک لنگه سفید) به پا کنند، هنگام ورود به حمام علامتی بر گردن بیاویزند، سوارِ اسب نشوند، سلاح برنگیرند، راه را بر مسلمانان تنگ نکنند، دین خود را تبلیغ نکنند، آشکارا شراب ننوشند و گوشت خوک نخورند.
[۴۰] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۶ـ۱۰۷، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۴۱] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۹۲ـ۱۰۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.


← نظارت بر صاحب‌منصبان


در بررسی دقیقِ وظایف محتسب و رابطه نهاد حسبه با دیگر سازمان‌های اداری، معلوم می‌شود که این نهاد، حق نظارت و بازرسی از سازمانها و دیوان‌های حکومتی را نداشته است.
وظیفه محتسب درباره حِسبت قاضی تنها به چند مورد از آیین دادرسی منحصر می‌شده است، مثلاً اگر قاضی با متهم به درشتی سخن می‌گفت یا مجلس قضا را در مسجد برپا می‌کرد، حسبت او شایسته بود، زیرا حرمت مسجد شکسته می‌شد.
از سوی دیگر، احتمالا حسبت قاضیان یادگار موارد استثنایی از محتسبان جسور، مقتدر و فقیه بوده است که بر قاضیان برتری داشته‌اند،
[۴۲] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۳ـ ۱۱۵، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
نه شیوه‌ای معمول در میان محتسبان.
درباره حسبت والیان و امیران، کار محتسبان بیش‌تر به موعظه و نصیحت شباهت داشت.
[۴۳] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۵ـ۱۱۶، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
، این ملایمت از آن‌رو بود که محتسب از یک طرف می‌بایست به وظیفه دینی امر به معروف و نهی از منکر عمل می‌کرد و از طرف دیگر نگران خشم و تغییر مزاج والی و سلطان بود.

← نظارت بر بهداشت عمومی


محتسب برای رعایت [[|بهداشت فردی]] و عمومی تلاش می‌کرد، وی بر بهداشت آبرسانی، نظافت بازارها و راه‌ها و حمام‌ها و حمل زباله به بیرون شهر نیز نظارت داشت.
او می‌بایست از آلودن آب نهرها و رودخانه‌ها و از ریختن فاضلاب رنگرزان، گازران و امثال آنان به آب نهر جلوگیری می‌کرد.
[۴۴] حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۱۸.
[۴۵] حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۳۱.

در شهرهایی که سقایان آب مصرفی مردم را از نهرها تأمین می‌کردند، محتسب می‌بایست مراقب بود که سقایان از جایی آب بردارند که آبشخور حیوانات نباشد و زنان در نزدیکی آن شستشو نکنند
[۴۶] ابن‌عبدون، (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۲۲، چاپ لوى پرووانسال.

همچنین مواد غذایی فاسد شده و زیان‌آور برای سلامتی مردم بایستی به خارج از شهر منتقل می‌شد، مثلا مغازه‌دارانی که مواد غذایی و گوشتی آنان فاسد می‌شد، موظف بودند آن‌ها را بیرون شهر دفن کنند.
[۴۷] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۳۳، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۴۸] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۵۹، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.

محتسب، همچنین گرمابه‌دارها را موظف می‌کرد که روزی چند بار با آب تمیز، کف حمام را بشویند، کثافات خزینه و حوضچه را پاک کنند و حمام را روزانه دو بار با مواد خوشبو بخور دهند، ورود جذامیان و مبتلایان به برص به حمام عمومی ممنوع بود.
[۴۹] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۸۷ـ۸۸، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.

سلاخ‌ها و قصاب‌ها ملزم بودند در کشتار حیوانات بهداشت را رعایت کنند، قصاب حق نداشت در جلو مغازه خود، حیوانات را ذبح کند زیرا راه عبور مردم آلوده می‌شد.
بایستی حیوانات در کشتارگاه بیرون بازار یا بیرون شهر ذبح می‌شدند، قصاب می‌بایست پس از پایان فروش گوشت، روی تخته قصابی نمک می‌پاشید تا در گرمی هوا، کرم نزند و بر تخته ظرفی بزرگ و سنگین می‌گذاشت تا سگ آن را نلیسد و از حشرات مصون بماند.
[۵۰] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

طباخان، کباب‌فروشان، جگرپزان و سایر صنف‌هایی که موادغذایی و انواع نوشیدنی به مردم عرضه می‌کردند نیز ملزم به رعایت نظافت بودند، آنان باید ظرف‌ها را با آب داغ و اُشنان می‌شستند و روی آن‌ها را با پارچه یا حصیر می‌پوشاندند تا حشرات موادغذایی را آلوده نکنند، مخلوط کردن گوشت حیوانات برای فروش و عرضه مواد غذایی کهنه، تدلیس و غش در کسب به شمار می‌آمد و موجب تنبیه و تعزیر از سوی محتسب می‌شد.
[۵۱] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
[۵۲] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
[۵۳] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۷۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
[۵۴] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۱۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

افزودن مواد غیرمجاز و زیان‌آور به مواد غذایی نیز مجازات شدیدی داشت.
[۵۵] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۹ـ۱۶۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
رعایت بهداشت در تهیه نان ضروری بود و محتسب نانوایان را ملزم می‌کرد ظروف خود را با آب پاکیزه بشویند، روی ظرف خمیر را بپوشانند و هرگز با پا یا آرنج، خمیر به عمل نیاورند، آستین‌های لباسشان تنگ باشد و دهان‌بند داشته باشند و نیز بر یقه خود، دستار سفید ببندند، موهای دست خود را بزدایند و اگر هنگام روز خمیر می‌گیرند کسی را برای مگس پراندن بگمارند، کارگران بر کیسه‌های آرد نخوابند و کیسه‌ها را پس از شستن بر طناب بیاویزند.
[۵۶] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۲۲، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
[۵۷] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۴ـ۱۵۵، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.


← نظارت بر سازه‌های شهری و عبور و مرور در راهها


محتسب بر بنای ساختمان‌های عمومی و خصوصی نظارت می‌کرد و مراقب بود که بازارها فراخ و مرتفع ساخته شوند؛ اگر بازار سنگ‌فرش نیست در دو سوی بازار، پیاده‌روها سنگ‌فرش شوند؛ مغازه‌ها در ردیف منظم ساخته شوند و پیشخوان مغازه‌ها به اندازه‌ای باشند که مزاحم عبور و مرور نشوند.
هر صنفی جای خاصی در بازار داشت و از قرار گرفتن اصناف نا متجانس در کنار هم پرهیز می‌شد.
[۵۸] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.

محتسب بر مواد ساختمانی و بنّایان و کارگران نیز نظارت می‌کرد تا ساختمان‌ها با استحکام بیشتری ساخته شوند، ابن‌اخوه فصل ۶۹ کتاب خود را به حسبت نجاران، بنّایان، گچ‌کاران و نقاشان اختصاص داده است، محتسب از آنان سوگند می‌گرفت که در کار خود تقلب و سهل‌انگاری نکنند
[۵۹] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۳۴۳ـ۳۴۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.

محتسب موظف بود از هرگونه سدّ معبر و مزاحمتی که برای عبور و مرور مردم ایجاد می‌شد، جلوگیری کند؛ از جمله از جلو آوردن دیوار خانه و مغازه در مسیر راه یا قراردادن ناودان‌های پشت‌بام و لوله‌های فاضلاب در کوچه‌ها و راه‌ها، بایستی ناودان‌ها را در داخل دیوار قرار می‌دادند و برای فاضلاب، چاه حفر می‌کردند
[۶۰] حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۱۸.
[۶۱] عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۴، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.

حمل و نقل هیزم و خار در بازارها که موجب پارگی لباس مردم می‌شد، آب زدن راه‌ها به حدی که لغزنده شوند، انداختن پوست میوه و زباله در راه‌ها، همگی ناروا و منکر بودند و محتسب از آن‌ها جلوگیری می‌کرد.
[۶۲] ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
[۶۳] عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۴۶ـ۳۶۳، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. علی‌بن محمد ماوردی، الاحکام‌السلطانیة و الولایات الدینیة، ج۱، ص۳۹۴ـ۴۱۳، چاپ خالد عبداللطیف السبع العلمی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲. ابن‌ابی‌یعلی، الاحکام السلطانیة، ج۱، ص۲۸۷ـ ۳۰۸، چاپ محمدحامد فقی، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۳. احمدبن عبدالوهاب نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۶، ص۲۹۱ـ ۳۱۵، قاهره (۱۹۲۳) ـ ۱۹۹۰.
۴. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۵۳ـ۵۵، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵. احمدبن علی قلقشندی، صبح الاعشی فی صناعة الانشا، ج۱۰، ص۴۶۰ـ ۴۶۱، قاهره ۱۳۳۱ـ ۱۳۳۸/ ۱۹۱۳ـ ۱۹۲۰، چاپ افست ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
۶. ابن‌فضل‌اللّه عمری، التعریف بالمصطلح الشریف، ج۱، ص۱۶۲ـ۱۶۴، چاپ محمدحسین شمس‌الدین، بیروت ۱۴۰۸/ ۱۹۸۸.
۷. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۲، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۸. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۰ـ۱۲۱، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۹. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۱ـ۱۲۳، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۱۰. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۳، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۱۱. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۷۴ـ۷۶، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۱۲. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۲۶ـ۱۲۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۱۳. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۴۴ـ۱۵۱، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۱۴. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۳۲۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۱۵. داود سلمان علی، «الحسبة فی الطب و الجراحة عندالعرب»، ج۱، ص۳۸ـ ۳۹، در دراسات فی الحسبة و المحتسب عندالعرب، بغداد: جامعة بغداد.
۱۶. مهدى محقق، دومین بیست‌گفتار در مباحث ادبى و تاریخی‌و فلسفى و كلامى و تاریخ علوم در اسلام، به‌انضمام زندگی‌نامه و كتاب‌نامه، ص۲۱۴ـ ۲۱۸، تهران ۱۳۶۹ش.
۱۷. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایة الرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۹۸ـ ۱۰۱، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۱۸. مؤذن و خادمان مسجد نظارت کند تا وظایف خود را درست انجام دهند، (۲۷) امام خمینی، کتاب‌البیع، قم.
۱۹. علی‌بن محمد ماوردی، الاحکام‌السلطانیة و الولایات الدینیة، ج۱، ص۳۹۵ـ۳۹۷، چاپ خالد عبداللطیف السبع العلمی، بیروت ۱۴۱۰/۱۹۹۰.
۲۰. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۰ـ ۱۱۳، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۲۱. ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۱، چاپ لوى پرووانسال.
۲۲. ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۶، چاپ لوى پرووانسال.
۲۳. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۷۶، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۴. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۶۴ـ ۳۶۷، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۲۵. حواشی الشروانی و ابن‌قاسم العبادی علی تحفة المحتاج بشرح المنهاج، چاپ سنگی مصر ۱۳۱۵، ج۹، ص۲۱۹، چاپ افست (بیروت) : دار احیاء التراث‌العربی.
۲۶. محمدبن احمد خطیب شربینی، مغنی‌المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، ج۴، ص۲۱۱، مع تعلیقات جوبلی‌بن ابراهیم شافعی، بیروت: دارالفکر، (بی‌تا).
۲۷. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۲۸. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۰۱ـ۱۰۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۲۹. ابن‌عبدون (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۱۶ـ۲۱۷، چاپ لوى پرووانسال.
۳۰. عمربن محمد سُنامی، ج۱، ص۹۸، نِصاب‌الاحتساب، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۱. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۱۵۳، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۲. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۲۶۴، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۳. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۲۹۲، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۴. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۷۱ـ۲۷۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۳۵. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۷۵ـ ۲۷۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۳۶. ۲۶۱، عمربن محمد سُنامی، ج۱، ص۱۹۲، نِصاب‌الاحتساب، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۷. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۷۷ـ ۳۸۶، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۳۸. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۴ـ۱۰۵، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۳۹. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۶۰ـ۲۶۲، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۴۰. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۰۶ـ۱۰۷، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۴۱. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۹۲ـ۱۰۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۴۲. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۳ـ ۱۱۵، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۴۳. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۱۵ـ۱۱۶، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۴۴. حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۱۸.
۴۵. حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۳۱.
۴۶. ابن‌عبدون، (رسالة فی‌القضاء و الحسبة)، ص۲۲۲، چاپ لوى پرووانسال.
۴۷. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۳۳، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۴۸. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۵۹، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۴۹. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۸۷ـ۸۸، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۵۰. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۱. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۷، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۲. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۳. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۷۳ـ۱۷۴، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۴. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۲۱۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۵. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۹ـ۱۶۰، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۶. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۲۲، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۵۷. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۵۴ـ۱۵۵، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۵۸. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، ج۱، ص۱۱ـ۱۲، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۵۹. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۳۴۳ـ۳۴۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۶۰. حسن اطروش، كتاب‌الاحتساب، ص۱۸.
۶۱. عبدالرحمان‌بن نصر شیزری، کتاب نهایةالرتبة فی طلب الحسبة، ج۱، ص۱۴، چاپ سید باز عرینی، بیروت ۱۴۰۱/ ۱۹۸۱.
۶۲. ابن‌اخوه، کتاب معالم القربة فی احکام الحسبة، ج۱، ص۱۳۵ـ۱۳۶، چاپ محمد محمود شعبان و صدیق احمد عیسی مطیعی، مصر ۱۹۷۶.
۶۳. عمربن محمد سُنامی، نِصاب‌الاحتساب، ج۱، ص۳۴۶ـ۳۶۳، چاپ مریزن عسیری، مکه ۱۴۰۶/۱۹۸۶.


منابع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حسبه»، شماره۶۱۱۶.    



جعبه ابزار